۲۶ مهر ماه جاری دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب در پاسخی رسمی به نامه شهرداری مشهد در خصوص تغییر نام خیابان‌های دانشگاه و کوهسنگی به نام رهبر شهید اعلام کرد که با نام‌گذاری مکان‌هایی که دارای نام رایج و باسابقه هستند، به نام حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه موافقت ندارد. پس از اعلام صریح نظر دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب، مهدی ناصحی، رئیس شورای اسلامی شهر مشهد، در گفت‌وگویی اظهار داشت: بخشی از تصمیمات ابلاغی، پس از مصوبه شورا بوده و شورا در چارچوب قواعد عمل خواهد کرد. در نخستین فرصت تصمیم نهایی در چارچوب توصیه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید اخذ و اقدامات قانونی انجام خواهد شد.

پایگاه خبری جماران، سجاد انتظاری: نصب تابلوهای جدید برای خیابان کوهسنگی مشهد موجی از گلایه، شگفتی و واکنش‌های گسترده را در میان اقشار گوناگون شهروندان و اهالی اصیل این شهر برانگیخت. با این حال، تحلیل دقیق این بازخوردها نشان می‌دهد که اعتراضات و نقدهای مردمی عمدتاً معطوف به پاسداری از هویت تاریخی، صیانت از نام‌های کهن و ریشه‌دار و جلوگیری از ایجاد اختلال در حافظه جمعی و سیستم جهت‌یابی شهری بود، نه مخالفت با اصلِ شخصیت تجلیل‌شده و جایگاه والای ایشان؛ به طوری که بسیاری از شهروندان بر لزوم تکریم بزرگان در مکان‌های نوساز به جای معابر قدیمی تأکید داشتند.

انتقاد آنها از این بابت بود که معتقدند مکان‌های ریشه‌دار و عمومی شهرها فراتر از هرگونه کارکرد فیزیکی یا کاربرد مسیری و عبور و مرور، به‌عنوان مخازن زنده‌ی حافظه جمعی و مخازن هویت تاریخی شهروندان شناخته می‌شوند. شهرهای هر نسل، به‌گونه‌ی که خاطرات و رویدادهای شخصی و جمعی خود را به عناصر مکانی پیوند می‌دهند، به تدریج در این معابر و اماکن عامه «نقشه ذهن» خود را ترسیم می‌کنند. بدین ترتیب، نام و هویت یک معبر یا مکان عمومی تنها یک کلید جغرافیایی نیست؛ بلکه نمادی مشترک است که گروه‌های گوناگون اجتماعی به واسطه آن روایات مشترک، تعلق خاطر و همدلی تاریخی خود را بازتولید و انتقال می‌کنند و به این ترتیب، خود را به عنوان بخشی از کالبد زنده شهر تعریف می‌نمایند.

هنگامی که یک معبر یا مکان عمومی قدیمی مانند «کوهسنگی» دستخوش تغییر نام می‌شود، شهروندان هیچ‌گاه با جابه‌جایی ساده چند واژه بر روی تابلوهای خیابان مواجه نیستند. بلکه به‌عنوان مواردی از تفکیک معنایی و جابه‌جایی نماد، به طور ناخودآگاه لایه‌های معنا، خاطرات و پیوندهایی را که طی دهه‌ها گرد آن مکان انباشته شده است دستخوش اختلال می‌سازد. شهروندان احساس می‌کنند که بخشی از بستر و شناسنامه تاریخی شهرشان در حال دگرگونی است و با اینکه پیوندهای ظاهریِ آنان با مکان (مانند گذار روزمره یا تردد) باقی می‌ماند، اما یگانت و همخوانیِ احساسیِ آنان با محیط پیرامون کمرنگ و سیپیکر می‌گردد.

این گونه دگرگونی‌ها به مرور زمان زمینه را برای بروز نوعی گسست و ناسازی میان شهروند و بستر زیستی‌اش فراهم می‌کند. هنگامی که عناصر نمادین محیط (اعم از نام مکان‌ها) به یک‌باره و بدون مشارکت یا پشتوانه اجتماعی تغییر می‌یابند، حس «تملک» و تعلق خاطر مردم نسبت به شهرشان لطمه می‌شود و احساس بیگانگی در برابر فضای زیستیِ روزمره تقویت می‌گردد. این گسست عاطفی، نها تنها بر حس هویتیِ فردی اثرگذار است، بلکه علامت‌دهنده شکاف میان تصمیمات مدیران شهری و خواست‌ها و مناسباتِ بدنه عمومی جامعه است که در بلندمدت در کاهش همکاری اجتماعی، کاهش تعلق به فضاهای عامه و سستی تعلق عاطفی شهروند به شهر خود بروز می‌کند.

