باز هم آلودگی هوا در صدر اخبار مهم روزنامه های قرار دارد و حتی انتخابات با تمام شور و هیجانش به پای رنگ خاکستری هوا در اخبار نرسید.
اما پس از آیم موضوع جایگاه سید حسن خمینی در خبرگان آینده، ورود معین به انتخابات مجلس، نگرانی دلواپسان، تلاش برای اجماع اصولگرایان و به میدان نیامدن باهنر از مهمترین اخبار منتشر شده در رزونامه های صبح امروز هستند.
از سوی دیگر توقیف فیلم «خانه دختر »و عدم استقبال استان گلستان از احمدی نژاد از دیگر اخبار مهم امروز است.
روزنامه اطلاعات
سازمان محیط زیست: جمعیت بیش از ظرفیت عامل اصلی آلودگی هوای تهران است
معاون سازمان حفاظت محیط زیست جذب جمعیت بیش از ظرفیت زیستی در تهران را دلیل اصلی آلودگی هوای پایتخت دانست و گفت: افزایش ساخت و سازهای بیرویه تهران و گسترش شهرنشینی در سالهای اخیر به دلیل افزایش تراکم و ایجاد درآمد بیشتر برای شهرداریها یکی از بزرگترین اشتباهات مدیریتی بوده است که باید اصلاح شود.
سعید متصدی با اشاره به ضرورت انطباق ساخت و سازها با ظرفیت زیستی، اظهار داشت: اگر بهره برداری از یک شهر فراتر از ظرفیت زیستی آن باشد، محیط زیست منطقه توان خود پالایی را از دست میدهد بنابراین یکی از عوامل آلودهکننده هوا مباحث مربوط به جذب جمعیت بیشتر از ظرفیت و ساخت و سازهای بیرویه است که شهرداری باید نسبت به آن حساسیت داشته باشد و مراقبت و کنترل لازم را انجام دهد. وی در ادامه تصریح کرد: کاهش جمعیت شهری و مراقبت محیط زیست شهری از مسائل مهمی است که در شورای عالی شهرسازی مطرح می شود و دولت در حال انجام فعالیتهایی است که به کاهش آلودگی کمک کند. معاون سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که مشکلی برای اجرای طرحLEZ که در شورای عالی ترافیک مطرح شد، وجود ندارد و مورد توافق همه دستگاهها قرار گرفته است، گفت: اجرای تدریجی این طرح جزو مصوبات شورای عالی ترافیک بود. همچنین در بحث اجرایی شدن طرح، باید مقدمات و پیشنیازهایی فراهم شود که دبیرخانه شورای عالی ترافیک به دنبال فراهم کردن آن است.
متصدی با تاکید بر این که اجرا ی یک طرح نباید بدون تمهیدات لازم صورت گیرد، افزود: باید تغییرات بسیاری در سیستمها ایجاد کنیم که تغییر سیستم زوج و فرد و سیستم معاینه فنی از جمله آنهاست. همچنین این که چه خودرویی بتواند وارد محدودهLEZ شود از مواردی است که باید به آنها پرداخته شود .
وی با بیان این که مسئولیت فراهم شدن مقدمات اجرای این طرح برعهده شهرداری، وزارت کشور و پلیس است، تاکید کرد: تا زمانی که تمهیدات آماده نشود،امکان اجرای طرح نیست و انجام طرح بدون آماده شدن تمهیدات هیچ منطقی ندارد و نمیتوان بر اساس یک ایده، یک فعالیت مهم را انجام داد، زیرا باید مشکلات احتمالی در اجرای طرح بررسی و برای آنها راه حل ارائه شود.
معاون سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این که هیچ کوتاهی در روند طرحLEZ صورت نگرفته است، گفت: اعضای شورای عالی ترافیک با بحث اجرا موافقت داشتند و سازمان حفاظت محیط زیست هم به عنوان دستگاه نظارتی معتقد استLEZ میتواند جایگزین برخی سیستمهای کنونی برای کاهش آلودگی شود. متصدی از تردد حدود یک میلیون خودرو فرسوده در کشور خبر داد و افزود: البته خودروهای فرسوده در آلودگی کلانشهرهایی چون تهران نقشی زیادی ندارند،چراکه خودروهای فرسوده بیشتر در شهرهای کوچک در حال تردد هستند. امیدواریم امسال حتی بیشتر از سال قبل خودرو فرسوده خارج کنیم و خروج خودروهای فرسوده دردستور کار کمیته ملی کاهش آلودگی هوا قرار دارد.
وی با اشاره به یکپارچهسازی معاینه فنی خودروها به عنوان یکی از عوامل کاهش آلودگیها که در کمیتههای ملی و استانی کاهش آلودگی هوا مطرح می شود، گفت: اکنون این طرح مراحل آزمایشی را طی میکند و وزارت کشور به عنوان متولی روند آن را مدیریت میکند.البته برخی تمایل داشتند که همچنان معاینه فنی شهری خود را ادامه دهند و وارد این سیستم یکپارچه نشوند که با توجه به پیگیریها و هماهنگیهای انجام شده آنها هم مجاب شدند که در سیستم یکپارچهسازی معاینه فنی ورود داشته باشند و هیچ سیستمی را به طور جداگانه نداشته باشیم تا تقلبات و تخلفات در زمینه معاینه فنی کاهش یابد. معاون سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به بحث حدود مجاز معاینه فنی به عنوان یکی از اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست، گفت: پس از سالها، این حدود اصلاح شد و به تصویب شورای عالی محیط زیست رسید و برای اجرا ابلاغ شد تا در افزایش کارآمدی معاینه فنی و کاهش آلودگی موثر باشد. حدود مجاز معاینه فنی مربوط به غلظت خروجی اگزوزهاست که پیش از این اعداد آن کارآمد نبودند،بنابراین اصلاحاتی با توجه به نوع خودرو و سوخت آن انجام و ابلاغ شده است.
۲۹ دی اجرای سیستم یکپارچه معاینه فنی
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اهمیت لایحه هوای پاک برای محیط زیست کشور و تاثیر تصویب آن در فعالیتها و برنامهریزیهای مربوط به این حوزه، از آغاز به کار سیستم یکپارچه معاینه فنی، از ۲۹ دی ماه خبر داد.
گزارش سایت اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست ، معصومه ابتکار در جلسه کارگروه ملی مقابله با آلودگی هوا که با حضور نمایندگان دستگاههای اجرایی مرتبط با موضوع آلودگی هوا و مصوبه اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ هیات دولت در زمینه مقابله با آلودگی هوای کشور تشکیل شد، گفت: بیشک با وجود همه تلاشهای صورتگرفته در دولت یازدهم برای مقابله با مساله آلودگی هوا، جبران عقب ماندگیها و غفلتهای صورتگرفته در سالهای گذشته در مدت زمان کوتاه میسر نیست.
معاون رئیس جمهوری با اشاره به وضع هوای تهران در هفته گذشته ، اظهار داشت: در حالی که شاهد پایداری شدید هوا در تهران بودیم، اما شاخصها به شرایط اضطرار نرسید و این نشاندهنده نتایج مثبت اقداماتی است که برای بهبود کیفیت سوخت و بنزین و گازوییل صورت گرفته است.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به افزایش تعداد خودروها، افزایش ترددها و افزایش ساخت و سازها گفت: همه شاخصهای موثر در افزایش آلایندگی هوا رو به رشد است و قرارنگرفتن شاخصهای هوای تهران در شرایط اضطرار ناشی از اقدامات کنترلی تاثیرگذار بوده است.
وی کارگروه ملی مقابله با آلودگی هوا را ساز و کاری برای هماهنگی بین بخشی و نظارت بر میزان و حسن پیشرفت مصوبه دولت در باره وظایف دستگاهها برای بهبود کیفیت هوای کشور دانست و افزود: تشکیل منظم این جلسات درعالیترین سطح به ارزیابی از روند اجرای وظایف تعیین شده و رفع چالشها و ضعفها در این زمینه منجر خواهد شد. ابتکار ابراز امیدواری کردبا پیوستن شهرداری تهران به سیستم یکپارچه معاینه فنی، همچنین هماهنگی با راهور ناجا، این سیستم از ۲۹ دی ماه به صورت رسمی آغاز به کار کند.
معاون رئیس جمهوری راه اندازی سیستم یکپارچه معاینه فنی را گامی موثر در زمینه کاهش تخلفات صورت گرفته در این حوزه، رفع نقاط ضعف موجود در این سیستم و تشویق و ترغیب مردم برای مشارکت در زمینه کاهش آلودگی هوا دانست و گفت: برنامهها و تصمیمات دولت یازدهم و کمیته ملی در زمینه مقابله با آلودگی هوا زمانی نتیجه بخش خواهد بود که نگاه فرابخشی، هماهنگی و انطباق میان فعالیتهای نهادهای مسئول وجود داشته باشد. وی از رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس خواست برای تصویب لایحه هوای پاک در مدت زمان باقیمانده از مجلس نهم، تلاشی ویژه داشته باشد و تاکید کرد: لایحه هوای پاک از اهمیت بسیار زیادی برای محیط زیست کشور برخوردار است و تصویب این لایحه میتواند پشتوانه ای مستحکم و روزآمد برای فعالیتها و برنامه ریزیها در این زمینه باشد.
محمدرضا تابش رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس هم با بیان این که پلیس راهور خط مقدم مقابله با آلودگی هوا ست، گفت: بنابراین سیاسی کردن مساله آلودگی هوا و چشم پوشی از تلاشهای صورت گرفته و نتایج مثبت به دست آمده، کاری دور از اخلاق و انصاف است.
وی با اشاره به لایحه هوای پاک که در نوبت طرح در صحن علنی مجلس قرار دارد، گفت: احتمالا برای به نتیجه رسیدن این لایحه و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی از اصل ۸۵ استفاده شود.
وزیر بهداشت افزایش مرگ و میر به دلیل آلودگی هوا را تکذیب کرد
وزیر بهداشت با بیان اینکه آمار مرگ و میرهای امسال نسبت به سال گذشته تغییری نکرده است، افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی مراجعات به اورژانسها به دلیل آلودگی هوا را رد کرد. به گزارش ایسنا، دکتر سیدحسن هاشمی در حاشیه مراسم کمپین شهروند سالم، در پاسخ به خبرنگار ایسنا درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر افزایش مرگ و میر به دلیل آلودگی هوا گفت: اخبار مربوط به افزایش مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا را دیدم. گزارش هایی که در این زمینه ارائه شده است و ادعاهایی که میشود زیاد قابل استناد نیستند. من از مسئول سازمان بهشت زهرا در این زمینه سوال کردم و پرسیدم آیا تعداد مرگها افزایش داشته است که گفتند تعداد مرگها در طول سال ثابت است و از دی ماه به بعد افزایش مییابد.هاشمی ادامه داد: ما باید نگران آلودگی هوا باشیم و برای بهبود آن تلاش کنیم. اما با این موضوع به صورت ابزاری برخورد نکنیم.
وی در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره افزایش مراجعات به اورژانس به دلیل آلودگی هوا گفت: این طور نیست که مراجعه به اورژانس ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش داشته باشد. در این موضوع که هوای آلوده منجر به بیماری میشود، تردیدی وجود ندارد. باز هم در این موضوع که آلودگی هوا بیماریهای تنفسی به ویژه آسم را تشدید میکند، تردیدی نیست اما از طرف دیگر باید در ذکر آمار دقت کنیم؛ چرا که مردم به مرور زمان بیاعتماد میشوند. بنابراین نباید ذهنیات و حدسیات خود را به عنوان آمار قطعی اعلام کنیم. من آنچه را که اطلاع دارم از سوی سازمان بهشت زهرا و اورژانس ها و آمار مرگ و میرهای بهشت زهرا نسبت به سال گذشته تغییری نکرده است که ممکن است دلیل آن مراقبت مردم باشد.
وزیر بهداشت با بیان اینکه ما میخواهیم هوای شهرمان پاک باشد، گفت: باور داریم که انجام این کار شدنی است، اما یک وزارتخانه، یک سازمان و حتی دولت به تنهایی از پس آن بر نمیآید و همه باید کمک کنند و بدانند این کار شدنی است. همانطور که روزی هوای لندن و استانبول بسیار آلوده تر از تهران بود اما طی برنامهای ۱۰ ساله اکنون جزو پاک ترین شهرهای دنیا محسوب میشوند؛ چرا که هیچ کس مسئولیتش را گردن دیگری نیانداخته است.
هاشمی در پاسخ به سوالی درباره لزوم تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی هوا گفت: مهم این است که همیشه سلامت مردم در سرلوحه برنامهها باشد. با دستوری که رئیس جمهور دادند هر زمانی که نیاز باشد هم سازمان محیط زیست و در راس آنها استانداری تهران و وزارت بهداشت با همین دستور تصمیم گیری میکنند تا از سلامتی مردم مراقبت شود، اما باید به جهات دیگر موضوع نیز توجه شود؛ چرا که زمانی که یک روز را تعطیل میکنیم این طور نیست که مردم از قبل پیش بینیهایی کرده باشند. بنابراین باید همه جهات را در نظر بگیریم تا مردم آسیب روحی، روانی، جسمی و غیره نبینند و در مجموع به گونهای تدبیر شود که آسیبی به مردم وارد نشود.
لزوم ورود رئیس جمهوری
رئیس کمیسیون سلامت شورای شهرتهران هم خواستار ورود رئیس جمهوری به موضوع حل معضل آلودگی هوای پایتخت شد.
رحمت الله حافظی با بیان این که مدیران سلامت مردم را در تصمیم گیریهای خود مدنظر قرار دهند، افزود: اگر تصمیمات سلامت محور و در راستای ارتقای سلامت مردم باشد، با گذشت زمان مشکلات حل خواهد شد؛ اما متاسفانه با وجود اقدامات موثری که در دوسال گذشته اعم از گوگردزدایی از گازوئیل و افزایش کیفیت بنزین انجام گرفته است، چون حلقههای ارتباطی کامل نیست هنوز هم با مشکل مواجه هستیم.
وی با بیان این که دولت دهم در اردیبهشت ۹۲ مصوبهای داشت که براساس آن خودروهای دیزلی ملزم به نصب فیلتر دوده شدند؛ اما اتفاقی نیفتاد، تاکید کرد: دولت تدبیروامیدهم حدود دوسال قبل مصوبهای داشت که براساس آن خودورسازان از ابتدای سال ۹۴ باید فیلتر دوده روی خودورهای تولیدیشان نصب میکردند اما اجرا نشد.
حافظی با بیان این که نمایندگان مجلس در تشدید آلودگی هوا سهم دارند افزود: چندسال قبل مصوبهای را نمایندگان امضاء کردند که براساس آن معاینه فنی از ۲ به ۵سال افزایش یافت و موجب بروز مشکلاتی شد.
وی پیشنهاد داد شخص رئیس جمهوری در چارچوب کمک به کاهش آلودگی هوا مداخله کند تا هر دو هفته یک بار همه دستگاههای مرتبط را جمع و به طور جدی اقداماتشان را برای کاهش آلودگی هوا مطالبه کند.
حافظی درباره تاثیر آلودگی هوا بر افزایش مرگ و میر پایتخت نشینان گفت: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، آلودگی هوا سرطانزا است و از سوی دیگر براساس اعلام سازمان بهشت زهرا ، در روزهایی که وضع هوا در حالت اضطرار است میزان مرگ ومیر ۲۰ تا ۳۰ نفر بیشتر است .
اتخاذ تصمیم اثرگذار برای کاهش آلودگی هوا
حسن کریمی معاون عمرانی استانداری تهران دیروز در حاشیه جلسه کمیته اضطرار آلودگی هوای استان تهران، درباره تصمیم اعضای کمیته درباره تعطیلی مدارس تهران تاکید کرد: با توجه به محدوده زمانی امتحانات مدارس و تعطیلی روزهای گذشته و عقبماندگی درسی دانش آموزان، مدارس تهران امروز تعطیل نخواهد بود.
وی افزود: همچنین در این جلسه مقرر شد درباره تعطیلی احتمالی مدارس استان تهران در روز دوشنبه و همچنین اجرای طرح زوج و فرد از مقابل در منازل،امروز تصمیم گیری شود.
کریمی همچنین گفت: همه مسابقات ورزشی از جمله لیگ فوتبال در استان تهران امروز برگزار نخواهد شد.
سردار حسینی رئیس پلیس راهور تهران هم بدون اشاره به علت اجرا نشدن صحیح طرح زوج و فرد و جریمه متخلفان، از اعمال جریمه برای ورود غیرمجاز به محدوده زوج و فرد از ابتدای دیماه خبر داد و تاکید کرد: در چهار روز گذشته ورود به این محدوده کاهش یافته است که میتواند تاثیرات مثبتی در کاهش آلودگی هوا داشته باشد.
حیدرزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران هم با بیان این که امروزوفرد ا شاهد انباشت آلودگی خواهیم بود، افزود: در چنین شرایطی افزایش حساسیتها و شیوع بیماریها را بیشتر شاهد خواهیم بود. در گزارشات هواشناسی پایداری وضع هوا برای روزهای آینده پیشبینی شده است و میتوان درباره دو ساعت تاخیر در شروع به کار ادارات یا تعطیلی دو ساعت زودتر ادارات، بررسیهای بیشتری انجام داد.
این پیشنهاد حیدرزاده مورد قبول اعضای کمیته اضطرار آلودگی هوا قرار نگرفت.در ادامه این جلسه، اعضا تصمیمگیری برای تعطیلی روز دوشنبه مدارس استان تهران را به جلسه ساعت ۱۴ امروز موکول کردند.
روزنامه جمهوری اسلامی
مهمترین خبر روزنامه جمهوری اسلامی مربوط به گزارش سازمان بین المللی دیده بان حقوق بشر است که بر اساس آن عربستان رکورددار جنایت علیه بشریت در سال جاری میلادی شناخته شده است.
روزنامه ایران
دوره پیشدبستانی رایگان میشود
علیاصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش: تأمین هزینه سنگین پیش دبستانی دغدغه بسیاری از خانوادههای ایرانی شده است اگر پیشنهاد آموزش و پرورش در سازمان مدیریت و برنامهریزی تأیید شود، دوره پیشدبستانی را در حد وسیع در کشور رایگان میکنیم شهریه پیش دبستانی در جنوبیترین نقطه تهران حداقل 700 هزار تومان و در مناطق متوسط شهری 1 تا 2 میلیون تومان است بر اساس آمار، در سال تحصیلی 95-94 حدود یک میلیون و300 هزار دانشآموز در کلاس اول ابتدایی ثبتنام کردهاند
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه امسال تعداد قابل توجهی از کودکان مناطق دوزبانه را تحت پوشش دوره پیشدبستانی بردیم، گفت: «به دنبال هماهنگی بیشتر با سازمان مدیریت و برنامهریزی هستیم تا دوره پیشدبستانی را رایگان کنیم». موضوعی که علی اصغر فانی دیروز به آن اشاره کرد حالا دیگر دغدغه بسیاری از خانوادههایی شده که دانشآموز پیشدبستانی دارند. والدینی که از یک سو میخواهند فرزندانشان در دوره پیشدبستانی حاضر شوند و از سوی دیگر توان پرداخت هزینههای بالای آن را ندارند.
فانی تأکید کرد: «اگر سازمان مدیریت و برنامهریزی منابع بیشتری در اختیار ما قرار دهد، دوره پیشدبستانی را در حد وسیع در کشور رایگان میکنیم. البته در مناطق محروم و دوزبانه تلاشمان بر این است که پیشدبستانی رایگان شود؛ کما اینکه امسال تا جایی که توانستیم این هدف را محقق کردیم.» وی توسعه پیشدبستانی را اولویت جدی وزارت آموزش و پرورش دانست و اظهار داشت: «به هرحال توسعه آموزش پیشدبستانی در مناطق دوزبانه که فارسی زبان مادریشان نیست، سیاست جدی وزارت آموزش و پرورش است.»
شهریههای بالای پیشدبستانیها
بر اساس آمار مسئولان آموزش و پرورش در سال تحصیلی 95-94 حدود یک میلیون و300 هزار دانشآموز در کلاس اول ابتدایی ثبتنام کردهاند که این تعداد نسبت به سال تحصیلی گذشته حدود 30 هزار نفر بیشتر بوده است. همین جمعیت دانشآموزی در پایه اول بسیاری از مسئولان را به فکر برد تا دوره پیشدبستانی ضمیمه دبستانهای پسرانه و دخترانه دولتی و غیردولتی شود و دانشآموزان قبل از ورود به پایه اول با فضای مدرسه آشنا شوند.
اما همین تصمیمگیری هزینه بسیاری بر دوش خانوادهها گذاشت. هزینههایی که به گفته برخی کارشناسان آنقدر بالا بود که برخی خانوادهها در مناطق مختلف فرزندان خود را در دوره پیشدبستانی ثبتنام نمیکنند. بر اساس پیگیریهای خبرنگار «ایران» در جنوبیترین نقطه تهران حداقل شهریه 700 هزار تومان، در مناطق متوسط یک میلیون و دویست هزار تومان و در بالای شهر دو میلیون تومان عنوان شده است. نتیجه آنکه خیلی از خانوادهها تصمیم میگیرند که فرزندانشان را در این دوره ثبتنام نکنند. این موضوعی است که بهلولی فعال صنفی معلمان هم بر آن تأکید میکند: «دوره پیشدبستانی با توجه به آمادهسازی دانشآموزان برای ورود به دوره دبستان اهمیت زیادی دارد. این دوره مهمترین دوره سنی کودکان برای آموزشپذیری است اما شهریههای بالای مدارس یا مهدهای کودک موجب شده برخی کودکان از این دوره باز بمانند. این موضوع البته در مناطق محروم بیشتر است».
او تأکید کرد: «در حال حاضر پوشش پیشدبستانیهای کل کشور تنها 52 درصد است یعنی تنها نیمی از واجدین شرایط حضور در دوره پیشدبستانی در این دوره شرکت میکنند که اگر بهزیستی را از این آمار جدا کنیم تنها 20 الی 25 درصد واجدین شرایط در مراکز پیشدبستانی آموزش و پرورش هستند. «او معتقد است: «آموزش و پرورش نه تنها باید این دورهها را رایگان کند بلکه باید به طور جدی روی محتوای آموزش دورههای پیشدبستانی هم نظارت داشته باشد چرا که برخی از مدارس کتاب اول دبستان را در این دوره آموزش میدهند. این تخلف بزرگی است که در مدارس کشور انجام میشود.»
*** پروژه تندروهای کنگره برای توقف «برجام»
«محدودیت صدور روادید برای اتباع ٣٨ کشور، تصویب پرداخت غرامت به گروگانهای امریکایی از محل جریمه بانک فرانسوی BNP و نامه مشورتی ٢٢٦ نماینده مجلس امریکا به دادگاه عالی این کشور در مورد تجدید نظر در حکم دادگاه نیویورک برای توقیف سپردههای بانک مرکزی ایران در سیتی بانک امریکا با ادعای واهی دست داشتن کشورمان در وقایع تروریستی، جملگی قطعات پازلی هستند که از سوی تندروهای امریکایی برای به بنبست کشاندن اجرای «برجام» طراحی شدهاند. موج جدید فشار کنگره برای تصویب طرحهایی که فشار و تحریم جدید ایران به بهانه موضوعهای غیرهستهای را دنبال میکند، در حالی است که واپسین تلاش نمایندگان مجلس امریکا برای ممانعت از نهایی شدن توافق هستهای ایران و «1+5» ناکام ماند و اکنون، تندروها برای جبران مافات، تاکتیک تازهای برگزیدهاند که مبنای آن افزایش همزمان بیاعتمادی افکار عمومی و راهبران سیاست خارجی در تهران و واشنگتن است. تلاشی که ردپای پررنگ «تلآویو» و لابیهای قدرتمند آن در پایتخت امریکا، به وضوح در طراحی و پیشبرد آن هویداست تا شاید اجرای «برجام» را در همان گام نخست، متوقف سازند یا حداقل، ایران را دچار تحریمهای غیرهستهای جدیدی کنند و موانع بازگشت کشورمان به عرصه سیاست بینالملل را پابرجا نگهدارند. در این میان، کاخ سفید نیز هرچند مقاومتهایی در قبال تندروها نشان داده و به عنوان مثال در ماجرای قانون ضد ایرانی روادید به تهران تعهد داد که پیامدهای ضد «برجام» قانون را مهار خواهد کرد اما در مواردی هم دولت امریکا به میل یا اجبار، همدوش تندروهای کنگره گام برداشته و اگر در این روند منفی تجدید نظر نکند، «اوباما» یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماسی خود را با خطر مواجه خواهد کرد زیرا برای تهران نه نفس «برجام»، بلکه اهدافی نظیر لغو ادعاهای بی پایه ضد ایرانی، لغو تحریمها و اعتمادسازی متقابل برپایه احترام و پایبندی به تعهدات، انگیزه مذاکرات بود و این خط قرمزها در شرایط فشار تندروها دگرگون نخواهد شد.
محدودیت روادید اتباع خارجی مسافر ایران
مجلس نمایندگان امریکا در گام نخست اواخر «آذرماه» گذشته طرحی را با ۴۰۷ رأی مثبت در برابر ۱۹ رأی مخالف تصویب کردند که براساس آن، شهروندان ۳۸ کشور جهان که با امریکا قرارداد معافیت ویزا دارند، چنانچه از اول مارس ۲۰۱۱ تاکنون به یکی از کشورهای سوریه، عراق، ایران و سودان رفتهاند، دیگر نمیتوانند بدون ویزا به امریکا سفر کنند. نام ایران در حالی در میان کشورهای مدنظر این قانون گنجانده شد که براساس آمارهای مؤسسات غربی، اتباع ایران نه در میان اعضای داعش و نه در میان هواداران آن در فضای مجازی، جایگاهی ندارند. مصوبه قانونگذاران تندروی امریکا که در لابهلای لایحه بودجه عمومی امریکا به امضای باراک اوباما رسید و شکل قانونی به خود گرفت، نه تنها با واکنش ایران مواجه شد بلکه اعتراض سفرای ۲۸ کشور اروپایی در امریکا را هم برانگیخت، چنانکه آنها با انتشار نامهای سرگشاده به قانون جدید امریکا در مورد سفر بدون ویزا به این کشور انتقاد کردند. این اقدام که چالش بزرگی در روابط اقتصادی ایران و اروپا و همچنین کشورهای مهم دیگری همچون ژاپن و استرالیا که در زمره آن ۳۸ کشور هستند ایجاد میکند، اعتراض شدید ایران را برانگیخت و منجر به تعدیل مواضع کاخ سفید در قالب نامهای شد که جان کری به ظریف نوشت و در آن وعده داد که این قانون را درباره ایران اجرا نمیکند.
