اینکه آیا آنچه در فضای مجازی دیده میشود، واقعاً تصویری از جامعه است یا خیر؟ یک هشتگ میتواند هزاران بار بازنشر شود و یک چهره با موجی از حملات مواجه شود، اما آیا میتوان از روی همین اتفاقات درباره نظر کل جامعه قضاوت کرد؟ واقعیت این است که همه مردم و همه کاربران فضای مجازی هم یک نگاه سیاسی ندارند. با این حال، تند شدن این فضا باعث شده برخی سکوت کنند و حتی از پیامرسانهایی فاصله بگیرند که روزی صرفاً برای سرگرمی، نمایش روزمرهها، آسانتر شدن کارها و حتی کسبوکارهای اقتصادی ساخته شده بودند.
پایگاه خبری جماران: فرقی نمیکند که مهدی رسولی باشد یا محسن چاووشی و نوید محمدزاده، عباس عراقچی باشد یا محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان، این روزها گویی سیاسیون و سلبریتیها بر روی میدان مین راه میروند. کافی است رفتاری از آنها سر بزند یا کلامی از دهانشان بیرون بیاید تا بازتاب آن در کل کشور مانند یک بمب منفجر شود و خبر آن به همهجا مخابره شود. حالا دیگر قدرت در دست فضای مجازی است و این مسئولان و هنرمندان هستند که خود را مانند افرادی خلعسلاحشده در برابر این غول رسانهای میبینند.
اینکه آیا این رویه حکم یک اهرم بازدارنده در برابر مقامات و سلبریتیها عمل میکند یا توپخانهای برای تخریب آنهاست، از آن دست بحثهای داغی است که طبیعتاً واکنشهای متفاوتی را هم به دنبال دارد. برخی با نگاه بازدارندگی آن را مجاز میدانند و برخی هم معتقدند باید مانع این غول بیشاخودم شد. برخی از تقسیمبندیهای خودی و ناخودی گلایه میکنند و برخی دیگر هم از لشکر سایبریها در فضای مجازی روایت میکنند. اما در میان همه روایتها میتوان یک نکته مشترک یافت و آن کشیدهشدن سیاست به فضای مجازی است.
از فیلتر توئیتر در سال 88 تا هشتگ معروف برای حسن روحانی
اگر کمی به عقب برگردیم، روزگاری مردم برای بیان عقاید سیاسی خود پلاکارد به دست به صف میشوند و فرقی هم نمیکند هدفشان حمایت از یک کاندیدای انتخابات بود یا اعتراض به تصمیمات مهم سیاسی؛ آنها به خیابان میآمدند تا از هیچ تلاشی برای خواستههایشان دریغ نکرده باشند. موضوعی که در جریان اعتراضات به انتخابات ریاست جمهوری سال 88 پررنگتر بود و ماهها خیابان، مکانی برای اعتراضات شکلگرفته به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بود. همان زمان نیز توئیتر و فیسبوک دو پلتفرم اجتماعی تازهظهور بودند که برخی از افراد از آن بهعنوان فضایی برای سخن از مسائل سیاسی استفاده میکردند. پلتفرمهایی که بهسرعت از سوی نهادهای امنیتی فیلتر شده بودند و دسترسیها به فیلترشکن همانند امروز آسان نبود.
اما با گسترش فضای مجازی در دهه نود و روی کار آمدن دو پلتفرم تلگرام و اینستاگرام، راهی جدید برای بیان اظهارنظرهای سیاسی باز شد و کانالها و صفحات مقامات و سلبریتیها و حتی مردم یکییکی در این اپلیکیشنها ثبت میشد. همان سالها انتخابات ریاست جمهوری 96 هم رسماً، مجوز حمایتها و اظهارات سیاسی را صادر کرد و شاید اولین تقابلهای مجازی میان سلبریتیها و مردم را رقم زد. هشتگ حمایت از حسن روحانی تا 1400 یکییکی در صفحات سلبریتیها ثبت میشد و یک دودستگی را میان دو کاندیدای اصلی آن انتخابات یعنی روحانی و رئیسی رقم زد. اما چند ماه بعد از همین انتخابات، اعتراضات دیماه سال 96 که از سوی برخی جریانهای تندرو رقم خورد، باعث دلخوری برخی از مسئولان شد و همان زمان تلگرام برای چند روزی فیلتر شد.
