رشید داودی
عصر غیبت، عصری پرچالش است؛ چون همه انسانها در تمام جوامع از حضور حجت الهی محروم شدهاند و جامعه بشری از بلوغ لازم برای بهرهمندی از حضور امام(عجل الله تعالی فرجه) برخوردار نیست؛ لذا چنین جامعهای، تمام مناسبات خود را بر اساس تفکرات اُمانیستی و خودمحور پایه گذاری و برقرار میکند و واضح است که چنین تفکری پر از چالش و تضاد درونی است و جنگها و خونریزیهای طول تاریخ غیبت، این مطلب را کاملا نشان میدهد.
دعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا مینماید. یکی تأثیرات فردی دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و آماده کردن جامعه برای ظهور، که در نهایت منجر به شکل گیری فرهنگ انتظار در سراسر جامعه میشود؛ در این زمینه احادیث و روایاتی هست که به این معنا اشاره دارد، از جمله اینکه: دعا برای تعجیل در فرج، موجب گشایش امور میشود.«و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم ».
در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحی که در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهای ضد انسانی خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد، سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهی در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایی داده اند.
بشریت، باید بفهمد که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) تنها راه رهایی او از چالشهای جهان بشری است و وقتی چنین معرفتی را پیدا کند، مهر و محبت او به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بیشتر خواهد شد و این مطلب موجب میشود که زبان به دعا بگشاید و وقتی فرهنگ دعا شکل بگیرد، و در نتیجه، انتظار و آمادهسازی فردی و اجتماعی هم به وجود میآید و انسان را در راه زمینهسازی برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) یاری خواهد کرد.
در مورد ارزش و جایگاه دعا کافی است که قرآن کریم میفرماید: «اگر دعای شما نباشد، اصلا خدای متعال، هیچ توجهی به شما نخواهد کرد» و همچنین در روایات، دعا را مخ و مغز عبادت دانستهاند، عبودیتی که فلسفه خلقت و آفرینش است. و این فرهنگ دعاست که باید با فرهنگ انتظار پیوند بخورد تا انسان برای زمینهسازی ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) اقدام عملی انجام دهد. لذا در این نوشتار از میان مؤلفههای متعدد برای شکلگیری جامعه محیای ظهور و نهادینه کردن فرهنگ انتظار، به بررسی نقش کلیدی و مهم «دعا»، پرداخته میشود.
دعا برای ظهور
با بررسی آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) ملاحظه میشود که برای شکل گیری فرهنگ انتظار در جامعه مؤلفههایی وجود دارد که در پرتو تحقق این مؤلفههاست که مىتوان به فرهنگ انتظار پى برد و به آن دست یافت؛ و آنچه پایداری در راه انتظار را به دنبال دارد و منتظران را در کسب معرفت و پیروی از آن بزرگوار یاری میکند، پیوستگی و ارتباط مداوم با آن طبیب جانهاست.
در این میان یاد امام و ذکر امام، در قالبهای متعددی سفارش شده است؛ که کلیدی ترین این نکات، سفارشات أکید به دعا کردن است از جمله زمزمه کردن دعای عهد در چهل بامداد، دعا برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)، صدقه دادن برای سلامتی حضرت، خواندن دعای ندبه و...؛
ابن مقاتل میگوید: حضرت امام علی بن موسی الرّضا(علیهما السلام)، از من پرسیدند: شما (شیعیان) در قنوت نماز جمعه کدام دعا را میخوانید؟ عرض کردم: آنچه را مردم (اهل سنت) میخوانند، میخوانیم. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: دعایی را که آنها میخوانند، نخوان بلکه در قنوت این دعا را بخوان:
«اللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک، و حفّه بملائکتک، و أیّده بروح القدس من عندک، واسلکه من بین یدیه و من خلفه رصداًَ یحفظونه من کلّ سوءٍ، و أبدله من بعد خوفه أمناً یعبدک لا یشرک بک شیئاً و لا تجعل لأحدٍ من خلقک علی ولیّک سلطاناً، و أْذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه، و اجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شیءٍ قدیرٌ؛ بار الها! به وسیله آنچه که کار پیامبران و فرستادگانت را اصلاح فرمودى، امور بنده و جانشینات [امام عصر(عجل الله تعالی فرجه)] را نیز اصلاح فرما، با فرشتگانت گردا گردش را فرا بگیر و او را با روح القدس از جانب خودت تأییدش گردان و مراقب و نگهبانانی در پیش رو و از پشت سرش بگمار تا نگذارند هیچ بدی به او برسد و پس از خوفش، به او امنیتی عطا کن تا تو را بپرستد و چیزی را شریکت نگرداند و چیرگی و قدرتی برای هیچ یک از آفریدگانت، بر ولیّات قرار مده و به او اجازه بده تا با دشمن تو و دشمن خودش به نبرد برخیزد و مرا نیز از یاران حضرتش قرار ده؛ همانا تو بر هر چیزی توانا هستى».