دو طرح تازه بعد از ناکامی قانون «تحدید روادید»
اما نمایندگان کنگره امریکا بعد از آنکه کاخ سفید اعلام کرد که «ایران» را در پروسه اجرای قانون محدودیت روادید اتباع خارجی مسافر امریکا مستثنی میکند، دست به کار شدند و طرحهای تازهای برای ایجاد فشار به ایران پیریزی کردند. آنها در جدیدترین اقدام به بهــانه ادعای هزار و 300 شاکی امریکایی که در زمره نجات یافتگان یا خانواده قربانیان دو حادثه تروریستی، بمبگذاری سال 1983 در یک پادگان نیروی دریایی امریکا در بیروت و بمبگذاری سال 1996 در برجهای الخُبر در عربستان، قرار دارند، از دیوان عالی این کشور خواستند تا با برداشت پول از داراییهای مسدود شده بانک مرکزی ایران برای پرداخت غرامت به قربانیان این دو حادثه تروریستی موافقت کند. این طرح در حالی روی میز تندروهای امریکایی قرار گرفت که همزمان دولت امریکا تصمیم گرفت از محل جریمه بانک فرانسوی (پاریباس) که به علت نقض تحریمهای ایران، سودان و لیبی حدود ۹ میلیارد دلار جریمه شده بود، به قربانیان ماجرای اشغال سفارت امریکا در ایران غرامت پرداخت کند. در همین حال مقامات امریکایی قانون حمایت از اقلیتهای مذهبی ایران، شامل یهودیان را نیز تمدید کردند تا این قانون موجب تسهیل پناهندگی و اسکان مجدد آنها در این کشور شود.
سه برنامه جدیدی که بعد از تصویب برجام با هدف کارشکنی در اجرای آن و همچنین نشاندن دوباره ایران در کانون فشار و تحریم در دستور کار تندروهای امریکایی قرار گرفته است در حالی است که مقامات کشورمان بر این باورند که اقدامات مقامات امریکایی بدون توجه به واقعیات منطقه و بینالمللی در فضای پس از حل چالش هستهای و تحت تأثیر فشار محافل اسرائیلی صورت میگیرد. رویکردی که در صورت متوقف نشدن، میتواند به کاهش اعتماد ایران به سیاستهای امریکا در دوره پسا برجام بینجامد.
*** استقبال روسیه از رایزنی با ایران در عرصه حقوق بشر
وزارت امور خارجه روسیه در بیانیهای با اشاره به رایزنیهای اخیر ایران و روسیه در عرصه حقوق بشر اعلام کرد که این رایزنیها صریح و سودمند بود و مسکو آن را ارج مینهد. به گزارش ایرنا، وزارت خارجه روسیه در بیانیه خود خاطرنشان کرده است:«دو طرف به مطابقت رویکردها در بسیاری از موضوعات و مسائل کشوری اشاره و بر ضرورت توجه به فرهنگها و سنتها و مذاهب و سایر ویژگیها و خصوصیات کشورها در بررسی مسائل مربوط به دفاع از حقوق بشر تأکید کردند.»
در این نشست که در تهران برگزار شد همچنین بر اهمیت توسعه همکاریها و گفتوگوها در عرصه حقوق بشر در چارچوب سازمانها و گروههای بینالمللی و منطقهای و در قالب دوجانبه تأکید شد.
وزارت خارجه روسیه در پایان بیانیه خود رایزنی با طرف ایرانی را صریح و سودمند عنوان کرد که در شرایط خوب و توأم با اعتماد متقابل انجام گرفت.
گفتوگوهای دوجانبه تهران - مسکو در خصوص مسائل حقوق بشر در حالی انجام شده است که کشورهای غربی و بویژه امریکا از مسائل مربوط به حقوق بشر برای اهداف سودجویانه و مقاصد سیاسی خود سوءاستفاده میکنند و این مسائل را به عنوان ابزاری برای انتقاد و فشار بر کشورهای مخالف سیاستهای خود در عرصه بینالمللی به کار میگیرند.
روزنامه همشهری
روزنامه همشهری نیز در خبر اول خود به اختیارات شهرداران جهان برای مهار آلودگی هوا پرداخته و یادآور شده است که 8 شهردار کلانشهرهای مهم دنیا اختیارات همه جانبه ای برای کنترل آلودگی هوا دارند.
همچنین به امکان داشتن توقع از دستگاهی برای کنترل آلودگی هوا که اختیار دخالت در امور مرتبط با محیط زیست، استاندارد خودرو، سوخت، صنایع آلاینده و ... را ندارد؛ را مورد بحث قرار داده است.
در این گزارش شهردار تهرات آرزو دارد که به اندازه صنعت خودروسازی برای جان انسان ها ارزش قایل بودیم.
روزنامه اعتماد
جایگاه حاج حسن آقا در خبرگان، رفیع و حامی رهبری خواهد بود
آیتالله ضیاءالدین نجفی تهرانی و رییس حوزه علمیه نبی اکرم (ص) در خصوص حضور یادگار امام در انتخابات مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: حاج حسن آقا خمینی آیتالله و آیتاللهزاده و شخصیتی بزرگ، انقلابی، علمی، اجتماعی، حوزوی و دارای جایگاه بلندمرتبهای هستند و در قلوب همه نخبگان و عزیزان جا دارند. به گزارش انتخاب، آیتالله ضیاءالدین نجفی تهرانی و رییس حوزه علمیه نبی اکرم(ص)، در خصوص حضور یادگار امام در انتخابات مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: حاج حسن آقا خمینی آیتالله و آیتاللهزاده و شخصیتی بزرگ، انقلابی، علمی، اجتماعی، حوزوی و دارای جایگاه بلندمرتبهای هستند و در قلوب همه نخبگان و عزیزان جا دارند. وی افزود: ایشان مانند پدر بزرگوارشان همواره از جایگاه و مقام رهبری همیشه حمایت کردهاند و در حفظ ولایت فقیه کوشا بودهاند. آیتالله نجفی تهرانی با بیان اینکه الحمدلله حاج حسن آقا در قم جایگاه بلند مرتبه علمی دارند و تدریس میکنند، گفت: ما به ایشان ارادت داریم و امیدواریم که خداوند ایشان و همه شخصیتهای بلندمرتبه جامعه ما را موفق بدارد و در مسوولیتهای خطیر اجتماعی مخصوصا خبرگان رهبری موفق و موید باشند. وی تصریح کرد: ایشان ثمره طیبه بیت معظم امام هستند و همیشه یادگار امام و مورد احترام و توجه هستند؛ سخن و کلام ایشان همواره مورد توجه جامعه علمی، خبرگان، نخبگان و عامه مردم است. آیتالله نجفی تهرانی ابراز امیدواری کرد: جایگاه حاج حسن آقا در خبرگان انشاءالله رفیع و حامی رهبری خواهد بود.
*** نگاهی به تفاوتهای انتخابات مجلس دهم / هر کرسی ٤٢ نامزد
این انتخابات بیش از هر چیز دیگری با یک ویژرگی خاص روبهرو است. «تفاوت» از سر و روی این دوره از انتخابات مجلس میبارد. تفاوتها از متولیان برگزارکننده انتخابات آغاز میشود و حالا در ایستگاه ثبتنامهاست. اگر در روزهای زمستانی انتخابات مجلس نهم فضا شبیه هر چیزی بود جز انتخاباتی، حالا این دوره فضا بیش از اندازه رقابتی شده است. رقابت حالا در مرحله بررسی صلاحیتهاست. ثبتنامکنندگان این دوره از انتخابات مجلس دو برابر شدهاند. برای هر صندلی مجلس ٤٢ نفر ثبت نام کردهاند تا رکورد ثبت نامهای انتخابات مجالس که تا حالا مربوط به انتخابات مجلس هفتم بود به مجلس نهم برسد. روزهای زمستان ٩٤ شبیه به روزهای زمستان ٩٠ نیست. تا اینجای کار خبری از «قهر» و «تحریم» انتخابات نیست. یک گروه سیاسی دلیلی برای قهر ندارد و گروه دیگر هم حالا محتاطتر عمل میکند. ١٢ هزار نفر برای دهمین دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی به میدان آمدهاند و از میان آنها دو هزار و ٧٦٨ نفر برای نمایندگی پایتخت پا به میدان گذاشتهاند. همهچیز آن گونه پیش میرود تا فضای این انتخابات را با همان خصلت «تمایز» جلو ببرد. نخستین تجربه دولت تا اینجای کار خوب پیش رفته است. فعالان سیاسی پا به میدان گذاشتهاند و رکورد ١٢ هزار نفری برای خودشان را در این انتخابات ثبت کردهاند و رکورد اما تنها منحصر به انتخابات مجلس نبوده است.
در این دوره برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری هم مشتاقان زیاد بودهاند. دوبرابر انتخابات پیشین خبرگان اینبار برای این انتخابات ثبت نام کردهاند تا همهچیز شکل و شمایل متفاوت به خودش بگیرد. دیروز وزیر کشور هم در این مورد آمار و اطلاعات لازم را داد. عبدالرضا رحمانی فضلی پس از هشت روز که وزارتخانهاش شلوغترین روزهای ممکن را گذراند آمار و اطلاعات لازم را داد. از افزایشها گفت و دستور کارشان برای بررسی صلاحیتها. وزیر کشور اول آمار ثبتنامها را داد. به گزارش ایسنا، عبدالرضا رحمانی فضلی در گفتوگو با بخش خبری ساعت ١٤ شبکه یک سیما در این رابطه گفت: برای مجلس شورای اسلامی ١٢ هزار و ١٢٣ نفر و برای مجلس خبرگان ٨٠١ نفر ثبتنام کردهاند. وی با بیان اینکه ثبتنام کاندیداهای انتخابات خبرگان نسبت به دوره قبل ٦٢ درصد افزایش داشته است، گفت: ثبتنام انتخابات مجلس نیز تقریبا دو برابر شده است. در انتخابات دوره نهم مجلس، ٥ هزار و ٢٨٣ نفر ثبتنام کرده بودند. اکنون برای هر کرسی مجلس شورای اسلامی، ٤٢ نفر ثبتنام کردهاند.
اطمینان آقای وزیر کشور
وزیر کشور اما از یک سال پیش شروع به دادن اطمینانهای لازم کرده است. از انتخابات اسفندماه هر وقت که حرف زده اطمینانی هم در مورد روند بررسی صلاحیتها داده است. صلاحیتهایی که از نگاه او تنها باید «قانون» ملاک بررسی آن باشد. اما در روزهایی که فعالان عرصه سیاست نخستین قدم را برداشتهاند و برای انتخابات مجلس دهم ثبت نام کردهاند وزیر کشور هم به آنها اطمینان دوباره داده است. رحمانی فضلی با بیان اینکه از امروز بررسیها طبق قانون آغاز میشود، خاطرنشان کرد: ما نتایج بررسیهای خود را به هیاتهای نظارت استان اعلام میکنیم. به همه کسانی که در این انتخابات ثبتنام کردهاند، اطمینان میدهیم که هم هیاتهای اجرایی، هم هیاتهای نظارت و هم شورای نگهبان بر اساس قانون عمل میکنند. انشاءالله مرحله احراز صلاحیتها را هم به صورت سالم و قانونی به اتمام خواهیم رساند.
دستور برای بررسی ٢٤ ساعته صلاحیت ها
بررسی صلاحیتها اما از سوی وزیر کشور چند باری با ایراد مواجه شده بود. عبدالرضا رحمانی فضلی چند ماه پیش در گفتوگویی نسبت به عدم بررسی صلاحیت برخی کاندیداها به دلیل کمبود وقت یا آنکه به دلیل احراز نشدن صلاحیتها انتقاد کرده بود. وزیر کشور با اشاره به حقالناس بودن رای مردم تاکید کرده بود که باید صلاحیت بررسی کاندیداها در همه مراحل انجام شود. دیروز او اما از دستوری که برای فرمانداران و استاندارانش صادر کرده بود خبر داد. دستوری که رحمانی فضلی نشان داد همچنان نسبت به بررسی صلاحیت همه کاندیداها اصرار دارد. وزیر کشور گفت: من به همه استانداران و فرمانداران ابلاغ کردهام که ساعات بررسی صلاحیتها را افزایش دهند و حتی اگر لازم باشد بررسی صلاحیتها ٢٤ ساعته انجام شود. وی تصریح کرد: ما ١٠ روز فرصت داریم که نتایج بررسیهای خود را اعلام کنیم و انشاءالله در موعد مقرر وظیفه خود را انجام خواهیم داد.
*** هشدارهای تند سخنگوی ائتلاف اصولگرایی: به وحدت نرسیم اسفند ماه غرق میشویم
عنوان این روزهایش «سخنگوی ائتلاف اصولگرایی» است اما هشدارهای دیروزش تندتر از قامت یک سخنگوی ائتلاف است. همان خطری که غلامعلی حدادعادل دو سال پیش در انتخابات ریاستجمهوری حس کرد و از کاندیداتوریاش دست کشید را اینبار سه ماه پیش از انتخابات حس کرده است و دارد به هم طیفیهایش هشدار میدهد. هشداری که میگوید اگر به آن بیتوجهی شود همه اصولگراها در کشتی که بر آن در اسفندماه سوار میشوند غرق خواهند شد. چالهها بر سر راه اصولگرایان به سمت وحدت از پیش زیاد بود اما حالا خیزی که اصلاحطلبان برای انتخابات اسفند ماه امسال برداشتهاند رسیدن به هدف را سختتر کرد. غلامعلی حدادعادل اما اصرار داردو اصرار به کنار گذاشتن اختلافاتی که از نگاه او «جزیی» است و «بچگانه». میگوید راه پیش رویشان سخت است. اینبار انتخابات آنقدرها برای اصولگرایان آسان نیست و آقای سخنگو که هنوز امید به رسیدن به وحدت از طریق ائتلاف دارد، میگوید که ماههای آینده ماههای سختی است. از خطر میگوید. خطر اصلی «تفرقه» است و میگوید باید مراقب بود تا میان اصولگرایان تفرقه ایجاد نشود. انتخابات اسفندماه از نگاه حدادعادل «امتحان بزرگ » است. امتحان بزرگی که حالا یکی از امتحاندهندگان آن یعنی «علی لاریجانی» عطای اصولگرایی را به لقایش بخشیده و ترجیح داده «مستقل» وارد عرصه انتخابات شود. نگرانیهای غلامعلی حدادعادل شاید درستترین نگرانیهای این روزهای یک «اصولگرا» باشد. خیال راحت اصولگرایان برای انتخاباتهای پیشین اینبار ناراحت است و هشدارهایی که در یک ماه انتهایی داده میشد دو ماه زودتر داده میشود تا اصولگرایانی که گویا هنوز از تجربه عدم وحدت سال ٩٢ درس نگرفتهاند اینبار درس بگیرند. غلامعلی حدادعادل، رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس که در مراسم درگذشت مرحوم پرورش، از اصولگرایان موتلفهای سخن میگفت با بیان اینکه اصولگرایان باید برای حفظ انقلاب دست در دست یکدیگر دهند، گفت: امروز تفرقه، مهمترین خطری است که اصولگرایان را تهدید میکند. به گزارش تسنیم، غلامعلی حداد عادل، رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: در زمانی که مرحوم پرورش فعالیت سیاسی داشت اصطلاح اصولگرایی که امروز مطرح شده، وجود نداشت. اما در عین حالی که اسمش نبود ولی رسمش بود. میتوانیم ادعا کنیم که آقای پرورش یک اصولگرای به تمام معنا بود و جزو پیشگامان جبهه اصولگرایی مطرح میشود. وی تصریح کرد: باید بدانیم که اصولگرایی از نظر سیاسی دیروز پذیرش امام راحل بود و امروز نیز به معنای پذیرش رهبری حضرت آیتالله خامنهای است. آقای پرورش هر دو دوران را سپری کرد و در هر دو دوران با سربلندی بیرون آمد. رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس تاکید کرد: اگر آقای پرورش امروز زنده بود قطعا به ما میگفت که قدر اصولگرایی را بدانید و حول محور آن جمع باشید و مراقب باشید که تفرقه شما را به شکست نکشاند. حداد عادل ادامه داد: ما باید پیش پای خود را ببینیم زیرا راه سختی در پیش داریم، ماههای آینده ماههای راحتی نیست خطری که اصولگرایان را تهدید میکند خطر تفرقه است و باید مراقب باشیم تا تفرقه میانمان فاصله نیندازد. وی با تاکید براینکه باید اختلافات جزیی و بچگانه گذشته را کنار بگذاریم، گفت: ما یک امتحان بزرگ در پیش داریم و باید از این امتحان به درستی بیرون بیاییم. ما همه سرنشینان یک کشتی هستیم. اگر این کشتی غرق شود قطعا همه ما غرق خواهیم شد. اصولگرایان باید دست در دست هم برای حفظ انقلاب ثبات قدم نشان دهند و رهنمودهای رهبری را ملاک عمل خود قرار دهند.رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس در مورد پرورش هم گفت: آقای پرورش انسانی اخلاقی بودند که هیچگاه گرفتار هوای نفس نشدند و از همان روز اول انقلاب در جایگاههای حساس مسوولیت برعهده داشتند و تا آخرین روز زندگی خود در خدمت انقلاب اسلامی بودند. حداد عادل گفت: آقای پرورش هرجایی که برای انقلاب کار بود همانجا حاضر میشد. مرحوم پرورش شیفته انقلاب، امام و رهبری بود. ایشان در طول زندگی مبارزاتی خود هیچگاه راهش را گم نکرد و برای اسلام، انقلاب، ایران و اصفهان هرگونه که میتوانست تلاش میکرد اگرچه فعالیتهای او متفاوت بود ولی جهت همه فعالیتهایش یکی بود.
*** شوکی که آمدن معین وارد کرد
ثبتنام کاندیداهای فارس برای حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری، به جز شوک ثبتنام مصطفی معین از حوزه انتخابیه شیراز، همانگونه رقم خورد که ناظران سیاسی استان پیشبینی کرده بودند؛ «خیز یاران متمول و متنفذ محمود احمدینژاد برای کرسیهای استانی بهارستان» و «ثبتنام هر پنج عضو فعلی مجلس خبرگان». بنا به آمار اعلامشده معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس به «اعتماد»، ٢٩ نفر (٢٨ مرد و یک زن) برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبتنام کردهاند و ٦٧٧ نفر (٦٠٨ مرد و ٦٩ زن) نیز برای انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه استان فارس نامزد شدهاند. استان فارس ١٨ نماینده در مجلس شورای اسلامی و پنج نماینده در مجلس خبرگان رهبری دارد و انتخابات در شهر شیراز به صورت تمام الکترونیکی برگزار خواهد شد.
حضور چهرهها
مصطفی معین گرچه ابتدا دعوت ١٤٤ فعال اصلاحطلب استان فارس برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی از شهر شیراز را رد کرد، اما عصر جمعه و در ساعات پایانی مهلت ثبتنام در ستاد انتخابات وزارت کشور حضور یافت و با ثبتنام از حوزه انتخابیه شیراز، بزرگترین شوک انتخاباتی استان فارس را از پایتخت رقم زد. حالا اصلاحطلبان فارس که با «دغدغه کلان ملی و ارتقای شأن نمایندگی مجلس» و به دلیل «دانش، سابقه شفاف مدیریتی، محبوبیت ملی، پاکدستی و ایمان»، از وزیر علوم دولت اصلاحات برای حضور در انتخابات دعوت کرده بودند؛ به نیمی از مقصود خود رسیدهاند. مصطفی معین، زاده نجفآباد است، اما با شیراز ناآشنا نیست؛ داماد شهید آیتالله دستغیب و گوهرالشریعه دستغیب است و به قول خودش «افتخار نمایندگی شیرازیهای شریف در اولین دوره مجلس» را نیز داشته است. وزیر علوم دولت اصلاحات ١٤سال نیز در دانشگاه شیراز دانشجو، استاد و رییس دانشگاه بوده است و حالا باید دید که آیا شورای نگهبان اجازه میدهد او برای دومین بار نماینده شیراز در مجلس شود. به جز معین اما چند چهره اصلاحطلب دیگر از احزاب امید ایرانیان، کارگزاران و ندا، چند نماینده سابق مجالس پنجم و ششم و تعدادی از مدیران سابق اصلاحطلب و میانهروی استان نیز برای مجلس دهم ثبتنام کردند. در آنسو اما اصولگرایان با ثبتنام چهرههای پیشبینیشده به میدان آمدند و جز ١٨ نماینده فعلی فارس و حسین نجابت نماینده اصولگرای تهران، فریدون عباسی معاون محمود احمدینژاد و رییس سازمان انرژی اتمی در دولت دهم و ابراهیم عزیزی فرماندار شیراز در دولت نهم و رییس سابق بسیج سازندگی کشور نیز از حوزه انتخابیه شیراز برای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ثبتنام کردند. پسر وزیر اطلاعات نیز از جمله افرادی بود که از حوزه انتخابیه لامرد برای حضور در انتخابات مجلس دهم ثبتنام کرد. داوطلبان مجلس خبرگان در فارس اما با ترکیبی نسبتا مشابه با دورههای پیشین و شامل تعدادی از ائمه جمعه فارس و همچنین امامجمعه بوشهر و همه اعضای فعلی خبرگان از جمله آیتالله سید علیمحمد دستغیب و آیتالله حائری شیرازی (از حوزه انتخابیه تهران) ثبتنام کردند. از جمله نکات قابل توجه داوطلبان این دوره از انتخابات خبرگان فارس میتوان به ثبتنام پنج عضو از دو خانواده (آیتالله فقیه و پسرش هدایتالله فقیه، آیتالله شیخ علی موحد و دو فرزند دوقلویش به نامهای محمدعلی و مهدی) و یک داوطلب خانم اشاره کرد.
هیات اجرایی انتخابات
انتخاب هیات هشت نفره اجرایی مجلس خبرگان حوزه انتخابیه فارس با ترکیبی از چهرههای اصولگرا با اعتراض تلویحی استاندار فارس روبهرو شد. محمدعلی افشانی یکروز پس از انتخاب هیات اجرایی استان به ناظران شورای نگهبان فارس گفت: «گاهی سختگیریهایی که میشود، به گونهای است که کسی برادر سه شهید است، اما برای عضویت هیات اجرایی انتخابات خبرگان تایید نمیشود. چه دلیلی دارد که برادر سه شهید که سالها در همین استان مدیر کل آموزش و پرورش بوده، صلاحیتش برای هیات اجرایی رد شود؟ ما چه کسی مانند این افراد میتوانیم پیدا کنیم؟» سخنان افشانی بلافاصله با واکنش سرپرست دفتر نظارت و بازرسی انتخابات استان روبهرو شد: «متاسفانه تعدادی از افراد معرفیشده، التزام عملی به اصل ولایت مطلقه فقیه نداشته و پس از گذشت چند سال همچنان ارتباطات خود را با جریان فتنه حفظ میکنند. برخی افراد معرفیشده نیز سابقه بازداشت و محکومیت داشته و مجموعه آنان پوششدهنده اعتماد عمومی مردم نبوده و مورد اعتماد طیف خاصی از جامعه بودند و لذا به موجب قانون چون خط قرمز نظام، فتنه و حمایت از جریان فتنه است در این رابطه بعضی ازا افراد واجد شرط شناخته نشدند.»
دغدغههای انتخاباتی استاندار فارس
محمدعلی افشانی اما در جلسه خود با ناظران شورای نگهبان، دغدغههای انتخاباتی مجموعه استانداری فارس را مطرح کرد: «نباید به گونهای باشد که مردم احساس کنند برخی افراد را باید اجبارا انتخاب کنند و این موضوع به عملکرد شورای نگهبان بستگی دارد.» افشانی با اشاره به «مجلس اول» که «با شرکت همه گروههای سیاسی تشکیل شد»، افزود: یک مورد پیدا نمیشود که مردم قدرت انتخاب داشته باشند و آدم فاسد و فاسق انتخاب کرده باشند. به گزارش روابط عمومی استانداری فارس، مهندس افشانی با طرح این پرسش که «میشود کسی تحت تعقیب نباشد، هیچ محرومیت اجتماعی نداشته و حق فعالیت داشته باشد؛ اما ما او را محروم کنیم؟» تصریح کرد: به این صورت همدلی برقرار نمیشود. افشانی افزود: اگر کسی در سال ٨٨ مسوول ستاد انتخابات یک کاندیدا بوده است، نباید دلیلی برای رد صلاحیت او باشد؛ زیرا قرار بوده است آن کاندیدا رییسجمهور شود و مبنای ما باید تاریخی باشد که مقام معظم رهبری اعلام کردند که ماجرا تمام شود و اگر مستندی هست که کسی بعد از آن تاریخ تخلف کرده است، قابل پذیرش هست.
روزنامه کیهان
کارناوال تبلیغاتی به جای کارنامه اقتصادی
همیشه همینطور بوده که در آستانه انتخابات، بعضی صداها بلندتر بوده و بر عکس تلاش بر این بوده که برخی صداها شنیده نشود! این وسط معمولا آن صدایی که قرار است شنیده نشود، صدای مطالبات مردمی است که چشم امیدشان به دست دولتمردان است. اینکه این نوع تفکر و زندگی از اساس درست است یا نه و اینکه باید از خودمان توقع داشته باشیم یا از دولتمردانی که سطح زندگی برخی از آنها، تفاوت ناچیزی در حد صدها میلیارد تومان با مردم عادی دارد، فعلا موضوع بحث ما نیست و یا اینکه اساسا میتوان از کسی که کمترین تصویری از زندگی مردم عادی ندارد، انتظاری داشت یا نه! اما هرچه هست این نکته را نمیتوان انکار کرد که مردم در اثر وعدهها و ادعاهای نامزدها به آنها رای میدهند و اینکه از یک کاندیدا به دیگری میل پیدا میکنند براساس همین وعدههاست.
اما امروزه و با گذشت دوسال و اندی از عمر دولت یازدهم، اینگونه به نظر میرسد که دولتمردان اصلا دلشان نمیخواهد کسی به یادش بیاید که دوسال قبل آنها چه گفتند و مردم را به چیزهایی امیدوار کردند! آنقدر از این موضوع گریزانند که حتی هرگونه درخواست و مطالبه عادی مردم هم زیاده خواهی قلمداد میشود و معاون اول دولت معتقد است نباید توقعات مردم را بالا برد! او البته نگفت چه کسی زیاده خواهی کرده و چه کسی توقع زیادی داشته است اما مرور وعدههای خوش آب و رنگ آن روزها و وضع موجود نشان میدهد که مردم توقع زیادی دارند یا کار نابلدی و بیبرنامگی باعث بدتر شدن اوضاع مردم شده و بهخاطر همین هر روز سرگرمی تازهای برپا میشود تا کسی یاد وعدهها نیفتد! به عنوان نمونه، همین انتخابات مجلس را در نظر بگیرید. دولتمردان و رسانههای حامی آنها آنقدر از گسترش نشاط سیاسی سخن میگویند که گویی تاکنون در ایران دیکتاتوری بوده و اکنون به یمن حضور دولت یازدهم، دموکراسی تمام عیار در کشور حاکم است و به همین خاطر، روی ثبت نام بیش از 12 هزار نفر برای انتخابات مجلس شورای اسلامی مانور میدهند. آنها نمیخواهند به یاد بیاورند که در جریان انتخابات گذشته مجلس، هزاران نفر داوطلب نمایندگی ثبت نام کردند و مردم از بین آنها براساس سلایق و باورهای گوناگون دست به انتخاب زدند. اما دولتمردان علاقهای به شنیدن حرفی به جز حرف خودشان ندارند وصد البته حرفهای امروزشان! وگرنه همه توان خود را بهکار بستهاند که حرفهای دیروزاصلا به یاد نیاید! کدام حرفها!؟
ارزش از دست رفته!
