پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

دارون عجم‌اوغلو ؛ اقتصاددان برندۀ نوبل ۲۰۲۴:

این باتلاق می‌تواند آمریکا را غرق کند

هنوز معلوم نیست که این ماجراجویی تا چه اندازه به دموکراسی آمریکا و قدرت نرم آن آسیب خواهد زد. اما یک چیز به‌روشنی محتمل است: آمریکایی‌ها بهایش را خواهند پرداخت، و این بهایی به‌مراتب بیش از آن است که اکنون بتوان فهمید. تهدید علیه دموکراسی، ثبات اجتماعی، و تاب‌آوری اقتصادی ایالات متحده اکنون بیش از هر زمان دیگری در حافظۀ معاصر احساس می‌شود.

«این باتلاق می‌تواند آمریکا را غرق کند»؛  این عنوان یادداشتی است از دارون عجم‌اوغلو،  اقتصاددان برندۀ نوبل ۲۰۲۴، که ۱۷ مارچ در پروجکت سندیکیت منتشر شده است.

به گزارش جماران، بخشی از آن را در ادامه می‌خوانید:
سیاست خارجی آمریکا در دورۀ ترامپ به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. جنگ دولت او علیه ایران، درست پس از ربودن دیکتاتور ونزوئلا، به ایالات متحده آسیب خواهد رساند و نحوۀ نگاه جهان به قدرت آمریکا را تغییر خواهد داد. البته این بار اول نیست که آمریکا درگیر مداخله‌ای بدعاقبت و بی‌برنامه در خارج از کشور می‌شود. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، سرنگونی نخست‌وزیر منتخب ایران، محمد مصدق، در سال ۱۹۵۳ به دست سازمان سیا بود؛ اقدامی که پس از ملی‌سازی صنعت نفت ایران، که در مالکیت انگلستان بود، صورت گرفت. شاید اغراق‌آمیز باشد اگر بگوییم برکناری مصدق مستقیماً موجب انقلاب ۱۳۵۷ ایران شد، اما بی‌تردید دخالت آشکار سیا در آن زمان، نگاه بسیاری از ایرانیان را نسبت به سلطنت مطلقه‌ای که آمریکا در پی آن روی کار آورد، شکل داد. به همین دلیل، بخش‌های گوناگون جامعۀ ایران؛ از کمونیست‌ها گرفته تا محافظه‌کاران و لیبرال‌ها، در ابتدا از سرنگونی شاه حمایت کردند. درس این رخداد روشن است: مداخلات آمریکا معمولاً پیامدهایی پیش‌بینی‌نشده دارند. این مداخلات نه‌تنها کینه‌های دیرپا ایجاد می‌کنند، بلکه بر قدرت نرم آمریکا که واشنگتن برای حفظ شبکۀ هم‌پیمانان جهانی‌اش و القای چهره‌ای خیرخواه از هژمونی خود به کار می‌برد تأثیر عمیقی می‌گذارند.
این مسأله اهمیت دارد، زیرا بیشتر مردم به طور طبیعی در برابر زورگویی هژمون مقاومت می‌کنند. نمایش‌های مکرر و بی‌دلیل از قدرت سخت به فرسایش قدرت نرم منجر می‌شود. حتی بدتر از آن، کارزاری است بی‌برنامه که بی‌هیچ توجهی به جان انسان‌ها آغاز می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که اکنون در خاورمیانه شاهد آن هستیم. جنگ شتاب‌زدۀ ترامپ بی‌تردید قدرت نرم آمریکا را به پایین‌ترین سطح خود می‌رساند، و هیچ‌کس در دولت او نگران بازسازی اعتبار از دست‌رفته نیست.
شاید شگفت‌انگیزترین بُعد این جنگ، ضعف حیرت‌آور برنامه‌ریزی آن است. ارتش‌های آمریکا و اسرائیل بی‌شمار هدف مشخص و بمب‌های دقیق داشتند، اما هیچ راهبرد خروجی در کار نیست. بدیهی بود که رژیم ایران بلافاصله فرو نخواهد پاشید، حتی با حذف رهبرانش. همچنین کاملاً قابل پیش‌بینی بود که انتقام ایران معطوف به بی‌ثبات‌کردن منطقه و افزایش قیمت نفت خواهد بود. همه می‌دانستند که تنگۀ هرمز برگ برندۀ اصلی ایران است، اما دولت ترامپ ظاهراً این واقعیت‌ها را -دست‌کم براساس سخنان مقامات ارشدش- نادیده گرفت.
در زمانی که اقتصاد جهانی از پیش شکننده به نظر می‌رسید، آشفتگی در بازار انرژی و نااطمینانی روزافزون جهانی می‌تواند فاجعه‌بار باشد. افزایش شدید قیمت نفت سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی را کُند می‌کند و تورم را بالا می‌برد. نتیجۀ ترکیب بیکاری و گرانی برای دولت‌های صاحب قدرت سیاسی، به‌ویژه در اروپا که با چالش پوپولیست‌های راست‌گرا مواجه‌اند (حتی با وجود مخالفت قاطع بیشتر رهبران اروپایی با این جنگ و ردّ درخواست ترامپ برای اعزام ناوهای جنگی به خلیج فارس)، بسیار پرهزینه خواهد بود.
در داخل آمریکا، طبیعی است که ترامپ باید بهای سیاسی سنگینی برای این جنگ در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر بپردازد. اما او رهبر «ضد نهاد» معرفی می‌شود، و اگر هواداران سرسختش، نهادها را مقصر اقتصاد روبه‌زوال بدانند، این امر می‌تواند قطبی‌سازی را تشدید و نهادهای کشور را بیشتر تضعیف کند. خود ترامپ هم احتمالاً به این آتش دامن خواهد زد؛ چه با دامن‌زدن به شکاف جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها و چه با دنبال‌کردن اقدامات تحریک‌آمیزتر داخلی. نهادهای آمریکایی از پیش ضعیف شده‌اند؛ بسیاری از هنجارها و کنترل‌هایی که قرار بود قدرت ریاست‌جمهوری را محدود کنند دیگر کارایی ندارند. این وضعیت برای ترامپ سودمند است چون او از هر فرصتی برای تضعیف بیشتر آن‌ها بهره خواهد برد.
هنوز معلوم نیست که این ماجراجویی تا چه اندازه به دموکراسی آمریکا و قدرت نرم آن آسیب خواهد زد. اما یک چیز به‌روشنی محتمل است: آمریکایی‌ها بهایش را خواهند پرداخت، و این بهایی به‌مراتب بیش از آن است که اکنون بتوان فهمید. تهدید علیه دموکراسی، ثبات اجتماعی، و تاب‌آوری اقتصادی ایالات متحده اکنون بیش از هر زمان دیگری در حافظۀ معاصر احساس می‌شود.


منبع: کانال تلگرامی سیاستگذاری اجتماعی

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.