رویه غالب آمریکا که این همه درباره آزادی اقتصادی ادعا میکند، بعد از بحران ۲۰۰۸، ملیسازی بود نه رهاسازی. اما قیمتها و واردات رها شده اند و اصلا ککشان نمیگزد که شاغلان بخش صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را به شغل صنعتی و کشاورزی ترجیح بدهند. آیا درک این مسئله اینقدر سخت است که باید شوکدرمانی را متوقف کنید؟ شوکدرمانی محرک طمع خارجیها به تجاوز به این سرزمین بوده است. به چشم دیدید، اما باز دوباره برای ما از این زمزمهها میکنند و آقای رئیسجمهور یک تکه میاندازد و آن یکی هم یک تکه دیگر! آقای رئیسجمهور، نمیخواهد درباره آنهایی که روی ذهن او دسترسی دارند و این حرفها را از زبانش درمیآورند یک بازنگری کند؟ چند بار دیگر باید طمع خارجیها برانگیخته شود؟ چند بار دیگر باید این همه آدم کلیدی و این همه زیرساخت را از دست بدهیم تا یک رشد ابتدایی متعارف در سطح خردورزی برای اداره کشور پدیدار شود؟
گروه اقتصادی: دکتر فرشاد مومنی با انتقاد از تداوم سیاستهای شوکدرمانی، سلطه مافیاها بر فرایندهای تصمیمگیری اقتصادی، رهاسازی واردات و تضعیف تولید، تاکید کرد که مشکل اصلی ایران نه کمبود منابع مالی و نه کمبود دانایی، بلکه ساختار «بهغایت بیکیفیت» تصمیمگیری و تخصیص منابع است؛ ساختاری که صدای رباخورها، دلالها و سوداگرها در آن بلندتر از صدای تولیدکنندگان، معلمان، بازنشستگان و دانشجویان شنیده میشود.
او با هشدار نسبت به گسترش فقر، سقوط اشتغال مولد، افزایش سرخوردگی اجتماعی و تشدید طمع خارجیها، تصریح کرد: جهتگیریهای سیاستی موجود هم منافع مافیاها و هم منافع خارجیها را تامین میکند و در عین حال ظرفیتهای تولیدی و تابآوری جامعه را از بین میبرد.
برای اینکه ایران از این انبوه بحرانهای فاجعهساز نجات پیدا کند، باید از همه اندیشهورزان استمداد شود
به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در سیزدهمین همایش سالانه مرزهای دانش اقتصاد توسعه با عنوان «بایستهها و نابایستههای اداره اقتصاد ملی در شرایط جنگ و پس از جنگ» و به مناسبت بیستوسومین سالگرد درگذشت حسین عظیمی، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به شرایط کنونی کشور اظهار داشت: یکی از حیاتیترین نیازهای معرفتی کنونی ایران برای اینکه از این انبوه بحرانهای فاجعهساز نجات پیدا کند، این است که باید از همه اندیشهورزان استمداد شود و فرصت برای آنها فراهم شود تا امکان ارائه یک صورتبندی نظری سطح توسعه از شرایط کنونی ایران و چشمانداز آینده ایران در صورت ادامه روندهای پیشین فراهم باشد. واقعا تعداد فاجعهسازیها و بحرانآفرینیهایی که از دلِ بهویژه ۳۷ سال گذشته در ایران پدیدار شده، از حدود متعارف خارج است و به قول فیلسوفان علم، ندیدن و نفهمیدن این واقعیتها بیشتر علت دارد تا دلیل؛ یعنی اینجا پای منافع در میان است نه خرد. ما به شدت نیاز داریم که یک صورتبندی نظری در اینجا انجام شود و این صورتبندی نظری باید جامعالاطراف باشد.
سطوح معناداری از تسخیرشدگی کانونهای تصمیمگیری به دست مافیاها و رباخورها و آنهایی که پیوندهای مشکوک بیرونی دارند مشاهده میشود
وی افزود: وقتی که یک دولت، یعنی نهاد دولت و نه دولتهای معین، در طی ۳۷ سال یک تعداد سیاستهای معینی را به کار میگیرد و در هر سال چند بار این را تکرار میکند و بدون استثنا در همه موارد هم شکست میخورد، اما اصرار بر تداوم آن وجود دارد، این معنایش این است که ما دیگر فقط با دولت رانتی روبهرو نیستیم، بلکه سطوح معناداری از تسخیرشدگی کانونهای تصمیمگیری به دست مافیاها و رباخورها و آنهایی که پیوندهای مشکوک بیرونی دارند مشاهده میشود و ما باید اینها را خیلی عالمانه واکاوی کنیم تا بتوانیم نجات پیدا کنیم. برای اداره شرافتمندانه و آبرومندانه اقتصاد و جامعه ایران در شرایط کنونی، نکته بسیار مهم دیگری که باید به آن توجه داشته باشیم، فهم روندها و سیاستهای غیرخردورزانهای که باید متوقف شوند؛ این از وجوه ایجابی فهم مورد نیاز، بسیار حیاتیتر است و به گمان من باید در این زمینه ساعتها و بلکه روزها و هفتهها صحبت کرد.
