گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

بررسی تفاوت راهبردی شبکه برق ایران با متحدان آمریکا در منطقه در گفت‌وگو با جماران؛

عرب صادق، کارشناس ارشد انرژی: شبکه برق ایران پراکنده و تاب‌آور است، برخلاف متحدان آمریکا که چند نقطه حیاتی دارند/شبکه برق ما در جنگ هشت ساله طراحی شده، در جنگ هم می‌ماند/مشاوران ترامپ به او اطلاعات غلط داده‌اند

در نقشه انرژی خاورمیانه، دو نوع معماری کاملا متفاوت می‌بینیم. از یک سو، شبکه‌های برق کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل را داریم. این شبکه‌ها بر مبنای تمرکز و متمرکزسازی طراحی شده‌اند. چند نیروگاه بزرگ، چند پست کلیدی، چند خط انتقال حیاتی. این مدل در شرایط عادی بهینه و اقتصادی است. اما در شرایط جنگ، به معنای واقعی کلمه «تک نقطه شکست» است. از سوی دیگر، شبکه برق ایران را داریم. شبکه‌ای که بر مبنای پراکندگی و موازی‌سازی طراحی شده. نه یک نیروگاه، که صدها نیروگاه. نه یک پست، که هزاران پست. نه یک خط، که ده‌ها هزار کیلومتر خطوط به هم پیوسته. این معماری، نتیجه یک انتخاب راهبردی است. انتخابی که ریشه در تجربه جنگ تحمیلی و سال‌ها تحریم دارد. ما می‌دانستیم روزی ممکن است کسی بخواهد به ما حمله کند. برای همین شبکه را طوری ساختیم که هیچ نقطه شکستی نداشته باشد.

گروه اقتصادی: دکتر مهدی عرب صادق، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی، ضمن تحلیل تهدید اخیر ترامپ علیه زیرساخت‌های برق ایران، با بیان اینکه اگر ترامپ تصور می‌کند با تهدید به زدن چند نیروگاه می‌تواند ایران را تحت فشار بگذارد، باید بداند که معماری شبکه برق ایران بر مبنای پراکندگی و موازی‌سازی طراحی شده و هیچ نقطه شکستی ندارد، گفت: فرق اساسی ایران با متحدان آمریکا در منطقه در «معماری انرژی» است؛ شبکه برق ایران بر مبنای پراکندگی، موازی‌سازی و تاب‌آوری طراحی شده و فاقد نقطه شکست است، در حالی که شبکه‌های برق اسرائیل، عربستان، امارات و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل تمرکز نیروگاه‌ها و خطوط حیاتی، به شدت آسیب‌پذیرند.

وی با تاکید بر اینکه «نفت را می‌شود جایگزین کرد اما برق را نمی‌شود»، افزود: حملات محدود ۲۳ روز گذشته به شبکه برق ایران ظرف چند ساعت رفع شد و این نشان می‌دهد معماری ما در آزمون سخت جنگ موفق بوده است.

 

متن گفتگوی جماران، با دکتر مهدی عرب صادق، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی را در ادامه می‌خوانید:

 

سوال: ترامپ تهدید کرده نیروگاه‌های ایران را می‌زند. ارزیابی شما از این تهدید چیست؟

پاسخ: بگذارید با یک سوال شروع کنم. چرا ترامپ در حمله به خارک، مخازن نفت را نزد؟ چون می‌دانست اگر نفت ایران را بزند، قیمت نفت خیلی زود به ۱۵۰ دلار می‌رسد و رای‌دهندگان آمریکایی به او پشت می‌کنند. همین محاسبه امروز برای نیروگاه‌ها هم وجود دارد. اما فرقش این است که نفت را می‌شود جایگزین کرد. برق را نمی‌شود. شاید به ترامپ اطلاعات غلط داده‌اند. نفت را می‌شود از جای دیگر آورد. برق را نمی‌شود. آقای ترامپ، این را در محاسباتتان لحاظ نکرده‌اید.

