دکتر فاطمه طباطبایی طی سخنانی در مراسم رونمایی از کتاب «انوار حکمت» در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم، گفت: امام خمینی(س) به لحاظ مبانی فکری کاملاً با جناب قاضی متفاوت است، چون که امام قائل به اصالت وجود هستند، او قائل به اصالت ماهیت است. امام اشتراک معنوی وجود را قبول دارند، او آن مسأله را قبول ندارد. امام حرکت جوهری صدرایی را میپذیرند و او آن را نمیپذیرد. گرچه در توضیحی که برای مراحل نفس میدهد جناب قاضی، ناخودآگاه حرکت و سیر تدریجی نفس را میپذیرد که اینجا یک تناقضی در آرایش دیده میشود.
رئیس انجمن علمی عرفان اسلامی ایران با اشاره به اینکه امام خمینی(س) غواصی ماهر در دریای عرفان نظری بود، گفت: به نظر میرسد کار مهجوران و از خدا بیخبران یک شباهتهایی با هم دارد. در زمان معاصر ما شاهد بودیم که شاه ایران وقتی میخواست امام خمینی(س) را از ایران تبعید کند، فکر کرد کجا بفرستد؟ به عراق تبعید کند، به نجف تبعید کند. چون فکر میکرد که آوازه و شهرت امام بهخاطر رهبری سیاسی ایشان است و جوانهایی هم که اهل انقلاب و شور انقلابی داشته باشند تابع امام هستند و بنابراین میتواند با دورکردن ایشان این ارتباط مردم را با امام قطع کند. از سوی دیگر به نظرش میرسید در کنار علمای بزرگی مثل آیتالله خویی و آیتالله حکیم، امام جای عرض اندام ندارند و به لحاظ علمی طرد میشوند؛ و به این ترتیب میتواند امام را حذف کند. دیدیم که این تصور باطل شد و هیچکدامش تحقق پیدا نکرد. در همان حوزه نجف که بزرگان و یلان علمی در فقه و اصول بودند، باز هم امام آنجا درخشیدند و آوازه فقهی و علمی ایشان همه جا را پر کرد.
به گزارش خبرنگار جماران، دکتر فاطمه طباطبایی طی سخنانی در مراسم رونمایی از کتاب «انوار حکمت» در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم، گفت: از نظر امام خمینی(س) ائمه جایگاه خاصی دارند و در آثارشان هر جایی که مربوط بوده اشاره کردند و گفتند چرا اینقدر برایشان روایات و گفتار ائمه مهم است. یعنی صرفاً این اعتقاد شیعی نیست که فکر کنیم که حالا شیعه هستند به امام معصوم توجه دارند و باید توجه داشته باشیم. به لحاظ مبنایی و عقلی اثبات میکنند که چرا سخنان معصومین باید مورد توجه قرار بگیرد. از نظر امام، ائمه معصومین شاهکلید فهم تمام حقایق غیبی و باطنی هستند. فهم اسماء الهی از طریق ائمه معصومین حاصل میشود. بدون شناخت آنها نمیشود انسان به اسماء الهی علم پیدا کند.
رئیس انجمن علمی عرفان اسلامی ایران تصریح کرد: اینها قرآن ناطقاند و علمشان را از انسانی گرفتهاند، از شخصیتی اخذ کردهاند که او مفتاح غیب و مشیت مطلق است و با سفرهای اربعه، توانسته به ساحت الوهیت و سرچشمه علم الهی نزدیک شود. از وجهه خلقی خودش فانی شده و از مراتب هستی خودش، وجود خلقیاش فانی شده و اول توانسته خداوند را در حق مقید ببیند، در تعین اسماء و صفات ببیند، در سفری به حق مقید برسد و در این حد نمیماند، از این هم فراتر رفته و توانسته به حق مطلق برسد و جز مقام امکان واسطهای میان او و غیبالغیوب وجود ندارد که خودش فرمود «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا».
وی ادامه داد: به این ترتیب علم این شخصیت به حقایق عالم هستی از سرچشمه علم ربوبی نشأت گرفته و خزائن علم الهی در دست اوست و ائمه(علیهمالسلام) وارثان او هستند و از مشکات او به همه حقایق عالم آگاهی پیدا میکنند. بنابراین، سخن معصوم حقیقتی است که از خود ساحت واحدات و ساحت علم خداوند نشأت گرفته است. از اینجهت این کتاب ارزش دارد چون منشأ آن سخن امام رضا(ع) است. افشای حقایق غیبی است و اگر درست فهمیده شود میتواند راهنمای انسان بهسوی سعادت و رستگاری باشد و از این جهت بسیار ارزشمند است.