دعا برای امام زمان یک تکلیف است؛
دعا برای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) به عنوان یک وظیفه و تکلیف در عصر غیبت، در روایات بسیاری مورد تاکید قرار گرفته است که تاثیر بسیار زیادی در پویایی جامعه و فرهنگ انتظار دارد و نیروی محرک و بازوی توانمند امید بخش به جامعهی منتظران می باشد. پیامبر اکرم(ص) و برخی از امامان بزرگوار(علیهم السلام) به چنین دعا کردنی امر فرمودهاند و حضرت ولی عصر(عج) نیز نه تنها شیعیان خود را به دعا کردن برای تعجیل فرج فرمان دادهاند، بلکه کثرت دعا را از آنان خواسته اند و فرموده اند: «برای نزدیک شدن فرج بسیار دعا کنید»؛
آثاری دعا برای ظهور بر فرهنگ سازی انتظاردر فرد و جامعه
- 1. گشایش کارها
در تعبیر زیبایی از ناحیه امام زمان(عج) که در ذیل همان فرمان و امر به دعای برای تعجیل فرج، وارد شده، که کثرت دعا به خودی خود فرج و گشایش شیعیان به شمار آمده است: «و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم».
این فرمان نشان میدهد که خواستههای منتظران، در سایه «دعا برای فرج » قابل دسترسی است. آنچه را که او در پی ظهور امام زمان(عج) میتواند بیابد، توسط دعاهای خویش برای ظهور امام زمان (عج) نیز میتواند به دست آورد، زیرا دعای برای فرج و ظهور باعث گشایش و فرج در امور مردم میشود.
به عبارت دیگر امنیت ایمان، رشد اندیشه، آرامش روحی، کمالات معنوی و بهرههای بی پایان دوران پس از ظهور را، به عنایت الهی میتواند در همین دوره غیبت با فرهنگ سازی انتظار و با اتکا به «دعا برای ظهور» کسب نماید و این امر با توجه به قدرت و مشیت خداوند قابل انکار نیست، زیرا او خود فرمود: «قل ما یعبا بکم ربی لولا دعاؤکم؛ بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگار من به شما عنایتی نمی فرماید».
با توجه به دلالت همین آیه شریفه است که میتوان گفت: عنایت و رحمت و فضل خداوند که نامحدود و بی انتها نیز میتواند باشد، به مدد دعا و خواستن از او دست یافتنی است، اگر چه دوران غیبت حضرت مهدی(عج) باشد. زیرا حضرت که قطب عالم امکان است، مجرای فیض خالق هستی محسوب میگردد و هر چه بیشتر به ایشان توجه و تقرب داشته باشیم، از توجهات و عنایات ایشان فزون تر بهره خواهیم برد:
«بیُمنه رزق الوری و بوجوه ثبتت الأرض و السّما؛ خلق به برکتش بهره مند می شوند و روزی می یابند و زمین و آسمان به وجودش پابرجاست».
- 2. وسیلهی نجات از هلاکت
در برخی روایات، دعا برای فرج وسیلهای برای نجات از هلاکت به شمار آمده است، چنانکه حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) میفرماید:
«به خدا فرزندم مهدی را غیبتی است که در آن هیچ کس از هلاکت نجات نمییابد مگر کسی که خدای عز و جل او را بر اعتقاد نسبت به امامتش ثابت قدم بدارد، و او را نسبت به دعا برای تعجیل فرجش توفیق عنایت فرماید».
