این نخستین‌بار نیست که مساله «تدریس زبان مادری در مدارس» هم در سطح رسانه‌ها و هم از زبان مسوولان کشوری مطرح می‌شود. پیش از این نیز بارها و بارها کنش‌های بسیاری برای اجرای اصول مغفول قانون اساسی درباره زبان مادری قومیت‌ها صورت گرفته است. نماینده تبریز در مجالس ششم و هفتم، دو بار طرح اجرایی کردن اصل 15 را به صحن مجلس برده و هر دو بار هم در مجلس اصلاحات و هم در مجلس اصولگرایان با رای منفی مواجه شده است. به مناسبت روز جهانی زبان مادری در گفت‌وگو با اعلمی به تبارشناسی مخالفت‌ها و البته مطالبات جدی اقوام در این حوزه پرداخته‌ایم. او می‌گوید: «با وجود اصول شفاف و صریح در قانون اساسی، کسانی که مانع از عملیاتی‌شدن این اصول شده و آشکارا با آن مخالفت می‌کنند علاوه بر اینکه عدم اعتقاد و التزام خود را به قانون اساسی اثبات می‌کنند بلکه طبق قانون اساسی، مرتکب جرم نیز می‌شوند و قابل پیگرد قضایی هم هستند.»

روحانی شعارهایی داده است که اجرایی شدن آن به مجریان و متولیانی نیازمند است که هم معتقد به شعارهای مطرح شده و هم از توان و عزم و جسارت لازم برای اجرایی کردن آن برخوردار باشند. بنده هنوز با چنین مجریان و متولیانی روبه‌رو نشده‌ام و بعید می‌دانم که بخشی از این وعده‌ها و شعارها آن گونه که مردم می‌خواهند جامه عمل بپوشد و فرجام آن منتهی به تکرار همان سخن نخ‌نمایی خواهد شد که سال‌های متمادی شنیده‌ایم: «نمی‌گذارند و نگذاشتند»! به هر روی ایجاد فرهنگستان برای ساماندهی تدریس و آموزش و معرفی یک زبان بسیار ضروری است

فعالان حقوقی و زبانی باید در سامان دادن به جهت‌گیری‌ها و شیوه صحیح و مسالمت‌آمیز طرح مطالبات قومی بکوشند و ضمن اعلام برائت نسبت به جدایی‌طلبان از ظرفیت‌های موجود در میان روشنفکران و نخبگان فارسی‌زبان و رفع سوءتفاهماتی که منجر به وحشت مسوولان و روشنفکران مخالف آزاد و رسمی ‌شدن تنوع زبانی است تلاش کنند و از هرگونه اظهارنظر تفرقه‌افکنانه میان فارسی‌زبانان و سایر زبان‌ها جدا خودداری کنند

خیلی مایلیم اهمیت و جایگاه زبان مادری و احترام به تنوع زبانی را از زبان نماینده سابق مردم تبریز بشنویم.


زبان مادری در واقع نخستین زبان و نخستین عامل ارتباطی یک نوزاد با دنیای واقعیت‌هاست و کودک با همان واژه‌ها و مفاهیمی که مادر با او رابطه برقرار می‌کند، با دنیای خارج ارتباط و پیوند ایجاد می‌کند. به بیان دیگر این زبان مادری است که به او هویت و شخصیت می‌دهد. در واقع بیش از هر عامل دیگری این زبان مادری است که برای یک انسان امکان فهم و درک و تبیین صحیح مفاهیم و مصادیق را فراهم ساخته و باعث تسهیل ارتباط او با پدیده‌های مختلف می‌شود. شاید به همین سبب نیز خداوند در قرآن می‌فرماید: «وما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومــه لیبین لهم» و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حقایق را آن گونه که هست به روشنی براى آنان بیان کند.

