در بسیاری از پرونده‌های حضانت و ملاقات، محل تحویل کودک به یکی از والدین، کلانتری تعیین می‌شود تا از بروز اختلاف جلوگیری شود اما همین فضای رسمی و امنیتی برای بسیاری از کودکان تجربه‌ای سنگین است؛ اگر پایان هفته برای بسیاری از خانواده‌ها زمان استراحت و کنار هم بودن است اما برای این کودکان، پنجشنبه و جمعه به معنای جابه‌جایی میان دو خانه و گاهی حضور در کلانتری است جایی که قرار است حکم ملاقات اجرا شود و تنش‌ها کنترل شود اما در عمل احساسات، دلخوری‌ها و اختلاف‌های قدیمی دوباره خود را نشان می‌دهد. در این میان، کودکان بیش از همه در معرض فشار روحی قرار می‌گیرند؛ چه در سکوت و چه در میان جدل بزرگ‌ترها.

 به گزارش جماران، ایرنا نوشت: پایان هفته در اغلب کلانتری ها صحنه‌ای تکراری و شاید ناراحت کننده شکل می‌گیرد؛ دست به دست شدن کودکانی که پس از طلاق والدین باید طبق حکم دادگاه بین پدر و مادر جابه‌جا شوند. این فرایند که برای اجرای قانون طراحی شده گاهی به صحنه‌هایی پرتنش تبدیل می‌شود؛ صحنه‌هایی که بیش از همه بر روحیه کودکان اثر می‌گذارد و حتی ماموران کلانتری را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در بسیاری از پرونده‌های حضانت و ملاقات، محل تحویل کودک به یکی از والدین، کلانتری تعیین می‌شود تا از بروز اختلاف جلوگیری شود اما همین فضای رسمی و امنیتی برای بسیاری از کودکان تجربه‌ای سنگین است؛ اگر پایان هفته برای بسیاری از خانواده‌ها زمان استراحت و کنار هم بودن است اما برای این کودکان، پنجشنبه و جمعه به معنای جابه‌جایی میان دو خانه و گاهی حضور در کلانتری است جایی که قرار است حکم ملاقات اجرا شود و تنش‌ها کنترل شود اما در عمل احساسات، دلخوری‌ها و اختلاف‌های قدیمی دوباره خود را نشان می‌دهد. در این میان، کودکان بیش از همه در معرض فشار روحی قرار می‌گیرند؛ چه در سکوت و چه در میان جدل بزرگ‌ترها.

روایت یک مأمور کلانتری از ساعات پرتنش

یکی از کارکنان کلانتری مناطق جنوب پایتخت می‌گوید: پنجشنبه و جمعه‌ها معمولا خانواده‌ها برای تحویل کودک می‌آیند. بعضی وقت‌ها بحث بالا می‌گیرد. کودکان وسط دعوا می‌مانند و گریه می‌کنند و ما باید فضا را آرام کنیم. بسیاری از اختلاف‌ها در همان لحظه تحویل کودک شکل می‌گیرد؛ اختلاف‌هایی که بیشتر ریشه عاطفی و خانوادگی دارد.

وی به یکی از اتفاقاتی که چند هفته اخیر اتفاق افتاد و کارکنان کلانتری را به شدت متاثر و ناراحت کرد اشاره کرده و می‌گوید: در یکی از این پنجشنبه‌ها والدینی برای اجرای قرار ملاقات کودک آمده بودند. کودک به‌ پدرش چسبیده بود و به شدت مقاومت می‌کرد و نمی‌خواست با مادر برود. گریه می‌کرد. یکی از همکاران گفت؛ بچه گناه داره، بنویسید بچه نمی‌خواهد برود من گفتم طبق قانون باید برود در حالی که کودک به‌شدت گریه می‌کرد، بحث میان بزرگ‌ترها بالا گرفت. درگیری لفظی به تنش شدید تبدیل شد و مادر با پدرشوهر و شوهر سابق خود درگیر شد و به آن‌ها ناسزا گفت. کودک مضطرب و هراسان، شاهد این صحنه‌ها بود. در نهایت در میان تنش و گریه؛ مادر، کودک را به زور سوار خودرو کرد و محل را ترک کرد. حالم خیلی بد شد. تصویر آن کودک از ذهنم بیرون نمی‌رفت. خستگی از صبح تا شب یک طرف؛ آن دو ساعت درگیری و گریه و بی تابی کودک طرف دیگر. من و سایر کارکنان کلانتری بسیار متاثر و ناراحت شدیم پیش خود گفتم گاهی قانون بی رحم است ای کاش حرف همکارم را گوش می‌دادم و می‌نوشتم کودک مقاومت کرده و نخواست نزد مادر برود.

