وال‌استریت ژورنال در تحلیلی با اشاره به تحولات پساجنگ در تنگه هرمز نوشت که سیاست انفعالی دولت ترامپ و امتیازدهی‌های واشنگتن به تهران، نه‌تنها به مهار ایران منجر نشده، بلکه این کشور را در موقعیت برتر نبرد راهبردی هرمز قرار داده است؛ نبردی که به نوشته این رسانه، اکنون ترامپ را میان پذیرش کنترل ایران بر شاهرگ انرژی جهان یا بازگشت به یک رویارویی واقعی نظامی قرار داده است.

به گزارش «سرویس بین‌الملل جماران»، تحلیل وال‌استریت ژورنال به دکترین سازشکارانه کاخ سفید در پساجنگ می‌پردازد. این سرمقاله صراحتاً استدلال می‌کند که بزرگ‌ترین اهرم تبلیغاتی دونالد ترامپ برای امضای تفاهم‌نامه با ایران، یعنی بازگشایی تنگه هرمز، با پاتک نظامی تهران علیه اعضای شورای همکاری خلیج فارس و پایگاه‌های آمریکایی، عملاً بی‌خاصیت شده است.

صحبت عباس عراقچی مبنی بر اینکه «ایران تنها مسئول مدیریت هرمز است»، خط بطلانی بر توهم جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، درباره دستیابی به توافق با فرماندهان سپاه کشید؛ واقعیتی عریان که نشان می‌دهد تهران در حال بردن نبرد نهایی هرمز است.

 

وال‌استریت ژورنال ابعاد این بن‌بست راهبردی را در سه محور تبیین می‌کند:

 

یک: گیت عوارض‌گیری تهران و دکترین «عبور با مجوز»

امتیازات افسانه‌ای ترامپ به ایران، از جمله معافیت‌های نفتی بدون بازرس، آزادسازی میلیاردها دلار دارایی بلوکه‌شده و توقف اجرای تحریم‌ها، نه‌تنها رفتار تهران را تعدیل نکرد، بلکه به آن فرصت داد تا هرمز را به یک «اتاقک عوارض شخصی» تبدیل کند. از نظر تهران، کشتی‌ها باید ۴۸ ساعت قبل درخواست مجوز کنند، از کریدور اختصاصی ایران عبور نمایند و تحت پوشش بیمه تحمیلی قرار گیرند.

وقتی در روزهای نخست توافق، کشتیرانی بین‌المللی این شروط را نادیده گرفت و از مسیر جنوبی عمان عبور کرد؛ اقدامی که به سقوط شتابان قیمت نفت منجر شد، سپاه با حمله پهپادی به کشتی سنگاپوری و نفتکش حامل نفت قطر، و سپس باران موشکی بر سر مقرهای آمریکا در بحرین و کویت، فرمول «حرف زدن با اسلحه» را جایگزین ناوبری آزاد کرد.

 

دو: ناکارآمدی «نوازش‌های عاشقانه» در برابر دکترین تصاعد بحران ایران

پاسخ‌های تدافعی ارتش آمریکا، نظیر حملات موشکی به رادارهای ساحلی ایران که به طور مضحکی پس از بسته‌شدن بازارهای مالی اعلام شد تا جلوی شوک اقتصادی را بگیرد، و همچنین اعمال اسکورت هوایی، تهران را مرعوب نکرده است. سپاه پاسداران، به دلیل بی‌میلی عیان ترامپ برای بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، خود را واجد «برتری در تصاعد بحران» می‌داند و بلوف‌های ترامپ در شبکه‌های اجتماعی را جدی نمی‌گیرد؛ زیرا می‌بیند کاخ سفید حتی جرأت اجرای مفاد آتش‌بس، از جمله الزام ایران به حسن نیت در ناوبری، را ندارد.

 

سه: تله نهایی؛ تسلیم هرمز یا دکترین احیای محاصره

سرمقاله نتیجه می‌گیرد که تهران، ترامپ را بر سر یک دوراهی حیثیتی قرار داده است: تسلیم کامل شاهرگ انرژی جهان به ایران، یا جنگ واقعی برای بازپس‌گیری فیزیکی تنگه.

نویسنده مدعی است اگر ترامپ شجاعت بازگشت به جنگ را ندارد، دست‌کم باید فوراً مجوزهای خزانه‌داری را اصلاح کرده و دستور دهد تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت آزاد ایران، در یک «حساب امانی و توقیفی» دپو شود تا سوخت مالی ماشین جنگی ایران تأمین نگردد.

نویسنده در پایان با عصبانیت از برتری مطلق در تنگه هرمر می‌نویسد: دادن چک سفیدامضا به کشوری که بندهای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را لگدمال می‌کند، یک حماقت استراتژیک است. هرمز یا باید با قدرت سخت بومی کشورهای عربی و بازدارندگی واقعی آمریکا آزاد شود، یا جهان باید حق گمرک ثروت خود را به تهران بپردازد.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.