با وجود اینکه حدود 6 سال از ریاست جمهوری باراک اوباما گذشته است و شاهد نابسامانی های فراوانی در اقتصاد آمریکا بوده ایم، اما ریاست جمهوری ایالات متحده همچنان اوضاع بحرانی اقتصاد را گردن نمی گیرد.
به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، مجله نیویورک تایمز در تحیلیلی نوشت: در سه ماه نخستین سال 2015، اقتصاد اوباما که سابقه ای تیره داشت، از رشد باز ایستاد.
وزارت بازرگانی آمریکا در گزارشی اعلام کرد، بر خلاف پیش بینی برای رشد یک درصدی اقتصاد در ایالات متحده، این کشور تنها افزایش 0.2 درصدی اقتصاد را در سه ماه اول سال تجربه کرده است.
اصطلاحاتی مثل "خزیدن اقتصاد" و "در آستانه ی توقف" حاصل تلاش تحلیلگران اقتصادی برای شرح رکود اقتصادی این کشور است.
بنابراین گزارش و در توضیح شرایط بحرانی اقتصاد آمریکا، اسکات اندرسون-scott Anderson - معاون ارشد رییس جمهور و اقتصاد دان ارشد بانک شرق سانفرانسیسکو در مصاحبه اش با مجله نیویورک تایمز گفت: "اقتصاد ایالات متحده به طرز فجیعی دچارلغزش شده است." او در ادامه بیان کرد، رشد ضعیف 2.2 درصدی اقتصاد در سه ماه آخر سال 2014 ، باعث شد که در سه ماه نخستین سال 2015 اقتصاد آمریکا هیچ پیشرفتی نداشته باشد.
با وجود اصرار ریاست جمهوری آمریکا به پیشرفت همه جانبه کشور در زیر سایه سیاست وی، می توان اقتصاد ناهموار این کشور را از مشخصه های ریاست جمهوری اوباما دانست.
نرخ رشد اقتصادی در سال 2014، 2.4 درصد بوده است در حالی که تنها در سه ماه از دهه 1980 این کشور نرخ 5 تا 8.5 درصدی را تجربه کرده است.
پیتر موریسی- Peter Morici- اقتصاد دان دانشگاه مریلند گفت: میانگین پیشرفت اقتصادی در این قرن با کاهش 3.4 درصدی در دهه ی گذشته، به 1.9 درصد در هر سال رسیده است. وی همچنین در تحلیل اخیرش به این عنوان که "چرا آمریکا رشد نمی کند"، بیان کرد: کاهش رشد منجر به فشار دستمزدها و درگیری طبقه متوسط جامعه با مشکل کم کاری شده است.
یکی از اصلی ترین ضعف های اقتصاد اوباما، غرق شدن در سرمایه گذاری در زمینه گسترش کسب و کار و راه اندازی تشکیلات اقتصادی جدیدی است که باعث ازبین رفتن اشتغال زایی، درآمد و رشد شده است. قبل از سال 2000 کسب و کارهای کوچک در مقایسه با شرکت های بزرگ در سرمایه گذاری، زمینه های شغلی بیشتری را ایجاد میکردند، اما این اشتغال زایی به وسیله سیاستی نبود که مالیات بر سرمایه ها را بیشتر کند و عملا آنها را از مقوله ی اقتصادی خارج میکرد.
موریسی اظهارداشت: نتیجه ی این عملکرد کاهش تعداد کارآفرینان جدید و همچنین نزولی بودن سیر تولید مشاغل جدید است.
اوباما طی بهانه تراشی در رسانه ها، ناکامی خود در زمینه اقتصاد را ، آب و هوای سخت زمستان دانست و این شکست را اینگونه توجیه کرد.
چیکو هارلان- Chico Harlan- در مصاحبه ای با مجله واشنگتن پست گفت: طبق گفته کارشناسان در این زمینه، ارتباط میان شرایط آب و هوایی و عملکرد اقتصادی اغراق آمیز است. هارلان گزارش داد، همزمان با سردترین ماه های سال یعنی ژانویه - فوریه در 30 سال گذشته، تولید ناخالص داخلی تا 40 درصد افزایش یافت.
