عضو شورای اطلاع رسانی دولت گفت: در بزنگاههای حساس، همگرایی درونی جامعه ایرانی به اوج میرسد؛ پدیدهای که ریشه در تجربههای تاریخی، حافظه جمعی اراده مقاومت و حساسیت نسبت به مداخله خارجی دارد.
محمد عطریانفر در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به اینکه در ماههای اخیر، فضای اجتماعی و سیاسی ایران وارد تنشهای فزایندهای با آمریکا و اسرائیل شده است، اظهار کرد: این مرحله را میتوان نبردی تمامعیار در سطوح مختلف سیاسی، امنیتی، رسانهای و اقتصادی توصیف کرد. در این میان، تصور غالب در محافل خارجی این است که افزایش فشارها، تحریمها و تهدیدهای امنیتی میتواند شکافهای داخلی را عمیقتر کرده و به تضعیف همبستگی ملی منجر شود. اما واقعیت تحولات اخیر نشان داده است که در بزنگاههای حساس، همگرایی درونی جامعه ایرانی به اوج میرسد؛ پدیدهای که ریشه در تجربههای تاریخی، حافظه جمعی اراده مقاومت و حساسیت نسبت به مداخله خارجی دارد.
وی با بیان اینکه شهروندان ایرانی با وجود نقدها و انتظارات داخلی، در برابر تهدید خارجی میایستند و اولویت را به حفظ ثبات و امنیت ملی میدهند، افزود: به نظر میرسد از جمله خطاهای محاسباتی دشمن، نادیده گرفتن عنصر هویت ملی و پیوندهای فرهنگی عمیق میان آحاد مردم ایران است. تجربههای پیشین، از جنگ تحمیلی ۸ ساله تا دورههای متعدد تحریم، نشان داده که فشار بیرونی به واگرایی داخلی نمیانجامد، بلکه در مواردی حتی به بازتعریف همبستگی ملی تبدیل میشود.
معاون سیاسی حزب کارگزاران سازندگی ایران ادامه داد: آنچه امروز در جامعه ایران دیده میشود، ترکیبی از مطالبهگری مسالمتآمیز، مشروع و منصفانه داخلی و مقاومت در برابر فشار خارجی است؛ دو مسیری که الزاماً در تضاد با یکدیگر تعریف نمیشود. لذا باید کوشید با مدیریت هوشمندانه سرمایه اجتماعی کشور، از تصمیمها و اقداماتی که شکافهای داخلی را تشدید میکند، پرهیز شود.
عطریانفر بیان کرد: در ماجرای حمله ناجوانمردانه و سراسر فریب نهم اسفند آمریکا و اسرائیل که با آرزوی فروپاشی و سقوط نظام طراحی شده بود، دشمن غدّار برای تحقق مهمترین ترفند سیاسی و با ابزار نظامی، رهبر دلیر، سرافراز، جلیلالقدر و پرتوان نظام سیاسی ایران را هدف جنایت خود قرار داد و حضرت آیتالله خامنهای را در اوج مظلومیت و استقامت به درجه رفیع شهادت رساند. رهبر شهید ایران علیرغم تهدیدات نظامی، در محل کار خود برای راهبری و هدایت فرماندهان ارشد نیروهای مسلح حضور داشت. چنین تصویر باصلابتی در سطح افکار عمومی جهان بهعنوان نمادی از شهامت، دلیرمردی، حضور در کنار مردم و پذیرش سرنوشت مشترک با ملت توسط یک پیشوای آزاده تفسیر میشود.
