حضرت امام خمینی در 20 آذر 1362 درجمع اعضای شورای نگهبان تصریح کردند: آنچه مهم است این است که ما مىخواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلًا اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نمودهایم. و عدول در بین فقها از فتوایى به فتواى دیگر درست همین معنا را دارد. وقتى فقیهى از فتواى خود برمىگردد یعنى من در این مسأله اشتباه نمودهام و به اشتباهم اقرار مىکنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورای عالى قضائى هم باید این طور باشند که اگر در مسئلهاى اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم. پیش از انقلاب من خیال مىکردم وقتى انقلاب پیروز شد افراد صالحى هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون مىروند کارهاى خودشان را انجام مىدهند. بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحى بودند و دیدم حرفى که زدهام درست نبوده است، آمدم صریحاً اعلام کردم من اشتباه کردهام. این براى این است که ما مىخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفى را زده باشم و امروز حرف دیگرى را و فردا حرف دیگرى را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفى زدهام باید روى همان حرف باقى بمانم امروز مىگویم ما دام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحى نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند، علما باید مشغول به کارهایشان باشند.
حضرت امام خمینی در 20 آذر 1362 درجمع اعضای شورای نگهبان تصریح کردند: آنچه مهم است این است که ما مىخواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلًا اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نمودهایم. و عدول در بین فقها از فتوایى به فتواى دیگر درست همین معنا را دارد. وقتى فقیهى از فتواى خود برمىگردد یعنى من در این مسأله اشتباه نمودهام و به اشتباهم اقرار مىکنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورای عالى قضائى هم باید این طور باشند که اگر در مسئلهاى اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم. پیش از انقلاب من خیال مىکردم وقتى انقلاب پیروز شد افراد صالحى هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون مىروند کارهاى خودشان را انجام مىدهند.
بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحى بودند و دیدم حرفى که زدهام درست نبوده است، آمدم صریحاً اعلام کردم من اشتباه کردهام. این براى این است که ما مىخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفى را زده باشم و امروز حرف دیگرى را و فردا حرف دیگرى را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفى زدهام باید روى همان حرف باقى بمانم امروز مىگویم ما دام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحى نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند، علما باید مشغول به کارهایشان باشند.
بیانات [در جمع اعضاى شوراى نگهبان (هدف اصلى، حاکمیت اسلام)]
زمان: صبح 20 آذر 1362/ 6 ربیع الاول 1404
مکان: تهران، جماران
موضوع: هدف اصلى، حاکمیت اسلام
حضار: فقها و حقوقدانان شوراى نگهبان قانون اساسى
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
معناى عدول از فتوا در بین فقها
آنچه مهم است این است که ما مىخواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلًا اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نمودهایم. و عدول در بین فقها از فتوایى به فتواى دیگر درست همین معنا را دارد. وقتى فقیهى از فتواى خود برمىگردد یعنى من در این مسأله اشتباه نمودهام و به اشتباهم اقرار مىکنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورای عالى قضائى هم باید این طور باشند که اگر در مسئلهاى اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم. پیش از انقلاب من خیال مىکردم وقتى انقلاب پیروز شد افراد صالحى هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون مىروند کارهاى خودشان را انجام مىدهند.
بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحى بودند و دیدم حرفى که زدهام درست نبوده است، آمدم صریحاً اعلام کردم من اشتباه کردهام. این براى این است که ما مىخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفى را زده باشم و امروز حرف دیگرى را و فردا حرف دیگرى را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفى زدهام باید روى همان حرف باقى بمانم امروز مىگویم ما دام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحى نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند، علما باید مشغول به کارهایشان باشند. این شأنى براى علما نیست که ریاست جمهورى و یا پست دیگرى را داشته باشند. چون وظیفه است به این کارها مىپردازند. خلاصه یک چیز را نباید فراموش کنیم که همه مىخواهیم اسلام پیاده شود.