مثلا نباید کسی به یاد بیاورد که در گرما گرم رقابتهای انتخاباتی، همان روزهایی که حرف زدن هزینهای نداشت و حتی احتمال ضرورت اجرای حرفها و وعدهها هم به ذهن برخی نمیرسید، دکتر روحانی در استادیوم شهید شیرودی تهران در خیل انبوه حامیانش اعلام کرد «اگر میخواهید ارزش پول ملی باردیگر به جایگاه واقعی خود باز گردد، به من رای بدهید» این وعده با غریو خوشحالی حاضران روبرو شد. دولت زمانی مستقر شد که دلار 2900 تومان بود و همه وعدهها هم حاکی از تک نرخی شدن ارز«به زودی» بود. اکنون دلار حدود 3700 تومان است! تلاش دولت برای بازگرداندن ارزش پول ملی همچنان ادامه دارد تا آنجا که در بودجه سال آینده هم دلار دولتی 2997 تومان پیش بینی شده و البته این پیام به بازار کار خودش را کرد و همین دو روز قبل دلار ناگهان سی تومان گران شد! طبیعی است که در چنین شرایطی، دولتیها سعی میکنند کسی این وعده را به یاد نیاورد!
اعتباری که بازنگشت!
همان ایام و اتفاقا همان روزی که پیش از این اشاره شد، از رفتار دولت پیشین در مناسبات بین الملل گلایههای آنچنانی میشد و اینگونه به مردم گفته میشد که این رفتارها باعث از دست رفتن اعتبار پاسپورت ایرانی در سراسر جهان شده و اکنون ایرانیها در جهان بیاعتبارند! و اگر میخواهید اعتبار به پاسپورت ایرانی باز گردد، به من رای بدهید.این وعده هم مورد استقبال جوانان و حاضران در مراسم قرار گرفت و همه سر مست از اینکه به زودی و در اثر دوستی با کدخدا، اعتبار پاسپورت ایرانی بازمیگردد و با ثروت افسانهای که در اختیارشان قرار میگیرد، می توانند تعطیلات آخر هفته را در هر کشوری که میخواهند بگذرانند، در انتخابات شرکت کردند. اندکی بعد آثار بازگشت اعتبار به پاسپورتها معلوم شد و آمریکا نماینده معرفی شده دولت یازدهم برای تصدی کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل را راه نداد! آنها در حالی که پیش از این هر ایرانی آزادانه به هرکجای جهان سفر میکرد، به پاس احترام پاسپورت ایرانی، نماینده مارا به اتهام تروریست بودن راه ندادند! دولتمردان مدتی به روی خودشان نیاوردند و سرانجام و با طولانی شدن پروسه جلب رضایت کدخدا و بینتیجه ماندن مذاکرات مربوطه، خیلی خونسرد و راحت، نماینده دیگری را معرفی کردند و چشم خود را به این گستاخی آمریکاییها بستند! اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تاثیر وعده بازگشت اعتبار آنقدر زیاد بود که سر ریز آن نصیب چهل کشور دیگر هم شد!یعنی آمریکا به اتباع چهل کشور اعلام کرد که در صورت سفر به ایران، برای سفر به آمریکا دچار مشکل شده و در فهرست امنیتی مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت! 38 کشور از این کشورها، آنهایی بودند که پیمان ترک روادید با آمریکا داشتند و این بیسابقهترین رفتار آمریکا با دوستان خودش بود! در چنین شرایطی، همه زیر ساختهای گردشگری کشور، بی استفاده و معطل میماند و بالاتر ازآن ،هیچ شریک تجاری و بازرگانی نمیتواند برای یک مذاکره ساده، یک معامله معمولی یا یک سرمایه گذاری ناقابل، پایش را به ایران بگذارد! واقعا انتظار دارید دولت علاقهمند باشد مردم خاطره این وعده را هم به یاد بیاورند!؟
همه چیز میچرخد!
در یکی از مناظرههای انتخاباتی، سخن از چرخیدن چرخ سانتریفیوژها و چرخ زندگی مردم بهصورت همزمان به میان آمد وخوب چه بهتر از اینکه هم شرف و عزتمان حفظ شود و هم زندگی مردم آسان و راحت بچرخد. هرکس به این وعده اعتماد کرده بود، با همین نگاه در انتخابات شرکت کرد. اکنون آن گونه که رسما اعلام شده، و آن گونه که دانشمندان سابق اتمی کشورمان میگویند، باد با سرعت زیادی در تاسیسات اتمی میچرخد، از این جهت وعده دولت محقق شده و اگر سانتریفیوژنمی چرخد، سرعت باد کم نیست و چرخش خوبی دارد!چرخ زندگی مردم هم که معلوم است و چنان میچرخد که هرچه مردم میدوند، به آن نمیرسند! شاید بهتر بود مسئولان در وعده خود تجدید نظر میکردند و اندکی سرعت چرخ زندگی را کم میکردند تا ازاین همه خوشی به عده بیشتری از مردم نصیبی برسد و جاماندگان و واماندگان،بی بهره نمانند! اکنون و با این سرعت، به نظر میرسد که دولت دوست ندارد مردم در خاطرات وعدههای انتخاباتی بمانند و از پیشرفت و سرعت چرخ، عقب بمانند!
تورم تک رقمی، بنزین سه رقمی!
هنوز به یاد داریم که وعده داده شد که قرار است کاری کنند که به جای اینکه مردم دستشان را پیش دولت دراز کنند، دولت دستش را پیش مردم دراز کند و از مردم کمک بگیرد. چقدر این وعده شیرین و لذت بخش بود! یا مثلا تورم بالا در شان ملت فرهیخته ایران نیست و باید تورم را تک رقمی کرد و البته رئیس جمهور محترم افزوده بود: «معیار و ملاک تورم هم، آمار و ارقام نیست بلکه معیار جیب مردم است» حقیقتا چه وعده و قول و قراری از این بهتر!؟ مردم باور کردند و رای دادند. اکنون حسب اعلام مراکز آماری، تورم کم شده! آنقدر که احتمالا تا نوروز سال آینده دچارتورم منفی بشویم و ناچار، برای رفع مشکل تورم منفی، چند همایش بینالمللی برگزار کنیم! چشماندازهای کنونی که اینگونه میگوید !مثلا تورم نقطه به نقطه -که معلوم نیست از کدام یک از اجرام آسمانی نازل شده- یک رقمی و زیر ده درصد شده و در هر سخنرانی کمتر و کمتر هم میشود! تورم غیرنقطه به نقطه - همان تورم اصلی و واقعی- هم که زیر پانزده و چهارده درصد شده و آن هم هرروز کمتر میشود. این وسط یکی دو اشکال کوچک وجود دارد که بزودی برطرف میشود و اصلا جای نگرانی نیست! مثلا و از جمله این اشکالات کوچک، گرانی تقریبا فصلی شیر و محصولات لبنی است که مهم نیست و برطرف میشود! یا گران شدن پنج باره قیمت بلیط قطار که البته به قول جناب وزیر راه با مقاومت عدهای نامسلمان مارکسیست و... مواجه شده و هنوز به آزادی کامل نرسیده است! از جمله چیزهای بیارزش دیگر هم موضوعاتی مثل گرانی آب و برق، یا اقلام خوراکی و مایحتاج مردم است که بنظر نمیرسد هیچ یک مهم باشد! آنچه اکنون مهم است، تک رقمی شدن تورم است که باید برای آن جشن گرفت! البته نباید بپرسیم چرا تورم و قیمتها رابطه عکس دارند و هرچه این کمتر میشود، آن دیگری بیشتر و بیشتر!؟ نباید بپرسیم اگر تورم تک رقمی شده، اگر نفت یک سوم قیمت سال قبل شده، چرا باید بنزین- که به شهادت همه اندیشمندان و دانشمندان، یکی از مشتقات نفت است و قیمت آن ارتباط مستقیمی با بهای نفت دارد- هوس گران شدن بکند و ژنرال کابینه از یکی از بزرگترین طرحهای ملی و حتی بینالمللی برای فروش بنزین با سه نرخ سخن بگوید!؟ بنزین خالی! بنزین با طعم تنظیم باد و بالاخره بنزین با طعم تمیز کردن شیشه خودرو! آیا مسئولان محترم موفق شدهاند همان اتفاق مذکور در بحث تورم- یعنی پایین آمدن نرخ تورم همزمان با بالارفتن قیمتها - را در عرصه نفت هم تکرار کنند و کاری کنند که هرچه قیمت نفت پایینتر میآید، قیمت بنزین بالاتر برود!؟ این یعنی پیوند جدید علم اقتصاد دولت یازدهم با نفت که بیتردید جای تقدیر و ستایش دارد! صرفنظر از اینکه جیب مردم چه میگوید.
هوا خوب است، نفس بکشید!
مثلا وعده شده بود که با آمدن ما آسمان آبیتر میشود و این چیزهایی که به اسم بنزین به خورد ماشین مردم داده میشود را جمع میکنیم و بهجای آن بنزین خوب و پاک تحویل میدهیم. چه کسی است که هوای خوب دوست نداشته باشد!؟ به این وعده هم اعتماد شد و به امید هوایی تازه و سالم، انتخابات برگزار شد و مردم رای دادند. دوسال گذشته و شهرها یکی پس از دیگری از نفس میافتند. تابستانها ریزگرد ، زمستانها آلودگی و وارونگی و مه دود فتو شیمیایی. نفس شهرهابه شماره افتاده و کسی حالی از مردم نمیپرسد! اوائل که همه گرم بودند،کلی هیاهو و جنجال شد بر سر بنزین پتروشیمی و آنقدر گفتند و نوشتند تا ریشهکن شد و خیال همه راحت شد. اما امروز کسی نمیپرسد شما که منشا آلودگی را حذف کردید و پا روی تولید ملی گذاشتید، حالا چرا آلودگی داریم!؟ صد البته معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، در همین دوره تصدی خودشان خدمات زیادی داشتند که کوشیدند با سفر به قطب شمال، این تجربه را در اختیار مردم آن سامان هم قرار دهند!یا در همین ایام به شدت آلوده تهران، برای بررسی آب و هوای خلیج فارس، به جزیره زیبای کیش رفتند و از نزدیک با مشکلات اقلیمی آنجا و آب و هوای آن دیار در این فصل سال هم آشنا شدند! ایشان البته در ایام طوفانهای تمام نشدنی که چهره استان کشور را درهم نوردیده بود، ترجیح دادند در تهران بمانند و با شیوه کنترل از راه دور امور را پیگیری کنند اما در همین ایام اخیر،آلودگی را ارث دولت قبل دانستند! به نظر میرسد عدهای چند بادکنک پر از هوای سالهای گذشته دارند که هر از گاهی برای بدنام کردن مسئولان دولت یازدهم ،آنها را در شهرها باز میکنند و هوا را آلوده میکنند! و معلوم نیست چرا مسئولان امنیتی با دارندگان این بادکنکها برخوردی نمیکنند!
فراوانی اشتغال، پایان رکود
همان ایام وعده داده میشد که باید برای اشتغال جوانان کاری کرد و نمیشود ما با واردات گسترده از چین، برای کارگران آن سامان شغل ایجاد کنیم.این حرف منطقی و نوید بخش، بارقههایی از امید در دل مردم و بخصوص جوانان ایجاد کرد. بالاخره سرکار بودن بهتر از بیکاری است و نمیتوان تا همیشه بیکار بود، لذا به امید رفتن به سرکار، به این وعده هم اعتماد شد. اکنون معاون وزیر صنعت از تعطیلی هشتاد درصد صنایع سخن میگوید! واردات از کشورهای دوست و برادر مثل آمریکا و چین، افزایش ناچیزی گاه تا حد صد در صد در اقلامی خاص داشته و دولت همچنان در حال اشتغال آفرینی است و حال اگر عدهای تنگ نظر ناراحتند، مشکل خودشان است! چه فرقی میکند کجا شغل ایجاد شده!؟ همه جهان وطن ماست و مرزهای جغرافیایی نباید ما را از برادران آمریکایی و اروپایی و چینی و...جدا کند! اینجا و آنجا ندارد، مهم اشتغال است که ایجاد شده. حال اگر جوان ایرانی بیکار است، لابد از بیهنری خودش است یا شاید بهقول جناب معاون اول رئیس جمهور، توقع زیادی دارند و نمیدانند در این شرایط سخت، نباید از دولت توقع زیادی داشت! اکنون رکود پایان یافته، چهار وزیر نامهای به رئیس جمهور ننوشتند و هشداری ندادند، صنایع بزرگ و کوچک به یارانه تولید - که گفته میشود حتی یک ریال هم به کسی داده نشده- نیازی ندارند! و خلاصه تدبیر دولت درباره اقتصاد کاملا جواب داده است و اوضاع روز به روز بهتر میشود.
دهها وعده دیگر را میتوان برشمرد که هرگز عملی نشد و نخواهد شد، افتخاراتی که از دست رفت و میرود مثل رشد پر شتاب و تاریخی علمی کشور که با تدبیر مسئولان، معکوس شده است.
در چنین شرایطی، هر چه مردم چیزی به یاد نیاورند بهتر است، هرچه از گذشته و از آن همه وعده داده شده سخنی نگویند، بهتر است و هرچه سرشان به چیزهای دیگر گرم باشد، مطلوبتر است این روزها بهتر است به جای کارنامه اقتصادی، کارناوال انتخاباتی به راه انداخت تا اصلاح طلبانی که موفق شدند در طول دوسال، این همه هنرنمایی در قوه مجریه بکنند، افتخار هنر نمایی در قوه مقننه را هم بدست بیاورند!
*** پشت پرده ثبتنام فلهای مدعیان اصلاحات
ثبتنام فلهای هزاران نفر در انتخابات مجلس شورای اسلامی که تنها 290 نفر به آن راه پیدا خواهند کرد و نیز نامنویسی بیش از 800 نفر برای مجلس خبرگان رهبری نشان از برنامهریزی نه چندان پیچیده فتنهگران برای تصاحب نهادهای کلیدی نظام دارد، تاکتیکی که قصد دارد با بالا بردن هزینه رد صلاحیت فاقدین شرایط سپری محافظتی برای لایههای دوم و سوم ایجاد کند.
سرانجام ثبتنام کاندیداهای مجلس شورای اسلامی دیشب به پایان رسید و با اعلام آمار نهایی مشخص گردید ۱۲ هزار و ۱۲۳ نفر برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی نامنویسی کردهاند.
پیش از این نیز اعلام شده بود 801 نفر برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبتنام کردهاند.
نگاهی به آمار نشان از افزایش عجیب و چندین برابری ثبتنامکنندگان نسبت به دورههای پیشین دارد.
پیش از این اصلاحطلبان به عیان اعلام کرده بودند که در انتخابات پیشرو با ثبتنام فلهای در انتخابات تاکتیکی سه لایه را در پیش خواهند گرفت.
بر اساس این تاکتیک سه لایه افرادی که رد صلاحیت شدن آنان از سوی شورای نگهبان محتمل است نیز در انتخابات ثبتنام میکنند تا در مرحله نخست این افراد از سوی شورای نگهبان حذف و از گردونه رقابت خارج شوند با این اقدام نوبت به لایه دوم خواهد رسید که به زعم اصلاحطلبان با رد صلاحیت لایه اول حریمی امنیتی برای این لایه ایجاد شده است و برای شورای نگهبان سخت خواهد بود که این لایه را نیز از سر راه برداشته و رد صلاحیت کند!
بر اساس این برنامه در صورت رد صلاحیت لایه دوم، لایه سوم این امکان را خواهد یافت که در انتخابات شرکت کرده و به مجلس راه یابد.
نگاهی به لیست افراد ثبتنامکننده در انتخابات مجلس و خبرگان رهبری نشان از این تاکتیک سهلایه دارد.
برخی از این افراد که در روزهای آینده کیهان به بررسی سوابق آنان خواهد پرداخت از رد صلاحیت خود اطمینان دارند ولی در انتخابات ثبتنام کردهاند که علاوه بر برآورده شدن خواستهای که ذکر آن رفت با رد صلاحیت آنان فشار سنگینی بر شورای نگهبان وارد شده و بهانه برای مغرضان و دشمنان جمهوری اسلامی برای تبلیغات فراهم شود.
با رد صلاحیت طبیعی این گروه رسانههای بیگانه دست به تبلیغات خواهند زد و با اشاره به آمار ثبتنام شدهها در انتخابات به آمار رد صلاحیتها نیز خواهند پرداخت و بدینگونه فضای شدیدی علیه نهادهای قانونی کشور از سوی زنجیرهایها و رسانههای بیگانه ایجاد میشود.
گفتنی است مدعیان اصلاحات و وابستگان فتنه پیش از این بارها از این سیاست سخن گفتهاند و 16 آذر سال جاری نیز فائزه هاشمی طی سخنانی از سونامی رد صلاحیتها در انتخابات پیشرو سخن گفته بود که برنامهریزی شده بودن ثبتنامهای فلهای را عیان میسازد.
آخرین آمار از ثبتنامها
عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور، آخرین آمار شرکتکنندگان در انتخابات مجلس شورای اسلامی را 12 هزار و 123نفر اعلام کرد.
وزیر کشور با بیان اینکه افزایش بیش از دو برابری را در ثبتنام داشتهایم، تصریح کرد: برای هر کرسی مجلس 42 نفر ثبتنام کردهاند.
وی همچنین گفت: 801 نفر در انتخابات مجلس خبرگان ثبتنام کردهاند که 62 درصد نسبت به دوره قبل افزایش داشته است.
رحمانی فضلی با بیان اینکه بررسی صلاحیتها از روز شنبه آغاز میشود، گفت: استقبال از ثبتنامها را به فال نیک میگیریم.
سیدشهابالدین چاوشی رئیس ستاد انتخابات استان تهران نیز در گفتوگو با فارس در رابطه با آخرین آمار ثبتنام داوطلبان انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی در استان تهران اظهار داشت: در طی 7 روز گذشته و در مهلت قانونی ثبتنام از داوطلبان تعداد 2 هزار و 780 نفر در کل استان تهران ثبتنام کردند.
وی با بیان اینکه تعداد 2هزار و 477 نفر در حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس ثبتنام کردهاند، افزود: بر اساس همین آمار نیز تعداد 26 نفر در حوزه انتخابیه پاکدشت، 60 نفر در حوزه انتخابیه دماوند، 63 نفر در حوزه انتخابیه رباط کریم، 64 نفر در حوزه انتخابیه ورامین، 79 نفر در حوزه انتخابیه شهریار، قدس، ملارد و همچنین 19 نفر به عنوان داوطلبان اقلیتهای دینی ثبتنام کردند.
رئیس ستاد انتخابات استان تهران با بیان اینکه تعداد 147 نفر از نمایندگان ادوار در انتخابات دوره دهم مجلس ثبتنام کردهاند، تصریح کرد: در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تعداد هزار و 70 نفر ثبتنام کرده بودند. این در حالی است که در دهمین دوره انتخابات مجلس 2 هزار و 780 نفر ثبتنام کردند.
افرادی که ثبتنام نکردند!
«محمدرضا باهنر» نایب رئیس مجلس و دبیرکل جبهه پیروان پس از هفت دوره نمایندگی از ثبتنام در انتخابات مجلس دهم خودداری کرد.
وی در دورههای مجلس دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم، هشتم و نهم در مجلس شورای اسلامی حضور داشته است.
همچنین نشست ماهانه محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین دیروز شنبه 5 دی در محل جامعه مهندسین برگزار شد.
گفتنی است کاظم جلالی که پیش از این با انتشار نامهای اعلام کرده بود که در انتخابات ثبتنام نخواهد کرد در آخرین ساعات با حضور در وزارت کشور نامزدی خود را برای انتخابات مجلس از حوزه تهران اعلام کرد.
*** رئیس جمهور در امضای قرارداد پژو عجله نکند
معاون وزیر صنعت با اشاره به سفر پیشروی رئیس جمهور به فرانسه گفت: نباید در امضای قرارداد با پژو تنها به دلیل اینکه رئیس جمهور به فرانسه میرود، عجله کرد.
رضا نوروززاده در گفتوگو با مهر در خصوص پیشبینی امضای قرارداد پژو در سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به فرانسه در اوایل سال 2016 از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت گفت: معمولاً در سفرهایی که رهبران کشورها انجام میدهند، تفاهمات ملی مدنظر است و پروژههای جزء را نباید در داخل یک سفر، بزرگنمایی کرد، چرا که این برای ملت دستاوردی ندارد.
معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت افزود: البته در پرتو تفاهمی که میان رئیس جمهور یک کشور با رؤسای جمهور و رهبران سایر کشورها صورت میگیرد، بسترهایی فراهم میشود که صنایع کوچک، متوسط و بزرگ میتوانند به تعامل و انتقال دانش بهتری با یکدیگر برسند و همین تفاهمات، منجر به عقد قرارداد شود.
وی تصریح کرد: به این ترتیب، حاصل آن سفر و دستاورد آن میتواند امضای قراردادهای کوچک و بزرگ را به دنبال داشته باشد؛ بنابراین چنین قراردادهایی از جمله پژو نتیجه آن سفر خواهد بود اما در عین حال، ما در حال مذاکره با پژو هستیم اما باید به این نکته هم توجه کرد که طبیعی است ایران، دیگر کشور قبل نیست بلکه زیرساختهای بزرگی در بخش خودرو، اندیشکدههای مربوط به آن و شرکتهای قطعهسازی دارد. به گفته نوروززاده، ایران دیگر زمین فکر برای برخی کشورهای خودروساز دنیا نیست که خارجیها برای ما سیاستگذار باشند بلکه در مقابل بازاری که در اختیار آنها میگذاریم، یکسری توقعاتی هم داریم، بنابراین نباید عجولانه کاری کنیم که منفعت برای نظام ملی ما نداشته باشد.
مدیرعامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران خاطرنشان کرد: اصلاً در مورد این چنین قراردادهایی نباید بگوییم که چون سفر رئیس جمهور در فلان تاریخ است، این قرارداد باید به هر قیمتی امضا شود، در مقابل اگر چنانچه امروز منافع ملی در امضای این قرارداد است، قبل از سفر هم باید امضا کرد؛ یعنی کار به نفع ملت ایران باشد نه اینکه امضای یک قرارداد بدون در نظر گرفتن منافع ملی،تنها در پرتو یک حرکت سیاسی به انجام برسد.
*** گزارش تکاندهنده از نقض گسترده حقوق شیعیان در جمهوری آذربایجان
گروه کاری «مدافعان حقوق بشر جمهوری آذربایجان» گزارشی تکاندهنده از شکنجه و بیعدالتی علیه شیعیان این کشور که اکثریت مطلق 85 درصدی این کشور را تشکیل میدهند؛ منتشر کرده است.
دولت آذربایجان چند سالی است که رسما تبدیل به پایگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه شده و با افزایش نفوذ صهیونیستها در این کشور دولت باکو نیز فشارها را بر شیعیان و گروههای اسلامی بیشتر کرده است که یورش وحشیانه اخیر به منطقه «نارداران» و کشته و زخمی شدن شماری از شیعیان این منطقه تنها نمونهای از این موج جدید شیعهستیزی دولت آذربایجان است
دیروز اما گروه کاری «مدافعان حقوق بشر جمهوری آذربایجان» با انتشار فهرست جدید زندانیان سیاسی در این کشور، از تحت شکنجه بودن «حاج طالع باقرزاده» رهبر جنبش اتحاد مسلمانان و بیش از ۳۰ فعال دستگیرشده در نارداران خبر داد. بنابر این گزارش، در این فهرست، نام ۹۳ زندانی سیاسی و دینی عنوان شده که به دلایل و انگیزههای سیاسی و پروندهسازی بازداشت شدهاند. به عدهای از این زندانیان حتی اتهامات جاسوسی، حمل سلاح و مواد مخدر زده شده است!
در گزارش این گروه با اشاره به دستگیری حاج «طالع باقرزاده»، رهبر جنبش اتحاد مسلمانان جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۱۲ به علت سخنرانیهایش علیه برگزاری مسابقه مستهجن «یوروویژن» و «رژه همجنس بازان» در باکو، آمده است که دستگیری اخیر وی در منطقه «نارداران» ـ حومه باکو ـ و جلوگیری از دیدارش با وکیل قانونی خود و شکنجه شدن وی در بازداشتگاه پیگیری و بررسی خواهد شد.
به گزارش مهر در این گزارش همچنین درباره حجتالاسلام «فرامیز عباسوف» نیز آمده است: «وی به اتهام واهی و مضحکانه تشکیل گروه تبهکاری و نگهداری سلاح و تلاش برای تغییر حاکمیت و قانون اساسی جمهوری آذربایجان در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ و در پی اعتراضات به تدارک برگزاری رژه همجنسبازان در باکو بازداشت شده است.»
این گزارش که در ۱۰۴ صفحه تنظیم شده است، در خصوص زندانیان سایر گرایشهای سیاسی و دینی موجود در جمهوری آذربایجان، اطلاعات تکمیلی و مفصلی منتشر کرده است.همه اینها در حالی است که شیعیان، ۸۵ درصد از جمعیت ۹ میلیونی جمهوری آذربایجان را تشکیل میدهند اما همواره با فشارهای کینهورزانه حکومت که ارتباط نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد، مواجه هستند.
روزنامه شرق
گفت و گو با نماینده ولی فقیه در سپاه : در رقابت انتخابات نقل و نبات پخش نمیکنند
گفتوگو با نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیچالش نبود اما در آن شوخی و مزاح هم بود. حجتالاسلام «علی سعیدی» هیچ سؤالی را بیپاسخ نگذاشت. مصاحبه طولانی شد و دقایقی هم از وقت پیشبینیشده عبور کرد. او با سعهصدر به سؤالات پاسخ میداد. حجتالاسلام سعیدی که امامجمعه موقت شاهرود نیز هست در این مصاحبه نظرات خود را بهصراحت بیان میکند؛ چه درباره بحث نفوذ و چه درباره انتخابات پیشرو.
