هفتم تیرماه سال 60 که جلسه حزب جمهوری را در سرچشمه تهران منفجر کردند، بهشتی با شهادتش، خط بطلانی کشید بر هر آنچه منافقان و بنی صدر بر ضد او به هم بافته بودند.

جماران ـ منصوره جاسبی: ترور مسئولان، مردم کوچه و بازار، حزب اللهی ها و هر آن کسی که کشته شدنش می توانست صدمه ای به انقلاب اسلامی بزند، در دستور کار منافقان قرار گرفته بود. گاهی وقت ها خیابان را می بستند و مغازه دار محل را مقابل دیدگان عابر و همسایه ها به رگبار می بستند. با این فرضیه جلو می رفتند که رعب و وحشت را میان مردم بیشتر و بیشتر کنند. هر چه تلفات بالاتر دسترسی به هدف برایشان گویا موثرتر بود غافل از آنکه به قول امام: «بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود»، سرلوحه آنانی بود که پهلوی را به موزه تاریخ سپرده بودند و مقابل ظلم و جور قیام کرده بودند. هفتم تیرماه اما یک فرق اساسی با همه ترورهای قبلی شان داشت. از نماینده و وزیر و وکیل تا بالاترین مقام قضایی کشور را در یک جلسه دور هم جمع کرده بودند تا ضربه ای اساسی بر پیکره نوپای جمهوری اسلامی بزنند و از پا درش بیاورند. شهید بهشتی در رأس این هرم بود. مدت ها بود که بنی صدر و هم پیاله هایش همه داشته هایشان را توی یک کاسه ریخته بودند که او را میان مردم و چهره ها شخصی منفور جلوه دهند اما خدا که بخواهد تیرها به سنگ می خورد. بهشتی نه تنها منفور نشد که روز به روز در میان مردمان، محبوب و محبوب تر شد و داغش کمر مردم را شکست. خبر شهادت این بزرگمرد تاریخ انقلاب اسلامی بر امام که علاقه ویژه ای به او داشت، سنگین و گران آمد. این درد خود را در کلام امام بعد از شهادت دکتر بهشتی نشان داده است از جمله در دیدارهایی که در ادامه مطلب به آن اشاره شده است:

در هشتم تیرماه جمعی از قضات دیوان عالی کشور برای عرض تسلیت خدمت امام رسیده و ایشان به مظلومیت شهید بهشتی در میان مردم اشاره کرده و فرمودند: «من این ضایعه بزرگ را به ملت ایران و شما آقایان که نزدیک بودید با آقاى بهشتى و مطلع بودید از افراد دیگرى که شهید شدند، به همه شما آقایان و ملتمان تسلیت عرض مى ‌کنم. بناى دشمن هاى شما بر این است که افرادى که لیاقتشان بیشتر است بیشتر مورد حمله قرار بگیرند. آنها افرادى را هدف قرار مى ‌دهند که از آنها خوف دارند که مبادا یک وقتى به آنها صدمه بزنند. و این را من کراراً گفته‌ ام که مرحوم آقاى بهشتى در این مملکت مظلوم زیست. تمام مخالفین اسلام و مخالفین این کشور حمله مستقیم‌ شان را به ایشان و بعضى دوستان ایشان کردند. کسى را که من بیشتر از بیست سال مى‌ شناختم و روحیاتش را مطلع بودم و مى‌ دانستم چه جور مرد صالحى و مرد به درد بخورى براى این کشور است، مخالفین او را در کوچه و بازار و محله و صحبت هایى که همه مى ‌کردند، آن طور جلوه دادند. یک مرد صالحى را به صورت یک دیکتاتور درآوردند!»(صحیفه امام؛‌ج ۱۴، ص ۵۱۵)

