در نبرد میان این دو بلوک، «ائتلاف مکه» برنده نهایی در میدان مشروعیت منطقهای است؛ چرا که پادشاهی سعودی در قلب جهان اسلام جای دارد، در حالی که حضور رژیم صهیونیستی عنصری کاملاً تحمیلی و فاقد مشروعیت بومی است.
«دیوید هرست»، سردبیر میدلایستآی، معتقد است تشکیل پیمان دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان فقط یک توافق امنیتی تازه نیست، بلکه نشانهای از بازآرایی موازنه قدرت در خاورمیانه است؛ ائتلافی که در پی فرسایش اعتماد ریاض به چتر امنیتی آمریکا شکل گرفته و میتواند پروژه مشترک اسرائیل و امارات برای تثبیت یک نظم امنیتی جدید از خلیج فارس تا مدیترانه را با چالشی جدی روبهرو کند. به باور هرست، اهمیت اصلی «پیمان مکه» نه فقط در ظرفیت نظامی آن، بلکه در مشروعیت منطقهای و توان عربستان برای ساخت یک قطب مستقل در برابر محور تلآویو–ابوظبی نهفته است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، یادداشت «دیوید هرست»، سردبیر وبگاه میدل ایست آی، به کالبدشکافی غافلگیری دستگاههای اطلاعاتی ابوظبی و تلآویو از امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان میپردازد. هرست استدلال میکند بنبست جنگی ترامپ و نتانیاهو، خلیج فارس را تا لبه پرتگاه برد؛ اما ریاض با این پیمان، نه تنها وارد کمپ ضدایرانی واشنگتن نشد، بلکه پروژهی نظم نوین رژیم صهیونیستی-امارات را با یک پاتک ژئوپلیتیک و مشروعیتمحور به چالش کشید.
نویسنده ابعاد این رویارویی و شکاف فزاینده در خلیج فارس را در سه محور تبیین میکند:
۱. فرسایش اعتماد به ترامپ و پایان توهم چتر امنیتی آمریکا
تلاشهای مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران، غزه و لبنان نتوانست به اهداف خود برسد و ناتوانی واشنگتن در حفاظت از پایگاههای خود و زیرساختهای خلیج فارس، نخبگان سنتی سعودی را از غرب ناامید ساخت. پیمان مکه پاسخی ساختاری به این شکست بود: این توافق نیازهای نظامی پاکستان در موازنه با هند و دغدغههای ترکیه (که پس از ایران خود را هدف بعدی رژیم صهیونیستی میدید) را پوشش داد و همزمان جایگاه ریاض را از صرفاً «تأمینکننده مالی جاهطلبیهای دیگران» به «کانون اصلی تصمیمگیری راهبردی» ارتقا بخشید.
۲. خروج ائتلاف تلآویو-ابوظبی از سایه و شالودهشکنی آن
همکاریهای نظامی امارات و رژیم صهیونیستی پس از پیمان ابراهیم—از استقرار گنبد آهنین و سلاح لیزری Iron Beam تا پدافند Spectro در ابوظبی تحت فرماندهی رژیم صهیونیستی—با هدف ایجاد محوری از هند تا مدیترانه شرقی طراحی شده بود تا با تضعیف مراکز سنتی عربی (سوریه، مصر و سودان)، امنیت خلیج فارس را تحت سیطره تلآویو درآورد. پیمان مکه دقیقاً به عنوان وزنه تعادل و پادزهری در برابر این امپراتوری دریایی-نظامی مشترک امارات و رژیم صهیونیستی قد علم کرد.
۳. تعمیق بیسابقهی گسل ریاض-ابوظبی و مسألهی مشروعیت
پیمان مکه شکاف تاریخی عربستان و امارات را از یمن و سودان فراتر برد و به جنگ روایتها در شبکههای اجتماعی کشاند. منتقدان اماراتی این توافق را خروج از خانه خلیج فارس دانستند، در حالی که ریاض آن را حق حاکمیتی خود تعریف کرد. نویسنده تأکید میکند در نبرد میان این دو بلوک، «ائتلاف مکه» برنده نهایی در میدان مشروعیت منطقهای است؛ چرا که پادشاهی سعودی در قلب جهان اسلام جای دارد، در حالی که حضور رژیم صهیونیستی عنصری کاملاً تحمیلی و فاقد مشروعیت بومی است.