نخستین واکنش شاه،دیکتاتور ایران به قیام بزرگ مردم، دستگیری امام خمینی(س) و زندانی کردن ایشان در زندان قیطریه بود. اعتراض جانانه ملت و علما، دیکتاتور را مجبور به عقب نشینی کرد و حکم به آزادی امام از زندان داد. آزادی امام خمینی و بازگشت ایشان به قم در سال 43، با استقبال بی نظیر مردم ایران،بویژه مردم قم همراه بود. آنچه در پی می آید گزارشی مستند از روزهای پس از آزادی ایشان است که خروش مردم را حتی از زبان ساواک به تصویر می کشد.
آزادى امام و بازگشت به قم
عقربۀ ساعت، تقریباً ده شب یکشنبه 16 فروردین ماه 43 را اعلام مىکرد که ماشین شورلت سیاهرنگى که بهوسیلۀ چند ماشین دیگر اسکورت مىشد، سرکوچۀ امام مقابل بیمارستان فاطمیه توقف کرد و امام از آن پیاده شد. همراهان او که عبارت بودند از سرهنگ مولوى و چند تن از مقامات نظامى و امنیتى پس از پیاده کردن امام بسرعت از آنجا دور شدند تا خودشان از هرگونه پیشامد غیرمنتظرهاى دور بمانند! چند تن از دانشآموزان و محصلین که در حاشیۀ خیابان مشغول حاضر کردن دروس خود بودند و متوجه پیاده شدن امام از ماشین شدند، بىاختیار فریادى از عمق قلب کشیدند و به سوى او شتافتند. برخى از عابران که امام خمینى را در ماشین دیده بودند نیز، شتابان خود را به او رسانیدند. در آن ساعت شب با آنکه کوچهها و خیابانها تقریباً خلوت بود، هنوز امام چند گامى به طرف منزل برنداشته بود، که دهها نفر در اطراف او گرد آمدند. شعارِ «براى سلامتى حضرت آیتاللّه العظمى خمینى صلوات بلند ختم کنید» در فضاى آرام کوچه طنین افکند و سکوت شب را در هم شکست. با طنینافکن شدن شعار صلوات، مردم یکباره از خانهها بیرون ریختند. شور و هیجانى که از مرد و زن، خرد و کلان در آن دقایق تاریخ به وقوع پیوست، قابل توصیف نیست. آنگاه که امام به درب منزل خویش رسید، صدها نفر در اطراف او گرد آمده بودند و هیجانزده شعار مىدادند.
هنوز بیش از دقایقى از ورود امام به قم نگذشته بود که خبر آن همانند بمب در شهر صدا کرد و شهر را بلرزانید. دیرى نپایید که سیل جمعیت پیاده، پابرهنه، سواره، با چرخ، موتور و تاکسى و سوارى به سوى خانۀ امام سرازیر شد. شهر یکپارچه در شور و شوق و هیجان فرو رفت. هیاهو، جار و جنجال، سر و صدا و شعارهاى پىدرپى گوش فلک را کر کرد و گرد و خاک و غبارى که از حرکت و دویدن مردم برخاسته بود، فضا را فراگرفت. مردم مىخندیدند، مىگریستند، پا بر زمین مىکوبیدند، شعار مىدادند و همدیگر را در آغوش کشیده، تبریک و تهنیت مىگفتند. شهر مذهبى قم چنین شور و شوق و خروشى را کمتر به خود دیده بود.
دیرى نپایید که خانه و کوچه امام از جمعیت آکنده شد و براى تازهواردین دیگر جایى و راهى نبود. علماى قم همان شب خود را به منزل امام رسانیدند و با او ملاقات کردند. اساتید، فضلا و پاسداران و رهروان راه خمینى بسیارىشان بىعمامه و عبا و خیلىها پابرهنه، در آن هواى اوایل بهار که تقریباً سرد است، در کوچه و حیاط منزل امام بهتزده به هر سو در حرکت بودند. زنگ تلفن منزل براى لحظهاى قطع نمىشد و مردم از نقاط دوردست شهر که خبر آزادى امام را براى صدمین بار مىشنیدند، روى ناباورى از طریق تلفن پرسش مىکردند.
