مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل (CSIS) در گزارشی مینویسد پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ترافیک دریایی در تنگه هرمز تقریباً متوقف شده و این گلوگاه حیاتی انرژی به یکی از مهمترین کانونهای بحران در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد عبور روزانه از این تنگه از بیش از ۱۵۰ کشتی به حدود ۱۳ کشتی کاهش یافته؛ وضعیتی که بهویژه برای چین، بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی از خلیج فارس، پیامدهای راهبردی و اقتصادی گستردهای به همراه دارد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نوشت: از زمان حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز عملاً متوقف شده است. اختلالات تجاری ناشی از آن در سطح جهانی احساس خواهد شد، اما وابستگی بیش از حد چین به واردات انرژی از منطقه و جایگاه آن به عنوان یکی از معدود شرکای بینالمللی باقی مانده ایران، واکنش آن به این بحران را به ویژه مهم میکند.
با وجود درخواستهای پکن برای باز نگه داشتن تنگه برای تجارت بینالمللی، دادههای ردیابی کشتی نشان میدهد که کشتیهای تانکر و کانتینری چینی از زمان شروع درگیری تقریباً عبور و مرور خود را متوقف کردهاند و دهها کشتی چینی در خلیج فارس به دام افتادهاند. این دادهها بر توانایی محدود چین برای شکل دادن به مسیر درگیری، حتی برای محافظت از منافع استراتژیک و تجاری خود، تأکید میکند.
توقف ترافیک
به سرعت پس از دور اول حملات هوایی که منجر به ترور آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران و دیگر مقامات ارشد سیاسی و نظامی شد، رهبری باقی مانده این کشور اعلام کرد که تلافی آن شامل حمله به زیرساختهای انرژی منطقهای و بستن تنگه هرمز خواهد بود. در دوم مارس، یک مشاور ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که هر کشتی که سعی در عبور از تنگه هرمز داشته باشد، مورد حمله قرار خواهد گرفت. ظرف ۲۴ ساعت، حداقل پنج کشتی تجاری که در آبهای مجاور فعالیت میکردند، با پهپاد یا موشک هدف قرار گرفتند.
برآوردهای ترافیک بر اساس دادههای ردیابی کشتی نشان میدهد که ایران تاکنون در مسدود کردن ترافیک از طریق تنگه هرمز تا حد زیادی موفق بوده است. دادههای سیستم شناسایی خودکار از اطلاعات دریایی استاربورد نشان میدهد که این تنگه در هفتههای منتهی به درگیری، به طور متوسط بیش از ۱۵۳ عبور کشتی در روز داشته است که کشتیهای کانتینری و نفتکشها روی هم رفته تقریباً ۸۸ درصد از ترافیک را تشکیل میدادند. اما از اول مارس، تنها ۷۸ کشتی در حال عبور از این تنگه شناسایی شدهاند که به طور متوسط روزانه ۱۳ مورد است.
با تشدید درگیری، عبور و مرور به سرعت کاهش یافته است. در ۲۸ فوریه، روز حملات اولیه به تهران، ۱۰۵ کشتی از این تنگه عبور کردند - تقریباً ۶۸ درصد از حجم معمول آن در مقایسه با هفتههای قبل. تا ۲ مارس، کل ترافیک به ۱۳ ترانزیت (۸ درصد از حجم عادی) کاهش یافت و تنها یک تانکر نفتی در حال عبور مشاهده شد.
بدون استثنا برای چین
بسته شدن تنگه هرمز عواقب گستردهای برای بازارهای انرژی و کشورهای وابسته به صادرات از منطقه دارد، اما یکی از مشتریان مورد توجه خاص، چین است که تا ۴۰ درصد از نفت و ۳۰ درصد از گاز طبیعی مایع خود را از طریق این تنگه وارد میکند. پکن علناً از همه طرفهای درگیر در جنگ خواسته است که تنگه را باز نگه دارند تا از اختلال در تجارت بینالمللی جلوگیری شود.
گزارشهای اولیه تأیید نشده حاکی از آن بود که کشتیهای دارای پرچم یا متعلق به چین ممکن است به دلیل افزایش همسویی دیپلماتیک پکن و تهران، از دسترسی ممتازی از طریق این تنگه برخوردار باشند. چنین توافقی سابقه خواهد داشت: در سال ۲۰۲۴، حوثیها، یک گروه شورشی تحت حمایت ایران، طبق گزارشها موافقت کردند که از هدف قرار دادن کشتیهای تجاری چینی در طول مبارزات خود علیه کشتیرانی تجاری در دریای سرخ خودداری کنند. با این حال، دادهها تاکنون نشان میدهد که کشتیهای چینی هنوز در این درگیری تضمینهای مشابهی دریافت نکردهاند.
بین ۲۳ تا ۲۸ فوریه، دادههای AIS نشان میدهد که بیش از ۴۹ کشتی با پرچم چین و هنگ کنگ از تنگه هرمز عبور کردهاند. اما از اول مارس، فقط دو کشتی با پرچم چین در حال عبور از این تنگه مشاهده شدهاند.
