نویسندگان روایت روشنی را ترسیم میکنند: رئیسجمهور روزانه قانون را نقض میکند، کودتای نظامی را رهبری میکند، تسویه حساب میکند و به دنبال ایجاد میراثی پایدار برای خود است.
به گزارش جماران به نقل از رای الیوم، کتاب «تغییر رژیم» که توسط «مگی هابرمن» و «جاناتان سوان»، روزنامهنگاران نیویورک تایمز، نوشته شده است، تصویری ناآشنا از چگونگی مدیریت دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، را آشکار میکند و روایتی را بر اساس بیش از هزار مصاحبه با مقامات دولتی و افراد نزدیک به دولت ارائه میدهد. نویسندگان استدلال میکنند که ترامپ ماهیت ریاست جمهوری آمریکا را تغییر داده و فرآیند تصمیمگیری را به یک مدل بسیار متمرکز مبتنی بر حلقه کوچکی از دستیاران و گمان شخصی خود به جای نهادها و کارشناسان تغییر داده است.
دنیای ترامپ در دوره فعلی ریاست جمهوریاش به طور قابل توجهی کوچک شده است و او خود را با «گروه نسبتاً کوچکی از افراد» احاطه کرده است که میدانند اتفاقات در دفتر بیضی شکل رخ میدهد و او کسی است که همه چیز را تعیین میکند. او تمایل دارد در محیط اطراف خود رقابت ایجاد کند، دوست دارد ببیند مردم برای جلب محبت او با هم رقابت میکنند و به ویژه از تحقیر آنها لذت میبرد.
در این کتاب نویسمئدگان اشاره می کنند که رویکرد رئیس جمهور در دوره دوم ریاست جمهوریاش انعطافپذیرتر شده است. ترامپ که هیچ تمایلی به تحت تأثیر قرار دادن جمهوریخواهان محافظهکار نداشت، به سبک مدیریتی که در طول زندگیاش در املاک و مستغلات و گلف پرورش داده بود، بازگشت. در دفترهایش در برج ترامپ در نیویورک و مار-ئه-لاگو در فلوریدا، جلسات منظمی برگزار نمیکرد؛ در عوض، تمام روز در دفترش مینشست و مردم میآمدند و میرفتند. او به فضای دربار سلطنتی عادت کرده بود، جایی که فیلمی دراماتیک از خدمتکارانی که هدایایی را حمل میکردند و امیدوار بودند که از پدرسالار دعای خیر دریافت کنند، در مقابلش پخش میشد.
نویسندگان روایت روشنی را ترسیم میکنند: رئیسجمهور روزانه قانون را نقض میکند، کودتای نظامی را رهبری میکند، تسویه حساب میکند و به دنبال ایجاد میراثی پایدار برای خود است.
روایت آنها زمانی به اوج خود میرسد که تناقض موضع ترامپ در مورد جنگ و صلح را شرح میدهد. رئیس جمهور، که تمایل خود را برای بردن جایزه نوبل پنهان نمیکند، مسئول ناپدید شدن دو رهبر است: او دستور ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، را صادر کرد و با ترور رهبر ایران موافقت کرد.
آنها ادامه دادند: «همه چیز در ذهن ترامپ منطقیبه نظر می رسد، او خود را یک چهره افسانهای میبیند، از آن نوع افرادی که الهامبخش کتابهای تاریخ هستند. او در سخنرانی خود برای یکی از مهمانان در باشگاه گلف خود، به آنها فخر فروخت و خود را با رهبران مشهوری از جمله ژولیوس سزار، چنگیز خان، ناپلئون و هیتلر مقایسه کرد. رئیس جمهور آمریکا هیچ تمایزی بین رهبرانی که نابود کردند و کشتند و رهبرانی که ساختند و مردم خود ثروتمند کردند، قائل نیست. او به تعلق داشتن به گروهی که اثری از خود به جا گذاشته است، حتی اگر آن اثر هولوکاست باشد، افتخار میکند و مطمئن است که از آنها پیشی گرفته است.»