بی تردید شرایط سخت دوران غیبت به گونهای است که جز با اعتقاد محکم نسبت به امامت حضرت مهدی، علیه السلام، نمیتوان بر اطاعت و تبعیت او باقی ماند و جز با دعا برای نزدیکی فرج نمیتوان روح امید را در دل زنده نگه داشت و در برابر دشواریهای غیبت مقاومت نمود. در عصر غیبت و در فرهنگسازی انتظار، به حسب مأموریتی که از ناحیه معصومان(علیهم السلام) بر عهده علما و فقها گذاشتهاند، آنها موظف هستند با راهبرد فرهنگی متناسب با عصر غیبت، آن دوران را مدیریت و رهبری نمایند و فرآیند مهندسی بلوغ اجتماعی را سامان دهند. امام هادی(علیه السلام) میفرمایند:
«اگر بعد از غیبت قائم ما، علما و دانشمندانی نبودند که به سوی او دعوت کنند و دلالت و رهنمون شوند و از دین او دفاع نمایند و بندگان ناتوان را از دامهای شیطان و مریدهای او نجات دهند ،هیچ کس باقی نمیماند جز این که از دین خدا مرتد میگشت. ولی علما، رهبری و مدیریت دلهای ناتوانان شیعه را عهده دار میشوند، هم چنان که ملوانها زمام کشتی را به دست میگیرند وسرنشینهای آن را حفظ میکنند. این علما نزد خداوند عزوجل، برترین هستند».
- 3. عاملی برای حرکت و پویایی جامعه ی منتظِر
از دیدگاه قرآن و روایات، دعا پشتوانهای برای زندگی و عاملی برای حرکت و پویایی در مسیر خواستههای الهی، و وسیلهای برای هم جهت ساختن نیازها و خواستههای بشری با اراده و مشیت خداوند است. با چنین نگرشی، دعا برای فرج، خود نوعی تلاش در راستای رفع موانع ظهور به شمار میرود و دعاکننده منتظر با شناختی که از حکمتهای غیبت دارد، به نوعی خودش را در مسیر از بین بردن عوامل طولانی شدن آن، به تکاپو وا میدارد.
دعا کننده برای فرج چون میداند که یکی از عوامل غیبت آماده نبودن شرایط برای حکومت جهانی آن بزرگوار است، میکوشد تا در حد توان خویش در ایجاد چنین زمینهای مؤثر باشد.
- 4. دعا برای ظهور، رمز دست یابی بشر به حکومت صالحان (آرمان شهر موعود)
مسئله مهمّى که همیشه در طول تاریخ پر افتخار اسلام مایه امید مسلمانان و به ویژه «شیعیان» منتظر بوده است، وعدههاى تخلّف ناپذیر الهى در مورد آینده اسلام و پیروزى نهایى مؤمنان و مستضعفان و محرومان مى باشد. دین مبین اسلام از همان آغاز پیدایش خود و حتّى از همان نخستین سالهاى ظهور پیامبر گرامى(ص) پیوسته مسلمانان را به آینده اى درخشان امیدوار ساخته است.
مسلمانان و به خصوص شیعیان نیز از همان روزگار بعثت رسول خدا(ص) تا به امروز بر اثر همان وعدههایى که پیامبر بزرگوار اسلام به وسیله آیات روح بخش قرآن کریم بدانها داده است، با اعتقادى عمیق و راسخ تمامى آن وعدهها را جدّى گرفته، و علی رغم همه مشکلات و مصایبى که در دورانهاى مختلف تاریخ اسلام دیدهاند، هرگز امید خویش را از دست نداده و همواره این اعتقاد اصیل اسلامى را نصب العین خود قرار دادهاند.
مسلمانان بر اساس وعدههاى صریحى که قرآن کریم بدانها داده است، عقیده دارند که طبق قانون خلقت و سنّت آفرینش، تاریخ بر مبناى سنّتهاى الهى و وعدههاى خدایى به پیش مىرود، و اگر چند روزى دنیا به نفع ستمگران و تجاوزگران و بى اعتقادان تمام شود، ولى سرانجام، حکومت مطلق جهان به دست صالحان و حقّ پرستان خواهد افتاد و ستمکاران و طاغوتیان و زورمداران نابود خواهند شد و بالاخره عدالت و امنیّت واقعى بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد گردید.
مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند که «حق» امرى اصیل، و باطل امر عارضى است، و هر عارضهاى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مىرود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیک، حقّ در همه جا حاکم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود میگردند؛ زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعدهاى که به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود.
آرمان دیرینه بشر این بوده است که از تمامی گرفتاریها، رهایی یابد و به خلافت و جانشینی الهی در روی زمین نایل گردد و نماینده او شود و صفاتش پرتویی از صفات پرودگار باشد. خالق هستی هم به همین منظور او را آفریده است؛ «وَ أِذ قَالَ رَبّکَ لِلمَلَائِکَهِ إِنّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَهً»؛ به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد.
امام صادق(ع) در تفسیر آیه« أَمَّن یُجِیبُ المُضطَرَّ...» میفرمایند: «نزّلت فی القائم من آل محمد: هو و الله المضطرّ إذا صلّی فی المقام رکعتین و دعا الی الله عزّوجلّ فأجابه و یکشف السّوء و یجعله خلیفه فی الأرض؛ این آیه در مورد قائم آل محمد نازل شده است. به خدا سوگند! او مضطر واقعی است، هنگامی که در مقام ابراهیم(علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورد و به درگاه خداوند دست به دعا بر میدارد و خدا هم دعای او را اجابت مینماید و ناراحتیها را بر طرف میسازد و او را خلیفه روی زمین قرار می دهد».
بنابراین، حضرت صاحب الامر(عج) در اوج اضطرار به خالق هستی، به سر میبرد و تنها راه را حاکمیت خداوند و دین او میداند. این آخرین ذخیره الهی هم همانند جدّ بزرگوارش امیرالمؤمنین(علیه السلام) «میزان الاعمال» است و انسانها باید تمامی اعمال و احوال خویش را با آن مقیاس بسنجند و تا میتوانند به ایشان تقرب جویند و رفتار و و یژگیهای خویش را به ایشان نزدیک سازند.
از این رو، اضطرار به حجت و درک نیاز و افتقار به امام معصوم، تنها راه نجات انسان و تنها نشان بلوغ آدمی در فرهنگ انتظار است و منتظِر تا محرومیت هایش را حس نکند و اضطرار به حجت و امام معصوم را نیابد، نابالغ و ناکام خواهد بود و در نتیجه « کشف سوء و استخلاف فی الارض» را نخواهد داشت و درگرفتاریها، غوطه ور بوده، در چنگال حکومت ستم گران دست و پا میزند. و هرگز نمی تواند آرمان شهر موعود را درک کند.
بنابراین هنگامی که انسان چنین افتقار و نیازی را درون خود حس کرد با دعا و طلب و درخواست از خداوند کریم برای تعجیل در فرج و ظهور امام زمان (عج)، میکوشد تا به این دولت کریمه دست یابد، زیرا خوب میداند که رمز رسیدن به چنین آرمان شهری در گرو ظهور مهدی موعود (عج) به عنوان خلیفه اللهی است، لذا عاجزانه دست به دعا برده و استغاثه و طلب خود را ناله و فریاد میزند و ظهور امام زمان (عج) را طلب مینماید.
- 5. مهندسی و رشد بلوغ اجتماعی بشر در فرهنگ انتظار
هر گاه انسان از خودسریها رها و از خودمحوریها خسته و ملول گردد و از خودپرستی به خداپرستی رو آورد و به اضطرار حاکمیت خدا، رسول و امام برسد، در آستانه بلوغ اجتماعی قرار میگیرد. و انسان، زمینههای لازم را برای کشف سوء و رفع گرفتاریها و استخلاف در زمین و ایجاد حکومت صالحان، فراهم میسازد.
