نشست علمی «بررسی ریشه های فکری واقعه عاشورا» به همت انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در تالار باستانی پاریزی این دانشکده برگزار شد.
به گزارش جماران، سخنران نخست این نشست دکتر طریفیان بود که با توجه به ریشه های انحطاط اخلاقی جامعه مسلمین، انحراف فکری مسلمانان در عصر امام حسین(ع) را محصول همین انحظاظ اخلاقی دانست.
ظریفیان گفت: «موضوع» واقعه عاشورا، علیرغم خودِ واقعه که از لحاظ مکانی و زمانی بسیار محدود بود، همواره زنده و در وسعت معنا، نماد، ابعاد سیاسی، عرفانی و حماسی نامحدود است.
وی در اثبات این ادعا گفت: این حادثه در اصل همان دعوای تاریخی ظلم و عدل است که با هابیل و قابیل شروع شد، در کربلا بود و امروز هم ادامه دارد. این مساله به هوست انسان، آزادی و آزادی خواهی و نوع نگاه به رابطه انسان و خدا بر می گردد.
ظریفیان افزود: وقوع این واقعه به پرسشی بر می گردد که قطعا پرسش امام حسین(ع) هم بود؛ اینکه چه کسی حق حکومت دارد و مشروعیت حکومت او به چیست؟ اگر به کلام امام نگاه کنید ساختار آن همین منکر و معروفی است که به حمایت و نفی حکومت ظلم بر می گردد.
استاد سابق گروه تاریخ دانشگاه تهران اضافه کرد: نکته دیگر در واقعه عاشورا ترکیبی بودن وقایع آن است. گاه ترگیبی از یک درد و یک درک و گاه ترکیب عقل و عشق. درد بدون درک بسیار خطرناک است و از دل آن خوارج و طالبان در می آید. باید بدانیم یزید ابلهانه از امام بیعت نخواست، بلکه می دانست اگر پیش دستی نکند امام اقدام خود را خواهد کرد. از یک سمت اقدامات امام را کاملا در پارادایم عقل می بینید: نامه می نویسد، فرستاده می فرستد، وقتی می فهمد می خواهند او را ترور کنند شبانه از مکه خارج می شود. اما از زمانی که دیگر راهی نداشت و ماجرا برای امام مشخص شد دیگر وارد پارادایم عشق می شود. هر حادثه ای در طول تاریخ با آمیختگی عقل و عشق همراه بوده ماندگار شده است.
وی تصریح کرد: ما با دو نگاه می توانیم به ماجرای کربلا نگاه کنیم: نظریه انحراف فکری و یا نظریه انحطاط اخلاقی. آیا مسلمانان دچار انحراف فکری شدند و از دل این نگاه انحراف آمیز مسلمانان به نتیجه ای رسیدند که منجر به ماجرای عاشورا شد و یا اینکه داستان اصلی چیز دیگری بود؟
تحلیلگر تاریخ صدر اسلام در تشریح نظریه انحطاط اخلاقی گفت: ببینید مسلمانان سال ها با پیغمبر بودند و قرآن بارها آنها را تشویق و تمجید کرده بود. اما چه شد که مسلمان ها یک قرائت دیگری را از دین ارائه کردند؟ ما باید بدانیم وقتی عزیزیم نگاه عزیزانه به دین داریم. وقتی کریم هستیم نگاه کریمانه به دین داریم. اما وقتی دچار خودبزرگ بینی هستیم و به انحطاط اخلاقی دچار می شویم آنها را توجیه می کنیم و برای آن نظریه پردازی می کنیم، آن هم با دین: بل الانسان علی نفسه بصیره، و لو القی معاذیره.
ظریفیان تاکید کرد: من معتقدم انحراف فکری از دل انحطاط اخلاقی در می آید و ماجرای عاشورا در اصل محصول یک انحطاط اخلاقی بود. من شما را به یک شاهد ارجاع می دهم. از آغاز بعثت تا فتح مکه بی تابی و شکایتی از پیامبر نمی بینید، تا جاییکه حضرت علی می فرماید هر وقت عرصه بر ما تنگ می شد به پیامبر پناه می بردیم. اما درست در اوج پیروزی، یعنی از فتح مکه تا رحلت ایشان، بی تابی ها و رنج نامه های ایشان شروع می شود و این بی تابی ها را به عمد منعکس می کند. چون صبر بر نعمت به مراتب از صبر بر سختی مشکل تر است. وقتی شما قدرت پیدا کردید مهم است که عادل باشید و ظلم نکنید نه وقتی قدرتی ندارید.
