مانتو در ایران طی چند دهه از یک پوشش نسبتاً ساده، بلند و کاربردی به یکی از مهم‌ترین محصولات بازار مد تبدیل شده است؛ مسیری که تنوع ظاهری آن را افزایش داده، اما همزمان این پرسش را ایجاد کرده که آیا بازار امروز به همان اندازه که برای «مدل» و «زیبایی»، برای «پوشانندگی»، «راحتی»، «کاربرد» و «تنوع واقعی بدن‌ها» نیز طراحی می‌کند؟

به گزارش جماران، مانتو در ایران فقط یک لباس نیست. تاریخ چند دهه اخیر آن با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه گره‌خورده است. پژوهش‌های دانشگاهی درباره پوشش زنان در ایران نشان می‌دهند که لباس همواره در پیوند با سیاست، مذهب، هویت، طبقه اجتماعی و هنجارهای فرهنگی قرار داشته است. در سال‌های پس از انقلاب نیز پوشش زنان به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های سیاست‌گذاری و مناقشه اجتماعی تبدیل شد.

اما در کنار این تاریخ سیاسی، اتفاق دیگری نیز رخ داد: مانتو به‌تدریج از «پوشش» به «لباس» و سپس به «محصول مد» تبدیل شد.

 

از پوشش به محصول مد

مانتوهای دهه‌های نخست پس از انقلاب، عموماً بلند، آستین‌بلند، نسبتاً گشاد و پوشاننده بودند. رنگ‌های تیره و خنثی، فرم‌های ساده و بسته‌بودن لباس نیز در بسیاری از نمونه‌ها غالب بود. این ویژگی‌ها با کارکرد اصلی لباس یعنی پوشاندن بدن و فراهم‌کردن امکان حضور در فضای عمومی ارتباط مستقیم داشت.

اما این فرم به‌تدریج تغییر کرد. مانتوهای بلند و گشاد جای خود را به مدل‌های ساختاری‌تر و متناسب‌تر دادند؛ سپس نمونه‌های کوتاه‌تر و جذب‌تر وارد بازار شدند. با گسترش صنعت مد، مدل‌های اندامی در کنار مدل‌های آزاد و اندازه‌بزرگ قرار گرفتند و در سال‌های بعد نیز کت مانتو، پانچ، رویه و مدل‌های ترکیبی مرزهای سنتی این لباس را جابه‌جا کردند.

در نتیجه، مانتوی امروز دیگر یک فرم واحد ندارد. این تحول را می‌توان نشانه افزایش آزادی طراحی و تنوع دانست؛ اما یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا افزایش تنوع مدل، به معنای افزایش انتخاب واقعی برای همه مصرف‌کنندگان نیز هست؟

 

تنوع بیشتر، انتخاب بیشتر نیست

در نگاه نخست، بازار مانتو امروز بسیار متنوع به نظر می‌رسد. انواع مدل‌های کوتاه و بلند، فیت و آزاد، رسمی و اسپرت، ساده و طرح‌دار در فروشگاه‌ها عرضه می‌شوند. اما تنوع ظاهری لزوماً به معنای تنوع عملکردی نیست.

زنی که به دنبال مانتویی با چند ویژگی مشخص است ــ آستین بلند، قد تا زانو یا بلندتر، فرم نسبتاً آزاد، پارچه غیرشفاف، جلوی بسته با دکمه یا زیپ(و نه قزن) و جیب واقعی و کاربردی ــ ممکن است با وجود انبوه مدل‌های موجود، برای پیدا کردن گزینه مناسب با دشواری مواجه شود.

این مسئله نشان می‌دهد که بازار ممکن است در تولید تنوع بصری موفق‌تر از تولید تنوع متناسب با نیازهای واقعی مصرف‌کنندگان عمل کرده باشد.

پژوهش‌های مربوط به بازار مد اسلامی زنان در ایران نیز نشان می‌دهند که انتخاب لباس حاصل تعامل عوامل مختلفی از جمله ارزش‌های فردی، هنجارهای اجتماعی، مذهب، نسل، سبک زندگی و عوامل اقتصادی است. بنابراین نمی‌توان برای همه زنان یک الگوی واحد از نیاز پوششی در نظر گرفت.

 

وقتی لباس قرار است دیده شود، نه استفاده شود

یکی از نشانه‌های این تغییر را می‌توان در جزئیات طراحی مشاهده کرد. جیب، نمونه ساده‌ای است. در یک مانتوی روزمره، جیب باید بتواند وسیله‌ای را در خود جای دهد و در زندگی واقعی کاربرد داشته باشد. اما در بخشی از محصولات بازار، جیب بیشتر به عنصر تزئینی تبدیل شده است؛ کوچک، کم‌عمق یا در موقعیتی که عملاً استفاده از آن دشوار است.

