دکتر غلامعباس توسلی

بدون حاکمیت مردم همان‌گونه که ارسطو شرح می‌دهد، بدون ملت آزاد همان‌گونه که لاک و میل مطرح می‌کنند، بدون توزیع قدرت دولت، چنان‌که مونتیکدو و مدیسون توصیه می‌کنند، از دموکراسی فقط نامی باقی می‌ماند.

جفری الکساندر

اگر انقلاب مشروطیت را که اکنون بیش از یک قرن از وقوع آن می‌گذرد، مرحله‌ای از جنبش مردمی برای استیفای حقوق مدنی، سیاسی، آزادی و عدالت همگانی بدانیم، این مرحله باید به مثابه نقطه عطفی در تحول فرهنگی و یک دگرگونی ریشه‌ای در بینش و خواسته‌های مردم ایران تلقی شود، نه یک حادثه گذرا و سطحی. عبارت انقلاب، خود گویای ریشه‌ای بودن و عمق دگرگونی است که یک‌صد سال پیش در جامعه ایران اتفاق افتاد. بیداری، خانه‌تکانی و رایحه نو در راستای اهداف و خواسته‌های هزاران ساله مردم برای رهایی از ظلم و ستم و سلطه نامشروع و غیرانسانی، چنان‌که امروز پس از یک‌صد سال که از آن زمان می‌گذرد و تغییرات فراوانی که در جهان رخ داده است، باز این حرکت‌ها را در سراسر خاورمیانه خاصه در کشورهای عربی و اسلامی ملاحظه می‌کنیم که زنده و پویا به سلطه‌گران و مستبدان اعتراض می‌کنند و روز و شب با تجمع خود در میدان‌های قاهره، اسکندریه، صنعا، الجزیره، دمشق، عمان، بحرین، تونس، بنغازی، طرابلس و سایر مناطق، خواسته‌های به‌حق خود را فریاد می‌کشند و پایان حکومت‌های زور و نامشروع را اعلان می‌کنند. چنانکه گویی در این یک‌صد سال هیچ چیزی در این منطقه اتفاق نیفتاده و حکومت‌های قرون وسطایی تا دنیا دنیاست بر مردم مظلوم منطقه ‌باید تسلط خود را حفظ کنند و در جهت حفظ منافع سلطه‌گران بین‌المللی قدم بردارند.

بدون شک انقلاب مشروطیت ایران، یکی از اصیل‌ترین و مردمی‌ترین انقلابات پیشگام در این منطقه از جهان بود که در آغاز قرن بیستم (1906 میلادی)، زمانی که سلطه‌جویان و استعمارگران بین‌المللی، خاصه روس و انگلیس که هرکدام با گروهی از حکام داخلی همدست شده به کمک آنها به تقسیم منطقه نفوذ بین خود سرگرم بودند و به پیشگامی روشنفکران و مجتهدان و شرکت قاطبه مردم، اعم از شهرنشینان، روستاییان و عشایر در حالی که از سلاطین مستبد قاجار سرخورده و ناامید شده بودند همگی قدم به میدان مبارزه گذاشتند و قانون اساسی مشروطیت را برای نخستین‌بار رقم زدند و بنیان یک دموکراسی را به مظفرالدین‌شاه تحمیل کردند (1324-ق. 1285 شمسی، 1906 میلادی). به این ترتیب بود که نخستین مجلس شورای ملی ایران با انتخاب قاطبه مردم و گروه‌های مختلف اجتماعی با 200 نماینده (که بعدا به 162 نفر کاهش یافت) تشکیل شد و عبارت رعایا به شهروندان آزاد با تساوی حقوق سیاسی و مدنی صورت قانونی به خود گرفت. هرچند موضوع به همین‌جا ختم نشد و متاسفانه پس از فوت مظفرالدین‌شاه و انتخاب محمدعلی میرزا به جانشینی او، وی با ندیده گرفتن امضا و تعهد پدرش تلاش کرد که با کمک عمال استبداد و مخالفان مشروطیت، مجلس را به توپ بندد و برای مدت کوتاهی دوره «استبداد صغیر» را برقرار کند. اما می‌دانیم که مردم از پا ننشستند و سرکشی محمدعلی‌شاه را که جنبه یک کودتا داشت، سرکوب کردند و او به خارج از ایران فرار کرد و حکومت مشروطه سلطنتی مجددا برقرار شد.