وانگهی تنوع زبانی هم یکی از مواهب و معجزات الهی است تا جایی که خالق هستی در قرآن می‌فرماید: «یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکر وأنثى وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا» یعنی اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت و قبیله و تیره تیره گردانیدیم تا یکدیگر را بازشناسید. اگر تنوع قومی و زبانی امر نامبارکی بود خداوند هم به همان دلایلی که مخالفان استناد می‌کنند از شعبه شعبه کردن مخلوقات خودداری و همه را با یک زبان و تیره خلق می‌کرد در حالی که چنین نکرده است. دنیا هم به اهمیت و جایگاه زبان مادری واقف شده و از طریق سازمان ملل روز ?? فوریه مصادف با دوم اسفند را به عنوان روز جهانی زبان مادری اعلام کرده که همه اینها حاکی از اهمیت و جایگاه والای زبان مادری و تنوع قومی است.

سیاست یکسان‌سازی زبانی به عنوان یک رفتار ضدحقوق بشری، چگونه زبان‌های مادری ملت‌ها را نابود می‌کند؟ در کشور ما در دوران پهلوی شاهد چنین سیاستی بوده‌ایم. این سیاست چرا و چگونه باید نقد و نفی شود؟

ببینید چه بخواهیم و چه نخواهیم کشور ما مانند پازلی است که قطعات تشکیل‌دهنده آن را اقوام، تبار و تیره‌های مختلفی تشکیل می‌دهند که هریک از آنها زبان، گویش، فرهنگ، ادبیات و فولکلور خاص خود را دارا هستند و همین امر نیز به زیبایی این پازل بزرگ افزوده است. براین اساس کسانی که بدون درک این واقعیت یا تجاهل و توسل به سیاست‌های انحصارطلبانه و تمامت‌خواهانه در مقام نفی تنوع زبانی و تحمیل یک زبان خاص به قیمت سرکوب زبان‌های مادری اقوام مختلف در ایران هستند، ناخواسته باعث تشدید مقاومت‌های قومی برای پاسداری از زبان مادری خود و ایجاد نفرت نسبت به زبان رسمی کشور و حتی ستیزه‌جویی نسبت به آن می‌شوند و اگر کمی واقع‌بینانه موج گرایشات شدید جوانان به زبان‌های مادری در مناطقی مانند آذربایجان، کردستان، خوزستان، بلوچستان و مناطق ترکمن‌نشین و امثال آن را رصد کنند، به درستی این ادعا پی خواهند برد. به بیان دیگر به موازات تشدید تحرکاتی که معطوف به یکسان‌سازی زبانی و امحای زبان‌های قومی و تباری است، ما شاهد تشدید مقاومت در برابر آن هم هستیم و گاهی این مقاومت‌ها حالت رادیکال و پرخاشگرانه و ضدیت با زبان رسمی کشور به‌خود می‌گیرد. از این‌رو بنده معتقدم زبان فارسی زمانی به عنوان یک زبان ملی و میزبان مورد پذیرش عمومی واقع خواهد شد که زبان‌های مادری مناطق مختلف کشور مورد احترام و تکریم واقع و به‌رسمیت شناخته شوند و رفیق و قرین زبان فارسی باشند، در غیر این‌صورت رویکرد اکثریت مردم مناطقی که به زبان‌های قومی خاص خود تکلم می‌کنند نسبت به زبان فارسی مانند نگاه یک میزبان به میهمان ناخوانده خواهد بود که هرآن در پی فرصتی برای دفع مزاحمت او خواهند بود.

به طور مشخص، چه کسانی حقوق زبان مادری را تضییع می‌کنند؟

اشخاصی که مانع از عملیاتی‌شدن ظرفیت‌های موجود در قانون اساسی در رابطه با حقوق اقوام و به ویژه حقوق مربوط به استفاده از زبان مادری می‌شوند، در سه گروه عمده دسته‌بندی می‌شوند:

گروه اول شامل اشخاصی است که عنادی نسبت به سایر زبان‌ها ندارند اما تنها راه و روش رسیدن به تفاهم، انسجام و وحدت ملی و دفع پیشگیری از خطرات و تهدیدات منتهی به تجزیه کشور را در گرو وحدت زبانی آن هم با زبان فارسی می‌دانند. در میان این گروه حتی افرادی هم حضور دارند که زبان مادری آنها زبان غیرفارسی است.