شوک ارزی، فاجعههای انسانی دیماه را پدید آورد و خارجیهای تجاوزگر را دچار طمع کرد
به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ واقعا بسیار شرمآور است؛ در همین شوک ارزی، فاجعههای انسانی دیماه را پدید آورد و خارجیهای تجاوزگر را دچار طمع کرد که خودشان هم تصریح کردند که به خاطر این طمع، برنامه تجاوز را به سرعت جلو انداختند. در این مملکت اگر خردی در حد فهم بدیهیات اولیه عقل سلیم و فهم چهار عمل اصلی وجود داشته باشد، امروز شوک نرخ ارز ایجاد میشود و از فردا صبحش تمام قیمتها خودش را با نرخ جدید ارز تنظیم کرده است. آن روغنفروشی که امروز روغن عرضه میکند، حداقل هشت ماه قبل باید تدارک کرده باشد، پس اینها با دلارهای با قیمت هشت ماه پیش وارد شدهاند. چطور میشود که همین ها هم با این دلار جهشیافته عرضه میشود و در شرایطی که در قوای سهگانه ما دهها دستگاه متولی برای این کنترل وجود دارد، انگار که در این زمینه ما دولت نداریم. اینجا دولت فقط قوه مجریه نیست؛ یعنی انگار حکومت نداریم، یک شهر بیکلانتر است که هر کسی هر کاری دلش میخواهد میکند.
قدرت قیمتگذاری دلخواه بازیگران مافیایی باید مهار شود
مومنی گفت: چطور میشود که اگر یک نفر مثلا با احساساتی شدن، یک کلمه از دهانش دربیاید، انگار ۵۰۰ حکومت داریم، اما آنجاهایی که یک اجحاف چند ده میلیونی ظالمانه میشود، به قول سید محمد بحرینیان دیگر این فقط دیدمانِ کوری نیست، بلکه چیزهای دیگری هم هست که ذیل مفهوم تسخیرشدگی بخشهایی از ساختار قدرت به دست مافیاها قابل توضیح است. یکی از آن چیزهایی که باید متوقف شود و پایههای مستحکم قانونی هم برای آن وجود ندارد، اما آن تسخیرشدگی بابش را بسته، مهار قدرت قیمتگذاری دلبخواه بازیگران مافیایی است. این روند اگر متوقف نشود، سنگی روی سنگ بند نخواهد شد.
به مردم میگویند قناعتپیشه کنید، اما شاهد رهاشدهترین الگوی واردات کالاهای غیراساسی هستیم
این اقتصاددان ادامه داد: یکی دیگر از آن ماجراهایی که طنزهای تلخ و گزندهای در آن وجود دارد، این است که در شرایطی که به مردممان نصیحت میکنیم و میگوییم قناعت پیشه باشید و صرفهجویی کنید، وحشیانهترین و بیمهارترین و رهاشدهترین الگوی واردات کالاهای غیر اساسی را شاهد هستیم و خدا شاهد است که برای هر یک از آنها باید بر احوال آن قوم گریست که برایش اینگونه قاعدهگذاری میشود. میگویید بحران ارزی دارید، بعد با یک سیل بنیانکن واردات کالاهای لوکس و تجملی و یک سیل بنیانبرانداز واردات کالاهای قابل تولید در داخل مواجهیم. این احساس بیپناهی که این رهاسازیهای مشکوک و مافیامحور بر سر این مردم میآورد چیست.
