گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

مصباحی مقدم: تک‌نرخی کردن ارز تصمیمی به‌جا و بایسته بود/ امکان ثبات قیمت ارز در بلندمدت کاملاً وجود دارد/ در صورت وقوع درگیری، آمریکایی‌ها تلفات بسیار سنگینی خواهند داشت

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامرضا مصباحی مقدم، عضو مجلس خبرگان رهبری، به خبرنگار جماران گفت: بنده معتقدم نشانه‌های روشنی از تهدیدات واقعی جنگی وجود ندارد. هرگونه خطایی از ناحیه آنها با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. اگر قصد جنگ داشتند، اتفاقاً باید منطقه را تخلیه می‌کردند؛ زیرا موشک‌های ما توانایی هدف قراردادن مراکز بسیار مهم آنها در نزدیکی ما، از جمله مرکز العدید و سایر پایگاه‌ها را دارند. در صورت وقوع درگیری، آمریکایی‌ها تلفات بسیار سنگینی خواهند داشت. عقلایی است که اگر قصد جنگ داشتند، مانند ماجرای حمله به تأسیسات ما، منطقه را تخلیه می‌کردند. بزدلی و ترس آنها در شرایطی که امکان حمله متقابل از ناحیه ما وجود دارد، کاملاً مشهود است.

پایگاه خبری جماران: عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه تک‌نرخی کردن ارز تصمیمی به‌جا و بایسته بود، گفت: امکان ثبات قیمت ارز در بلندمدت کاملاً وجود دارد. حجم ارز ناشی از صادرات نفتی و کالاهای غیرنفتی ما، بیش از ارز مورد نیاز برای واردات است. به عبارت دیگر و به قول اقتصاددانان، تراز بازرگانی ما مثبت است و این یعنی ما با مازاد ارزی مواجه هستیم. مسأله کلیدی این است که این ارز باید به‌موقع و بدون تأخیر در اختیار بازار مبادله قرار گیرد تا متقاضیانی که ثبت سفارش کرده‌اند، به‌سرعت به آن دست یابند. اگر عرضه به‌موقع نباشد، متقاضیان برای جلوگیری از تعطیلی کارخانجات و بیکاری کارگران، ناچار می‌شوند به بازار آزاد مراجعه کرده و نیاز خود را از آنجا تأمین کنند.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین غلامرضا مصباحی مقدم را در ادامه می‌خوانید:

 

دیدگاه جناب‌عالی در خصوص اقدام اخیر دولت برای تک‌نرخی کردن ارز، ضرورت‌ها و تبعات مثبت و منفی آن چیست؟

در خصوص اقدامی که دولت محترم برای تک‌نرخی کردن ارز انجام داد، باید تأکید کنم که اصل این اقدام، تصمیمی به‌جا و بایسته بود. همان‌گونه که در تبیین علل این اقدام نیز اشاره شد، فساد ناشی از تفاوت قیمت میان ارز ترجیحی(یارانه‌ای) با سایر نرخ‌های ارز، معضلی بود که سود آن تنها به جیب عده‌ای خاص می‌رفت و آنها را منتفع می‌ساخت؛ درحالی‌که عامه مردم از این مابه‌التفاوت قیمتی بهره‌مند نمی‌شدند. اما معتقدم که این اقدام، اولاً می‌توانست شش ماه گذشته صورت پذیرد؛ یعنی پیش از آنکه بهای هر دلار از نرخ 70 یا 80 هزار تومان به 160 هزار تومان برسد. پیش‌بینی می‌شد که اگر این اقدام زودتر انجام می‌گرفت، قیمت ارز تا این میزان جهش نمی‌کرد.

در اینجا لازم است اشاره کنم که علت اصلی جهش قیمت ارز، عدم عرضه به‌موقع توسط شرکت‌هایی بود که صادرکنندگان عمده محسوب می‌شوند. این شرکت‌ها ارز حاصل از صادرات خود را به‌موقع به بانک مرکزی تسلیم نکردند و منتظر ماندند تا با افزایش قیمت‌ها، ارز خود را عرضه کنند. نکته قابل‌توجه این است که این بنگاه‌ها و شرکت‌ها، غالباً دولتی یا به‌نحوی زیرمجموعه دولت هستند. این موضوع حائز اهمیت است که دولتمردان تأمل کردند تا افزایش قیمت ارز در بازار آزاد تشدید شود و تحت‌تأثیر کمبود تصنعی عرضه، اقدام به اعمال نرخ واحد نمایند.