کشتی فلهبر جین های وو موفق شد ظهر اول مارس از تنگه عبور کند، در حالی که به نظر میرسد کشتی کانتینری دیگری به نام ران چن ۲، نیمهشب با فرستنده AIS خاموش از تنگه عبور کرده است. سیگنال آن ساعت ۹:۳۰ شب به وقت محلی اول مارس در نزدیکی دهانه غربی تنگه خاموش شد و ساعت ۴:۲۰ صبح روز بعد دوباره در خلیج عمان ظاهر شد.
این بسته شدن همچنین کشتیهای چینی را در دو طرف تنگه گیر انداخته است. در خارج از تنگه، کشتیهای باری مانند شین های کو که به سمت تنگه میرفتند، اکنون در خلیج عمان معطل ماندهاند.
جالب اینجاست که در حالی که تقریباً همه کشتیهای با پرچم چین تصمیم گرفتهاند که از این تنگه عبور نکنند، یک کشتی باری با پرچم جزایر مارشال به نام آیرون میدن ظاهراً در تلاشی برای عبور بدون آسیب از تنگه، هویت چینی خود را به کار برد. در حادثهای که توسط بلومبرگ گزارش شده است، این کشتی درست قبل از عبور از تنگه در اوایل صبح ۵ مارس، مقصد AIS خود را به «مالک چین» تغییر داد.
دوستانی مانند این
این تحولات نشاندهنده اختلاف در اولویتهای استراتژیک بین چین و ایران است، به طوری که درخواستهای پکن برای ادامه عبور و مرور از تنگه هرمز، مستقیماً در تضاد با اهداف اعلامشده تهران برای قطع صادرات انرژی از منطقه است. جای تعجب نیست که با توجه به تهدید موجود، رهبران ایران بقای کشور را بالاتر از خواستههای پکن برای ثبات انرژی جهانی قرار میدهند.
با این حال، این احتمال وجود دارد که مقامات ایرانی بتوانند بیسروصدا به کشتیهای چینی چراغ سبز برای ادامه فعالیت در تنگه هرمز بدهند، به خصوص اگر درگیری هفتهها یا ماهها طول بکشد. چنین تضمینهایی حتی میتواند به عنوان یک ابزار چانهزنی برای تشویق چین به انجام اقدامات مشخصتر برای حمایت از ایران مورد استفاده قرار گیرد. گزارش رویترز در ۵ مارس نشان میدهد که مذاکرات بین مقامات ایرانی و چینی در مورد ترتیبی برای عبور ایمن تانکرها از تنگه هرمز به طور فعال در حال انجام است.
با این حال، حتی اگر چنین تضمینهایی در دست باشد، اپراتورهای چینی جسارت میکنند که ریسک عبور از یک منطقه جنگی فعال را بپذیرند، به خصوص با توجه به هدف قرار دادن مراکز انرژی در تنگه توسط ارتش ایران، مانند بندر فجیره امارات متحده عربی و بندر دقم عمان. افزایش سرسامآور حق بیمه برای کشتیها نیز به شدت مانع از پذیرش چنین ریسکهایی میشود، زیرا اکثر بیمهگران پوشش ریسک جنگ را به طور کلی لغو میکنند.
در نهایت، اگرچه پکن و تهران ممکن است از نظر استراتژیک در مورد مسائل خاصی همسو باشند، اما به نظر میرسد تا زمانی که حملات در منطقه اطراف تنگه هرمز ادامه داشته باشد، تبدیل این توافق به دسترسی بهتر به خلیج فارس برای کشتیهای چینی دشوار خواهد بود. با این حال، اگر شدت عملیات در روزها یا هفتههای آینده کاهش یابد، میتواند محیط مساعدتری برای چنین ترتیبی ایجاد کند.
نگاهی به آینده
بسته شدن تنگه هرمز پیامدهای جهانی دارد. به عنوان یک گلوگاه حیاتی برای نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان، توقف مداوم ترافیک دریایی از طریق این تنگه، زنجیرههای تأمین جهانی را تحت فشار قرار داده و بر قیمت انرژی فشار وارد میکند. اقتصادهای بزرگ آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی میتوانند به طور ویژه تحت تأثیر قرار گیرند، زیرا بیش از ۸۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایع که از این تنگه عبور میکنند، به آسیا میروند.
در حالی که چین تاکنون بزرگترین مقصد این جریانهای انرژی است، ممکن است نسبت به همسایگان خود در موقعیت بهتری برای تحمل شوکهای قیمتی کوتاهمدت باشد. چین در طول سال گذشته مقادیر قابل توجهی نفت خام ذخیره کرده است و برای عایقبندی اقتصاد خود، امکان جایگزینی نفت خاورمیانه با منابع انرژی جایگزین مانند گاز طبیعی مایع و زغال سنگ را دارد.
با این حال، چین از هزینههای فزاینده اختلالات تجاری بحرانی که در اقتصاد جهانی موج میزند، مصون نیست. در ۵ مارس، پکن به پالایشگاههای نفت خود دستور داد تا صادرات سوخت را متوقف کنند، که نشانهای از نگرانی فزاینده است. اگر درگیری برای هفتهها یا ماهها ادامه یابد (همانطور که رئیس جمهور ترامپ اشاره کرده است) و کشتیرانی از طریق تنگه هرمز همچنان مسدود باشد، چین ممکن است فشار بیشتری را بر همه بازیگران درگیر برای پایان دادن به خصومتها آغاز کند.