در معماری امنیتی خلیج فارس، دیگر موشک و ناو تنها ابزارهای تعیینکننده نیستند؛ شبکههای آبشیرینکن، مراکز پردازش ابری و کابلهای زیردریایی اکنون به آسیبپذیرترین نقاط پادشاهیهای عرب تبدیل شدهاند. تحلیل شورای آتلانتیک نشان میدهد که در فضای پساجنگ، فشار بر این زیرساختهای بههمپیوسته میتواند همزمان خدمات عمومی، اقتصاد دیجیتال، اعتماد اجتماعی و برنامههای توسعهای کشورهای منطقه را مختل کند و جبهه واقعی تقابل را از دریا به عمق زیستبوم حیاتی خلیج فارس بکشاند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل «علیا براهیمی» و «جان جیمز» در اندیشکده شورای آتلانتیک، به کالبدشکافی یک کلانروند در پساجنگ میپردازد: «عبور دکترین نظامی ایران از جنگ سخت موشکی به سمت انهدام زیستبوم دیجیتال و حیاتی پادشاهیهای عرب». نویسندگان استدلال میکنند در جریان نبرد آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، انسداد تنگه هرمز و سقوط ناوبری، پیشپاافتادهترین لایه از دکترین تهاجمی تهران بود؛ چرا که خط مقدم اصلی این کارزار نه در دریا، بلکه در همافزایی تخریب سه حوزه «آب آشامیدنی، پردازش ابری و کابلهای زیردریا» شکل گرفت.
نویسندگان ابعاد این دکترین ترکیبی و را در سه محور کالبدشکافی میکنند:
یک: تهاجم به دکترین مشروعیت؛ از دپوی آب تا مرکز دادههای آمازون
حملات ایران واجد دکترین «ضد مشروعیت» بود؛ یعنی نشانه رفتن عقد اجتماعی میان حاکم و شهروند از طریق قطع خدمات اولیه. اصابت پهپادها به مراکز داده «خدمات وب آمازون» (AWS) در امارات—که نخستین حمله نظامی تاریخ به یک سرویسدهنده ابری مقیاسبزرگ محسوب میشود—بانکهای بزرگ نظیر «امارات انبیدی» و سیستمهای پرداخت را فلج کرد. همزمان، حملات موشکی به نیروگاهها و تاسیسات آبشیرینکن در بحرین و کویت (که ۹۰ درصد آب خود را از دریا میگیرند)، نشان داد که به دلیل پیوستگی سیستمیک، حمله به شبکه برق معادل حمله به آب، و حمله به آب معادل خاموشی کمپهای هوش مصنوعی است.
دو: گروگانگیری کابلهای زیردریا و انقباض دموگرافیک
ایران با انتشار نقشه کابلهای زیردریا ثابت کرد که زیرساخت دیجیتال منطقه در تیررس میدان است. اعلام وضعیت «فورس ماژور» توسط شرکت فرانسوی «آلکاتل» در ۱۲ مارس و تعلیق پروژه کابل «۲Africa Pearls» متعلق به شرکت متا، اثبات کرد تهران بدون قطع کابل، با گروگانگیری ناوگان تعمیرات، ترانزیت داده را متوقف میسازد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه ۷ نفر از هر ۸ ساکن امارات و قطر از اتباع خارجی هستند، فشار بر کانالهای رمزارز و ایجاد رعب، خطر خروج متخصصان و سقوط دکترین تنوعبخشی اقتصادی (نظیر چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی) را در پی دارد.
سه: ضرورت خلق «شبکه پایداری حاکمیتی»
پاسخ به این تهدید لایهای، ترمیم انفرادی آسیبها نیست. اعضای شورای همکاری باید یک «شبکه پایداری حاکمیتی» شامل سیستمهای یکپارچه، بانک دیتای مشترک، اتاق فیوژن هوشمند برای تشخیص همزمان حملات سایبری و حملات آبشیرینکن، و اوراق قرضه پایداری ایجاد کنند. ایجاد شبکه برق و پدافند آب مشترک و ناوگان بومی تعمیرات کابل، تنها راه صیانت از مدل زیست خلیج فارس در منطقه خاکستری پساجنگ ۲۰۲۶ است.