وی ادامه می دهد: ما وظیفه داریم فقط نظم را حفظ کنیم اما بعضی وقت‌ها مجبور می‌شویم میانجی شویم. چون وقتی صدا بالا می‌رود، بچه‌ها بیشتر آسیب می‌بینند. بسیاری از اختلاف‌ها درباره زمان بازگرداندن کودک یا مسائل مالی شکل می‌گیرد.

 هر هفته از شمال می‌آید اما دست خالی برمی‌گردد

این مامور کلانتری از بانویی می‌گوید که تقریبا هر پنجشنبه مسیر طولانی شمال تا تهران را طی می‌کند تا فرزندش را ببیند. این خانم بعضی پنجشنبه‌ها از صبح راه می‌افتد و خودش را به کلانتری می‌رساند تا طبق حکم، بچه را ببیند یا تحویل بگیرد اما بارها شده ساعت‌ها اینجا ایستاده و منتظر مانده ولی پدر کودک اصلا نیامده است. به گفته این مأمور، زن مدتی در حیاط یا راهروی کلانتری می‌نشیند و هر بار با ناامیدی به در ورودی نگاه می‌کند. آخر سر وقتی می‌بیند خبری از پدر کودک نیست، آرام وسایلش را جمع می‌کند و برمی‌گردد. چند بار دیدم که می‌گفت دوباره باید همان مسیر طولانی را تا شمال برگردم. چنین صحنه‌هایی برای مأموران هم ساده نیست وقتی می‌بینیم کسی این همه راه آمده فقط برای دیدن کودکش اما ملاقات انجام نمی‌شود واقعا آدم ناراحت می‌شود.

روایتی دیگر

یکی از شهروندان که برای پیگیری شکایتی به کلانتری محله شان در منطقه ۲ شهر تهران رفته بود شاهد یکی از صحنه‌های تحویل و تحول یک‌ کودک طلاق بود، می‌گوید: پسربچه‌ای دست مادرش را گرفته بود و با صدایی آرام می‌گفت؛ مامان نرو، من نمی‌خوام بروم. مادر سعی می‌کرد او را آرام کند اما اجرای حکم ملاقات باید انجام می‌شد. مأمور کلانتری چند دقیقه کنارشان ایستاد تا کودک آرام‌تر شود و سپس تحویل انجام شد. این صحنه‌ها خیلی من را ناراحت کرد خودم یک‌کودک ۵ ساله دارم شاید هیچ کسی نفهمد که چه بر آن کودک می گذرد و چه شرایط پر از اضطراب را تجربه می کند؟

مادری که هر هفته به کلانتری می‌آید

یکی از مادران که هر هفته برای تحویل و تحول به کلانتری می‌رود، می‌گوید: اگر رابطه ما بهتر بود لازم نبود کودک را در کلانتری تحویل بدهیم اما هر بار که می‌آییم، استرس داریم که دوباره بحث نشود. می‌دانم حضور کودک در چنین فضایی فشار زیادی ایجاد می‌کند و گاهی باعث می‌شود کودک از ملاقات با یکی از والدین بترسد اما چاره ای ندارم بارها فرزندم گفته دوست دارد مثل بقیه بچه‌ها کنار والدین زندگی کند تا به پدرش عادت می کند باید بیاید پیش من و وقتی پیش من است و عادت می‌کند باید برود پیش پدر. هیچ راهی وجود نداشت تا با همسر سابقم زندگی کنم بخاطر فرزندم چندین سال صبر کردم تا شرایط درست شود اما نشد.

در بسیاری از موارد هنگام تحویل کودک در کلانتری دعوا یا درگیری رخ نمی‌دهد اما خودفرایند جابه‌جایی مداوم نیز می‌تواند برای کودک دشوار باشد. کودک احساس می‌کند مدام میان دو خانه پاسکاری می‌شود گاهی دلش می‌خواهد هر دو والد را هم‌زمان کنار خود داشته باشد. کارشناسان می‌گویند این وضعیت می‌تواند نوعی سردرگمی عاطفی ایجاد کند زیرا کودک باید مرتب از یک فضای زندگی به فضای دیگر برود و با قوانین و شرایط متفاوت سازگار شود.

