نشریه اکونومیست در تحلیلی از دور تازه تنشها در خلیج فارس نوشت، اختلاف تهران و واشنگتن بر سر تفسیر بند پنجم تفاهمنامه آتشبس، عملاً این توافق را به عامل تشدید درگیریها تبدیل کرده است؛ وضعیتی که با کاهش تردد نفتکشها، جهش قیمت نفت و ناکامی گزینههای نظامی و دیپلماتیک آمریکا همراه شده و بازگشت به همان توافق در حال فروپاشی را به «کمترین گزینه بد» برای دو طرف تبدیل کرده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نشریه معتبر «اکونومیست» در گزارشی تحلیلی، با بررسی ریشههای دور تازه تنشها در خلیج فارس، روایت میکند که تفاهمنامه صلحی که دونالد ترامپ ماه گذشته با افتخار از آن یاد میکرد، اکنون نهتنها در آستانه فروپاشی قرار گرفته، بلکه خود به کاتالیزور و عامل اصلی آغاز حملات تلافیجویانه اخیر تبدیل شده است.
بر اساس این تحلیل، ابهام موجود در بند پنجم این توافقنامه، به یکی از اصلیترین عوامل شکلگیری تنشهای تازه تبدیل شده است؛ بندی که واشنگتن آن را به معنای الزام ایران به پاکسازی مینها تفسیر میکند، اما تهران آن را معادل حق انحصاری خود برای مدیریت ترافیک دریایی در تنگه هرمز میداند.
اکونومیست مینویسد این اختلاف تفسیری، امنیت مسیرهای جایگزین، از جمله آبهای ساحلی عمان را نیز با خطر روبهرو کرده و هراسی واقعی در میان شرکتهای کشتیرانی به وجود آورده است. در نتیجه، تردد روزانه نفتکشها از ۳۶ فروند به تنها ۱۱ کشتی کاهش یافته؛ تحولی که بهای نفت خام برنت را با جهشی ۲۰ درصدی به ۸۷ دلار در هر بشکه رسانده است.
این گزارش همچنین با اشاره به تبادل آتش در روزهای گذشته، از جمله هدف قرار گرفتن نفتکشهای اماراتی و حملات متقابل آمریکا به پایگاههای نظامی در جنوب ایران، خاطرنشان میکند که اگرچه هیچیک از دو کشور خواهان ورود به یک جنگ تمامعیار نیستند، اما تهران در داخل با نوعی دوگانگی عمیق راهبردی مواجه شده است.
از یک سو، فشار سنگین ناشی از ضرورت جبران ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی جنگ، جناح عملگرا را به سمت بهرهبرداری از منافع مالی توافق سوق داده است و از سوی دیگر، جناحهای دیگر بر حفظ اهرم کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی تأکید دارند.
کارشناسان خاورمیانه این نشریه در بخش پایانی ارزیابی راهبردی خود، بهصراحت استدلال میکنند که واشنگتن در یک بنبست ژئوپلیتیک گرفتار شده و ترامپ برای بازگشایی این آبراه حیاتی، هیچ گزینه مطلوب و کمهزینهای در اختیار ندارد.
نویسندگان گزارش، با رد کارآمدی گزینههای نظامی آمریکا توضیح میدهند که انجام بیش از ۳۰۰ حمله محدود در طول پنج شب، نتوانسته رفتار نظامی ایران را تغییر دهد؛ کشوری که همچنان به موشکها و پهپادهایی با برد بیش از یکهزار کیلومتر و مستقر در عمق خاک خود مجهز است.
از سوی دیگر، ایده تهدیدآمیز اشغال پایانه نفتی خارک نیز، به دلیل فاصله حدود ۶۰۰ کیلومتری این پایانه با تنگه هرمز، عملاً نمیتواند گرهی از ترافیک دریایی باز کند و تأثیر مستقیمی بر بازگشایی این آبراه داشته باشد.
در عرصه دیپلماتیک نیز، رؤیای واشنگتن برای تشکیل یک ائتلاف دریایی قدرتمند، با موانع جدی روبهرو شده است. عدم رأیگیری در پارلمان آلمان، تردید ژاپن برای مشارکت، هراس شدید کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از انتقامجویی ایران و اکتفای چین به صدور بیانیههای شفاهی، همگی موجب شدهاند این طرح با شکستی آشکار مواجه شود.
اکونومیست در جمعبندی گزارش خود تأکید میکند که مسدود نگه داشتن تنگه هرمز، نمیتواند یک هدف نهایی برای ایران باشد و ادامه این وضعیت برای تهران نیز هزینههای ملموسی به همراه داشته است.
به نوشته این نشریه، از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی و انباشته شدن نفتهای صادرنشده، باعث شده است پالایشگاههای چینی بهتدریج به سمت خرید نفت تخفیفدار کشورهای عربی حرکت کنند؛ روندی که میتواند سهم ایران در بازار انرژی چین را نیز کاهش دهد.
در نهایت، اکونومیست نتیجه میگیرد که از آنجا که آمریکا قادر نیست صرفاً از طریق بمباران، تنگه هرمز را بازگشایی کند و ایران نیز از ادامه مسدود ماندن این آبراه سود پایداری نمیبرد، بازگشت به همان تفاهمنامه نیمهجان و در حال فروپاشی، تنها گزینه منطقی و «کمضررترین گزینه بد» پیشروی هر دو طرف به شمار میرود.