بنابراین هر زمان که انسانها کاستیهای خود را بیابند و درک کنند که سراسر نیاز و افتقار به آفریدگار بی همتا هستند، آن هنگام است که میل و رغبتشان تنها به دولت کریمه در حکومت صالحان معطوف میشود و ندا سر میدهند که «إنا نرغب إلیک فی دولة کریمة». در این هنگام انسانها به رغبت و میل اجتماعی رسیدهاند، لذا از وضع موجود ابراز نارضایتی میکنند و اینجاست که طلب حقیقی و خواست درونی شان جمع شده و این بار دعاهاشان رنگ و بویی دیگر میگیرد و با تمام وجود فریاد میزنند که «إنا نشکوا إلیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا» و از غیبت مولا و سرور خود به خدا شکایت میکنند؛ زیرا ذائقه و رغبتشان به عطر دولت کریمه آشنا شده و اشتیاق یافته است. از این رو، با درک نیاز و افتقار و اضطرارشان به دولت کریمه و انزجارشان از وضعیت لئیمه جهانی، زبان اضطرار یعنی دعا و استعانت از خداوند متعال گشوده می شود «وأعنّا علی ذلک بفتح منک تعجّله؛ خداوندا ما را در فتح پرشتاب و تعجیل فرجش یاری فرما».
این گونه است که از پروردگار هستی استعانت میجوییم و فتح و گشایش را از او درخواست مینماییم و زبان دعا و خواستن ما شکل میگیرد. این خواستن، «لیقوم الناس بالقسط» و به پا ایستادن و توانستن را به همراه دارد و کشف سوء میکند و استخلاف صالحان را به دنبال میآورد. در نهایت،این دعا و زبان اضطرار آدمی، نماد بلوغ اجتماعی است. از این رو، جامعه به مهندسی بلوغ اجتماعی نیاز دارد و در عصر غیبت و در فرهنگ سازی انتظار، به حسب مأموریتی که از ناحیه معصومان(علیهم السلام) بر عهده علما و فقها گذاشتهاند، آنها موظف هستند با راهبرد فرهنگی متناسب با عصر غیبت، آن دوران را مدیریت و رهبری نمایند و فرآیند مهندسی بلوغ اجتماعی را سامان دهند.
براین اساس، برای برطرف شدن گرفتاری بشر و رسیدن به مقام خلیفه اللهی و حکومت صالحان، دو مرحله اضطرار و دعا ضروری می نماید.
- 6. دعا؛ کلید ظهور
بنابر آنچه بیان شد، بی جهت نیست که حدیثهای فراوانی درباره سفارش به دعا برای حضرت صاحب الامر (عج) و فرج ایشان وارد شده است. که میتوان گفت این امر نشانه اهتمام ائمه معصومین(علیهم السلام) به فرهنگ انتظار و نقش کلیدی دعا در فرهنگ انتظار است.
یونس بن عبدالرحمان در مورد دعای امام رضا(علیه السلام) برای حضرت حجت (عج) می گوید: «أنّه کان یأمر بالدعاء للحجّه صاحب الزمان؛ امام رضا(علیه السلام) پیوسته به دعا کردن برای حضرت صاحب الامر(عج) امر می کردند».
یکی از یاران حضرت امام هادی(ع) از آن حضرت درباره وظیفه شیعیان در زمان غیبت امام عصر (عج) الشریف پرسید: « کیف تصنع شیعتک؟در زمان غیبت، شیعیان شما چه کاری انجام دهند؟ امام هادی (علیه السلام) فرمودند: علیکم بالدّعاء و انتظار الفرج»؛
وظیفه ما در عصر غیبت، دعا و رسیدن به مقام خواستن و خواندن است؛ خواستنی که از اضطرار ما به حجت ناشی میشود. و از رغبت و شکایت و استعانت اجتماعی ما به درگاه خالق هستی سرچشمه میگیرد و اضطرار ما را به خدا و حجت خدا مینماید. این گونه خواستن، ما را به آستانه دیگر وظیفه مان، یعنی انتظار فرج، روانه میسازد و به انتظار و آماده باش بودن و فراهم ساختن زمینههای فرج فرا میخواند. این گونه خواستن، آمادگی و توانستن را میآفریند و به پا ایستادن و«لِیَقُوم َ النَّاسُ بِالقِسطِ» را شکل میدهد. از این رو دعا، مقدم آورده شده و سپس انتظار فرج آمده است. بنابراین، دعا خواستنی است که با آمادگی و آماده سازی گره میخورد و وظیفه شیعه در عصر غیبت، یک پارچه حرکت و اقدام است، نه سکوت و سکون در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی.
خواستن و دعای دسته جمعیِ همه جوامع بشری، میتواند به گونهای تحرک و تحول اجتماعی بیافریند که به دنبال آن خداوند متعال، تغییر و تحول در احوال جامعه شان به وجود آورد ؛ همچنان که بر اساس سنت تخلف ناپذیر الهی آمده است: «اِنَّ اللهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّروا مَا بِأَنفُسِهِم؛ در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند».
