تحلیل «بنیاد هریتیج» نشان میدهد در حال حاضر، بزرگترین تأثیر جنگ، قیمت نفت است. اما اگر جنگ ادامه یابد، نفت به رشد، مشاغل، هزینههای مصرفکننده و تورم منجر میشود که میتواند یک حلقه نابودی فدرال رزرو را ایجاد کند. اگر این اتفاق بیفتد، ترامپ میتواند رونق به سختی به دست آمده خود را درست موقع انتخابات میان دورهای که کنگره را به دموکراتها واگذار میکند، دور بیندازد. آنها ما را به یک سفر دو ساله از فلج، جلسات استماع کنگره و استیضاحهای مکرر خواهند برد.
تحلیل «بنیاد هریتیج» نشان میدهد در حالی که ترامپ تلاش دارد از طولانی شدن جنگ با ایران اجتناب کند، تداوم درگیری میتواند با جهش قیمت نفت، افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی، دستاوردهای اقتصادی او را به خطر بیندازد و معادلات انتخابات میاندورهای کنگره را به ضرر جمهوریخواهان تغییر دهد؛ سناریویی که در صورت تشدید، حتی میتواند زمینه بازگشت رکود تورمی را فراهم کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، پیتر سنتآنژ، اقتصاددان ارشد نوشت:
آیا جنگ ایران، رونق دهه ۱۹۸۰ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، را به رکود تورمی دهه ۱۹۷۰ تبدیل خواهد کرد؟ تنها در صورتی که این جنگ طولانی شود، که رئیس جمهور میگوید قصد دارد از آن اجتناب کند. اما دشمن هم حق رأی دارد، همانطور که میگویند، پس اگر این یک درگیری طولانی باشد چه؟
به محض اینکه ترامپ بمباران ایران را آغاز کرد، بازارها سقوط کردند؛ به خصوص سهام رشدی مانند هوش مصنوعی. نقره سقوط کرد. اوراق قرضه سقوط کرد. حتی طلا اکنون تقریباً ۳ درصد کاهش یافته است؛ و جهش اولیه جنگ خود را با یک جهش شوم به دلار که در رکودها میبینید، جایگزین کرده است.
نفت در عرض دو روز ۱۰ درصد افزایش یافت و از ۶۷ دلار به ۷۴ دلار در هر بشکه رسید و در زمان نگارش این متن به ۸۶ دلار رسید.
بازارها همیشه سریع واکنش نشان میدهند؛ و میتوانند بیش از حد واکنش نشان دهند. سؤال برای اقتصاد گستردهتر این است که جنگ چه مدت صادرات نفت خاورمیانه را مختل میکند. حدود ۲۰ درصد از صادرات نفت جهانی از تنگه باریک هرمز که در کنار ایران است عبور میکند. ۳۰ درصد دیگر در محدوده موشکهای ایران در خلیج عمان و دریای سرخ قرار دارند.
ایالات متحده در واقع تقریباً هیچ یک از اینها را وارد نمیکند. نفت خاورمیانه تنها ۲٪ از مصرف نفت آمریکا را تشکیل میدهد. اما بازارهای نفت جهانی هستند، بنابراین اختلال در خاورمیانه قیمتها را در سراسر جهان افزایش میدهد.
در حمله اولیه، طبق گفته مارین ترافیک، ترافیک کشتیها در تنگه هرمز ۷۰٪ کاهش یافت. طبق گفته Lloyd's List، تا ۳ مارس، این امر به «توقف کامل» رسید.
ترامپ سپس به شرکت مالی توسعه بینالمللی ایالات متحده دستور داد تا بیمه ریسک سیاسی و ضمانتهای مالی برای تجارت دریایی از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز ارائه دهد. این امر به حذف ریسک برای کشتیرانان کمک خواهد کرد. اما بعید است که ترافیک تا پایان مبارزات انتخاباتی به طور کامل بهبود یابد.
ترامپ در حال حاضر میگوید که جنگ ممکن است فقط چهار هفته طول بکشد. اما دولت همچنان پیام میدهد که جنگ «تا هر زمان که لازم باشد» ادامه خواهد یافت. وعده به یک جنگ طولانی میتواند تاکتیکی باشد تا ایران را تضعیف کند. اما نظرسنجیها نشان میدهد که مردم آمریکا اشتهای بسیار کمی برای یک جنگ طولانی دارند.