نگرانى از تکرار مشروطه
من حالا هیچ نگرانى ندارم چون اکثر افراد را مىشناسم و مىدانم که اکثراً متعهد و متدین هستند، بلکه نگرانى من از این است که نکند سستى کنیم و در پیاده کردن اسلام دقت لازم را ننماییم بعداً اشکال پیش بیاید. نکند مثل مشروطه شود که آقایان تلاش کردند و مشروطه را بنا گذاشتند، آن وقت چند نفر از سیاسیون مستبد، مشروطه خواه شدند و حکومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشکیل دادند. امروز من هیچ ترسى ندارم، ولى ترسم از آن است که مبادا ما مسائل را به صورتى محکم تحویل دسته بعد ندهیم، ترسم از آن است که مبادا از حرفهاى خارجیها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستى کنیم. ما باید همه چیز را به همان قوّتى که امروز دارد، تحویل دسته بعد دهیم، و آنها هم کوشش کنند که به همان قوّت تحویل دسته بعد دهند. ما باید بنیان را محکم کنیم و به دسته بعد دهیم تا پیش خدا مقصر نباشیم. باید هیچ سستى نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مىگوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم مىشود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها
باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. شوراى نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند. احکام اولیه باید جارى شود و آن روز هم که اضطرارى پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید جارى نمایند. باید بنیان از امروز محکم شود.
جلوگیرى از دخالت زورگویان در انتخابات
شوراى نگهبان و شورای عالى قضایى و مجلس و دولت باید به گونهاى عمل کنند که بنیان محکمى را پایه گذارى نمایند. اگر بخواهیم به اسلام پایبند باشیم، باید آینده را در نظر گرفته و درست نماییم. سعى کنید مثل مشروطه سستى نشود. الحمد للَّه امروز مثل زمان مشروطه نیست که خوبها در اقلیت بودند بلکه شما در اکثریت هستید و قلیلى هستند که انحراف دارند. و من قبلًا در مورد انتخابات گفتم که همه چیز ما باید روى موازین اسلامى باشد. افرادى که تعیین مىشوند باید کسانى باشند که به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند، و عقیدهشان هم این باشد که اسلام خوب است. نه فقط اظهار کنند ولى عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب خیلىها اظهار اسلام مىکردند.
البته اقلیتهاى رسمى غیر مسلمان قانوناً انتخاب مىشوند پس مردم، افرادى را که تعیین مىکنند باید سعى در شناسایى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأى دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اینکه از یک دسته خاصى باشد، نه اینکه اهل علم باشد، حزبى باشد، بازارى باشد، اینها دیگر شرط نیست، عمده موازین است که قانون و اسلام تعیین کرده است. ما باید مجلس را نگه داریم.
دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شاید هم خوب بود، ولى بعدها کم کم رسید به جایى که خودشان افرادى را انتخاب مىکردند. پس ما باید سعى کنیم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شرکت کنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثیر کسى واقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأى دهند. مردم نباید کنار بروند، اگر مردم کنار بروند همه شکست مىخوریم.
خود مردم نگذارند قلدرها دخالت کنند، افراد نالایق دخالت کنند. اگر عدهاى جمع شدند و افراد نالایق را انتخاب کردند، مردم به آنها رأى ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند،مجلس آنها را قبول نکند. تمام مردم موظفند که در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثیر هیچ کس قرار نگیرند. بعد از اینکه مشورت کردند که براى اسلام مفید است رأى دهند. اگر کسى مورد شک بود و یا اگر کسانى منحرف، خودشان را معرفى کردند، به آنها رأى ندهند. ما باید مجلسمان را نگه داریم و کارى کنیم که براى دولتى خوب اساس باشد. مردم اگر از من گِله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف کردهام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادى را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را مىخواهند،همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند. اگر یک ظالم خلاف کرد، اسلام که نکرده است. پس باید کارى کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود. اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادى ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار رویم و از صحنه خارج شویم. زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر مىشود. پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم.
خداوند به شما قدرت و سعادت عنایت فرماید.
و السلام علیکم و رحمة اللَّه.
صحیفه امام، ج18، ص: 241 تا 245