بنابراین، اگر قوم و گروهی به درگاه خداوند متعال و حجت خدا اضطرار یابند و در این سطح تغییر و تحول پیدا کنند و در جهت تغییر وضع موجود گام بردارند و حرکت کنند و لب به دعا بگشایند و ضجه و ناله که تجلی اضطرار آنان است، بنمایند، خداوند بزرگ مرتبه آنچه را که به آن قوم مربوط می شود، متحول میسازد و تغییر میدهد.
حضرت امام صادق(ع) نیز میفرمایند: «دعا کن و مگو که کار گذشته است و آنچه مقدّر شده همان شود». مرحوم علّامه مجلسی در شرح این روایت میگوید: «... باید ایمان به بَداء داشت و به اینکه خداوند سبحان هر روز در کاری است و هر چه خواهد محو کند و هر چه بخواهد ثبت کند و قضا و قدر مانع دعا نیستند؛ چون تغییر در لوح محو و اثبات ممکن است. گذشته از اینکه خود دعا نیز از اسباب قضا و قدر، (است) و امر به دعا نیز از همانهاست».
و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمودند: «همانا دعا، قضا را برمیگرداند و آن را از هم وامیتابد؛ چنانچه رشتههای نخ اگر چه به سختی تابیده شده باشد از هم باز شود».
بر این اساس، با دعا و خواستن، هر قومی به آمادگی و ظرفیت هایی میرسد که میتواند مستعد پذیرش توجهات و عنایات خداوند شود. از این رو، دعا و انتظار فرج با همدیگر ارتباطی همآهنگ مییابند و خواستن و آماده سازی و توانمندی شکل میگیرد. زمانی که قوم و گروهی با اضطرار به درگاه خدا رو میکنند، دو چیز در آنان شکل میگیرد: دعا و انتظار فرج، «خواستن» و «آمادگی، قابلیت و توانمندی». در این صورت، بارش عنایات و توجهات او آغاز میشود.
نکته مهم؛ اصرار در خواستن
کمتر کسی است که در امور شخصی به ویژه در تنگنا و هنگام مواجه شدن با مشکلات و سختیهای زندگی، دست به دعا بلند نکند و با راز و نیاز، نذر و توسّل به اولیای الهی از درگاه حضرت احدیّت، گشایش در امور خود را طلب نکند.
نکته مهم این است که ما معمولاً در حوائج فردی خویش بر دعا الحاح و اصرار میورزیم و تا استجابت کامل آن، دست از طلب و درخواست برنمیداریم؛ ولی به مسئله و امر مهمّ دعا برای تعجیل ظهور امام عصر(عج) آن گونه که باید و شایسته است اهتمام نمیورزیم. غافل از آنکه این دعا زیباترین آرزو و بهترین دعاهاست؛ زیرا خیر و سعادت دنیا و آخرت ما و همه انسانها و نیز گشایش در امور مادّی و معنوی جهانیان، وابسته به امر ظهور امام عصر(عج است. به همین جهت است که ائمة اطهار(علیهم السلام) ما را به این امر حیاتی و به اهمیّت دعوت نمودهاند.
امام صادق(ع) درباره نقش دعا در تعجیل فرج و برای تشویق شیعیان به این امر حیاتی و مهم فرمودند:
«زمانی که عذاب بنی اسرائیل به طول انجامید، آنان چهل روز به درگاه خداوند ضجه و گریه نمودند تا این که خداوند به موسی و هارون وحی فرمود که آنان را از دست فرعون رهایی بخشد. در نتیجه، خداوند از 170سال باقی مانده عذاب آنان در گذشت. شما هم چنین هستید؛ اگر این گونه عمل کنید، خداوند حتماً گشایش برای ما به وجود میآورد و اگر این گونه نباشید، همانا کار این امر به نهایتش میرسد و تا آخرین مرحله را طی خواهد کرد».
مؤلّف کتاب شریف مکیال المکارم با استناد به این روایت میگوید: «آنچه از روایات به دست میآید ظاهراً این است که وقت ظهور امام عصر(عج) از امور بَدائیّه است که امکان پس و پیش افتادنش هست».