 

تفاوت شیوه اجرای این طرح با تجربه‌های مشابه در سال‌های گذشته چیست و چه درس‌هایی می‌توان از آن گرفت؟

نکته دومی که در این راستا باید به آن توجه کرد این است که نظیر چنین طرحی در گذشته نیز اجرا شده است؛ اما در آن مقطع، اولاً اقدام دولت با ورود و هماهنگی مجلس شورای اسلامی همراه بود و ثانیاً تمهید مقدمات لازم صورت گرفت. در آن زمان به‌گونه‌ای به عامه مردم اطلاع‌رسانی شد که آنها متوجه شدند منافع حاصل از این اصلاح قیمت‌ها مستقیماً در قالب یارانه به خودشان باز می‌گردد. شرایط به شکلی مدیریت شد که وجوه یارانه پیشاپیش در کارت‌های بانکی مردم واریز گردید و عامه مردم، به‌ویژه طبقات کم‌درآمد جامعه، انتظار اجرای قانون را می‌کشیدند تا به آن مبالغ دسترسی پیدا کنند. به همین دلیل، از نظر روانی شرایط بسیار مساعد شد و هنگام اجرای طرح، هیچ‌گونه تنشی پدید نیامد.

ما این تجربه موفق را در پیشینه خود داریم و باید از تجربه‌های خود به‌خوبی استفاده کنیم. اگر از این تجربه‌ها به‌درستی بهره نگیریم، وضعیتی مشابه آنچه رخ داد، پدید می‌آید. ضرب‌المثل معروفی هست که می‌گوید: «من جرب المجرب حلت به الندامه» (هر کس آزموده را باز آزماید، پشیمانی بر او فرود می‌آید). به‌هرحال بنده اصل کار را تأیید می‌کنم؛ اما معتقدم باید اطلاع‌رسانی کافی صورت می‌گرفت تا تنشی ایجاد نشود و عده‌ای به‌عنوان اعتراض به میدان نیایند. اعتراض بازاریان به حق بود، چرا که آنها با نوعی بی‌ثباتی در قیمت ارز مواجه شده بودند.

 

آیا ثبات قیمت ارز در بلندمدت امکان‌پذیر است و تراز بازرگانی کشور چه وضعیتی دارد؟

لازم به ذکر است که امکان ثبات قیمت ارز در بلندمدت کاملاً وجود دارد. حجم ارز ناشی از صادرات نفتی و کالاهای غیرنفتی ما، بیش از ارز مورد نیاز برای واردات است. به‌عبارت‌دیگر و به قول اقتصاددانان، تراز بازرگانی ما مثبت است و این یعنی ما با مازاد ارزی مواجه هستیم. مسأله کلیدی این است که این ارز باید به‌موقع و بدون تأخیر در اختیار بازار مبادله قرار گیرد تا متقاضیانی که ثبت سفارش کرده‌اند، به‌سرعت به آن دست یابند. اگر عرضه به‌موقع نباشد، متقاضیان برای جلوگیری از تعطیلی کارخانجات و بیکاری کارگران، ناچار می‌شوند به بازار آزاد مراجعه کرده و نیاز خود را از آنجا تأمین کنند.

به‌هرحال این اتفاقی است که رخ‌داده و اکنون مجدداً نرخ ارز در حال افزایش است. دولت محترم باید کسر بودجه خود را مدیریت نموده و اجازه ندهد این داستان تکرار شود تا نیاز به اصلاح دوباره قیمت‌ها نباشد. در حال حاضر ارزی که دولت مبنای تأمین واردات قرار داده، ظاهراً حدود 120 هزار تومان است؛ اما یک نرخ ارز آزاد نیز در کنار آن وجود دارد که هرچند از نظر دولت و بانک مرکزی رسمیت ندارد، اما حقیقتاً جایگاه هدایت‌گری قیمت را دارد و جلوتر حرکت می‌کند تا قیمت را در بازار مبادله‌ای نیز به دنبال خود بکشاند.

