نویسنده معتقد است جنگ سال ۲۰۲۶، آزمونی برای «توزیع هزینه‌ها» است؛ اینکه چه کسی بار مقابله با ایران را بر دوش می‌کشد و چه کسی موفق می‌شود این بار را به دیگری منتقل کند. انتقادات تند رسانه‌های کشورهای عربی خلیج فارس از قاهره، نشان‌دهنده شکاف در درک ماهیت تهدید است.

پایگاه الاخبار در تحلیلی به بررسی یکی از پیچیده‌ترین پرسش‌های پساجنگ پرداخت: «نقش مصر در دفاع از خلیج فارس». این گزارش استدلال می‌کند در حالی که پادشاهی‌های خلیج فارس، به‌ویژه امارات و عربستان، قاهره را به «تردید و بی‌عملی» در انجام تعهد مشهور «مسافة السکة» متهم می‌کنند، مصر با احتیاطی برخاسته از تجربه‌های تاریخی، از تبدیل شدن به «پیاده‌نظام» جنگی که کنترلی بر آن ندارد، خودداری می‌کند.

«مسافة السکة» اشاره به جمله معروف عبدالفتاح سیسی است؛ زمانی که او درباره تعهد مصر به امنیت کشورهای عربی خلیج فارس گفت کمک مصر در روز نیاز، تنها به اندازه پیمودن مسیر زمان خواهد برد و لحظه‌ای درنگ نخواهد شد.

نویسنده معتقد است جنگ سال ۲۰۲۶، آزمونی برای «توزیع هزینه‌ها» است؛ اینکه چه کسی بار مقابله با ایران را بر دوش می‌کشد و چه کسی موفق می‌شود این بار را به دیگری منتقل کند. انتقادات تند رسانه‌های کشورهای عربی خلیج فارس از قاهره، نشان‌دهنده شکاف در درک ماهیت تهدید است.

از نگاه قاهره، تهدیدات کنونی، از جمله انسداد باب‌المندب و دریای سرخ، با تهدیداتی که منجر به شعار «مسافة السکة» شد، متفاوت است. هرگونه درگیری نظامی مستقیم مصر، در واقع بازی در زمین بازیگرانی مانند رژیم صهیونیستی خواهد بود که به دنبال جلب حمایت قدرت‌های بزرگ برای جاه‌طلبی‌های خود هستند.

لایه دیگر این تحلیل بر پایه «نظریه هم‌پیمانی» استوار است. قاهره بیم دارد درگیر یکی از دو سناریوی کلاسیک تاریخ شود: یا «انتقال بار» که در آن متحدان، بار جنگ را بر دوش مصر می‌اندازند، یا «کشیده شدن به جنگ»؛ جنگی که در خدمت منافع راهبردی قاهره نیست.

تجربه تلخ مداخله مصر در یمن در دهه ۶۰ میلادی، که از آن به عنوان «ویتنام ناصر» یاد می‌شود، همچنان به عنوان یک هشدار زنده در حافظه راهبردی ارتش مصر باقی مانده است. قاهره می‌داند هرگونه ورود نسنجیده به نبرد هرمز و دریای سرخ، می‌تواند به یک استهلاک طولانی‌مدت منجر شود؛ وضعیتی که اقتصاد لرزان مصر توان تحمل آن را ندارد.

با این حال، گزارش‌های مربوط به استقرار محدود نیروهای مصری در برخی کشورهای عربی خلیج فارس در مه ۲۰۲۶، نشان‌دهنده یک «استراتژی پوشش ریسک چندلایه» است. قاهره در حال حرکت بر لبه تیغ است؛ از یک سو با تهران در تماس مداوم قرار دارد تا مرزها و خطوط قرمز حضور نظامی خود را روشن کند و از سوی دیگر، با اعزام نمادین نیرو، به متحدان خلیجی خود اطمینان می‌دهد که در صورت «تجاوز مستقیم ارضی» در کنار آن‌ها خواهد بود.

این رویکرد «بازدارندگی و خویشتن‌داری»، تلاشی است برای آنکه مصر همزمان از «حواشی انزوا» و «تله استهلاک» بگریزد.

نویسنده در جمع‌بندی این تحلیل نتیجه می‌گیرد که قاهره در برابر فشارهای «کشورهای کوچک‌تر»، هوشیارتر از واشینگتن عمل می‌کند. مصر نمی‌خواهد وجه‌المصالحه نبرد مستقیم ایران و امارات شود؛ به‌ویژه آنکه تهران اکنون امارات را نه یک هدف احتمالی، بلکه «طرف فعال جنگ» می‌بیند.

بر اساس این تحلیل، اگر حملات مشترک آمریکا، رژیم صهیونیستی و امارات ادامه یابد، تفاهمات لرزان قاهره و تهران فرو خواهد پاشید و مصر با انتخابی گریزناپذیر روبه‌رو می‌شود: یا ورود به یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار، یا تماشای فروپاشی امنیت شرکای مالی خود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.