اهمیت المخا تنها به تصرف یک شهر و بندر محدود نمیشود. این بندر در فاصله کمتر از ۵۰ مایلی بابالمندب قرار دارد و پیشروی حوثیها در این منطقه، آنها را به یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان نزدیکتر کرده است. گزارشها درباره کنترل جزیره میون نیز اهمیت این تحول را بیشتر میکند، زیرا این جزیره در میانه تنگه بابالمندب قرار دارد. ثابت حسین، کارشناس نظامی نزدیک به عربستان، معتقد است تسلط حوثیها بر المخا و سواحل غربی میتواند آنها را در آستانه اعمال کنترل آتشباری یا میدانی بر بابالمندب قرار دهد. او همچنین گفته است در صورت کنترل میون، امکان کنترل تردد کشتیها برای حوثیها افزایش خواهد یافت.
پایگاه خبری جماران، سرویس بین الملل: حوثیها در بحبوحه جنگ ایران، با استفاده از شرایط به وجود آمده، عملیات نظامی تازهای را در یمن آغاز کردهاند. این گروه ابتدا موجی از حملات پهپادی و موشکهای بالستیک را علیه عربستان سعودی انجام داد که به آتشسوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور و مجروح شدن بیش از ۷۰ نفر منجر شد. چند روز بعد، پس از درگیریهای شدید در خطوط مقدم، نیروهای حوثی توانستند نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان را در امتداد ساحل دریای سرخ عقب برانند و بندر راهبردی المخا را تصرف کنند. دولت یمن همچنین از تصرف جزیره پریم یا میون در دهانه تنگه بابالمندب خبر داده است؛ تحولی که در صورت تثبیت میتواند موازنه قدرت در یمن و معادلات امنیتی دریای سرخ را تحت تأثیر قرار دهد.
یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، اعلام کرده است که در جریان این عملیات حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطق غربی یمن آزاد شده و هفت لشکر شامل ۳۸ تیپ هدف قرار گرفتهاند. او همچنین از تصرف پایگاههای خالد و جبلالنار و مناطقی در استانهای حدیده و تعز خبر داده است. این آمار و ادعاها از سوی حوثیها مطرح شده و تأیید مستقلی برای همه آنها در متن موجود ارائه نشده است. با این حال، تصرف المخا به عنوان یک تحول مهم در ساحل غربی یمن مطرح شده است؛ زیرا این بندر تا پیش از این یکی از پایگاههای مهم نیروهای ضدحوثی و سدی در برابر پیشروی این گروه محسوب میشد.
اهمیت المخا تنها به تصرف یک شهر و بندر محدود نمیشود. این بندر در فاصله کمتر از ۵۰ مایلی بابالمندب قرار دارد و پیشروی حوثیها در این منطقه، آنها را به یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان نزدیکتر کرده است. گزارشها درباره کنترل جزیره میون نیز اهمیت این تحول را بیشتر میکند، زیرا این جزیره در میانه تنگه بابالمندب قرار دارد. ثابت حسین، کارشناس نظامی نزدیک به عربستان، معتقد است تسلط حوثیها بر المخا و سواحل غربی میتواند آنها را در آستانه اعمال کنترل آتشباری یا میدانی بر بابالمندب قرار دهد. او همچنین گفته است در صورت کنترل میون، امکان کنترل تردد کشتیها برای حوثیها افزایش خواهد یافت.
این دیدگاه تنها از سوی کارشناسان نزدیک به حوثیها مطرح نشده است. فرع المسلمی، تحلیلگر چتمهاوس، از دست رفتن المخا را شکست بزرگی برای نیروهای یمنی مورد حمایت عربستان دانسته و آن را نمونهای از دستکم گرفتن مداوم توان حوثیها از سال ۲۰۱۴ توصیف کرده است. آدام بارون از اندیشکده نیو آمریکا نیز تحولات اخیر را یکی از مهمترین نقاط عطف مناقشه یمن دانسته و مناطق ساحلی مشرف به بابالمندب را حیاتیترین منطقه جغرافیایی یمن از نظر راهبردی توصیف کرده است.