آن زمان، شاید دو برادر روسی (پاول دوروف و نیکلای دوروف) هیچوقت فکرش را نمیکردند ابداعشان روزی تبدیل به دردسر و اختلاف بین مسئولان ایرانی شود. هرچه باشد پیوند ایران و روسیه را در آسمانها بستهاند و شاید این حد از محبوبیت تلگرام در میان ایرانیها هم در مخیلهشان نمیگنجید. اما آزردگی خاطر مسئولان از تلگرام آنقدر به اوج رسید که نرمافزاری را که گوشهای از بار اشتغالزایی مردم را هم به دوش میکشید، فیلتر کردند.
حادثه تلخ هواپیمای اوکراینی و فوت مهسا امینی؛ هشتگهایی که به راه افتادند
اما فضای آرام مجازی در اواخر دهه نود و در پی حوادث تلخ، خیلی زود تغییر ماهیت میداد و هشتگهایی که روزی برای زلزله کرمانشاه و سیلهای نوروزی ۹۸ به راه افتاده بود، حال جای خود را به اعتراضات آبانماه و قطعی اینترنت چندروزه، شهادت سردار قاسم سلیمانی و سقوط هواپیمای اوکراینی داده بودند. پستهایی که پشت سر هم به اشتراک گذاشته میشدند و حتی با تحریم جشنواره فجر سال ۹۸ و تحریم انتخابات مجلس میخواستند صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند.
فوت مهسا امینی و اعتراض به گشت ارشاد در سال ۱۴۰۱ هم از دیگر رخدادهایی است که سبب تند شدن فضای مجازی در میدان سیاست شد. اگرچه در آن زمان اینترنت در ساعاتی از روز ملی میشد و دسترسی به فیلترشکنها قطع شده بود و همین مسئله نیز باعث فیلتر شدن پلتفرم اینستاگرام شد، اما جدال میان معترضان و مدافعان حجاب و گشت ارشاد آنچنان در این فضا شدت گرفته بود که اگر سلبریتی و مسئولی در آن زمان سخنی میگفت، در جناح خودی یا ناخودی از سوی مردم قرار میگرفت. اگر شخصی هم سکوت میکرد و مواضعی از جنس اعتدال را میگرفت، او را متهم به وسطباز یا محافظهکار میکردند و صفحات سلبریتیهایی هم که موضعی درباره حوادث پاییز ۱۴۰۱ نداشتند، با خشم برخی از هواداران و معترضان همراه شده و بهاصطلاح آنفالو میشدند.
دوقطبیها میان پلتفرمهای داخلی و خارجی اوج گرفت
اگرچه همواره وجود لشکر سایبریها و حتی رباتها یکی از موضوعات پربحثی است که در خصوص فضای مجازی وجود دارد، اما در سالهای اخیر، فضای مجازی اعم از پلتفرمهای داخلی چون ایتا، بله و روبیکا و پلتفرمهای خارجی چون اینستاگرام، یوتیوب و توئیتر باعث شکلگیری صفحاتی شده که صرفاً در جهت اهداف سیاسی از سوی برخی از تندروها ساخته شدهاند. فرقی هم نمیکند که تندروهایی از جنس پایداریچیها باشند یا سلطنتطلبها؛ کافی است که موضعی از سوی یک چهره شناختهشده بیان شود تا خیلی زود با موج استوریها و مخالفتها و انتقادات همراه میشود.
اتفاقی در یک سال گذشته با شروع جنگ ۱۲روزه، اعتراضات دیماه و حمله دوباره آمریکا و اسرائیل در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ نمود بیشتری پیدا کرده است. در ایتا که بهعنوان یکی از مهمترین رسانههای در اختیار تندروهای داخلی کشور شناخته میشود، علیه تصمیمات سیاسی کشور و مقامات ارشد سیاسی نفرتپراکنی میشود.
به بیان دیگر، برای جریانهای تندرو، فاصله گرفتن از مواضع مورد تأییدشان، به معنای قرار گرفتن در صف حملات است. کافی است نظری برخلاف آنچه میگویند مطرح شود تا از هر تریبونی برای هتاکی و ایجاد فشار روانی استفاده کنند و به مقصود خود برسند؛ گویی برای آنان رسیدن به مقصود، مهمتر از بدنامی در میان مردم است.
بهطور مثال، در جریان برگزاری مراسم تدفین پیکر رهبر شهید در حرم امام رضا(ع)، بار دیگر شعارهای «مرگ بر سازشگر» و «مذاکره با دشمن، خیانت است به میهن» علیه محمدباقر قالیباف و اعضای دولت سر داده شد. این اقدام با واکنش مهدی رسولی، که در آن هنگام مشغول خواندن روضه بود، همراه شد و او با قطع این شعارها تلاش کرد تا با سر دادن شعار «حیدر، حیدر» از شکستن و تند شدن فضای مراسم جلوگیری کند. این اقدام رسولی و ممانعت او از تندرویها، به مذاق آنانی که خود را «بدنه سخت نظام» میخوانند، خوش نیامد و از همان زمان، حملات تند و تیز خود را علیه او آغاز کردند و از رسولی خواستند که «به راه راست برگردد تا مثل قالیباف، در چشم مردم حزبالله ذلیل نشود!» همان زمان جملهای کنایهآمیز در صفحات مجازی دستبهدست میشد که این مداح معروف از قطار ایتا پیاده شده است.