دکتر فاطمه طباطبایی اظهار داشت: به نظر من وجه دوم قابل تأمل شیوه بیانات امام رضا(س) است. شیوه مناظره است که امروز در دنیای مدرن بسیار جذاب و آموزنده است و بهطوری که نقل شده، امام رضا(ع) در مناظرهای با یک عالم یهودی به گفتوگو برمیخیزد و شاید حالا باز هم گفته شده که هدف از تشکیل این مناظره از جانب مأمون این بوده که امام رضا(ع) را در برابر آن عالم یهودی که بسیار در رشته خودش متبحر بوده قرار دهد و شاید در اذهان مردم امام رضا(ع) را یک مقداری کمتر از آن عالم یهودی جلوه دهد و از عظمت امام رضا(ع) بکاهد و آن شخص از نظر علمی برتر جلوه کند. البته ایشان اطلاع نداشته که علم امام(ع) از سرچشمه وحی الهی و از مشکات انسانی است که میگوید «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ». از شخصیتی گرفته که مدینه علم است و هیچ کس در این خصوص با مقام علم برابری نمیکند.
وی افزود: به نظر میرسد کار مهجوران و از خدا بیخبران یک شباهتهایی با هم دارد. در زمان معاصر ما شاهد بودیم که شاه ایران وقتی میخواست امام خمینی(س) را از ایران تبعید کند، فکر کرد کجا بفرستد؟ به عراق تبعید کند، به نجف تبعید کند. چون فکر میکرد که آوازه و شهرت امام بهخاطر رهبری سیاسی ایشان است و جوانهایی هم که اهل انقلاب و شور انقلابی داشته باشند تابع امام هستند و بنابراین میتواند با دورکردن ایشان این ارتباط مردم را با امام قطع کند.
رئیس انجمن علمی عرفان اسلامی ایران ادامه داد: از سوی دیگر به نظرش میرسید در کنار علمای بزرگی مثل آیتالله خویی و آیتالله حکیم، امام جای عرض اندام ندارند و به لحاظ علمی طرد میشوند؛ و به این ترتیب میتواند امام را حذف کند. دیدیم که این تصور باطل شد و هیچکدامش تحقق پیدا نکرد. در همان حوزه نجف که بزرگان و یلان علمی در فقه و اصول بودند، باز هم امام آنجا درخشیدند و آوازه فقهی و علمی ایشان همه جا را پر کرد.
وی گفت: عدهای آمدند، ادعا داشتند که با امام زمان(عج) ارتباط دارند و اینها توسط بزرگانی از امام وقت خواستند. به دیدار امام آمدند. وقتی با امام ملاقات کردند، از امام خواستند که ما هر زمانی لازم باشد بدون هیچ وقت قبلی خدمت شما برسیم؛ چون ما نماینده امام زمان(عج) هستیم و ایشان هم به ما امر میکنند الآن بروید مسأله و مطلب را بگویید. اما امام بسیار هوشیارتر از این حرفها بودند. وقتی که اینها را دیدند گفتند من دو تا سؤال دارم؛ اگر جواب دادند بعد آن وقت با هم قرار دیدارهای بعدی را میگذاریم. آنها یک ادعای بیشتر نداشتند و این دیدار هم دیگر اتفاق نیفتاد.