این تحولات در شرایطی رخ داده که حوثیها تا حدود پنج ماه پس از آغاز درگیریهای مرتبط با ایران، عمدتاً فعالیت محدودی داشتند. در اواسط ژوئیه، ایران هیئتی از حوثیها را از تهران به صنعا منتقل کرد. عربستان و دولت یمن برای جلوگیری از فرود هواپیما، باند فرودگاه صنعا را هدف قرار دادند، اما هواپیما در نهایت در الحدیده فرود آمد. حوثیها این اقدام را بهانهای برای خروج از آتشبس سال ۲۰۲۲ قرار دادند و پس از آن، حملات خود علیه منافع عربستان و نیروهای ائتلاف را تشدید کردند. بنابراین، زمانبندی عملیات اخیر را نمیتوان جدا از تحولات جنگ ایران و افزایش فشار بر عربستان در نظر گرفت.
یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت برای عربستان، ارتباط مستقیم آن با مسیر صادرات نفت این کشور است. با محدود شدن مسیر تنگه هرمز، دریای سرخ به یک شریان حیاتی برای صنعت نفت عربستان تبدیل شده است. بر اساس متن، از زمان ازسرگیری حملات حوثیها در ماه ژوئیه، صادرات نفت عربستان از طریق بابالمندب ۹۵ درصد کاهش یافته و حملات به زیرساختها و کشتیها در نزدیکی مجتمع بندری ینبع نیز مسیر انتقال نفت به سمت شمال و عبور از خاک مصر را تهدید میکند. از این منظر، افزایش نفوذ حوثیها در ساحل غربی میتواند برای ریاض تنها یک مسئله نظامی در داخل یمن نباشد، بلکه مستقیماً با امنیت انرژی و مسیرهای صادراتی آن ارتباط پیدا کند.
همین مسئله باعث شده است برخی تحلیلها از شکلگیری دو گلوگاه راهبردی در منطقه سخن بگویند. ایران از طریق تنگه هرمز توانایی اعمال فشار بر مسیر انتقال انرژی را دارد و حوثیها نیز با افزایش حضور خود در نزدیکی بابالمندب میتوانند یک اهرم فشار دیگر ایجاد کنند. عربستان در بخش عمدهای از جنگ روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت را از طریق بنادر دریای سرخ صادر کرده است. بنابراین، تثبیت حضور حوثیها در ساحل غربی میتواند قدرت چانهزنی این گروه را افزایش دهد و در صورت گسترش کنترل آنها، فشار بیشتری بر عربستان وارد کند.
در همین چارچوب، روزنامه فایننشال تایمز در تحلیلی که در متن آمده، نوشته است حوثیها از مدتها قبل خود را برای نبرد در ساحل غربی آماده کرده بودند تا بتوانند مطالبات خود را به سعودیها تحمیل کنند و از متحد خود حمایت کنند. مرکز مطالعات «الحضارات» نیز حضور حوثیها در المخا و میون را عاملی برای افزایش فشار بر عمق دریایی غرب عربستان دانسته است.
با این حال، حوثیها برداشت متفاوتی از تحولات ارائه کردهاند و تهدید علیه کشتیرانی بینالمللی را رد میکنند. عبدالعزیز بن حبتور، عضو شورای عالی سیاسی یمن، گفته است تحولات ساحل غربی مسئلهای حاکمیتی و داخلی است و اعمال حاکمیت یمن بر اراضی، سواحل و آبهای سرزمینی، تهدیدی برای کشتیرانی بینالمللی ایجاد نمیکند. حزام الاسد، عضو دفتر سیاسی انصارالله، نیز تأکید کرده است که نبرد در ساحل غربی عملیاتی داخلی برای بازپسگیری اراضی یمن است و آزادی کشتیرانی و تجارت در دریای سرخ و بابالمندب تضمین شده است. او همچنین گفته است حوثیها قصد وضع عوارض ترانزیتی در بابالمندب را ندارند. بنابراین، در ارزیابی تحولات اخیر باید میان ادعای «افزایش توان و نفوذ حوثیها در اطراف بابالمندب» و ادعای «کنترل کامل یا مسدود کردن این تنگه» تفاوت قائل شد.