امام تا نیمه شب در بیرونى منزل، میان تودههاى مردم که در آنجا اجتماع کرده بودند به سر برد و به احساسات آنان پاسخ داد و آنگاه براى استراحت به اندرون رفت. به محض حرکت امام از جاى خود، یکباره مردم به کف زدن پرداختند، کف ممتدى که تا داخل شدن او به اندرون ادامه داشت و صداى آن تا دوردستها به گوش مىرسید.
فرداى آن روز خبر آزادى امام در مرکز و بسیارى از شهرستانها انتشار یافت، چه کسى باور مىکرد؟ مردمى که از مدتها پیش بارها خبر آزادى امام را شنیده بودند و بعد دریافته بودند که دروغى بیش نبوده است، این بار به این زودىها باور نمىکردند و بدون کوچکترین تردیدى مىگفتند دروغ است و مىگذشتند. مأموران ساواک که تا دیروز دهها بار خبر آزادى امام را به دروغ شایع کرده بودند، این بار مىکوشیدند که خبر آزادى او منعکس نشود و تا آنجا که مىتوانستند، آن را تکذیب مىکردند. و اگر این دسیسهها و تاکتیکهاى اهریمنانه به کار گرفته نمىشد، بىتردید با خبر آزادى امام، ایرانزمین همانند گهواره به حرکت در مىآمد و توفانى به پا مىخاست.
با این وجود، در همان روز اول آزادى امام، گروه زیادى از مرکز و بعضى از شهرستانهاى نزدیک که به صحت خبر آزادى او پى برده بودند، به سوى قم شتافتند و در همان روزهاى اول ازدحامى در قم به وجود آمد که نمونۀ آن را تنها در ایام محرم و روز عاشورا در این شهر مىتوان دید. سرهنگ مولوى شمار مردمى را که در ساعت 7 صبح روز یکشنبه 16/1/42 در منزل امام اجتماع کرده بودند «حدود چهار هزار نفر» تخمین زده است. محصلین و طلاب حوزه قم از صبح روز مزبور، بالاى در مدارس علوم اسلامى را چراغانى و آذینبندى کردند و با عکسهاى امام زینت بخشیدند. بسیارى از مغازهداران و کسبۀ قم در نخستین روز ورود امام به چراغانى دست زدند و شیرینى پخش کردند.
ستاد بحران در قم
طبق تصویب کمیسیون به اصطلاح امنیت ملى، سرهنگ مولوى (رئیس ساواک تهران) که امام را همراهى کرده بود، چند روزى در قم مستقر شد و ستادى تشکیل داد و حوادث و جریانهاى پس از ورود امام به قم را لحظه به لحظه دنبال کرد و اوضاع را زیر نظر داشت. هنوز بیش از ساعتى از ورود امام به قم نگذشته بود که کمیسیونى در شهربانى قم، زیر نظر سرهنگ مولوى تشکیل شد. در این کمیسیون افزون بر نامبرده، فرماندار قم به نام اسلامى، فرمانده هنگ ژاندارمرى قم به نام سرهنگ وقار، رئیس ساواک قم به نام سرهنگ بدیعى و رئیس شهربانى قم به نام سرهنگ پرتو، شرکت داشتند. از تصمیمهاى این کمیسیون اعلام آمادهباش به نیروهاى انتظامى و نظامى شهر قم بود.