انقلاب مشروطیت ایران را نباید یک واکنش منفرد جدا از مجموعه حوادث و وقایعی که در سراسر قرن نوزدهم در دنیا و در ایران رخ داد، حادثه‌ای منحصر به فرد و ایزوله به حساب آورد، بلکه جریانات سیاسی و اجتماعی متفاوت و فراوانی به صورت یک فرآیند که زیر تاثیر عواملی چون جنگ ایران و روس، معاهدات تحمیلی گلستان و ترکمانچای، اصلاحات اجتماعی و نظامی امیرکبیر، قتل ناصرالدین‌شاه، نهضت سیدجمال‌الدین اسدآبادی، قیام مردم علیه قرارداد رژی، تشکیل انجمن‌های مختلف سیاسی اعم از پنهان و آشکار، پراکنش کتاب‌ها و روزنامه‌هایی مانند حبل‌المتین، ثریا، قانون، اختر و کتاب یک کلمه مستشارالدوله که همه دردها را از بی‌قانونی می‌دانست و بعضا از قانون حقوق بشر اقتباس شده بود، نوشته‌ها و رسالات میرزا فتحعلی ‌آخوندزاده، سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیک و سایر مکتوبات و مکاتبات که میان روشنفکران سکولار از یک‌سو و میان روشنفکران و روحانیون مطرح آن روز از سوی دیگر انجام می‌گرفت و صدها عامل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، همچون سفرهای ناصرالدین‌شاه به فرنگستان و گشایش بانک شاهنشاهی و بانک ایران و روس و قضیه نوز بلژیکی و ... مانند آن اثرات انکارناپذیری در روند شکل‌گیری و موفقیت نهضت مشروطیت ایران بر جای گذاشت. نهضتی که پس از یک قرن که از وقوع آن می‌گذرد هنوز جای گفت‌وگو، بحث و ارزیابی و چون و چرای فراوان دارد که فرصت آن در اینجا نیست. قدر مسلم هیچ انقلابی در همان نقطه‌ای که شروع به شکوفا شدن کرده، باقی نمی‌ماند و کنش و واکنش‌ها و چون و چراها با موانع فراوان برخورد می‌کند. انقلاب پدیده پیچیده‌ای در دنیای جدید است که به ندرت به هدف نهایی خود دست می‌یابد، خاصه که هر انقلاب در تاروپود عقاید و باورها در جامعه‌ای که اکثریت افراد آن محروم از حداقل سواد بودند و در غرقاب فرهنگ استبدادی و عقب‌ماندگی فرهنگی غوطه‌ور با جاه‌طلبی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها و افراط و تفریط‌های فراوان مواجه می‌شود که به آسانی نمی‌تواند از آنها عبور کند. به این ترتیب پدیده «مدرن» مشروطیت که باید از حالت یک نهضت به نهادی محکم و قوی حقوقی و سیاسی تبدیل شود، در غرقاب تفکر استبدادی و فرهنگ عقب‌افتاده در توفان خودخواهی و جاه‌طلبی و گمراهی، دچار آسیب‌های فراوانی می‌شود، عملا جامعه را به هرج و مرج، به دنبال آن قدرت‌محوری و در نهایت به بازتولید استبداد تهدید می‌کند. مسلم است که در انقلابات و تحولات اجتماعی و حتی در کودتاهایی که رخ می‌دهد، تغییرات زیربنایی چه فکری و چه اجتماعی و عملی به آسانی و به سرعت انجام می‌پذیرد، اما اگر دگرگونی‌ها و جابه‌جایی‌های ظاهری با تغییرات زیربنایی همراه نباشد و به سمت همکاری، هماهنگی، همیاری و منافع جمعی پیش نرود، حرکت مستقیم و جریان سالم امور، دچار اختلال و نابسامانی می‌شود. با تشکیل مجلس دوم، چپ و راست، مذهبی و دموکرات، سنت‌گرا و مدرن به جان هم می‌افتند و هرکدام دیگری را به خیانت متهم می‌کنند و گروه‌ها و احزابی که می‌باید اس و قوس جامعه مدنی و مشروطه‌طلب و نظام دموکراسی را تشکیل دهند در برابر هم صف‌آرایی می‌کنند و از گوشه و کنار ایران نواهای مخالف برمی‌خیزد که آغاز جنگ بین‌المللی به آن شدت و دامنه وسیع‌تری می‌بخشد.