 

مقاومت روانی جامعه و هزینه‌های اجتماعی

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، انسان‌ها برای زیست روزمره و آرامش روانی خود به وجود عناصر و نشانه‌های آشنا در محیط پیرامون نیازمندند. کالبد شهر، معابر، میادین و نام‌گذاری‌ها تنها اجزای فیزیکی بی‌جان نیستند، بلکه ارکان ثابتی از نقشه ذهنی شهروندان را تشکیل می‌دهند که امنیت روانی و حس تعلق مکان را تضمین می‌کنند. وقتی این نشانه‌های آشنا بدون مقدمه تغییر می‌کنند، چارچوب ذهنی فرد دچار نوعی نااطمینانی موقت و سردرگمی شناختی می‌گردد. به همین دلیل، تغییر ناگهانی نشانه‌های محیطی همواره با نوعی مقاومت روانی و واکنش‌های ناخودآگاهِ منفی در سطح جامعه روبه‌رو می‌شود. شهروندان به طور غریزی در برابر تحمیل دگرگونی بر نشانه‌ها و المان‌های روزمره زندگی‌شان مقاومت می‌کنند. این واکنش، پدیده‌ای انفعالی یا واکنشی هیجانی نیست، بلکه مکانیسم دفاعی ذهن انسان در برابر از دست دادن ثبات و پیوستگی محیطی است که او را احاطه کرده است.

این مقاومت روانی و عرفی خود را به روشن‌ترین شکل ممکن در تعاملات روزمره، نشانی‌دهی‌ها، مکالمات تاکسی‌ها، کسب‌وکارها و مراودات اجتماعی نشان می‌دهد. حتی زمانی که نهادهای رسمی اقدام به تغییر تابلوها می‌کنند، شهروندان در گفتار عامه و مراودات محلی همچنان به استفاده سرسختانه از نام‌های قدیمی و ریشه‌دار ادامه می‌دهند. تداوم کاربرد نام‌های پیشین، بیانی از تمایل جامعه به حفظ هویت واقعی و ثبت‌نشده در دل سنت‌های مکانی است که به سادگی با مصوبات اداری پاک نمی‌شود. چون بازتابی راستین از نیاز عمیق روانی انسان به «ثبات و استمرار» در محیط زندگی است. روان‌شناسان محیطی معتقدند استمرار نشانه‌های شهری به فرد کمک می‌کند تا احساس کند در بستری امن، قابل پیش‌بینی و ریشه‌دار زندگی می‌کند. هنگامی که این استمرار مخدوش شود، حس بیگانگی و سستی پیوند عاطفی با محیط تقویت می‌گردد.

هنگامی که این‌گونه تصمیمات کلان شهری بدون زمینه‌سازی فرهنگی، تبیین منطقِ تصمیم و جلب مشارکت عمومی اتخاذ و اجرا می‌شوند، اثر معکوس بر جای می‌گذارند. در چنین شرایطی، سیاست‌گذاری‌ها به جای اینکه به هدف اصلی خود یعنی ایجاد همبستگی و تکریم ارزش‌ها جامه عمل بپوشانند، به کانون اصطکاک میان نهاد مدیریت شهری و شهروندان تبدیل می‌شوند و هدف فرهنگی طرح را مخدوش می‌سازند. تداوم این‌گونه رویکردهای دستوری، هزینه‌های اجتماعی تصمیم‌گیری را به شدت بالا می‌برد و شکاف میان نهادهای تصمیم‌گیر و بدنه عمومی جامعه را عمیق‌تر می‌کند. مدیریت شهری کارآمد نیازمند درک این اصل است که مشروعیت و پذیرش اجتماعیِ نمادها و نام‌گذاری‌ها از مسیر بخشنامه‌های دستوری عبور نمی‌کند، بلکه نیازمند هم‌گامی با روان‌شناسی جمعی، احترام به حافظه تاریخی شهر و ایجاد توافق قلبی با شهروندان است.

