دکتر محسن الویری
بحث درباره دو مقوله اعتدال و آزاداندیشی در منظومه فکری شهید مطهری با توجه به آثار به جا مانده از ایشان همچنان تازه است و این نشاندهنده آن است که متاسفانه ما هنوز بعد از گذشت 35 سال از انقلاب اسلامی همچنان در همان سطحی هستیم که ایشان بحث میکردهاند و نتوانستهایم این گرهها را باز کنیم و در همان فضای مشکلات عصر ایشان هستیم.
مفهوم اعتدال از دید استاد مطهری
اعتدالی که ما از آن سخن میگوییم، الزاما به معنایی که ارسطو از آن مراد کرده و به معنای میانهروی در همه امور است، نیست و بر پایه اندیشه دینی براساس اعتقاد به کمالگرایی بر این باوریم که کمال انسان همواره با میانهروی تحقق نمییابد. بنابراین در تفکر دینی اعتدال یعنی میانهروی در اموری که اولا آن امور بتوانند به افراط و تفریط متصف شوند و ثانیا افراط و تفریط در آن امور نکوهیده باشد. بنابراین در کمالجویی و خداجویی نباید میانهروی کرد. در ضمن اعتدال بر مبنای کمالگرایی یکی از ویژگیهای فرهنگ و تمدن اسلامی است. مرحوم شهید مطهری در همین فضا بارها تصریح کردهاند که یکی از خاصیتهای اصلی دین اسلام، اعتدال و میانهروی است. خود قرآن کریم امت اسلام را امت وسط نامیده است. برای تبیین چیستی امت وسط بحثهای زیادی صورت گرفته است اما مفسران جدید از جمله شهید مطهری عموما آن را به صورت امت میانهرو تفسیر کردهاند یعنی امتی که پرورده اسلام و قرآن باشد، از تندروی و کندروی، چپروی و راستروی، افراط و تفریط بر کنار است. تربیت قرآن همیشه اعتدال و میانهروی را ایجاب میکند. شهید مطهری معتقد است که باید مستقیم بود تا به
مقصد برسیم. بنابراین اعتدال یک شعار سیاسی و دیدگاه اقتضایی نیست بلکه یک حقیقت دینی است که مرحوم شهید مطهری تصریح میکند که ائمه ما راه اعتدال را تصریح کردهاند، ما هرجا نتوانستهایم از راه ائمه اطهار پیروی کنیم و از اعتدال بازماندهایم، به این دلیل است که به سوی جهالت و جمود پیش رفتهایم. البته اعتدال در قرآن تنها با لفظ اعتدال بیان نشده بلکه از مضامین قرآنی است که تاسیس ائمه اطهار (ع) است. برای مثال شهید مطهری در جایی میفرماید: مسلمان باید به تعلیم قرآن معتقد باشد و جریان معتدلی را طی کند. ما امروز باید وظیفه خودمان را در میان جمودها و جهالتها به دست آوریم یعنی از جهت اینکه مسلمان هستیم از نظر مقتضیات زمان نه باید جاهل و تندرو باشیم و نه باید جاهد و متقشر، نه باید مفرط بود و نه مفرط، نه تندرو و نه کندرو، باید معتدل بود. این مفهوم اعتدال در بحثهای آموزشی ایشان نیز بیان شده است. ایشان همچنین در کتاب نظام حقوق زن در اسلام از دو بیماری جمود و جهالت سخن گفتهاند و هر دو را نقد و آنها را کژ راهه میخوانند و بر اعتدال تاکید میکنند. ایشان در نهضتهای اسلامی در 100سال اخیر یکی از مشکلات بشر را افراط و تفریط
میخواند و پرهیز از آنها را خالی از دشواری میداند. گویی همیشه راه اعتدال خط باریکی است که اندکی بیتوجهی موجب خروج از آن است بنابراین رعایت اعتدال کار بسیار دشواری است. در نتیجه اعتدال از دید شهید مطهری از آموزههای دینی است و ریشههای وحیانی دارد و باید مبنای عمل قرار گیرد و حکم دینیای است که محدود به زمان و زمین خاصی نیست.