در داخل ایران و در مناطق مختلف در شرایط نامناسب داخلی و بین‌المللی مملکت وضعیت غیرعادی پیدا کرد. قاضی محمد در کردستان، شیخ خزعل در خوزستان، میرزاکوچک‌خان جنگلی در گیلان (با هوس تشکیل جمهوری گیلان) همگی غالبا به نام نجات وطن، مردم را در وحشت جنگ، تجزیه و نگرانی جدی قرار دادند. از طرف دیگر حضور آلمانی‌ها و بلشویک‌ها پس از انقلاب اکتبر 1917 موجب نگرانی مردم شمال بود. در جنگ دوم جهانی نیز قوای خارجی پس از خروج رضاشاه از ایران، روس‌ها از شمال و انگلیس‌ها از جنوب وارد خاک ایران شدند و خودسرانه به اشغال ایران دست زدند و بهانه آنها لشگرکشی و انتقال مهمات به شوروی بود و آلمان نازی را بهانه تاخت و تازهای خود قرار داده بودند.

قحطی، سوءتغذیه، وضع بد بهداشت، گرانی، حضور عنصر خارجی و ده‌ها عامل منفی اثرگذار، مردم و نمایندگان مجلس نوپا را در معرض نگرانی و تهدید قرار داد. دولت ضعیف و پادشاه نوبالغ هرچند با حسن‌نیت در غوغای جنگ اول جهانی، ایران را به تجزیه و تقسیم شدن به مناطق نفوذ بین روس و انگلیس و تهدید و اولتیماتوم مکرر و محدودیت‌های فراوان وادار میکرد، در نتیجه این اولین قدم و تهدیدها، مجلس به عنوان اعتراض نخست به قم و سپس به کردستان هجرت می‌کند. همه اینها مردم را برای کودتای نظامی سردار سپه و سیدضیاءالدین طباطبایی آماده می‌کند. کودتای موفق 1299 در جهت خلع ید از احمدشاه قاجار و پایان دادن به سلطنت قاجاریه، مشروطیت و قانون اساسی را بیش از پیش کمرنگ و بی‌اثر می‌کند.

دیکتاتوری 20‌ساله رضاشاه دیگر

«نه از تاک اثر می‌گذارد نه از تاک نشان»

مدرس و دکتر محمد مصدق، سنگر مجلس را رها نمی‌کنند و شجاعانه با پروژه نظامی کردن دولت و به تعطیلی کشیدن مشروطیت با همه وسایل ممکن رودررو می‌شوند و مبارزه می‌کنند اما خشونت و زور روزبه‌روز جای بیشتری در جامعه باز می‌کند و مردم عملا در سرنوشت خود نقش مهمی بازی نمی‌کنند تا شهریور 1320 و تبعید اجباری رضاشاه توسط انگلیسی‌ها و مسایل بعدی.

حال اگر بخواهیم آسیب‌های درون‌زا و برون‌زای مشروطیت را ذکر کنیم به فهرست بلند بالایی می‌رسیم که در غالب انقلابات و جریان مردم‌سالاری از هر نوعش که باشد چه لاییک، چه دینی و چه سوسیالیستی و غیرآن عقیم می‌ماند و تنها برخی فواید جنبی و درازمدت آن بر زندگی مردم بی‌تاثیر نیست. نمونه‌های دیگری از این آسیب‌های خواسته و ناخواسته عبارتند‌ از: افراط و تفریط، واگرایی، دشمن‌تراشی، خشونت‌طلبی، عجله و ناشکیبایی، ضدیت با مدارا و تسامح، فوران احساسات و تعقل اندک، برچسب زدن به رقبا و مخالفان، مطلق‌اندیشی و حذف پوپولیسم، ایده‌آلیسم (آرمان‌گرایی)، جزم‌اندیشی، ضدیت با دموکراسی در ذات آن، انتقام‌جویی، کناره‌گیری، بی‌اعتمادی، زیادت‌خواهی و بالاخره توطئه‌های مکرر خارجی و هزاران آسیب کوچک و بزرگ که در جهت تضعیف انقلاب عمل می‌کنند.

به نوشته ماشاءالله آجودانی مولف کتاب مشروطه ایرانی: مخالفت با مشروطه‌خواهی صرفا به مخالفت با مبانی و اصول مشروطیت محدود نمی‌شد...

برخی با تجدد به جد سر ستیز داشتند. تنها نظام پارلمانی، آزادی و مساوات نبود که مخالف با شرع تلقی می‌شد، راه‌آهن، بانک، مدارس جدید، تئاتر و سینما، سجل احوال و شناسنامه، مالیات، گمرک و حتی نرخ‌گذاری اجناس هم مخالف شرع محسوب می‌شد. در حرمت مشروطیت رسانه‌های متعدد کوتاهی موجود است که اصل حرمت، مساوات و اصل وضع قوانین بیش از اصول دیگر مورد مخالفت بود. یکی از مواد آن ضلالت‌نامه (متمم قانون اساسی) بود که می‌گفت اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق خواهند بود.

