در روزهایی که آتش جنگ در خلیج فارس شعله‌ور است و هر روز خبر از حملات موشکی و پهپادی به زیرساخت‌های حیاتی منطقه می‌رسد، انتشار مقاله محمدجواد ظریف در نشریه معتبر «فارین افرز» با عنوان «چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد» یک رویداد دیپلماتیک کم‌سابقه محسوب می‌شود. این مقاله که به زبان انگلیسی و در یکی از تأثیرگذارترین رسانه‌های سیاست خارجی جهان منتشر شده، نه یک بیانیه سیاسی عادی، که یک سند راهبردی با پیام‌های چندلایه است.

دکتر مهدی عرب صادق، در یادداشتی، ضمن تاکید بر اینکه مقاله دکتر محمدجواد ظریف در نشریه معتبر «فارین افرز» رویدادی بی‌سابقه محسوب می شود، به بررسی و نقد این مقاله پرداخت و خاطرنشان کرد: دکتر ظریف با این فرض که «ایران به‌وضوح در حال پیروزی بر میدان است» استدلال می‌کند که تهران باید از این «دست برتر» استفاده کند، نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و رسیدن به توافقی که هم این درگیری را پایان دهد و هم از جنگ بعدی جلوگیری کند. او در طرح خود پیشنهاد می‌دهد که ایران در ازای لغو کامل همه تحریم‌ها، بازسازی زیرساخت‌های بمباران‌شده و خروج نظامیان آمریکا از منطقه، محدودیت‌های هسته‌ای (غنی‌سازی زیر ۳.۶۷ درصد و انتقال مواد غنی‌شده به یک تأسیسات تحت نظارت بین‌المللی)، بازگشایی کامل تنگه هرمز و پذیرش یک پیمان عدم تعرض با آمریکا را بپذیرد.

 

متن این یادداشت که برای جماران ارسال شده، بدین شرح است:

در روزهایی که آتش جنگ در خلیج فارس شعله‌ور است و هر روز خبر از حملات موشکی و پهپادی به زیرساخت‌های حیاتی منطقه می‌رسد، انتشار مقاله محمدجواد ظریف در نشریه معتبر «فارین افرز» با عنوان «چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد» یک رویداد دیپلماتیک کم‌سابقه محسوب می‌شود. این مقاله که به زبان انگلیسی و در یکی از تأثیرگذارترین رسانه‌های سیاست خارجی جهان منتشر شده، نه یک بیانیه سیاسی عادی، که یک سند راهبردی با پیام‌های چندلایه است.

 

دکتر ظریف با این فرض که «ایران به‌وضوح در حال پیروزی بر میدان است» استدلال می‌کند که تهران باید از این «دست برتر» استفاده کند، نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و رسیدن به توافقی که هم این درگیری را پایان دهد و هم از جنگ بعدی جلوگیری کند. او در طرح خود پیشنهاد می‌دهد که ایران در ازای لغو کامل همه تحریم‌ها، بازسازی زیرساخت‌های بمباران‌شده و خروج نظامیان آمریکا از منطقه، محدودیت‌های هسته‌ای (غنی‌سازی زیر ۳.۶۷ درصد و انتقال مواد غنی‌شده به یک تأسیسات تحت نظارت بین‌المللی)، بازگشایی کامل تنگه هرمز و پذیرش یک پیمان عدم تعرض با آمریکا را بپذیرد.

 

با احترام به سابقه دیپلماتیک آقای ظریف و نیت خیرخواهانه‌شان برای پایان دادن به جنگ و جلوگیری از تلفات بیشتر غیرنظامیان، این طرح از چند جهت نیاز به بررسی دقیق و نقادی دارد:

 

اما مهمترین نقدی که دارم عدم تقارن در معامله است. مهم‌ترین نقطه ضعف این طرح، عدم تعادل میان «آنچه ایران می‌دهد» و «آنچه دریافت می‌کند» است. ایران باید امتیازاتی سخت، ملموس و عملاً غیرقابل بازگشت در کوتاه‌مدت بدهد: محدودیت هسته‌ای، بازگشایی تنگه هرمز، و محدودیت موشکی. اما در مقابل، آمریکا تعهداتی مبهم، قابل تفسیر و کاملاً بازگشت‌پذیر ارائه می‌دهد: «رفع تحریم‌ها» بدون روشن شدن این نکات که کدام تحریم‌ها، با چه مکانیسم اجرایی و برای چه مدت لغو می‌شوند. تجربه برجام به ما آموخت که حتی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نیز نتوانست از خروج یک‌طرفه آمریکا جلوگیری کند.