بهتازگی مطلبی از شما خواندم که گفته بودید رسانهها ممکن است بسترساز نفوذ فرهنگی شوند. لطفا بفرمایید که دقیقا منظورتان چه بوده؟
معمولا بحث نفوذ ابزار و شیوههای مختلفی دارد. یکی از ابزار و شیوهها رسانهها هستند؛ حالا رسانههای دیداری، شنیداری یا نوشتاری. اینها میتوانند بستر نفوذ را فراهم کنند. در تاریخ و در گذشته نمونهها و نشانههای بسیاری هست که آن عناصر پشت صحنه نفوذ یعنی بیگانگان حرفهایشان را ممکن است از زبان مجموعههای داخلی بزنند. در همین شبکه اخیر نفوذ حتی برخی مواردی را اشاره کردند که از خارج القا میشده که شما برای تئوریزهکردن جریان تعامل و مذاکره روی مباحث «مذاکره عمر سعد با امامحسین(ع)» و «صلح امامحسن(ع)» و این مسائل تکیه کنید. بالاخره اگر بخواهند یک آرمان و ایدهای را تئوریزه و بعد هم نهادینه کنند، راهش این است که شیوههای مختلفی که بستر آن را فراهم میکند، ایجاد کنند. از این نمونهها در تاریخ فراوان است. یک نمونه آن آقای «راجر کوپر»، جاسوس انگلیس در ایران، که مصاحبه ایشان در روزنامه کیهان به تاریخ ١١/٦/٦٦ در صفحه ١٩ به چاپ رسید، ایشان میگوید: «ما انگلیسیها توانستیم نفوذ خود را از طریق ارتباط با دوستان و عوامل خود در ایران حفظ کنیم. انگلیس مقداری از مخارج کودتای ٢٨ مرداد را پرداخت کرد. بهویژه پرداختهای علیالحساب به بعضی افراد که اصرار داشتند پول خود را بهعنوان ارز در بانکهای خارجی دریافت کنند». او میگوید: «نقش انگلیس در کودتای ٢٨ مرداد بیشتر نقش طراحی و سازماندهی بود و سازمان سیا وظایف اجرائی و عملیات را بر عهده داشت». نکته اصلی اینجاست که میگوید: «من برای هویدا و چند نفر از وزرا و مقامات بلندپایه متن سخنرانی تهیه میکردم و با آنها در تماس بودم و این موضوع این امکان را برای من فراهم کرد تا بتوانم درزمینه جمعآوری اطلاعات و ارسال گزارش به لندن فعال باشم. من از طریق جمعآوری اطلاعات سیاسی و اقتصادی برای سازمان اطلاعات انگلستان بعد از انقلاب نیز فعال بودم». اینها نمونههای زیادی در تاریخ دارد که دیگران از این شیوهها استفاده کردند.
اما یک خبرنگار - صرفنظر از اینکه در چه جایگاهی قرار دارد - آیا اصولا در موقعیتی هست که بتواند بسترساز نفوذ شود؟ خبرنگار، آدمی معمولی است و حقوق دریافتی، نحوه و سطح زندگیاش هم مشخص است.
آدمها متفاوت هستند؛ عواملی که در انسانها تأثیرگذار است چیست؟ هر فردی از طریقی میتواند تحتتأثیر قرار بگیرد. یکی از عوامل جذب افراد، پول است. بالاخره افرادی که دوبل بازی میکنند و در جاهای مختلفی همکاری میکنند، تحتتأثیر عوامل گوناگونی قرار میگیرند که یکی از آنها جاذبه پول است. مسائل دیگری هم وجود دارد که به طرف انگیزه میدهد حرف آنها را بزند. مستقیم یا بهصورت غیرمستقیم؛ بحث نفوذ بحثی نیست که شخص خیلی آگاهانه به آن تن دهد. چه بسا با چند واسطه تحتتأثیر آن جریان قرار بگیرد و خودش بهعنوان سرباز پیاده آن جریان بخواهد عمل کند. داستانی با عنوان «سامری» را در قرآن داریم که یک عنصر نفوذی با نام «سامری» با شیوههای هنرنمایی در فن ذوب فلزات دستبهکار شد و با شکل و شمایلی، گوسالهای را ساخت که مثلا از طریق ورود باد در آن، صدایی تولید میکرد (البته مکانیسم دقیق آن در تاریخ نیامده است). وقتی «موسی بنعمران» از میقات بازگشت، دید که جمعیت زیادی گوسالهپرست شدهاند. سامری به آنها گفته بود که این خداست و آنها هم در برابر خدای ساختگی دست این فتنهگر، سجده کردند.
«موسی بنعمران» وقتی خطاب میکند به مردم که چرا شما اینکار را کردید، میگویند: «ما اخلقنا موعدک... بملکنا» یعنی این با اختیار ما اتفاق نیفتاد.
اینکه رهبر معظم انقلاب میفرمایند جنگ نرم بدون سروصدا، بدون توپوتانک و بدون ایجاد حساسیت است به این معناست که ممکن است جامعهای تحتتأثیر قرار بگیرد، بدون اینکه متوجه شوید. آقای «گورباچف» جملهای میگوید که برای من جای تعجب دارد. از او سؤال میکنند که چه شد امپراتوری شوروی سقوط کرد؟ در پاسخ میگوید وقتی شوروی سقوط کرد که شاهد بودم صف فروشگاه «مکدونالد» در مسکو چندین کیلومتر است! یعنی در شوروی آنقدر جاذبه آمریکا را بالا بردند که غذای مکدونالد تبدیل به آرزوی شهروندان شوروی شد. البته این اشتباه آقای گورباچف است. چون این یکی از صدها عامل این قضیه است. آن چیزی که بستر سقوط امپراتوری شوروی شد، نگاه آقای خروشچف بود که ایشان ایده همزیستی مسالمتآمیز را مبنا قرار داد یعنی از اصول مارکسیسم و لنینیسم عدول کردند و راهبرد تعامل با آمریکا را اتخاذ کردند که پیمان «سالت» و بعد از آن پیمان «هلسینکی» تصویب شد. آمریکاییها احساس کردند که بستر لازم برای نفوذ در شوروی فراهم آمده است. اگرچه آقای «برژنف» بعد از او مقداری اوضاع را تغییر داد ولی دیگر دیر شده بود. جالب است که نفرات بعد از آقای «برژنف» هم یعنی از سه رئیسجمهوری بعدی، دو نفرشان راه «خروشچف» را رفتند. یکی از آنها آقای «گورباچف» بود که با دو راهبرد «گلاسنوست» (واژهای روسی به معنای فضای باز سیاسی) و «پروستریکا» (واژهای روسی به معنای بازسازی اقتصادی)، زمینه فروپاشی این امپراتوری را فراهم کرد. گورباچف به مکدونالد اشاره میکند که این عملیات روانی است که دشمن در جبهه مخاطب خودش برای آمادهکردن هر تغییر و تحولی در جامعه، انجام میدهد. یکی از بسترهایش روزنامهها و خبرنگاران هستند؛ البته ممکن است افراد اندکی باشند، اما هستند خبرنگاران متعهدی که حرفه خبرنگاری را حرفه مقدسی میدانند و حاضر نیستند آن را با هیچ مسئلهای معامله کنند.
بهنظر میآید با دو بحران در رسانهها مواجه هستیم. یکی اینکه به اذعان مسئولان رسمی، متأسفانه ضریب نفوذ رسانههای ماهوارهای در جامعه در حال افزایش است و رسانهای مانند صداوسیما با ریزش مخاطب مواجه است. از طرف دیگر رسانههای داخلی بهدلیل فضای تنگی که گاهی ایجاد میشود، نمیتوانند مخاطب خود را حفظ کنند و در حال واگذاری میدان به رسانههای بیرونی هستند؛ آنهم رسانههایی که هیچ نظارتی بر آنها نمیشود. بههرحال رسانههای داخلی اگر انتقادی و حرفی هم بزنند - هرچند اشتباه هم باشد - میشود آنها را تصحیح کرد یا برخورد کرد یا مدیریت کرد. حالا که طبق اظهارات رسمی مقامات، در حال ازدستدادن فضا هستیم، آیا این مورد نمیتواند بسترساز نفوذ باشد؟
«حرف خوبزدن» و «خوب حرفزدن» هنر است؛ یعنی اگر رسانه حرف خوب داشته باشد و نتواند خوب بیان کند، عقب میماند. یا خوب حرف بزند و حرف خوب نداشته باشد، به همین نسبت از مسیر خارج شده است. ما یک نیاز در جامعه میبینیم و یک خواسته که بین آنها تفاوت وجود دارد؛ متأسفانه در خیلی جاها به خواسته توجه میشود نه به نیاز. الان برخی از منبریهای ما به خواستهها توجه میکنند نه نیازها. رسانه مانند طبیب است؛ یعنی نباید به خواست طرف توجه کند، بلکه باید به نیاز طرف توجه کند. البته ممکن است رسانههای دشمن، زمینه انحراف ذائقه مردم را بخواهند فراهم کنند؛ یعنی آن را به سمتی سوق بدهند و مردم چیزهایی را بپسندند که صداوسیما مجبور شود از شیوههای آنها استفاده کند.
یعنی بهناچار از شیوههای آنها برای جذب مخاطب استفاده میکنند؟
همینطور است. مسئله مهم اینجاست که ١٧ هزار شبکه قابل دریافت در دنیا وجود دارد که سههزارتای آن در ایران در دسترس است. از این سههزار شبکه قابل دریافت، بخشی موسیقی، بخشی تبلیغ جریانات مذاهب و فرقهای است. بخشی دیگر سریال و فیلم و این مسائل است. در واقع اگر فرایندی را در سیر حرکت شبکههای ماهوارهای ببینیم، زمانی سبک خاصی بود که خیلی مخاطب نداشت، اما به مرور زمان، مخاطبشناسی کردند و شیوههایی را اعمال کردند تا بتوانند مخاطب را جذب کنند، آنهم بدون اینکه مخاطب متوجه شود به چه سمتی در حال هدایت است. وقتی از مردم سؤال میکنیم چرا این سریالها و فیلمها را نگاه میکنید، میگویند هیچ مسئله و مورد مبتذل و انحرافی در آن ندارد، ولی او توجه نمیکند که در لابهلای این برنامهها بسیاری از آنچه را که آنها دنبالش هستند، گسترش میدهند، مانند بحث اختلاط مرد و زن، بحث خیانت زن به شوهر و برعکس، بحث عرفیسازی روابط زن و مرد و دختر و پسر، بحث همجنسبازی و ازبینبردن قبح بسیاری از الفاظی که در فرهنگ ما اثر سوء دارد و ضدارزش است، یا حالت لمپنی دارد و در شأن جامعه ما نیستند؛ یعنی بهتدریج بدون اینکه مخاطب بداند، فرهنگ او را دگرگون میکنند و چیز دیگری را جایگزین میکنند. بنا نیست به هر قیمتی مخاطب را جذب کنیم، هرچند با شیوههای ناصحیح و غیرسالم. در اینجا هنر حرف اول را میزند. برای نمونه کتاب «بیتالاحزان»، «شیخ عباس قمی» که مربوط به زندگی حضرت فاطمه(س) است، یک دختر یا پسر، یک صفحهاش را نمیتواند بخواند، اما «کشتی پهلوگرفته» آقای شجاعی را که به شکل رمان است، هر دختر و پسری شروع به خواندن کند، تا آخرش را میخواهد بخواند. یا نقل شده که مقام معظم رهبری میفرمایند: «زندگی نامه «گاندی» را آنقدر زیبا نوشتهاند که من دوبار آن را خواندهام و دوست دارم بازهم آن را بخوانم»، ولی زندگینامه امام(ره) را تابهحال من ندیدهام کسی به شکل رمان آنقدر زیبا بنویسد که طرف بتواند بخواند. یا مثلا همین سریال امام علی(ع)، سریال یوسف پیامبر و سریال مختارنامه واقعا درصد بالایی مخاطب را به خود جذب کردند. کار فرهنگی هزینهبر است؛ کار روزنامهنگاری هزینهبر است. اگر کسی بخواهد غذای سالم که با شرایط متناسب باشد ارائه کند، باید جاذبه داشته باشد. بازرگانی که در حجرهاش صبح تا عصر کار میکند، وقتی شب به خانه میآید، زیاد وقت نمیکند پای تلویزیون بنشیند. اگر تلویزیون هنرمند باشد، باید آنچنان برنامههایی داشته باشد که زمان محدود آن شخص را به خود اختصاص دهد. باید بهگونهای باشد که مخاطب همه برنامهها را رها کند و پای آن بنشیند. روزنامهها هم همینطور. متأسفانه گرفتار یک بههمریختگی در مسائل تغذیه فکری و فرهنگی جامعه هستیم. بعضی روزنامهها مخلوطی از مطالب را جمعوجور میکنند که بتوانند مخاطب خود را جذب کنند. عرض کردم، حرف خوب و خوب حرفزدن، اگر بتوانند با هم تلفیق شوند، واقعا میتوانند جاذبه ایجاد کنند. برای نمونه سخنرانیهایی را که در کشور برگزار میشود ببینید. بعضی سخنرانیها جمعیتی حدود ١٠ هزار نفر یا ١٥ هزار نفر را به خود جذب میکنند که غیرعادی است. چه اتفاقی افتاده که از این آقا استقبال میکنند و از آن آقای دیگر استقبال نمیکنند. حالا آن آقا ممکن است از یک هنری در خطابه و سخنانش استفاده کند. مثلا آقای قرائتی چطور سیوچند سال است که همچنان مخاطب دارد و در هر جلسهای میرود، مخاطب از آن راضی بیرون میآید؛ یعنی هم محتوا دریافت میکند و هم بانشاط میشود. ما به این مسائل عادت نکردهایم یعنی بیشتر به سمت حزن و گریه و اندوه سوق میدهیم. هر دو باید متوازن باشد، اگر ما در مسئله گریه افراط کردیم، مردم خودبهخود به سمتی میروند که نیاز خنده و شادیشان را از آنجا تأمین کنند. قرآن خنده را مقدم بر گریه میداند. ما در گریاندن مردم هنرمندیم، ولی در خنداندن آنها نمیتوانیم این نقش را بازی کنیم. آقای فلسفی میفرمود یا نیم ساعت بیشتر صحبت نکنید یا در بین صحبتهایتان لطیفههایی بگویید که توهین به قومی نباشد و به مخاطب نشاط دهد تا ادامه صحبتها را گوش کنند.
فرمایش شما درباره سرگرمی و پرکردن هنرمندانه اوقات فراغت صحیح است. ولی رسالت پرکردن اوقات فراغت با صداوسیما است. روزنامهها بهدلیل ساختارشان رسالت اطلاعرسانی دارند. کسی روزنامه را نمیخواند که سرگرم شود و معمولا کسی که روزنامه میخرد قصدش با دیدن سریال متفاوت است. ما که بحث اطلاعرسانی را در رسانههای مکتوب داریم و قرار نیست کسی را سرگرم کنند. از طرفی بهدلیل فشارهای اقتصادی و... مخاطب روزنامهها محدود است و افت کرده. آن افرادی که قرار است به آنها اطلاعرسانی شود؛ این اطلاعرسانی چقدر در چارچوبی که شما میگویید جای میگیرد؟
شما به صداوسیما و ماهواره اشاره کردید.
میخواهم به این نتیجه برسم که روزنامهای که رسالتش اطلاعرسانی است، چقدر در این چارچوب قرار میگیرد؟
سالم کارکردن، حرف خوبزدن و خوب حرفزدن درباره روزنامهها هم معنا و مفهوم پیدا میکند. وقتی ذائقه مردم تغییر کرد، دنبال یکسری موارد دیگر میگردند؛ یعنی وقتی بین خواستهها و نیازهایشان تفاوت قائل نشدند، به بخشی از سخنرانیها گرایش پیدا میکنند که بیشتر جنبه تحریک عاطفه دارد، نه تعقل. شهید مطهری میفرمود تبلیغات دو نوع است؛ یکی تبلیغاتی که عاطفه را تحریک میکند و دیگری تبلیغی که عقل را تحریک میکند. تبلیغات نوع اول ماندنی نیست و باید آن را عقلانی کرد. این دو باید با همدیگر متوازن باشند. در مسئله کار روزنامهها مقداری سختتر است. اگر روزنامهای بخواهد درست و سالم کار کند، یک بستر زمانی میخواهد که مشتری خودش را پیدا کند. عرض کردم همانطور که شما نگران هستید، کار، کار سختی است. در عرصه تغذیه بعضی از این چلوکبابیها ١٠ برابر چلوکبابی همسایهشان فروش دارند، اما ممکن است یک چلوکبابی دیگر چند سال کار کند و بعد ورشکست شود. فرق آنها در چیست؟ هر دو غذا میپزند، ولی اولی سعی کرده هم قیمت و هم کیفیت را متوازن کند و مشتری خودش را پیدا کند. در عرصه روزنامهها هم، چنین کاری میشود کرد؟ آیا ما حق داریم دست به حرکات ژورنالیستی بزنیم و به هر قیمتی مخاطب را بالا ببریم؟
خبرنگاری گاهی تلفنی با من تماس میگرفت و با من مصاحبه میکرد و من هم جواب میدادم. بعد یکبار دیدم که به اینجا آمده است. به او گفتم دیگر جای قبلی نیستی؟ گفت نه رفتم جای دیگر. دلیلش را پرسیدم؛ گفت: «من مسائلی را آنجا دیدم. به من گفتند اگر خبری بیاوری که روزنامههای مقابل اصولگرایان آن را کار کنند، فلانمقدار پول میدهیم؛ اگر خبری بیاوری که بیبیسی نقل کند فلانقدر؛ اگر خبری بیاوری که صدای آمریکا منتشر کند هم فلانمقدار». من زدم روی دستم که ای وای واقعا اینطوری است؟ او هم گفت که «من دیدم با مشکل مواجه میشود. باید بهزور مثلا از آقای سعیدی نکتهای در بیاورم که بیبیسی یا صدای آمریکا نقل کند که این شغل، شغل مقدسی برای من نیست و باید جایی بروم که چنین توقعی از من نداشته باشد».
نباید به هر قیمتی کاری کنیم که روزنامهمان در جامعه مخاطب بیشتری داشته باشد. بحث ما این نیست که چه کنیم که روزنامهها برد بیشتری داشته باشند. با گسترش شبکههای ارتباطی و شبکههای مجازی بخشی از کارکرد رسانههای مکتوب را از بین بردهاند.
بحث من چیز دیگری است. مثلا شاید ما در روزنامه «شرق» پیش خودمان فکر کنیم که روزنامه مهمی هستیم ولی بین جمعیت ٨٠میلیونی چقدر مخاطب داریم که مثلا اگر فلانجا، حرفی بزنیم بگویند شما مصداق فلان کار شدهاید. حقیقتا بین این جمعیت کشور، کسر اندکی از آن «شرق» را میخوانند. بهنظر شاید حساسیت بیش از توان واقعی روزنامهها باشد و وزن آن حدی نیست که بتواند خطری ایجاد کند.
من نمیدانم شمارگان مثلا کیهان چقدر است ولی چقدر حساسیت روی آن زیاد است. مگر چقدر برد دارد؟ مگر چقدر میتواند برای دولت مشکلساز شود؟
خیلی!
نه، این نشد دیگر! تمام حملاتی که امروز میبینم، بخش عمدهای از آن ناظر به روزنامه کیهان است. مگر چقدر این روزنامه مخاطب دارد و تأثیرگذار است؟ مگر قرار است آپولو هوا کند که همه علیه این روزنامه بسیج شدهاند؟
من نمیگویم این تصور غلط است یا درست؛ ولی تصوری وجود دارد که کیهان ارتباطات ویژهای دارد و اگر به کسی انتقاد یا حمله کند، حتما برای آن فرد اتفاقی خواهد افتاد.
ارتباط ویژهای ندارد و اصلا اینطور نیست؛ بزرگنمایی است. روزنامه کیهان خطشکن است و خیلی جاها نقش امربهمعروف و نهیازمنکر را بازی میکند. چون برخی متوجه نمیشوند در کشور چه میگذرد؛ یا نمیتوانند، یا متوجه میشوند و نمیخواهند چیزی بگویند. یک دسته هم آنهایی هستند که میفهمند در کشور چه میگذرد و جرئت گفتن دارند و حاضرند هزینه پرداخت کنند و برای جلوگیری از یکسری اتفاقاتی که برای آینده نظام میتواند خطرناک باشد، ریسک کنند و جلویش را بگیرند. تمام این نگرانی بابت این است که روزنامه کیهان با حرکت تهاجمی که برای استحاله نظام پیشبینی شده به مقابله برخاسته است وگرنه اینکه تیراژ شما با کیهان چقدر تفاوت دارد را نمیدانم. اما اینکه همه خطر و تهدید را متوجه این روزنامه کردن، به نظر میآید خیلی منطقی، معقول و متعارف نیست. امروز لبه تیز همه حملات متوجه دو، سه تا روزنامهای است که مقداری مسائل را بیان میکنند یا برخی مسائل پشت پرده را بیان و برملا میکنند.
تفاوتش در این است که کیهان میتواند اتهاماتی را متوجه هرکسی کند، ولی در امنیت باشد و انگار که امنیت آهنین دارد.
اصلا اینطور نیست. مگر دیگر روزنامهها اتهام نمیزنند. آن اتهامات و حملات را، اتهام و حمله نمیدانند.
به شخص حقیقی توهین میشود و اتفاقی برای کیهان نمیافتد.
هیأت منصفه همان برخوردی که با بقیه روزنامهها میکند، با کیهان هم انجام میدهد. اما وقتی استدلال میکند که به چه دلیل این حرف را زدم، در مجازاتش تخفیف قائل میشوند. اما اینکه حریم ویژهای داشته باشد، مصادیق عملیات روانی است. برای اینکه بتوانند این روزنامه را از صحنه خارج کنند، این فضا را درست میکنند که ایشان حریم امنی دارد. هیأت منصفه برخورد میکند و برخلاف موج یک جریانی که میخواهد خواستههایش را به هر قیمتی عملی کند، ایستاده است و هزینهها را پرداخت میکند.
مصادیق نفوذ و از طرف دیگر راههای مقابله با نفوذ چگونه باید مدیریت شود که خدای نکرده راههای انتقاد بسته نشود. یعنی هم جلوی مصادیق نفوذ گرفته شود و هم مانع انتقاد سالم و سازنده نشود. از نظر شما چگونه باید مدیریت شود که هر دو موضوع را بهخوبی داشته باشیم.
یک بحث، بحث نفوذ است که واقعیتی است. ولی برخی نفوذ و حتی تهاجم فرهنگی را میخواهند انکار کنند. خاطرم هست، سال ٦٨ که جریان کارگزاران وارد قدرت حکومت شد، بحث تغییر نگرش فراهم شد.
اگرچه تفکر لیبرالیستی و لیبرالیزهکردن ایران در بازرگان و بنیصدر هم بود، ولی اوج آن از سال ٦٨ شروع شد که تکنوکراتها و بوروکراتها به رأس کار آمدند. از آن زمان بحث نگاه به بیرون، نگاه به آمریکا و غرب، نگاه دیگری شد. اگر خاطرتان باشد، بحث «ژاپن اسلامی» مطرح شد. بحث الگوگیری از ترکیه و مالزی مطرح شد. شاهد بودم آقای مهاجرانی، میگفت اصلا ما آرزویمان این است که کشوری مثل مالزی شویم. حتی ایشان میگفت: «شما چرا اصرار دارید که خانمها روسری سرشان باشد. من در مالزی شاهد بودم که خانمی بیحجاب، سجاده دستش بود و داشت به نماز جمعه میرفت». این مدل، مدل مالزی است نه مدلی که مدنظر امام بود یعنی مدل علوی. یا ژاپن اسلامی مطرح شد که ما حداکثر به ژاپن برسیم، یا بشویم مالزی و ترکیه که خیلیها هنوز آن مدل را ترویج میکنند. از آن زمان رهبری اصطلاحاتی را بهکار بردند؛ «تهاجم فرهنگی»، «شبیخون فرهنگی»، در مقطعی مدل «یلتسینی» مطرح شد و گفتند آقای «خاتمی»، «گورباچف» است و نیاز به یلتسین دارد که آقا این قضیه را افشا کردند و فرمودند که نه آقای خاتمی گورباچف است و نه یلتسین مطرح است. در جای دیگری فرمودند اگر افراطیون ادامه دهند، مطمئن باشند که صلح امامحسن(ع) نخواهد بود و حادثه عاشورا تکرار میشود. بعد از آن «استحاله سیاسی» و «استعمار فرانو» در ادبیات ایشان مطرح شد. «ناتوی فرهنگی»، «براندازی نرم»، «نبرد نرم» مطرح شد و آخرین اصطلاحی که ایشان در چند ماه اخیر مطرح کردند، «جنگ نرم» بود. واقعیتی را در دنیا میبینیم به نام جنگ نرم؛ خیلی از دولتمردان ما این واقعیت را نمیخواهند بپذیرند؛ حتی در گذشته هم دولتمردان کارگزاران میگفتند جنگ نرم و تهاجم فرهنگی در کار نیست و آن را انکار میکردند. این یک بحث است اما ما چه میگوییم؛ آنچه از ادبیات مقام معظم رهبری و تجربه ٣٦ سال به دست آوردیم، این است که آمریکا به دنبال سلطه بر جهان و بهخصوص منطقه غرب آسیاست، یعنی قلب عالم منطقه، غرب آسیا است و آمریکا به دنبال سلطه بر این منطقه بوده و خطر را اینجا میبینند. کانون این منطقه هم ایران است. آمریکا سه راهبرد را برای براندازی بهکار میبرد؛ راهبرد اول، «تهدید نظامی» بوده، راهبرد دوم «تحریم» و راهبرد سوم «تعامل» است. اینها در عرض هم هستند و هدفشان همان براندازی است. اما راهها متفاوت است، یک زمان از طریق تهدید است و طریق دیگر «تحریم» و راه دیگر «تعامل». همانطور که در چین و شوروی اتفاق افتاده است. یکی از سیاستمداران آمریکا میگوید که «ما در آن دوره با «ریگان» اختلافنظر داشتیم. ما به آنها میگفتیم لازم نیست شوروی را با بمب اتم یا بمباران از بین ببریم، ما دوستان زیادی را در شوروی داریم». آقای «ریگان» معتقد به برخورد نظامی است و این رجل سیاسی میگوید ما دوستانی در شوروی داریم که با اندیشه ما همراه هستند و با تقویت آنها در عرصه سیاسی و عملیات فرهنگی میتوانیم امپراتوری شوروی را زمین بزنیم.