امام سابقه شناخت خود از شهید بهشتی را بیشتر از بیست سال دانسته و افزودند: «مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود. و آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادى [را] که بیشتر متعهدند، مؤثرتر در انقلاب‌ اند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده ‌اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگى بود. تهمت ها؛ تهمت هاى ناگوار به ایشان مى ‌زدند! از آقاى بهشتى اینها مى ‌خواستند موجود ستمکار دیکتاتور معرفى کنند، در صورتى که من بیش از بیست سال ایشان را مى‌ شناختم و بر خلاف آنچه این بى‌ انصافها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و «مرگ بر بهشتى» گفتند، من‌ او را یک فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدین، علاقه‌‌مند به ملت، علاقه‌‌مند به اسلام و به درد بخور براى جامعه خودمان مى‌ دانستم.». (صحیفه امام؛‌ ج ۱۴،‌ص ۵۱۸-۵۱۹)

پیر جماران به توطئه های ترتیب داده شده از سوی دشمن برای تخریب شخصیت دکتر بهشتی اشاره کرده و بیان داشتند: «این آقاى بهشتى مسلمان، متعهد، مجتهد، این چه کرده بود که تو تاکسى مى ‌نشستى، مى ‌دیدى که دو نفر آدم به هم مى ‌رسند یک حرفشان فحش به اوست؟! تو اجتماعات، یک دسته ‌اى مرگ بر کى، «طالقانى را تو کشتى» [مى‌ گفتند.] خوب، شما ببینید چه ظلمى [بود] به یک همچو موجود فعالى، که مثل یک ملت بود براى این ملت ما با چه حیله ‌هایى این را مى‌ خواستند بیرون کنند. خوب، حالا رفته است کنار.». (ج ۱۵،‌ ص ۱۸)

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود هوچی گری مخالفان آیت الله بهشتی را نقشه دیگری برای خدشه دار کردن چهره وی دانسته و ابراز داشتند: «شما مى ‌بینید که در زمانى که مرحوم آقاى بهشتى زنده بودند، چه وضعى پیش آوردند این اراذل و ایشان را یک چهره دیگرى نشان داده بودند که آن روز در خیابان ها هم بر ضد ایشان تظاهرات مى ‌کردند، صحبت مى‌ کردند و نمى ‌دانستند قصه را. شهادت‌ ایشان اسباب این شد که یک بهره بزرگى ما برداشتیم و آن اینکه ثابت شد که آن انحراف بوده است، آن کار آنها انحرافى بوده است. و همین طور هر قصه‌ اى که اینها خواستند از آن بهره ‌بردارى کنند، ما بهره ‌بردارى کردیم.». (ج ۱۵، ص ۱۹۸-۱۹۹)

خمینی کبیر، تأثیر خون های ریخته شده مظلومان واقعه هفتم تیر را اینگونه مطرح کرده و اضافه داشتند: «شما دیدید که صبح آن روزى که مرحوم آقاى بهشتى و آن هفتاد نفر مظلوم در آنجا، آن طور به وضع فجیع شهید شدند، مردم فرق کردند؛ یکدفعه تمام صحبت ها برگشت. آنهایى که فریاد [مى‌ زدند،] همان هایى که بهشان تزریق کرده بودند که این آدم چطور و کذا و کذاست و آن طور براى ایشان شعار به ضد ایشان مى‌ دادند، یکدفعه شعارها برگشت و به نفع ایشان شد؛ یعنى، به نفع اسلام شد.». (ج ۱۵، ص ۲۰۰)

امام همچنین افزودند: «آقاى بهشتى- رحمه اللَّه- که یک نفر آدمى بود که مجاهد براى اسلام بود، به درد مى ‌خورد، فعال بود، دانشمند بود، مدیر بود، مدبر بود، دیدید که در صحنه کشور چه فضاحت ها در آوردند اشرار و مردم را [از او] منحرف کردند. مردم یک وقت بیدار شدند که بهشتى‌ اى در کار نبود.». (ج ۱۵، ص ۳۶۷)

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.