سرهنگ مولوى در یکى از گزارشهاى خود به تهران، اوضاع قم را از لحظه ورود امام چنین گزارش داده است:
در ساعت 2200 روز 15/1/43 آقاى خمینى به قم وارد، پس از نیم ساعت اهالى از ورود ایشان مطلع، بعضى از روحانیون طراز اول و جمعى از طلاب و اهالى به دیدن ایشان رفتند. این ملاقاتها تا ساعت 2400 ادامه داشته و از صبح روز جارى نیز بازدید از ایشان در منزل شروع مىگردد و جمعیت تقریبى تا ساعت 715، در حدود چهار هزار نفر است که فقط ایشان را ملاقات و مراجعت مىکنند. در خیابانها و دکاکین و بازار، پرچم نصب، و آرامش برقرار است. آقایان فرماندار، فرمانده هنگ ژاندارمرى قم، رئیس شهربانى و رئیس ساواک قم و رئیس ساواک تهران، در شهربانى مستقر و از نزدیک همکارى مىنمایند. عدههاى تقویتى ژاندارمرى و شهربانى آماده، ولى عده تقویتى ارتش تا کنون تماس نگرفتهاند و اطلاعى از وضع آنان در دست نیست. (سند شماره 241)
رژیم شاه از آزادى امام تا آن پایه نگران و اندیشناک بود که افزون بر تشکیل ستاد بحران در قم و اعلام آماده باش نیروهاى انتظامى و نظامى، گردانى از ارتش و گروههایى از ژاندارمرى و یک واحد کماندویى را به عنوان نیروهاى تقویتى به قم روانه کرد، تا بتوانند با حوادث پیشبینى نشده مقابله کنند. این نیروهاى تقویتى تا روز 22 فروردین ماه 43 به حال آمادهباش در قم به سر مىبردند، چنانکه سرهنگ مولوى نیز تا روز مزبور در قم مستقر بود و رهبرى و هدایت ستاد بحران را بر عهده داشت و از روز 22 فروردین مسئولیت به اصطلاح امنیت قم بر عهده سرهنگ بدیعى، رئیس ساواک قم قرار گرفت.
جشن باشکوه فیضیه
شهر مذهبى قم به مناسبت آزادى امام، یکباره غرق در جشن و شادمانى شد و تمام خیابانها، میدانها، مدارس و مساجد، آذینبندى و چراغانى گردید. مغازهها، دکاکین، بازارها و خیابانها از عکسهاى امام که تا دیروز ممنوع بود آکنده شد، نغمۀ قرآن و اشعار مذهبى مرتب از بلندگوها پخش مىشد و در آسمان قم طنین مىافکند. مدرسۀ فیضیه، مرکز روحانیت قم به اندازهاى جالب آذینبندى و چراغانى شده بود که چشم هر بینندهاى را خیره مىکرد.
پلاکاردهایى با عناوین انقلابى در میدان آستانه و مقابل در ورودى مدرسۀ فیضیه و خیابانهاى اطراف بالا برده شده بود که نظر هر بینندهاى را به خود جلب مىکرد، روى برخى از آنها این شعارها جلب نظر مىکرد:
«حوزۀ علمیۀ قم آزادى بزرگ مرجع تقلید شیعیان جهان، حضرت آیتاللّه العظمى خمینى را به عموم مسلمانان ایران و جهان تهنیت مىگوید».
«نهضت اسلامى روحانیت تا پیروزى نهایى ادامه دارد».
«هنوز خون شهیدان مدرسۀ فیضیه و 15 خرداد مىجوشد».
«دست اسرائیل و صهیونیسم از سرنوشت ایران کوتاه باد».
«اجراى قوانین قرآن خواست ملت ایران است».
«مرگ بر دشمنان اسلام».
ساواک گزارش داد که «جلوى کوچه منزل خمینى در قم شعارى به شرح زیر روى پارچه نوشته شده و عین همین شعار در خیابان ارم هم دیده شده است: ورود حضرت آیتاللّه العظمى خمینى مرجع، تقلید شیعیان را به قم تبریک مىگوییم.
از طرف اهالى تهران.» (سند شماره 242)
حوزه قم طى اطلاعیه ای از «قاطبه مسلمانان قم و سایر شهرستانها» دعوت کرد در «جشن باشکوهى (که) در پایگاه علمى شیعه (مدرسه فیضیه) روز پنجشنبه 25 ذىالقعده، 20 فروردین (43) به مناسبت آزادى و بازگشت مرجع عالیقدر عالم تشیع، حضرت آیتاللّه العظمى خمینى... منعقد است... شرکت فرمایند...». (سند شماره 243)
استقبال بىمانند ملت ایران از امام و برپایى جشن باشکوه در مدرسه فیضیه، رژیم شاه را تا آن پایه نگران و بیمناک ساخت، که برخى از مقامات این پرسش را مطرح کردند که: «... نظر ساواک درباره تشکیل مجالس جشنى که قرار است بعد از ظهر امروز در مدرسه فیضیه قم و مدرسه عبداللّه خان واقع در بازار تهران برگزار گردد و بهطور کلى درباره تظاهراتى که در چند روز اخیر به مناسبت مراجعت آیتاللّه خمینى صورت مىگیرد چیست...» و بدینگونه مراتب نگرانى، ناراحتى و اضطراب خود را از گرایش تودهها به سوى امام و وفادارى آنان نسبت به او ـ به رغم تبلیغات گسترده و حسابشدۀ رژیم شاه علیه امام ـ آشکار ساختند و براى رهیدن از خطرى که از جانب گسترش اندیشه و آرمانهاى انقلابى امام در میان مردم، کاخ خونپایه آنان را تهدید مىکرد، از ساواک چارهجویى کردند.
