به نظر می رسد برادران ما اصلا کاری به «آنچه یادگار امام می گوید» ندارند. آنها بیشتر می خواهند او را بکوبند. یادم می آید در یکی از مراسم سالگرد امام حاج حسن آقا گفته بود «دشمن بداند که اگر رهبری بخواهد، همه متحد می شویم». بلافاصله یکی از همین برادران، فحش و دشنام را نثار ایشان کرده بود که «تو می خواهی بگویی اگر ما متحد نیستیم، رهبری نمی خواهد». ظاهرا سخنان چند روز گذشته سید حسن خمینی درباره وصیت امام و «اینکه نمی شود به برخی از آن مؤمن باشیم و به برخی کافر» بر بسیاری گران آمده است. با شناختی که من از ایشان دارم با این فحش ها از مسیر بر نمی گردد.

پایگاه خبری جماران: امروز در حالی که اخبار مربوط به رحلت آیت الله مصباح را دنبال می کردم به نکته ای برخورد کردم از آقای محسن جوهری که او را «پژوهشگر هسته مکتب امام خمینی(ره) مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)» معرفی کرده بودند. برایم جالب بود که نقد او را درباره تحریف اندیشه امام در «خبرگزاری سیاسی یک ارگان نظامی» بخوانم. اما از شما چه پنهان که هر چه بیشتر خواندم دلم بیشتر به حال مرحوم آیت الله مهدوی کنی سوخت که از آن دانشگاه چه انتظاری داشت و چه پژوهشگری پرورش داده است!!!

این «پژوهشگر هسته مکتب امام خمینی» بعد از بیان مطالبی که خواهم آورد، نتیجه می گیرد که «برخی منسوبین به امام راحل هیچ ابایی از این ندارند که به‌تبع کالایی کردن اندیشه امام و زدن چوب حراج به آن برای خود تصویر یک روحانی به‌اصطلاح آزاداندیش و اهل تساهل و تسامح را بسازند و از این طریق نوعی سرمایه اجتماعی را برای خود تدارک ببینند؛ چه بسا که بتوانند با سرمایه اجتماعی مذکور وارد تجارتی سیاسی شوند و در این حوزه هم برای خود جایگاه قابل اعتناتری بسازند».

اما استدلال ایشان مبتنی بر یک دیدار با یکی از مدیران موسسه تنظیم و نشر آثار امام است که آن را چنین تصویر می کند: «نویسنده این متن در سال 1397 و در جریان نگارش پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود در موضوع تحریف امام رحمه‌الله‌علیه،‌ پس از پیگیری‌های فراوان و با واسطه قرار دادن یکی دو شخصیت نسبتاً سرشناس موفق به هماهنگی قرار مصاحبه با یکی از مسئولین ارشد موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه‌الله‌علیه شد. پیش از آغاز رسمی این مصاحبه،‌ مصاحبه‌شونده در حالی که با برخورد نسبتاً گرمی به استقبال مصاحبه‌کننده آمده بود سؤالی را مطرح کرد که از قضا شاید مهم‌ترین نکته بیان شده در آن گفتگو هم محسوب می‌شد. سؤال مهمی که در بدو دیدار مطرح شد این بود (نقل به مضمون): «آیا موضوع تحریف امام را برای پایان‌نامه‌ات انتخاب کرده‌ای تا با ایجاد یک فضای دُگم، مسیر ارائه تفاسیر متفاوت از امام را سد کنی؟» این جمله سؤالی، شاید بهتر از هر جمله خبری دیگری بیان می‌کرد که سیاست حاکم بر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در زمینه صیانت از اندیشه و شخصیت امام چیست».

حالا شما خودتان قوت استدلال را دریابید:

۱- سخن آن مدیر چه ربطی به یادگار امام دارد؟ مگر  سخنان یک مدیر دانشگاه امام صادق نظر مرحوم مهدوی کنی است؟

۲- سخن آن مدیر موسسه درباره جلوگیری از «تفاسیر مختلف از اندیشه امام»  با کدام منطق به معنای «تجارت با اندیشه امام» است؟

۳- چرا فکر می کنید هر کس بخواهد سرمایه اجتماعی کسب کند باید خود را اهل تساهل و تسامح نشان دهد؟

