محمود خاقانی، کارشناس ارشد انرژی، با اشاره به تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ علیه تاسیسات برق ایران، این مواضع را نه صرفا از جنس نمایش قدرت، بلکه تلاشی هدفمند برای خروج از وضعیت بنبست و مدیریت هزینههای بحران ارزیابی کرد؛ تلاشی که با تشدید ادبیات تهدیدآمیز و طرح سناریوهای پرهزینه، از جمله افزایش شدید قیمت انرژی و گسترش دامنه درگیری، در پی آن است که سایر بازیگران منطقهای و بینالمللی را به ورود فعالتر و ایفای نقش میانجیگرانه وادار کند . گفت: این رویکرد میکوشد بدون اعلام صریح عقبنشینی، زمینهای فراهم کند تا از مسیر فشار دیپلماتیک و مداخله طرفهای ثالث، راهی برای کاهش تنشها و خروج از بحران شکل بگیرد.
محمود خاقانی، کارشناس ارشد انرژی و مدیرکل پیشین وزارت نفت، در گفتوگو با جماران با اشاره به تحولات اخیر در سیاست خارجی آمریکا اظهار داشت: به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا دچار نوعی سردرگمی در تصمیمگیری شده است؛ وضعیتی که بهویژه پس از استعفای مدیر بخش مبارزه با تروریسم آمریکا و تاکید او بر اینکه «این جنگ، جنگ اسرائیل است نه آمریکا»، تشدید شده و نشانهای از آشفتگی در ساختار تصمیمگیری ایالات متحده به شمار میرود.
وی با اشاره به تغییرات مکرر در مواضع ترامپ افزود: در روزهای اخیر، ابتدا لحن او ملایم شد و از پایان قریبالوقوع جنگ سخن گفت، اما بهدنبال انتشار مطالبی از سوی برخی رسانههای منتسب به موساد درباره نقش احتمالی ترامپ در برخی پروندهها، بار دیگر موضع خود را تغییر داد و ادبیات تهدیدآمیز در پیش گرفت. این نوسان رفتاری را میتوان در چارچوب فشارهای سیاسی و رسانهای پیرامون پروندههایی نظیر جفری اپستین نیز تحلیل کرد. نام برخی چهرههای سیاسی و حاکمان منطقهای در پرونده اپستین مطرح شده و گفته میشود نتانیاهو از این موضوع بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند و برخی کشورها را در معرض تهدید قرار داده است. هر چند که صحت و سقم این ادعاها نیازمند بررسی مستقل است و البته در برخی رسانههای برونمرزی به آن پرداخته شده است.
این کارشناس انرژی با اشاره به شرایط میدانی جنگ تصریح کرد: برخی تحلیلگران معتقدند با توجه به آسیبپذیریهای اخیر، هم اسرائیل و هم آمریکا بهدنبال خروجی برای کاهش هزینههای جنگ هستند. آنها امیدوار بودند با افزایش سطح تهدیدها، کشورهایی مانند ایران، ترکیه یا مصر به سمت طرح موضوع آتشبس حرکت کنند، در حالی که آتشبس در این شرایط بیش از آنکه به نفع ایران باشد، فرصتی برای طرف مقابل محسوب میشود؛ بهویژه با توجه به خسارات واردشده به زیرساختهای غیرنظامی از جمله بیمارستانها و مناطق مسکونی. بنابراین به نظر میرسد ترامپ اسلحهای بدون فشنگ در دست دارد؛ وضعیتی که هم برای طرف مقابل ایجاد نگرانی میکند و هم برای خودِ دارنده سلاح، زیرا در صورت آشکار شدن واقعیت، موقعیت او تضعیف خواهد شد.
خاقانی در ادامه به بررسی مواضع کشورهای عربی منطقه پرداخت و اظهار داشت: در طول بیش از دو سال گذشته و همزمان با تحولات غزه و لبنان، واکنش موثری از سوی برخی دولتهای عربی دیده نشد، اما اکنون نشانههایی از تغییر رفتار آنها مشاهده میشود. برخی از این کشورها پیشتر بر عدم استفاده از خاک و فضای خود تاکید داشتند، اما اکنون تحت فشارهای سیاسی قرار گرفتهاند.
