امروز، این پرچم در دست کودک و جوان، بر بام خانهها، بر شیشه خودروها و در میدانهای شهر، حضوری بیسابقه یافته است؛ حضوری که از یک احساس مشترک برمیخیزد: دفاع از هویت، سرزمین، و حقیقتی که مردم آن را با جان خود معنا میکنند. در چنین بزنگاههایی، پرچم دیگر فقط نشانه یک کشور نیست، بلکه زبان بیواسطه همبستگی و ایستادگی است؛ زبانی که همه اقوام و سلیقهها را در یک قاب گرد آورده است.
در این روزهای پرالتهاب و در میانه این جنگِ تحمیلی، پرچم ایران دیگر تنها یک نماد رسمی یا آیینی نیست؛ به تپش زنده یک امت بدل شده است. گویی هر کوی و برزن، هر خیابان و میدان، به قامت یک روایت ایستادهاند و این سهرنگ، بر فرازشان، نه فقط پارچهای در باد، که تجلی اراده جمعی مردمی است که در سختترین لحظات، به هم نزدیکتر شدهاند.
امروز، این پرچم در دست کودک و جوان، بر بام خانهها، بر شیشه خودروها و در میدانهای شهر، حضوری بیسابقه یافته است؛ حضوری که از یک احساس مشترک برمیخیزد: دفاع از هویت، سرزمین، و حقیقتی که مردم آن را با جان خود معنا میکنند. در چنین بزنگاههایی، پرچم دیگر فقط نشانه یک کشور نیست، بلکه زبان بیواسطه همبستگی و ایستادگی است؛ زبانی که همه اقوام و سلیقهها را در یک قاب گرد آورده است.
اینک، پژواک این حضور از مرزها نیز عبور کرده است؛ در خیابانهای کشورهاى اسلامى و غربى در رُم، لندن، مادرید، پاریس و دیگر پایتختهای جهان، و حتی در شهرهای مختلف آمریکا این پرچم به اهتزاز درآمده است؛ رخدادی که در تاریخ این کشورها کمنظیر مینماید. گویی یک نماد ملی، در متن یک بحران، به بیانی جهانی بدل شده و دلهایی را در نقاط مختلف جهان با خود همراه کرده است.
این صحنهها، تنها جلوههایی گذرا نیستند؛ بلکه نشانه آن هستند که در لحظات سرنوشتساز، ملتها چگونه میتوانند از دل رنج، به وحدت برسند و از دل وحدت، صدایی بسازند که جهان آن را بشنود. پرچم ایران امروز، در این بحبوحه سخت، نه فقط بر فراز سرزمین، که بر بلندای معنا و امید ایستاده است..
در پایان، سر تعظیم فرود میآوریم در برابر این پرچمِ برافراشته و آنان که در دل شب و زیر تهدید بمبارانها، بیدار و استوار، آن را بر دوش میکشند. پرچمداران خاموشی که با ایستادگیشان، حماسه را زنده نگه داشتهاند. این پرچم، به حرمت دستان آنان، همچنان در اوج است؛ و این اوج، نشانه شرافت و پایداری یک ملت است.