گزارش نیویورک تایمز، جنگ سه‌ماهه آمریکا علیه ایران را نمادی از فرسایش قدرت سخت واشنگتن و ناتوانی آن در تبدیل برتری نظامی به پیروزی راهبردی می‌داند؛ جنگی که با وعده تسلیم تهران آغاز شد، اما با حفظ ساختار حاکمیت ایران، تداوم توان موشکی و پهپادی، تحلیل زرادخانه آمریکا و پذیرش آتش‌بسی شکننده پایان یافت. از نگاه این تحلیل، یادداشت تفاهم اخیر نه نشانه فتح دیپلماتیک، بلکه عقب‌نشینی ناگزیر کاخ سفید از اهداف حداکثری و اعترافی عملی به محدودیت‌های ابرقدرتی است که در برابر جنگ فرسایشی تهران، ناچار به بازگشت به میز مذاکره شد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، گزارش «نیویورک تایمز» جنگ سه‌ماهه آمریکا علیه ایران را نمونه‌ای روشن از فاصله عمیق میان نمایش قدرت نظامی و تحقق اهداف راهبردی می‌داند؛ جنگی که دونالد ترامپ تنها ۹ روز پس از آغاز آن، از پیروزی سریع و تحقق کامل اهداف سخن گفته بود، اما با گذشت ماه‌ها، به فرجامی فرسایشی و پرهزینه رسید.

به روایت این گزارش، با وجود کشته شدن ۱۳ سرباز آمریکایی و هزاران ایرانی، مصرف گسترده ذخایر تسلیحاتی، تحمیل هزینه رسمی ۲۹ میلیارد دلاری و عملیات‌های پی‌درپی، هیچ‌یک از اهداف اصلی واشنگتن محقق نشد؛ حاکمیت مذهبی تهران پابرجا ماند، ذخایر اورانیوم غنی‌شده در عمق تونل‌های زیرزمینی حفظ شد و ساختار نظامی ایران توان پهپادی و موشکی خود را از دست نداد.

از نگاه این تحلیل، نتیجه جنگ برای آمریکا یک شکست راهبردی تمام‌عیار بود؛ زیرا واشنگتن وارد کارزاری شد که در آن، طرف مقابل برای تغییر موازنه نیازی به پیروزی کلاسیک نداشت و صرفاً با دوام آوردن، تاب‌آوری و حفظ ساختار قدرت، توانست اهداف سیاسی ایالات متحده را بی‌اثر کند. هم‌زمان، شراکت واشنگتن با اسرائیل که اهدافی متفاوت برای حفظ برتری منطقه‌ای داشت، همراه با اشتیاق ترامپ برای ایفای نقش «دلال صلح»، کاخ سفید را به سمت پذیرش آتش‌بسی شکننده و اعطای امتیازات سنگین سوق داد؛ توافقی که جایگزین وعده اولیه «تسلیم بی‌قیدوشرط تهران» شد.

این گزارش تأکید می‌کند که ارتش آمریکا اگرچه با محاصره دریایی، صادرات نفت ایران را قطع کرد، ارزش پول ملی آن را به پایین‌ترین سطح رساند و با ۱۳ هزار حمله هوایی، بخشی از زیرساخت‌های متعارف را هدف گرفت، اما تاب‌آوری تهران این دستاوردها را از اثرگذاری راهبردی انداخت. بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی مورد اشاره در این روایت، ارتش ایران با وجود بمباران‌ها، ۷۰ درصد از ذخایر موشکی خود را حفظ کرده است. حتی ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای در روز نخست جنگ نیز سیستم را فلج نکرد و حاکمیت با جایگزینی سریع آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، کنترل خود بر جامعه ۹۰ میلیونی را حفظ کرد.

در سطح نظامی، نیویورک تایمز این جنگ را ضربه‌ای سنگین به اقتدار تسلیحاتی واشنگتن می‌داند. شلیک ۱۵۰۰ موشک و ۴۷۰۰ پهپاد انتحاری از سوی ایران، دست‌کم ۱۷ پایگاه نظامی و سفارتخانه آمریکا را هدف قرار داد و ضعف‌های بنیادین ساختار نظامی ـ صنعتی پنتاگون را آشکار کرد. کندی تولید تسلیحات آمریکایی و اعتراف پیت هگست به اینکه بازسازی این ذخایر سال‌ها زمان خواهد برد، از نگاه این گزارش، تنها یک مشکل لجستیکی نیست؛ بلکه ضعفی راهبردی است که می‌تواند چین را برای به چالش کشیدن واشنگتن جسورتر کند.

یادداشت تفاهمی که این هفته میان واشنگتن و تهران امضا شد، در این روایت نه یک پیمان صلح پایدار، بلکه آتش‌بسی ۶۰ روزه و موقت برای ورود به مذاکرات بلندمدت معرفی می‌شود؛ چارچوبی که بخش عمده جزئیات آن همچنان پنهان مانده و گره‌های دشوار آن به آینده موکول شده است. سرنوشت ۹۷۰ پوند اورانیوم غنی‌شده با غلظت ۶۰ درصد، نحوه کنترل یا خروج ۱۰ تن دیگر از مواد غنی‌شده، سازوکار بازرسی‌های بین‌المللی و مسأله مهار صنایع موشکی و گروه‌های نیابتی، از جمله پرونده‌هایی است که همچنان بدون راه‌حل روشن باقی مانده‌اند.

در جمع‌بندی، نیویورک تایمز تلاش ترامپ برای دستیابی به این توافق از مسیر تحریم‌زدایی‌های میلیاردی را تناقضی آشکار با مواضع گذشته او می‌داند؛ همان رئیس‌جمهوری که برجام ۲۰۱۵ اوباما را به دلیل ناتوانی در مهار همین مؤلفه‌ها به‌شدت سرزنش می‌کرد، اکنون خود به یادداشت تفاهمی لرزان و موقت پناه برده است. از نگاه این گزارش، عقب‌نشینی به سوی چنین چارچوبی بدون دستیابی به یک پیمان پایدار، نشانه‌ای از فرسایش اعتبار جهانی آمریکا و رها شدن جهان در وضعیت اضطراری است؛ وضعیتی که در آن قدرت نظامی واشنگتن نتوانست اراده سیاسی آن را به نتیجه برساند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.