وی اظهار داشت: بسیاری از صحابه بزرگ که پس از رحلت زنده بودند ناگهان به تعبیر امیرالمومنین به سنت آل فرعون برگشتند. نه به این خاطر که افکار و عقایدشان منحرف شد بلکه به این دلیل که دچار خود-بزرگ-بینی و دنیا طلبی شدند و حالا دین را به گونه ای تفسیر می کردند که به حال آنها تناسب دارد.
این فعال سیاسی با اشاره به تفسیر علامه طباطبایی درمورد این آیه معروف که «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» گفت: این آیه می گوید وقتی شما تغییر کردید همان تغییر شماست که باعث تغییر نعمت می شود. یعنی وقتی کسلمانان تغییر کردند همان اسلام که به آنها تواضع و وحدت و شهامت داده بود با تغییر آنها همان دین شد نقمت. سپاه یزید با شعار دین امام حسین را کشتند: یا خیل الله ارکبی. عاشورا محصول انحطاط اخلاقی است. امام حسین هم دقیقا در عاشورا همین را می گوید که شما چون اهل گناه شدید و شکم هایتان پر از مال حرام است حرف من را نمی فهمید.
وی گفت: بعد از وفات پیامبر چند خطای استراتژیک رخ می دهد. اول جنگ های ارتداد به راه افتاد. ارتداد در صدر اسلام اینگونه که بعدا معنی پیدا کرد نبود. دایره ارتداد پس از رحلت پیامبر اینگونه شد که هرکه معترض وضع فعلی است هم مرتد است و حتی رکه زکات نمی دهد او هم مرتد است. مسئله ارتداد به یک تازه مسلمان، یعنی خالد بن ولید محول شد و او هرکه را معترض بود به جرم ارتداد از دم تیغ می گذراند. نتیجه این بود که پس از یک سال و نیم سه هزار کشته در حکومت اسلامی داشتیم. قبح مسلمان کشی همینجا ریخت و کربلا محصول همین شکستن قبح بود. قرآن می گفت هرکس یک نفر را بکشد گویی همه انسان ها را کشته اما این کار قبح این آیه را ریخت. فضای ارتداد، سبب شد طلقا، یعنی بنی امیه، عضو سرکوبگر جریان ارتداد شدند و به بدنه حکومت اسلامی نفوذ کردند.
ظریفیان مدعی شد: خطای استراتژیک دوم فتوحات بود. فتوحات یک انحراف بزرگ از رویه پیامبر بود. رویه پیامبر دعوت بود نه فتح. اما فرض کنید فتوحات هم درست بود. چه کسانی رسول اسلام بودند در فتوحات؟ کسانی که نه پیغبر را درک کرده بودند و اکثر آنها حتی سواد قرآن خواندن نداشتند و هیچ بویی از سنت پیامبر نبرده بودند. پس از اساس این داستان فتوحات اشکال داشت. در جریان فتوحات، از یازده لشکر حداقل شش لشکر را امویان سرپرستی می کردند. من تحقیق کردم و به این نتیجه رسیده ام که در جریان عاشورا اکثر این فرماندهان و یا فرزندان آنها مقابل امام ایستاده بودند. یکی از فاتحان ایران کسی نیست جز مغیرة بن شعبه. پیشنهاد ولی عهدی یزید را به معاویه همین مغیره می دهد. فتوحات طبیعت مسلمانان را عوض کرد. تفرعن و تبختر به آنها داد و جامعه طبقاتی به وجود آورد. اصلا خوارج محصول فتوحات بودند. در همین جریان افرادی شکل گرفتند که فکر می کردند دین اصلا یعنی جنگ. صحابه به شدت متمول شدند و بسیاری که در رکاب پیغبر بودند و بی شمار در جنگ های صدر اسلام حضور داشتند به فساد شدید مالی و جنسی مبتلا شده بودند. افراد عادی نمی توانستند این ماجرا را تحلیل کنند و یا باید کل اسلام را زیر سوال می بردند و یا راهی دیگر پیدا می کردند.