 

تفکیک ارزش معنوی شخصیت‌ها از نحوه تکریم

از سوی دیگر تکریم جایگاه، فداکاری‌ها و ارزش معنوی شخصیت‌های برجسته دینی، ملی و انقلابی، بدون تردید وظیفه‌ای اخلاقی، فرهنگی و هویتی برای هر جامعه‌ای به شمار می‌رود و زنده‌نگه‌داشتن یاد مفاخر، بخشی از پویایی حافظه تاریخی ملت‌هاست. با این حال، مسئله بنیادین در حوزه سیاست‌گذاری عمومی، تفکیک دقیق میان «اصل تکریم» و «روش‌شناسی و سازوکار اجرایی آن» است. صرفِ داشتن نیت صادقانه یا جایگاه والای یک شخصیت، تضمین‌کننده موفقیت یک تصمیم شهری نیست؛ بلکه چگونگی تبدیل این ارزش معنوی به نمادهای عینی و فیزیکی در کالبد شهر، نیازمند اتخاذ تدابیر علمی، روش‌مند و کارشناسانه است تا فرایند تجلیل از هدف غایی خود فاصله نگیرد.

هنگامی که یک نام‌گذاری جدید، در جایگاه جایگزینِ یک نام کهن و معنادار قرار می‌گیرد، به طور ناخواسته میان نماد مذهبی یا ملی جدید با هویت تاریخیِ پیشین نوعی تقابل و دوقطبی فرساینده ایجاد می‌شود؛ اصطکاکی که نه به سود سرمایه اجتماعی شهر است و نه شأن معنوی آن شخصیت را پاس می‌دارد. لذا نام شخصیت‌های بزرگ، اندیشمندان، مصلحان و رهبران باید بر مکان‌هایی نهاده شود که با روح، سیره، اندیشه و کارنامه زیستی آنان پیوند مفهومی داشته باشد. اختصاص نام بزرگان به مراکزی چون مجتمع‌های بزرگ علمی، دانشگاه‌ها، تالارهای اندیشه، کتابخانه‌های مرجع یا محورهای بنیادین توسعه شهری، اثربخشی نمادین بسیار بالاتری دارد تا الصاق آن به معابری با بار تفرجی یا هویت کالبدی متفاوت که پیوند معنایی مستقیمی با شخصیتِ مورد نظر برقرار نمی‌کنند.

نکته حائز اهمیت دیگر این است که احترام پایدار و ماندگار به مفاخر دینی و چهره‌های شاخص ملی، همواره در گرو پذیرش قلبی، رضایت عمومی و حس تعلق جمعی شهروندان است. هر نمادی که با رویکردهای صرفاً اداری، دستوری یا در فضایی از بی‌اطلاعی و تنش اجتماعی بر کالبد شهر تحمیل شود، در عمق ادراک شهروندان نهادینه نمی‌گردد. احترام راستین زمانی تجلی می‌یابد که عموم مردم خود را میزبان و پاسدار آن نام بدانند و احساس کنند تجلیل از آن شخصیت، ادای احترام به خواست و باورهای خود آنان است؛ نه اقدامی که نشانه‌های مأنوس و تاریخی زیست‌بومشان را پس می‌زند.

غایت نهایی نام‌گذاری معابر و اماکن به نام پیشوایان و شهدای والامقام، تقویت سرمایه اجتماعی، تعمیق پیوندهای ایمانی و ملی، و ایجاد همگرایی در بدنه عمومی جامعه است. از این جهت، تدبیر و درایت در مدیریت شهری اقتضا می‌کند که تصمیم‌گیران، فرایند تجلیل را به گونه‌ای طراحی کنند که به جای برانگیختن حساسیت‌های محلی و تبدیل موضوع به مباحثات فرسایشی، به عنوان عاملی برای وحدت‌بخشی و الفت میان طبقات مختلف جامعه عمل کند. حفظ حرمت بزرگان در گرو این است که یاد و نام آنان همواره یادآور همدلی، شکوه و احترام همگانی باشد، نه دستمایه اختلاف‌نظرها و مناقشات اجرایی.