گروه دوم شامل کسانی است که خود و تبارشان فارسی‌زبانند و به‌شدت نسبت به سایر زبان‌ها از جمله زبان ترکی حساسیت منفی دارند و با رویکرد انحصارطلبانه در مقام تحمیل وحدت زبانی هستند.

گروه سوم کسانی هستند که با پرخاشگری و نفی زبان رسمی کشور و اتخاذ مواضع رادیکال یا بعضا دستاویز قرار دادن زبان مادری برای تبلیغ منویات شوم خود و کوبیدن بر طبل جدایی‌طلبی، بر نفی زبان فارسی و دفاع از زبان‌های قومی دامن می‌زنند. در واقع می‌توان گفت که پیدایش این گروه نتیجه نادیده گرفته‌شدن مطالبات و حقوق فطری و قانونی اقوام ایرانی توسط دو گروه قبلی است. همچنان که تقویت و حقانیت رویکرد دو گروه قبلی در میان بعضی از اقشار جامعه نیز کم‌ و بیش نتیجه رفتارهای افراطی و تندروی‌های این گروه است.

تا جایی که ما اطلاع داریم شما در مجلس‌های ششم و هفتم طرح‌هایی را برای اجرایی شدن اصل 15 قانون اساسی ارائه دادید، فرجام آن چه شد و چرا رای نیاورد؟ شاخص‌ترین مخالفان این طرح‌ها چه کسانی بودند؟

بله، همین‌طور است. یک بار به‌اتفاق یکی از همکاران در مجلس ششم چنین طرحی را ارائه کردیم که متاسفانه با وجود شعارهایی که دوستان اصلاح‌طلب داده بودند این طرح در صحن علنی کمتر از 50 رای موافق را از آن خود کرد. دو نفر در این مجلس آشکارا و سرسختانه علیه این طرح جوسازی می‌کردند یکی آقای حداد عادل و دیگری هم آقای مجید انصاری بودند. البته قربانی نماینده وقت قائن هم با توصیه خودم به عنوان مخالف طرح ثبت‌نام کرد. دلیل توصیه من به او هم این بود که وی با هرچه مخالفت می‌کرد رای می‌آورد. مضافا بر اینکه با مخالفت او من هم فرصت می‌یافتم به دفاع از طرح بپردازم. اما چون آقای حداد عادل و چند نفر دیگر به نیت من پی برده بودند مانع از سخن گفتن او به عنوان مخالف شدند.

در مجلس هفتم هم مشابه همین طرح ارائه شد که در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با به دست آوردن 19 رای از 23 رای به تصویب رسید اما در صحن علنی که آن‌ زمان ریاستش با حدادعادل بود کمتر از 80 رای را به دست آورد و باز تصویب نشد.

در قوانین ایران چطور؟

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصول مختلفی وجود دارد که ناظر به دفاع از حقوق همه اقوام و پیشگیری از هرگونه رفتارهای نژادپرستانه است. به عنوان مثال اصل 19 این قانون مقرر می‌دارد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود». بر این اساس و با توجه به اینکه یکی از مهم‌ترین این حقوق، حقوق فرهنگی و زبانی است، لاجرم اقوام مسلط باید از حقوق یکسانی از جمله در حوزه فرهنگ و زبان و ادبیات برخوردار شوند. همچنین بند 9 اصل سوم قانون اساسی را مکلف به رفع هرگونه تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‌های مادی و معنوی کرده است. و نیز در اصل 20 همین قانون اساسی تاکید شده است که «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند». به همین دلیل اصل 15 قانون اساسی هم با اینکه مقرر می‌دارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد»، اما بلافاصله در پی آن تصریح می‌کند که: «استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»

با وجود این قبیل اصول شفاف و صریح در قانون اساسی، کسانی که مانع از عملیاتی‌شدن این اصول شده و آشکارا با آن مخالفت می‌کنند عدم اعتقاد و التزام خود به قانون اساسی را اثبات می‌کنند و نشان می‌دهند که اساسا صلاحیت حضور در ارکان قدرت و نهادهای همه جمهوری اسلامی ایران را ندارند، بلکه مرتکب جرم نیز می‌شوند و قابل پیگرد قضایی هم هستند زیرا در قانون مجازات اسلامی آمده است: «هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه‌های حکومتی‌که برخلاف قانون، آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون‌اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم کند به مجازات‌های مقرر در این قانون محکوم خواهد شد.»