نگرانى رژیم شاه از جشن مدرسه فیضیه آنگاه فزونى یافت که خبر حرکت سیل آساى مردم از اطراف و اکناف کشور براى شرکت در آن جشن باشکوه را دریافت کردند و نیز دریافتند که امام نیز در آن مراسم حضور مىیابند. سرهنگ مولوى طى تلگرامى به نخستوزیر گزارش داد که: «... آقاى خمینى بعد از نماز مغرب و عشا به مدرسه فیضیه خواهد رفت و به قرار اطلاع از اصفهان پانزده دستگاه اتومبیل و از تهران جمعیتى براى شرکت در (جشن) مدرسه فیضیه قم خواهند آمد...».
جشن باشکوه و بىمانند حوزه قم، با استقبال شایان ملت ایران روبهرو شد، سیل جمعیت به طرف قم و مدرسه فیضیه سرازیر گردید.
رئیس ساواک بازار به نام سرهنگ افضلى بازتاب آزادى امام در میان بازاریان را چنین گزارش کرده است: « ... خبر آزادى آیتاللّه خمینى در روى بازاریان و قاطبه اهالى جنوب تهران، اثر رضایتبخشى داشته است، بهطورى که عموم مردم خوشحالى زایدالوصفى از خود نشان دادهاند. شایع است که بازاریان تهران تصمیم داشتهاند ضمن تلگرافى، تشکر و سپاسگزارى خود را به آقاى نخستوزیر اعلام دارند، ولى در جلسهاى که بین خود تشکیل مىدهند اظهارنظر مىشود که آقاى خمینى تقصیرى نداشته که به زندان رفته و اکنون آزاد شده است، از این جهت شکر و سپاسگزارى مفهومى ندارد. ولى قاطبه اهالى، آزادى خمینى را به حساب دولت و شخص آقاى نخستوزیر گذاشته و از این جهت نهایت رضایت از دولت آقاى منصور دارند.... »
چنانکه در بالا آمد، فراخوانى حوزه قم براى شرکت در جشن شکوهمند آزادى امام با استقبال شایسته ملت ایران روبهرو شد. سیل زائران از اطراف و اکناف کشور براى شرکت در این جشن به سوى قم و مدرسه فیضیه سرازیر شد. مدرسه فیضیه از طرف انبوه مردم تا پشتبامها پر شده بوده و روحانیان آنان را پذیرایى مىکردند و چاى و شیرینى پخش مىشد. روحانیان جوان مبارز، انتظامات مدرسه را بر عهده داشتند و نظم و آرامش را بهخوبى برقرار مىکردند و اجازۀ اخلالگرى و آشوب به عناصر مشکوک و مرموز که سخت در تلاش و کوشش بودند که بلوایى بهپا کنند نمىدادند. جشن مدرسۀ فیضیه سه شبانه روز ادامه داشت و در شب سوم که شب جمعه بود، امام به عنوان قدردانى و تشویق از فرزندان انقلابى خویش، در جشن مزبور شرکت کرد و با استقبال پرشور و هیجان بىسابقۀ انبوه مردمى که در آنجا شرکت داشتند مواجه شد، بعضى از نزدیکان امام با شرکت او در این جشن موافق نبودند و براى او احساس خطر و نگرانى مىکردند و خیلى اصرار مىورزیدند که او را از این تصمیم بازدارند؛ لیکن موفق نشدند.
