همزمان با فرارسیدن ایامالله دهه فجر و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، مجموعهای از برنامههای علمی، پژوهشی و رسانهای را با محوریت اندیشه امام خمینی(س) و بازخوانی تحلیلی تاریخ انقلاب اسلامی تدارک دیده است. این مجموعه فعالیتها که با عنوان کلی «امام مردم» معرفی میشود، در قالب یادداشتهای تحلیلی، مصاحبههای تخصصی و گزارش نشستهای علمی، با هدف تعمیق گفتمان «جهاد تبیین»، مقابله با تحریفهای تاریخی و ارائه روایتی مستند و اصیل از انقلاب، در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت.
در شرایطی که بخشی از کژکارکردهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران امروز، ریشه در فاصلهگرفتن از مبانی نظری انقلاب اسلامی دارد، بازخوانی ایده انقلاب در اندیشه امام خمینی(س) ضرورتی راهبردی است. این یادداشت میکوشد با نگاهی تحلیلی، ظرفیتهای مغفولمانده انقلاب اسلامی را برای اصلاح وضعیت موجود و بازسازی نسبت «انقلاب، مردم و حکمرانی» واکاوی کند.
ایران دارای ظرفیت معنایی و مادی فوق العاده ای است. ایران زادگاه تمدنی هفتهزارساله است. ایران کشوری با حدود یک درصد جمعیت جهان، ۷ درصد منابع طبیعی جهان، ۱۱ درصد ذخائر ثابت شده نفت و ۱۷ درصد ذخائر ثابت شده جهانی گاز، هفدهمین کشور از لحاظ تولید ناخالص داخلی، و پانزدهمین کشور با شاخص توسعۀ انسانی. این کشور از نظر موقعیت ژئوپلتیک، علاوه بر دسترسی به آبهای آزاد با پانزده کشور همسایه است. به لحاظ معنایی نیز هویت ایرانی - اسلامی با بهرهگیری از فرهنگ غنی و زبان معنا بخش و معارف دینی و روحیه فتوت و آزادگی مردم ایران عزیز دارای ظرفیتهای خاص خود است.
در طول سالیان گذشته ایران دارای فراز و فرودهای جدی بوده است که یکی از نقاط حلقهای و مرکزی طلوع انقلاب اسلامی بوده و باعث تحولات کمی و کیفی در جامعه و سیاست داخلی و سیاست خارجی شده است. در جهان تنها پنج انقلاب اجتماعی رخ داده است. انقلاب اجتماعی به معنای تغییر در همۀ شئون جامعه است. ایران محل وقوع آخرین انقلاب اجتماعی و جزو پنج کشوری است که در آن یک انقلاب بزرگ به وقوع پیوسته است. در تاریخ بشر، تنها انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹م)، انقلاب بلشویکی روسیه (۱۹۱۷م)، انقلاب دهقانی چین (۱۹۴۹م)، انقلاب شهری کوبا (۱۹۵۹م) و انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹م)، بهعنوان انقلابهای اجتماعی و یا فراگیر شناخته شدهاند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷ (فوریۀ ۱۹۷۹م) بهعنوان انقلابی با ویژگیهای خاص و منحصربهفرد و بهویژه انقلابی مستقل در فضای وابستگیهای دوقطبی دوران جنگ سرد در همۀ جهان توجه اندیشمندان حوزۀ جامعهشناسی سیاسی و مسائل انقلابها را به خود جلب کرد. نظریهپردازان وابسته به طیفهای گوناگون فکری، از ساختارگرا تا پساساختارگرا و حوزههای علوم انسانی، از فلسفه تا جامعهشناسی، هر یک از نگاه خود به این انقلاب پرداخته و در پی تحلیل آن بودهاند.
نگاهی به مطالعات متأخر جامعهشناسی انقلاب نشان میدهد که انقلاب اسـلامی بـه علل مختلف علمـی، دینـی، سیاسـی، منطقـهای و بـینالمللی، حساسیت پژوهشگران و اندیشمندان حوزه جامعهشناسی سیاسی را بـه شـدت برانگیختـه اسـت؛ به طوری که تا کنون صدها کتاب و مقاله علمی از دیدگاههای مختلف درباره انقلاب اسلامی توسط پژوهشگـران خـارجی و داخلـی نوشـته شـده اسـت. از این روی مطالعه پیامدهای نظریهای انقلاب اسلامی میتواند حایز اهمیت فراوانـی باشد.