در این صورت مخالفت شورای عالی انقلاب فرهنگی با تدریس زبان‌های قومی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این مخالفت هیچ‌گونه وجاهت قانونی، شرعی و عقلانی ندارد بلکه با توجه به پاسخ قبلی دقیقا مقابله با قانون اساسی تلقی می‌شود .

برخی‌ آموزش زبان مادری و پیگیری تحقق این حق را با مخاطرات امنیت ملی و مرزی، پیوند می‌دهند، آیا واقعا آموزش به زبان مادری، در درون یک کشور، امنیت کشورها را به خطر می‌اندازد؟


این گونه توهمات زاییده تراوشات ذهنی همان گروهی است که پیش از این وصفش رفت. اتفاقا حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور در گرو ایجاد وحدت، انسجام و تفاهم ملی و گسترش رضایتمندی عمومی و ایجاد انگیزش برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی است.

از این‌رو وقتی که در سرزمینی مانند ایران، اقوام مختلف از حقوق کامل خود برخوردار بوده و از سوی دولت و هموطنان خود مورد احترام واقع می‌شوند و به‌صورت مشاعی نسبت به کل این سرزمین و ثروت‌های خدادادی آن احساس تعلق و تملک می‌کنند، کدام عاقلی حتی در مخیله خود هم جداشدن از این سرزمین مشاعی را پرورش می‌دهد؟ تا چه رسد به اینکه در عمل در مقام به مخاطره انداختن امنیت و تمامیت ارضی آن برآید؟! اما عکس آن صادق است؛ وقتی که یک قوم تحت سلطه از جهات مختلف با تبعیض و کمبود مواجه باشد و از حیث هویت خود احساس خطر کند در این صورت به فکر چاره‌اندیشی و مقابله با کسانی خواهد افتاد که مسبب ایجاد وضعیت موجود هستند و فرجام آن گرایش به همان دغدغه‌هایی است که در پرسش شما عنوان شد.

بسیاری از زبان‌های مادری در جهان در حال نابودی هستند برای حفظ و ارتقای زبان‌های مادری چه باید کرد؟ راهکار شما چیست؟ دولت‌ها و روشنفکران جوامع در این باره چه وظایفی دارند؟ به نظر می‌رسد نهاد روشنفکری ما نسبت به این مساله، بی‌توجه است، چرا؟

اعلام یک روز به عنوان روز جهانی زبان مادری از سوی سازمان ملل، تصویب قوانین بین‌المللی برای جلوگیری از محو زبان‌ها توسط دولت‌ها، ایجاد و گسترش نهادهای مدنی و کمپین‌های حمایت نظری و عملی از زبان مادری و بیش از همه مقاومت صاحبان چنین زبان‌هایی در برابر نابودکنندگان آن و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های داخلی و بین‌المللی برای حفظ زبان‌هایی که در حال از بین رفتن است، از جمله راهکارهای موجود برای جلوگیری از وقوع چنین پدیده تاثرانگیزی است. در جمهوری اسلامی نیز استفاده از همه ظرفیت‌های قانونی و استمداد از نخبگان جامعه و تلاش برای اجرایی شدن کامل اصل 15 قانون اساسی می‌تواند مانع از بروز چنین بلیه و فاجعه‌یی دست‌کم برای زبان‌های مسلط شود.