 

سوال: آیا این ادعا درست است که می‌توانند با زدن چند پست کلیدی، شبکه برق ایران را از کار بیندازند؟

پاسخ: بیایید یک تصویر راهبردی از شبکه برق منطقه ترسیم کنیم. در نقشه انرژی خاورمیانه، دو نوع معماری کاملا متفاوت می‌بینیم. از یک سو، شبکه‌های برق کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل را داریم. این شبکه‌ها بر مبنای تمرکز و متمرکزسازی طراحی شده‌اند. چند نیروگاه بزرگ، چند پست کلیدی، چند خط انتقال حیاتی. این مدل در شرایط عادی بهینه و اقتصادی است. اما در شرایط جنگ، به معنای واقعی کلمه «تک نقطه شکست» است.  از سوی دیگر، شبکه برق ایران را داریم. شبکه‌ای که بر مبنای پراکندگی و موازی‌سازی طراحی شده. نه یک نیروگاه، که صدها نیروگاه. نه یک پست، که هزاران پست. نه یک خط، که ده‌ها هزار کیلومتر خطوط به هم پیوسته. این معماری، نتیجه یک انتخاب راهبردی است. انتخابی که ریشه در تجربه جنگ تحمیلی و سال‌ها تحریم دارد. ما می‌دانستیم روزی ممکن است کسی بخواهد به ما حمله کند. برای همین شبکه را طوری ساختیم که هیچ نقطه شکستی نداشته باشد.

 

سوال: تفاوت این دو معماری در عمل چیست؟

پاسخ: تفاوت در «قابلیت بقای انرژی» است. در شبکه‌های متمرکز، از دست رفتن یک عنصر کلیدی می‌تواند زنجیره را قطع کند. در شبکه‌های پراکنده، از دست رفتن چندین عنصر هم تاثیر محدودی دارد. این تفاوت در اعداد و ارقام کاملا مشهود است. بزرگترین نیروگاه ایران، سهم ناچیزی در تولید کل دارد. بزرگترین نیروگاه اسرائیل، سهمی حیاتی دارد و منجر به فروپاشی فوری می‌شود. در ایران، اگر بزرگترین نیروگاه را از دست بدهیم، شبکه همچنان با ظرفیت نزدیک به حداکثر کار می‌کند. در اسرائیل، از دست رفتن همان یک نیروگاه می‌تواند خاموشی‌های گسترده ایجاد کند. خودشان گفته‌اند: «بعد از ۷۲ ساعت بی‌برقی، زندگی در اینجا غیرممکن می‌شود. ما برای یک جنگ واقعی آماده نیستیم.» این یعنی تفاوت در فلسفه طراحی شبکه برق است. شبکه برق اسرائیل برای شرایط عادی طراحی شده. شبکه برق ایران برای شرایط اضطراری. آنها روی بهینه‌سازی اقتصادی تمرکز کرده‌اند. ما روی تاب‌آوری. حالا نتیجه را ببینید. در ۲۳ روز گذشته، حملات محدودی به شبکه برق ایران انجام شد. خاموشی‌ها ظرف چند ساعت رفع شدند. اپراتورها آموزش دیده بودند. ذخایر تجهیزات کافی بود. شبکه بازیابی شد. این یعنی معماری ما در آزمون سخت جنگ موفق بوده است.

 

سوال: کشورهای عربی منطقه چه وضعیتی دارند؟

پاسخ: وضعیت آنها به اسرائیل نزدیک‌تر است تا به ایران. شبکه‌های برق عربستان، امارات، کویت و بحرین همگی بر مبنای تمرکز طراحی شده‌اند. چند پالایشگاه بزرگ، چند نیروگاه عظیم، چند خط لوله حیاتی. این مدل در شرایط عادی کار می‌کند. اما در شرایط جنگ، این شبکه‌ها به شدت آسیب‌پذیرند. تجربه حملات به تاسیسات نفتی و گازی این کشورها در هفته‌های اخیر، نشان داد که چند پهپاد می‌تواند زنجیره تامین انرژی آنها را مختل کند. این آسیب‌پذیری، نتیجه همان انتخاب راهبردی است که آنها در دهه‌های گذشته انجام داده‌اند.

