یک رسانه عبری نوشت: ارتش اسرائیل در حال دست و پا زدن برای برطرف کردن کمبود 12 هزار نیروی انسانی خویش است.
به گزارش جماران، یوسی یهوشع خبرنگار مسائل نظامی روزنامه یدیعوت آحارانوت و پایگاه خبری وای نت در گزارشی که شامگاه جمعه منتشر شد، اعلام کرد: در پس پرده، تکاپوی شدیدی از سوی ارتش اسرائیل برای برطرف کردن ضعف بزرگ کمبود نیروی انسانی در حال انجام است.
هدف اصلی و محوری که اکنون ارتش اسرائیل برای آن دست و پا میزند بر طرف کردن کمبود حدود 12 هزار نیروی نظامی است، این در حالی است که نیاز به اعزام تعداد بیشتری از نظامیان به جبهههای درگیری و افزودن چند 10 هزار نیروی ذخیره نیز در دستورکار قرار گرفته و بارها تاکید شده است که با وجود فرسودگی و خستگی شدید نیروهای نظامی امکان چشم پوشی از به کارگیری آنها در حال حاضر وجود ندارد.
به اعتراف این رسانه عبری زبان امروز ارتش اسرائیل با چالش بزرگی در این زمینه روبرو شده است: به گفتهٔ مقامات ارشد نظامی، از زمان (شکست) 7 اکتبر(عملیات طوفان الاقصی) تاکنون، حجم تشکیلات رزمی، هم در بخش ثابت و هم در بخش ذخیره، دهها درصد افزایش یافته است.
در عمل، این به معنای افزایش شمار گردانها، تیپها و یگانهای ذخیره، و نیز افزایش تعداد نظامیان مستقر در مناطق و مرزهاست.
این تناقض چشمگیر است: چگونه ممکن است این گسترش رخ دهد، در حالی که خود ارتش اسرائیل از کمبودی در حدود 12 هزار نیرو، از جمله حدود 7500 نیروی عملیاتی، خبر میدهد؟
باید گفت پاسخ پیچیده است. این امر مستلزم مدیریتی کاملاً نو از منابع انسانی موجود است: از جمله هدایت نظامیان بیشتر به سمت نقشهای رزمی، گسترش عظیم فراخوانی در میان نیروهای ذخیره، و رویکردی متفاوت در برخورد با نظامیان فرسوده، همانهایی است که در طول جنگ هزاران نفر از آنها ارتش را ترک کردند.
ارتش اسرائیل دریافته است که چالش اصلی پیش رویش لزوماً جذب نیروهای تازه نیست، بلکه حفظ آنها و بهکارگیری مؤثرشان است. (چون قابلیت جذب نیروهای بیشتری را ندارد).
پیش از 7 اکتبر، لشکر غزه از دو تیپ منطقهای و چهار گردان تشکیل میشد. اما امروز، دو ستاد لشکر، پنج تیپ، و شانزده گردان در مرزها و داخل نوار غزه در حال فعالیت هستند.
در شمال (فلسطین اشغالی) نیز، در آستانهٔ جنگ، دو تیپ منطقهای و چهار گردان متعلق به لشکر جلیل بودند.
اما امروز، در این منطقه دو لشکر، هشت تیپ، و پانزده گردان مستقر است. پیش از جنگ، تنها یک تیپ در مرز سوریه حضور داشت. اما امروز، سه تیپ در آنجاست که علاوه بر این سوی مرز (فلسطین اشغالی) در عمق خاک سوریه هم حضور و فعالیت دارند.
در مرز شرقی، لشکر گلعاد تشکیل شده که با پنج تیپ ذخیرهٔ جدید، حفاظت از خطی را بر عهده دارد که در درهٔ اردن نگرانی از نفوذ از طریق آن بسیار زیاد بوده و نفوذ پذیر مینماید.
در بخش دیگری از این گزارش تاکید شده است که در حال حاضر بیش از 100 هزار نیروی ذخیره در ارتش اسرائیل حضور دارند و از این طریق این ارتش توانسته است شماری از یگانهای خود را ایجاد و سامان دهی کند.
به اعتراف نویسنده که خود کارشناس مسائل نظامی است این ارقام بزرگ نیز مشکل فرسایش در ارتش اسرائیل را حل نمیکند. پیش از جنگ، یگانهای ذخیره بهصورت محدود و در نوبتهایی گاه چند هفتهای در طول چند سال فعال میشدند.
در مقابل، امروز در گردان «شمشیرهای آهنین»، نظامیان ذخیرهای بودند که در کمتر از سه سال به 600 روز خدمت رسیدند، رقمی که از هر منظر عجیب محسوب میشود.
این خدمت طولانیمدت به زندگی سرباز ذخیره از جهات گوناگون آسیب میزند: از آسیب به خانواده گرفته تا از دست رفتن درآمد و ضربه به جایگاه شغلی یا تحصیلی او؛ اینها همه جدای از هزینهٔ روانی و جسمیای است که سرباز میپردازد.
در بخش دیگری از این گزارش طولانی هم نویسنده به آماری اشاره میکند که آن را جالب و قابل توجه توصیف میکند.
او در این رابطه مینویسد: طی سه سال گذشته، شمار معافیتهای روانی صادرشده پیش از سربازگیری کاهش یافته است. پس از آنکه این عدد در سال 2023 حدود 10 هزار جوان دختر و پسر بود که با رتبهٔ 21 طبقهبندی شده بودند، در سال 2024 به حدود 9000 نفر و سپس در سال 2025 به حدود 8200 نفر کاهش یافت. اما این معادله وجه دیگری هم دارد: ارتش اسرائیل افزایشی در شمار سربازانی مشاهده میکند که در حین خدمت مرخص میشوند و از ساختار کنار میروند: پس از ماهها جنگ طولانی، هر سال حدود 8000 سرباز ثابت به دلیل «نامناسب بودن» شرایط، خدمت را ترک میکنند.
این در حالی است که ارتش اسرائیل در پی تغییر این وضعیت است و تلاش میکند که از موج گسترده ترک خدمت بکاهد.
به زعم این رسانه: ارتش اسرائیل در حال بازسازی خویش است، اما هنوز زود است که از حلشدن بحران کمبود نیروی انسانی سخن گفت. این کمبود با یک برنامهٔ دیگر یا یک کارزار سربازگیری تازه پر نخواهد شد.
در نهایت، درک تلاشهای افزایش حجم ارتش اسرائیل بدون توجه به بُعد اقتصادی ممکن نیست. هزینهٔ روزهای خدمت ذخیره از آغاز جنگ تاکنون به صد میلیارد شیکل رسیده، و در نبود نیروی ثابت کافی، این هزینه همچنان ادامه خواهد یافت.
در همان حال، از ارتش خواسته میشود نیروهای خود را افزایش دهد، در جبهههای نبرد تازه مستقر شود، زیرساختها را گسترش دهد و کادرهایش را نوسازی کند، اما چارچوب مالی آن هنوز متناسب با این نیازها تعدیل نشده است. به بیان دیگر، از فرماندهی ارتش اسرائیل خواسته شده ارتش پس از 7 اکتبر را بسازد، اما با بودجهٔ 6 اکتبر در اختیارش قرار گرفته است.