 

الگوهای بهینه در مدیریت شهری و گزینش مکان‌های نوساز

تجارب انباشته و الگوهای موفق مدیریت شهری در گستره ملی و بین‌المللی نشان می‌دهد که یکی از بخردانه‌ترین و کارآمدترین رویکردها برای تجلیل از شخصیت‌های بزرگ و اثرگذار، پیوند زدن نام و نشان آنان با زیرساخت‌های نوبنیاد و پروژه‌های توسعه‌ای جدید است. معابر تازه احداث‌شده، بزرگراه‌های شریانی نوین، میادین اصلیِ در حال ساخت و مجتمع‌های کلان علمی، فرهنگی یا پژوهشی، به دلیل نوپایی کالبدی، ظرفیت بالقوه بالایی برای دریافت معانی تازه دارند. این بسترها به جای آنکه با لایه‌های رسوب‌کرده و پیشینِ ادراک شهری درگیر شوند، از همان گام نخست هویت، کارکرد و نشانه‌شناسی خود را در امتداد ارزش‌های شخصیت مورد تجلیل شکل می‌دهند.

مهم‌ترین ویژگی اماکن و معابر جدیدالاحداث، فقدان «پیشینه تاریخیِ رقابتی» در حافظه زنده شهروندان است. هنگامی که یک فضا یا معبر برای نخستین بار متولد می‌شود، ذهن جامعه هیچ‌گونه بار نوستالژیک، نشانی‌دهی دیرپا یا پیوند عاطفیِ قبلی با عنوان دیگری در آن نقطه ندارد؛ در نتیجه، نام‌گذاری جدید نه به معنای «حذف»، «جایگزینی» یا «تعویض» یک نام کهن، بلکه به عنوان یک «تولد هویتی» مستقل و مثبت ادراک می‌شود. این ویژگی خنثی بودنِ اولیه، تنش‌های ناشی از مقاومت روانی جامعه را به صفر می‌رساند و مانع از شکل‌گیری دوقطبی‌های فرسایشی میان نام‌های کهن و عناوین ارزشی می‌گردد. یعنی نسل جوان آن مکان را تنها با همان نام تازه می‌شناسد.

پروژه‌های مدرن شهری، مانند آزادراه‌های کلیدی، فرودگاه‌ها، پردیس‌های علمی-فناوری، فرهنگسراهای جامع و خطوط بنیادین حمل‌ونقل، به دلیل ابعاد مهندسی، معماری پیشرفته و وسعت خدماتی که به شهر ارائه می‌دهند، از عظمتی ساختاری و شأنی عینی برخوردارند. نام‌گذاری چنین مراکزی به نام شخصیت‌های تراز اول، مصلحان بزرگ و رهبران، تصویری از پویایی، آبادانی، اقتدار و آینده‌نگری را به نمایش می‌گذارد. پیوند دادن نام بزرگان با نمادهای پیشرفت و توسعه کالبدی، شأن و مرتبه آنان را با شکوه ساختاری پروژه هم‌تراز می‌سازد و بر شکوه اجتماعی این تجلیل می‌افزاید.

منطق شهرسازی ایجاب می‌کند که به جای دست‌اندازی به بافت‌های تاریخی و محلات کهن—که شناسنامه سده‌ها و دهه‌های گذشته شهر هستند—افتخارات و نمادهای معاصر در پهنه‌های در حال گسترش و کالبد مدرن شهر متبلور شوند. این امر، به شهر امکان می‌دهد تا مانند یک کتاب تاریخی چندجلدی، هر بخش از جغرافیا و ساختار فضایی خود را به یک مقطع هویتی معین اختصاص دهد و لایه‌بندی تاریخی را بدون تداخل حفظ کند. این هماهنگی طبیعی، پیوندی ارگانیک میان شهروند و نماد شهری ایجاد می‌کند و ضمانت اجرایی و مانایی نام را بدون نیاز به صدور بخشنامه‌ها و نظارت‌های انضباطی تضمین می‌نماید.

در برآیند کلی، این رویکرد خردمندانه یک رابطه «برد-برد» میان نیازهای معنوی حکومت و نیازهای هویتی شهروندان برقرار می‌سازد. از یک‌سو، تجلیل از شخصیت‌های والامقام دینی و ملی با حداکثر نزاکت، در سطحی شایسته و در ساختارهایی نوین و چشم‌نواز تحقق می‌یابد و حرمت آنان از گزند حواشی و قضاوت‌های تنش‌زا مصون می‌ماند؛ و از سوی دیگر، ثبات، پیوستگی زیست‌محیطی و آرامش روانی جامعه حفظ می‌گردد. چنین سیاستی با احترام به گذشته و امید به آینده، بافت هویتی شهر را بدون اصطکاک و با آرامش به سوی یکپارچگی پیش می‌برد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.