مفهوم آزاد اندیشی در نگاه استاد مطهری
درباره مفهوم آزاداندیشی شهید مطهری در آثار فراوانی سخن گفتهاند. ایشان میگویند که اعتقاد به خدا مساوی است با اینکه انسان آزاد و مختار باشد یعنی ایشان برای آزادی یک مبنای تکوینی قایل است. بنابراین آزادی انسان تنها یک بحث روبنایی نیست. شهید مطهری با یک باریک بینی عمیقی میان آزادی اندیشه و آزادی عقیده تفاوت قایل است و میگوید چه بسا عقایدی که ریشه در خرافه دارد. بنابراین هرچه به عنوان عقیده ارائه میشود، شایسته تکریم نیست. اندیشیدن به مثابه یک فرآیند حق انسان است اما ایشان شمشیر نقد میکشند بر عقاید کسانی که فکر خود را از جمود و خرافه به دست آورده باشند و عقایدی از این دست را چندان برنمیتابند. ایشان یکی از مقدسترین استعدادهای بشر را که نیازمند آزادی است تفکر میخوانند. اگر آزادی و آزادی اندیشه حق تکوینی انسانهاست و نه حق اعتباری ایشان در نتیجه باید به لوازم آن گردن نهاد. لازمه پاسداشت و حرمت اندیشه بیان آزادانه اندیشه است. ایشان صراحتا میگویند: «من هرگز از پیدایش افراد شکاک در جامعه که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند، متاثر که نمیشوم هیچ، از یک طرف خوشحال هم میشوم زیرا میدانم که پیدایش
اینها سبب میشود که چهره اسلام بیشتر نمایان شود. یک دین زنده هرگز از اینگونه حرفها بیم ندارد. اصلا اینچنین بوده که اسلام توانسته باقی بماند، شما فکر میکنید در طول تاریخ اسلام حرفها و اعتقادات مادیون را چه کسی منعکس کرده و نگاه داشته است؟ خود مادیون؟ نه. » اشکالات به اسلام را خود مسلمانان حفظ کردهاند و نقد عالمانه کردهاند، بدون پناه بردن به حربه تکفیر و تفسیق و اهانت و... به این شبهات نقد عالمانه کردهاند یعنی ایشان نه فقط طرد نمیکنند بلکه ذکر میکنند، ذکری که با نقد مناسب همراه بوده است. ایشان میگوید «من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار میدهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو میشود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجه صریح و روشن با آنها». این نگاه مرحوم شهید مطهری به مساله آزادی اندیشه و جایگاه دینی آن را نشان میدهد. تاکید بر دینی بودن این نگاه آن است که اینها تصمیمهایی برآمده از شرایط خاص نیست بلکه ریشه در اندیشه علمای اسلام و مستند به آیات و روایات است. مثلا ایشان میگوید: «از نظر اسلام مفاهیم دینی همیشه
مساوی آزادی بوده است، درست بر عکس آنچه در غرب جریان داشته است. » یا در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی میگوید: «من اعلام میکنم در جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشهها خبر و اثری نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشهها و تفکرات اصلیشان را عرضه کنند». ایشان میگویند اگر به مردم آزادی عمل ندهیم، مردم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمیکند. ایشان میگوید «دینی که از مردم در اصول خود تحقیق میخواهد، خواه ناخواه برای مردم آزادی فکری قایل است». «اسلام برای این باقی مانده است که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف و مخالف مواجه شده است». بنابراین آزاداندیشی از دید شهید مطهری یکی از فروع تکوینی انسانهاست و به همین دلیل مورد اهتمام دین اسلام است و نه فقط در آموزههای کتبی ما که در ساحت عمل هم به آن اهتمام شده است. بهطوری که در تاریخ تمدن ما این نکته کاملا روشن و مایه مباهات است.
پیوند آزادی و اعتدال نزد مطهری
برای پیوند میان دو مفهوم اعتدال و آزادی در اندیشه شهید مطهری میتوان به کتابهای «آزادی معنوی» و «سیری در نهج البلاغه» مراجعه کرد. در این کتابها اعتدال بیش از آنکه یک رفتار بیرونی باشد، یک صفت اخلاقی است. فرد اگر در درون خویش به اعتدال رسیده باشد، در صحنه بیرونی نیز میتواند بر طریق اعتدال باشد. آزادی اندیشه نیز بیش از هر چیز یک آزادی اجتماعی است. اگر کسی در درون خویش توانسته باشد روح اعتدال را بر خود حاکم کند، میتواند در صحنه اجتماع پاسدار اندیشه باشد. ایشان بحث مهمی درباره تقوا دارند و تصریح میکنند که آزادی اجتماعی، آزادی انسان از قید و اسارت افراد دیگر است اما آزادی معنوی، آزادی انسان است از قید و اسارت خودش. تقوا به انسان آزادی معنوی میدهد. کسی که تقوا داشته باشد، میتواند خویش را از قید و بندها رها کند. بنابراین اگر احساس امنیت آزادی اندیشه در جامعه ما کم است، به دلیل مشکل در درون است. اگر تقوای درونی و آزادی درونی فرد از هواهای نفسانی وجود داشته باشد، در عرصه عمومی نیز فرد میتواند اثرگذار باشد. وقتی که پیامبر در بدو ورود به مدینه امت واحده را ایجاد کردند، در عهدنامهشان حتی از غیرمسلمانان
ساکن مدینه نیز جزو امت واحده یاد کردهاند. لازمه انسجام اجتماعی و پایه اصلی امت اسلامی آن است که همه گروهها حتی غیرمسلمانان در این جامعه احساس هویت و وجود کنند. من معتقدم که تعبیر امت وسط در بردارنده اعتدال و آزاداندیشی است. تجربه تاریخی به ما نشان داده که خروج از چرخه اعتدال و آزاداندیشی میتواند همه دستاوردها را در معرض تهدید قرار دهد.
منبع: اعتماد