sport

دستیار سابق محمود فکری:

وحید فاضلی که به عنوان دستیار با محمود فکری همکاری کرده و حالا دستیار یکی دیگر از کاپیتان استقلال (مهدی رحمتی) است، سابقه بازی در پرسپولیس را دارد و کاپیتان امیدهای پرسپولیس بود.

جی پلاس، سرمربی سابق نساجی، درباره روزهایی که پیراهن پرسپولیس را می پوشید و البته قصد داشت به استقلال برود، صحبت کرد.

مربیان جوانی مانند شما وارد فوتبال می شوند و این به دانش فوتبال ما کمک می کند.

 

 بله مربیان جوان ایده های بهتری وارد فوتبال کرده اند. البته باید به آن ها فرصت داده شود. هرچند هر مربی نیاز به فرصت دارد تا بتواند ایده های خود را پیاده کند. مربیان جوان یک فرصت آزمون و خطا دارند و باید این فرصت به آنها داده شود تا این مرحله را رد کنند. نمی شود از همان روز اول خیلی خوب و ایده آل کار بکنند. مطمئنا یک سری خطا دارند و باید آنها را تجربه کنند تا به ایده آل برسند. تزریق خون تازه به فوتبال، به نظرم خیلی خوب است و کمک می کند. درست است لیگ امسال به دلیل حضور نداشتن خارجی ها کیفیتش کمتر شده، ولی یک نکته مثبتش، حضور مربیان و البته بازیکنان جوان است. مثلا بابت حضور نداشتن خارجی ها، به هر تیم سه بازیکن از لیگ های پایین تر تزریق شده است. خود این مساله باعث شده 50 بازیکن جدید وارد لیگ شود و به فوتبال ما کمک می کند.

در سابقه شما جستجو می کردیم، حال نمی دانستیم تشابه اسمی است یا خیر. شما در گذشته بازیکن پرسپولیس بودید؟

 پرسپولیس بله در پایه ها بودم. تشابه اسمی نبوده و در آن تیم بوده ام. البته در آن تیم خسرو حیدری، مصطفی اکرامی و منصور احمدزاده بودند که همه به استقلال رفتند. مرا نیز آن سال می خواستند ولی همان پرسپولیس ماندم.

کاپیتان تیم امید پرسپولیس بودید؟

 بله من حتی دو بازی برای بزرگسالان نیز در جام حذفی حدود 10 دقیقه بازی کردم.

از آن تیم، خسرو حیدری به استقلال رفت. شما نیز با اکثر کسانی که کار کردید، استقلالی بوده اند.

 آقای بهرام امیری که مسوول نقل و انتقالات تیم های پایه بودند، خاطرشان است که من حتی به استقلال رفتم ولی رضایت نامه ام را ندادند.

اتفاق جالب این است که کاپیتان امیدهای پرسپولیس بوده اید و اکنون دستیار کاپیتان سابق استقلال هستید.

 بله ولی خیلی عجیب نیست. از همان تیم امید، خیلی ها به استقلال رفتند.

برعکس آن هم بوده، علیپور و انصاری استقلال بوده و به پرسپولیس رفته اند یا مثلا روزبه چشمی از استقلال و ... ولی اتفاق جالبی است که با آقای رحمتی کار می کنید.

 بله اکنون با آقا مهدی و قبل تر نیز با آقای فکری. مثل اینکه سرنوشت ما با استقلالی ها بوده و به نوعی تمایل مان به آنهاست.

کار را با آقای نیکبخت در آلومینیوم اراک شروع کردید. در آن زمان یک مقاومتی برای حضور نداشتن مربیان جوان در فوتبال وجود داشت. برایتان سخت نبود؟

 من در سال 92 در حال سپری کردن دوره فوق لیسانس بودم. در آن زمان آقای سپ بلاتر به ایران آمده بود. یک کنگره علم و فوتبال بود که من در آنجا مقاله دادم و بین 500 مقاله انتخاب شدم. در آنجا سخنرانی کردم و آقای بلاتر نیز مرا دید. آقای نیکبخت مرا دید. من قبلا در تیم کاوه در سال 88 که به لیگ یک صعود کردیم، بازیکن ایشان بودم. در آن زمان سرمربی تیمی در باشگاه های تهران بودم. در آنجا با آقای نیکبخت ارتباط پیدا کردیم و در سال 93 که ایشان سرمربی آلومینیوم شدند، مرا به عنوان دستیار به آنجا بردند.

 بله مقاومت نیز وجود داشت. در آن زمان دکترا تازه قبول شده بودم. این بحث دکترا کمک کرد که ورود کنم ولی واقعا سخت بود به خصوص اینکه سابقه بازی نسبتا ضعیفی داشتم. البته در سال 2009 در تیم ملی دانشجویان بودم که به ایتالیا رفتیم. در همین نساجی نیز یکی دوتا از بازیکنان آن زمان، شاگردانم بودند.

از خواص مربی جوان بودن همین است.

 بله من از سال 93 در هر تیمی رفته ام، هم بازیانم به شاگردانم تبدیل شده اند. من بازیگری و مربیگری ام را از لیگ یک و دو شروع کرده و این مسئله زیاد برایم پیش می آمد و البته خیلی کمک می کرد.