میخواهم این را عرض کنم که دو حزب حاکم در آمریکا در شیوهها با هم تفاوت دارند. حزب جمهوریخواه با شمشیر سر میبرد و حزب دموکرات با پنبه. آن چیزی که امروز آنها دنبال میکنند، راهبرد «تعامل» است. تعامل یعنی پذیرش قسمتی از خواستههای ایران. تعامل با جنگ فرق میکند، چون هدفش فراهستهای است. بخشی از خواستههای ما را در مسئله هستهای میپذیرند. برای ورود به عرصههای دیگر، میخواهند با تعامل وارد شوند. هدف آمریکا را باید بشناسیم. هدفشان این است که جای پایی پیدا کند و از این طریق بتواند به اهداف خودش برای براندازی برسد. باید مسئله هستهای را از مسائل فراهستهای جدا کنیم. فراهستهای ما، عمق استراتژیک ما است؛ یعنی آن چیزی که با آمریکا اساسا اختلاف داریم در تقابل قدرت و نفوذ ما در منطقه غرب آسیاست. در جنگ جهانی اول و دوم ببینید آمریکاییها چه کردند که به این قدرت رسیدند. در جنگ جهانی اول، آنها مدتی بیطرف بودند و بعدا وارد شدند و بهعنوان فاتح از جنگ بیرون آمدند که پس از مدتی اقتصاد آمریکا دچار بحران شد. ولی در جنگ جهانی دوم آمریکاییها توانستند خیلی بدرخشند و متفقین را در دست گرفتند و اروپاییها یعنی انگلیس و روس کامل در خدمت آمریکا درآمدند. میخواهم عرض کنم که آمریکاییها این سلطه و هژمونی را به هیچ قیمتی حاضر نیستند از دست بدهند. اینکه با ما تعامل کنند به این معنا که یک سهم ما داریم و یک سهم آنها یا بخواهیم در عرصه جهانی نفوذ خود را حفظ کنیم و آمریکا بگوید من همه چیز شما را قبول دارم، اصلا اینگونه نیست. این با ذات و اقتدار استکباری آمریکا سازگاری ندارد. ببینید آنها شوروی و یوگسلاوی را تحمل نکردند و یوگسلاوی کلا از صحنه روزگار محو شد. آمریکا در ٥٠ سال گذشته به ٢٢ کشور حمله کرده است. در امور داخلی و سرنوشت ١٥، ١٦ کشور دخالت کرده است. بعد آمریکا بگوید که توبه کردم و میخواهم با شما کنار بیایم این خیال باطل و سادهلوحی است که تصور شود آمریکا دست از شرارت برداشته است. تعامل باید محدود، هدفمند و هوشمندانه باشد. باید دید آمریکا دنبال چیست؟ اولین هدف این است که از لحاظ هستهای ما را محدود کند. آنها چرا با ما وارد معامله شدند؛ چند دلیل داشت؛ دلیل اول این بود که به این نتیجه رسیدند که حمله نظامی کارایی ندارد. دومین دلیلی که به سراغ مذاکرات آمدند؛ این بود که سازمان تحریمها بهم ریخته بود. آقای «کری» چند بار گفته بود که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، سازمان تحریمها بهم میریزد. همینطور هم بود؛ چون اروپاییها بریده بودند و اگر تحریمها ادامه پیدا میکرد، خود به خود از هم میپاشید. آمریکاییها نمیتوانستند به هر قیمت اروپا را با خود همراه کنند. سومین دلیل این بود که تحریم نتیجه معکوس داد. چون هم سانتریفیوژهایمان به ١٨ هزار عدد رسید و هم سطح غنیسازی به ٢٠ درصد. چهارمین دلیل هم گستره نفوذ ما بود. آمریکا دید که در حال تحریم، هم در بحث هستهای تقویت شدهایم و هم در منطقه نفوذمان گسترش پیدا کرده. در منطقه شاهد هستید که نفوذ ما در غرب آسیا خیلی گسترش پیدا کرده است. این بهترین زمان بود تا بیایند با ما تعامل کنند. ما هم برایمان مصلحت بود که در این زمان وارد این موضوع شویم که دولت طالب این مسئله بود و رهبری معظم انقلاب هم با شرایطی پذیرفتند وارد بشویم. حالا بحث این است که آمریکاییها در بحث مذاکرات به اهداف زیادی رسیدند و ما هم به اهدافی مثل حداقل غنیسازی و پذیرش حق غنیسازی رسیدیم و همان شرایطی که رهبری در نامهشان فرمودند، باید مورد توجه باشد؛ یعنی عبور مشروط از هستهای؛ همان حرف کسانی که آرمانهای رهبری را دنبال میکنند. آمریکاییها از این پس دو هدف اساسی را دنبال میکنند؛ یکی عبور از هستهای به فراهستهای برای حل مسائلشان در منطقه غرب آسیا؛ یعنی ما در منطقه محور نباشیم و از مقاومت دفاع نکنیم؛ مثلا با غزه قطع ارتباط کنیم و با عراق رابطه استراتژیک نداشته باشیم. این خواسته آمریکاست که قطعا دنبال میکند. هدف دوم نفوذ است؛ یعنی ورود در عرصه حاکمیت به صورت مرحلهای. سه نوع نفوذ را در تاریخ شاهد بودیم؛ یکی نفوذ سیاسی است، یعنی نفوذ در جرگه تصمیمگیران یا نفوذ در جرگه تصمیمسازان؛ اینجا بحث نفوذپذیری پیش میآید که آیا کسانی در داخل هستند که زمینه نفوذ را فراهم کنند یا خیر. نوع دوم نفوذ اقتصادی است؛ یعنی فتح بازار ایران. اینجا واقعا خیلی دقت لازم است. بنده معتقدم به ما تکنولوژی راهبردی نخواهند داد. یک نرمافزاری که از سوی سازمان بسیج تهیه شده بود، صنایع مستقل و صنایع وابسته را مقایسه کرده بود. نمونه عرض کنم که میگفت ما در صنایع وابسته از پیکان به پراید رسیدیم. اما در صنایع و تکنولوژی مستقل، از توپخانه شروع کردیم و به موشک بالستیک رسیدیم. دشمن به ما تکنولوژی نخواهد داد که بتوانیم روی پای خودمان بایستیم. دشمن دنبال اقتصاد مقاومتی نیست، بلکه دنبال اقتصادی مانند اقتصاد مالزی است. آقای ماهاتیر محمد میگفت ما در خواب که بودیم، اقتصادمان فروریخت. اقتصاد مقاومتی این است که با تلنگر، یک کشور فرو نریزد.
نکاتی که شما میفرمایید درست است؛ ولی عرضم این بود چگونه باید فضا مدیریت شود که به بهانه مبارزه با نفوذ، فضای انتقاد و آزادی بیان در کشور محدود و کم نشود.
انتقاد چه کسانی؟ انتقاد راجع به چه موضوعی؟
مثلا من روزنامهنگار، مطلبی که مینویسم و انتقادی به فلان دستگاه و فلان سیاست انجام میدهم، این موضوع نشود که بگویند ما داریم جلو نفوذ را میگیریم و شما راجع به این قضایا و مباحث انتقاد نکن. چون مقام معظم رهبری هم چندی پیش گفتند استفاده جناحی از موضوع نفوذ، کار اشتباهی است.
ببینید هر وقت که آقا مطلبی را بفرمایند به جای اینکه دولتمردان، کارگزاران و مسئولان ما آن مطلب را درست متوجه شوند و دنبال تحقق خواسته ایشان باشند، حاشیههایی به آن میزنند، این نوعی بداخلاقی است. من نمیدانم چه کسانی سوءاستفاده جناحی کردند. کدام روزنامهها، در کدام سخنرانیها، در کجای کشور از این مطلب آقا سوءاستفاده کردند و به چه کسانی حمله کردند؟ ما یک دشمن فرضی درست میکنیم و به آن حمله میکنیم و نمیدانیم منظور کیست. البته آن کسانی که حمله میکنند، میدانند جریان چیست؛ برای اینکه حساسیت مطلب را کم کنند و بگویند اصلا نفوذ یعنی چی؟ و آن هم نفوذی که از آن استفاده جناحی میکنند. خب، کجا از نفوذ استفاده جناحی کردند؛ کدام حزب این کار را کرده؟ جامعه روحانیت حرفی زده یا جامعه مدرسین؟ من هرچه فکر کردم و روزنامهها و سایتها را دیدم، نتوانستم بفهمم چه کسانی از نفوذ استفاده جناحی کردند. تحلیل نفوذ، به معنای سوءاستفاده جناحی از نفوذ نیست. اینکه مطالبی را مثل بنده باز کنند و از ابتدا تا انتها بگویند آمریکا در دنیا چه کرده و چگونه امپراتوری شوروی را ساقط کرده، یا بگویند ابعاد نفوذ، شیوهها، ابزار و بستر نفوذ چیست، آیا اینها استفاده جناحی از نفوذ است؟ اگر این استفاده جناحی است، پس هیچکس درباره فرمایشات آقا نباید حرفی بزند و بههرحال ایشان درباره نفوذ صحبت کردند و ٧٠ بار از واژه نفوذ در بیانات و ادبیاتشان استفاده کردند. خب، نفوذ یک واقعیتی است و این واقعیت را چه کسانی باید تبیین کنند؟ یکی از آنها صداوسیماست که باید تبیین کند اصلا نفوذ چه چیزی هست؟ باید تبیین کنند که ابعاد، مخاطب و بستر نفوذ چیست؟ تفاوت جنگ نرم با جنگ سخت چیست؟ روزنامهها هم همینها را باید بیان کنند. آن روزنامههایی که نسبت به مسائل اصولگرایی و دیدگاههای امام و مسائل دیگر ذهنیت دارند، به این مسائل که نمیپردازند. آنها اصلا نفوذ را قبول ندارند. وقتی هم که این طرف یعنی کسانی که ولایتمداری را از جان و دل پذیرفتهاند و دنبال تحقق آرمانهای ایشان هستند و نگران آینده انقلاب هستند، میآیند نفوذ را تبیین میکنند، بعد به اینها حمله میکنند که شما دارید از نفوذ سوءاستفاده جناحی میکنید. خب بالاخره چه کار کنند؟ آن طرف چیزی نمیگوید؛ کدامشان آمدند مسئله نفوذ را باز کردند؛ کدامشان آمدند سیر نفوذ را گفتند؛ کدامشان آمدند سقوط امپراتوری شوروی و اوکراین را گفتند که آمریکا در کشورها چه کرده است؟ آنها این کار را نکردند و توقع است که آنها هم این کار را بکنند. آنها کسانی که تحت عنوان جناح اصولگرا یا ولایتمدار یا دینمدار، این مباحث را مطرح میکنند، برای اینکه خرابشان کنند، میگویند سوءاستفاده جناحی از نفوذ میکنند. این بداخلاقی است؛ چه از طرف دولتمردان عالیرتبه باشد چه از طرف روزنامهنگاران و خبرنگاران باشد. این وظیفه همه است که موضوع نفوذ را تبیین کنند. منافع ملی و اقتدار ملی جزو اصول مشترک همه است. همه مردم باید به آرمانهای انقلاب و استقلال کشور پایبند باشند. ما که نمیخواهیم مثل تقیزاده و ملکمخان بستر نفوذ آمریکا را فراهم کنیم. تقیزاده میگفت «ما باید از نوک پا تا فرق سر غربی باشیم تا به تمدن برسیم و با اسلام که نمیشود به تمدن رسید». دنیا را ببینید؛ وضعی که امروز ترکیه، مصر و اقمار آمریکا دارند را با وضع خودمان مقایسه کنید؛ ببینید آنها جلوترند یا ما؟
مقام معظم رهبری در سخنان اخیرشان گفتند در مراکز تصمیمسازی امکان نفوذ وجود دارد. از طرفی امسال دو انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی را پیشرو داریم و همه مسئولان کشور معتقدند انتخابات حساسی است. چقدر انتخابات را عرصه نفوذ میدانید؟
بحث نفوذ یک مسئله است و نفوذپذیری مسئلهای دیگر. دشمن دنبال نفوذ است ولی بحث نفوذپذیران و نفوذپذیری مسئله دیگری است. تهاجم فرهنگی واقعیت است ولی تهاجمپذیری مسئله دیگری است. چه جریانی بستر نفوذ را فراهم میکند؟ این مسئله مهمی است. استنباطم این است که در طول ٣٦ سال اخیر، دو دیدگاه درباره حاکمیت دینی مطرح است. یکی دیدگاه حضرت امام و رهبری معظم انقلاب بعد از ایشان که معتقدند ما به صورت مبنایی و بر اساس اصول و همچنین تجربه تاریخی، برای استقلال ملی، امنیت ملی، اقتدار ملی و حاکمیت اسلام و احیای اسلام در منطقه راهی جز ایستادگی مقابل استکبار نداریم. یعنی اگر بخواهیم روی پای خودمان بایستیم و اسلام را احیا کنیم، باید همین روش جهادی و مبارزاتی را ادامه دهیم و راهی غیر از این نداریم. نگاه دوم این است که ما اگر بخواهیم تعامل داشته باشیم و اقتصادمان روان باشد، باید در چارچوب نظام بینالملل با صندوق بینالمللی پول یا بانک جهانی حرکت کنیم و بر اساس مقررات جهانی باشیم. این نوع نگاه بر پنج حوزه سایه میاندازد. حوزه اول، اصول و مبانی است. مثلا آیا تقابلمان با اسرائیل، حمایتمان از مقاومت، دفاع از فلسطین، ایستادگیمان مقابل آمریکا مبنایی است یا رفرمیستی؟ امام میگوید ما آمدهایم این نظام بینالملل را تغییر دهیم و نگاه دوم میگوید باید با این نظام کنار بیاییم. به یکیشان میگوییم عقلانیت دینی و به دیگری عقلانیت سکولار. حوزه دوم سیاست خارجی است که این دو دیدگاه معمولا نوسان داشته و فرازونشیب در سیاست خارجی به دولتها بستگی دارد. حوزه سوم فرهنگ است. یعنی مسائلی اعم از فضای مجازی، فیلم، کتاب، هنر، عادات، رسوم، احکام اسلامی، حجاب و... در حوزه فرهنگ جای میگیرند. ما در اینجا قائل به تساهل و تسامح باشیم یا ارزشهای دینی را پیاده کنیم. در حوزه فرهنگ این دو دیدگاه مقابل همدیگر هستند. حوزه چهارم اقتصاد است؛ اقتصاد آزاد یا آزادی اقتصادی؛ این دو دیدگاه دو جنس است. دولتمردان ما در کارگزاران و اصلاحات و امروز به اقتصاد آزاد، عرضه و تقاضا، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول قائل هستند. آزادی اقتصادی با اقتصاد آزاد متفاوت است. حوزه پنجم تیم اداره کشور است. در حکومت دینی چه کسانی میتوانند عهدهدار وزارتخانه باشند. در حکومتی که دین باید در تاروپود نظام حاکم باشد و رفتار مردم بر اساس دین باید شکل بگیرد، از وزرا و استانداران چه توقعاتی هست؟
این دو دیدگاه شاخصههایی دارند که متفاوت است. مثلا درباره مقاومت باید بایستیم و برای این کار باید از سوریه حمایت کنیم و برای حمایت از سوریه، خط قرمز ما آقای بشار اسد است. اما در نگاه دوم چنین حرفی وجود ندارد. در مورد فلسطین، اسرائیل، آمریکا و مذاکرات و همه مسائل همینطور است. آنهایی که میگویند مجلس آینده حساسیت دارد به خاطر این است که دولت یک نگاه برونزایی قدرت دارد؛ یعنی میگوید ما باید از بیرون زمینه حل مشکلاتمان را فراهم کنیم. درحالیکه در چند مدت اخیر، به دفعات بحث «استحکام درونی نظام» و «درونسازی قدرت» را در کلام رهبری شاهد بودیم. یعنی استحکام درونزایی یا برونزایی قدرت؛ اقتصاد مقاومتی یا اقتصاد وابسته به بانک جهانی. این دو دیدگاه است.
حالا اینجا مجلس تعیینکننده است. مجلس اگر مجلسی باشد که بخواهد آرمانهای امام و رهبری پیاده شود و امنیت ملی، استقلال ملی با اصول و مبانی همراه باشد، باید مجلسی باشد که چیدمان نمایندگان متفاوت باشد.
میتوان گفت این حرف الزاما به معنی مجلس اصولگرا نیست و مجلس اصلاحطلب هم میتواند این ویژگیها را داشته باشد. درست است؟
نمیدانم اصلاحطلب را شما چه چیزی معنی میکنید؟ یکی از اصول ما «تولی» و «تبری» است. شما نسبت را ببینید که بعد از رحلت پیامبر (ص) براساس اعتقاد، سه جناح درست شد؛ یکی سلمان، مقداد، ابوذر و حضرتزهرا(س) بر محور حضرتعلی(ع) حرکت میکردند. یک جریان در برابر قرار گرفتند که همسر پیامبر محور آن جمع بود. طلحه و زبیر هم در این جمع دیگری بودند. دسته سوم با عنوان میانه و فراجناحی ایستادند و نظارهگر ماجرا شدند. ابوموسی اشعری، عبدالرحمان بنعوف، عبدالله عمر، زید بنثابت، اسامه بنزید و حسان بنثابت که اینها از رجال زمان پیامبر بودند. من میخواهم بگویم بالاخره مشی سلمان و مقداد و... درست است یا مشی ابوموسی اشعری و عبدالله عمر و...؟ ما بدون مبانی، فراجناحی نداریم. ما اعتدال بدون مبانی نداریم. اعتدال در ولایتمداری یعنی نه جلوتر از رهبری حرکتکردن و نه عقبتر تز رهبری ماندن. همانطوری که در زیارت جامعه کبیره و صلوات شعبانیه میخوانیم. این ادعیه به خاطر همین است که ما در رفتار روزانهمان این اصول را پیاده کنیم؛ یعنی تولی و تبری. کسانی هم که آن طرف تحت عنوان اصولگرایی هستند، انسان هستند و ممکن است نواقصی داشته باشند ولی برای ما اصول مهم است و نمیتوان تحت عنوان فراجناحی اصول را زیرپا گذاشت. تحت عنوان اعتدال نمیتوان اصول را زیرپا گذاشت. نمیتوان گفت همه خودی هستند و غیرخودی نداریم. نمیتوان گفت فتنه و کدورتی بوده و تمام شده است. ملاک رهبری است و رهبری میفرماید این عمار؛ چند بار از فتنه سخن گفتند. آیا کسی که از فتنه حمایت کرده یا هیچ صحبتی نکرده، میتواند اصلاحطلب ولایتمدار باشد یا خیر. یعنی ما دایره اصلاحطلبی را آنقدر گستردهاش کنیم که شامل ابوموسی اشعری و عبدالله عمر و... هم شود؟ اینها از پیشکسوتان بودند و کسانی نبودند که بتوان آنها را بهسادگی زیر سؤال برد. اما مسیر خود را از مسیر رهبری پس از پیامبر (صلیالله علیهوآله) جدا کردند.
اصول و مبانیای که میفرمایید، درست است ولی چگونه میشود این طرف بلاتشبیه شوند سلمان و ابوذر و آن سمت ابوموسی اشعری؟ رهبری میفرمایند تیم مذاکرهکننده هستهای متدین هستند و آن آقا در مجلس به نام رهبری توهین میکند. رهبری میگویند به آنها اعتماد دارم ولی آن آقا از زبان رهبری میگویند من شنیدم ایشان گفتند فلان.
من کاری با اینها ندارم که بخواهم جرح و تعدیل کنم و بگویم چه کسی درست میگوید و چه کسی خلاف. ما میگوییم بالاخره رهبری گفتمان، امر، نهی و موضع دارند. وقتی ما از کسانی دفاع میکنیم و کسانی را سیبل میکنیم، کسانی را که در فتنه نقش داشتند، تصویرشان را در صفحه اول میزنیم، چطور میتواند ولایتمدار باشیم؟ میشود گفت اینها اصلاحطلب ولایتمدار هستند؟ واقعا یعنی چه؟ من نمیخواهم کاملا قیاس کنم ولی در هر زمانی حق و باطل هست؛ امام نور هست و امام تاریکی. حزبالله و حزبالشیطان داریم و من کاری به مصادیقش ندارم که حزبالله کیست و حزبالشیطان چه کسی؛ ولی خط را نباید گم کرد. آن چیزی که از ما خواسته شده این است که حق نداریم اعتدال را بدون مبانی تعریف کنیم. اعتدال در تغذیه، خواب و خوراک، در دنیاگرایی آری، اما بین «کفر و ایمان»، بین «حق و باطل»، بین «فتنهگر و غیرفتنهگر» که نمیشود اعتدال برقرار کرد. بگوییم یک قسمت از اینطرف و قسمتی از آنطرف بگیرد که اعتدال برقرار شود؛ اینکه نمیشود؛ بعد بگوییم ما ولایتمداریم و رهبری معظم انقلاب را قبول داریم.
خب، اگر فتنهای بوده، به قول آقای مطهری، دو سر داشته است؛ یک سر آن هم آقای احمدینژاد بوده. یعنی ایشان واقعا در اتفاقات تلخی که سال ٨٨ افتاد، نقشی نداشت؟ یک جماعتی را تحقیر کرد و به قسمتی از مردم توهین کرد و درنتیجه این جمعیت تحریک شدند و اتفاقاتی افتاد. اگر قرار است تنبیه و ممنوعالتصویری باشد، خب آقای احمدینژاد چرا نه؟
ببینید موضوعات قابل تفکیک است. در رقابت انتخابات نقلونبات تقسیم نمیکنند. رقابت و بداخلاقی یعنی همین. حالا وسط انتخابات با طرف برخورد کنند؟ تقابل با احمدینژاد، یک هفته بود و یک هفته بعد تبدیل شد به تقابل حق و باطل. یعنی وقتی آقا آمدند و موضع گرفتند، احمدینژاد کنار رفت و در حاشیه قرار گرفت. مواضع آقا هم بسیار شفاف است. زمانی که آقای احمدینژاد در چارچوب یکسری ارزشها حرکت میکرد، حمایت میشد و بعد که ایشان از آن ارزشها عدول کردند، با ایشان برخورد شد. بنده هم موضعم همین بود و جزء کسانی بودم که به صورت شخصی، مشی ایشان را دوست میداشتم ولی بعدا که عدول از ارزشها را دیدم، موضع گرفتم که ایشان هم کلی علیه من در رسانههای خودشان مسئله درست کردند.
اما قسمت کثیری از معترضان آن سال، با نظام مشکلی نداشتند و مشکلی اگر بود، با خود آقای احمدینژاد داشتند.
ببینید در انتخابات، رقابت براساس تأثیرگذاری بر افکار عمومی است... . ولی نباید بداخلاقی باشد. در تبلیغات، تندروی و زیادهروی عادی است. از یک هفته بعد از انتخابات آمدند گفتند تقلب شده. رهبری مدیریت کردند. من وقتی «سیدمحمدحسین فضلالله» زنده بود، به لبنان رفتم، ایشان میگفتند تا ٢٩ خرداد رهبری ابوت و پدری کردند و از ٢٩ خرداد به بعد رهبری و اعمال قدرت کردند. یعنی تعامل کردند و به حضور پذیرفتند که اگر حرفی دارید، بزنید. یک هفته تقابل بین احمدینژاد و آقای موسوی بود. یک هفته بعد تبدیل شد به دعوا بین حق و باطل. حالا تا ٢٩ خرداد هم کشش دارد و میگویند تا آن روز مواضعشان عوض نشده بود و بعد از خطبه آقا عوض شد. ما آنهایی را درست میدانیم که بعد از یک هفته مواضعشان برگشت، البته ما خودمان قبلش هم میفهمیدیم اوضاع چطوری است. چون بنده هم این آقایان را از زمانی که مسئولیت داشتند، میشناختم. اگر کسی تشخیص ندهد، مشخص است گرفتار یکسری توهماتی هست. در طول این مدت یعنی از سال ٨٨ تا سال ٩٤ که ششسال میگذرد، چهکسانی ایفای نقش کردند؟ چهکسانی با همه وجود نظام را زیر سؤال بردند؟ چهکسانی بدترین اتهام را به نظام وارد کردند؟ اینها، بالاخره شاید بتوانیم بگوییم، مظلومترین نظام، همین نظام است که بیشترین تهمتها و اهانتها را به جان خریده است؛ درحالیکه در برابر اینهمه اتهام میتوانسته کاری انجام دهد، ولی انجام نداده است.
طبیعتا سپاه یک نهاد انقلابی است که متعلق به همه مردم ایران است و متعلق به هیچ جناحی نیست. شما توصیهای به اعضا و مسئولان سپاه در مورد انتخابات ندارید که چگونه عمل و موضعگیری کنند تا خداینکرده تلقی حمایت از یک جناح خاص به وجود نیاید؟ چگونه باید این عمل رخ دهد تا جایگاه سپاه در تعلق به تمام مردم ایران و انقلاب، دچار سوءبرداشت نشود؟
اگر دو، سه مسئله از هم تفکیک شوند خوب است. چون دو، سه مسئله با هم طرح میشود و تلقی این میشود که سپاه در انتخابات دخالت کرده است. اصل اولی که شما اشاره کردید، همینطور است. یعنی سپاه متعلق به انقلاب است و پاسدار انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است. این طبق اصل ١٥٠ قانون اساسی کاملا روشن است. اما عملکرد سپاه؛ چون سپاه نهفقط با ارتش خودمان که با تمام ارتشهای جهان تفاوت دارد. رسالت ارتش خودمان، حفاظت و پاسداری از استقلال مرزهاست. لااقل تا جایی که میدانم هیچ نهادی مانند سپاه نیست و سپاه منحصربهفرد است که یک نهادی فقط برای حفاظت و پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن ایجاد شود. خب سؤال این است که دستاوردهای انقلاب و خود انقلاب کجا و چطور به خطر میافتد؟ آیا فقط در عرصه سختافزاری و نیمهسخت است؟ آیا سپاه فقط باید در شمالغرب کشور برود و با جریان کوموله و دموکرات مقابله کند یا فقط در جنوبشرق باید با آشوبگران مبارزه کند؟ آیا در جنگ نرم اگر انقلاب در مرز خطر قرار گرفت باید چه کند؟ یا اگر دشمن شبیه پروژهای که در سقوط امپراتوری شوروی، اوکراین و گرجستان خواست اجرا کند و جریان جامعه را بهسمتی بکشاند سپاه چه باید بکند؟ آنهایی هم که سپاه را متهم میکنند، جوابی ندارند که بدهند. آخرش میگویند شما نظامی هستید و باید در پادگان زندگی کنید ولی اینطوری نیست. سپاه پاسدار انقلاب اسلامی است. هرکجا انقلاب اسلامی به خطر بیفتد، سپاه وظیفهای برای خودش دارد. در بحث اطلاعات، معین وزارت اطلاعات است؛ در امنیت، معین ناجاست؛ در مسئله تبلیغات و امور فرهنگی، معین سازمان تبلیغات و نهادهای فرهنگی هستند و در قسمت نظامی، معین ارتش است. در تمام اینها سپاه نقش کمککننده دارد اما اگر بخواهم شفاف بگویم، سپاه مثل نهادهای دیگر، یک نقش وضعیتشناسی دارد. همه نهادهای فرهنگی، اطلاعاتی و امنیتی وضعیتشناسی میکنند. کار دومی که از سپاه توقع میرود این است که جریاناتی که در عرصه رقابت حضور دارند را به پاسداران و بسیجیان بشناساند. شما مجلس ششم را شاهد بودید که نایبرئیس مجلس ششم میگفت از مغز سر تا سر انگشت پا از آمریکا میترسم یا طرح سهفوریتی برای تعطیلی چرخه سوخت و پذیرش پروتکل، یا نامهنوشتن به رهبری که درصدد بودند بنویسند جام زهر را بنوش و اینها. سپاه باید بداند اگر این افراد در عرصه حاکمیت قرار گرفتند، چه اتفاقی برای نظام خواهد افتاد. اینکه دخالت در انتخابات نیست؛ این توجیه سیاسی و جریانشناسی است. الان ما هشت جلد کتاب درباره حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون، مؤتلفه، روحانیت مبارز و... چاپ کردهایم که تا ١٥ جلد خواهد رسید، برای اینکه این جریانات را از زبان خودشان بشناسند و جریانشناسی گروهها و احزاب یکی از الزامات حرکت درست سپاه است. کار دیگری که تصور میشود سپاه در انتخابات دخالت میکند که البته توهم است، این است که نهادهایی که وضعیتشناسی میکنند، عقبه ندارند ولی سپاه عقبه دارد. به طور طبیعی نتایج حرف ما و ماهیت فکری خود بسیجی این است که به فرد متدین رأی بدهند. این طبیعت کار است و هیچکس به اینها فرمان نمیدهد. چون اصلا فرمانی و پادگانی نیست که بگوییم به چهکسی رأی دهید و به چهکسی رأی ندهید. این خیلی تصور بدی است که مثلا فرماندهی یا نماینده ولیفقیه بگویند به فلانی رأی دهید. طبیعت تفکر و فرهنگ پاسدار و بسیجی و خانوادههایشان این است که وقتی میروند برای رأی فکر میکنند این کاندیدا اگر رأی بیاورد، جایگاه ولایت تقویت میشود یا خیر؟ مبانی امام زنده میشود یا به تاریخ سپرده میشود؟ وقتی نتیجه آرا را میبینند، مثلا فلان کسی که متدین بوده رأی آورده، بعد میگویند سپاه دخالت کرده و رأی آورده است. اصلا اینطور نیست.