همین مسئله درباره بسته‌شدن لباس نیز صدق می‌کند. برای بخشی از مصرف‌کنندگان، مانتوی جلو باز اساساً پاسخگوی نیاز پوششی نیست. لباس جلوبسته با دکمه یا زیپ می‌تواند بدون نیاز به لایه‌های متعدد، پوشانندگی بیشتری ایجاد کند و در حرکت روزمره نیز کارکردی‌تر باشد.

در اینجا یک پرسش ساده اما جدی مطرح می‌شود: آیا مانتو برای زندگی روزمره طراحی شده یا برای دیده‌شدن در ویترین و عکس؟

زیبایی و کاربرد البته در تضاد با یکدیگر نیستند؛ مسئله زمانی ایجاد می‌شود که طراحی ظاهری بر عملکرد غلبه کند.

 

مسئله‌ای به نام «بدن استاندارد»

چالش دیگر بازار، سایزبندی است. نباید به شکل مطلق ادعا کرد که مانتو در سایزهای بالاتر از ۵۰ در ایران تولید نمی‌شود؛ چنین محصولاتی بیشتر اوقات در فروشگاه‌های تخصصی وجود دارند. اما مسئله محدود بودن دسترسی به این اندازه‌ها در جریان اصلی بازار است. برخی فروشگاه‌ها امروز مانتوهایی تا سایزهای ۵۲، ۵۴، ۶۰ و بالاتر عرضه می‌کنند، اما همین که بخش قابل توجهی از این محصولات در بازار تخصصی «سایزبزرگ» قرار می‌گیرند، خود نشانه‌ای از دوپاره شدن بازار است.

پژوهش‌های جدید درباره تجربه مصرف‌کنندگان سایز بزرگ (plus-size) در بازار پوشاک ایران نیز به محدودیت دسترسی و تجربه‌های طردکننده این گروه اشاره کرده‌اند.

اما مسئله فقط تعداد سایزها نیست؛ مسئله مفهوم «استاندارد» است. وقتی بازار تنها دامنه محدودی از اندازه‌ها را به‌عنوان اندازه‌های اصلی تولید می‌کند، به صورت ضمنی این پیام شکل می‌گیرد که سایر بدن‌ها «خارج از استاندارد» هستند.

در حالی که سایز، ویژگی طبیعی بدن نیست؛ یک نظام اندازه‌گذاری در صنعت پوشاک است.

بدن انسان در یک عدد خلاصه نمی‌شود. ممکن است فردی به دلیل فرم شانه، دور بازو، قد، نسبت اندام مختلف بدن یا شرایط بدنی، به الگویی متفاوت نیاز داشته باشد. بنابراین حتی اضافه کردن چند شماره سایز نیز لزوماً مشکل را حل نمی‌کند.

 

بدن که ثابت نیست

بازار پوشاک گاهی بدن را مانند یک اندازه ثابت در نظر می‌گیرد؛ در حالی که بدن انسان در طول زندگی تغییر می‌کند.

 افزایش یا کاهش وزن، افزایش سن، بیماری، بارداری و پس از زایمان، دوره نقاهت و تغییر شرایط حرکتی می‌توانند نیاز فرد به لباس را تغییر دهند.

از سوی دیگر، لباس روزمره باید امکان حرکت را فراهم کند؛ باید بتوان با آن نشست، راه رفت، خم شد، دست را بالا برد، کار کرد، خرید کرد یا در فعالیت‌های روزانه شرکت داشت.

بنابراین راحتی و آزادی حرکت ویژگی‌های تجملی نیستند؛ بخشی از کارکرد لباس‌اند. از همین زاویه، طراحی برای دامنه گسترده‌ای از بدن‌ها نباید به عنوان یک بازار فرعی یا «سایزبزرگ» دیده شود؛ بلکه می‌تواند بخشی از تعریف یک بازار فراگیر باشد.

 

زن محجبه مصرف‌کننده همین بازار است

بحث حجاب در ایران، پیچیده نیست اما مهم است. یک تاکید ضروری وجود دارد: آزادی انتخاب پوشش در بازار برای همه یکسان نیست. هر گروهی از مصرف‌کنندگان، نیازها و سلیقه‌های متنوعی دارند.

گزارش‌های مربوط به بازار مد ایران نشان می‌دهند که در میان زنان تقاضا برای لباس‌هایی وجود دارد که هم پوشیده باشند و هم از نظر رنگ، فرم و طراحی امروزی تلقی شوند. حال آنکه این بازار، کار را برای محجبه‌ها سخت کرده و در بسیاری مواقع، محجبه‌ها علیرغم میل باطنی‌شان، ناچار به انتخاب لباسی خلاف نظر خود هستند و یا لباس مد نظر را پیدا نمی‌کنند.