قطعنامۀ حوزۀ علمیه قم
پس از شرکت امام در جشن و قرار گرفتن در جایگاه مخصوص، قطعنامهاى که از طرف حوزۀ علمیۀ قم و پاسداران نهضت امام خمینى، تنظیم و تدوین شده بود قرائت شد،که در نوع خود بىمانند و تکاندهنده بود و اثر عمیقى در شنوندگان گذاشت که تا مدتها مورد گفتگو قرار داشت و در همهجا با تحسین و تشویق و شگفتى مواجه شد. قطعنامۀ مزبور چاپ شد و در حد وسیعى پخش گردید. متن آن در پى مىآید:
قطعنامه دانشجویان حوزۀ علمیه قم که در شب جمعه، 21 فروردین 1343 در جشن باشکوهى که به مناسبت آزادى و بازگشت حضرت آیتاللّه العظمى آقاى خمینى در مدرسۀ فیضیه برگزار شده بود صادر گردید: در این موقع که تودههاى وسیع مردم، صفوف خود را براى قبول رهبرى از مقام شامخ روحانیت، فشرده نمودهاند، دانشجویان حوزۀ علمیۀ قم از مراجع عالیقدر، مخصوصاً حضرت آیتاللّه العظمى خمینى خواستارند که در تأمین مستدعیات زیر کوشش فرمایند:
1ـ ایجاد نظم صحیح و برنامههاى اساسى همهجانبه در داخلۀ مراکز علمى، بویژه حوزۀ علمیۀ قم.
2ـ اجراى قوانین اسلامى به صورت کامل خود و احیاى سنتهاى متروکشده دینى.
3ـ اجراى قانون اساسى به معناى واقعى خود، بویژه اصل دوم متمم آن.
4ـ الغاى تصویبنامه و لوایح ضد دینى و انحلال مجلسین غیرقانونى.
5ـ جلوگیرى از ظلم و فساد، تعمیم عدالت اجتماعى، تأمین آزادىهاى فردى و اجتماعى و نیازمندىهاى عمومى و ایجاد یک ایران آباد، آزاد، مستقل در زیر پرچم پرافتخار مذهب جعفرى.
6ـ بهبودى وضع اقتصادى و تشویق ملى و اصلاح وضع کارگران و تهیه کار براى فارغالتحصیلان.
7ـ جلوگیرى از تولید و استعمال مواد مخدر و الکلى و کنترل دستگاههاى تبلیغاتى از قبیل رادیو، تلویزیون و جراید و جلوگیرى از اشاعه فحشا و منکرات از قبیل برنامههاى ضد اخلاقى سینماها و تئاترها و غیره.
8ـ آزادى جمیع زندانیان بیگناه، بویژه حجتالاسلام آقاى طالقانى و اساتید محترم دانشگاه و بازگشت تبعیدشدگان و آوارگان به بلاد خود.
9ـ رسیدگى به وضع معیشت بازماندگان شهداى پانزدهم خرداد.
حوزۀ علمیۀ قم
ساواک درباره جشن مدرسه فیضیه چنین گزارش داده است:
... پس از ورود آقاى خمینى به قم، طلاب طرفدار وى تصمیم گرفتند که روزهاى 20 و 21 فروردین ماه (43) که مصادف با پنجشنبه و جمعه مىباشد، در مدرسه فیضیه جشن مفصلى که جنبه میتینگ و دمونستراسیون هم داشته باشد برگزار نمایند... طلاب مشغول تزیین داخل صحن مدرسه فیضیه و میدان آستانه و همچنین خیابانهاى قم گردیدند. از صبح روز پنجشنبه جمعیت از شهرستانهاى شیراز، اصفهان، نجفآباد، خرمآباد، لرستان، محلات، خوانسار، خمین و تهران بهطور کاروان و متفرق به قم وارد و بلافاصله به ملاقات آقاى خمینى در منزل ایشان مىرفتند... از ساعت 1930 تا ساعت 2000 مرتب اشعارى در وصف خمینى و همچنین شعارهایى به نفع خمینى از بلندگو پخش مىگردید. در ساعت 2000 آقاى خمینى در میان ازدحام در حدود چهار هزار نفر، جمعیت شهرستانها و اهالى قم با تاکسى در میدان آستانه پیاده و به مدرسه فیضیه رفت از ساعت 2000 آقاى مروارید واعظ بر منبر رفت و مطالبى در مورد آزادى آقاى خمینى و خواستههاى ملت مسلمان ایران از دولت فعلى ایراد و همچنین قطع روابط سیاسى، اجتماعى، اقتصادى ایران با اسرائیل را خواستار شد و نیز تقاضا نمود که دولت در جراید و رادیو ـ تلویزیون این موضوع را اعلام نماید و به اعلام خود عمل کند و به آقاى مسعودى، مدیر مؤسسه اطلاعات پرخاش نمود که چرا مطالبى دروغ از قول روحانیت در روزنامه چاپ مىکند. پس از سخنرانى مروارید، آقاى على حجتى کرمانى واعظ، قطعنامه ده مادهاى حوزه علمیه قم را قرائت کرد که تعدادى بین اشخاص پخش شد و بعد از او آقاى خزعلى واعظ، مطالبى ایراد نمود که جنبه تحریکآمیز نداشت... .