برخی آموزش زبان مادری را «توطئه» و «مقوله‌یی وارداتی از غرب» می‌دانند. این سخن چه بنیاد منطقی دارد؟ زبان مادری چگونه می‌تواند با توهم تجزیه پیوند یابد؟


قبلا اشاره کردم این توهم ناشی از اندیشه‌یی است که وحدت ملی را ملازم با وحدت زبانی می‌داند. در حالی که از دیرباز همین تنوع قومی و زبانی در کشور ما وجود داشته و اتفاقا غالبا نیز همین اقوام بوده‌اند که از مرزها و تمامیت این سرزمین پاسداری کرده‌اند البته این واقعیت را هم نباید از نظر دور داشت که گاهی افرادی که دفاع از اقوام و زبان مادری را دستمایه مبارزات خود با جمهوری اسلامی قرار داده و بر طبل جدایی‌طلبی می‌کوبند در شکل‌گیری چنین اندیشه‌یی سهم موثری داشته‌اند.

فعالان فرهنگی به خصوص فعالان حقوق زبانی، برای تحقق حقوق زبانی قومیت‌ها چه باید بکنند؟ چگونه می‌توان از یک سو با نهاد قدرت و از سوی دیگر با مخالفان، به تعامل و گفت‌وگو نشست؟


فعالان حقوقی و زبانی باید در سامان دادن به جهت‌گیری‌ها و شیوه صحیح و مسالمت‌آمیز طرح مطالبات قومی بکوشند و ضمن اعلام برائت نسبت به جدایی‌طلبان از ظرفیت‌های موجود در میان روشنفکران و نخبگان فارسی‌زبان و رفع سوءتفاهماتی که منجر به وحشت مسوولان و روشنفکران مخالف آزاد و رسمی ‌شدن تنوع زبانی است تلاش کنند و از هرگونه اظهارنظر تفرقه‌افکنانه میان فارسی‌زبانان و سایر زبان‌ها جدا خودداری کنند. تشکیل نهادهای مدنی و برگزاری مناظره‌ها میان موافقان و مخالفان تنوع زبانی و مذاکره با صاحبان قدرت با هدف توجیه آنان از جمله راهکارهایی است که باید مدنظر فعالان حقوق زبانی قرار گیرد.

برخی اعتقاد دارند، روز جهانی زبان مادری اساسا ربطی به کشور ما ندارد. با توجه به تنوع زبانی موجود در ایران، این ادعا چرا نادرست است؟ البته در برابر آن، بسیاری از این روز جهانی استقبال می‌کنند. پارسال یکی از نماینده‌های مجلس پیشنهاد کرده بود روز جهانی زبان مادری در تقویم کشورمان درج شود. نظر شما در این باره چیست؟

وقتی که در تقویم کشورمان به هر رتب و یابسی اشاره شده است، چرا از این روز مهم اسمی نیاید؟ با توجه به شعارهایی که دولت روحانی و ماموریتی که به عهده آقای یونسی گذاشته شده، اگر این دولت در شعارهای خود صادق باشد از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد درج روز جهانی زبان مادری در تقویم رسمی کشور حداقل کاری است که در این زمینه می‌توانند انجام دهند.

امروزه در دنیا، رشته حقوق زبانی، به عنوان شاخه‌یی از نسل اول و دوم حقوق بشر شناخته شده و به مثابه یک علم، تدریس و تحقیق می‌شود. بنیادهای حقوقی آموزش زبان مادری در حقوق بین‌الملل و حقوق بشر کدامند؟ آیا به نظر شما، با توجه به تنوع گسترده زبانی در ایران، نیازی نیست که در دانشکده‌های حقوق، رشته‌یی به نام زبان مادری تدریس شود؟

در قانون اساسی تدریس زبان اقوام تا مقطع مدرسه مورد تصریح قرار گرفته است. ارامنه نیز مدارس خاص خود را دارند و با زبان و ادبیات خود تدریس می‌کنند البته در کنار تدریس در مدارس، اختصاص چند واحد اختیاری تدریس زبان‌های مسلط ایرانی در دانشگاه‌ها مانند زبان‌های فرانسوی و غیره مفید است و دولت از این طریق هم به میزان استقبال از زبان‌های مورد نظر پی می‌برد و هم رضایتمندی بعضی از گروه‌های اجتماعی را فراهم می‌سازد و هم می‌تواند مطابق با سیاست‌های جمهوری اسلامی به آنچه تدریس خواهد شد جهت و سامان دهد.