این موضوع باعث شکل‌گیری مجدد انتظارات تورمی در میان مردم و تولیدکنندگان می‌شود و آنها را به سمت نگهداری ارز سوق می‌دهد. راهکار این است که بازار آزاد ارز جمع‌آوری شود، چرا که در اغلب کشورهای دیگر نیز چنین بازاری وجود ندارد.

 

با توجه به شجاعت دولت در اجرای این طرح، آینده معیشتی مردم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بنده آینده را منوط به تصمیمات مجدد دولت می‌بینم. اعلام شده است یارانه‌ای که برای جبران افزایش قیمت‌ها به مردم پرداخت می‌شود، تعدیل خواهد شد؛ یعنی با افزایش قیمت کالاها، مبلغ یارانه نیز افزوده می‌شود. در حال حاضر سرانه یارانه یک میلیون تومان است و اگر ارزش کالاهای دریافتی بالا برود، مابه‌التفاوت آن پرداخت می‌گردد. این تدبیر نوعی آرامش خیال به وجود می‌آورد. تثبیت قیمت‌ها در طول یک سال، اقدام بسیار پسندیده‌ای است که باعث آرامش خاطر می‌شود.

ما در دوران هشت‌ساله دفاع مقدس نیز این تجربه را داشتیم که قیمت کالاهای اساسی که با کوپن توزیع می‌شد، در طول هشت سال بدون تغییر باقی ماند. دولت وقت تمام کالاهای مورد نیاز را خریداری کرده و از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای، بدون تغییر قیمت به دست مردم می‌رساند. استدلال این بود که اگر مردم از جنگ رنج می‌برند، نباید رنج دیگری را متحمل شوند. به نظرم دولت باید این رویکرد را ادامه دهد تا آرامش در جامعه و در میان تولیدکنندگان پدید آید و شاهد ثبات قیمت‌ها باشیم، نه روند افزایشی ولو بر اساس نرخ تورم. البته مهار تورم که بالای 40 درصد است، نیازمند تدبیر جدی است.

 

در زمینه مهار تورم و اصلاح ارزش پول ملی، چه تجربه‌های جهانی قابل الگوبرداری است؟

تجربه‌های جهانی بسیار خوبی در این زمینه وجود دارد؛ مانند تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم که ارزش مارک به‌قدری تضعیف شده بود که دو دهم میلیارد مارک معادل یک دلار آمریکا بود. در آن دوره، یک صاحب‌نظر فرهیخته مسئولیت بانک مرکزی آلمان را بر عهده گرفت و توانست به‌سرعت و بدون فوت وقت، ارزش پول را تثبیت کند. آلمان با حذف دوازده صفر از جلوی پول ملی خود، باعث شد مارک ارزش روز پیدا کند و برای سالیان دراز باثبات باقی بماند. دولت باید از این تجربیات و دانش بشری بهره بگیرد.

 

آیا تک‌نرخی کردن ارز بر وضعیت مصرف کالاهای یارانه‌ای توسط اتباع خارجی و جلوگیری از قاچاق نیز تأثیر داشته است؟

بله، دقیقاً همین‌طور است. یکی از مزایای این طرح این است که پیش‌ از این، کالاهای یارانه‌ای از مرزهای ما به کشورهای دیگر قاچاق می‌شد. اکنون این اقدام موجب شده که عرضه کالاهای یارانه‌ای در داخل کشور افزایش یابد. علاوه بر افزایش تولید، ما شاهد این هستیم که صادرات غیرقانونی این کالاها دیگر برای قاچاقچیان صرفه اقتصادی ندارد و این خود یک حسن بزرگ برای اقتصاد کشور است.

 

تحلیل شما از تهدیدات اخیر دونالد ترامپ و صهیونیست‌ها علیه مقام معظم رهبری و واکنش مراجع عظام چیست؟

این تحلیل‌ها و تهدیدات پیش از هر چیز نشان‌دهنده عجز دشمن در مقابله با نظام جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران است. آنها بارها تجربه کرده‌اند که این ملت مقاوم و متحد است و منشأ این انسجام و مقاومت نیز رهبری بی‌نظیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است. به همین دلیل است که به تهدید ایشان روی آورده‌اند؛ البته غلط زیادی کرده‌اند و باید پاسخ محکمی دریافت کنند. این ملت عزیز همواره اعلام وفاداری کرده و می‌کند.

