محمدحسین شریف‌زادگان، عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی و وزیر پیشین رفاه و تأمین اجتماعی، با اشاره به‌ضرورت تصمیم‌گیری استراتژیک درباره همکاری با چین، گفت: ایران باید با ایجاد تغییراتی در رویکردهای خود، از ظرفیت‌های بین‌المللی چین برای تامین منافع ملی و دستیابی به راهی برای خروج از شرایط کنونی استفاده کند. وی همچنین با هشدار درباره احتمال تبدیل جنگ ایران و آمریکا به جنگی بی‌پایان، تاکید کرد: چنین جنگی می‌تواند پیامدهای زیان‌باری برای اقتصاد جهانی و کشورهای خاورمیانه داشته باشد و در این شرایط، نقش‌آفرینی قدرت‌های بزرگ در دستیابی به صلح پایدار اهمیت دارد.

محمدحسین شریف‌زادگان،  با اشاره به احتمال تبدیل جنگ ایران و آمریکا به جنگی بی‌پایان و پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی و کشورهای منطقه، تاکید کرد: ایران باید با بازنگری در رویکردهای خود، از ظرفیت‌های بین‌المللی چین برای تامین منافع ملی و خروج از شرایط کنونی استفاده کند و برای دستیابی به صلح پایدار، نقش‌آفرینی قدرت‌های بزرگ را مورد توجه قرار دهد.

 

به گزارش جماران، دکتر محمدحسین شریف‌زادگان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و وزیر پیشین رفاه و تامین اجتماعی، در نشست گفت‌وگوی توسعه اقتصادی ایران، اظهار کرد: شرایط به سمتی می‌رود که متاسفانه صاحب‌نظران سیاسی معتقدند جنگ قریب‌الوقوع است. درباره راهکارها بحث‌های زیادی مطرح می‌شود. به نظر اغلب سیاستمداران و صاحب‌نظران روابط بین‌الملل، گفته می‌شود که در قرن بیستم، تفاهم‌نامه‌ای که با آمریکا نوشتیم، حتی بی‌نظیر بوده است؛ از این نظر که یک ابرقدرت با کشوری که در حال جنگ بوده و کشوری در حال توسعه محسوب می‌شده، تفاهم‌نامه‌ای نوشته که بیشتر به سود طرف مورد حمله و تجاوز قرارگرفته بوده است. این ۱۴ ماده چنین خاصیتی دارد و بسیار عجیب است.

 

شریف‌زادگان افزود: نکته این است که چگونه می‌توان دوباره به این تفاهم‌نامه بازگشت. بالاخره این یک سند بسیار مهم است؛ سندی مشابه آن داشته باشیم که بتواند راهگشا باشد. با اینکه برای این موضوع بحث‌های زیادی مطرح است، اما سه رویکرد وجود دارد. رویکرد اول این است که به نظر می‌رسد امکان مذاکره، مصالحه و تفاهم پایدار بین ایران و آمریکا شاید ممتنع یا غیرعملی باشد. این یک رویکرد بسیار مهم است. رویکرد دوم این است که برای رسیدن به پایان جنگ و صلح پایدار، به یک کاتالیزور از قدرت‌های بزرگ مثل چین نیاز داریم. البته سیاست‌های استراتژیک چین نیز که بیشتر تحت تأثیر استراتژی‌های اقتصادی و توسعه چین است، تاکید دارد که به‌عنوان میانجی وارد نخواهد شد؛ اما شاید بتواند به‌عنوان یک مداخله‌گر فعال وارد میدان شود.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: رویکرد سوم به مختصات چین امروزی مربوط می‌شود که بسیار مهم است. نگاه ما به جهان، نگاهی است که هم به جنگ سرد مربوط می‌شود و هم بعضا ممکن است اصلا در چارچوب‌های روابط بین‌الملل، حتی کلاسیک و مدرن امروز، قرار نگیرد. بنابراین، باید ببینیم چین چه پدیده‌ای است.

 

وی یادآورشد: چین در یادداشت تفاهم با آمریکا، درباره رسیدن به تفاهم و اینکه تفاهم‌نامه بتواند ملاک عمل قرار بگیرد، تمایل خود را به مداخله فعال در جنگ ایران و آمریکا اعلام کرده است. البته این موضوع کاملا مشروط است. چین می‌خواهد در مسیر صلح قدم بردارد، نه در ادامه جنگ. دلایل این موضوع روشن است. چین در خاورمیانه منافع بسیار زیادی دارد. می‌دانیم که بیشترین سرمایه‌گذاری خارجی در اسرائیل از سوی چین انجام شده و از آمریکا بیشتر است. از طرفی، خاورمیانه تامین‌کننده انرژی چین است و سیاست اصلی و راهبرد کلان چین این است که در جهان توسعه پیدا کند. بنابراین، به انرژی بسیار زیادی نیاز دارد و این انرژی در خاورمیانه تولید می‌شود. قاعدتا آنجا باید محیطی صلح‌آمیز داشته باشد، نه جنگ و منازعه.

 

شریف‌زادگان با اشاره به موضع چین درباره تنگه هرمز گفت: چین بارها خواستار باز شدن تنگه هرمز شده است. این گزاره بسیار تکرار شده و چینی‌ها همواره آن را مطرح می‌کنند. موضوع کاملا روشن است؛ چین نمی‌خواهد جنگ کند و می‌خواهد آنجا باز باشد. بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند به اقتصاد جهانی لطمه بزند و وقتی اقتصاد جهانی آسیب ببیند، چین هم که از همه ظرفیت‌های اقتصاد جهانی استفاده می‌کند، متضرر می‌شود.

