و رویدادهای فوجیساوا دولت ژاپن را در برابر یک آزمون واقعی برای اصل «همزیستی هماهنگ» (کیوسِی) قرار میدهد؛ اصلی که دولت آن را ترویج میکند.
به گزارش جماران به نقل از الجزیره، شهر «فوجیسـاوا» در استان کاناگاوا ژاپن شاهد یک تجمع بزرگ بوده که در سالهای اخیر از برجستهترین گردهماییهای ضد مسلمانان در ژاپن به شمار میرود؛ معترضان در اعتراض به طرح ساخت یک مسجد در این شهر به خیابانها آمدند.
در جریان اعتراضات، برخی از شرکت کنندگان پارچه نوشته هایی در دست داشتند که عباراتی مانند «اشغال اسلامی» و «غذای حلال آزاردهنده است» روی آنها نوشته شده بود؛ همچنین درخواستهایی درباره توقف فوریِ پروژه مطرح شد و شعارهایی هم مسر داده شد که گورستانهای اسلامی ممنوع شوند و سوزاندن بهعنوان تنها گزینه برای برخورد با درگذشتگان اعمال گردد.
این تنش، بازتابدهندهٔ انتقالِ جدل دربارهٔ این پروژه از فضای دیجیتال به خیابان است؛ پس از ماهها انتشار محتوای وایرال در شبکههای اجتماعی که «خطرات» ساخت مسجد را هشدار میداد و روایتهایی نادرست دربارهٔ ماهیت آن و پیامدهایش ارائه میکرد.
شایعاتی از فوبیای قبرها تا دغدغههای امنیتی
موج مخالفت بر مجموعهای از ادعاهایی استوار است که در گفتارِ رایج تکرار شدهاند؛ چه در بستر شبکههای اجتماعی و چه در اعتراضات میدانی. از جمله این ادعاها آن است که این پروژه شامل ایجاد «قبرستان اسلامی» برای دفن است و گفته میشود ساخت مسجد به تضعیف امنیت در منطقه منجر خواهد شد.
نمونهای از روایتِ تحریفشدهای که مخالفان ساخت مسجد آن را پخش میکنند
همچنین نگرانیهایی دربارهٔ تغییر ماهیت جامعهٔ محلی مطرح میشود؛ تا جایی که صحبت از «پروژهٔ دِموگرافیک» یا آنچه با عنوان «اشغال اسلامی» توصیف میشود به میان میآید.
این روایتها که از طریق اینترنت و سخنرانیهای با رنگوبوی سیاسی گسترش یافتهاند به تشدید حالت نگرانی در میان شماری از ساکنان کمک کردهاند؛ بهویژه در شرایطی که شناخت مستقیم و محدودی از اسلام و مسلمانان وجود دارد.
چگونه سخنپراکنی نفرت علیه اسلام در شهر به اوج رسید؟
این روایتها بهصورت خودجوش گسترش پیدا نکردند، بلکه از مسیرهای بههمپیوستهای عبور کردند که در آنها همزمان «گفتمان سیاسی» و «بسیج میدانی» نقش داشتند.
در این میان، سیاستمداران و تولیدکنندگان محتوا نقشی محوری در انتقال ادعاها از فضای شبکههای اجتماعی به واقعیت ایفا کردند؛ و از کارزارهای انتخاباتی و پلتفرمهای عمومی نیز بهره بردند.
در جریان انتخابات پارلمانی در فوریه/اسفند، یک تولیدکننده محتوا و یکی از برجستهترین مخالفانِ طرح، بیش از ۲۰ هزار رأی به دست آورد؛ همین موضوع به این روایتها رونق و نوعی مشروعیت نسبی در میان بخشی از افکار عمومی داد.
با تکرارِ سخنرانیها در تجمعات و خطابهها، ادعاها برای برخی از مردم به باورهای راسخ تبدیل شد.
