سناریوی احتمالی که روز به روز بر قوت آن افزوده می‌شود، این است که ترامپ برای اعزام نیروی زمینی، به دنبال تصرف سه جزیره ایرانی در خلیج فارس باشد که امارات متحده عربی ادعای مالکیت آن‌ها را دارد: ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک. در ۱۰ روز گذشته، هم چهره‌های حامی اسرائیل در ایالات متحده و هم حساب‌های کاربری برجسته اماراتی، این ایده را به صورت علنی تبلیغ کرده‌اند.

 به گزارش سرویس بین الملل جماران؛ تریتا پارسی، تحلیلگر سیاسی و هم‌بنیان‌گذار موسسه کوئینسی نوشت: یک سناریوی احتمالی که روز به روز بر قوت آن افزوده می‌شود، این است که ترامپ برای اعزام نیروی زمینی، به دنبال تصرف سه جزیره ایرانی در خلیج فارس باشد که امارات متحده عربی ادعای مالکیت آن‌ها را دارد: ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک.

در ۱۰ روز گذشته، هم چهره‌های حامی اسرائیل در ایالات متحده و هم حساب‌های کاربری برجسته اماراتی، این ایده را به صورت علنی تبلیغ کرده‌اند.

 

 چندین انگیزه و هدف می‌تواند پشت این اقدام احتمالی نهفته باشد:

۱. موقعیت استراتژیک: ابوموسی به طور خاص جزیره‌ای استراتژیک است که در میان تنگه قرار دارد.

 اما با توجه به شیوه کنترل ایران بر تنگه (از طریق موشک)، ممکن است این جزیره دیگر حیاتی نباشد.

 اگر ۲۰ سال پیش بود و بستن تنگه صرفاً از طریق مین‌گذاری انجام می‌شد، اهمیت آن بسیار بیشتر بود.

 بنابراین، کنترل آن احتمالاً آن «راه حل جادویی» که ترامپ به آن امید بسته، نخواهد بود.

 

۲. معامله یا هزینه نگهداری؟ آیا هدف این است که کنترل این جزایر با بازگشایی تنگه معامله شود؟ حتی با فرض ممکن بودن چنین معامله‌ای، این امر به هزینه نگهداری جزیره (و نه فقط تصرف آن) بستگی دارد.

 نیروی دریایی آمریکا برای دوری از موشک‌های ایرانی، خود را در فاصله ۳۰۰۰ کیلومتری نگه داشته است.

ابوموسی تنها ۷۰ کیلومتر با سواحل ایران فاصله دارد و تنب‌ها از این هم نزدیک‌ترند.

ایران بارانی از موشک و پهپاد بر سر آن‌ها خواهد ریخت که احتمالاً منجر به تلفات بالای نیروهای آمریکایی می‌شود.

در نتیجه، ایران احتمالاً نیازی به معامله نخواهد داشت؛ ایالات متحده به سادگی جزیره را رها خواهد کرد زیرا هزینه حفظ آن بسیار سنگین است.

 

۳. پیام‌های سیاسی و شورای همکاری خلیج فارس: با این حال، حمله به جزایر مزایای تبلیغاتی و سیاسی دارد. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بر سر جنگ دچار شکاف شده‌اند؛ عمان و قطر توافقات مجزایی با ایران دارند.

اما این شورا موضعی متحد در حمایت از امارات درباره این سه جزیره دارد. تبدیل کردن جنگ به «مسئله جزایر» ممکن است تلاشی برای کشاندن عمان و قطر به حمایت از جنگ آمریکا و اسرائیل، تحت عنوان فریبنده «آزادسازی» جزایر باشد.

 

۴. تغییر قاب‌بندی جنگ: با توجه به احتمال حمایت و مشارکت امارات در تلاش برای تصرف یا حفظ جزایر، این اقدام تلاشی برای بازتعریف جنگ خواهد بود؛ تبدیل جنگی که آمریکا و اسرائیل به تنهایی در آن منزوی هستند، به جنگی که در آن یک «اتحاد آمریکایی-اسرائیلی-عربی» علیه ایران شکل گرفته است.

با این حال، اگرچه این پیام‌رسانی سیاسی ممکن است موفق شود، اما به معنای نسخه‌ای برای پیروزی در جنگ نیست.

آن مشکل نه تنها حل‌نشده باقی می‌ماند، بلکه بر اساس نکته دوم (هزینه نگهداری)، چالش‌برانگیزتر هم خواهد شد.

 

خلاصه: به نظر می‌رسد ترامپ که مستأصل‌تر شده، در حال کاهش سطح آرزوهای خود است.

او به جای پیروزی در جنگ، امیدوار است تعداد ذینفعان را افزایش دهد و از این طریق، مسئولیت شکست در این فاجعه را میان دیگران پخش کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.