بنابراین زنی که مانتوی بلند، آستین‌بلند، آزاد، غیرشفاف و جلوبسته می‌خواهد، لزوماً ضدمد نیست. او ممکن است دقیقاً لباس زیبا، به‌روز و در عین حال پوشیده و کاربردی بخواهد. این خواسته یک نیاز واقعی بازار است، نه یک مسئله حاشیه‌ای.

 

مشکل اصلی کمبود مانتو نیست؛ کمبود انتخاب است

بازار ایران از مانتو خالی نیست؛ حتی می‌توان گفت بیش از همیشه از مدل‌های مختلف پر شده است. مسئله در جای دیگری قرار دارد.

تنوع مدل با تنوع انتخاب یکی نیست. اگر صدها مدل در بازار وجود داشته باشد اما یک مصرف‌کننده برای یافتن مانتویی که همزمان پوشیده، راحت، جلوبسته، غیرشفاف، کاربردی و دارای سایزبندی مناسب باشد با مشکل مواجه شود، نمی‌توان گفت انتخاب او به اندازه تنوع ویترین‌هاست.

شاید مشکل از زمانی محرز شد که رئیس اتحادیه پوشاک در برنامه رسمی رسانه ملی، سلیقه و نیاز بانوان محجبه را زیر سوال برد و آنها را برای رعایت پوشش مناسب اجتماع، به مانتوهای اداری بازار ارجاع داد.

چه بسا بانوان محجبه که چادر بپوشند یا بدون چادر برای حفظ پوشش خود تلاش کنند، در بازار جمهوری اسلامی ایران بیشتر حق دارند و این بازار بیشتر از همه برای آنان باید شرایط را فراهم کند. انتظار زیادی نیست که بازار اسلامی پوشش‌های مناسب و عفیف و راحت، آن هم با قیمت مناسب را به گونه‌ای در اختیار مخاطب خود قرار دهد که اگر مراجعه به بازار داشت، برای استفاده از پوشاک عفیف تشویق شود. 

بازار زمانی متنوع است که بتواند تفاوت نیازها را نیز پوشش دهد.

از این منظر، شاید یکی از ضعف‌های بازار مانتو در ایران، غلبه منطق «مدل» بر منطق «کارکرد» باشد؛ لباس باید جدید، متفاوت و قابل عرضه در ویترین باشد، اما گاهی پرسش ساده‌تری فراموش می‌شود: این لباس قرار است چند ساعت بر تن یک انسان واقعی باشد و چه کاری برای او انجام دهد؟

 

بازتعریف مانتو؛ بازگشت به «پوشش» بدون حذف «مد»

نقد بازار مانتو به معنای مخالفت با مد، زیبایی یا تنوع نیست. برعکس، مسئله دفاع از انتخاب‌های بیشتر است. مانتوی آینده می‌تواند هم طراحی زیبا داشته باشد و هم: 

پوشاننده باشد؛

غیرشفاف باشد؛

آستین مناسب داشته باشد؛

قد متنوع ارائه دهد؛

جلو بسته باشد؛

دکمه یا زیپ کاربردی داشته باشد؛

جیب واقعی داشته باشد؛

امکان حرکت آزاد فراهم کند؛

و برای طیف گسترده‌ای از بدن‌ها طراحی شود.

چنین رویکردی به معنای بازگشت به مانتوی دهه ۶۰ نیست. مسئله، بازگرداندن کارکرد به قلب طراحی لباس است.

مانتو زمانی می‌تواند محصولی موفق برای بازار ایران باشد که میان سه عنصر تعادل ایجاد کند: زیبایی، کارکرد و تنوع انسانی.

در غیر این صورت، ممکن است با بازاری روبه‌رو باشیم که در آن انتخاب‌های بصری فراوان است، اما انتخاب‌های واقعی برای برخی مصرف‌کنندگان محدود باقی مانده است.

شاید مسئله امروز مانتو را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: بازار مانتو کمبود مدل ندارد؛ کمبود انتخاب معنادار دارد؛ بازاری که برای «دیده‌شدن» لباس گزینه‌های فراوانی تولید کرده، اما هنوز برای «زندگی‌کردن با لباس» پاسخ‌های کافی به همه زنان ارائه نمی‌دهد.

و پرسش نهایی همین است: آیا مانتو قرار است فقط لباسی باشد که خوب دیده شود، یا پوششی که خوب زندگی شود؟

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.