سازمانهای ضد تروریسم اکنون از خطرات فناوریهای مدرن آگاه هستند، اما هنوز در تصور چگونگی ادغام و استفاده از آنها در حملات بیسابقه با مشکل مواجه هستند.
به گزارش جماران، بیست و پنج سال پس از حملات یازده سپتامبر ، به گفته یک مجله آمریکایی که به امور بینالملل میپردازد، «تهدید تروریستی» دیگر محدود به ابزارهای سنتی نیست، بلکه به فضای فناوری گستردهای منتقل شده است که به افراد و گروههای کوچک اجازه میدهد به ابزارهایی دسترسی داشته باشند که زمانی در انحصار دولتها بودند.
در حالی که دولتها قابلیتهای قابل توجهی را برای جلوگیری از تکرار حملات بزرگی مانند حملات سال ۲۰۰۱ در آمریکا توسعه دادهاند، بزرگترین چالش همچنان پیشبینی راههای جدیدی است که گروههای شبهنظامی میتوانند از طریق آنها فناوریهای موجود را با هم ترکیب کنند.
بر اساس مقالهای در نشریه فارین پالیسی نوشته کالین کلارک و کلارا بروکرت، «شکست تخیل» که گزارش کمیسیون یازده سپتامبر از آن صحبت میکرد، هنوز هم وجود دارد، البته به شکلی متفاوت.
نویسندگان معتقدند که سازمانهای ضد تروریسم اکنون از خطرات فناوریهای مدرن آگاه هستند، اما هنوز در تصور چگونگی ادغام و استفاده از آنها در حملات بیسابقه با مشکل مواجه هستند.
سلاح جدید
نویسندگان خاطرنشان میکنند که اینترنت تأثیرگذارترین فناوری در فعالیتهای گروههای افراطی بوده است و بستری برای انتشار تبلیغات، جذب نیرو، ارتباطات و انتقال دانش فراهم میکند. ابزارهای دیگری نیز به این فهرست اضافه شدهاند، از جمله ارتباطات رمزگذاری شده، ارزهای مجازی، چاپ سهبعدی، پهپادها و هوش مصنوعی.
استفاده از پهپادها به عنوان یک پیشرفت قابل توجه برجسته است؛ گروه هایی داعش و القاعده در شبه جزیره عربستان به کار گرفته شدهاند. پهپادها دیگر صرفاً ابزاری برای حملات پراکنده نیستند، بلکه در عملیات نظامی پیچیدهتری نیز به کار گرفته شدهاند، در حالی که گسترش هوش مصنوعی مولد، آستانه دسترسی به دانش مربوط به مسلح کردن و بهرهبرداری از آنها را کاهش داده است.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی به گروهها و افراد اجازه میدهد تا روابط عمومی، برنامهریزی و ارزیابی آسیبپذیری خود را بهبود بخشند و میتواند به اجرای سریعتر و با هزینه کمتر وظایف سازمانی و عملیاتی کمک کند. نویسندگان هشدار میدهند که خطر واقعی نه در یک فناوری واحد، بلکه در ترکیب چندین ابزار در یک فرآیند واحد نهفته است.
دروازه توانمندسازی
نویسندگان استدلال میکنند که اینترنت به عنوان حلقه اتصال این فناوریها عمل میکند، دسترسی به اطلاعات و دستورالعملها را فراهم میکند و کانالهایی برای ارتباط، تأمین مالی و جذب نیرو ارائه میدهد. بنابراین، مشارکت یک افراطگرا دیگر نیازی به سفر به اردوگاههای آموزشی ندارد، همانطور که در مورد عاملان حملات ۱۱ سپتامبر چنین بود.
در مقابل، دولتها در سالهای اخیر سیستمهای گستردهای را برای ردیابی حرکات کسانی که تروریست مینامند، توسعه دادهاند، از جمله دادههای بیومتریک، سوابق مسافران و تکنیکهای تحلیل شواهد، همراه با ابزارهای هوش مصنوعی برای نظارت بر تبلیغات افراطگرایان و تحلیل حجم عظیمی از اطلاعات.
اما به گفته نویسندگان، هدف نباید حذف «استفاده تروریستها» از اینترنت باشد، که غیرواقعی است، بلکه باید هزینه استفاده از آن در تأمین مالی، استخدام و برنامهریزی، از طریق همکاری نزدیک بین دولتها، سازمانهای اجرای قانون و شرکتهای فناوری افزایش یابد.
فناوری کافی نیست
این مقاله همچنین در مورد تأکید بیش از حد بر فناوریهای پیشرفته هشدار میدهد. رایجترین حملات در غرب در سالهای اخیر هنوز به روشهای سادهای مانند چاقوکشی، تیراندازی و حمله با وسایل نقلیه متکی است و اغلب توسط افراد تنها تحت تأثیر افراطگرایی آنلاین انجام میشود.
بنابراین، فناوری ممکن است به جای جایگزینی روشهای سنتی، آنها را تقویت کند و سازمانهای مبارزه با تروریسم میتوانند از آن برای تشخیص الگوها، تجزیه و تحلیل دادهها و خنثی کردن توطئهها استفاده کنند. نویسندگان تأکید میکنند که مداخلات جامعه، تجربه انسانی و هنجارهای فرهنگی همچنان ضروری هستند و نباید توسط فناوری جایگزین شوند.
ربع قرن پس از یازده سپتامبر، این مقاله نتیجه میگیرد که جلوگیری از غافلگیری استراتژیک بعدی مستلزم درک وسیعتری از تهدیدها است، بدون اینکه تسلیم خودپسندی شویم یا مجذوب فناوری شویم. ابزارهایی که انسانها ساختهاند میتوانند در دست دشمنانشان به تقویتکنندههای قدرت تبدیل شوند، اما میتوانند بخشی از ابزارهای مقابله با آنها نیز باشند.