وی اضافه کرد: سرنوشت عزتمند ۳۶ سال پایمردی آیتالله خامنهای و فرجام شهادت ایشان به عنوان رهبری بزرگ و مرجعی هوشیار که در اوج فهم و فضیلت فقهی و اندیشهورزی قرار داشتند و نماد ایمان استوار به خدا و عمل صالح محسوب میشوند، میتواند یک باور عمیق از اعتماد به نفس، ثبات ساختاری و مشروعیت نظام سیاسی را به جهان سیاست ارائه کند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: نزد ملت ایران، مشروعیت و حقانیت بر پایه مفاهیمی چون خدمت صادقانه، مقاومت، استقلالطلبی و ایستادگی در برابر فشار خارجی تعریف میشود. پیامد شهادت مظلومانه رهبری نظام، هر کنش نمادینی که نشانی از مقاومت در برابر تهدید دشمن باشد را به عنوان نشانهای از پایبندی به اصول ترسیم میکند. علاوه بر این، شخصیت سیاسی و مذهبی رهبر توانای انقلاب، نماد استقلال و شهادتطلبی برای بخش قابل توجهی از حامیان نظام است که با مفهوم مقاومت گره خورده است.
عطریانفر با اشاره به اینکه علیرغم خواست ترامپ و نتانیاهو، مردم نهتنها برای براندازی نظام به خیابانها نیامدند، بلکه در شهرهای مختلف شاهد صحنههای گوناگون از عزاداری خیابانی مردم برای شهادت رهبر انقلاب هستیم، گفت: میان آرزومندی و گفتمان توسعهطلبانه دشمنان خارجی با واقعیتهای اجتماعی داخل ایران و همچنین روایت رسانهای هر دو طرف تفاوتهای بسیاری وجود دارد. مواضعی که از سوی ترامپ و رئیس دولت اشغالگر درباره «آمادگی جامعه ایران برای براندازی» مطرح میشود، بیش از آنکه مبتنی بر دادههای میدانی دقیق باشد، در چارچوب آرزوها، جنگ روانی و فشار سیاسی قابل تحلیل است. در چنین ادبیاتی، القای نارضایتی فراگیر با هدف فروپاشی قریبالوقوع، خود بخشی از ابزار فشار محسوب میشود.
وی با اشاره به اینکه همواره تهدید خارجی باعث تجمیع مردم ایران در ذیل نماد استقلال، یعنی پرچم شده است، عنوان کرد: این از خطای روشن سیاست خارجی قدرتهاست که گاهی ارزیابیشان از افکار عمومی کشور هدف، بر اساس منابع محدود، رسانههای همسو و گروههای خاص انجام میشود. جامعه یکدست نیست و در هر جامعهای، هم نقد وجود دارد و هم حمایت؛ هم مطالبات اصلاحی مطرح است و هم گرایشهای انقلابی. هر کسی که بدون توجه جامع، نگاهی مطلق به یکی از لایهها داشته باشد، به نتیجه درستی نخواهد رسید. شکاف میان تصور دشمن و واقعیت میدان، نشاندهنده پیچیدگی جامعه و دشواری فهم رفتار جمعی شهروندان است.
عضو شورای اطلاع رسانی دولت همچنین در تشریح تفاوتها و شباهتهای مقطع فعلی با سال ۶۸ و زمان رحلت امام، بیان کرد: برای مقایسه شرایط امروز با مقطع رحلت حضرت امام در سال ۱۳۶۸، باید به شرایط داخلی و منطقهای و جایگاه بینالمللی کشور نگاه کنیم. بین مقطع فعلی و آن زمان، سه شباهت وجود دارد. رحلت حضرت امام یک شوک بزرگ سیاسی و عاطفی بود. بسیاری در خارج از کشور تصور میکردند با فقدان ایشان، نظام دچار خلأ قدرت و بیثباتی خواهد شد. اما در چارچوب سازوکارهای قانونی، فرآیند انتقال رهبری به حضرت آیتالله خامنهای به سرعت انجام شد. در شرایط امروز نیز در فرض مواجهه با بحرانهای بزرگ که البته دور از ذهن نیست، بار دیگر مسئله «ثبات ساختاری» و توانایی نهادها در مدیریت انتقال و تداوم حکمرانی به یک آزمون تعیینکننده تبدیل میشود.
