برگزاری نشست صمیمی رؤسای ادوار مرکز مطالعات راهبردی و آموزش وزارت کشور به ابتکار و میزبانی دکتر اکبر ولی‌زاده، مشاور وزیر و رئیس این مرکز، بهانه‌ای شد تا در گفت‌وگویی تفصیلی با علیرضا براتی به بررسی ابعاد ساختاری تأسیس این مرکز و نقش شهاب مرادی در بنیان‌گذاری آن بپردازیم.

پایگاه خبری جماران: نشست صمیمی رؤسای ادوار مرکز مطالعات راهبردی و آموزش وزارت کشور فرصتی برای مرور تاریخچه و حافظه مدیریتی این مجموعه فراهم آورد؛ نشستی که در آن جمعی از رؤسای پیشین مرکز از جمله دکتر جلال درخشه، دکتر محمد وحدتی، حجت‌الاسلام دکتر شهاب مرادی، دکتر جواد اطاعت و دکتر نصرالله حجازی حضور داشتند.

به همین مناسبت، در گفت‌وگو با علیرضا براتی، معاون آموزش مرکز مطالعات راهبردی، ابعاد ساختاری تأسیس این مرکز و نقش شهاب مرادی در بنیان‌گذاری و مدیریت نخستین دوره آن مورد بررسی قرار گرفته است. دکتر علیرضا براتی، دانش‌آموخته دکتری مدیریت راهبردی فضای سایبر است و ۲۴ سال سابقه خدمت در بخش‌های مختلف وزارت کشور را در کارنامه خود دارد.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

 

امور آموزشی و پژوهشی وزارت کشور پیش از تأسیس مرکز مطالعات چه وضعیتی داشتند؟

پیش از شکل‌گیری مرکز، ساختار آموزشی و پژوهشی وزارت کشور متعدد و پراکنده بود و هر بخش بر اساس مأموریت‌های خود، به‌صورت مجزا اقدام به فعالیت‌های مطالعاتی یا برگزاری دوره‌ها می‌کرد. در آن مقطع و از سال ۱۳۸۶، حجت‌الاسلام شهاب مرادی ریاست مرکز آموزش سیاسی وزارت کشور را بر عهده داشت و از سال ۱۳۸۴ نیز مشاور وزیر و عضو شورای پژوهشی وزارتخانه بود. قرار گرفتن هم‌زمان در این دو موقعیت، شناختی جامع از آسیب‌های ناشی از موازی‌کاری، نیازهای واقعی بدنه اداری و ظرفیت‌های مغفول ساختار مطالعاتی وزارت کشور برای او فراهم کرد.

روند قانونی و اجرایی شکل‌گیری مرکز از چه زمانی آغاز شد؟

این فرایند در دولت نهم و در دوره وزارت حجت‌الاسلام مصطفی پورمحمدی کلید خورد و در سال ۱۳۸۷ در آخرین روزهای وزارت ایشان رسماً به بار نشست. بر اساس تکالیف برنامه چهارم توسعه، دستگاه‌های اجرایی ملزم به تجمیع وظایف همگن و کوچک‌سازی ساختارهای موازی شده بودند. طرح پیشنهادی شهاب مرادی دقیقاً در چارچوب این تکلیف قانونی و با هدف یکپارچه‌سازی ظرفیت‌های مطالعاتی، پژوهشی و آموزشی، برنامه‌ریزی و به وزیر ارائه شد.

 

نقش شهاب مرادی در تأسیس مرکز چه بود و چه بخش‌هایی در ساختار جدید ادغام شدند؟

پیشنهاد ادغام مجموعه‌های پراکنده و ایجاد یک مرکز یکپارچه، نخستین‌بار از سوی شهاب مرادی مطرح شد و او فرایند تدوین چارت و اخذ مجوزهای اداری آن را تا مرحله تصویب نهایی پیگیری کرد. پس از ابلاغ ساختار جدید نیز، وی به‌عنوان نخستین رئیس «مرکز مطالعات، تحقیقات و آموزش وزارت کشور» منصوب شد. از این رو، نقش او هم‌زمان به‌عنوان پیشنهاددهنده، مؤسس و نخستین مدیر این مرکز ثبت شده است.