یعنی در سازمان بسیج گفته نمیشود که به فلان کاندیدا رأی دهید؟
ابدا؛ اصلا چنین چیزی نیست. چون ما هم مخالفیم. بعضی آقایان به من هم مراجعه میکنند که میخواهیم کاندیدا شویم. من میگویم چرا آمدهای به من میگویی؛ ما که نمیتوانیم به پاسداران و بسیجیان امرونهی کنیم که به چهکسی رأی دهید. ما چهار نوع مخاطب داریم؛ اول پاسداران هستند که مخاطب مستقیم ما هستند. رده دیگر بسیج ویژه هستند. با کمال تأسف هر اتفاقی در هر جایی میافتد، به نام سپاه و بسیج تمام میکنند که این فرافکنی است. رده سوم بسیج عادی است. رده چهارم هم حزباللهیهای در سطح کشورند که نه بسیجی هستند و نه پاسدار و تحت امر ما نیستند. پای سخنرانی میروند، فلان آقا چیزهایی میگوید و یک مرتبه عکسالعمل نشان میدهد. خب به ما چه ربطی دارد؟ چرا گردن سپاه و بسیج میاندازند؟ واقعا این مسئلهای عجیبوغریب است که هر اتفاقی در کشور میافتد را مرتبط با بسیج میکنند که اشتباه محض است. ما اصلا در هیچ دورهای نیامدیم بگوییم به چهکسی رأی دهید. این کار اصلا امکانپذیر نیست و بعد هم اینکه شأن سپاه و بسیج نیست که ما به آنها بگوییم به چهکسی رأی بدهید. ما معیار میگوییم؛ حرفهای امام و آقا را میگوییم که اینطور میفرمایند که کاندیدا در شأن نظام باشد. یک مجلس در تراز انقلاب اسلامی چه مجلسی است؟ یک خبرگان در تراز انقلاب اسلامی چه خبرگانی است؟ اگر در زمان رسولالله(ص) یا در زمان امیرالمؤمنین(ع) صندوق رأی گذاشتند، سلمان، مقداد، طلحه، زبیر و زید بن ثابت هم کاندیدا هستند. خب متدینین چگونه باید رأی دهند؟ ما معیار نشان میدهیم و میگوییم که امام اینگونه فرمودهاند. کاندیدای در تراز انقلاب و مجلس در تزار انقلاب این است. خبرگان هم تراز انقلاب این است.
ما که نمیتوانیم جلوی فهم دیگران را بگیریم. ما معیار خودمان را میگوییم. میگوییم فردی باید باشد که کاملا ولایت فقیه را پذیرفته باشد و این ولایت فقیه از نظر اختیارات و جایگاه برایش ملموس باشد. همچنین التزام عملی هم داشته باشد. اصول و خط امام و رهبری را هم تعریف میکنیم. ما اصلا فرمان نمیدهیم و مصداق تعیین نمیکنیم. ما معیار میدهیم.
وقتی شورای نگهبان صلاحیت نامزدها را تأیید کرده که همه التزام و اعتقاد دارند، یعنی همه از فیلتر این شورا رد شده و تأیید شدهاند.
شورای نگهبان محدودیت قانونی دارد و میگوید در چارچوب قانون. بین وظیفه شورای نگهبان و وظیفه شهروندان تفاوت هست. اولا شورای نگهبان برای اینکه کاملا به عمق صلاحیت افراد دست پیدا کند، زمان ندارد و یک زمان محدودی دارد. مثلا هزار نفر یا دوهزار نفر ثبتنام میکنند و در مدت کمی باید شورای نگهبان نظر دهد. اما کسی که میخواهد رأی دهد چهار ماه وقت دارد. نمیتواند که بگوید چون شورای نگهبان تأیید کرده من تکلیفی ندارم.
خب بههرحال از سمت شورای نگهبان صلاحیت احراز شده است.
اینجا اشتغال یقینی، برائت یقینی میخواهد. رأیدادن هم تکلیف است و هم حقالناس. تکلیف را باید درست انجام داد. دومین تفاوت بین شهروندان و شورای نگهبان این است که در چارچوب قانون و در چند شاخصه وظیفه دارد که بررسی کند. استعلام هم میگیرند ولی اینکه وزارت اطلاعات و ناجا و.... چگونه پاسخ استعلامات را بدهند، یکی از ملاکها خواهد بود. پس شورای نگهبان از لحاظ زمانی و منابع محدودیت دارد. دیگر اینکه رأی شهروندان شخصی است و مسئولیتی در قبال کاندیداها ندارد.
وقتی نامزدها تأیید بشوند، در بین نامزدهای تأییدشده، به بیان معیار میپردازید یا ممکن است به مصادیق هم اشاره شود؟
ما فقط معیار میگوییم. وارد مصادیق نمیشویم.
سپاه چه کند که شائبه دخالت در انتخابات ایجاد نشود؟ توصیهای به مسئولان سپاه در شهرها و شهرستانها ندارید؟
ما توصیه کردهایم که در انتخابات دخالت نکنند. دستورالعمل فرستادیم و بنایی هم بر دخالت نبوده، نیست و نخواهد بود اما آنچه عرض کردم، تفاوت است بین سپاه و دیگر نهادها. همچنین ما عقبه داریم و آنها این عقبه را ندارند. سوم اینکه عقبهای که در سپاه و بسیج هست، بین خود و خدا این عهد را دارند که حرف امام را گوش کنند؛ یعنی پای صندوق رأی که میروند فقط به آدمهایی رأی بدهند که سالم، پاکدست، انقلابی، متدین و نفوذناپذیر باشند که وقتی به مجلس رفتند با هر چیزی تحتتأثیر قرار نگیرند.
*** مسئولان انتخابات قانونی عمل کنند
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بر ضرورت وحدت و همدلی بین یاران انقلاب تأکید کرد و گفت: «باید از فرصت هفته وحدت برای ترمیم برخی شکافها بین یاران انقلاب و تقویت انسجام و همبستگی ملی استفاده کرد». دکتر محمدرضا عارف در دیدار با جمعی از شخصیتهای اهل سنت که از نقاط مختلف کشور با وی دیدار کردند، با تبریک میلاد حضرت محمد(ص)، امامجعفرصادق(ع) و حضرت مسیح(ع) و گرامیداشت هفته وحدت، گفت: «هفته وحدت فرصت مناسبی است که به بازخوانی مجدد آموزههای دین اسلام درباره لزوم رفتار مهربانانه با برادران و خواهران همه ادیان الهی بپردازیم و جمهوری اسلامی ایران میتواند با توجه به این آموزههای اخلاقی، صلحطلبی خود را در عرصههای مختلف به نمایش بگذارد».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: «اگر بین یاران انقلاب فاصله بیفتد و وحدت و همدلی که در ابتدای انقلاب حاکم بود کمرنگ شود، فرصت برای شیطنتهای دشمنان نظام فراهم میشود، بههمیندلیل باید از فرصت هفته وحدت برای ترمیم برخی شکافها و تقویت انسجام و همبستگی ملی استفاده کرد». رئیس شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان با بیان اینکه اقوام یک فرصت برای کشور هستند نه تهدید، گفت: «قومیتها در جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک مزیت محسوب میشوند و اهل سنت را برادران دینی خود میدانیم و برخی تنگنظریهای سلیقهای در عدم بهکارگیری خواهران و برادران اهل سنت در مناصب اجرائی را سیاست رسمی نظام نمیدانم». عارف بر لزوم اجرائیکردن فصل سوم قانون اساسی تأکید کرد و گفت: «آنچه امروز در دنیای اسلامی توسط عدهای جاهل برای بهتصویرکشیدن چهرهای خشن از سیمای پیامبراکرم(ص) صورت میگیرد را مطمئنا نباید به اهل سنت ارتباط داد و بر اندیشمندان جهان اسلام است که با روشنگریهای بهموقع خود مانع از تحریف دین رحمانی اسلام شوند». او در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه انتخابات مجلس شورای اسلامی فرصتی برای همبستگی و انسجام ملی است، خاطرنشان کرد: «همه دستاندرکاران انتخابات و کاندیداهای محترم باید بهگونهای عمل کنند که انتخابات مجلس بسیار شکوهمند و باعظمت برگزار شود. مسئولان امر انتخابات باید در چارچوب قانون عمل کنند و اجازه ندهند با اعمالسلیقه حق کاندیدایی تضییع شود». عارف با قدردانی از همه اصلاحطلبانی که برای حضور در انتخابات مجلس کاندیدا شدهاند، گفت: «امیدوارم مسئولان نظارتی و اجرائی انتخابات با بهرهگیری از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، انتخاباتی رقابتی و آزاد را که در تراز جمهوری اسلامی ایران باشد برگزار کنند».
*** باهنر در انتخابات مجلس دهم ثبتنام نکرد / خداحافظی معنادار آقای کارگردان
محمدرضا باهنر همانگونه که پیشبینی میشد، در انتخابات مجلس دهم ثبتنام نکرد. بیش از یک سال بود که او در گفتوگوهای خود، پالسهای خداحافظی با صندلی مجلس را میفرستاد. حتی چند روز قبل از آغاز ثبتنام کاندیداهای انتخابات مجلس دهم نیز به خبرآنلاین گفته بود: «هنر این است که یک قهرمان قبل از اینکه مدال طلایش را از دست بدهد خودش تشک را ببوسد و کنار بکشد». او پیش از این هم در گفتوگوهای یک سال گذشتهاش مدام بر این نکته تأکید داشت که «من بازیگرم نیستم، کارگردانم». این جملات البته پس از تکیهزدن باهنر بر مسند ریاست جبهه پیروان خط امام و رهبری، بیشتر از او شنیده شد. از همان وقتی که بهجای مرحوم عسگراولادی بهعنوان رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری برگزیده شد. حالا دیگر نقش همیشگیاش در مجالس اخیر، یعنی لابیکردن و جهتدهی به سمتوسوی حرکت نمایندگانی که با او همسو هستند، راضیاش نمیکرد. خاصه آنکه دیگر تیغش در همین مجلس هم مانند قبل نمیبرید. او که روزی با لابیهای خود روی استیضاحها و انتخابات هیأترئیسه تأثیر میگذاشت، در دو سال گذشته برای معرفیشدن بهعنوان کاندیدای نایبرئیسی مجلس و بهدستآوردن صندلی نایبرئیس دوم هم با مشکل مواجه بود. سال گذشته طیف نزدیک به لاریجانی (فراکسیون رهروان ولایت) که باهنر نیز در میان آنها تعریف میشود، برای نایبرئیسی به تاجگردون رأی دادند و در نهایت با کنارکشیدن تاجگردون، باهنر دوباره به صحن معرفی شد. امسال هم معرفی باهنر به عنوان کاندیدای نایبرئیسی از طرف رهروان، با یاری پنهانی پایداریها اتفاق افتاد. چراکه بنا بود اگر گزینهای غیر از باهنر از سوی فراکسیون معرفی شود، تندروها و مخالفان لاریجانی به الیاس نادران بهعنوان کاندیدای نایبرئیسی رأی دهند. اگر این اتفاق میافتاد، باهنر نیز با سوقدادن نمایندگان نزدیک خود به سمت رقیب دوباره از ائتلاف یاران خود با تندروها، علیه تیم لاریجانی استفاده میکرد و چهرهای همچون نادران در جایگاه نایبرئیسی مینشست. اینگونه بود که بازهم رهروان در آخرین سال مجلس نهم با همه انتقاداتی که از عملکرد باهنر داشتند، او را بازهم بر مسند نایبرئیسی نشاندند تا آب به آسیاب تندروها نریزد. چراکه بخشی از انتقادات میانهروها نسبت به باهنر، همین نوع رفتارهایش در سالهای اخیر بود. رفتارهایی که اوج آن در استیضاح فرجیدانا به چشم آمد و باهنر برخلاف مشی رهروان، نمایندگان نزدیک به خود را با تندروها همراه کرد و زمینهساز حذف وزیر علوم دولت روحانی شد. این رفتارهای باهنر بیش از آنکه معطوف به مشی او در پارلمان باشد، از برنامه سیاسی او برای آینده نشئت میگرفت. چون حالا دیگر باهنر برای آینده سیاسی خود نقش «کارگردانی» اصولگرایان را در نظر گرفته و باید برای اینکه بازیگران بیشتری به این کارگردانی تن دهند، نظرات آنها را تأمین کند. اینگونه است که اکثریت مجلس به دلیل اینکه در میان اصولگرایان بیرون مجلس در اقلیت هستند، جایی در برنامههای باهنر نمییابند. اما برعکس مجلس که اکثریتش در اختیار میانهروهای نزدیک به لاریجانی است، تشکلهای فعال اردوگاه اصولگرایی این روزها بیشتر، در اختیار تندروهاست. از جمعیت رهپویان به دبیرکلی زاکانی و جمعیت ایثارگران به دبیرکلی فدایی تا جبهه پایداری به دبیرکلی آقاتهرانی. در اردوگاه اصولگرایان باد اینقدر به پرچم تندروها میوزد که سنتیهایی مانند مؤتلفه نیز به آنها پیوستهاند و باهنر اگر بخواهد با همان جامعه اسلامی مهندسین و میانهروهای نزدیک به لاریجانی بماند، نمیتواند در بین بخش پرسروصدای جناح راست کارگردانی کند.
آیا باهنر اوضاع را پیشبینی کرده است؟
شاید سودای نشستن بر مسند کارگردان جریان اصولگرایی را بتوان مهمترین علت کنارهگیری باهنر از فضای رقابت انتخاباتی دانست. چراکه ورودش به عرصه انتخابات مستلزم قرارگرفتن در یکی از دو طیف اصولگرایان (معتدلین و تندروها) و حمایت از یکی از دو طرف بود. چیزی که باهنر در این سالها از آن اجتناب کرده تا همواره در میان هر دو طیف جایگاهی داشته باشد. اما در کنار این موضوع، یک دلیل مهم دیگر نیز میتوان برای کنارهگیری باهنر متصور بود. او کسی است که از ابتدای انقلاب تاکنون، تنها در دو مجلس حضور نداشته است: «مجلس اول و مجلس ششم». اگر انتخاب او در مجالس دوم و سوم را تحتتأثیر فضای ابتدای انقلاب و نسبت او با شهید باهنر بدانیم، او در ادامه راه، همواره مهمان مجالس اصولگرا بوده و در مجلس ششم جایی نداشته است. از این منظر شاید بتوان با توجه به شامه خوب باهنر که اندوختهاش از سالها حضور در عرصه سیاسی است، از هماکنون پیامی دیگر را نیز از خداحافظی باهنر دریافت کرد. شاید او زودتر از دیگر اصولگرایان فهمیده که مجلس دهم، جای زیادی برای مانورهای طیف تندروی اصولگرایان نخواهد داشت و طیف معتدل نیز زعامت لاریجانی را برای خود انتخاب کرده و تن به کارگردانی باهنر نخواهد داد. با این تحلیل، شاید بهترین انتخاب برای باهنر همان تصمیمی بود که پس از یک سال سبکوسنگینکردن، موفق به گرفتنش شد. باهنر البته روز گذشته در جمع اعضای تشکل تحت ریاستش یعنی جامعه اسلامی مهندسین گفته: «برخی فکر کردند که من چون رأی نمیآورم، ثبتنام نکردم، اما باید بگویم که من در مجلس ششم احساس میکردم که اگر کاندیدا شوم رأی نمیآورم، اما صحنه را ترک نکردم. من اطمینان دارم که در این دوره اصولگرایان پیروز انتخابات مجلس هستند، هرچند که اصلاحطلبان نیز اقلیت قدرتمندی را در این دوره تشکیل میدهند». پیشبینی باهنر از پیروزی اصولگرایان در انتخابات را شاید بتوان به حساب امیددادن فردی که خود را کارگردان اصولگرایان میداند، به بازیگرانش دانست. اما مهم، هوشمندی او در اتخاذ تصمیم بهموقع است. هرچند شاید برای اینکه درباره ادعای باهنر مبنی بر «خداحافظی با مدال طلا» قضاوت کنیم، به تأملی بیشتر نیاز است، اما فعلا میتوان گفت خداحافظی باهنر با صندلی مجلس، تصمیمی بود که اگر گرفته نمیشد، او را به جایگاهی بسیار متزلزلتر از وضعیت فعلی در اردوگاه پرلیدر و کمرهروی اصولگرایی تنزل میداد.
*** علی مطهری سرلیست اعتدالگرایان شد
اسماعیل ابراهیمی دبیر جبهه مستقلین و اعتدالگرایان ایران گفت: علی مطهری بهعنوان سرلیست این جبهه برای دهمین دوره انتخابات مجلس انتخاب شده است. او گفت: با توجه به نشستهای مکرری که با علی مطهری برگزار شد، وی سرلیست جبهه خواهد بود. ابراهیمی ادامه داد: درخصوص آقای لاریجانی هم با توجه به ورودنکردن وی به ائتلاف اصولگرایان و دلایلی که خودشان اعلام کردند که اکثر دلواپسان در ائتلاف اصولگرایان هستند، وی و همفکران وی حاضر نشدند به این ائتلاف بپیوندند.
*** نباید به شعور مردم توهین شود
تاریخ همیشه موضوعی جذاب برای هنر بوده است. ادبیات، تئاتر، سینما و حتی عکاسی بارهاوبارها شخصیتی را از اعماق تاریخ فراخواندهاند و به آن جان بخشیدهاند یا واقعهای تاریخی را بازسازی کردهاند و آن را به قضاوت نشستهاند. دراینمیان اشتباهات تاریخی نیز به بخشی جداییناپذیر از داستانها و فیلمهای تاریخی تبدیل شدهاند؛ اشتباهاتی که گاهی تحتتأثیر گرهها و فرازوفرودهای درام اتفاق میافتد و گاهی بیش از آنکه بهخاطر قصهپردازیهای هنرمندانه باشد، ناشی از بیاطلاعی و غرضورزی و «گاف» است. هنر چگونه باید سراغ تاریخ برود که شاهد چنین گافهایی نباشیم و اساسا نسبت هنر و تاریخ چیست؟ سؤالاتی است که با «منصوره اتحادیه»، مدیر نشر تاریخ ایران، مطرح کردیم. او معتقد است مورخان متخصص بسیاری وجود دارند که میتوان از آنها برای تولید اثر هنری مشاوره گرفت اما مورخان همواره نگران تحریف و دستکاری تاریخ توسط هنرمندان هستند و بههمیندلیل زیر بار مسئولیت مشاورهدادن به آثار هنری نمیروند.
درحالحاضر چندین سریال تاریخی در حال نمایش در صداوسیما و شبکه نمایش خانگیاند. گاهیاوقات اخباری درباره این سریالها منتشر میشود مبنیبر اینکه اشتباهات تاریخی فاحش در آنها رخ داده است. در اینجا این سؤال مطرح میشود که وقتی هنر میخواهد سراغ تاریخ برود، چه استانداردهایی را باید رعایت کند که با چنین اشتباهاتی مواجه نباشیم؟
ببینید درباره این سریالها یک موضوع مهم وجود دارد و آن اینکه هدف فیلمساز و کارگردان از ساخت این سریالها چیست؟ آیا فیلمساز میخواهد تاریخ درس دهد، میخواهد مخاطب را سرگرم کند یا میخواهد پیامی را به مخاطب منتقل کند؟ با توجه به اینکه فیلمساز یا هنرمند کدامیک از این اهداف را دنبال کند، شیوه مواجههاش با تاریخ فرق خواهد کرد. اما باید دقت داشت با هر هدفی که سراغ تاریخ بروید باید جانب انصاف را نگه دارید. زیرا هرکسی که بخواهد در زمینه تاریخ قلم بزند، چه مورخ و چه فیلمنامهنویس، نمیتواند دیدگاه و نگاهش را که متعلق به امروز است، کنار بگذارد. مورخ یا فیلمساز باید آگاه باشد که با دیدگاه و نگاه امروز دارد سراغ کوروش کبیر یا محمدرضا پهلوی میرود و از جزئیات اتفاقات در آن زمان آگاهی کامل ندارد. بههمیندلیل نباید همهچیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ببیند. مشکلی که ما درحالحاضر داریم و فقط هم شامل فیلمسازان نیست و حتی مورخان نیز به آن دچار هستند همین است که رجال کشور را تقسیمبندی میکنند به خائن و وطنفروش در مقابل وطنخواه و ملیگرا. در این زمینه خیلی هم کلیشهای عمل میشود یعنی رجال خائن زشت هم هستند! درصورتیکه در تاریخ وقتی یک شخصیت دست به امضای قراردادی میزند، این اقدام لزوما به این معنی نیست که او میخواسته مملکتش را بفروشد بلکه این شخصیت براساس شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زمان خودش تصمیمی را گرفته است. یا وقتی فرمانده لشکری در یک جنگ شرکت میکند، هدفش شکست و سرافکندگی کشورش نیست بلکه براساس مصالحی که در آن زمان وجود دارد وارد جنگ میشود و ممکن است در این راه شکست هم بخورد. بنابراین وقتی ما میخواهیم سراغ تاریخ برویم باید مجموعه شرایط و عواملی را که باعث رویدادن یک اتفاق تاریخی شده است، مدنظر قرار دهیم. این کار برای فیلمنامهنویس سختتر هم هست چون با داستان سروکار دارد و اساسا هدفش مستقیم یا غیرمستقیم سرگرمکردن مخاطب است. بنابراین نباید دنبال این برود که به مخاطب درس تاریخ بدهد چون کارش این نیست.
اتفاقا تهیهکننده سریال معمای شاه در جایی گفته بود که مردم صدسال آینده میتوانند بهعنوان یک منبع تاریخی از این سریال استفاده کنند.
واقعیت این است که کار فیلمساز اصلا این نیست. اتفاقا داشتن چنین نگاهی به تاریخ بدآموزی هم دارد. شما بهعنوان یک فیلمساز میتوانید سراغ کتابهای مورخان بروید و از آنها برای ساخت فیلم یا سریال استفاده کنید ولی اینکه فیلمساز بخواهد تاریخ بنویسد دیگر از آن حرفهاست! حتی خود تاریخ را هم فقط مورخ حرفهای میتواند بنویسد نه هرکسی. متأسفانه اگر امروز میبینید که کتابهای تاریخ ما غالبا ضعیف هستند به این خاطر است که مورخان ما حرفهای نیستند. نوشتن تاریخ هم مثل هر کار دیگری فوتوفن خودش را دارد. برخی فکر میکنند تاریخ فقط مجموعه وقایع است. درصورتیکه تاریخ خود یک علم است و هر واقعه تاریخی نیازمند تفسیر. مثلا واقعهای مثل نهضت تنباکو را در نظر بگیرید. اگر فقط مثل یک واقعه بخواهید به آن نگاه کنید نتیجه این میشود که امتیاز خریدوفروش یک کالای ایرانی به خارجیها داده شده و مردم بهخاطر فتوای مرجع تقلیدشان علیه آن قیام کردهاند. اما این همهچیز نیست. این واقعه نیاز به تفسیر دارد. شما باید بتوانید جواب سؤالات زیادی را بدهید. مثل اینکه چرا دولت ایران این امتیاز را میدهد؟ براساس چه شرایط اقتصادی و سیاسیای؟ چرا تنباکو و نه کالایی دیگر؟ دلایل قیام مردم چیست؟ این قیام چه تأثیراتی بر اتفاقات بعد از خود دارد؟ و... . مسئله دیگر این است که هر مورخی ممکن است تفسیری و پاسخی برای این سؤالات داشته باشد و جواب هیچکس، جواب آخر و نهایی نیست. وقتی شما میخواهید با هدفی سیاسی، موضوعی تاریخی را آموزش دهید، نتیجهاش اشتباهات تاریخی خواهد بود.
حتما این جمله را شنیدهاید که ما ایرانیها حافظه تاریخی نداریم. شما اشاره کردید که هنر نمیتواند تاریخ را آموزش دهد. با این تفاسیر هیچ راهی برای انتقال تاریخ به عموم مردم باقی نمیماند.
ببینید، بحث من این نیست. شما شکسپیر را نگاه کنید. شکسپیر بهعنوان بزرگترین درامنویس جهان، سراغ زندگی کلئوپاترا رفته است. امروز تصویری که مردم جهان از کلئوپاترا دارند، کلئوپاترای شکسپیر است نه کلئوپاترای واقعی. شکسپیر قصد اولیهاش این بوده است که یک اثر هنری خلق کند که به درد زندگی مردم دوران خودش بخورد. میدانیم که شکسپیر در دوره الیزابت اول زندگی میکرد که مردم از نظر سیاسی محدودیتهای بسیاری داشتند. بنابراین از داستان کلئوپاترا الهام گرفته بود تا حرف زمانه خودش را بزند. یا فیلم «مردی برای تمام فصول» را در نظر بگیرید که از یک واقعه تاریخی الهام گرفته شده است. هردو اینها آثاری برای سرگرمی هستند که از تاریخ استفاده کردهاند اما با ظرافت و دقت خاصی این کار را انجام دادهاند. حتی اگر شما بخواهید درباره دورهای از تاریخ ایران صحبت کنید باز هم باید همین ظرافت و دقت را داشته باشید وگرنه نهتنها اثرتان، تأثیرگذار نیست که ممکن است در مخاطب واکنش منفی برانگیزد.
