مترجم و شارح نهج البلاغه در مورد حقوق مردم در حکومت تصریح کرد: علی(ع) مشارکت در حکومت را از حقوق واجب بر مردم می داند و تأکید می کنند که مردم نباید خود را کنار بکشند، تا جایی که می توانند باید به حکومت کمک کنند، لذا حضرت علی(ع) مخالفان خود را کمک می کرد. علی در دوران 25 سال قهر نکرد و نگفت کسانی را که بر سر کار آمده اند را قبول ندارم. درست است که خلیفه وقت را قبول نداشت، اما او را راهنمایی می کرد، اگر خطایی می کرد، فریاد می زد و اگر مشورت می خواست او را مشورت می داد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ، استاد مصطفی دلشاد تهرانی در دوازدهمین جلسه از سلسله جلسات حکومت در نهج البلاغه که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می شد، با اشاره به نقش مردم در حکومت اظهار کرد: در طول تاریخ بشر، بیشتر حکومت ها برای مردم نقشی قائل نبوده اند. در دوره های جدید است آرام آرام تجربه بشری به این سمت آمده که مردم باید در حکومت نقش داشته باشند و نقش مردم پر رنگ باشد.

وی افزود: در دوره ای که امیرالمومنین علی (ع) زندگی می کردند، اصلا چنین نگاهی وجود نداشت؛ در آن دوره، هنوز نظام قبیله ای پررنگ بود و یک نفر به عنوان شیخ قبیله محور همه امور بود، شیخ قبیله به جای همه فکر می کرد هرچند که مشورت هم می کرد، شیخ فبیله بود که تصمیم می گرفت و جنگ و صلح را اعلام می کرد و برای مردم نقش چندانی قائل نبود، این مساله یکی از مشکلات حکومت امیرمومنان بود. امیرمومنان وقتی زمام حکومت را به دست گرفت، تلاش کرد که به مردم بگوید نقش اساسی برای شماست، ولی مردم این اصل را به خوبی درک نمی کردند و در حکومت امام مشکل پیش می آمد.

این شارح نهج البلاغه با اشاره به استدلال کسانی که نافی نقش مردم دردر حکومت بودند، خاطرنشان کرد: آنها می گفتند، حکومت یک امر پیچیده و کاری تخصصی است و کار هر کسی نیست که نظر دهد و نظر دادن تنها کار نخبگان، خبرگان و گروه های برگزیده است، در حالی که آموزه های امیرمومنان درست خلاف این است و ایشان حکومت را از دَم تا دُم برای مردم می داند.

وی افزود: قرآن به شدت کسانی که خود را تابع بزرگان می دانند و می گویند هر چه بزرگان و روسا و پدران ما بگویند، مذمت می کند. قرآن کریم سخن از کسانی به میان می آورد که اهل جهنم هستند و به چنان روزی گرفتار آمده اند چون از سران و بزرگان خود پیروی کرده اند.

استاد دلشاد تهرانی با تشریح نقش مردم در حکومت از دیدگاه امام علی(ع) تصریح کرد: در اندیشه سیاسی و سیره حکومتی علی(ع)، مردم نقش ایجادی، ابقایی و اصلاحی دارند و تحقق حکومت، صلاح، سامان، پا برجایی و سیر به سوی اهداف آن به مردم وابسته است.

وی با اشاره به نقش ایجادی مردم در حکومت یادآور شد: نقش ایجادی به وجود آوردن، شکل گرفتن و برپا شدن حکومت با مردم است. امیرالمومنین شکل دیگری را قبول ندارند. این به این معنا نیست که شکل دیگری اتفاق نمی افتد بلکه به زور و با سرکوب، کودتا و یک جریان نظامی هم امکان تشکیل حکومت وجود دارد. امیرمومنان به هیچ وجه این مساله را قبول ندارد و در اندیشه و عمل این را نفی می کنند.

این استاد دانشگاه به نقش اصلاحی مردم در حکومت اشاره و اظهار کرد: نقش اصلاحی مردم یعنی اینکه تمام امور یک جامعه باید با میل، نظر و خواست مردم اداره شود؛ امیرمومنان بیاناتی دارند که ممکن است هنوز پذیرش آنها از سوی عده ای سخت باشد؛ امیرمومنان معتقد بودند باید همه را در جامعه به کار گرفت، هیچ کس را نباید حذف کرد، هیچ کس پایین تر از این نیست که به کار گرفته نشود و هیچ کس بالاتر از این نیست که بی نیاز از همه باشد.