 

وی افزود: چینی‌ها تلاش‌های زیادی کرده‌اند و حتی از ظرفیت‌های خود استفاده کرده‌اند تا قیمت نفت جهش پیدا نکند. شاید اولین کشوری که از این وضعیت متضرر می‌شود، خود چین باشد. به همین دلیل، چین می‌خواهد تنگه هرمز باز باشد.

 

شریف‌زادگان با اشاره به جایگاه چین در اقتصاد جهانی تاکید کرد: چین موقعیت خود را از طریق مشارکت در نظم جهانی به دست آورده است. این کشور از تمام ظرفیت‌های اقتصاد جهانی، به‌خصوص ظرفیت‌های کشور آمریکا، بهره گرفته تا به جایگاه کنونی خود رسیده است. بنابراین، بسیار غیرواقع‌گرایانه است که وارد جنگ ایران و آمریکا شود و به‌نحوی عمل کند که خلاف نظم جهانی و جریان‌های اقتصاد جهانی و اقتصاد بین‌الملل باشد؛ اقدامی که تماما به ضرر خودش است، چون خود چین یکی از بزرگ‌ترین بهره‌مندان از این امکانات بین‌المللی است.

 

این استاد دانشگاه با بیان اینکه چین بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در خاورمیانه است و در اسرائیل هم سرمایه‌گذاری دارد، یادآورشد: این کشور در مراحل مختلف، از طریق عالی‌ترین مقامات خود، به مقامات کشور ما، از جمله چند رئیس‌جمهور، گفته است که می‌خواهید با هم کار کنیم؟ به‌نوعی، منظورش این بوده است که باید با نظم جهانی و اقتصاد جهانی کار کنید و مسائل را با همسایگان حل‌وفصل کنید. چین اخیرا نیز مکررا گفته است که تنگه هرمز را باز کنید. بنابراین ما باید به‌عنوان کشور خودمان یک تصمیم استراتژیک بگیریم که آیا می‌خواهیم با چین کار کنیم یا نه؛ هم از نظر اقتصادی و هم از نظر استراتژیک.

 

شریف‌زادگان ادامه داد: چین می‌تواند نقش بسیار مهم و سازنده‌ای داشته باشد. شرایط چین این است و این ما هستیم که باید تغییرات خاصی در خودمان ایجاد کنیم تا بتوانیم حتی با چینی که تصور می‌کنیم با آن اتحاد استراتژیک داریم، همکاری کنیم؛ در حالی که چین اصلا چنین حرفی نمی‌زند و این تصورات ماست. باید بتوانیم از این ظرفیت بزرگ، منحصربه‌فرد و بین‌المللی به سود منافع ملی ایران استفاده کنیم. این فرصت استثنایی برای کشور ماست که شاید از این طریق بتوانیم راه برون‌رفتی از شرایط کنونی پیدا کنیم.

 

وی افزود: اگر این اتفاق نیفتد، به مقاله‌ای در «فارن افرز» ارجاع می‌دهم که حدود چند هفته قبل منتشر شده بود. در آن مقاله گفته شده بود که جنگ ایران و آمریکا استعداد تبدیل شدن به یک جنگ بی‌پایان را دارد؛ مانند جنگ ویتنام، جنگ عراق و جنگ افغانستان. این اتفاق بسیار نامطلوب است.

 

شریف‌زادگان ادامه داد: سه ویژگی برای این وضعیت مطرح شده است. گفته می‌شود جنگ ایران و آمریکا در صورتی به جنگی بی‌پایان تبدیل خواهد شد که این سه ویژگی را داشته باشد. در آن مقاله هر سه ویژگی بررسی شده است. نخست اینکه طرف ضعیف اراده لازم را برای ادامه جنگ داشته باشد؛ نویسنده معتقد است ایرانی‌ها چنین اراده‌ای دارند. دوم اینکه طرف قوی برای ادامه جنگ محاسبه هزینه و فایده نداشته باشد. آمریکایی‌ها بارها گفته‌اند که اساسا چه سودی از حضور در اینجا می‌برند. به هر صورت، به نظر می‌رسد آمریکا نیز هزینه و فایده نمی‌کند. در جنگ ایران و آمریکا نیز همین وضعیت مطرح است. سوم اینکه هر دو طرف نهادهای لازم را برای ادامه یک جنگ بی‌پایان داشته باشند. به گفته نویسنده، هر دو طرف چنین نهادهایی دارند؛ هم ایرانی‌ها و هم آمریکایی‌ها. در نهایت، نتیجه جنگ بی‌پایان این خواهد بود که ممکن است آمریکایی‌ها لطمات بسیار زیادی ببینند، اما آمریکا کشوری با ظرفیت‌های گسترده است. طرف ضعیف، اگر شکست هم نخورد، بسیار ضعیف‌تر می‌شود؛ اما طرف قوی ممکن است اعتبار خود را از دست بدهد و با مشکلاتی مواجه شود.

 

شریف‌زادگان ادامه داد: این فرجام جنگ‌های بی‌پایان است؛ جنگ‌هایی که می‌توانند برای جهان، اقتصاد جهان، اقتصاد بین‌الملل و زیست جهانی زیان‌بار باشند و دامن‌گیر کشورهای زیادی، از جمله کشورهای خاورمیانه، شوند. بنابراین شرایط کنونی ما، شرایطی بسیار خطیر است.

 
 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.