از این مقاومت برای ورود نکردن مربیان جوان چیزی خاطرتان است؟

 در همان اراک، مرا به جلسه هیات مدیره در همان ابتدا بردند و 10 نفر دور میز نشسته بودند و از من سوال می کردند. این مانند مصاحبه دکترا بود و در آنجا نیز جواب تک تک شان را دادم و قبول شدیم. آن تیم را نیز به لیگ یک بردیم و در اواسط راه با 5 امتیاز اختلاف، صدرنشین بودیم. سپس به خیبر رفتیم و آنجا نیز به صعود تیم کمک کردیم.

سپس با محمود فکری آشنا شدید. چه کسی باعث شد کاپیتان امیدهای پرسپولیس و بزرگسالان استقلال به هم برسند؟

 من با سابقه فوتبالی ام کاری نداشتم، شاید حاج محمود نیز از آن اطلاعی نداشت و من بیشتر تمرکزم روی مربیگری بود. در آن سال البته در لیگ یک با خیبر و با آقای نیکبخت کار کردیم و تیم با کمترین بودجه در لیگ، رتبه تک رقمی کسب کرد. پس از آن فصل آقای فکری گزینه استقلال شد، یکی از دوستان مرا واسطه قرار داد تا جلسه ای بگذاریم. آقای فکری قبل از آن لیگ یک کار نکرده بود. لیگ برتر دستیار بود و لیگ 2 سرمربی بود. در نیم ساعت جلسه ساده ای گذاشتیم و دیدیم تفکراتمان به هم می خورد. آقای فکری نیز خیلی آدم سختگیری نبود و با هم همکار شدیم و خیلی فضای کاری خوبی برایم بود. از ایشان نیز همین جا تشکر می کنم. از همان جا استارت همکاری ما خورد و سال ها بدون کوچکترین مشکلی با یکدیگر کار کردیم.

اولین سالی که در نساجی بودید، هواداران محمود فکری را که بومی بود تشویق می کردند ولی دستیار او، وحید فاضلی که غیربومی بود را تشویق نمی کردند.

 نمی خواهم فلاش بک بزنم ولی فضایی بود شاید فکر می کردند یک سری بازیکنان را من به تیم آورده ام، در صورتی که خود آقای فکری نظارت کاملی روی این مسئله داشتند. خدا را شکر تیم خوبی داشتیم. همان تیم می تواند مدعی باشد. بازیکنانی مانند محمد قاسم نژاد، مجتبی رمضانی، محمد عباس زاده، حسن نجفی، مرتضی غلامعلی تبار، پیمان میری، احسان طیبی و ... واقعا تیم خوبی بود. همان تیم دور هم جمع شوند، می توانند مدعی لیگ باشند. بعدها نیز خودشان متوجه این موضوع شدند ولی در یک سری مقاطع یک سری شیطنت ها شکل گرفت که این فضا را علیه من شکل دادند ولی خدا را شکر بعدا فضا خیلی بهتر شد و به جایی رسید که من در نهایت سرمربی تیم شدم.

در آن زمان که سرمربی بودید، با آن افراد برخورد داشتید که می گفتند مربی بومی باید روی نیمکت نساجی باشد؟

 نه خیلی. به خاطر کرونا بیشتر انتقادات در فضای مجازی بود و من نیز به فضای مجازی خیلی اهمیت نمی دادم. تا زمانی که نتایج خوبی گرفتیم، کسی کاری نداشت ولی پس از آن یک سری از فضا سو استفاده کردند که به خواسته هایشان برسند و این مسئله به تیم ضربه زد. مثلا می گفتند تیم مشکل روحی-روانی دارد. یک سری فضاها را ایجاد کردند که بازیکنان استرس داشتند. در صورتی که همه می دانستند تیم تغییرات زیادی داشته، داوری ها به گونه ای بود که 2-3 بازی مانند تراکتور و پیکان به ما نامه زدند و از ما عذرخواهی کردند. یک سری بازی ها بود مثل بازی با نفت آبادان که پنالتی مان گل نشد واگرنه تیم خوب بازی کرد. کسی که خواب است را می توان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده را نمی توان کاری برایش کرد. می خواستند فضا را به آن سمت ببرند که در نهایت نیز موفق شدند.

یعنی همان مسئله بومی و غیربومی بود؟

 نه فقط این. کلا فوتبال ما به گونه ای شده که هرکس می خواهد مهره خودش را بیاورد. مثلا من با فلان مربی راحتم و می خواهم مهره خودم را بیاورم. نمی خواهم روی بحث بومی و غیربومی تاکید کنم. کلا کسانی که مهره داشتند، دنبال این بودند مهره خود را وارد مجموعه کنند.

و همین مسئله تبدیل به بهانه می شود

 بله همین طور است. پس از بازی با مس رفسنجان، گمانه زنی هایی شد که جانشین فاضلی می آید و همین مسئله کمی بازیکنان ما را از نظر روحی-روانی به هم ریخت. من همیشه گفته ام که یک فضای عاطفی بین من و بازیکنان نساجی بود و همین مسئله آنها را اذیت کرد و تمرکزشان را به هم ریخت. حتی بازیکنان برایم استوری مشترک گذاشتند. قرار بود به استقلال بروم و حتی سر تمرین هم رفتم. از آقای فکری اجازه گرفتم و در نهایت در نساجی ماندم.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1498207 منبع: طرفداری
ارسال نظر

موضوعات داغ