آنها در این کتاب گفتند: «ترامپ با تحقیر از رهبران قبلی صحبت میکند، زیرا نفوذ آنها محدود به منطقه خودشان بود. اما نفوذ ترامپ در سراسر جهان گسترش پیدا کرد.» در واقع، وقتی نتانیاهو در اتاق عملیات ریاست جمهوری حاضر شد تا ترامپ را متقاعد کند که به جنگ علیه ایران بپیوندد، ترامپ نگران درست یا غلط بودن آن نبود، بلکه نگران این بود که آیا این رفتار یک رهبر با جایگاه تاریخی است یا خیر. روبیو طرح نتانیاهو را به عنوان خیالپردازی یا مزخرف محض رد کرد. جارد کوشنر نتانیاهو را دیوانه خواند و نسبت به تمایل او به شیرینکاریهای دقیقه نودی هشدار داد. ونس نیز با این طرح مخالفت کرد. تقریباً همه با آن مخالفت کردند، به جز آن رذل، پیت هگست، وزیر دفاع، که از برتری سفیدپوستان و جنگ مذهبی مسیحی علیه اسلام حمایت کرده است.
آنها افزودند: «اما ترامپ فصل دیگری از خود را در کتابهای تاریخ تصور میکرد. نتانیاهو و هیئت اسرائیلی، در کنار چیزهای دیگر، یک ویدیوی ویرایششده از رهبران بالقوه ایران پس از جنگ ارائه دادند، درست همانطور که ترامپ کابینه خود را انتخاب کرده بود.»
آنها اظهار داشتند: «صرف صحبت در مورد لاپوشانی پرونده جفری اپستین، مجرم جنسی، که در اتاق مخفیانه عملیات در کاخ سفید اتفاق افتاد، حاوی مطالب کافی برای از بین بردن اعتبار همه افراد درگیر است.»
آنها توضیح دادند: «همانطور که شایسته مردی است که بیشتر عمر خود را بیوقفه به دنبال شهرت بوده و در نهایت یک برنامه تلویزیونی موفق تولید کرده است، ترامپ تمایل دارد واقعیت را به عنوان یک بخش خبری ببیند. او ریاست جمهوری خود را نه به عنوان ریاست جمهوری یک رئیس جمهور، بلکه به عنوان ریاست جمهوری یک تهیهکننده تلویزیونی یا تولیدکننده محتوای شبکه میبیند.»
فصلهای مربوط به فساد شامل اعتراف نویسندگان است که تنها بخش کوچکی از معاملاتی را که ترامپ تحت پوشش پنهانکاری ارائه شده توسط اقتصاد ارزهای دیجیتال انجام میدهد، فاش کردهاند. آنها اظهار داشتند: «رئیسجمهوری که به اعتراف خودش و گزارشهای دیگر، از زمان بازگشت به کاخ سفید حداقل ۲ میلیارد دلار جمعآوری کرده است، مانند یک خانواده جنایتکار، هرگز هیچ فرصتی را، چه بزرگ و چه کوچک، برای افزایش ثروت خود از دست نمیدهد. اخاذی مداوم از سرمایهداران و شرکتها در دوران ترامپ به امری عادی تبدیل شده است و ثروتمندان جهان به عنوان گروهی ترسناک و مطیع در برابر سیستمی ظاهر شدهاند که در آسیب رساندن به کسبوکارهای آنها تردیدی به خود راه نمیدهد.»
این فصل که در نیویورک تایمز منتشر شد، نتیجهگیری میکرد: «وقتی رابطه با ایلان ماسک به نقطهی جدایی رسید و این میلیاردر علیه او توییت کرد، ترامپ گفت: 'آنها همیشه مرا ترک میکنند. همیشه این کار را میکنند. به همین دلیل است که اجازه ندارم با کسی دوست شوم.' در یک مورد دیگر، او به تیمش گفت: 'شما همه مرا ترک میکنید و میروید پول درمیآورید. ناتالی، دستیار شخصی من، تنها کسی است که مرا ترک نمیکند.'»