منظورتان از ظرافت چیست؟
در این زمینه حرف اول را هنر هنرمند میزند. اما مهمتر از آن بهرهبردن از مشاوران تاریخی است. برای این کار یک مشاور کافی نیست. وقتی شما درباره یک دوره طولانی از تاریخ میخواهید صحبت کنید، محال است بتوانید تنها با استفاده از یک مشاور این کار را انجام دهید. حتی خود مورخان حاضر به این کار نیستند که درباره همه تاریخ به شما مشاوره بدهند. زیرا هر مورخ تنها روی یک بازه زمانی خاص از تاریخ تمرکز و مطالعه میکند. بههمیندلیل باید از یک گروه مشاوران استفاده شود و فیلمنامهنویس تنها کار ایدهپردازی و نگارش را برعهده داشته باشد. من یادم هست در یکی از سریالهای تاریخی که قبلا نمایش داده میشد و مربوط به ایران قبل از اسلام بود، از واژه «کلاس» استفاده شد. کلاس واژهای فرانسوی است، در ایران قبل از اسلام چه میکند؟ معلوم است که برای ساخت این سریال از مشاوران متخصص استفاده نشده است. البته این موضوع در میان مورخان هم دیده میشود. یکی از بیوگرافینویسان معروف هست که در آثارش دست به توصیفات عجیبی میزند؛ مثلا مینویسد: «نصرتالدوله فیروز در اتاقش راه میرفت و با خود زمزمه میکرد!» حالا اگر از او بپرسید مگر شما آنجا بودهای که ببینی نصرتالدوله فیروز، چه میکرده، پاسخ میدهد که من برای عامه مردم مینویسم! اما حتی اگر شما دارید برای عامه مردم مینویسید نباید به شعور آنها توهین کنید و بگویید که مردم همینقدر بیشتر نمیفهمند. اتفاقا مردم سریعا تشخیص میدهند که اثری که برایشان ساخته شده، تخصصی و هنری هست یا نه.
اتفاقا برای سریال معمای شاه، از مشاوران بسیاری کمک گرفته شده است.
این مشاوران چهکسانی هستند؟ واقعیت این است که ممکن است مشاوران هم دستچین شده باشند بدون اینکه تخصصشان در نظر گرفته شود. مهمترین موضوع درباره مشاور تاریخی این است که باید متخصص باشد، آنهم متخصص تنها یک دوره تاریخی و یک موضوع خاص. برای مثال شما اگر بخواهید درباره رابطه ایران و آلمان در دوره رضاشاه صحبت کنید، باید متخصصی را پیدا کنید که بر این دوره و موضوع متمرکز شده و درباره آن مطالعه داشته باشد. البته یکی از مشکلات ما این است که چنین متخصصانی هم نداریم. بهعلاوه همانطور که در ابتدای حرفم گفتم، باید دید هدف از ساخت این سریالها چیست؟ اگر هدف فیلمساز تاریخ درسدادن است که چون کارش نیست، درنهایت هم اثرش آنطور که باید از آب درنمیآید. علاوهبراین خیلی مهم است که شما برای مخاطب اهمیت قائل شوید.
ما فیلمسازی مثل علی حاتمی در تاریخ سینمایمان داریم که آثارش، در سینمای تاریخی به لحاظ هنری برجسته هستند. چهچیزی باعث میشود علی حاتمی، علی حاتمی شود و دیگر تکرار نشود؟
من فکر میکنم آنچه در علی حاتمی هست و در دیگران نیست، صداقت اوست. هنرمند باید صادق باشد وگرنه هنرش به تبلیغات تبدیل میشود. علی حاتمی، هم با مخاطبانش صادق بود و هم به آنها احترام میگذاشت. او مخاطبش را «عوام» فرض نمیکرد که هر محتوایی را به هر شکلی میتوان به خوردش داد بلکه بهترین و متعالیترین اثر را برای مخاطب تولید میکرد. مسئله دیگر این است که علی حاتمی نمیخواست به مخاطب درس تاریخ بدهد. او یک بازه زمانی محدود را انتخاب و در محدوده آن برای سرگرمکردن مردم اثری را خلق میکرد.
اشاره کردید که متخصصان تاریخی خوب هم نداریم. این موضوع چقدر بر تولید آثار تاریخی باکیفیت اثرگذار است؟
ما متخصصان تاریخی داریم ولی معدود هستند و نکته دیگر این است که برای اینکه این متخصصان را برای مشاورهدادن به هنرمندان، ترغیب کرد باید پول خوبی را به آنها داد که بتوانند با فراغبال مطالعه کنند و بنویسند. همانطور که گفتم تاریخ فقط توالی رویدادها نیست بلکه تفسیر است و در این تفسیر باید متخصص بود.
بحث سر همین تفسیرهاست. به نظر میرسد یکی از مشکلات ما در زمینه نگارش تاریخ و ساخت اثر هنری براساس آن، این است که با جانبداری سراغ تاریخ میرویم.
واقعیت این است که هیچ مورخی کاملا بیطرف نیست وگرنه به یک دایرهالمعارفنگار تبدیل میشود. این دایرهالمعارف است که به شما میگوید چه اتفاقاتی در چه زمانی روی داده، با چه توالیای و چگونه. اینها اطلاعات است. کار مورخ دادن اطلاعات خام نیست. مورخ این اطلاعات را تفسیر میکند و بههمیندلیل نظر خودش هم در این تفسیر دخیل خواهد بود. هر مورخی هم آزاد است که تفسیر و نظر خودش را داشته باشد اما آنچه باید رعایت کند، انصاف است.
انصاف چطور محقق میشود؟
یک معیار خوب برای اینکه ببینید یک اثر تاریخی منصفانه هست یا نه این است که ببینید مورخ همه عوامل مؤثر در یک پدیده را بررسی کرده است یا نه. برای مثال در جریان امضای یکی از قراردادهای ایران با انگلیس باید حتما خودتان را جای عوامل انگلیس بگذارید، سیاستهای انگلیس را بدانید و ببینید براساس کدام منافعش وارد عمل شده است. حتما نظر من بهعنوان یک ایرانی در تفسیر نهایی از امضای این قرارداد اثرگذار است اما باید همین نظر را با نگاهکردن به همه اسناد داد. ببینید من هرگز طرفدار سلطنت نبودهام. اما اگر بخواهم درباره شخصیتی چون رضاشاه صحبت کنم، با وجود اینکه یکی از کسانی که رضاشاه کشت، عموی مادرم بود، سعی میکنم انصاف را رعایت کنم. با رویکارآمدن رضاشاه کشور از نظر اجتماعی و سیاسی زیرورو شد، کشوری که در کشاکش روسیه، انگلیس و عثمانی گرفتار بود، استقلال پیدا کرد، راه، مدرسه، کارخانه و... ساخته شد و... . اما از طرف دیگر رضاشاه دست به کشتار بیسابقهای هم زد؛ از قشقاییهایی بگیرید تا مدرس و عشقی و... . ما باید بتوانیم وقایع را از نگاه آن شخصیت تاریخی هم ببینیم.
این توجیه اشتباهات تاریخی نیست؟
خیر، تفهیم آن است. من نمیگویم رضاشاه اعمالش درست بود. منظورم این است که باید دلایل او را از این کشتارها فهمید. علاوهبراین نباید تاریخ را سیاه و سفید دید. برای مثال درباره دوره تاریخی حکومت محمدرضاشاه، شما نمیتوانید مردم را به دو گروه مخالفان شاه و مزدوران رژیم تقسیمبندی کنید بلکه در آن زمان برخی مردم موافق حکومت محمدرضا پهلوی بودند، برخی مخالف آن بودند، برخی مخالف فعال بودند و عده کثیری اصلا کاری به کار حکومت نداشتند و زندگیشان را میکردند یا وقتی میخواهید از اقدامات پهلوی دوم بنویسید نمیتوانید همهچیز را منفی ببینید. مثلا نمیتوانید دادن حق حضانت فرزند به مادران را بد بدانید. هر دوره تاریخی اشکالات خاص خودش را داشت و باید آن اشتباهات را فهمید و نقد کرد و در کنار آن از اقدامات درست هم گفت. همه اینها هم باید کاملا حرفهای صورت بگیرد و در قالبی ارائه شود که مردم آن را بپسندند.
البته سریال معمای شاه، بهلحاظ فنی، جلوههای بصری، گریم و... قابل مقایسه با سریالهای دیگر صداوسیما نیست.
مشکل اینجاست که نویسنده و کارگردان میخواستند به مردم درس تاریخ بدهند. البته بخشی از این هزینهها هم باید به متخصصان تاریخ داده شود. این را هم بگویم که هرکسی زیر بار مسئولیت مشاورهدادن به یک سریال نمیرود زیرا همه مورخان از تحریف و دستکاریشدن میترسند. هیچکس حاضر نیست مسئولیت سوءاستفاده از تاریخ را قبول کند. البته سوءاستفاده از تاریخ و تحریف آن در جهت یک هدف خاص همیشه وجود داشته است. وقتی هدف تبلیغاتی و سیاسی است اثرگذاری هم وجود ندارد مگر برای مدتی کوتاه. گاهی حتی ممکن است برخی مخاطبان برداشت دیگری از سریال داشته باشند و اصلا پیام سیاسی را دریافت نکنند.
نزدیکی یک فیلمساز یا نویسنده به یک جریان خاص چقدر برای مورخان مهم است؟ چقدر استقلال اثر برای آنها مهم است؟
بعضیها هستند که این موضوع برایشان مهم نیست. اما برای خود من وابستگی و استقلال مهم نیست. برای من علمی و تخصصی حرفزدن مهم است. من معتقدم همه داریم در یک کشور زندگی میکنیم و اگر چیزی بلد هستیم باید سعی کنیم آن را به دیگران منتقل کنیم اما بعضی از مورخان هم هستند که موضوع استقلال اثر برایشان اهمیت دارد و فکر میکنند ممکن است یک جریان دنبال سوءاستفاده از تاریخ به شکلی خاص باشد و بههمیندلیل زیر بار این مسئولیت نمیروند.
*** مدرسه زندان نیست
خبر: «مهسا دانشآموز سال دوم دبیرستان در رباطکریم، بهدنبال تنبیه مدیر مدرسه جان باخت. دقایقی پیش از مرگ، وی به مادرش گفته بود: «مدیرم مرا تنبیه کرده و اصلا حال خوبی ندارم. امروز در مدرسه، مدیر مدرسه تلفن همراهم را گرفت و در مقابل همه دانشآموزان و همکلاسیهایم مرا تنبیه کرد. این زن مرا سه ساعت تمام سرپا نگه داشت و جلوی همه تحقیرم کرد». شاید این تنبیه عامل اصلی مرگ وی نباشد، شاید هم باشد. دراینباره، ما در مقامی نیستیم که قضاوتی بکنیم. این کار برعهده پزشکی قانونی است؛ اما، میتوانیم بدون هیچ تردیدی بر این صحه بگذاریم که تنبیه و تحقیر و شکنجه روحی نوجوانان در آستانه سن بلوغ با روحیه لطیف، واقعیتی مسلم و بسیار غمانگیز و تلخ در مدارس ماست. من در سالهای گذشته، در مقام رئیس انجمن اولیا و دانشآموزان دبیرستان دخترم، چندینبار با چنین مواردی برخورد کردم. سه سال پیش، خانمی تماس گرفت و با خشم همراه با بغض گفت: «آیا به نظر شما مسئولان مدرسه مجازند بهخاطر گوشی، دختر من را لخت مادرزاد بکنند و او را بگردند؟» از اتفاق رخداده ابراز تأسف کردم و در همان لحظه به مدرسه رفتم و موضوع را جویا شدم. ماجرا صحت داشت و مدیر مدرسه از تندروی معاونش عذرخواهی کرد؛ اما چه سود؟ برخوردهای خشن و بهشدت آزاردهنده، قاعده رفتاری در مدارس ماست. سال بعد چند دانشآموز را به علت نوع مدل موی سرشان اخراج کرده بودند. به دنبال تماس والدینشان موضوع را جویا شدم. مدیر دبیرستان گفت: «مدل موی سرشان نشانه شیطانپرستی است». گفتم حتی اگر موردی داشته باشد، راهکارش اخراج نیست بلکه گفتوگوست. اخراج یعنی حذف آنان از نظام اجتماعی و این در تحلیل نهایی یعنی تبدیل آنان به دختران خیابانی. وقتی برای اولینبار، در جریان خبر جانباختن مهسا و علت احتمالی آن قرار گرفتم، بعض گلویم را فشرد... باید از خود بپرسیم با نوجوانانمان، با کسانی که آیندهسازان این جامعه هستند چه میکنیم؟ مدرسه زندان ابوغریب نیست. مدرسه خانه دوم، حتی خانه اول بچههاست. مدرسه طبق تعریف بزرگانی چون ژان ژاکروسو باید جایی برای تعمیق رابطه انسان با انسان و انسان با طبیعت باشد؛ باید اولین درس آن عشقورزی به هم باشد. بهتعبیر لسانالغیب، باید جایی باشد که در عمل، آموزنده مروت با دوستان و مدارا حتی با دشمنان باشد که آسایش جامعه و دو گیتی در گرو آن است؛ باید جایی باشد که نشاندن درخت دوستی و برکندن نهال دشمنی و عداوت را آموزش دهد، نه آنکه درست برعکس عمل کند و خشونت و کینهجویی را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند؛ مدرسه باید جایی باشد که بچهها تمایل به حضور ساعاتی بیشتر در آن داشته باشند، نه آنکه چون زندانیان سودای رهایی هرچه سریعتر از قفس تنگوتار آن را داشته باشند.
مدرسه پایه اساسی تحولات توسعهای در هر جامعه است. هم علت زیرین توسعه است و هم پیامد آن. اگر مدرسه بهعنوان مهمترین نهاد اجتماعی شکلدهنده باورها و کدهای ذهنی و الگوهای رفتاری، مبتنی بر قواعد رسمی بازی صحیح، ساختار سازمانی مشارکتی و انگیزشی قوی باشد، دراینصورت میتواند در تأمین سرمایه انسانی مؤثر در پیشبرد توسعه اقتصادی و تحولات فناورانه، نقش خود را بهخوبی بازی کند...
علاوهبراین، میتواند افرادی قانونمدار با روحیه کار گروهی قوی و اعتقاد به حقوق شهروندی همدیگر را تأمین کند و در پیشبرد فرایند کلی توسعه بهجد اثرگذار باشد. وقتی سرمایه انسانی خوب با ویژگیهای مذکور فراهم شود، نهاد مدرسه در زمانی بعد، بیشتر و بیشتر تقویت میشود. به این صورت، دور فزایندهای میان مدرسه با کارکردهای توسعهای صحیح و پیامدهای مذکور آن به وجود میآید.
اما مدرسهای که چون زندان است، مدرسهای که شکنجهگاه روحی است و نظام آموزشوپرورشی که عدهای معدود را با عناوینی چون تیزهوش و نخبه و المپیادی و رتبه تکرقمی و دورقمی غربال و بر صدر مینشاند و مابقی را بهعنوان کندذهن و تنبل حذف میکند، چه چشماندازی پیشرویمان میگذارد جز جامعهای بهشدت افسرده، بهشدت خشن و بهشدت تهی از فضایل اخلاقی و اجتماعی. این وضع بسیار نگرانکننده است.
خبر فوت مهسا و ارتباط احتمالی آن با تنبیه تحقیرآمیز در مدرسه، به همراه اخبار مربوط به خودکشی چندین دانشآموز در سنین مختلف، در نقاط مختلف کشور و احتمال ارتباط این خودکشیها با مواردی از این دست، زنگهای خطر را با صدایی بلند به صدا در آورده است. تا دیرتر نشده است، باید کاری کرد.
یکی دیگر از اخبار مهم این روزنامه مربوط به بازگشت ١.٥میلیون سالمند به کار است به گونه ای که جیب خالی، بازنشستگان را دوباره شاغل کرده است.
روزنامه دنیای اقتصاد
قبض پولی به سبک آمریکایی
بخشی از گزارش: مهمترین خبر اقتصادی سال 2015 یعنی افزایش نرخهای بهره در بزرگترین اقتصاد جهان، پیامدهای کوتاه، میان و بلندمدتی برای آمریکا و دیگر اقتصادهای عمده جهان دارد؛ اما موضوع دیگری که حائز اهمیت است، چگونگی اجرای سیاستهای جدید پولی در ایالاتمتحده است. کمیته بازار آزاد فدرال رزرو در نشست میانه دسامبر خود که آخرین نشست این کمیته در سالجاری میلادی بود، نرخ بهره فدرال را پس از حدود 10 سال افزایش داد تا سیاست پولی این کشور بار دیگر انقباضی شود. افزایش نرخ بهره فدرال موسوم به «نرخ فد فاند» سبب خواهد شد هزینه استقراض بانکها در نظام بین بانکی افزایش یابد و در پی آن تسهیلات این نهادها به اشخاص و بنگاههای اقتصادی با نرخ بهرهای گرانتر ارائه شود. بهعبارتی دیگر نرخ سود انواع وامها نظیر وامهای خرید مسکن یا خودرو نیز میتواند تحتتاثیر این تصمیم فدرال رزرو بالا برود. همچنین با افزایش نرخ بهرهای که به دلار در ایالاتمتحده تعلق میگیرد، این واحد پولی در مقابل واحدهای پولی دیگر در جهان که عمدتا هماکنون نرخهای بهرهای نزدیک به صفر دارند، تقویت شده و ارزشمند خواهد شد. «دنیای اقتصاد» در گزارشی با هدف نشان دادن روشهای نظاممند نحوه تعیین غیرمستقیم کف و سقف نرخهای بهره توسط عملیات بازار آزاد فدرال رزرو را بررسی کرده است.
***براساس ماده 141 قانون تجارت بررسی شد: کارت زرد به 33 شرکت بورسی
قوانین 76 ساله تجارت نیاز به بازنویسی دارند
بر اساس ماده 141 قانون تجارت، اگر زیان شرکتی به بیش از 50 درصد سرمایه اسمی آن برسد، باید در مجمعی نسبت به ابقا یا انحلال این بنگاه رای داده شود. بررسیها نشان میدهد 33 شرکت در بازار سهام، اعم از بورس، فرابورس و بازار پایه چنین شرایطی دارند. زیان انباشته هنگفت در این شرکتها، نهتنها سهامداران را نگران کرده است، بلکه نبود تصمیم مشخص درخصوص ادامه فعالیت شرکت باعث شده نوسانات قیمت سهام آنها در بسیاری از موارد بر اساس هیجان و بدون تحلیل باشد.
ماده 141 قانون تجارت بهعنوان یکی از قوانین مهم برای شرکتها محسوب میشود. براساس این قانون شرکتهایی که زیان آنها بیش از نیمی از سرمایه اسمی شرکت را از بین ببرد، این واحد باید با برگزاری بلافاصله مجمع عمومی فوقالعاده نسبت به ادامه فعالیت انحلال شرکت تصمیمگیری کند. در این میان، مدیران شرکت میتوانند به منظور عبور از بحران مالی پیش آمده و خروج از مشمولیت ماده 141 افزایش یا کاهش سرمایه را در دستور کار قرار دهند. به این ترتیب، شرکت با تغییرات سرمایه تا حدی که نسبت زیان به سرمایه شرکتها به کمتر از نیم برسد، میتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. در بازار سهام نیز شرکتهایی وجود دارند که مشمول این قانون میشوند.
بررسیهای «دنیای اقتصاد» نشان میدهد 33 شرکت در حال حاضر مشمول این ماده قانون تجارت میشوند. این شرکتها در بورس، فرابورس و همچنین بازار پایه در حال معامله هستند و در حالی شایعاتی درخصوص انجام افزایش سرمایه این شرکتها شنیده میشود، که بعضا نوسانات شدید قیمتی را نیز تجربه میکنند. نگرانی سهامداران در مواجهه با مقادیر بالای زیان انباشته شرکتها کاملا منطقی است. از طرفی احتمال افزایش زیان شرکتها با ادامه کار و از سوی دیگر انتظار برای افزایش سرمایه و تدابیر مدیران شرکت و در نتیجه خوشبینی به خروج از بحران کنونی در کنار احتمال انحلال شرکتها از مواردی است که سهامداران این شرکتها را دچار دوگانگی میکند. تنظیم مقررات برای آخرین بار در سال 1318 صورت گرفته است، بر این اساس، کارشناسان معتقدند قدیمی بودن این قوانین و عدم مطابقت با قوانین روز تجارت در دنیا عاملی برای ناکارآمدی این قانون است. در این خصوص، نبود بستر لازم برای اعلام ورشکستگی شرکتها در کنار ملاحظات موجود، میتواند زیان شرکتها را افزایش دهد.
نیاز به تجدید قوانین کهنه
غلامرضا سلامی، حسابدار رسمی با اشاره به اینکه ماده 141 قانون تجارت از مهم ترین قوانین محسوب میشود، به «دنیای اقتصاد» گفت: زمانی که زیان یک شرکت به حدی برسد که نیمی از سرمایه اسمی شرکت را از بین ببرد، این شرکت باید برگزاری مجمع عمومی را به منظور بررسی شرایط کنونی و عمل به قانون تجارت در دستور کار خود قرار دهد. بر اساس این قانون در مجمع سهامداران شرکت باید درخصوص انحلال یا ابقای شرکت تصمیمگیری کنند. در این میان، سهامداران میتوانند برای حفظ حقوق خود، در صورتی که شرکت مطابق با قانون مزبور عمل نکند، شکایت خود را به مقامات قضایی ابلاغ کنند. البته این موضوع بستگی به ارزیابی سهامدار از موقعیت کنونی و تحلیل او از شرکت وابسته دارد. شرکتها میتوانند با افزایش سرمایه و وارد کردن سرمایههای جدید مقدار سرمایه اسمی را افزایش داده، تا به این ترتیب، نسبت زیان به سرمایه شرکت را کاهش دهند و به فعالیت خود بر اساس قانون تجارت ادامه دهند. این موضوع باید در نظر گرفته شود که در تمامی موارد ادامه کار شرکت راهکاری بهینه محسوب نمیشود و حتی ممکن است ادامه فعالیت، افزایش زیان شرکت را به دنبال داشته باشد. در نتیجه، این موضوع به تحلیلی مناسب از وضعیت کنونی شرکت بستگی دارد. وی در ادامه افزود: سرمایه جدید میتواند از منابع بیرونی به شرکت تزریق شود، همچنین برخی از شرکتها، افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی داراییها را در دستور کار خود قرار میدهند. با توجه به اینکه ارزش داراییها به بهای تمام شده و قیمت زمان خریداری شده ثبت میشوند، با گذشت زمان و در اثر تورم موجود ارزش داراییها نیز به تبع رشد میکند. در نتیجه شرکتها میتوانند با به روز ساختن ارزش داراییها در ترازنامه خود از طرفی شفافیت بیشتری را در صورتهای مالی و همچنین ارزش ذاتی شرکت ایجاد کنند و در شرکتهای زیانآور امکان خروج از ماده 141 را به دست آورند.
سلامی در ادامه با اشاره به اینکه تدوین قانون تجارت به سال 1318 برمیگردد، افزود: در شرایط کنونی و با توجه به اینکه حدود 76 سال از زمان تدوین قانون تجارت میگذرد باید در قوانین موجود تجدیدنظرهایی شود. وی با اشاره به اهمیت ماده 141 قانون تجارت گفت: کامل نبودن نظام ورشکستگی در کشور ما دردسرهای زیادی را ایجاد کرده است. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته نظام کاملی در این خصوص مشاهده میشود و حتی قوانین در جهت حمایت از این شرکتهای ورشکسته نیز عمل میکند. در حالیکه برخی شرکتها کاملا در حالت ورشکستگی به سر میبرند و حتی افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی داراییها نیز دردی از آنها دوا نمیکند، همچنان شاهد ادامه کار این شرکتها هستیم. علاوه بر مشکلات حقوقی ناشی از قدیمی بودن قوانین تجارت به نظر میرسد برخی از ملاحظات سیاسی نیز مانع از انجام این کار میشود. در این خصوص، افزایش تعداد بیکاران با اعلام ورشکستگی شرکتها، از جمله این ملاحظات است. همانطور که اشاره شد، در کشورهای با قوانین تجاری نسبتا پیشرفته قوانین درخصوص حمایت از شرکتهای ورشکسته وجود دارد، علاوه بر این مساله ادغام و جذب نیز از دیگر موارد موجود در این شرکتها است. بر این اساس، شرکتهایی که با مشکلات مالی روبهرو هستند، میتوانند بر اساس قوانین ادغام و جذب، با شرکتهای دیگری ترکیب شوند. این موضوع میتواند راهکاری برای بهبود وضعیت آتی شرکتها باشد. شایعات و گفتهها در شرایطی که سهام این شرکتها در بازار سهام معامله میشود، بعضا باعث نوسانات شدید قیمتی آنها میشود. سلامی در پایان با اشاره به نبود شفافیت کافی در بازار ایران گفت: صورتهای مالی حسابرسی شده نیز بعضا اطلاعات کافی را در اختیار سهامداران قرار نمیدهند. بر این اساس، باید این الزام به خصوص در شرکتهای موجود در بازار سرمایه ایجاد شود که حداقل میزان شفافسازی خود را با منتشر کردن اطلاعیههایی بیشتر کنند. در نتیجه، سهامداران در مواجهه با وضعیت این شرکتها بتوانند به درستی تصمیمگیری کنند.
شرکتهای مشمول ماده 141
در ادامه شرکتهای موجود در بازار سهام که مشمول قانون 141 تجارت هستند، آورده شدهاند. بر اساس آمارهایی که توسط کارگزاری بانک پاسارگاد گردآوری شده است، 33 شرکت در بازار سهام شامل این قانون هستند. در این میان، نماد 8 شرکت بورسی مشاهده میشود. در نمادهایی مانند «شپلی» و «خکاوه» نسبت زیان به سرمایه ثبت شده به ترتیب به 613 و 379 میرسد. بر این اساس، در این شرکتها به ترتیب، حداقل افزایش سرمایه 1126 درصد و 658 درصدی برای خروج از ماده 141 نیاز است. نماد «ذوب» تنها شرکت فرابورسی است که مشمول قانون 141 است. این شرکت که نسبت زیان به سرمایه آن 74 درصد است، به نظر میرسد تصمیم به افزایش سرمایه 380 درصدی از محل تجدید ارزیابی داراییها را دارد. در این میان، نمادهای 24 شرکت مشمول این قانون در بازار پایه فعال هستند. در این میان، سهامداران نماد «تپمپس» رای به انحلال این شرکت دادهاند.
روزنامه جهان صنعت
مردم در انتظار راهکارهای کارآمد در مبارزه با آلودگی هو؛
بحران را تعطیل کنید!
15 روز از ناپایداری و آلودگی شدید هوا بهطور مستمر گذشته و تهران هنوز هم نفساش گرفته است. جلسات اعضای کمیته اضطرار آلودگی هوای استان تهران هر روز برگزار میشود و باران و بادی هم نمیآید تا به داد نفسهای گرفته تهران برسد. اگر هم قرار باشد باران راهکار این معضل شود، فقط برای یک روز کافی است. آسمان تهران حتی بعد از بارش برف در دو هفته گذشته فقط کمتر از چند ساعت تمیز بود و دوباره از صبح روز بعد از آن تنگی نفسهای شهر آغاز شد. دیگر تصمیمهای کوتاهمدت چارهساز نیست. تعطیلی مدارس استان تهران هم هیچ تغییری در وضعیت آلودگی هوا ایجاد نکرد و فقط برنامههای امتحانات مدارس را جابهجا کرد.