 

دومین مورد اشکال، پیش‌شرط‌های مذاکره هنوز فراهم نیست. در شرایطی که عربستان سعودی همچنان به آمریکا برای «تمام کردن کار» ایران فشار می‌آورد، امارات متحده عربی میزبان انبوهی از جنگنده‌های آمریکایی است و اسرائیل هنوز درخواست پایان جنگ نداده است، مذاکره از موضعی که هنوز به اوج فشار نرسیده، می‌تواند به معنای از دست دادن فرصت‌های بزرگ‌تر باشد. شاید عاقلانه‌تر باشد که منتظر تکمیل «چارت اقدامات» ایران در میدان بمانیم؛ یعنی زمانی که مثلث «اسرائیل، تنگه هرمز و عربستان» به نقطه مطلوب برسد و دشمن چاره‌ای جز درخواست آتش‌بس نداشته باشد.

 

اما سومین نقد مربوط به  امتیاز هسته‌ای است که در اوج جنگ، معادل تسلیم تاکتیکی است. ایران هم اکنون اورانیوم را تا خلوص ۶۰ درصد غنی‌سازی می‌کند و زمان گریز (breakout time) آن به حداقل ممکن کاهش یافته است. این توانمندی، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های بازدارندگی ایران در برابر تهدیدات نظامی است. بازگشت به محدودیت‌های برجامی پیش از آنکه دشمن به استیصال کامل برسد، نه «مذاکره از موضع قدرت» که «عقب‌نشینی در اوج مبارزه» تلقی خواهد شد.

 

اما در چهارمین موردی‌که بنده دارم اعتماد به آمریکا با سابقه خیانت است. آمریکا در طول تاریخ خود، هر بار که احساس کرده منافعش به خطر افتاده، از توافقات خارج شده است. برجام تنها نمونه آن نیست. خروج از معاهده منع موشک‌های هسته‌ای متوسط با روسیه، لغو یک‌طرفه توافق اقلیمی پاریس، و ده‌ها نمونه دیگر، نشان می‌دهد که «پیمان عدم تعرض» بدون سازوکار اجرایی و نظارتی دقیق، صرفاً یک کاغذ بی‌اعتبار است.

 

البته در خارج از ایران، تحلیلگران این طرح را از دو زاویه متفاوت ارزیابی کرده‌اند. برخی آن را یک «تله دیپلماتیک» هوشمندانه می‌دانند؛ چرا که ظریف با انتشار این پیشنهاد در معتبرترین نشریه سیاست خارجی آمریکا، در حال «ثبت رسیدها برای تاریخ» است. او می‌خواهد سندی غیرقابل انکار بسازد که نشان دهد ایران بار دیگر پیشنهاد صلح داده و آمریکا آن را رد کرده است. این سند در آینده می‌تواند در محافل حقوقی و دیپلماتیک علیه واشنگتن به کار گرفته شود.

 

از سوی دیگر، برخی تحلیلگران غربی این طرح را یک «راه خروج آبرومندانه» برای ترامپ توصیف کرده‌اند. در شرایطی که آمریکا پس از بیش از یک ماه جنگ به اهداف خود نرسیده و افکار عمومی به شدت مخالف تداوم درگیری است، چنین پیشنهادی می‌تواند به دولت آمریکا اجازه دهد بدون از دست دادن وجهه، از باتلاق خارج شود.

 

در یک جمع‌بندی بی طرفانه، این طرح نه «تسلیم» است و نه «تله» صرف.

 

طرح صلح ظریف نه آن‌طور که برخی تندروهای داخلی می‌گویند «دیپلماسی التماسی» و «تسلیم در برابر دشمن» است، و نه آن‌طور که برخی تحلیلگران غربی می‌گویند صرفاً یک «تله» برای آمریکا. این طرح یک بسته مذاکراتی جامع و نسبتاً متوازن است که نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.

 

مهم‌ترین نقطه قوت آن، جامعیت و تلاش برای پایان پایدار منازعه است، نه صرفاً یک آتش‌بس موقت. مهم‌ترین نقطه ضعف آن نیز عدم تقارن در تضمین‌های اجرایی و تکرار تجربه تلخ برجام است.

 

اگر این طرح قرار است مبنای مذاکره قرار گیرد، قبل از هر چیز باید سازوکارهای روشنی برای تضمین اجرای تعهدات آمریکا، راستی‌آزمایی و مکانیسم حل اختلاف سریع تعریف شود. بدون این تضمین‌ها، هر توافقی سرنوشت برجام را پیدا خواهد کرد و شاید بدتر از آن، فرصت‌های تاریخی خلق‌شده در این جنگ را یک‌باره از دست خواهیم داد. دنیای پس از جنگ، دنیای پیش از جنگ نیست و نباید با عجله، دستاوردهای میدانی را با وعده‌های مبهم معاوضه کرد.

 
*تحلیلگر ژئوپلیتیک انرژی
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.