life

از هر جا و هر مکان و زمانی که ناله و شیون سوزناکی شنیدید که معلول فقدان عوامل زندگی مناسب ناله و شیون‌کنندگان نبوده است، حتماً بدانید که کبر و غرور و خودخواهی حیواناتی انسان‌نما موجب آن ناگواری‌ها بوده است!

به گزارش خبرنگار جی پلاس، علامه جعفری در ترجمه و تفسیر نهج البلاغه چنین آورده است:

بروید از آغاز تاریخ زندگی بشری به راه بیفتید و هر خون ناحقی را دیدید که زمین را رنگین ساخته است، برای تفسیر و تحلیل آن، مغز خودتان را خسته نکنید. آن خون ناحق را کبر و غرور و خودخواهی بنی‌نوع صاحب همان خون ریخته است. در وسط این راه، به میلیون‌ها خرابی‌ها خواهید رسید. اگر برای شما ثابت شد که آن خرابی‌ها روزی آبادی‌های عالی بودند و روز دیگری تیشه ستم، آنها را ویران کرده است، برای شناخت عامل آن ستم، هیچ راه دوری نروید، بلکه دنبال عامل حقیقی آن بروید که کبر و غرور و خودخواهی موجودی است که انسان نامیده می‌شود! از هر جا و هر مکان و زمانی که ناله و شیون سوزناکی شنیدید که معلول فقدان عوامل زندگی مناسب ناله و شیون‌کنندگان نبوده است، حتماً بدانید که کبر و غرور و خودخواهی حیواناتی انسان‌نما موجب آن ناگواری‌ها بوده است! اگر سر راهتان با شکم‌های گرسنه و بدن‌های برهنه و خرابه‌ نشینان مواجه شدید، برای تفسیر این پدیده‌ های جانکاه، احتیاجی به فلسفه‌بافی‌های بیهوده ندارید؛ قطعاً بدانید کبر و غرور و خودخواهی موجوداتی ازخودراضی به نام بشر، روزگار آن مردم را سیاه کرده است! هنگامی که به این نقطه از تاریخ رسیدید که اوضاع امروز ماست، و علم و صنعت و به اصطلاح برخی از ساده‌لوحان تمدن: «مدینه فاضله»، در اوج پیشرفت است و بنا بر آمار بین‌المللی اخیر، تعداد نفوس سرفصل تکامل و اشرف مخلوقات از چهار میلیارد و نیم می‌گذرد، اگر یک آدم آگاه و خردمند دیدید که در کمال هوشیاری و بدون کمترین تخدیر به شما گفت: «من امروز در نقطه اعتلای تاریخ زندگی می‌کنم و هیچ نقص و نگرانی ندارم»، زود از او بپرسید که از کجا آمده است؟ و کجاست نشانی مسکنی که در آنجا زندگی می‌کند؟ زیرا سخنی می‌گوید که شبیه به حرف‌های خردمندان هوشیار کره زمین فعلی ما نیست. فقط برای اینکه واقعیت را از فرد فرد چهار میلیارد و نیم بشنوید، اندکی آگاهی و هوشیاری به آنان بدهید و سپس بپرسید: شما چیستید یا کیستید و چه فکر می‌کنید؟ آیا می‌توانید فردا را پیش‌بینی کنید که متکبران و مغروران و خودخواهان قدرت‌پرست درباره فردای بشری چه می‌کنند و از جان بشر چه می‌خواهند؟ قطعاً پاسخ سؤال شما فقط اضطراب مخاطب است که حتی شاید نتواند از شدت اضطراب، جملاتی از این قبیل را که: «فقط خداست که می‌تواند فردای بشر را نجات دهد»، به خوبی ادا کند.در یک سخن کوتاه: تا بیماری خودخواهی و غرور و کبر از خاندان بشری با دوای اصل‌الاصول معالجه نشود، به هر کجا که روی، آسمان همان رنگ است؛ والسلام

 

 

منبع: جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ج ۱۳، ص ۱۳۷ - ۱۳۸

 

 

 

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1187310
ارسال نظر

موضوعات داغ