آنها می‌گفتند: تقید به قوانین مملکتی را به سه شعبه تقسیم کرده‌اند. اول قوه مقننه است و آن ضلالت و بدعتی محض است، زیرا در اسلام برای امری جایز نیست که قانون بگذارند. اسلام ناتمامی ندارد که کسی بخواهد آن را تمام کند (حرف مشروطه، صفحه 66) .

ماده دیگر این ضلالت‌نامه، آزادی مطبوعات است. در تذکره‌الغافل مفصل آمده است: اگر مقصودشان اجرای قانون الهی و حفظ احکام اسلام است چرا خواستند اساس را بر مساوات و حریت قرار دهند زیرا قوام اسلام در عبودیت است ولاغیر... با همه این احوال، اثرات درازمدت و ژرف انقلاب مشروطیت در ایران که روح آزادی‌خواهی و پیشرفت و استعداد جامعه مدنی و حقوق انسانی در آن دمیده شد، هر بار در طول یک قرن اخیر کمک کرد که قدم‌های تازه در راه ایفای تحقق آن برداشته شود و آثار مفید و موثر آن هربار به صورت تازه‌ای آشکار شد که در این مختصر جای بحث آن نیست، اما اثرات آن غیرقابل انکار است. برای نمونه تنها به چند مورد اکتفا می‌کنیم:

1- تشکیل انجمن‌های (مخفی) مدنی به خصوص در تهران که تعداد آن را تا حدود 400 شمارش کرده‌اند. این انجمن‌ها به غیراز نقش تجمع و انسجام‌بخشی، کارکرد اطلاع‌رسانی سریع و همه‌جانبه‌ای داشت و در نهایت در شکل‌گیری حرکت مشروطیت و دفاع از آن چه به لحاظ فکری و چه از جهت تقویت تجمعات بسیار موثر بود.

2- انتشار اعلامیه‌ها، شب‌نامه‌ها، روزنامه‌ها و... که به صورت زنجیره‌ای به خبررسانی و راهیابی و آگاهی‌بخشی گفتمان‌های مدنی و دینی عمیق و سطحی همچون رسالات مشروطیت می‌پرداخت: کسروی به نقل از تاریخ بیداری می‌نویسد: شیخ یحیی کاشانی گفتاری درباره نادرستی‌های انجمن معارف و بدخواهی‌های اتابک نوشته و برای چاپ شدن به روزنامه حبل‌المتین فرستاد و چون آن گفتار چاپ شد و به ایران آمد یک انجمن که برای دشمنی با اتابک و کوشش در راه برانداختن او برپا شده بود، نویسنده آن شیخ یحیی را به انجمن خواندند و او بازگفتارهایی نوشت و به روزنامه حبل‌المتین فرستاد و کم‌کم روزنامه ثریا نیز به زبان آمد و آن هم سخنانی نوشت. در نتیجه اینها، اتابک از آمدن روزنامه‌های فارسی به ایران جلو گیری کرد.

ولی کوشندگان از پا ننشستند و این‌بار شب‌نامه‌ها نوشتند، در درون پاکت به اینجا و آنجا می‌انداختند و چون تنی از ایشان از نزدیکان شاه می‌بودند، به دست ایشان شب‌نامه‌ها روی میز شاه گذارده می‌شد.... در عهد مشروطیت روزنامه‌هایی همچون اختر در استانبول، حکمت در مصر، قانون در لندن، حبل‌المتین در کلکته، تربیت در تهران، ثریا و پرورش در مصر، الحدید با عدالت در تبریز و غیره روشنگری‌های فراوانی کردند و در رشد فرهنگ موثر بودند.