در این فرایند، ادارات کل مستقل و وابسته همچون «مرکز آموزش سیاسی»، «دفتر تحقیقات و مطالعات سیاسی» و «دفتر تحقیقات و مطالعات امنیتی» در ساختار جدید تجمیع شدند. همچنین با انحلال اداره‌کل مطالعات شوراها، وظایف پژوهشی و آموزشی آن به مرکز جدید منتقل شد و ماموریت‌های مطالعاتی اداره‌کل امور مرزی و اداره‌کل تقسیمات کشوری نیز ذیل این ساختار تمرکز یافت.

 

مرکز جدید چرا معاونت نشد؟ و با چه اهداف و چه رویکرد مدیریتی فعالیت خود را آغاز کرد؟

شهاب مرادی با بزرگ‌شدن ساختار مخالف بود؛ به‌ویژه آنکه قانون مدیریت خدمات کشوری، مصوب سال ۱۳۸۶، حداکثر پنج معاون را برای ساختار هر وزارتخانه پیش‌بینی کرده بود، در حالی که وزارت کشور در آن مقطع بیش از پنج معاونت داشت. اما هدف محوری مرکز، کاربردی‌سازی پژوهش‌ها و پیوند مستقیم آموزش با تصمیم‌گیری‌های مدیریتی بود. رویکرد شهاب مرادی بر این اصل استوار بود که پژوهش نباید صرفاً جنبه بایگانی یا تئوریک داشته باشد، بلکه باید به‌عنوان ابزاری پشتیبان در اختیار وزیر، معاونان، استانداران، فرمانداران و سایر مدیران صف و ستاد قرار گیرد.

از نظر مدیریتی، وی تأکید ویژه‌ای داشت که مرکز مطالعات نباید به بستر فعالیت‌های سیاسی، جناحی، حزبی یا رفتارهای تشریفاتی بدل شود. در جذب همکاران و پژوهشگران، ملاک‌های اصلی توانمندی علمی، قدرت تحلیل تخصصی، سلامت اداری و قابلیت تبدیل ایده به برنامه اجرایی بود تا خروجی مرکز در عملکرد وزارتخانه ملموس باشد.

 

گروه مشاوران جوان چه ارتباطی با مرکز مطالعات داشت و تجربه کاری شما در آن دوره چگونه شکل گرفت؟

شهاب مرادی قبل از تصدی ریاست مرکز و هم‌زمان با مسئولیت مرکز مطالعات، عهده‌دار سمت مشاور وزیر و رئیس گروه مشاوران جوان وزارت کشور نیز بود. در واقع، مرکز مطالعات وظیفه ساماندهی علمی و پژوهشی را بر عهده داشت و گروه مشاوران جوان به شناسایی و پرورش استعدادهای مدیریتی و ایده‌پردازی در بدنه اجرایی می‌پرداخت.

با توجه به تحول سیاسی و تغییر دولت‌ در سال ۱۳۸۴، الگوی مدیریتی وی برپایه نگاه حاکمیتی و پرهیز از تغییرات اتوبوسی نیروها استوار بود. او به‌جای وارد کردن نیروهای بیرونی، اولویت را به شناسایی، نخبه‌پروری و ارتقای جوانان مستعدِ داخل بدنه وزارت کشور و استانداری‌ها اختصاص داد.

تجربه شخصی خود من نیز مؤید همین رویکرد است؛ در همان سال‌ها بر اساس ارزیابی‌های گروه، حکم همکاری من در گروه مشاوران جوان با امضای ایشان صادر شد که هنوز آن را به‌عنوان سندی از الگوی کادرسازی و اعتماد به بدنه داخلی وزارتخانه نگهداری می‌کنم.

