منطقه هندوچین شامل کشورهای جنوب شرق آسیا از جمله ویتنام، تایلند، مالزی، کامبوج و میانمار که تا زمان جنگ جهانی دوم جزئی از مستعمرات فرانسه بود، به وسیله ارتش ژاپن به تصرف درآمد و برای مدت کوتاهی دست فرانسه از آن ناحیه دور ماند. به گزارش خبرنگار جی پلاس، پس از پایان جنگ و به تبع آن، شکست ژاپن، سازمان چریکی و سیاسی کمونیست ویتنام به رهبری هو شی مین، در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ اعلام استقلال کرد و با نیروهای فرانسوی که در صدد اشغال دوباره ویتنام بودند به مقابله پرداخت و جنگ اول ویتنام شکل گرفت؛ اما فرانسه از ارتش اتحادیه استقلال ویتنام (ویت مین) شکست سختی خورد و در سال ۱۹۵۴ در قالب کنفرانس ژنو، شکست را پذیرفت و به استقلال سه کشور ویتنام، کامبوج و لائوس راضی شد لیکن این، پایان ماجرا نبود و خروج فرانسوی ها از ویتنام با اختلاف میان موافقان و مخالفان کمونیسم همراه شد. در کنفرانس قرار بر این بود که ویتنام به طور موقت به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شود. هدف به ظاهر آن بود که پس از رأیگیری از مردم ویتنام، تکلیف حکومت در این کشور معلوم شود. حکومت ویتنام جنوبی به رهبری فردی غربزده به نام نگو دین دیم، با تشویق امریکا از شرکت در مذاکرات مربوط به برگزاری این رأیگیری سر باز زد و با حمایت مستقیم غرب، به سرکوب شدید کمونیستها پرداخت و بسیاری از مردم را به اتهام کمونیست بودن اعدام کرد. برخی از نیروهای ویت مین که در جنوب باقی مانده بودند دست به مقاومت مسلحانه علیه حکومت نگو دین دیم زدند و نیروهای ویتنام شمالی نیز پس از مدتی به حمایت از این مبارزات در جنوب پرداختند که منجر به تأسیس جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی (ویت کُنگ) به وسیله کمونیست ها شد. این ماجرا آتش آغاز جنگی به مراتب بزرگتر و فاجعه آمیزتر را شعله ور کرد. ویتنام جنوبی که محل استقلال مخالفان کمونیسم بود و تمایل به سیاست های غربی داشت، مورد حمایت غرب، بخصوص امریکا که در اوج جنگ سرد با بلوک شرق به سر می برد قرار گرفت. هدف امریکا از مداخله در ویتنام، علاوه بر مبارزه با سیاست های شرق، اجرا کردن طرح و نظریه ای موسوم به «دومینو» بود که به نابودی حکومت های دیکتاتوری کمونیستی می انجامید. این مسأله در سه دهه ۵۰ تا ۸۰ بسیار تبلیغ می شد؛ اما ویتنام شمالی که از قدرت بیشتری نسبت به همتای جنوبی خود برخوردار بود و تا کنون توانسته بود جنگ با ژاپن و فراسه را رهبری کند، مورد حمایت شدید کشورهای سرخ (شوروی، چین، کره شمالی و کامبوج) قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۵۵، رسماً جنگ دوم ویتنام با حمله نیروهای ویت کنگ به قسمت جنوبی آغاز شد. ضعف نیروهای جنوبی، امریکا و غرب را بر آن داشت تا در سال۱۹۶۱ به دستور جان اف کندی، رئیس جمهوری امریکا، مستشاران نظامی امریکایی را برای کمک به ویتنام جنوبی اعزام کند طوری که در سال ۱۹۶۴ گروه مستشاران به ارتشی از سربازان کادر امریکا تبدیل شده بود. پس از حمله موفقی که ویتنام شمالی به ناوهای نیروی دریایی امریکا کرد، امریکا بمباران هوایی شمال را به طور منظم آغاز کرد اما تعداد حملات زهردار و پی در پی ارتش ویت کنگ، ضعف نیروهای جنوبی را که حالا علاوه بر امریکا، کشورهایی چون کره جنوبی، نیوزلند و استرالیا هم او را یاری می کردند، آشکار شد و به ظاهر در ۱۹۷۳ با امضای موافقتنامه صلح پاریس و خروج کامل نیروهای امریکایی، جنگ پایان پذیرفت، اما نیروهای کمونیستی شمالی حملات خود را با قدرت پیش گرفتند و با سرعت به سمت سایگون، پایتخت ویتنام جنوبی پیش رفتند و سرانجام در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ جنگ ویتنام با یکپارچه شدن ویتنام، تحت لوای پرچم سرخ کمونیسم و رهبری مقتدرانه هوشی مین، برای همیشه پایان یافت. مورخان، تلفات این جنگ را اینگونه نقل کردند که این درگیری ها نزدیک به چهار میلیون کشته برجاى گذاشت که ۵۸ هزار نفر آنها امریکایى بودند؛ همچنین امریکا از این نبرد ۳۰۰ هزار زخمى و معلول هم به یادگار گرفت. در نتیجه پایان جنگ ویتنام، توسعه نفوذ بلوک شرق در عرصه جهانى به اوج خودش رسید. متحدان شوروی از کوبا در ۱۵۰ کیلومتری امریکا تا ویتنام در ۱۴ هزار کیلومترى آن کشور گسترده شدند و در جنوب آسیا، شمال آفریقا و شرق اروپا دست بالا را از آن خود کردند.
کپی شد