این استاد تاریخ اضافه کرد: کم کم این در جامعه شکل گرفت که حکمت عملی از حکمت نظری جداست. باید ها از هست ها جداست. اگر می خواستند به موارد نظری بپردازند و آنها را مبنا بگیرند، همگی فاسق می شدند. اما آمدند فسق را توجیه کردند و گفتند ایمان یعنی شهادتین را بگویی و عمل مسلمان ربطی به ایمانش ندارد. مسلمان اگر هزار فسق هم کند، روز داوری خداوند ناجی او خواهد شد. این تفکر تا امروز هم هست.
وی با بیان اینکه فتوحات اراذل را بر افاضل حاکم کرد افزود: در فتوحات، اباذر، سلمان و مقداد و ... رفتند و اراذل حاکم شدند. عبدالله بن قصود، مفسر قرآن که شیعه و سنی قبول دارد، منزوی و کنار گذاشته شد. فتوحات اشرافیت را بازتولید کرد. بسیاری از زمینه های عاشورا را می توانید در آدم ها و اندیشه و اخلاق و منطق آنها دید. علی رغم تمام سعی امیرالمومنین، سرطان در اندام امت اسلامی ریشه دوانید و به همین دلیل امام حسین فرمود آمدم برای اصلاح امت جدم. زیرا امت جدش وارونه شده بود. و برای همین امام فرمود اگر دین ندارید آزاده باشید. زیرا دین امت جاهلیت، از این دین بهتر است. لااقل آنها به زنان و کودکان تعارض نمی کردند.
دکتر ظریفیان در پایان خاطر نشان کرد: اگر می خواهیم حسینی باشیم و حسینی بمانیم، مهم ترین عامل آن اخلاق است. یزید هم فردی مانند سایرین بود و تنها اخلاقش فاسد شده بود. اگر اخلاق ما اصلاح نشود، سعادتمند نمی شویم.
پس از دکتر ظریفیان، این دکتر حسن حضرتی بود که به شرح و بررسی واقعه عاشورا پرداخت.
حضرتی با اشاره به اینکه پس از جریان کربلا باز هم افراد بسیاری بودند که به حضور در صحرای کربلا افتخار می کردند و افرادی هم که نبودند نعل اسبی که بر پیکر امام تاخته شد و نیزه ای که در بدن امام رفت را به قیمت گزاف می خریدند و به این کار خود می بالیدند، این انحراف جامعه مسلمین را چیزی فراتر از یک جو آنی در روز عاشورا دانست.
وی گفت: نمی توان به دقت بین این دو نظریه ای که دکتر ظریفیان فرمودند، یعنی انحراف فکری و انحطاط اخلاقی یکی را به قاطعیت بر دیگری ترجیح داد. همه موارد دخیل بودند.
حضرتی افزود: تعریفی که امویان و مهم تر از همه شخص معاویه از خلافت داشتند در استبداد آنها نقش بسزایی داشت. معاویه برای اولین بار به صورت حساب شده از همه خواست درمورد او عنوان خلیفة الله به کار ببرند. پیش از او خلیفة الرسول یا حداکثر امیرالمونین بود که درمورد حاکم مومنین به کار می رفت. این بالا رفتن مقام معنوی که حتی بالاتر از نبوت بود سبب شد هیچ کس به خود جرات مقایسه خلیفه فعلی را با رسول الله نداشت.
این استاد تاریخ تایکید کرد: همین مساله بود که سبب شد هیچ نقدی از قدرت دیده نشود. این تغییر فکر مردم بود که سبب شد این انحراف و تغییر را جامعه شاهد باشیم.
حضرتی در پایان گفت: به نظر می رسد کاری که معاویه درمورد خلیفة الله انجام داد همان فره ایزدی بود که ما ایرانیان از دیرباز درخود داشتیم و هنوز هم داریم و باید درمورد آن بسیار هشیار و مراقب باشیم.
بنا بود در این برنامه دکتر داوود فیرحی و دکتر هدایت پناه نیز حضور داشته باشند که به گفته مجری برنامه، در لحظات آخر عدم حضور خود را اعلام کرده بودند.