 

سوال: اما آنها هزینه‌های هنگفتی برای پدافند هوایی کرده‌اند. آیا این مانع آسیب به شبکه برق اسرائیل نیست؟

پاسخ: پدافند هوایی بخشی از معادله است، نه همه آن. شما می‌توانید گران‌ترین سامانه‌های پدافندی را بخرید. اما اگر شبکه شما متمرکز باشد، یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری می‌تواند به تاسیساتی اصابت کند که میلیاردها دلار ارزش دارد. تجربه حمله به راس‌لافان قطر را ببینید. پدافند قطر و آمریکا نتوانستند جلوی موشک‌های ما را بگیرند. ۱۷ درصد از ظرفیت LNG جهان از کار افتاد. این یعنی پدافند هوایی به تنهایی کافی نیست. آنچه لازم است، معماری تاب‌آور است.

 

سوال: این معماری تاب‌آور در شبکه برق ایران چگونه پیاده شده؟

پاسخ: ما تحت فشارهای ظالمانه دنیا یاد گرفته‌ایم هیچ تخم‌مرغی در یک سبد نگذاریم. نیروگاه‌های ما در سراسر کشور پراکنده‌اند. پست‌های ما در نقاط مختلف. خطوط ما شبکه‌ای به هم پیوسته است که صدها مسیر جایگزین دارد. این یعنی اگر یک مسیر قطع شود، برق از مسیر دیگر می‌آید. اگر یک نیروگاه از کار بیفتد، نیروگاه‌های دیگر بار را می‌گیرند. اگر یک پست آسیب ببیند، پست‌های دیگر توزیع را ادامه می‌دهند. این شبکه طوری طراحی شده که نه یک نقطه شکست دارد، نه یک نقطه تمرکز. این همان چیزی است که کارشناسان نظامی به آن «پدافند غیرعامل» می‌گویند.

 

سوال: حرف آخر شما برای آنها که با این شیوه‌های غیرانسانی و اخلاقی به دنبال ضربه زدن به مردم ایران هستند، چیست؟

پاسخ: آقای ترامپ، شما می‌گویید می‌توانید نیروگاه‌های ما را بزنید. بگذارید یک تصویر راهبردی برایتان ترسیم کنم. در یک طرف میز، شبکه برق اسرائیل و کشورهای عربی را دارید. شبکه‌ای متمرکز، شکننده، با چند نقطه حیاتی. در طرف دیگر میز، شبکه برق ایران را دارید. شبکه‌ای پراکنده، تاب‌آور، با هزاران نقطه جایگزین. شما می‌توانید چند نقطه از شبکه اول را بزنید و آن را از کار بیندازید. اما برای از کار انداختن شبکه دوم، باید تمام کشور را بمباران کنید. و حتی اگر تمام کشور را بمباران کنید، شبکه ما باز هم نفس می‌کشد. چون برای روز مبادا طراحی شده. در شرایط تحریم ساخته شده. در دل جنگ آزمایش شده. شما می‌گویید می‌توانید نیروگاه‌های ما را بزنید. ما می‌گوییم می‌توانیم پنج نیروگاه اصلی شما را بزنیم. می‌توانیم آب‌شیرین‌کن‌های شما را بزنیم. می‌توانیم زندگی را برای میلیون‌ها نفر در منطقه غیرممکن کنیم. این را ما نمی‌گوییم. این را جغرافیا می‌گوید. این را معماری شبکه شما می‌گوید. این را مدیرعامل شرکت برق خودتان می‌گوید که می‌گوید بعد از ۷۲ ساعت بی‌برقی، زندگی در اسرائیل غیرممکن می‌شود. آقای ترامپ، این معمای بازدارندگی است. هر کسی دیرتر بفهمد، هزینه سنگین‌تری می‌پردازد. و این هزینه را نه شما، که مردم آمریکا با خاموشی‌های ناگهانی و قیمت بنزین ۸ دلاری می‌پردازند. از آنها پرسیده‌اید؟  واقعیت تلخ و ساده برای دشمن این است: نفت را می‌شود از جای دیگر آورد. برق را نمی‌شود. و با توییت، خاموشی متحدانتان روشن نمی‌شود. اگر زدن زیرساخت‌های نفت برای آنها خودکشی تدریجی است، حمله به زیرساخت‌های برق مرگ قطعی و فوری است.

 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی مهدی عرب صادق
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.