۴- اینکه بگوییم کسی «مفسر انحصاری» نیست آیا به معنای پذیرش هر تفسیری است؟

فرض کنید که اگر حاج حسن آقا گفته بود: «ما مفسر انحصاری نظر امام هستیم». آیا شما قبول می کردید و صد استدلال و دشنام در مقابل نمی آوردید؟

۵-در بخش دیگری این برادر نوشته است :«بر این اساس می‌توان عنوان سیاست حاکم بر موسسه را این گذاشت: تحریف معنوی آری،‌ تحریف لفظی خیر! در سایه این سیاست، موسسه‌ای که وظیفه صیانت از اندیشه و شخصیت بزرگ‌ترین شخصیت قرن را بر عهده داشته، نقش خود را در حد یک آرشیو بزرگ از مدارک ایشان پایین می‌آورد؛‌ کاری که امروز از دست چند هارد نه‌چندان عجیب‌وغریب هم برمی‌آید.»

این هم از «بدایع استدلال»است. گیرم که وظیفه موسسه همانند همان هارد باشد. چه کسی این اطلاعات را در هارد ریخته است؟ مگر انتشار آثار امام و نگهداری از میلیون ها سند ارزش ندارد؟ ضمن اینکه موسسه خود را «مسئول ترویج تفسیر صحیح» می داند، ولی مانع هر تفسیر دیگر نمی شود. 

حالا فرض کنید که موسسه مانع هر تفسیری شد، شما آن را قبول می کنید؟ یا باید هر چه شما می گویید را تکرار کند؟

از کجا معلوم آنچه شما تحریف معنوی می دانید تفسیر حقیق نباشد؟ و از کجا معلوم آنچه شما تفسیر صحیح می خوانید، تحریف معنوی نبوده باشد؟ 

چند روز پیش مدیر مسئول روزنامه جوان - البته بدون اینکه یادگار امام را به تجارت متهم کند- نوشته بود: «از قضا مؤسسه امام باید «شاقول دار» اندیشه و سیره امام باشند. اشکال ندارد که مفسران به تفسیر بپردازند، اما آنجا که قرار است این تفسیر مورد بهره‌برداری سیاسی - اجتماعی و فرهنگی قرار گیرد باید شاقول‌دار به میدان بیاید. بنابراین مؤسسه تنظیم آثار امام باید اصول مکتب امام را در اختیار مفسران قرار دهد تا «چارچوب‌مندی» اندیشه امام حفظ شود و در گذر زمان شخصیتی از امام ارائه نشود که با مائو یا رهبر خمر‌های کامبوج یکی باشد. » 

و همین امروز برادرمان آقای صالحی منش در پاسخ به او نوشته است: «اولا مگر حاج حسن آقا خلاف این را گفته است؟ مگر شاقول داری به معنای آن است که شاقول دار، انحصار اندیشه ای را در دست بگیرد؟ موسسه حتما باید تفسیری را که صحیح می داند، ارائه دهد و طبعا کسانی که به آنها اعتماد دارند همان را می پذیرند. ولی چرا دیگران باید از تفسیر اندیشه امام محروم باشند؟ ثانیا خود شما مگر تا کنون به تفسیرهای موسسه احترام گذاشته اید؟ تا کنون درباره حضور نظامی ها در سیاست که مخالف نص وصیت نامه امام است به تفسیر موسسه تن داده اید؟ »

بگذریم. به نظر می رسد برادران ما اصلا کاری به «آنچه یادگار امام می گوید» ندارند. آنها بیشتر می خواهند او را بکوبند. یادم می آید در یکی از مراسم سالگرد امام حاج حسن آقا گفته بود «دشمن بداند که اگر رهبری بخواهد،  همه متحد می شویم». بلافاصله یکی از همین برادران، فحش و دشنام را نثار ایشان کرده بود که «تو می خواهی بگویی اگر ما متحد نیستیم، رهبری نمی خواهد».

و سخن آخر آنکه ظاهرا سخنان چند روز گذشته سید حسن خمینی درباره وصیت امام و «اینکه نمی شود به برخی از آن مؤمن باشیم و به برخی کافر» بر بسیاری گران آمده است. با شناختی که من از ایشان دارم با این فحش ها از مسیر بر نمی گردد. 

راستی این برادر که خود را «پژوهشگر هسته مکتب امام خمینی(ره) مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)» معرفی می کند، نظری درباره حضور نظامی ها در سیاست ندارد؟

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.