مساله زبان مادری بالاخره چگونه باید اجرایی شود؟ آیا نیاز به مصوبه مجلس دارد؟ یا نظام آموزشی کشور می‌تواند به‌صورت جداگانه به امر آموزش زبان مادری در مدارس اقدام کند و نیازی به مجوز مجلس ندارد؟

استفاده از زبان مادری نیاز به مجوز ندارد و از حقوق فطری و ملی و ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و آزادی‌های مشروع است که به موجب اصل نهم قانون اساسی هیچ‏ مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور آن‌را، هر چند با وضع قوانین‏ و مقررات‏، از مردم سلب‏ کند.

با این حال اجرایی شدن اصول قانون اساسی از جمله اصل 15 این قانون و تدریس زبان و ادبیات اقوام مختلف در مدارس دولتی به‌دلیل سلطه دولت بر آن نیازمند قانون است هرچند که از نظر بنده آموزش این زبان‌ها در موسسات خصوصی هیچ نیازی به مصوبه مجلس ندارد.

دولت برای اجرای این وعده قانونی، ممکن است با مخالفت گروه‌های افراطی ولی پرنفوذ ناسیونالیستی شود. چه رویکردی باید در برابر این مخالفت‌ها اتخاذ شود؟ نخبگان قومی و حقوقدانان می‌ترسند امکان دارد این مخالفت‌ها، حتی باعث عدم تحقق این حق قانونی و دینی شود.


این قبیل مخالفت‌ها منحصر به اجرای اصل 15 قانون اساسی نیست و شامل موارد دیگری هم می‌شود که قانون اساسی آن را محترم شمرده است. بنابراین دولت و در راس آن رییس‌جمهور به‌جای توجه به این گونه نغمه‌های ناساز باید به سوگند و تعهدات قانونی خود عمل کند که اگر چنین شود از عقبه‌یی به نام حمایت مردمی هم برخوردار خواهد شد.

روحانی در کنار وعده قانونی آموزش زبان مادری، وعده تاسیس فرهنگستان زبان ترکی آذربایجانی را به مردم آذربایجان داده است. تاسیس فرهنگستان چه تاثیری در روند تحقق حقوق زبانی آذربایجانی‌ها خواهد داشت و برعکس، آموزش زبان مادری در مدارس چقدر می‌تواند در غنا و توسعه این فرهنگستان باشد؟


روحانی شعارهایی داده است که اجرایی شدن آن به مجریان و متولیانی نیازمند است که هم معتقد به شعارهای مطرح شده و هم از توان و عزم و جسارت لازم برای اجرایی کردن آن برخوردار باشند. بنده هنوز با چنین مجریان و متولیانی روبه‌رو نشده‌ام و بعید می‌دانم که بخشی از این وعده‌ها و شعارها آن گونه که مردم می‌خواهند جامه عمل بپوشد و فرجام آن منتهی به تکرار همان سخن نخ‌نمایی خواهد شد که سال‌های متمادی شنیده‌ایم: «نمی‌گذارند و نگذاشتند»! به هر روی ایجاد فرهنگستان برای ساماندهی تدریس و آموزش و معرفی یک زبان بسیار ضروری است.

به عنوان آخرین پرسش لطفا توضیح دهید که منظور اصل 15 قانون اساسی آیا آموزش به زبان اقوام است یا آموزش زبان اقوام؟


اگر این اصل را در کنار اصول 19 و 20 قانون اساسی مورد توجه قرار دهیم در کنار آموزش زبان فارسی، هم آموزش به زبان اقوام و هم آموزش زبان اقوام مدنظر قانونگذار بوده و از حقوق اقوام و تبارهای مختلف ایرانی محسوب می‌شود.


منبع: اعتماد

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.