جشن آزادى در شهرها و شهرستانها
جشن و چراغانى و پخش شربت و شیرینى تنها به شهر قم و مدرسه فیضیه محدود نبود، بلکه در بیشتر شهرهاى بزرگ ایران و برخى از شهرستانها نیز، مراسم سرور و شادى و چراغانى و آذینبندى به مناسبت آزادى امام برپا شد. در تهران در روز 20 فروردین 43 در مدرسۀ عبداللّه خان قرار بود، مراسم جشنى برگزار شود، لیکن کارشکنىهاى ساواک از برگزارى این مراسم جلوگیرى کرد. بنا بر گزارش ساواک، اشعارى را دانشآموزان در کاغذهاى خشتى دفاتر دبستان که قبلاً نوشته بودند به چراغهاى پایهبلند که در جلوى مسجد تا چهارسوق کوچک گذاشته بودند، نصب کردند:
هرگز دل من ز خصم در بیم نشد / در بیم رضا جهان دیهیم نشد
اى جان به فداى آنکه پیش دشمن / تسلیم نمود جان و تسلیم نشد
در روز 21 فروردین 43 بازار تهران از بازار حضرتى تا میدان سید اسماعیل چراغانى شد و تصاویر امام بر در مغازهها نصب شد و کسبه بازار، آزادى امام را با شادى و شعف به یکدیگر تبریک گفتند. بنا بر گزارش ساواک: «... در سراى مشیر خلوت، پرچم سبز رنگ بزرگى نصب شده است که به زبان عربى شعارى روى آن نوشته شده و ترجمه آن این است که «متمایل به ستمکاران، گرفتار عذاب مىشود» و زیر آن روى یک صفحه مقوایى به فارسى نوشته شده است: «ورود آیتاللّه خمینى را به قم به شیعیان تبریک مىگوییم». ساواک قزوین نیز گزارش داده است که: «... روز 17/1/43 عدهاى از بازاریان به عنوان تظاهر به آزادى آقاى خمینى و عزیمت وى به قم پرچمهاى ملى افراشته بودند، چون روز مزبور جنبه ملى و مذهبى نداشت از طریق شهربانى بهطور غیر محسوس به صاحبان دکاکین مزبور تذکر داده شد که از هرگونه تظاهر خوددارى نمایند...».
این کارشکنىها، فشارها و هشدارها از طرف رژیم شاه در شرایطى بود که به ظاهر مىکوشید وانمود کند که با امام به تفاهم و توافق رسیده است! و ساواک و شهربانى طى بخشنامههایى به ابواب جمعى خود دستور مىدادند که در برابر برگزارى مراسم تجلیل و تکریم نسبت به امام، واکنشى از خود نشان ندهند و تظاهر به نفع امام را عادى و سازگار با سیاست دولت بنمایانند، (سند شماره 245) با این وجود از اظهار وفادارى و جانبدارى تودهها از امام تا آن پایه وحشت داشتند که حتى نتوانستند جشن و چراغانى را که به مناسبت آزادى او در گوشه و کنار کشور برگزار مىشد تحمل کنند و به اعتراف خودشان «بهطور غیر محسوس» به ارعاب و اخطار دست زدند و کوشیدند که مردم را از جشن و چراغانى و تظاهر به هوادارى از امام نیز بازدارند، لیکن به رغم این نابکارىها و نامردمىها، ملت ایران تا آنجا که توانستند از هر راهى وفادارى و پشتیبانى خود را از امام نشان دادند، در اصفهان جشن و چراغانى گسترده و باشکوهى در بازار، مساجد و برخى از خیابانهاى شهر برگزار شد.
افزون بر آذینبندى بازار و برخى از خیابانهاى اصفهان، مجالس جشن و شادى و سرور نیز از طرف مردم آن شهر در برخى از مساجد و مدارس برپا شد.