دکتر فاطمه طباطبایی اظهار داشت: من یادم هست که حاج احمد آقا همیشه به دوستانشان توصیه میکردند که اگر کسی حرف نو یا نظریهای دارد، به جای اینه در خلوت یا جلسات خصوصی بگوید، فضایی برای او آماده شود تا نظریهاش را مطرح کند. در این فضا نظریه او مورد نقد قرار میگیرد و ضمن اینکه صحت و کذبش برای شنوندگان معلوم میشود، نظریه نادرست اشاعه پیدا نمیکند. ولی متأسفانه این اتفاق کمتر در جامعه ما افتاده و ما معمولاً بدون اینکه متوجه ضعف و قدرت نظریهای باشیم، به اعتبار گویندهاش آن را رد و قبول میکنیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه قاضی سعید قمی به زمانه خودش و علم زمانه خودش بسیار واقف بوده، گفت: جناب قاضی از شاگردان خاص ملامحسن فیض کاشانی است که او هم از علمای بزرگ بوده و افزون بر حکمت و فقه، به شهادت کتاب الصافی در تفسیر قرآن، الوافی در حدیث و محجة البیضاء در اخلاق توانا بوده است. نهایتاً جناب محمد سعید با عنایت شاهعباس دوم به مرتبه قضاوت منصوب میشود و قضاوت مردم قم را داشته است. اما از آنجاکه اقبال و ادبار دنیا هم ماندنی نیست و نباید به آن خرسند بود و از دستدادنش ناراحت شد، این اقبال هم این قضاوت هم و این پست هم برای جناب قاضی دوام نداشت تا اینکه به قلعه الموت تبعید میشود.
رئیس انجمن علمی عرفان اسلامی ایران اظهار داشت: یک روز به مناسبتی عدهای پیش امام آمده بودند و راجع به مسألهای حرف میزدند. صحبت امام به یک نقطه رسید و خودم دیدم که دستشان را بلند کردند و گفتند «والله برای من فرق نمیکند چه افراد بیایند اینجا بگویند درود بر فلان، چه بگویند مرگ بر فلان. آن چیزی که من احساس میکنم، اعتقاد پیدا میکنم و حقیقت میدانم بیان میکنم.» باید فرد به یک اوجی برسد که واقعاً اقبال و ادبار برایش متفاوت باشد، فرقی نکند و فقط جز حق چیز دیگری نبیند.
وی با اشاره به اینکه امام غواصی ماهر در دریای عرفان نظری بود، گفت: امام خمینی(س) ضمن تقدیر و اعتراف به بزرگی مقام علمی جناب قاضی سعید و بیان القابی برای او، نقدش میکنند. امام افزون بر تعلیقهای مستقل که راجع به این موضوع مطلب نوشتند، در مصباحالهدایه هم بهنقد نظرات قاضی سعید پرداختند. امام خمینی(س) به لحاظ مبانی فکری کاملاً با جناب قاضی متفاوت است، چون که امام قائل به اصالت وجود هستند، او قائل به اصالت ماهیت است. امام اشتراک معنوی وجود را قبول دارند، او آن مسأله را قبول ندارد. امام حرکت جوهری صدرایی را میپذیرند و او آن را نمیپذیرد. گرچه در توضیحی که برای مراحل نفس میدهد جناب قاضی، ناخودآگاه حرکت و سیر تدریجی نفس را میپذیرد که اینجا یک تناقضی در آرایش دیده میشود.
دکتر فاطمه طباطبایی یادآور شد: یکی از توانمندیهای امام خمینی(س) این بود که توانستند بین آیات و روایات با موازین عقلی پیوند برقرار کنند. در این کتاب، برخی از مسائل مهم را طوری مطرح میکنند که هم اهل نقل با طیب خاطر میپذیرند و هم اهل فلسفه و حکمت پذیرای آن میشوند. یکی از موارد، بحث نفی صفات از ذات و عینیت صفات با ذات الهی است. امام میگویند اشکالی که جناب قاضی انجام داده و موجب خطا شده این بوده که برای تعریف صفت به اهل لغت مراجعه کرده است. عارف نباید در حد لفظ بماند و در حجاب لفظ ماندن، دچار خطا شدن است.
وی افزود: بهتر است فضایی باید که در خصوص آثار امام گفتوگو شود. امام معتقدند که مقام آقای قاضی بالاست و خودشان را در مقابل یک کشتیگیر ماهر دیدند و کشتی گرفتند. اگر فضایی ایجاد شود که فرض کنید یک نفر هم مدافع جناب قاضی آنجا بنشیند و گفتوگو صورت بگیرد، بیشتر مطالب جا میافتد و معلوم میشود که بههرحال ثمره این بحث چیست و کجا میتواند فایده داشته باشد. چون امام معتقدند که فهم این مباحث در سعادت انسان نقش دارد. اینطوری نیست که یک سری مباحث علمی باشد که بخوانند یاد بگیرند، اصلاً انسانیت انسان در گرو فهم این حقایق است؛ بنابراین اگر چنین فضاهایی ایجاد شود، به نظر من خیلی میتواند کمک کند.