دستگاه تلفیقی انقلاب اسلامی نشان دهنده آن است که انقلاب اسلامی بر اساس زمینهها و عوامل زیر به وجود آمده است:
1- بحران کارآمدی(زوال کارایی دولت)؛
2- بحران عدالت؛
3- محرومیت نسبی؛
4- جدایی و شکاف میان نخبگان؛
5- سرکوب ساختاری(آسیب پذیری رژیم سیاسی)؛
6- مدرنیزاسیون(نوسازی از بالا)
7- فشارهای خارجی؛
8- ایدئولوژی(فرهنگهای سیاسی مخالفت و چهارچوبهای اعتراض)؛
9- رهبری
10- شکل گیری ائتلاف گسترده چند طبقهای؛
11- ناکارآمدی دستگاه سرکوب(ناکارآمدی سرکوب ابزاری).
در این میان نقش مهم رهبری در انقلاب اسلامی بسیار بارز است. امام خمینی(س) نه تنها نماد انقلاب بلکه نماد ایران دوستی نیز بودند. برای شناخت راهبرد مبارزاتی حضرت امام ابتدا باید با نسبت مبانی و روش آشنایی داشته باشیم. در مقام هستیشناسی امام بحث مهمی را تحت عنوان «لا اسم له و لا رسم له» مطرح میکنند. این عبارت بدین معنا است که هرآنچه در هستی وجود دارد سایهای از اقتدار خداوندی است. مهمترین نکته در نگاه و روش مبارزاتی حضرت امام بحث امر به معروف و نهی از منکر است. امام در اینجا بازهم به حسن خلق و نگاه نرم به مردم تأکید میکند. امام در مقابل مردم نگاهی نرم داشت و لیکن در مقابل طاغوت نگاهشان اینگونه نبود. بنا بر آنچه که از نظام معرفتی امام دریافتیم، به این نتیجه میرسیم که اولین راهبرد امام در مبارزات، توکل است.
انقلاب اسلامی ایران با عناصر معرفتی خود(اسلامیت، جمهوریت، عقلانیت، عدالت، استقلال و آزادی)، عوامل کارگزاری خود(با رویکرد سیاست اخلاقی) توانست سطح سرمایه اجتماعی و اعتماد سیاسی جامعه و دولت-ملت را افزایش دهد. این انباشت اعتماد سیاسی موجب مشارکت بالای اجتماعی-سیاسی مردم در فضای انقلاب اسلامی، انسجام و اعتماد اجتماعی مناسب و فرهنگ سیاسی بالنده در جهت عبور از بحرانهای داخلی و خارجی شد.
اما در کنار این امیدهای برآمده از انقلاب اسلامی در طول چهاردهه گذشته و با نگاه به رشد سریع جمعیت، دگرگونی در ساختارهای سیاسی-اجتماعی جامعه، سبک مدیریت سیاسی کارگزاران، تحولات نظام بینالملل و جهانی شدن ارتباطات نمیتوان موانع کاهنده اعتماد سیاسی(در فضای سرمایه اجتماعی) در ایران امروز را نیز نادیده گرفت؛ به گونهای که ضعف در پاسخگویی نهادها و سازمانها، افزایش سطح خط فقر، فساد غیرقابل قبول سیاسی-اقتصادی شکاف نسبی دولت-ملت، ضعف در نظام مدیریتی و همچنین آسیب های اجتماعی موجب کژکارکردهایی شده است.
جهت کاهش بیم های ناشی از کژکارکردها باید به میزان ثبات اقتصادی، ایجاد آرامش سیاسی، وجود نهادهای قضایی کارآمد، پاسخگویی و مسئولیتپذیری دولت، به رسمیت شناسی بیشتر ادراک و قضاوت ذهنی مردم نسبت به کارکرد دولتها، ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی و ارتقاء عدالت اجتماعی- اقتصادی توجه جدی(غیر تشریفاتی) شود. همچنین عزم ملی در زمینه مبارزه هوشمند با فساد و پرهیز از گروهگرایی سیاسی و حذف قوانین و مقررات ناکارآمد و بهرهمندی از فناوریهای نوین نظارتی و تأسیس نظام جامع نظارتی از دیگر موارد مورد تأکید جهت افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد سیاسی است. همه موارد گفته شده باید برای مردم در سطح حس چشایی(نه صرفا حس شنوایی) آنان نمود پیدا کند تا به تبع آن رضایت نسبی مردم از زندگی(گرانیگاه اصلی اعتماد سیاسی)، اعتماد عمومی و سیاسی جامعه نیز حفظ و گسترش یابد.
* استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی