خرمشهر تنها شهر ایران بود که البته نه به تمامی که بخش مهمی از آن به اشغال نیروهای بعثی درآمد. عراقی‌ها از خرمشهر ویرانه‌ای ساختند که حتی تا امروز هم نام آن برازنده‌اش نشده و دیگر کسی نخل‌های برافراشته شهر را ندیده است. اشغالگران تخم مرگ را در شهر پاشیدند و بسیاری از خانه‌های آن را ویران کردند. خرمشهر تنها شهر ایران بود که البته نه به تمامی که بخش مهمی از آن به اشغال نیروهای بعثی درآمد. عراقی‌ها از خرمشهر ویرانه‌ای ساختند که حتی تا امروز هم نام آن برازنده‌اش نشده و دیگر کسی نخل‌های برافراشته شهر را ندیده است. اشغالگران تخم مرگ را در شهر پاشیدند و بسیاری از خانه‌های آن را ویران کردند. تصاویر زمان جنگ خرمشهر بیشتر به عکس‌هایی شباهت دارد که از شهری زلزله زده گرفته شده باشد. اما وقتی رد رگبار مسلسل‌ها، محل اثابت خمپاره‌ها و گلوله توپ‌ها وترکش‌ها، سوراخ عبور موشک آرپیجی و توپ 106 بر در و دیوار، رد ترکش "خمپاره‌های زمانی" را روی پشت بام ساختمان‌های نیمه مخروبی که به سختی سرپا ایستاده‌اند، لاشه پوکه‌های توپ و گلوله روی زمین و حتی خمپاره‌های عمل‌نکرده را دنبال می‌کنی تازه متوجه عمق فاجعه‌ای که صدبار بدتر از زلزله است می‌شوی. اینجا جنگ سختی به وقوع پیوسته و اشغالگرانی با هیبت انسانی به جان انسان‌های خرمشهر افتاده بودند.

***
به گزارش میراث خبر ،خرمشهر شهری جنگ زده است که تقریبا دو دهه آبادانی را پشت سر گذاشته است. چهره خرمشهر امروز تغییر کرده اما هنوز هم در کوچه‌ها و خیابان‌های خرمشهر ردپای جنگ دیده می‌شود. ردپایی که یادگار 8 سال دفاع مقدس است و به جای آنکه با تدابیر درستی از آن حفاظت کنند، یک به یک ساخته می‌شوند.
ردپایی که هر بیننده خرمشهری را به یاد نخستین روز‌های جنگ می‌اندازد و وقتی برای تو که امروز آن‌ها را می‌بینی تعریف می‌کند، حتی تخیلت هم اجازه ثبت تصاویری که درباره‌شان می‌شنوی ندارد و تنها می‌توانی یک لحظه تصوری تلخ از واقعه‌ای بزرگ را در سرت بپرورانی:
"چند ساعتی از ظهر گذشته بود و آفتاب گرم خرمشهر رفته رفته وسط آسمان را رها کرده و مسیر غرب را در پیش می‌گرفت. باد آرامی رودخانه کارون را به جریان انداخته بود و هوای گرم خوزستان رفته رفته خنک‌تر می‌شد. مردم خرمشهر به سایه‌بان‌های حیاط خانه‌هایشان پناه برده بودند تا ساعتی را در گرمای آخرین روز تابستان استراحت کنند. سکوتی شهر را دربر گرفته بود. همه در خانه‌هایشان بودند. مغازه‌ها نیمه باز بود و کسی کسب و کاری نمی‌کرد. آخرین دقایق سکوت شهر بود که صوت گلوله‌ای آن را به هم ریخت و با انفجارهای پی در پی در هم شکست و دودی مهیب به همراه گرد و خاک آسمان آبی خرمشهر را در بر گرفت. هیچ کس را مجال ماندن در خانه نبود و همه به خیابان‌ها ریخته بودند، اما بازهم در امان نبودند. خیابان‌ها، کوچه‌ها، خانه‌های مسکونی، مراکز اداری و تاسیساتی و مقرر سپاه از جمله نقاطی بود که عراق مدام مورد هدف قرار می‌داد. پس از یک ساعت صدای انفجار در شهر قطع شد اما خرمشهر دیگر روی سکوت را ندید. به جای صدای انفجار از هر ویرانه‌ای صدای فریاد و گریه و ناله شنیده می‌شد و صدای آمبولانس‌ها و ماشین‌های آتش‌نشانی، گوش شهر را کر کرده بود."
خرمشهر از هنگام تاسیس (1227 ق./ 1812 م.) تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (1357 ش./ 1979 م.) سه بار، یک‌بار به دست حاکم بغداد و دو بار به دست انگلیسی‌ها اشغال شد. این شهر در اوایل سده 13 ه.ق شهر کوچکی بود.
در این ایام به دلیل امنیتی که شیخ‌های بنی‌کعب در این حدود برقرار کرده بودند، به سرعت رو به آبادی نهاد و بندر مهمی شد. در سال 1235 ه. ق حصاری به دور آن کشیدند و خرمشهر در نیمه اول سده 13 ه.ق رو به آبادی و پیشرفت نهاد و در سال‌های پیش از 1254 ه.ق که عثمانی‌ها به آن هجوم آوردند، به‌صورت یک بندر آزاد درآمد.
پیش از آنکه خرمشهر پدید آید شهری کهن به نام "بیان" در محل فعلی این شهر وجود داشت که تا قرن چهارم هجری نیز به حیات خود ادامه داد. پیش از متروک شدن "بیان" کانالی که امروز کارون را به اروند رود وصل می‌کند و از میان خرمهشر می‌گذرد ایجاد شده بود.
پس از بیان شهر کوچکی به نام "محرزی" در حوالی خرابه‌های آن به وجود آمد و خیلی زود به لنگرگاه مهمی تبدیل شد. به نظر برخی مورخان، خرمشهر بازمانده شهر بیان و محرزی است که در آخرین خشکی محل تلاقی رودهای کارون و اروند واقع شده و در اواخر دوره زندیه رو به آبادانی نهاد. خاندان کعب که در آبادانی خرمشهر نقش به سزایی داشتند در بخش جنوبی آن برای خود دژی مستحکم ساختند و به این ترتیب خرمشهر هر روز آبادتر می‌شد.
خرمشهر زمان حکومت شیخ خزعل "مُحمَّره" خوانده می‌‌شد؛ محمره به معنای شهر سرخ است و خرمشهر به این دلیل به این نام خوانده می‌شد که قسمت عظیمی از سواحل شهر، در بیشتر روزهای سال به علّت جزر و مدّ دریا به رنگ قرمز می‌گرایید. در تیرماه سال 1314 ه.ش فرهنگستان نام خرمشهر را بر محمره گذاشت. بعدها خرمشهر در زمان دفاع مقدس با نام خونین‌شهر نیز یاد شد.
قصر فیلیه که کنار رودهای کارون و بهمنشیر و در 5 کیلومتری خرمشهر کنونی بنا شده تنها اثر تاریخی خرمشهر است. شیخ جابر، از شیوخ دوره قاجار، قصر فیلیه را که اکنون خرابه‌های آن باقی مانده در دوازدهمین سال حکمرانی خود بنا نهاد. به نوشته میریان قصر فیلیه یکی از عمارت‌های بزرگ خاورمیانه بود که در و پنجره‌های آن از چوب ساج و آبنوس ساخته شده و آیینه‌کاری‌‌های سقف، داخل اطاق‌ها، طارم و ایوان‌های آن با تمثال‌های پادشاهان قاجار تزیین شده بود.
تنها چند کیلومتر به خرمشهر باقی مانده است که در سمت راست جاده اهواز _ خرمشهر و در محور شمال به جنوب آن می‌توان ابتدا انبارهای عمومی و سپس خانه‌های پیش‌ساخته را دید. البته از انبارهای عمومی امروز بیش از یک سوله و چندین ساختمان اداری چیزی باقی نمانده است.
خانه‌های پیش‌ساخته که از آن به عنوان نخستین اقامتگاه خرمشهری‌ها پس از ورود دوباره به شهر یاد می‌شود، شامل نزدیک به 100 واحد آپارتمانی می‌شود که قبل از انقلاب ساخت آن آغاز شده و قرار بود 500 خانوار را در خود جای دهد. با شروع جنگ این مجموعه آپارتمانی مراحل پایانی خود را طی می‌کرد و به منظور اسکان دادن به کارکنان راه‌آهن و گمرک ساخته می‌شد. اما جنگ ادامه ساخت آن را متوقف کرد و به محل درگیری میان رزمندگان با نیروهای عراقی بدل شد.