 

چه نمونه‌های شاخصی از این الگوی کادرسازی و شناسایی استعدادها در آن مقطع وجود دارد؟

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها، شهید مالک رحمتی استاندار محبوب آذربایجان شرقی در دولت شهید رئیسی بود. وی پس از فراغت از تحصیل، توسط شهاب مرادی شناسایی و به همکاری در وزارت کشور دعوت شد و فعالیت اداری خود را از دفتر ایشان آغاز کرد. شهید رحمتی از شهاب مرادی به‌عنوان نخستین مدیر و استاد خود در عرصه اداری یاد می‌کرد؛ مسیری که در سال‌های بعد با مسئولیت‌های مهمی چون قائم‌مقامی تولیت آستان قدس رضوی و استانداری آذربایجان شرقی، صحت آن شناسایی اولیه را به اثبات رساند.

علاوه بر این، چهره‌های دیگری نیز در گروه مشاوران جوان ستاد یا استان‌ها حضور داشتند که بعدها به مسئولیت‌های کلان مدیریتی و تقنینی رسیدند؛ از جمله دکتر سید احمدرضا دستغیب(گروه مشاوران جوان استان فارس)، دکتر امیرحسین بانکی‌پور(گروه مشاوران جوان استان اصفهان) و ابوالقاسم جراره (گروه مشاوران جوان استان هرمزگان).

 

مسیر مسئولیت‌های مدیریتی شهاب مرادی پس از دوره مرکز مطالعات چگونه ادامه یافت؟

شهاب مرادی از زمان تأسیس مرکز در سال ۱۳۸۷ تا اوایل دوره وزارت صادق محصولی، مشاورت وزیر و ریاست این مرکز را بر عهده داشت. پس از آن نیز تا اوایل دوره وزارت آقای نجار مشاور وزیر بود. وی در ادامه، به‌عنوان مشاور شهردار تهران(دکتر محمدباقر قالیباف) و سپس رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به شهرداری تهران مأمور شد. در سال ۱۳۹۶ بار دیگر به وزارت کشور بازگشت و در دوره مسئولیت عبدالرضا رحمانی فضلی و احمد وحیدی تا شهریور ۱۴۰۱ به‌عنوان مشاور وزیر خدمت کرد. در کل او در هشت دوره از ادوار تصدی وزرای مختلف کشور از مصطفی پورمحمدی، سیدمهدی هاشمی(سرپرست)، علی کردان، کامران دانشجو(سرپرست)، صادق محصولی، مصطفی محمدنجار، رحمانی فضلی تا سردار وحیدی به‌عنوان مشاور وزیر کشور فعالیت نمود.

از شهریور ۱۴۰۱ نیز با دعوت دکتر سید احمدرضا دستغیب به‌عنوان مشاور رئیس‌کل دیوان محاسبات کشور منصوب شد.

این تداوم همکاری با طیف‌های مختلف مدیریتی، در این سال‌ها نشان‌دهنده رویکرد فراجناحی و تخصص‌محور اوست. البته این نگاه حرفه‌ای، نافی هویت فکری و ویژگی‌های شخصیتی وی نبوده است؛ شهاب مرادی همواره فردی خوش‌اخلاق، خوش‌فکر، مهربان و باهوش بوده و همیشه به‌عنوان چهره‌ای انقلابی و از معاریف شاگردان درس خارج فقه رهبر شهید انقلاب، همواره در عرصه مدیریت، اصل را بر حکمرانی خردمندانه و جهادی و ارتقاء کارآمدی، سلامت اداری و انگیزه خدمت قرار داده است.

اگرچه حجت الاسلام شهاب مرادی در افکار عمومی بیشتر به‌عنوان یک چهره برجسته و محبوبِ فرهنگی و اجتماعی و یک استاد مهربان و رسانه‌ای شناخته می‌شود، اما نقش بنیان‌گذارانه او در ایجاد ساختار پژوهشی وزارت کشور و الگوی کادرسازی از نیروهای جوان، و رعایت تقوا و میانه‌روی در بحران‌های سیاسی از فصل‌های مهم و کارنامه‌ساز سوابق مدیریتی او به شمار می‌رود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.