پیشروی حوثیها همچنین ضعف نیروهای مخالف آنها را آشکار کرده است. نیروهای دولت یمن همچنان دچار اختلاف و ازهمگسیختگی داخلی هستند و در جریان تهاجم اخیر، عربستان در ارائه پشتیبانی هوایی نزدیک و سایر کمکهای ضروری ناکام ماند. اختلاف میان گروههای مختلف وابسته به دولت و درگیری میان نیروهای جنوبی و نیروهای دیگر، انسجام ائتلاف ضدحوثی را بیشتر تضعیف کرده است. خروج امارات از یمن و انحلال شورای انتقالی جنوب نیز یکی از پایگاههای مهم حمایتی ائتلاف ضدحوثی را از میان برده است. در چنین شرایطی، تصرف سریع المخا میتواند بر روحیه نیروهای وابسته به دولت تأثیر بگذارد و اختلافات موجود را تشدید کند.
عربستان برای مقابله با این وضعیت تلاش کرده حمایت منطقهای و بینالمللی بیشتری به دست آورد. ریاض توافق دفاعی متقابلی با ترکیه و پاکستان امضا کرد. با این حال، نه ترکیه و نه پاکستان مستقیماً وارد جنگ یمن نشدهاند. عربستان همچنین به دنبال حمایت آمریکا بوده و گزارشهایی درباره درخواست ریاض برای انجام حملات هوایی علیه حوثیها منتشر شده است، اما مشارکت گسترده و مستقیم آمریکا در جنگ علیه این گروه قطعی نیست.
در سوی دیگر، گزارشهای موجود از ارتباط نزدیکتر حوثیها با ایران و حمایت اطلاعاتی و نظامی روسیه حکایت دارد. در طول جنگ غزه، روسیه اطلاعاتی برای کمک به هدفگیری کشتیها در اختیار حوثیها قرار میداد و احتمال تحویل تسلیحات پیشرفته به این گروه را نیز بررسی کرده بود. در عین حال، حوثیها تلاش کردهاند توان تولید داخلی، زنجیرههای تأمین متنوع و شبکههای مالی پنهان خود را توسعه دهند. در نتیجه، توان نظامی آنها تنها به دریافت مستقیم تسلیحات از ایران وابسته نیست.
تصرف المخا و گزارشهای مربوط به میون نشان میدهد که حوثیها توانستهاند موقعیت خود را در ساحل غربی یمن تقویت کنند و به یکی از حساسترین گذرگاههای دریایی منطقه نزدیکتر شوند. این تحول از یک سو قدرت چانهزنی حوثیها را افزایش داده و از سوی دیگر، آسیبپذیری عربستان در مسیر دریای سرخ را بیشتر کرده است. بنابر این، کنترل کامل بابالمندب هنوز با حضور در المخا و میون یکسان نیست و ادعاهای مربوط به کنترل کامل این تنگه باید با احتیاط ارزیابی شود. ادامه درگیری نیز میتواند ائتلاف ضدحوثی را بیش از پیش تضعیف کند و به گسترش جنگ در سطح منطقه منجر شود. به همین دلیل، در کنار تلاش برای جلوگیری از تثبیت پیشرویهای حوثیها، رسیدگی به اختلافات داخلی نیروهای ضدحوثی و بازگشت به یک راهحل سیاسی برای پایان دادن به جنگ یمن، از مهمترین مسائلی است که در متن مورد تأکید قرار گرفته است.