اما این تندرویها فقط محدود به جریانهای سیاسی داخلی نمیشود. چه سلبریتیهایی که خارج از کشور فعالیت میکردند و چه صفحاتی که در جریان حمایت از حمله به آمریکا به ایران شکل گرفته بودند نیز، هر شخص معروفی را که موضعی در حمایت از وطن داشت، تحریم میکردند. مانند محسن چاووشی که پس از انتشار آهنگ «حسبیالله» با واکنشهای گسترده در شبکههای اجتماعی و رسانهها مواجه شد و این واکنشها به سه دسته مثبت (حمایت از چاوشی)، منفی (انتقاد از او) و خنثی (بدون موضعگیری) طبقهبندی شدند.
یا حتی صفحهای که بهعنوان حافظه تاریخی، رسالت خود را بازنشر مواضع گذشته و حال افراد تعریف کرده است و در پی اظهارنظر یک شخصیت مشهور، این صفحه با شخم زدن گذشته شخص، کلیپها و عکسهایی بیرون میکشد که نشان میدهد او در فلان زمان و بهمان مسئله، دیدگاهی متناقض با نظر امروزش داشته است.
پشت پرده صفکشیها در مجازی، سایبریها کجا قرار دارند؟
فارغ از تندرویها در فضای مجازی، یک سؤال مهم وجود دارد؛ اینکه آیا تمام این صفکشیها و موجهایی که در فضای مجازی شکل میگیرد، حاصل واکنش طبیعی مردم است؟ آیا هر بار که یک چهره سیاسی یا سلبریتی یا مسئولان کشور با موجی از انتقادات مواجه میشود، هزاران نفر بهصورت مستقل تصمیم گرفتهاند که علیه او موضع بگیرند؟ یا بخشی از این موجها نتیجه فعالیت صفحاتی است که از مدتها قبل برای چنین روزهایی آماده شدهاند؟
وجود لشکر سایبری و اکانتهای هماهنگ در فضای مجازی که هویت سازندگان آن مشخص نیست، میتواند مهر تاییدی بر این ادعا باشد که برخی از این صفحات صرفاً در جهت حمله و موضعگیری و ایجاد موجهای سیاسی در شبکههای اجتماعی ساخته شدهاند؛ خاصه آنکه گاهی تشخیص اینکه یک موج واقعاً از دل جامعه شکل گرفته یا از سوی گروهی از صفحات و حسابهای هماهنگ تقویت شده، کار چندان سادهای نیست.
در این میان، شاید عجیبترین بخش ماجرا، وضعیت کسانی باشد که نمیخواهند در هیچکدام از این صفها بایستند. در فضای دوقطبی، سکوت هم دیگر الزاماً سکوت تلقی نمیشود و حتی موضع نگرفتن هم میتواند به معنای حمایت از طرف مقابل تعبیر شود.
اما یک سؤال همچنان باقی میماند؛ اینکه آیا آنچه در فضای مجازی دیده میشود، واقعاً تصویری از جامعه است یا خیر؟ یک هشتگ میتواند هزاران بار بازنشر شود و یک چهره با موجی از حملات مواجه شود، اما آیا میتوان از روی همین اتفاقات درباره نظر کل جامعه قضاوت کرد؟ واقعیت این است که همه مردم و همه کاربران فضای مجازی هم یک نگاه سیاسی ندارند. با این حال، تند شدن این فضا باعث شده برخی سکوت کنند و حتی از پیامرسانهایی فاصله بگیرند که روزی صرفاً برای سرگرمی، نمایش روزمرهها، آسانتر شدن کارها و حتی کسبوکارهای اقتصادی ساخته شده بودند.
شاید تفاوت اصلی خیابان و فضای مجازی هم همین باشد. در خیابان، صفها و جریانهای حزبی قابل مشاهدهاند، اما در فضای مجازی، یک هشتگ، یک استوری یا یک موج بازنشر میتواند تصویری بزرگتر از واقعیت بسازد. حالا بخشی از همان خیابانی که روزگاری محل صفکشیهای سیاسی بود، به صفحات کوچک موبایلها منتقل شده است؛ جایی که فاصله میان حمایت و حمله، گاهی تنها به اندازه یک استوری یا هشتگ است.