روحانیان کرمان نیز طى اطلاعیهاى، آزادى و بازگشت امام به قم را به اطلاع اهالى رسانیدند و عموم مردم را به شرکت در مجلس جشنى که در مسجد جامع کرمان در روز 19 فروردین 43 برگزار مىشد، فراخواندند. (سند شماره 246) در بیشتر شهرهاى فارس ـبویژه شیراز ـ نیز چراغانى گستردهاى به عمل آمد. در شیراز علاوه بر برپایى جشن و چراغانى، مجالس شادى و سرور و سخنرانى برگزار شد و اعلامیههایى انتشار یافت. در کازرون کسبه بازار به مغازههاى خود پرچم و عکس امام نصب کردند و جشن باشکوهى برپاداشتند. در همدان نیز افزون بر به اهتزاز درآمدن پرچم همراه با تصاویر امام و چراغانى و آذینبندى، مراسم جشنى نیز در روزهاى مختلف از جمله در تاریخ 21 و 28 فروردین 43 در برخى از مدارس و مساجد آن شهر برگزار شد و سخنرانان در منابر از امام تجلیل کردند و راه و اندیشه او را ستودند. از روحانیانى که در مسجد کمالآباد همدان سخنرانى کردند، عندلیبزاده، سپهرى، سمواتى، ملکیان، و سید احمد حسینى بودند که درباره اهداف و آرمانهاى امام با مردم سخن گفتند و راه امام را تبیین کردند.
نیز اشعارى در ستایش امام خواندند و مردم را به پیروى از راه و مرام امام دعوت کردند. سید احمد حسینى در پایان سخنان خود این اشعار را قرائت کرد:
عالم دین بار دیگر رونقى دیگر گرفت / جلوه عالیترى گلزار پیغمبر گرفت
آیتاللّه خمینى، رهبر محبوب ما / شد رها از قید و اینک پرده از رخ برگرفت
کرد ثابت مرد دانا پیرو اغیار نیست / هیچکس مانند عالِم واقف اسرار نیست
مقصد آزادگان خیر و صلاح کشور است / مرجع تقلید را با کس سر پیکار نیست
اى جوانان، اى دلیران، اى بزرگان، همتى / تا شود بنیاد بیداد و ستم از بن خراب
«ستاد بزرگ ارتشتاران» گزارش کرده است که: «... از تاریخ 18/1/43 مرتباً جلساتى در مساجد و منازل اهالى به مناسبت آزادى آیتاللّه خمینى در کرمانشاه برقرار و طبق اطلاع، اهالى در نظر داشتند شهر را چراغانى نمایند، که وسیله شهربانى جلوگیرى گردیده است». (سند شماره 247)
در قائمشهر نیز مجلس جشنى به مناسبت آزادى امام در تاریخ 3/2/43 در مسجد حجتیه شاهى برگزار شد، که حدود پانصد نفر در آن شرکت کردند. در شهر دلیجان نیز چراغانى، نصب پرچم و عکس امام، سراسر خیابانها و بازار را فراگرفت. در زاهدان نیز اهالى با برپایى جشن در یکى از مساجد شهر نسبت به امام اظهار وفادارى کردند. در تویسرکان نیز روز شنبه 26/1/43 در مسجد جامع آن شهرستان جشن گرفته شد. در همایونشهر جشن باشکوهى از طرف هیأت مهدویه برگزار شد. در بابل نیز روز 11/2/43 به مناسبت عید غدیر و آزادى امام جشن گرفتند. در لرستان نیز شادى و شعف و پخش شیرینى و مراسم جشن در مسجد سلطانى در روز 23/1/43 برپا شد. در دیگر شهرستانها مانند کاشان، یزد، خرمآباد، نجفآباد، مشهد و... نیز مراسم جشن و سرور و پخش شربت و شیرینى به مناسبت آزادى امام برپا بود و سخنرانان در بسیارى از این مراسم دربارۀ اهداف و آرمانهاى امام و مقام علمى و عرفانى او سخن گفتند. در نجف اشرف نیز به دنبال انتشار خبر آزادى امام، جشن باشکوهى از طرف روحانیان حوزه نجف در مدرسه آقاى بروجردى برگزار شد و قصیدهها و مقالههایى خوانده شد.