پلیس راه خرمشهر که درست کنار خانه‌های پیش ساخته واقع شده است یکی از مهمترین محل‌های درگیری جنگ تحمیلی بود. به دلیل وجود پلیس راه خانه‌های پیش‌ساخته نیز به منظور دفاع از ورودی شهر تبدیل به محل درگیری نبرد خانه به خانه شده بود.
خانه‌های پیش‌ساخته در جنگ دچار آسیب‌هایی شدند اما چون اولین محل اقامت خرمشهری‌ها پس از جنگ بود ساخت و ساز آن زودتر از بخش‌های دیگر شهر آغاز شد. بخشی از ساختمان‌های ویران آن در سال‌های اوایل دهه 70 شمسی توسط دولت و بخش‌های دیگر آن نیز به دست مردم ساخته شد. امروز از بقایای باقی‌مانده جنگ کمتر در این مجموعه ساختمانی دیده می‌شود. البته هنوز هم با قدم زدن در خیابان‌های موازی این شهرک، می‌توان آثار اندکی از دوران جنگ را مثل دیوارهایی که به گلوله بسته شده‌اند را دید.
پادگان دژ درست کمی پایین تر از خانه‌های پیش ساخته اما در محور سمت چپ جاده اهواز _ خرمشهر و درست قبل از ورود به شهر قرار گرفته است. مجموعه چهار دیوار عظیم با مقرر نگهبانی که در داخل خود یک مجموعه دژ مانند دارد این پادگان را تشکیل می‌دهد. پادگان دژ بخشی از لشگر 92 زرهی اهواز بود.
عراق پس از اشغال خرمشهر خانه‌های بسیاری را تخریب کرد. بخشی از این خانه‌ها بر اثر بمباران قبل از اشغال و بخشی از آن نیز به منظور سنگرسازی تخریب شد. اما در این میان آهن‌پاره‌ها، ماشین‌های متلاشی شده و در و پنجره‌های فلزی بی‌شماری جمع‌آوری شد. بخشی از این آهن‌پاره‌ها به همراه ماشین‌های منهدم شده به صورت ایستاده در بیابان‌های پشت پادگان دژ کاشته شدند. عراق بر این تصور بود که این بیابان‌ها محل مناسبی برای فرود هلی‌کوپتر و چترباز است و به همین علت با این‌کار مانع از انجام این کار شد. پس از فتح خرمشهر رزمندگان نام این منطقه را میل‌آباد گذاشتند. جایی که میله‌ها، آهن‌پاره‌ها و ماشین‌ها سر به هوا ایستاده‌اند تا اگر چتربازی پایین بیاد تکه پاره‌اش کنند.
خرمشهر از چندین محله اصلی تشکیل شده است. مسجد جامع، کوی آریا، فلکه دروازه، کوی بوستان، کوی طالقانی، عباره، فلکه راه آهن، کشتارگاه، کوی فرشید، منازل بندرگمرک و ... از جمله این محله ها هستند که هریک به فراخور محل و موقعیت، ساکنین متفاوتی دارد.
مثلا بخش مرفه نیشین و اعیانی شهر اطراف مسجد جامع و کوی آریا شکل گرفته بود. کوی طالقانی شامل خانه‌های منظم با کوچه‌های منظمی بود که هنوز هم بافت قدیم خود را که البته قدمت چندانی ندارد را حفظ کرده است. محله عباره بخش فقیر نشین خرمشهر بود که هنوز منازل آن در منتهی الیه شمال شرقی خرمشهر و درست در کنار جاده ساحلی وجود دارد و مردم در آن زندگی می‌کنند. اکثر مردم خرمشهر پیش از جنگ از رفاه نسبی برخوردار بوده و در بخش‌های دیگر شهر ساکن بودند.
ساختمان‌های خرمشهر بین یک تا سه طبقه ساخته می‌شدند. به همین علت به غیر از ساختمان‌های بندر ساختمان مرتفعی در شهر وجود نداشت. هر چند امروز ساختمان‌های بیش از 4 و 5 طبقه هم در شهر ساخته می‌شود که کاملا از اصول مهندسی شهرهایی چون تهران و دیگر شهرهای بزرگ تبعیت می‌کند.