سنت روزنامه‌نویسی و شب‌نامه‌نویسی از آغاز جنبش مشروطیت همچنان ادامه یافت و در دوران استبداد صغیر (محمدعلی‌شاهی) و استبداد 20‌ساله رضاشاهی به اشکال مختلفی ظهور و بروز یافت تا جایی که می‌بینیم این حرکت بین سال‌های 1320 تا 1324 شمسی گسترش وسیعی پیدا کرد و فهرست روزنامه‌های فارسی‌زبان ایران به رقم 1413 ‌رسید. (فهرست روزنامه‌های فارسی، انتشارات دانشگاه تهران 24-1320)

3- اندیشه قانون در کشور هرچند کمی قبل از مشروطیت (خاصه در عصر میرزاحسین‌خان سپهسالار) شروع شد و مردم همه‌جا از قانون دم می‌زدند: ولی برای نخستین‌بار مفهوم «قانون اساسی» در اذهان شکل گرفت و ضرورت مجلس قانونگذاری همه‌جا احساس شد. می‌توان گفت نطفه اصلاحات قانون‌مدار در مشروطیت ریخته شد و قانونمندسازی روابط دولت و مردم و سازمان‌ها و ادارات و دادگستری... نیاز به قوانین مدنی و مدون حقوقی و جزایی و غیره را ایجاب کرد و این اندیشه همچنان در حال رشد است.

4- توسعه فرهنگ و گسترش مدارس. تاسیس دبستان‌ها در ایران از سال 1314 قمری (1275 شمسی) آغاز شد و مدارس رشدیه با وجود دشمنی برخی درباریان و روحانیون تا دیرباز از گسترش آن جلوگیری می‌شد. اما با انقلاب مشروطیت این سد شکسته شد. روحانیون خوش‌نامی همچون شادروان شیخ‌هادی نجم‌آبادی و سیدمحمد طباطبایی از توسعه دبستان‌ها پشتیبانی کردند و روحانی اخیرالذکر نخستین دبستان را به نام «اسلام» بنیاد نهاد. کسروی می‌نویسد که ظرف پنج سال از آغاز پیدایش مدرسه در تهران، 17 دبستان برپا گشت، در شهر تبریز چهار دبستان و به تدریج پای دولت به توسعه مدارس کشیده شد و سد مقابله با توسعه معارف به کلی شکسته شد؛ هرچند تا سال‌ها اینجا و آنجا هنوز مقاومت‌هایی وجود داشت، تا آغاز مشروطیت تقریبا همه شهرهای ایران دارای دبستان شد و مردم هزینه‌های زیادی برای توسعه آن کردند. این مباحث و تجزیه و تحلیل‌ها موجب رشد زمینه تاریخ‌نویسی جدید در ایران شد و در دوران مشروطیت پس از آن صاحب ده‌ها تاریخ مدرن و مستند رسمی شدیم.

5- طرح بحث‌های نظری در عصر مشروطیت به گفتمان دموکراسی‌خواهی و جامعه مدنی دامن زد و مساله مداخله رابطه مذهب و سیاست و مشروعیت نوع حکومت را به میان کشید و مردم به حقوق خود آگاه شدند. (رسائل مشروطیت)

موضوع تنها طرد استبداد و دفاع از آزادی‌طلبی نبود، بلکه بنیان‌های حقوق انسان‌ها، عدالت، برابری در برابر قانون، حق طبیعی، حقوق زنان و کودکان و حق آموزش‌و‌پرورش و بهداشت و مسکن و غیره در اذهان مطرح شد. یکی از آثار برجسته‌ای که در گفتمان مشروطیت مطرح شد اثر ارزنده مرحوم علامه شیخ محمدحسین نایینی بود که به صورت ریشه‌ای حکومت مردمی را با تکیه بر مبانی اسلامی مطرح و از آن دفاع کرد و این گفتمان تا مدرس و تا برپایی جمهوری اسلامی ادامه یافت و سد یکسونگری نسبت به مسایلی نظیر آزادی و مساوات و قانون تا حدودی شکسته شد و مردم نه فقط خواستار مردم‌سالاری و به دنبال مشروطیت، خواستار شرکت جمهور مردم در سرنوشت خود شدند، بلکه زمینه‌ای برای آگاهی نسبت به حقوق بین‌المللی و جهانی خود پیدا کردند. ضدیت با استبداد با مقابله با استعمار و رهایی از سلطه بیگانگان توام شد و یکی از ثمرات تاریخی آن جنبش نهضت ملی و ملی شدن صنعت نفت و اخراج استعمارگران از ایران بود. به طور خلاصه اگر بخواهیم مشروطیت را به درستی بشناسیم نه‌تنها باید به‌جد اجزا و عناصر و عوامل متشکله و موثر آن را بررسی کنیم بلکه باید مجموعه حرکت یک‌صد ساله اخیر را در طول و در عرض و عمق که در جهت شکل‌گیری و رشد مدنیت و مطالبات مردم شکل گرفته است مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم از مشروطیت تا به امروز چه راهی را پیموده و اکنون کجا ایستاده‌ایم.

منبع :روزنامه شرق 14مرداد 1390

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.