یک نظرسنجی اخیر سیبیاس نشان داد جنگی که کمتر از هشت هفته طول بکشد، در نظرسنجیها +۵۲ است، در حالی که جنگی که بیشتر از آن طول بکشد، -۸ است. اگر تلفات آمریکاییها افزایش یابد، احتمالاً نظرسنجیها بدتر خواهد شد.
از نظر اقتصادی، تنها در صورتی که جنگ ادامه یابد، پیامدهای واقعی وجود خواهد داشت. و این در سه سبد قرار میگیرد: رشد، شغل و تورم.
از نظر تاریخی، هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت حدود دو دهم درصد از رشد اقتصادی را کاهش میدهد. طبق گزارش GDPNow فدرال رزرو، این رقم در اقتصادی که بیش از ۳ درصد رشد دارد، ناچیز است. با توجه به اینکه قیمت نفت ۱۹ دلار افزایش یافته است، ممکن است رشد دستمزد سالانه را حدود ۳۰۰ دلار کاهش دهد.
با این حال، این علاوه بر نفت گرانقیمت برای گرم کردن خانه یا بنزین زدن ماشین شما است. قیمت بنزین در حال حاضر تقریباً ۲۰ درصد افزایش یافته است؛ از ۲.۹۸ دلار به ۳.۵۶ دلار. بین بنزین، هزینههای حمل و نقل و آب و برق، این ممکن است تورم را شش دهم درصد دیگر افزایش دهد؛ که به معنای ۵۰۰ دلار دیگر در هزینههای خانوار است.
در همین حال، قیمتهای بالاتر نفت و رشد کندتر هر دو به ایجاد شغل آسیب میرسانند. با توجه به حرکتی که قبلاً دیدهایم، ممکن است ایجاد شغل را ماهانه ۱۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ نفر کاهش دهند.
بنابراین، دردناک است. اما این رکود نیست. آنچه ما را در رکود قرار میدهد، یک جنگ طولانی است. یک مطالعه اخیر توسط دویچه بانک به بررسی شوکهای تاریخی نفت پرداخت و نتیجه گرفت که برای شروع رکود به یک جهش پایدار ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی در قیمت نفت نیاز دارید. این بدان معنا است که قیمت نفت بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار که بالا باقی مانده است، همچنان بالا است.
حتی در آن زمان، به گفته دویچه، نفت فقط زمانی باعث رکود میشود که اقتصاد از قبل لنگ میزند. به عنوان مثال، دهه ۱۹۷۰ نمونه بارز سقوط قیمت نفت است. اما اقتصاد ایالات متحده به دلیل سیاست به اصطلاح «اسلحه و کره» واشنگتن در جنگ با ویتنام و در عین حال ایجاد یک دولت رفاه تریلیون دلاری، از قبل دچار رکود تورمی بود. این امر باعث «شوک نیکسون» شد که چندین سال قبل از تحریم نفتی رخ داد.
در مقابل، وقتی بمبارانها آغاز شد، تولید ناخالص داخلی فدرال رزرو در حال حاضر رشد تولید ناخالص داخلی ۳٪ و جدیدترین بهرهوری ۴.۹٪ بود؛ی کی از بالاترین میزانها از زمان رونق ریگان. این بدان معنا است که نفت ۱۰۰ دلاری میتواند ما را به منطقه رشد ۱٪ برساند. اما بعید است که باعث رکود شود، مگر اینکه فدرال رزرو از تورم نفت وحشت کند و نرخها را افزایش دهد. این میتواند به اندازه کافی شغل از بین ببرد تا ما را به لبه پرتگاه برساند.
در حال حاضر، بزرگترین تأثیر جنگ، قیمت نفت است. اما اگر جنگ ادامه یابد، نفت به رشد، مشاغل، هزینههای مصرفکننده و تورم منجر میشود که میتواند یک حلقه نابودی فدرال رزرو را ایجاد کند. اگر این اتفاق بیفتد، ترامپ میتواند رونق به سختی به دست آمده خود را درست موقع انتخابات میان دورهای که کنگره را به دموکراتها واگذار میکند، دور بیندازد. آنها ما را به یک سفر دو ساله از فلج، جلسات استماع کنگره و استیضاحهای مکرر خواهند برد.