کودکان طلاق معمولا هر دو والد را دوست دارند وقتی مجبور می‌شوند یکی را ترک کنند و نزد دیگری بروند ممکن است احساس دلتنگی، دوگانگی یا حتی ناراحتی از خودشان داشته باشند. برخی کودکان در چنین شرایطی سعی می‌کنند رضایت هر دو والد را جلب کنند و همین موضوع فشار روانی بیشتری برایشان ایجاد می‌کند. در کنار موارد پرتنش، گاهی نیز والدین بدون هیچ درگیری کودک را تحویل می‌گیرند. برخی می‌آیند، کودک را برای آخر هفته تحویل می‌گیرند، صورت‌جلسه را امضا می‌کنند و خیلی سریع محل را ترک می‌کنند. این صحنه‌ها اگرچه بدون تنش است اما به گفته برخی کارشناسان برای کودک ممکن است حس فاصله و سردی میان والدین را تداعی کند؛ احساسی که گاهی باعث می‌شود کودک خود را میان دو دنیای جداگانه ببیند.

 

کودکانی میان قانون و احساسات

تحویل کودک در کلانتری در اصل برای اجرای قانون و جلوگیری از اختلاف طراحی شده است با این حال تجربه‌های میدانی نشان می‌دهد حتی وقتی درگیری وجود ندارد خود این جابه‌جایی‌های مکرر می‌تواند برای برخی کودکان تجربه‌ای دشوار و احساسی باشد. کارشناسان حوزه کودک می‌گویند کودکانی که بارها در فضای تنش، دعوا و اجبار میان والدین جابه‌جا می‌شوند ممکن است در آینده با پیامدهای روانی و اجتماعی روبه‌رو شوند. وقتی کودک هر هفته شاهد بحث، گریه یا درگیری میان والدین باشد، ممکن است دچار اضطراب و احساس ناامنی شود برخی کودکان حتی از زمان ملاقات می‌ترسند چون می‌دانند ممکن است دوباره دعوا شکل بگیرد. در بسیاری از موارد کودک تصور می‌کند اختلاف والدین به خاطر اوست این احساس گناه می‌تواند در سال‌های بعد به کاهش اعتماد به نفس و مشکلات عاطفی منجر شود.

دیدن خشونت و دعوا ممکن است باعث شود کودک خشم خود را به شکل پرخاشگری در مدرسه یا در روابط اجتماعی نشان دهد. برخی کودکان نیز برعکس، بسیار گوشه‌گیر و ساکت می‌شوند. کودکی که جدایی پرتنش والدین را تجربه کرده ممکن است در بزرگسالی نسبت به ازدواج و روابط عاطفی بدبین شود یا در برقراری رابطه پایدار دچار مشکل شود.‌ کارشناسان می‌گویند صحنه‌هایی مانند گریه شدید، دعوا یا بردن کودک با زور می‌تواند به خاطراتی ماندگار تبدیل شود خاطراتی که حتی سال‌ها بعد در ذهن کودک باقی می‌ماند و بر سلامت روان او اثر می‌گذارد در حالی که کودک نباید در مرکز درگیری والدین قرار گیرد. کاهش تنش هنگام تحویل کودک، استفاده از مراکز ملاقات تخصصی و احترام متقابل والدین می‌تواند از بسیاری از این آسیب‌ها جلوگیری کند.

نیاز به راهکارهای حمایتی

حضور کودکان در محیط‌هایی مانند کلانتری که محل طرح شکایت، نزاع و رسیدگی به اختلافات است، می‌تواند آثار منفی روانی به همراه داشته باشد حتی در صورت نبود درگیری مستقیم، فضای رسمی و تنش‌محور چنین مکان‌هایی برای کودک اضطراب‌آور است و کودک را در معرض تجربه‌هایی قرار می‌دهد که متناسب با سن و نیازهای عاطفی‌اش نیست. کودک نباید شاهد نزاع‌ها و مسائل جاری در کلانتری‌ها باشد و لازم است برای تحویل و ملاقات، محیطی امن، آرام و کودک‌محور در نظر گرفته شود این در حالی است که ایجاد مراکز تخصصی ملاقات کودک با حضور مددکاران اجتماعی می‌تواند از بروز چنین صحنه‌هایی جلوگیری کند. محیطی آرام‌تر و تخصصی می‌تواند فشار روانی بر کودکان را کاهش دهد. با این حال تا زمانی که چنین سازوکاری گسترده نشود کلانتری‌ها همچنان یکی از محل‌های تحویل کودکان طلاق خواهند بود؛ جایی که گاهی کودکان در میان اختلاف بزرگ‌ترها بیشترین فشار را تحمل می‌کنند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.