وی نوشت: در برفی ترین روزهای سال 1998، رشد اقتصادی برابر با 40 درصد بوده است و در سه ماه برفی آخر سال 1998 تولید ناخالص داخلی رشد 2.3 درصدی داشته است، اما در سه ماه دوم برفی سال 2009 همین تولید به میزان 5.4 درصد کاهش پیدا کرده است.
وی همچنین اضافه کرد: طبق گزارش های اخیر، کارشناسان بانک فدرال شیکاگو به این نتیجه رسیدند که آب و هوا بر شرایط اقتصادی تاثیر چندانی نداشته است.
عوامل دیگری هستند که نقش بیشتری بر شیوه ی عملکرد اقتصادی در ماه ها و سال های مختلف دارند. اصلی ترین این عوامل سیاست مالی دولت است از جمله سیاست ضد سرمایه گذاری، ضد افزایش مالیات، افزایش کسری بودجه و بدهی، ناکارامدی سیاست های اشتغال زایی و اعتماد به نفس اقتصادی که زمینه ریسک پذیری را افزایش می دهد.
طبق تمام رای گیری هایی که از زمان ریاست جمهوری اوباما تا کنون صورت گرفته، بیشترین نگرانی آمریکایی ها درمورد مسائل اقتصادی و کاریابی است که این بر هیچ کس جز کاخ سفید پوشیده نیست. اما ریاست جمهوری همچنان در این توهم به سر می برد که توانسته اقتصاد آمریکا را نجات دهد و آن را از بحران های اقتصادی دور کند.
با وجود گذشت 6 سال و 4 ماه از ریاست جمهوری اوباما، اقتصاد در سه ماهه چهارم سال 2014 به شکل قابل توجهی کاهش یافته است و در سه ماه اول سال 2015 روند رشد آن متوقف شده است.
از عواملی که همواره باعث ضعف مداوم اقتصاد آمریکا است میتوان به یکنواختی دستمزدها، کم شدن خرده فروشی ها و بالا رفتن هزینه های مصرف کننده اشاره کرد.
خرید و فروش خانه های نوساز 11.4 در صد در ماه مارس کاهش داشته و فروش مسکن های موجود نیز ضعیف بوده و همچنین در ماه های اخیر میزان سفارش کالاهای فاسد نشدنی کارخانه ها به شکل قابل توجهی کم شده است.
نرخ بیکاری در 15 کشور ازجمله کلمبیا که از پرجمعیت ترین کشورها است، بین 6 تا 6.6 درصد است. درحالی که میلیون ها کارگر بیکار که از پیدا کردن کار تمام وقت در آمریکا نا امید هستند، در این نرخ محاسبه نشده اند. به همین دلیل است که نیروی کار این کشور تنها با 44 درصد از کارگران جوان ،متمایل به رکود است و میلیون ها نفر در حالیکه خواهان استخدام تمام وقت هستند دارای مشاغل پاره وقت می باشند.
نظرسنجی گالوپ-Gallup- تعداد بیکاران کشور آمریکا را نزدیک به 15 درصد گزارش داد.
اقتصاددان ارشد دیانا اسوونک - Diane Swonk- گفت: این اقتصاد هنوز شکننده است. انجمن هیئت مدیره فدرال هم همچنین این نظر را دارد، به همین دلیل است که اقتصاد دانان امروز افزایش نرخ سود را تا زمانیکه پیشرفتی در اقتصاد نباشد بعید می دانند.
به عقیده نویسنده واشنگتن تایمز، آمریکا با رهبری صحیح و همچنین آگاهی از میزان افراد خواهان شغل و سیاست های اقتصادی رو به رشد، میتواند بهتر از این ها عمل کند. این به معنای اصلاح قانون مالیات های نا کارآمد است. همچنین شکستن نرخ مالیات به منظور افزایش سرمایه گذاری در مشاغل جدید، منجر به گشودن بازارهای صادراتی جدید برای کالاها و منابع مالی کشور می شود.
وی در ادامه گفت: ما از راه حل های شکست خورده اوباما خسته هستیم و اکنون زمان بازگشت به سیاست های رشد و تجدید نظری است که از اقتصاد ما یک چراغ امید و فرصتی دوباره در جهان بسازد.
مترجم: ملیکا عربستانی