این جهتگیریهای سیاستی، منافع خارجیها و مافیاها را تامین و مردم را نسبت به شما سرخورده و مایوس میکند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به اذعان مسئولان به شعور و غیرت مردم ایران، پس از جنگ 12روزه اشاره کرد و افزود: در شرایطی که گزارشهای رسمی میگویند چیزی نزدیک به هشت میلیون ایرانی، پیش از این دو جنگ، در شرایط فقر شدید قرار داشتند و فقر شدید یعنی در آستانه قحطیزدگی؛ یعنی شرایطی که فرد برای زنده ماندن، اگر کل درآمدش را صرف کند، نمیتواند نیازهای غذایی خودش را تامین کند، و در شرایطی که گزارشهای رسمی میگویند بین ۶۰ تا ۷۰ درصد جمعیت اگر اعانههای یارانهای نباشد قادر به تامین حداقل نیازهای اساسیشان نیستند، همین مردم این شرافت را نشان دادند و پیش از جنگ در این شرایط این کار را کردند. با این شرایط، چقدر جنایتکارانه است که به سمت سیاستهایی بروید که در دوره ششماهه پس از نخستین تجاوز اجنبیها، رشد تورم مواد غذایی سهرقمی شود و بیسابقهترین سقوط اشتغال باکیفیت و بیسابقهترین جهش قیمت کالاهای اساسی ایجاد شود. آیا نباید متوجه شوید که این جهتگیریهای سیاستی، منافع خارجیها و مافیاها را تامین و مردم را نسبت به شما سرخورده و مایوس میکند؟
برای رشد نقدینگی و توجه به زیرساختها اشک تمساح میریزند اما نسبت به فاجعهسازیهای بانکهای خصوصی سکوت میکنند
مومنی با بیان اینکه گزارشهای رسمی میگوید از لحظهای که بانک خصوصی در ایران فعال شده، یعنی از سال ۱۳۸۰ تا امروز، رشد تولید در این ۲۰ سال ۳۶ درصد بوده، اما رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد شده است، افزود: آنها که بلدند برای رشد نقدینگی اشک تمساح بریزند و میگویند اگر به نیروی کار بیشتر پول بدهیم، اگر به زیرساختها بیشتر توجه کنیم و اگر به آموزش و سلامت مردم توجه کنیم کشور دچار بحران میشود و نقدینگی زیاد میشود، واقعاً فهم این مسئله سخت است که این عامل، خودش این فاجعه را ایجاد کرده است. فقط درباره فاجعهسازیهای ظهور بانک خصوصی در این مملکت میشود سه شبانهروز پیدرپی صحبت کرد. شما یک اقتصاد متمایل به خرد و توسعه پیدا کنید که پس از جنگ، بانکهای خصوصی را حذف نکرده باشد. یک نمونه پیدا کنید. انگلستان پس از جنگ جهانی دوم و فرانسه بانکهایشان را ملی کردند.
رویه غالب آمریکای مدعی اقتصاد آزاد، بعد از بحران 2008 ملیسازی بود، نه رهاسازی
شاغلان بخش صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را به شغل صنعتی و کشاورزی ترجیح میدهند
شوکدرمانی محرک طمع خارجیها به تجاوز به این سرزمین بود
وی ادامه داد: رویه غالب آمریکا که این همه درباره آزادی اقتصادی ادعا میکند، بعد از بحران ۲۰۰۸، ملیسازی بود نه رهاسازی. اما قیمتها و واردات رها شده اند و اصلا ککشان نمیگزد که شاغلان بخش صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را به شغل صنعتی و کشاورزی ترجیح بدهند. آیا درک این مسئله اینقدر سخت است که باید شوکدرمانی را متوقف کنید؟ شوکدرمانی محرک طمع خارجیها به تجاوز به این سرزمین بوده است. به چشم دیدید، اما باز دوباره برای ما از این زمزمهها میکنند و آقای رئیسجمهور یک تکه میاندازد و آن یکی هم یک تکه دیگر! آقای رئیسجمهور، نمیخواهد درباره آنهایی که روی ذهن او دسترسی دارند و این حرفها را از زبانش درمیآورند یک بازنگری کند؟ چند بار دیگر باید طمع خارجیها برانگیخته شود؟ چند بار دیگر باید این همه آدم کلیدی و این همه زیرساخت را از دست بدهیم تا یک رشد ابتدایی متعارف در سطح خردورزی برای اداره کشور پدیدار شود؟
کارشناسان بارها فریاد زدهاند که ماجرای قاچاق در ایران هیچ نسبتی با بازی با قیمتهای کلیدی ندارد
استاد گروه برنامهریزی و توطعه اقتصادی دانشگاه افزود: فهرست اقداماتی که باید متوقف شوند را همینطور میتوان ادامه بدهم؛ از جمله روندهایی که محرک قاچاق هستند. همواره قاچاق را به نرخ ارز نسبت میدادند. شخصا در ده جلسه حضور داشتم که معاون مبارزه با قاچاق ارز و کالای رئیسجمهور و کارشناسانش فریاد میزدند و میگفتند اگر ما کارهای هستیم، ماجرای قاچاق در ایران هیچ نسبتی با بازی با قیمتهای کلیدی ندارد. چطور میشود که سران قوا این حرفها را نمیشنوند و باز میگویند شوکهای جدید به قیمتهای کلیدی وارد کنیم؛ شوکهایی که هم طمع خارجیها به تجاوز را تحریک میکند و هم با فشارهایی که به تولیدکنندهها و مردم وارد میآورد، یاس و سرخوردگی را دامن میزند.