مدیرکل پیشین وزارت نفت در ادامه به روابط میان ترامپ و بن سلمان اشاره کرد و گفت: در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، بهویژه در سال ۲۰۱۷، تغییرات مهمی در ساختار قدرت عربستان رخ داد و بن سلمان بهعنوان چهره اصلی حاکمیت تثبیت شد. پس از آن نیز سیاستهایی در راستای کنترل گلوگاههای انرژی جهان، از جمله تنگه هرمز، در دستور کار قرار گرفت. چین نیز از سالها پیش این تحولات را رصد میکرد و با راهاندازی بورس نفت شانگهای بر پایه یوان و با پشتوانه طلا، تلاش کرد جایگاه خود را در بازار جهانی انرژی تقویت کند. این کشور با استفاده از فرصتهایی مانند کاهش قیمت نفت در دوره کرونا، ذخایر راهبردی خود را تکمیل کرده و اکنون با رویکردی محتاطانه تحولات را دنبال میکند.
خاقانی درباره رویکرد چین و روسیه در قبال تنشهای جاری توضیح داد: از نگاه این کشورها، در هر سناریویی میتوانند منافع خود را تامین کنند؛ چه در صورت تضعیف آمریکا و چه در صورت فرسایشی شدن درگیریها. به همین دلیل، ایران بیش از هر زمان دیگری باید بر ظرفیتهای داخلی و حمایت مردمی تکیه کند.
خاقانی با اشاره به سابقه اقدامات مشابه در منطقه اظهار داشت: در عراق نیز پس از تسلط نیروهای آمریکایی، موارد متعددی از نقض حقوق بشر رخ داد؛ از جمله شکنجه زندانیان در بغداد که توسط نیروهای آمریکایی انجام میشد و در بصره که به نیروهای انگلیسی نسبت داده میشد. بعدها افشاگریهای ویکیلیکس بخشی از این وقایع را آشکار کرد؛ هرچند، این موضوعات به سرعت مدیریت و سرپوش گذاشته شد و خود این مجموعه نیز سالها تحت تعقیب قرار داشت. اگر فرض کنیم دونالد ترامپ که به تغییر سریع مواضع شهرت دارد، این بار در پی حساسیت ناشی از اصابت موشک به نزدیکی تأسیسات هستهای اسرائیل دچار نگرانی شده و از مواضع قبلی خود درباره تغییر رژیم عقبنشینی کرده باشد، باید دید هدف نهایی از چنین رویکردهایی چیست. آیا این اقدامات میتواند به سناریوهایی منجر شود که پیامدهای انسانی گستردهای برای ایران به همراه داشته باشد؟
این کارشناس ارشد انرژی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تجربههای تاریخی، به قحطی بزرگ در ایران در اوایل قرن بیستم اشاره کرد و ادامه داد: ترامپ که معمولا بعد از ۴۸ ساعت، تغییر موضع میدهد، این بار به دلیل حساسیت اصابت موشک به نزدیکی تأسیسات هستهای اسرائیل به شدت نگران شده و گفت دیگر ما نه تغییر رژیم دنبالش هستیم و نه فلان برویم این کار را تمام کنیم. کار را چگونه میتوانیم تمام کنیم؟ کشتن میلیونها ایرانی. اوایل قرن بیستم هم که میخواستند بر ایران مسلط شوند نیمی از جمعیت ایران در آن دوران در اثر قحطی و مشکلات کشته شدند. زدن تأسیسات زیرساختی یعنی همین. یعنی تعداد زیادی از جمعیت ایران را بکشیم، بعد رضا پهلوی را بیاوریم، بعد فلزات کمیاب زیر خاکی ایران مثل لیتیوم را چپاول کنیم، نفت و گاز را هم خودمان چپاول کنیم، بعد به مردم بگوییم دیدی این رهبر برای تو خوب است.
خاقانی با تأکید بر ضرورت توجه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به پیامدهای تحولات منطقهای، اظهار داشت: مواضعی که از سوی کشورهایی مانند امارات، عربستان و کویت مطرح میشود، باید در چارچوبی دقیقتر مورد بررسی قرار گیرد. این کشورها در بستر تحولات گذشته، بهویژه پس از جنگ ایران و عراق، مسیر توسعه زیرساختی خود را طی کردهاند، اما همچنان در برابر بحرانهای بزرگ منطقهای آسیبپذیر هستند. ساختوسازهایشان مثل یک ماکت است و اگر تهدید متقابل رزمندگان اسلام هم تحقق پیدا بکند، آن وقت است که خلیج فارس به طور کلی برای همه میسوزد. در صورت تشدید تنشها و تحقق تهدیدات متقابل، کل منطقه خلیج فارس ممکن است با پیامدهای گسترده و غیرقابلکنترل مواجه شودشرایط بهگونهای است که همه کشورهای منطقه در یک سرنوشت مشترک قرار دارند و هرگونه بیثباتی میتواند آثار فراگیری بر همه طرفها داشته باشد. شیوخ و حکام خلیج فارس متوجه نیستند که همه ما در یک کشتی نشستیم که این کشتی را نتانیاهو و ترامپ سوراخ کردهاند.