به همین علت دیگر اثری از بافت سنتی خرمشهر دیده نمی‌شود و در ساخت و سازهای اخیر نیز به هیچ یک از موارد معماری اقلیمی منطقه نیز توجهی نمی‌شود. معماری که در آن حیاط، سایه‌بان و همچنین پنجره‌های بزرگ و پوشش سقفی سبک به همراه بالکن‌ها نقش به سزایی داشتند.
حیاط خانه‌های خرمشهر عموما به طرف کارون و یا اروند رود ساخته می‌شدند تا نسیم خنکی که از رودخانه به طرف شهر می‌آید بدون مانعی وارد حریم خانه‌ها شود. اما امروز با حذف تمام شمایل معماری اقلیمی خرمشهر، این شهر مهم بندری تبدیل به شهری مثل شهرهای جدید صنعتی می‌شود.
بخش‌هایی چون کوی طالقانی، پل نو و میدان مقاومت (کشتارگاه) مهمترین محل‌های درگیری روزهای آغاز جنگ تحمیلی بود.
در محور غربی میدان مقاومت وارد بولواری می‌شویم که به سمت پل نو می‌رود. در سمت چپ جاده می‌توان به راحتی سوله‌های بزرگ بندر گمرک خرمشهر را دید که بر اثر اثابت ترکش، گلوله و حتی گلوله‌های توپ به شدت آسیب دیده‌اند. گفته می‌شود که در این سوله‌ها بیش از 1000 دستگاه اتومبیل بود که توسط کشتی‌های تجاری در بندر خرمشهر تخلیه شده و در آن‌جا نگهداری می‌شدند.
عراق هرگز این سوله‌ها را بمباران نکرد. زیرا از آنچه در سوله‌ها نگهداری می‌شد مطلع بود و زمانی که بندر را به تسخیر خود درآورد، تعداد زیادی از ماشین‌ها را از سوله‌ها خارج کرد. همچنین در پشت سوله ها می‌توان جرثقیل‌های بندر خرمشهر را دید که بیکار در گوشه‌ای افتاده‌اند.
از دیگر بخش‌های جنگ زده خرمشهر می‌توان به میدان راه‌آهن و درب سنتاپ (یکی از درهای اصلی گمرک) اشاره کرد. این نقاط شدیدترین درگیری‌ها را به خود دیده است که به فراخور آن امروز باید بیشترین ردپای جنگ را نیز در آن‌جا دید. اما همه چیز تغییر کرده و حتی ردی باقی‌نمانده است.
خیابان 40 متری بهترین مسیر درسترس به مرکز شهر است. جایی که آخرین روزهای مقاومت را تحمل کرد. دو خیابان 40 متری و امام خمینی (لب شط، یا خیابان ساحلی) از جمله خیابان‌های موازی شهر هستند که بخش‌های مختلف شهر منتهی می‌شوند. در خیابان‌های کوچکی که از این دو خیابان اصلی منشعب می‌شوند خیابان‌ها و گذرهای دیگر شهر را پدید می‌آورند.
خیابان 40 متری از یک سمت به میدان کشتارگاه و از سمت دیگر به میدان فرمانداری ختم می‌شود. این خیابان بلندترین و عریض‌ترین خیابان خرمشهر است. در طول مسیر این خیابان زمین‌های مسطحی دیده می‌شود که به راحتی می‌توان حدس زد قبلا در آنجا خانه‌هایی وجود داشته که امروز کاملا پاکسازی شده است. پس از اشغال خرمشهر، عراقی‌ها اکثر خانه‌های خیابان 40 متری را با لودر صاف کردند تا از خاک و نخاله حاصل از آن، خاکریزهای دو جداره بزنند.
این نوع خاکریز در دو سوی خیابان زده می‌شد تا جلوی اثابت ترکش‌های حاصل از شلیک توپ‌های ایرانی گرفته شود. به این ترتیب زمانی که یک عراقی در خیابان‌های دور از کارون حرکت می‌کرد هنگام انفجار توپ و یا خمپاره در امان می‌ماند.