بنده معتقدم اینها تهدیدهای توخالی و پوشالی است و آنها می‌خواهند از خودِ «تهدید» نتایجی بگیرند، نه از اقدامی پس از آن. هدف آنها تضعیف رهبری و نظام است، اما بحمدالله رهبری عزیز ما مقتدر بوده و در میان ملت بسیار محبوب هستند. مردم در راهپیمایی‌های عظیم خود، به‌ویژه در بیست و دوم بهمن، نشان داده‌اند که پای این نظام و رهبری ایستاده‌اند. اکنون پس از چهل و چند سال از پیروزی انقلاب و نزدیک به سی و پنج سال از آغاز رهبری ایشان، مردم همچنان وفادارانه پشتیبان ایران عزیز و رهبر خود هستند و جای نگرانی از ناحیه حمایت‌های مردمی نداریم.

 

ارزیابی شما از لشکرکشی آمریکا به منطقه و حضور نیروهای سنتکام در خلیج‌فارس چیست؟ آیا احتمال وقوع جنگ وجود دارد؟

تحلیلی که بنده دارم این است که حضور این نیروها مربوط به مانور نظامی است که با مشارکت چند کشور دیگر در عربستان در حال برگزاری است. حضور نیروهای نظامی کشورهای دیگر در فضای خلیج‌فارس برای شرکت در این مانور، امری طبیعی است؛ به‌ویژه اینکه مرکز فرماندهی آمریکا در منطقه(سنتکام) در بحرین قرار دارد.

 

از منظر جنگ روانی، آنها تلاش می‌کنند القاء کنند که حضورشان برای جنگ است...

اما بنده معتقدم نشانه‌های روشنی از تهدیدات واقعی جنگی وجود ندارد. هرگونه خطایی از ناحیه آنها با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. اگر قصد جنگ داشتند، اتفاقاً باید منطقه را تخلیه می‌کردند؛ زیرا موشک‌های ما توانایی هدف قراردادن مراکز بسیار مهم آنها در نزدیکی ما، از جمله مرکز العدید و سایر پایگاه‌ها را دارند. در صورت وقوع درگیری، آمریکایی‌ها تلفات بسیار سنگینی خواهند داشت. عقلایی است که اگر قصد جنگ داشتند، مانند ماجرای حمله به تأسیسات ما، منطقه را تخلیه می‌کردند. بزدلی و ترس آنها در شرایطی که امکان حمله متقابل از ناحیه ما وجود دارد، کاملاً مشهود است.

 

توصیه جناب‌عالی به نوجوانان و جوانان برای مصون ماندن از فریب جریان‌های اپوزیسیون و رسانه‌های بیگانه چیست؟

توصیه بنده به جوانان و نوجوانان عزیز این است که به فضای مجازی که در سلطه بیگانگان است اعتماد نکنند و حتماً به رسانه‌های داخلی، صداوسیما و مطبوعات مراجعه کنند. فضای مجازی عمدتاً عرصه دروغ و القائات دشمن است که سعی دارند با فریبکاری، حقایق را وارونه جلوه دهند. معتقدم آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها و خانواده‌ها در این زمینه تکالیف سنگینی بر عهده دارند و باید مراقبت کنند.

باید تجربه انقلاب اسلامی را که مبارزه با شاه خائن، فاسد و وابسته بود، برای نسل جدید تبیین کرد. ما با نیروی مسلح یا خشونت انقلاب نکردیم؛ این انقلاب حرکتی آرام بود که با دعوت مسیحایی امام خمینی(ره) و به میدان آمدن یکپارچه مردم در شهرها، روستاها و حتی به تعبیر ایشان در «پشت کوه‌ها» رخ داد. مردم یک‌صدا خواهان رفتن شاه شدند و کشور را از دیکتاتوری و سلطه آمریکا خارج کردند. آمریکایی‌ها در طول این 47 سال تمام تلاش خود را کرده‌اند تا مجدداً این کشور را ببلعند، اما موفق نشده‌اند. به تعبیر حضرت آقا، چون نمی‌توانند، می‌خواهند کشور را تکه‌پاره کنند تا قابلیت بلعیدن پیدا کند. مهم، «جهاد تبیین» است که باید در مدارس و دانشگاه‌ها به‌صورت وسیع انجام شود تا نسل جدید کاملاً آگاه و همراه شوند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.