مدیرکل پیشین وزارت نفت با اشاره به وضعیت تنگه هرمز تصریح کرد: در حال حاضر این گذرگاه حیاتی باز است، تنگه هرمز کی بسته میشود؟ آن زمانی که حداقل دو تا نفتکش غولپیکر در جنگ هرمز غرق بشوند، آن وقت دیگر هیچچیزی از تنگه هرمز عبور نمیکند. ویژگیهای جغرافیایی خلیج فارس، از جمله عمق نسبتا کم آب، خطرات زیستمحیطی را در صورت بروز حادثه افزایش میدهد. در خلیج فارس و تنگه هرمز عمق آب زیاد نیست، شاید حدود ۵۰، ۶۰ متر است. برای مثال، اگر زیرساختهای نفتی یا مخازن بزرگ مانند تأسیسات ذخیرهسازی در جزیره خارگ آسیب ببینند، نشت گسترده نفت و احتمال آتشسوزی میتواند تبعاتی جدی برای محیط زیست و تأسیسات آبشیرینکن کشورهای منطقه به همراه داشته باشد؛ مسائلی که مهار آنها نیز بسیار دشوار خواهد بود.
در ادامه، این کارشناس ارشد انرژی با اشاره به ابعاد پیچیده تر تحولات بینالمللی اظهار داشت: اکنون تیغی در دست دیوانه افتاده است. همه اینها که نتانیاهو در پرونده جفری اپستین از آنها مدرک دارد، جاهایی علیه ما صحبت میکنند، آن هم به آن دلیل است که آبرویشان در کشورشان توسط نتانیاهو ریخته نشود. نتانیاهو گفته من این اسرار را حفظ میکنم، به شرطی که شما با من همکاری کنید و ما این جمهوری اسلامی را نابود کنیم.
خاقانی با تأکید بر ماهیت ایدئولوژیک این تقابل اظهار داشت: بهزعم برخی تحلیلها، هدف صرفا مقابله با ساختار سیاسی ایران نیست، بلکه ریشههایی عمیقتر در نگاههای ایدئولوژیک و تاریخی دارد. نتانیاهو حتی خودش رسما در یک مراسم عید، گفت ما اگر حتی زنها و بچهها و حیوانات ایرانیان را بکشیم میرویم بهشت، بهشتی که آنها به آن اعتقاد دارند. در کتاب مقدس نسخ قدیمیاش هم داستانی هست به اسم سوره دانیال آیه پنج که در آن سوره آنجا آمده که آن پادشاه بابل که رفته بود مهمانی داده بود، گفت بروید از آن جامهای طلا و نقرهای که پدرم از اورشلیم غنیمت گرفته بیاورید و با آنها از مهمانان پذیرایی بکنید. میگوید ناگهان در تاریکی یک انگشت یا دستی میآید روی دیوار کاخ مینویسد که دوران امپراطوری شما به پایان رسیده و شما به دست پارسیان یعنی ایرانیان سرنگون میشوید. و اینها انقدر به این اعتقاد دارند میگویند قبل از اینکه ایرانیان ما را سرنگون کنند ما بهتر است نسل ایرانیان را بکشیم و تمامش کنیم و لذا دست به این جنگ زدند و حالا این تهدید را هم مطرح میکنند. این نوع نگاهها بهگونهای تفسیر میشود که تقابل با ایران را بهعنوان یک ضرورت پیشدستانه توجیه میکند. این چارچوب، مخالفت با الگوهای جمهوریخواهانه نیز مطرح است و برخی بازیگران ترجیح میدهند ساختارهای سیاسی در منطقه بهگونهای باشد که امکان انتخاب آزادانه حکومت توسط مردم محدود شود.