وی ضمن بررسی نقش ابقایی مردم در حکومت در سیره امام علی(ع) افزود: در سیره امیرمومنان بقای سالم، درست، انسانی و ایمانی حکومت در گرو مردم است. حکومت ها برای اینکه سالم، انسانی و ایمانی بمانند باید نقش مردم در حکومت را اصل قرار دهند. حکومت بنی امیه از سال 41 هجری تا 132 ماند، حکومت بنی عباس از 132 تا 656 ماند، اما انسانی و ایمانی و سالم نبود لذا نگاه امیرالمومنین این است که این ماندگاری نیست و بقای حکومت را در ایمانی، انسانی و سالم بودن می داند.

استاد دلشاد تهرانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فرازهایی از کلام امیرالمؤنین گفت: حضرت علی(ع) در بخشی از سرگذشت نامه مکتوب خود که وقایع را پس از پیامبر تا شهادت محمدبن ابی بکر و سقوط مصر چنین آورده است: رسول خدا مرا متعهد پیمانی کرده و فرموده بود؛ پسر ابوطالب سرپرستی امتم حق توست. اگر به درستی و عافیت تو را سرپرست خود کردند و با رضایت درباره تو به وحدت نظر رسیدند کارشان را به عهده گیر و بپذیر؛ اما اگر درباره تو به اختلاف افتادند، آنان را به خواست خودشان واگذار، زیرا خدا راه گشایشی به روی تو باز خواهد کرد.

وی با استناد به روایتی تاریخی نقش مردم در حکومت را از زاویه ای دیگر بررسی کرد و افزود: زمانی که شورش بر عثمان شکل گرفت، سه حوزه اصلی دنیای اسلام آن روز یعنی مردم حجاز، عراق و شمال آفریقا در مدینه جمع شدند و کسانی که نمی توانستند بیایند، نمایندگانی را از سوی خود فرستاده بودند لذا گویا جامعه مسلمانان در دنیای آن روز در مدینه جمع شده بود. امیرمومنان در مسجد مدینه همگان را مخاطب قرار داد و این حقیقت را که سرنوشت اجتماعی - سیاسی مردمان باید به دست خود آنان باشد و هیچ کس این حق را ندارد که به جای آنان تصمیم بگیرد و مردمان خود باید سرنوشت حکومتی خویش را رقم بزنند، به صراحت بیان فرمودند و گفتند: ای مردم در برابر همگان و با دستوری خودتان آشکارا می گویم که این کار (حکومت) از آن شماست، و هیچ کس جز آن که شما او را زمامدار خود گردانید، حق حکومت به شما ندارند. ما دیروز هنگامی که از هم جدا شدیم که من پذیرش سرپرستی شما را ناخوشایند داشتم، ولی شما این را نپذیرفتید و جز به اینکه من تشکیل حکومت دهم رضایت ندادید. آگاه باشید که من کسی جز کلید دار شما نیستم و نمی توانم حتی یک درهم به ناروا از بیت المال برگیرم. اگر بخواهید می نشینم [و کارتان را عهده دار می شوم] وگرنه بر کسی کینه یا از کسی گله ندارم [و هر کسی بر سر کار آمد به او کمک می کنم ] » . این نشان می دهد که نگاه امیرمومنان در به وجود آوردن حکومت تا چه حد با دیگران متفاوت است.

این شارح نهج البلاغه در ادامه به ارتباط عقل و فطرت و تصمیمات انسان در برهه های مختلف افزود: خداوند به مردم عقل و فطرت داده است تا از سر آگاهی و خردورزی و به درستی انتخاب کنند. حال اگر مردم عقل و فطرت خود را به کار نگرفتند و از ملاک های بیرونی و تجربه استفاده نکردند، قطعا چوب آن را می خورند . در نامه 62 نهج البلاغه آمده است دارایی های آنها غارت می شود و میان چپاولگران دست به دست می شود، به بندگی و بردگی کشیده و تحقیر می شوند، انسان های صالح و شایسته دشمن گرفته می شوند و فاسقان و حریم شکنان دار و دسته گرفته می شوند.