خیابان چاسبی از یک سو به کارون و خیابان امام خمینی و از سو دیگر به مسجد جامع ختم می‌شود. مسجد جامع اولین سنگر دفاع مقدس بود. این مسجد آخرین نقطه‌ای بود که از خرمشهر به دست بعثی‌ها افتاد. وقتی خیابان چاسپی را به طرف مسجد ادامه می‌دهم با تعداد بی‌شماری خانه‌های نوساز مواجه می‌شوم.
این منطقه در گذشته جز مناطق خوب خرمشهر بود که قشر مرفه در آن زندگی می‌کرد. اما عجیب است با وجود آنکه مسجد جامع و خیابان‌های اطراف آن به شدت مورد حمله قرار گرفته بود اما کمتر اثری از جنگ در این منطقه وجود دارد. مسجد جامع خرمشهر بر اثر اثابت ترکش‌ها و برخورد موشک‌های خمسه و توپ‌خانه سنگین دشمن به شدت آسیب دید.
اما چون این مسجد از اهمیت خاصی برخوردار بود، پس از جنگ نیز توسط عراقی‌ها به مقرر نظامی تبدیل شد و به این ترتیب دور تا دور آن و بیشتر محور شمالی را که امروز تبدیل به بولوار کوچکی شده است را از هر خانه‌ای پاکسازی کرده و پس از محصور کردن مسجد به وسیله سیم خاردار دور آن را مین‌گذاری کردند. سپس با نصب تابلو‌های الغام به معنای میدان مین، تنها یک مسیر برای ورود به مسجد جامع باز کرده بودند.
می‌گویند حمله برق‌آسای رزمندگان در فتخ خرمشهر به عراقی‌ها فرصت نداد تا تابلوهای الغام را که هشدار منطقه مین بود از اطراف مسجد جامع جمع‌آوری کنند. اگر این تابلوها برداشته می‌شد تعداد تلفات ایرانی‌ها در فتح خرمشهر دو چندان می‌شد. عراقی‌ها مثل بذر مین‌های گوجه‌ای را که مخصوص نفر است در همه‌جای شهر به خصوص اطراف مسجد جامع ریخته بودند. بعضی از این مین‌ها با سیم به یکدیگر متصل بودند تا هنگام انفجار یکی از آن‌ها بقیه نیز منفجر شوند. این مین‌ها مخصوص زمین‌گیر کردن نفر بود و در طول جنگ پاهای بسیاری را از زانو قطع کرد.
امروز وقتی به ساختمان مسجد جامع نگاه می‌کنم به غیر از گوشه کوچکی از آن دیگر اثری از یادگاری‌های جنگ آن دیده نمی‌شود. تمام بخش‌های مسجد بازسازی شده است. البته در شکل و فرم ساختمان آن دخل و تصرفی نشده و هنوز هم با دو گنبد سر نبش خیابان چاسبی و فخررازی واقع شده است.
در اصلی مسجد جامع ابتدا از سمت خیابان فخررازی باز می‌شد. البته امروز بیشتر از دری که از سمت خیابان انقلاب (چاسبی سابق) باز است تردد می‌شود. این مسجد کاش‌کاری‌های زیبایی داشت که در جنگ فرو ریخت که اکنون بخشی از آن در موزه دفاع مقدس خرمشهر نگهداری می‌شود.
امروز همه شهر قربانی فراموشی و حذف تاریخ شده است. هر روز ساخت و ساز جدیدی در شهر آغاز می‌شود و برخی از این ساخت و سازها یادگاری‌های جنگ را هدف گرفته است. باید در کوچه پس کوچه‌های شهر به دنبال ردپای جنگ باشی. روزگاری شهر با تو از جنگ می‌گفت و امروز تو باید به دنبال جملات به جای مانده از تاریخ جنگ در کوچه‌های شهر قدم بزنی.

امروز خرمشهر خرم _‌ شهر نیست. اصلا خرم نیست و تغییراتی که در شهر می‌شود هم خبری از خرمی ندارد. دیگر نخلی در شهر به پا نمی‌شود و درختان شهر تو را به یاد خرمشهر نمی‌اندازد. همه چیز در حال تغییر است؛ از آدم‌ها گرفته تا خانه‌ها و فرهنگ‌ها و گذشته. در حالی که خرمشهر میراث فرهنگی جنگ است. میراثی با مکان‌رویدادهای خاطره‌انگیز و تکرار نشدنی که باید حفظ شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.