اندازه واردات کالاهای واسطهای در ایران به تنهایی از ۸۰ درصد کل واردات عبور کرده است
مومنی با بیان این پرسش که چطور میشود که حکومتگران ما به اینها توجه بایسته نداشته باشند؟، خاطرنشان کرد: پروژه ذلیل کردن اقتصاد ایران و کور کردن منفذهای اشتغال مولد به ابعادی رسیده که از یک طرف گزارشهای رسمی میگوید اندازه واردات کالاهای واسطهای در ایران به تنهایی از ۸۰ درصد کل واردات عبور کرده است. اگر این معنا داشت، باید با بیسابقهترین رونق در بازار کار روبهرو میشدیم، اما در همان زمان که این جهش در واردات کالاهای واسطهای اتفاق افتاده، هم ورشکستگی بنگاهها بیشتر شده، هم سقوط تولید شدت گرفته و هم اشتغال فرو ریخته است.
مسئله توسعه یک مسئله تعارفی و سلیقهای نیست، بلکه مسئله مرگ و زندگی کشورهاست
مومنی ادامه داد: معلوم است که یک جای کار ایراد دارد. معلوم است که واردات CKD را به اسم کالای واسطهای جا میزنند. بنابراین رکن بسیار کلیدی دیگر که باید درباره آن اجماع صورت گیرد، به قاعده تجربههای ایرانی و جهانی در دوران جنگ و پس از جنگ، فهرست روندهایی است که باید متوقف شوند. عموم متفکران میگویند مسئله توسعه یک مسئله تعارفی و سلیقهای نیست، بلکه مسئله مرگ و زندگی کشورهاست و اینکه ما حسین عظیمی را گرامی میداریم به این خاطر است که عمیقترین و عالمانهترین بحثها را متناسب با شرایط ایران در زمانه خودش در زمینه توسعه عرضه کرده است. این توسعهای که درباره آن صحبت میکنند، از پیچیدگیهای بسیار گسترده و عمیق و ابعاد پرشمار برخوردار است، اما تقریبا میان متفکران بزرگ توسعه درباره آن یک اجماع پدید آمده است. آن اجماع این است که اگر کشوری بخواهد توسعه پیدا کند، باید ابتدا دورهای باطل اصلی بازتولیدکننده توسعهنیافتگی را شناسایی کند؛ دورهای باطل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را بشناسد.
ضعف بنیه تولیدی و بهرهوری اندک، فصل مشترک همه دورهای باطل توسعهنیافتگی هستند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ممکن است گفته شود این کار آنقدر زمانبر است که به قول جان مینارد کینز در بلندمدت همه ما مردهایم، یادآورشد: اما متفکران توسعه میگویند یک راه میانبر هم وجود دارد. فصل مشترک همه دورهای باطل بازتولیدکننده توسعهنیافتگی را میتوان در دو جا دید و اگر روی این دو مورد متمرکز شوید، همه ماجراهای دیگر هم سامان پیدا میکند؛ یکی ضعف بنیه تولیدی و دیگری بهرهوری اندک. این دو، فصل مشترک همه دورهای باطل توسعهنیافتگی هستند. البته در این زمینه دقتهای مفهومشناختی و روششناختی وجود دارد که الان وارد آن نمیشوم. اما نکته این است که میگویند شما به شرطی میتوانید توسعه پیدا کنید که تولید فناورانه را به مثابه یک نظام حیات جمعی ببینید؛ یعنی فرهنگ، سیاست، حکومت، مناسبات بینالمللی و مناسبات اجتماعی شما، باید خودشان را با آن تنظیم کنند، نه اینکه فقط یک سوله بسازید و بعد همه چیزهایی را که انگیزشهای تولیدی ایجاد میکند لگدمال کنید.