یعنی میتوان با دعا نمودن، فرج و ظهور امام عصر(عج) را جلو انداخت و تشویق ائمّة اطهار(علیهم السلام) به دعا نمودن برای تعجیل ظهور، بیانگر آن است که حصول فرج و فرارسیدن دوران ظهور، دارای یک زمان صددرصد تعیین شده و تغییر ناپذیر نیست و اگر مردم به مسئله غیبت امام زمانشان و طولانی شدن این امر بیتوجّهی نموده و با دلهای متّحد و یکپارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، خداوند ظهور آن بزرگوار را تا انتهایی که برای دوران غیبت در نظر گرفته است ـ و ما از آن اطّلاعی نداریم ـ به تعویق خواهد انداخت و البتّه این نهایت نیز ممکن است هر لحظه فرا برسد.
مؤلّف مکیال المکارم همچنین مینویسد: «در زمان حضرت ادریسِ پیامبر(علیه السلام) نیز وقتی آن حضرت مورد حمله حکومت طغیانگر زمان خویش قرار گرفت، از میان مردم غایب گردید. در دوران غیبت او، پیروانش که در نهایت سختی و شدّت قرار داشتند، تصمیم گرفتند در برابر خداوند توبه نمایند. این بازگشت و پشیمانی واقعی باعث شد که خداوند، دوران غیبت او را پایان بخشد. حضرت ادریس(علیه السلام) ظاهر شد و حاکم ستمگر در برابر او به ذلّت و خواری افتاد.
«همچنین است اگر مردم در زمان غیبت، به صورت دستهجمعی توبه نموده و قصد یاری امام عصر(عج) را نمایند، امید است که خداوند طومار غیبت را در هم پیچیده و آن بزرگوار را ظاهر نماید».
تاثیر دعای همگانی در ظهور
حضرت ولیّعصر(عجل الله تعالی فرجه) در توقیع شریف خطاب به شیخ مفید(ره) میفرمایند:
«اگر شیعیان ما ـ که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفّق بدارد ـ با دلهای متّحد و یکپارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع میکردند، ملاقات ما از آنها به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار و مشاهده با معرفت برای آنها به زودی حاصل میشد و زودتر از این به دیدار ما نایل میشدند».
برخی روانشناسان بزرگ غربی در این مورد معتقدند که: اگر چنین مجموعهای (دعا و خواست همگانی مردم) از افراد تشکیل شود، بیتردید قادر خواهند بود در طبیعت و در آنچه پیرامون آنهاست اثر گذاشته و بستری مناسب برای تحقّق آن قضیّه فراهم آورند. (غربیها با اعتقاد به این اصل، مباحث مربوط به بازگشت مسیح را با آب و تاب فراوان پیگیری میکنند).
مؤسسّات دینی انجیلی امریکا و اروپا آنچه را روانشناسان گفتهاند ـ در قضیّه بازگشت دوباره مسیح به زمین، پس از حادثه آرماگدون ـ به کار بسته و به این گفته قائلند که بیگمان امکان تحقّق هر نوع پیشگویی در وهله نخست، به ایمان مردم به پیشگوییِ بازگشت مسیح و به پافشاریشان بر ضرورت به کرسی نشستن این پیشگویی و همچنین به شمار نفرات آنها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که، رهبری کاروان تبلیغاتی به راه افتاده برای تحقّق بخشیدن به آن پیشگویی را بر عهده دارند.
و از مجموع آیات و روایات به خوبى استفاده مىشود که جهان روزى را در پیش دارد که حکومت مطلق دنیا به دست پاکان و صالحان و افراد با ایمان خواهد افتاد، و طبق روایات و نویدهاى تمام انبیاى الهى، آن عصر درخشان و روزگار طلایى که مورد انتظار بشر و همه مسلمانان و شیعیان جهان است، همان روز قیام منجى عالم بشر، و دوران پر شکوه ظهور مبارک مهدى موعود(عج) خواهد بود.
کلید رسیدن به این نقطهی آرمانی که آرزوی تمام بشریت بوده، هست و خواهد بود، دعا و خواستن از ذات اقدس خداوند بینیاز است و این خواست هرچه با اصرار و همگانی تر باشد قطعا تاثیرش بیشتر میباشد.