عطریانفر با اشاره به اینکه در سال ۶۸، برخی تحلیلگران غربی پایان جنگ و رحلت رهبر انقلاب را نقطه آغاز افول جمهوری اسلامی میدانستند، افزود: امروز هم در ادبیات برخی سیاستمداران خارجی، مشابه همین تحلیلها دیده میشود. این شباهت نشان میدهد برآوردهای بیرونی درباره پایداری نظام سیاسی ایران همواره با واقعیتهای داخلی متفاوت بوده است. شباهت سوم نیز اینکه در هر دو مقطع، عنصر همبستگی در شرایط بحران نقش تعیینکننده داشته و دارد. در بزنگاههای حساس، بخش بزرگی از جامعه علیرغم وجود اختلافات، در برابر بیثباتی یا تهدید خارجی به مصالح ملی توجه میکند.
وی اضافه کرد: در مورد تفاوتها هم به سه عنوان کلی در زمینه شرایط اقتصادی، فضای رسانهای و افکار عمومی و جایگاه منطقهای و بینالمللی کشور اشاره میکنم. در سال ۶۸، کشور تازه از جنگ هشتساله خارج شده بود. اقتصاد اگرچه ضعف شدید داشت، اما کشور دارای نوعی سرمایه اجتماعیِ برآمده از جنگ بود. امروز اقتصاد کشور با پیچیدگیهای متفاوت مانند تحریمهای گسترده، تورم مزمن و انتظارات اجتماعی بالا مواجه است. به علاوه سطح مطالبات عمومی مردم نیز نسبت به دهه ۶۰ به مراتب افزایش یافته است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با بیان اینکه همچنین در سال ۶۸ فضای رسانهای محدود و عمدتاً داخلی بود، اظهار کرد: امروز اما با گسترش شبکههای اجتماعی و رسانههای فراملی، شکلدهی به افکار عمومی بسیار پیچیده و چندلایه شده و مدیریت روایت و اقناع افکار عمومی اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است. نهایتا تفاوت سوم بین این دو مقطع، این است که در سال ۶۸ ایران هنوز در حال بازسازی موقعیت منطقهای خود پس از جنگ بود. امروز اما جمهوری اسلامی بازیگری مهم و نقشآفرینی تأثیرگذار در معادلات منطقهای محسوب میشود و همین امر، هم فرصت ایجاد میکند و هم سطح دشمنیها و رقابتها را افزایش میدهد.
عطریانفر با بیان اینکه تجربه سال ۶۸ نشان داد که وجود سازوکارهای مشخص قانونی برای انتقال قدرت میتواند از بروز خلأ و بحران جلوگیری کند، گفت: همدلی و همگرایی با شعار ایجاد نمیشود و پاسخگویی، شفافیت و کاهش شکافهای اقتصادی و اجتماعی لازم است. در دنیای امروز، جنگ روایتها هموزن و همعرض تحولات میدانی است. سرعت، دقت و صداقت در اطلاعرسانی میتواند از شکلگیری شایعات و بیاعتمادی جلوگیری کند.
وی ادامه داد: هم در سال ۶۸ و هم امروز، بخشی از فشارها ناشی از برداشتهای غلط بیرونی از وضعیت داخلی ایران بوده و هست. کاهش خطاهای محاسباتی نیازمند تحلیل واقعبینانه و پرهیز از تصمیمهای هیجانی است. در سال ۶۸ نشان داده شد که نظام سیاسی میتواند هوشمندانه و با احتیاط کافی، از یک شوک بزرگ عبور کند، به شرط آنکه نهادهایش کارآمد باشند و سرمایه اجتماعی حداقلی حفظ شود. شرایط امروز از نظر پیچیدگیهای اقتصادی و رسانهای دشوارتر از ۶۸ است، البته مدیریت عقلانی به ما میآموزد که اندیشه جمعی و اراده کارآمد میتواند همه بحرانها را رفع کند و راهگشای تمام بنبستها باشد.