این کارشناس ارشد انرژی در بخش دیگری از تحلیل خود به تحولات عراق اشاره کرد و گفت: دولت محمد شیاع السودانی در شرایط حساسی قرار گرفته و با یک آزمون مهم مواجه است. در فضای سیاسی عراق، رقابت میان جریانهای مختلف شدت گرفته و برخلاف برخی پیشبینیها، مشارکت مردمی در انتخابات افزایش یافته و معادلات را تغییر داده است. فشارهای خارجی نیز بر روند سیاسی عراق تأثیرگذار است و برخی تهدیدها از سوی آمریکا درباره نتایج احتمالی انتخابات مطرح شده است. اکنون دولت عراق با این پرسش اساسی روبهروست که در این شرایط، میان ملاحظات خارجی و مطالبات داخلی چه مسیری را انتخاب خواهد کرد.
وی در ادامه به پیامدهای احتمالی این تحولات بر بازار انرژی اشاره کرد و گفت: در صورت تشدید تنشها و عملی شدن برخی تهدیدها، احتمال جهش قابل توجه قیمت نفت وجود دارد و حتی سناریوهایی با قیمتهای بسیار بالا نیز مطرح میشود. خاقانی افزود: در این میان، برخی کشورهای منطقه ممکن است در چارچوب تحولات جدید، نقش فعالتری ایفا کنند؛ موضوعی که میتواند بر توازن قوا و معادلات اقتصادی تأثیرگذار باشد.
به گفته خاقانی؛ ترامپ از تهدید علیه نیروگاه های ایران دو تا هدف دیگر هم دنبال میکند. یکی اینکه به همین شیوخ بگوید شما هم بیایید دست به دامن من شوید و بگویید جنگ را متوقف کن. می خواهد آنها هم وارد جنگ شوند. همچنین به ژاپن و چین و متحدان اروپایی بگوید که شما همینطور کنار نشستید میخواهید ببینید من چه میکنم؟ من نفت را به ۲۰۰ دلار می رسانم تا شما هم وارد شوید و سازمان ملل را هم بیاورید. ترامپ نمیخواهد بگوید من باختم و رفتم کنار. میخواهد یکی بیاید و بعد بگوید من به خاطر او رفتم کنار. اما اکنون همه میدانند که این جنگ، جنگ ترامپ نیست، جنگ نتانیاهو است. نتانیاهو هم اکنون از این فرصت استفاده میکند، در نوار غزه مسلمانکشی و فلسطینیکشی میکند، در لبنان و سوریه هم شروع به پیشروی کرده و دنبال گسترش جنگ هستند تا با تهدیدی که میکنند طرفهای دیگر را هم با واکنش ایران به میدان بیاورند. در چنین شرایطی، افزایش شدید قیمت انرژی میتواند بهعنوان اهرم فشاری برای وادار کردن دیگر بازیگران به واکنش عمل کند.
وی ادامه داد: به نظر میرسد در این چارچوب، برخی بازیگران تلاش میکنند بدون پذیرش صریح عقبنشینی، شرایطی فراهم شود که از طریق میانجیگری، تنشها کاهش یابد و راهی برای خروج از بحران ایجاد شود. در عین حال، برخی تحلیلها نشان میدهد که ابتکار عمل در این بحران بیش از آنکه در اختیار آمریکا باشد، تحت تاثیر سیاستهای اسرائیل قرار دارد.
خاقانی تهدیدهای اخیر ترامپ را نه صرفا از موضع قدرت، بلکه نوعی تلاش برای جلب همراهی سایر بازیگران ارزیابی کرد و گفت: این رویکرد میتواند به معنای تلاش برای ایجاد شرایطی باشد که دیگر کشورها وارد میدان شوند و در مدیریت بحران نقشآفرینی کنند، بدون آنکه عقبنشینی بهصورت مستقیم اعلام شود. برخی مواضع اعلامشده از سوی رئیسجمهور آمریکا، از جمله تعیین ضربالاجل برای ایران، میتواند در چارچوب افزایش فشار سیاسی و روانی تحلیل شود. این نوع ادبیات بیش از آنکه از موضع قدرت باشد، با هدف وادار کردن سایر بازیگران به ورود به صحنه و میانجیگری مطرح میشود. طرح تهدید علیه زیرساختهای حیاتی، از جمله شبکه برق، میتواند پیامدهای گسترده انسانی و اقتصادی به همراه داشته باشد و به همین دلیل، بیشتر بهعنوان ابزار فشار و تغییر موازنه در مذاکرات مورد استفاده قرار میگیرد. به نظر میرسد ترامپ در تلاش است بدون پذیرش صریح عقبنشینی، شرایطی را ایجاد کند که از طریق فشار و تهدید، مسیر خروج از بحران با واسطهگری سایر بازیگران هموار شود.