دکتر عبدالله بابود، پژوهشگر عمانی، معتقد است مسقط در شرایط کنونی درگیر تلاشی دشوار برای ایجاد توازن میان سه هدف متضاد است: نخست، حفظ آزادی کشتیرانی بین‌المللی؛ دوم، حفظ رابطه راهبردی با ایران و جلوگیری از تشدید تنش؛ و سوم، پرهیز از رویارویی مستقیم با آمریکا و متحدان خلیجی آن.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، پایگاه تحلیلی The Cradle در گزارشی تازه، نقش حساس، حیاتی و در عین حال پرخطر عمان را در بحران جدید تنگه هرمز بررسی کرده است؛ بحرانی که پس از اقدام ایران در تأسیس «سازمان مدیریت تنگه خلیج فارس» در تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶، وارد مرحله‌ای تازه شده است.

بر اساس این تحلیل، تهران با ایجاد این سازوکار، گامی عملی در جهت نهادینه‌سازی تهدیدات پیشین خود، مدیریت عبور و مرور دریایی و حتی وضع عوارض برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز برداشته است. در این میان، عمان دیگر صرفاً یک میانجی سنتی میان ایران و غرب نیست، بلکه به دلیل موقعیت جغرافیایی تعیین‌کننده خود، به یکی از بازیگران اصلی بحران تبدیل شده است.

اهمیت عمان از آنجا ناشی می‌شود که بخش مهمی از مسیر تفکیک ترافیک دریایی در تنگه هرمز، در نزدیکی منطقه راهبردی «مسندم» قرار دارد؛ منطقه‌ای که عملاً مسقط را در قلب معادلات امنیتی، دریایی و ژئوپلیتیکی هرمز قرار می‌دهد.

در همین رابطه، دکتر عبدالله بابود، پژوهشگر عمانی، معتقد است مسقط در شرایط کنونی درگیر تلاشی دشوار برای ایجاد توازن میان سه هدف متضاد است: نخست، حفظ آزادی کشتیرانی بین‌المللی؛ دوم، حفظ رابطه راهبردی با ایران و جلوگیری از تشدید تنش؛ و سوم، پرهیز از رویارویی مستقیم با آمریکا و متحدان خلیجی آن.

با این حال، تهدید بی‌سابقه دونالد ترامپ در ۲۷ مه ۲۰۲۶، مبنی بر اینکه «عمان یا مثل بقیه رفتار می‌کند یا آن‌ها را منفجر می‌کنیم»، نشان داد که واشینگتن دیگر تحمل چندانی برای دیپلماسی مستقل مسقط ندارد و استقلال عمان در پرونده هرمز، از نگاه آمریکا به مانعی جدی تبدیل شده است.

لایه دیگر این بحران، به تضاد منافع عمان و امارات بازمی‌گردد. هرگونه توافق احتمالی میان مسقط و تهران که به عمان نقشی رسمی در مدیریت تنگه هرمز یا جمع‌آوری عوارض عبور و مرور بدهد، می‌تواند امپراتوری لجستیکی و بندری ابوظبی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

امارات هرچند با خط لوله «حبشان ـ فجیره» تلاش کرده بخشی از صادرات انرژی خود را از مسیر تنگه هرمز دور کند، اما کشتی‌های خروجی از فجیره همچنان ناگزیرند از دریای عمان عبور کنند؛ جایی که بنادر، محاسبات و موقعیت جغرافیایی عمان وزن بیشتری پیدا می‌کند.

در همین زمینه، دکتر مشیخی، تحلیلگر عمانی، هشدار می‌دهد که مسقط نمی‌خواهد بدون دریافت امتیاز و تضمین لازم، نقش «پلیس هرمز» را بر عهده بگیرد؛ به‌ویژه در شرایطی که چنین نقشی می‌تواند عمان را در معرض هزینه‌ها و ریسک‌های سنگین، از جمله تهدیدهای مستقیم آمریکا قرار دهد.

از نگاه تهران، عمان تنها کشور در حاشیه خلیج فارس است که با وجود فشارهای گسترده، به «پیمان ابراهیم» نزدیک نشده و همچنان بر اصل بومی بودن امنیت منطقه تأکید دارد. اما از نگاه واشینگتن، همین استقلال عمل مسقط به یک مشکل تبدیل شده است؛ به‌خصوص آنکه دولت ترامپ تلاش دارد هرگونه توافق پساجنگ در هرمز را به پروژه عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی گره بزند.

تحلیلگران معتقدند خشم ترامپ بیش از آنکه صرفاً ناشی از بحث عوارض عبور و مرور از تنگه هرمز باشد، ریشه در مقاومت عمان در برابر نقشه جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بازطراحی معادلات امنیتی منطقه دارد.

نویسنده گزارش در جمع‌بندی خود تأکید می‌کند که عمان به دنبال ایجاد یک «ائتلاف راهبردی» با ایران نیست، بلکه در پی شکل دادن به یک «ترتیب عملکردی» برای مدیریت بحران است؛ ترتیبی که بتواند مانع از تبدیل شدن تنگه هرمز به صحنه دائمی تقابل قدرت‌های بزرگ شود.

با این حال، جنگ ۲۰۲۶ هزینه «بی‌طرفی» را برای عمان به‌شدت افزایش داده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا امنیت خلیج فارس این‌بار توسط کشورهای منطقه و با محوریت مسقط و تهران بازنویسی خواهد شد، یا بار دیگر از بیرون، با زبان تهدید، فشار و انفجار به منطقه دیکته می‌شود؟

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.