شاقول سنجش کیفیت نهادها، بنیه تولیدی و میزان اهتمام نهادها به تقویت آن است
مومنی تصریح کرد: در ۳۰ سال گذشته، بیش از ۵۰ درصد کسانی که جایزه نوبل اقتصاد گرفتهاند، به اعتبار دامن زدن به نقش و منزلت نهادها بوده است. در این زمینه برجستهترین متفکران توسعه سیاسی، توسعه اجتماعی، توسعه فرهنگی و توسعه اقتصادی میگویند شاقول سنجش کیفیت نهادها، بنیه تولیدی و میزان اهتمام نهادها به تقویت آن است.
اگر میخواهید دفاع ملی قدرتمند، فرهنگ متعالی و انسجام اجتماعی داشته باشید، باید تولید فناورانه محور همه تصمیمگیریها و تخصیص منابع باشد
وی به بخشهایی از کتاب «دولت توسعهگرا» اثر آدریان لفتویچ، اشاره کرد و افزود: او یکی از برجستهترین متفکران توسعه سیاسی در دنیاست. ببینید چگونه و با چه استدلالهایی میگوید که با تولید صنعتی فناورانه و طرز نگاه حکومت به آن میتوان کیفیت نهادها را سنجید. همین حرف را در آثار رونالد اینگلهارت هم میتوانید ببینید. در ۴۰ سال گذشته در حوزه توسعه فرهنگی شاید تعداد اندیشمندانی در تراز او به انگشتان یک دست هم نرسد. او میگوید اگر میخواهید دفاع ملی قدرتمند، فرهنگ متعالی و انسجام اجتماعی داشته باشید، باید تولید فناورانه محور همه تصمیمگیریها و تخصیص منابع باشد. پیوند میان بنیه ضعیف تولیدی و بهرهوری پایین در کمیت و کیفیت اشتغال منعکس میشود. حکومتی که تنش نلرزد از اینکه چه سیاستهایی به کار گرفته که شاغلان صنعت و کشاورزیاش مسافرکشی را به اشتغال صنعتی ترجیح میدهند، در واقع طمع خارجیها را برمیانگیزد، چرا که گرایش مسلط سرمایه انسانیاش سرخوردگی از داخل و میل به خروج از کشور میشود و آنهایی هم که میل به خروج ندارند، گرفتار انواع افسردگیها و سرخوردگیها میشوند.
فهم عالمانه مسائل و نیازهای ایران منحصرا از نگاه میانرشتهای حاصل میشود
مومنی گفت: این مسئله با کل حیات جمعی ما پیوند دارد و باید مورد توجه قرار بگیرد. تمام اهتمام زندهیاد حسین عظیمی این بود که فهم عالمانه مسائل و نیازهای ایران منحصرا از نگاه میانرشتهای حاصل میشود؛ آن هم نه اینکه کسی فقط ادا و نمایش آن را دربیاورد، آنگونه که الان متداول شده است. اگر از طریق شوک قیمت حاملها و نرخ ارز و امثال آن، درِ باغ سبز به شما نشان دادند و بعد با سر به زمین خوردید، بفهمید که سرتان به زمین خورده است. اما هنوز شش ماه نگذشته دوباره میگویند یک بار دیگر امتحان کنیم ببینیم این دفعه چه میشود؛ آن هم در شرایطی که تمام ظرفیتهای تابآوری جامعه با هر کدام از این شوکها لطمههای سنگین میبیند.
یک الگوی صادرات و وارداتی درست کردهایم که منحصرا منافع خارجیها و مافیاها را تامین میکند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ما یک الگوی صادرات و وارداتی درست کردهایم که منحصرا منافع خارجیها و مافیاها را تامین میکند، اظهار داشت: آقای مهندس بحرینیان میگویند در کل دوره از سال ۱۳۳۸ تا امروز، فقط یک دوره بوده که خرد در سیاستهای صادراتی و وارداتی ما معطوف به توسعه بوده و آن هم دوره مسئولیت میرحسین موسوی در نخستوزیری بوده است. دادههایش را هم برای من آورده بودند. در دورههای اندکی میبینیم که خرد توسعهای مبنای قاعدهگذاری بوده و اگر کمر ما خم شده اما هنوز نشکسته، مربوط به همان دورانهاست که نمونههایش را هم برای شما ذکر کردند. در ذخیره دانایی نظری و تجربی ایران، حتی در همین شرایط، اگر درباره کارهایی که باید متوقف شوند و کارهایی که باید ایجاد شوند اجماع صورت بگیرد، ما با همین ذخیره دانایی، به گواه رکوردهای پرشمار و تکرارنشده از دوران زندهیاد محمد مصدق تا دوران مهندس موسوی، میتوانیم کشورمان را اداره کنیم.