وی با اشاره به کلام 205 نهج البلاغه تصریح کرد: علی (ع) حکومت را جز به اصرار مردم نپذیرفت که در اندیشه سیاسی و سیره حکومتی وی این حق مردم است که کسی را پذیرا شوند و بر سر کار آورند یا کسی را کنار بزنند، چنان که آمده است: «به خدا سوگند مرا نه در زمامداری گرایشی بود و نه در سرپرستی نیازی و خواهشی، بلکه این شما بودید که مرا بدان فرا خواندید و بر پذیرش و عهده دار شدن آن وا داشتید». یعنی امیرمومنان قائل است کسانی که بر سر کار می آیند نباید شیفتگان قدرت باشند، اگر چنین کسانی بر سر کار بیایند ستم خواهند کرد، بلکه باید کسانی باشند که دل به قدرت نداشته باشند، شیفته حکومت نباشند، اگر کسی عاشق قدرت و حکومت و فرمان فرمایی کردن است، اگر بر سر کار آید بر مردم ستم خواهد کرد.

استاد دلشاد تهرانی با بیان اینکه کسی که به خواست و رضایت مردم مسوول حکومت شد، باید با کمک مردم جامعه را اداره کند خاطرنشان کرد: در خطبه 216 نهج البلاغه آمده است: والیان به صلاح و سامان نیابند، مگر به راستی و درستی مردمان. مردم هم به سامان نمی شوند مگر به درستی زمامداران. به عبارت دیگر امیرمومنان سامان امور حکومت را به استقامت و سلامت مردم می دانست به گونه ای که اگر مردم راست نباشند، زمامداران هم به سمت کجی می روند و اگر مردم راست باشند، زمامداران هم صالح می شوند و خوب کار می کنند.

این استاد دانشگاه در ادامه افزود: امیرالمومنین همواره از مردم می خواست که حقوق خود را بشناسند و از حکومت مطالبه کنند و خودشان را کنار نکشند، حرف بزنند، نظر داده و حکومت را تصحیح کنند.

وی با اشاره به نامه 53 نهج البلاغه در مورد حقوق مردم در حکومت اشاره و تصریح کرد: امیرمومنان مشارکت در حکومت را از حقوق واجب بر مردم می داند و تأکید می کنند که مردم نباید خود را کنار بکشند و تا جایی که می توانند به حکومت کمک کنند فلذا حضرت علی(ع) مخالفان خود را کمک می کرد. علی در دوران 25 سال قهر نکرد و نگفت کسانی را که بر سر کار آمده اند قبول ندارم. درست است که خلیفه وقت را قبول نداشت، اما او را راهنمایی می کرد، اگر خطایی می کرد، فریاد می زد و اگر مشورت می خواست او را مشورت می داد.

استاد دلشاد تهرانی با بیان اینکه در یک حکومت هیچ انسانی بالاتر از این نیست که از کمک دیگران بی نیاز باشد، و هیچ گروهی نیست که از کمک او بی نیاز باشند افزود: در نامه 53 امیرالمومنین می فرمایند: وَ لَیْسَ امْرُؤٌ وَ إنْ عَظُمَتْ فِی‌ الْحَقِّ مَنْزِلَتُهُ وَ تَقَدَّمَتْ فِی‌ الدِّینِ فَضِیلَتُهُ، بِفَوْقِ أَنْ یُعَانَ عَلَی‌ ما حَمَّلَهُ اللَهُ مِنْ حَقِّهِ. وَ لَا امْرُؤٌ وَ إنْ صَغَّرَتْهُ النُّفُوسُ وَ اقْتَحَمَتْهُ الْعُیُونُ، بِدُونِ أَنْ یُعِینَ عَلَی‌ ذَلِکَ أَوْ یُعَانَ عَلَیْهِ، هیچ کس هرچند قدر وی در حق بیش تر بود و فضیلت او در دین پیش تر، بی نیاز نیست که او را در گذاردن حق خدا یار کنند و هیچ کس هرچند مردم او را خوار شمارند و دیده ها وی را بی مقدار، خردتر از آن نیست که کسی را در انجام دادن حق یاری نکند یا دیگری به یاری او برخیزد.

این پژوهشگر دینی در پایان با تاکید بر اهمیت و اصللت رای مردم در حکومت از دیدگاه امیرالمومنین افزود: حمایت درست به معنای بله قربان گویی نیست، خیرخواهی یعنی نظر دادن، مشارکت کردن، انتقاد کردن، اعتراض کردن به نادرستی ها، اصلاح کردن و درست کردن. حضرت علی (ع) از مردم می خواست به او کمک کنند. چنانکه در کلام 118 نهج البلاغه آمده است: من را یاری کنید، با خیرخواهی های پاک از دغل کاری، با خیرخواهی های سالم از نادرستی.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.