یک تولیدکننده محتوای ژاپنی با برگزاری یک نظرسنجی از طریق «اکس» برای حمایت از یک تظاهرات علیه ساخت مسجد ، فعالیت خود را آغاز کرد و بهتدریج نام «سوسومو کیکوتاکی» بهعنوان کسی که این کارزار را بهطور جدی و گسترده از طریق حسابهایش در شبکههای اجتماعی دنبال میکرد، مطرح شد.
کیکوتاکی در قالب فعالیتهای رسانهای خود به حمله به مسلمانان میپردازد و از طریق پلتفرمهایش مردم را به مقابله با آنچه «افراطگرایی اسلامی» توصیف میکند، دعوت میکند. او همچنین یک حرکت اعتراضی را در این شهر علیه ساخت مسجد راهاندازی کرده و هدایت میکند.
در همین راستا، «یوسوکی کـاوی» عضو شورای شهر تودا نیز این کارزار را بهطور گسترده پذیرفت و در حساب خود در «ایکس» دهها توییت منتشر کرد که در آنها از ژاپنیها میخواست علیه ساخت مسجد به خیابانها بیایند و تظاهرات کنند.
همچنین باعث تعمیق تبلیغ نفرت علیه مسلمانان بهطور کلی میشود و به برگزاری یک راهپیمایی گسترده علیه ساخت مسجد در تاریخ ۱۲ آوریل در ایستگاه فوجیسـاوا دعوت کرده است.
«کاوایی» این چنین شایعهپراکنی میکند که جسدهای مسلمانان از خارجِ استان کاناگاوا به این مسجد منتقل میشوند تا در آنجا دفن شوند. همچنین با روایتهایی مانند اینکه مسلمانان روز جمعه موجب ایجاد ازدحام شدید ترافیک در شهر بهعلت نماز جمعه میشوند، شهروندان و بهویژه سالمندان را تحریک میکند.
گروههای سازماندهندهی مخالفت با ساخت مسجد کارزاری را برای جمعآوری کمکهای مالی برای برگزاری اعتراضات گسترده و پرجمعیت به راه انداختند و سرانجام ۵۱۳ هزار ین ژاپنی جمع کردند (حدود ۳۲۰۰ دلار آمریکا).
با وجود اینکه مبلغ نسبت به معیارهای کارزارهای سیاسی بزرگ چندان زیاد نیست، نشاندهندهی توانایی سازمانهای راستگرا در بسیج سریع و گستردهی مردمی است.در واقعیت، تجمعها و سخنرانیها به شعلهور شدن تنشها کمک کرد؛ بهگونهای که گردهماییهای عمومی گاه به میدانهای اصطکاک میان موافقان و مخالفان تبدیل میشد و گاهی نیز به درگیری لفظی و مداخله نیروی امنیتی برای جلوگیری از تشدید اوضاع میانجامید.
در مقابل، درخواستهای معکوس از سوی گروههای مدنی مانند «نه به نفرت فوجیساوا» مطرح شد؛ این گروهها برای مقابله با نفرتپراکنی، تجمعات اعتراضی برگزار کردند؛ موضوعی که نشانه گسترش قطبیشدن در جامعه محلی است.
این گروهها، افراطیون قومگرا را متهم کردند که با هدف قرار دادن افکار عمومی علیه اسلام و مسلمانان در شهر، دست به تحریک میزنند؛ امری که نگرانی شهروندان را برمیانگیزد.
و رویدادهای فوجیساوا دولت ژاپن را در برابر یک آزمون واقعی برای اصل «همزیستی هماهنگ» (کیوسِی) قرار میدهد؛ اصلی که دولت آن را ترویج میکند.
زیرا در حالی که کشور میکوشد برای جبران کمبود نیروی کار ناشی از روندهای جمعیتی، نیروی کار خارجی جذب کند، این بلندپروازی ها با رشد جریانهای پوپولیستیای روبهرو میشود که از ترس سالمندان و نگرانی از تغییرات فرهنگی سوءاستفاده میکنند. در نتیجه، مسئله «مسجد فوجیساوا» به موضوعی برای افکار عمومی تبدیل میشود که از محدودهی شهر فراتر میرود و به قلب هویت ژاپنی در قرن بیستویکم میرسد.