این اقتصاددان گفت: الان تا میگوییم از آن دورهها یاد بگیریم، میگویند یعنی همان سیاستها را عیناً تکرار کنیم؟ فردریش لیست پیش از سال ۱۸۴۰ کتابی نوشته و گفته پنج قاعده وجود دارد که هر کشوری اگر بخواهد توسعه پیدا کند باید آنها را رعایت کند. شما شرایط خاص جنگی را کنار بگذارید و نرمافزارهای اداره اقتصاد ملی را در دوره مصدق و مهندس موسوی ببینید؛ کدامیک از آنها را عقل سلیم رد میکند؟ حتی یک مورد هم پیدا نمیکنید که عقل سلیم آن را رد کند، چون اساس نگرش توسعه این است که قاعدهگذاریها و رفتارهای کوتاهمدت را با مصالح بلندمدت همراستا میکند و این ذخیره دانایی هم در سطح نظری و هم در سطح تجربی وجود دارد.
باید سطح بالاتری از ذخیره دانایی را به کار بگیریم، نه اینکه همان دانشی را هم که داشتیم رها کنیم
ما با یک ساخت بهغایت بیکیفیت از فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع روبهرو هستیم که باید به کلی بازآرایی شود
مومنی اظهار داشت: چند سال پیش کتابی با عنوان «اقتصاد ایران در دوران دولت ملی» منتشر کردیم و من در مقدمه آن این ادعا را مطرح کردم که نرمافزارهایی که زندهیاد مصدق برای توسعه ملی در همان دوران کوتاه نخستوزیری خود به یادگار گذاشت، هر روزی که ایران بخواهد رو به توسعه حرکت کند کارایی دارد. این به آن معنا نیست که ما متوجه تغییر شرایط نسبت به آن دوران نیستیم، بلکه معنایش این است که باید سطح بالاتری از ذخیره دانایی را به کار بگیریم، نه اینکه همان دانشی را هم که داشتیم رها کنیم. ببینید چه ظرافتهایی در این زمینه وجود دارد. اگر حسین عظیمی عزیز ما زنده بود، او هم با قسم جلاله میگفت که مشکل ما برای برونرفت از این بحرانها و اداره اقتصاد ملی و توسعه ملی، کمبود دانایی و کمبود منابع مالی نیست، بلکه ما با یک ساخت بهغایت بیکیفیت از فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع روبهرو هستیم که باید به کلی بازآرایی شود.
ایران را میتوان با عزت، با اقتدار و بسیار کمهزینهتر از امروز اداره کرد
وی افزود: صدای تولیدکنندهها، معلمها، بازنشستهها و دانشجوها باید کمی جدیتر از صدای رباخوارها، دلالها و سوداگرها در فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع انعکاس داشته باشد. اگر چنین شود، من صمیمانه و با اطمینان به شما میگویم که ایران را میتوان با عزت، با اقتدار و بسیار کمهزینهتر از امروز اداره کرد. مثلا در دوره میرحسین موسوی با درآمدی در حدود هفت تا هشت میلیارد دلار میشد اقتصادی را بدون بحران اداره کرد، اما امروز با درآمدهای ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلاری و حتی بیشتر، هرچه توانمندی دلاری افزایش پیدا میکند، تعداد بحرانها هم بیشتر میشود. به همین دلیل است که میگویم ما به یک صورتبندی نظری نیاز داریم تا دقیق بفهمیم چه چیز به چه چیز مربوط است و چه چیز به چه چیز مربوط نیست.
اندیشههای حسین عظیمی هنوز هم زنده است
مومنی خاطرنشان کرد: خدا را شکر میکنم که اندیشههای حسین عظیمی هنوز هم زنده است و بالندگی دارد و اگر ما خودمان را از آن ذخیره دانایی محروم کنیم، این مصداق خودزنی است؛ نمیگوییم که متوقف در زمان حسین عظیمی بمانیم. ما در عصر شتاب تاریخ زندگی میکنیم، اما یک سلسله اصول و مبانی توسط او و امثال او عرضه شده که تا روزی که ایران بخواهد مسیر توسعه خود را ادامه دهد، باید به آن اصول و مبانی وفادار بماند. شرط خرد این است که تغییرات شرایط را هم در آن فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع لحاظ کنیم.