پرونده آلودگی هوا فقط در تهران باز نیست. اراک و اصفهان و تبریز هم نفسشان گرفته است و هر روز سرما و آلودگی بیشتر و بیشتر میشود. نواحی مرکزی تهران گرفتار پایداری هوا و ادامه آلودگیهای هواست و خوشترین خبر سازمان هواشناسی برقراری جوی پایدار در غالب نقاط کشور تا روز سهشنبه است. به گفته مدیرکل پیشبینی و هشدارسریع سازمان هواشناسی کشور از اواخر وقت سهشنبه و طی روز چهارشنبه با ورود سامانه بارشی دیگری از سمت غرب به کشور، در مناطقی از غرب و جنوب غرب کشور مجددا بارش آغاز میشود.
جلسات مکرر کمیته اضطرار آلودگی هوای استان تهران
روز گذشته هم طبق روال روزهای قبل کمیته اضطرار آلودگی هوای استان تهران برگزار شد. حسن کریمی، معاون عمرانی استانداری تهران در حاشیه جلسه دیروز کمیته اضطرار آلودگی هوای استان تهران، در مورد تصمیم اعضای کمیته درباره تعطیلی مدارس تهران تاکید کرد: با توجه به محدوده زمانی امتحانات مدارس و تعطیلی روزهای گذشته و عقبماندگی درسی دانشآموزان، مدارس تهران تعطیل نخواهد بود.
به گفته حسن کریمی، در این جلسه همچنین مقرر شد درباره تعطیلی احتمالی مدارس استان تهران در روز دوشنبه و همچنین اجرای طرح زوج و فرد از در منازل امروز تصمیمگیری شود. همچنین مسابقات ورزشی از جمله لیگ فوتبال در استان تهران امروز برگزار نخواهد شد.
وضعیت بهگونهای شده که بعد از اعلام این خبر مهدی تاج، سرپرست سازمان لیگ فوتبال هم در خصوص آلودگی هوا اظهار نظر و اعلام کرده: «چطور هوا برای کودکان هفت ساله خطری ندارد اما برای بازیکنان فوتبال مشکلساز است؟»
سازمان محیطزیست دقیقا چه راهکاری دارد و چرا دست روی دست گذاشته
آلودگی هوای تهران هیچ تغییری نکرده است و هر روز ادامه دارد. دیگر خبری از هواپیماهای آبپاش نیست و ابرها هم برای بارش مصنوعی بارور نمیشوند. فعالان سازمان حفاظت محیطزیست تا چندی پیش معتقد بودند بهترین فعالیت این سازمان در حوزه پایداری هوای پاک تهران است و خود ابتکار، رییس این سازمان هم بارها تاکید کرد که امسال به دلیل واردات بنزین استاندارد، تعداد روزهای پاک بیش از چند سال گذشته بوده است که متاسفانه با آغاز فصل سرما از هوای پاک هم دیگر خبری نیست. اوایل پاییز آسمان تهران و شهرستانهای دیگر به شدت بارانی بود. اما با عبور از نیمههای آذر نه بارانی بارید و نه حتی آسمانی دیده شد. با توجه به وعدههای سازمان حفاظت محیطزیست درباره کنترل آلودگی هوا و شرایط جوی آغازین فصل پاییز تصور بر این بود که امسال آلودگی هوا کنترل خواهد شد. سازمان حفاظت محیطزیست در مقابل انتقادهای شدید در شبکههای اجتماعی چه راهکاری برای بهبود وضعیت آلودگی هوا اندیشیده است؟ آیا یک سازمان به تنهایی قادر به حل مشکلات آلودگی هوای تهران خواهد بود؟
تراکمفروشی و ساختوسازهای بیرویه، متهمان آلودگی هوای تهران
به گفته سعید متصدی، معاون سازمان حفاظت محیطزیست علت اصلی آلودگی شهری چون تهران، جذب جمعیت بیش از ظرفیت زیستی است. در سالهای اخیر ساخت و سازهای بیرویه در تهران اتفاق افتاده و شهرنشینی گسترش یافته و بحث افزایش تراکم و ایجاد درآمد برای شهرداریها یکی از بزرگترین اشتباهات بوده که انجام شده و باید اصلاح شود.
سعید متصدی همچنین با اشاره به ضرورت انطباق ساخت و سازها با ظرفیت زیستی اظهار کرد: هر زمانی که گسترش شهر و افزایش جمعیت بر اساس ظرفیت زیستی نباشد، محیطزیست آنجا توان خودپالاییاش را از دست میدهد. کاهش جمعیت شهری و مراقبت محیطزیست شهری از مسایل مهمی است که در شورای عالی شهرسازی مطرح است و دولت در حال انجام فعالیتهایی در این زمینه است که امیدواریم به کاهش آلودگی هوا کمک کند.
به گفته وی، فرآیند خروج خودروهای فرسوده به عواملی چون واردات خودرو وابسته است. در چند سال گذشته بحثی که ضرر و زیان زیادی به خروج خودروهای فرسوده وارد کرد، این بود که در مورد خودروهای وارده به جای اینکه گواهینامه مربوط به اسقاط خودرو اخذ شود، هزینه آن دریافت میشد. هر واردکننده خودرو موظف است تعدادی خودروی فرسوده را از رده خارج کند و این در سالهای قبل به شکلی بود که به جای اینکه گواهی اسقاط خودرو را بگیرند، هزینه معادل ریالی آن را میگرفتند که این مبلغ به حساب ستاد سوخت واریز میشد و ممکن بود بهطور واقعی صرف هزینه خروج خودروهای فرسوده نشود.
تکذیب افزایش مرگ و میر به دلیل آلودگی هوا
در حالی که هفته گذشته چمران، عضو شورای شهر عنوان کرده بود روزانه 30 نفر بر تعداد فوتشدگان ناشی از آلودگی هوا بر 150 نفر قبلی افزوده شده است، اما حسن هاشمی، وزیر بهداشت با بیان اینکه آمار مرگومیرهای امسال نسبت به سال گذشته تغییری نکرده، افزایش 20 تا 30 درصدی مراجعات به اورژانسها به دلیل آلودگی هوا را رد کرده است.
هاشمی درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر افزایش مرگومیر به دلیل آلودگی هوا گفت: «اخبار مربوط به افزایش مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا را دیدم. گزارشاتی که در این زمینه ارائه شده و ادعاهایی که میشود، زیاد قابل استناد نیستند. من از مسوول سازمان بهشتزهرا در این زمینه سوال کردم و پرسیدم که آیا تعداد مرگها افزایش داشته است که گفتند تعداد مرگها در طول سال ثابت است و از دیماه به بعد افزایش مییابد.»
هاشمی درباره افزایش مراجعات به اورژانسها به دلیل آلودگی هوا گفت: این طور نیست که مراجعه به اورژانسها 20 تا 30 درصد افزایش داشته باشد. در این موضوع که هوای آلوده منجر به بیماری میشود، تردیدی وجود ندارد. باز هم در این موضوع که آلودگی هوا بیماریهای تنفسی به ویژه آسم را تشدید میکند، تردیدی نیست اما از طرف دیگر باید در ذکر آمار دقت کنیم.
در این خرابکاری همه مقصریم
وی با بیان اینکه ما میخواهیم هوای شهرمان پاک باشد، گفت: باور داریم که انجام این کار شدنی است اما یک وزارتخانه، یک سازمان و حتی دولت به تنهایی از پس آن برنمیآید و همه باید کمک کنند و بدانند این کار شدنی است. همانطور که روزی هوای لندن و استانبول بسیار آلودهتر از تهران بود اما طی برنامهای 10 ساله اکنون جزو پاکترین شهرهای دنیا محسوب میشوند چراکه هیچ کس مسوولیتش را گردن دیگری نینداخته است.
وی معتقد است در این خرابکاری همه مسوولند و نقش دارند و باید متناسب با نقشی که بر عهده دارند، راه آمده را بازگردند و نقش خود را ایفا کنند.
از سویی دیگر معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیطزیست در جلسه کارگروه ملی مقابله با آلودگی هوا ضمن اشاره به اهمیت لایحه هوای پاک برای محیطزیست کشور و تاثیر تصویب آن در فعالیتها و برنامهریزیهای مربوط به این حوزه، از آغاز به کار سیستم یکپارچه معاینهفنی از 29 دیماه خبر داد.
کاهش آلودگی هوا در کوتاهمدت ناممکن است
ابتکار تاکید کرده با وجود تمام تلاشهای صورتگرفته در دولت یازدهم برای مقابله با مساله آلودگی هوا، جبران تمام عقبماندگیها و غفلتهای صورتگرفته طی سالهای گذشته در مدت زمان کوتاه میسر نیست.
چطور قرار است غفلتهای گذشته درباره آلودگی هوا جبران شود
ابتکار ضمن اشاره به شرایط هوا طی هفته گذشته در تهران اظهار کرد: «در حالی که شاهد پایداری شدید هوا در تهران بودیم اما شاخصها به شرایط اضطرار نرسید و این نشاندهنده نتایج مثبت اقداماتی است که برای بهبود کیفیت سوخت و بنزین و گازوییل صورت گرفته است. افزایش تعداد خودروها، افزایش ترددها و افزایش ساخت و ساز نشان میدهد که تمام شاخصهای موثر در افزایش آلایندگی هوا رو به رشد است و عدم قرارگیری شاخصهای هوای تهران در شرایط اضطرار ناشی از اقدامات کنترلی تاثیرگذار بوده است.»
ابتکار کارگروه ملی مقابله با آلودگی هوا را ساز و کاری برای هماهنگی بینبخشی و نظارت بر میزان و حسن پیشرفت مصوبه دولت در خصوص وظایف دستگاهها برای بهبود کیفیت هوای کشور دانست و افزود: «تشکیل منظم این جلسات در عالیترین سطح به ارزیابی از روند اجرای وظایف تعیین شده و رفع چالشها و ضعفها در این زمینه منجر خواهد شد.» این اظهارنظر در حالی عنوان میشود که با تشکیل جلسه و برآورد صرف، مشکلی از آلودگی هوای تهران حل نمیشود. زمانی که ابتکار در این وضعیت غیرقابل تنفس میگوید اقدامات کنترلی تاثیرگذار داشتهاند، باید پرسید دقیقا کدام اقدامات و چرا 15 روز تمام شرایط اضطرار ادامه داشته است؟
معاون رییسجمهور همچنین راهاندازی سیستم یکپارچه معاینه فنی را گامی موثر در زمینه کاهش تخلفات صورتگرفته در این حوزه، همچنین رفع نقاط ضعف موجود در این سیستم در حال حاضر و تشویق و ترغیب مردم برای مشارکت در زمینه کاهش آلودگی هوا دانست و گفت: برنامهها و تصمیمات دولت یازدهم و کمیته ملی زمانی در خصوص مقابله با آلودگی هوا نتیجهبخش خواهد بود که نگاه فرابخشی، هماهنگی و انطباق میان فعالیتهای نهادهای مسوول وجود داشته باشد.
پلیس راهور خط مقدم مقابله با آلودگی هوا
از سویی دیگر محمدرضا تابش، رییس فراکسیون محیطزیست مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه پلیس راهور خطمقدم مقابله با آلودگی هواست، اظهار کرده: سیاسی کردن مساله آلودگی هوا و چشمپوشی از تلاشهای صورتگرفته و نتایج مثبت به دست آمده، کاری دور از اخلاق و انصاف است.
وی ضمن تاکید بر ضرورت آموزش و فرهنگسازی در زمینههای مختلف مرتبط با کیفیت هوا همچون استفاده از حملونقل عمومی و معاینه فنی خودرو، تصریح کرد: ابزار رسانه میتواند در این زمینه نقشی مهم بر عهده گیرد.
وقتی اقدامی نمیشود، تنفس به اقدام آسمان گره خورده
با وجود همه تلاشهای عنوانشده سازمان حفاظت محیطزیست و اظهار نظرهایی که درباره کنترل آلودگی هوا شده است، همچنان وضعیت آلودگی هوای تهران و چند کلانشهر ناحیه مرکزی کشور در شرایط خطر و بحرانی قرار دارد.
اینکه برای نوع شرایط هوا چه نامی بگذاریم. از اضطرار تا خطرناک و قرمز هیچ فرقی نمیکند. مهم این است که تنفس، بدیهیترین حق اولیه حیات داشتن این روزها نهتنها دشوارترین کار ممکن شده است، که دستمایه رقابتهای سیاسی و تبلیغاتی هم شده است. تهران یکپارچه نفسش گرفته است. مسوولان جلسهها را تکرار میکنند و باران هم نمیبارد. دیگر نهتنها آب بحران اساسی است که هوا هم بحرانی اساسیتر از آب شده است.
دیگر همه چشمها نه به درهای اتاق تشکیل جلسه، که به سوی آسمان است.
***سوء استفاده از مزیتهای قانونی مناطق آزاد؛ فرش قرمز زیر پای قاچاقچیان
تا جایی که یادمان است، قرار بود مناطق آزاد تجاری به عنوان یکی از اهرمهای اقتصادی دولت برای جذب سرمایهگذاران خارجی، توسعه صادرات، ورود به بازارهای جهانی و آشنایی با تجارت خارجی تاسیس شوند.
هرچند که رسالت اصلی ایجاد این مناطق، توسعه صادرات است اما در حال حاضر به دلیل سیاستهای نادرست اعمال شده توسط دولت، این مناطق به دروازهای برای ورود کالاهای لوکس و قاچاق تبدیل شدهاند و کمتر اثری از رشد بیشتر صادرات غیرنفتی در این مناطق دیده میشود. همچنین بیشترین قاچاق کالا از طریق این مناطق صورت میگیرد.
اگرچه این مناطق با هدف جذب سرمایهگذار خارجی تشکیل شد اما سرمایهگذاران خارجی به اندازه کافی تمایل به سرمایهگذاری در این مناطق ندارند و این امر علاوه بر مشکلات تحریم که طی سالهای اخیر دامنگیر اقتصاد کشور شده به دلیل جذابیت کم منطقه در مقایسه با موارد مشابه است. همچنین امتیازات ارائه شده در مناطق آزاد ایران به مراتب از موارد مشابه کشورهای دیگر ضعیفتر است.
هماکنون میزان واردات کالاهای تجاری بیش از مقدار صادرات و تولید این مناطق است. آمارها نشان میدهد کالاهای تجاری وارد شده از این مناطق، حداقل پنج برابر کالاهای تولیدی در مناطق آزاد است. این بدین معنی است که از ظرفیت و امکانات ایجاد شده دراین مناطق، اغلب به منظور واردات کالاهای تجاری استفاده میشود.
شرکتهای صوری در مناطق
همچنین وجود معافیت مالیاتی باعث ایجاد شرکتهایی در مناطق آزاد شده است که در واقع در سرزمین اصلی فعالیت اما از معافیت مناطق آزاد استفاده میکنند. این مشکل از اینجا ناشی میشود که پس از ثبت شرکت در مناطق آزاد، امکان رصد فعالیت شرکت وجود ندارد. سازمان امور مالیاتی نیز که فعالیتهای اقتصادی شرکتها را تحت نظردارد، امکان نظارت بر این شرکتها را نخواهد داشت. بنابراین ثبت شرکت در مناطق آزاد و فعالیت در داخل کشور به راحتی قابل انجام خواهد بود.
این درحالی است که اغلب مسوولان بر مشکلات فعلی مناطق تاکید دارند و علیه وضعیت فعلی موضع میگیرند اما به صورت ناگهانی با اتفاق نظر دولت و مجلس، شاهد ایجاد مناطق جدید با همان شیوه ناکارآمد سابق هستیم.
دولت برنامهها را در اختیار دارد
اسدالله عسکراولادی، رییس اتاق بازرگانی ایران و روسیه در رابطه با شکلگیری مناطق آزاد تجاری و تاثیر آن بر واردات و صادرات به «جهان صنعت» گفت: مناطق آزاد تجاری برای توسعه صادرات و جذب سرمایهگذار خارجی شکل گرفت و قرار بود کارگاههای تولیدی برای صادرات در آنجا شکل گیرد اما در حال حاضر به مرکزی برای واردات محصولات قاچاق تبدیل شده است.
وی اظهار کرد: مزیتهای قانونی مناطق آزاد در ایران از قبیل معافیت از پرداخت هرگونه حقوق گمرکی و سود بازرگانی برای واردات مواد اولیه، ماشینآلات و قطعات یدکی برای تولیدکنندگان منطقه، ورود آزاد و بدون حقوق گمرکی ماشینآلات، قطعات یدکی، مواد اولیه و مصالح ساختمانی برای احداث واحدهای تولیدی، تجاری و خدماتی در منطقه، معافیت گمرکی برای ورود کالاهای ساخته شده در منطقه آزاد به داخل کشور به میزان ارزش افزوده و... باعث شده تا تمایل زیادی برای واردات محصولات از خارج از کشور در این مناطق وجود داشته باشد.
وی در رابطه با تسهیلات اختصاص داده شده دولت برای مناطق آزاد تجاری خاطرنشان کرد: تسهیلاتی که در مناطق آزاد تجاری وجود دارد، باعث شده است تا کسانی که کالاهایشان مشکل واردات دارد، بتوانند از تسهیلات اختصاص داده شده به این مناطق استفاده کنند و به گونیای راه در رو پیدا کردهاند.
عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران در رابطه با راهکارهایی برای جلوگیری از تبدیل شدن مناطق آزاد تجاری به مرکز واردات افزود: برنامههایی توسط بخشخصوصی به دولت برای برنامهریزی درست در این خصوص داده شده است اما اقدامات لازم در این مورد صورت نگرفته است. دولت باید توانایی استفاده از برنامههایی را که در اختیارش قرار داده شده است را داشته باشد و بتواند این مناطق را به صورت درست ساماندهی کند.
تجهیزات بندری و بانکداری ضعیف
همچنین محمدحسین برخوردار، مدیر شرکت دخانیات ایران در رابطه با اوضاع فعلی مناطق آزاد به جهان صنعت گفت: مناطق آزاد تجاری تبدیل به مرکزی برای واردات شدهاند و نه تنها توسعه صادرات با شکلگیری این مناطق محقق نشد بلکه به دلیل مشکلات موجود در این مناطق، جذب سرمایهگذار خارجی هم انجام نشده است.
رییس پیشین مجمع واردات خاطرنشان کرد: بانکهای خارجی باید در این مناطق سرمایهگذاری کنند. البته قوانین مناطق آزاد کشور ما از قبیل قوانین مربوط به کار ، نسبت به داخل کشور بهتر است. اما از جنبه بانکداری و مسایل مربوط به تجهیزات بندری بسیار ضعیف هستیم و این موضوعات باید توسط دولت تقویت شود تا سرمایهگذاران خارجی در زمینه همکاریهای مشترک انگیزه پیدا کنند و تولیدات صادرات محور و تولید برای داخل کشور با بهبود مواجه شود.
وی در رابطه با میزان بالای قاچاق در کشور خاطرنشان کرد: با وجود اینکه تعرفه کالاهایی مانند موبایل، شش درصد است اما بسیاری از وسایل الکترونیکی در حال قاچاق شدن است و این موضوع به دلیل فرهنگ نادرست ندادن مالیات به دولت است.
برخوردار اظهار کرد: باید در زمینه دادن مالیات کارهای فرهنگی و زیربنایی انجام شود و مردم در این صورت خواهند دید که دادن تعرفه و مالیات در بهبود اوضاع کشور تاثیرگذار خواهد بود.
وی در ادامه گفت: دولت باید بدنه خود را کوچک کند در حالی که در حال حاضر خود را صاحب منصب میداند و فکر میکند که مردم رعیت او هستند. مردم هم به دلیل اینکه دولت خدمات خوبی را ارائه نمیدهد، از دادن مالیات خودداری میکنند بنابراین اوضاع اقتصادی کشور روزبهروز با شرایط بدتری روبهرو میشود.
پیشی گرفتن واردات از صادرات
همچنین ابراهیم جمیلی، رییس خانه اقتصاد ایران درباره هدف شکلگیری مناطق آزاد تجاری و وضعیت فعلی این مناطق به جهان صنعت گفت: تشکیل مناطق آزاد تجاری یکی از کارهای خوب دولت وقت آن زمان بود که باعث شد برخی از این مناطق آباد شوند. برای مثال ما شاهد هستیم که منطقهای مانند کیش، پس از تبدیل شدن به منطقه آزاد تجاری، به یک حوزه گردشگری تبدیل شد.
وی خاطرنشان کرد: هدف از شکل گیری مناطق آزاد تجاری، تشکیل پایگاهی برای جهش صادراتی بود اما امروزه شاهد هستیم که این هدف محقق نشده و این مناطق به دروازهای برای واردات مبدل شده است.
جمیلی اظهار کرد: سیاستهای کلی مناطق آزاد اشتباه است و به گونه ای است که به جای تشویق صادرات به کشورهای دیگر از آن مناطق، واردات با تشویقهای زیادی مواجه شده است و به تبع آن واردات زیادی از این مناطق به کشور انجام میشود.
وی گفت: متاسفانه سیاستهای تشویقی در مناطق آزاد تجاری برای صادرات قرار داده نشده و این موضوع سبب شده است تا واردات از صادرات پیشی گیرد.
ابراهیم جمیلی در ادامه خاطر نشان کرد: در خصوص صادرات، ایجاد مناطق آزاد تجاری نتوانسته است تاثیرگذار باشد اما باعث شده تا رونق و آبادانی در این مناطق صورت گیرد بنابراین نظرم این است که قوانین وضع شده جهت آبادانی مناطقی مانند کیش برای برخی مناطق دیگر نیز شکل بگیرد چراکه برای مثال در مناطقی مانند خلیجفارس و عمان هیچ اقدامی برای آبادانی صورت نگرفته و در حال حاضر بهترین زمان است تا این گونه قوانین در این مناطق هم شکل بگیرد تا شاهد آبادانی مناطقی مانند خلیجفارس و عمان هم باشیم.
این فعال اقتصادی در ادامه صحبتهایش در رابطه با طرح ایدههایی برای جلوگیری از قاچاق در این مناطق افزود: پدیده قاچاق امری است که بسیار گسترده شده است و برای جلوگیری از آن باید برنامههای درستی تدوین گردد تا قاچاق به کلی ریشه کن شود.
جمیلی در خصوص قاچاق گفت: مبحث قاچاق در کشور ما بسیار بزرگ است و این موضوع مختص مناطق آزاد نیست. به گفته مسوولان، سالانه 25 میلیارد دلار قاچاق داریم و این موضوع به سبب برنامهریزیهای نادرست و سختگیرانه دولت است. از عواملی که باعث قاچاق می شود، به افزایش بیرویه تعرفهها و همچنین ممنوعیت واردات کالاهایی که مصرفکنندههای زیادی در کشور دارد، میتوان اشاره کرد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: متاسفانه در کشور جلوی واردات کالاهایی مانند پوشاک گرفته میشود در صورتی که این محصولات مصرف کنندههای زیادی دارد و تا کنون در زمینه جلوگیری از قاچاق پوشاک، موفق نبودهایم. در صورتی که اگر اینگونه ممنوعیتها برداشته شود و جذب سرمایهگذار خارجی صورت گیرد، تولیدات مشترک شکل میگیرد و به این صورت، خود به خود جلوی قاچاق گرفته میشود.
ابراهیم جمیلی در مورد توانایی تولیدکنندگان داخلی گفت: در رابطه با پوشاک، بسیاری از اجناس موجود در بازار با برندهای خارجی، در داخل کشور تولید میشود اما به دلیل اینکه برندسازی برای کالاهای ایرانی به درستی شکل نگرفته است از برندهای معروف خارجی استفاده میشود تا اجناس مورد توجه مصرفکننده قرار بگیرد. در صورتی که در زمینه پوشاک، تولیدات داخل با کیفیت مطلوبی در حال ارتقاست و ما میتوانیم در این زمینه با خارجیها رقابت داشته باشیم.
مناطق آزاد، مراکز قاچاق قانونی کالا
یک کارشناس اقتصادی نیز با بیان اینکه مناطق آزاد به مرکز قانونی شدن قاچاق کالا تبدیل شدهاند، بر لزوم جلوگیری از واردات کالا در جهت حمایت از تولید داخلی و افزایش بهرهوری تاکید کرد.
علیرضا معینی اظهار کرد: دلمان خوش است در مناطق آزاد، تعداد اندکی شغل به قیمت نابودی تولید داخلی و پایین آمدن بهرهوری ایجاد کردهایم، غافل از اینکه این مناطق به مرکز قانونیشدن قاچاق کالا تبدیل شدهاند.
وی افزود: دولت باید جلوی واردات کالاهای قاچاق را بگیرد. بعضا کالاهایی وارد کشور میشوند که شاهد مازاد تولید داخلی مشابه آن کالاها هستیم مثل کفش، فرش ماشینی و پوشاک. ما میتوانیم پوشاک کل خاورمیانه را تامین کنیم اما متاسفانه این کالاها از طریق قاچاق، راحت وارد کشور میشوند.
این کارشناس اقتصادی افزایش توان رقابت تولیدات داخلی با کالاهای مشابه خارجی را در افزایش بهرهوری موثر دانست و گفت: اگر جنس خارجی ارزان از طرق قانونی و غیرقانونی وارد کشور شود، تولیدکننده داخلی پا نمیگیرد و نمیتواند بهرهوری را افزایش دهد. باید حتیالمقدور از واردات غیرضرور جلوگیری کنیم.
او ادامه داد: ما در تولید شاید اول کار باشیم و نتوانیم به قیمت و کیفیت خارجیها محصول تولید کنیم اما باید با توجه به فرهنگ اقتصاد مقاومتی، به مصرف کالاهای داخلی بپردازیم که این نیازمند برنامهریزی است.
معینی خاطرنشان کرد: تمام کشورهایی که امروزه به وضعیت باثبات در تولیدات رسیدهاند، سالها پیش برای ورود کالاهای خارجی تعرفههای سنگین گذاشتند و از تولید داخلی خود حمایت کردند. راندمان را بالا بردند و توانستند کالای مناسب تولید کنند. حالا همان کشورها با ایجاد سازمان تجارت جهانی به ما میگویند به تجارت آزاد بپیوندید. سوال من این است که چرا خودشان این کار را نکردند؟ نباید به دنبال حرف آنها برویم.
دور شدن از اصل ایجاد مناطق آزاد
کیومرث فتحالله کرمانشاهی، معاون کل سابق سازمان توسعه تجارت ایران نیز در رابطه با مناطق آزاد تجاری گفت: مناطق آزاد کشور نیازمند افزایش کیفیت به جای کمیت و اجرا شدن قانون است تا زمینه حضور سرمایهگذاران خارجی فراهم شود.
وی با بیان اینکه اجرایی نشدن قوانین مناطق آزاد باعث دور شدن از اصل ایجاد این مناطق است، افزود: نبود زیرساختهای لازم در زمینه اسکله، بارانداز و تجهیزات، وسایل حملونقل، زیرساختهای بانکی و بیمهای از جمله مشکلات اساسی مناطق آزاد است و همچنین بانکهای خارجی نتوانستند در مناطق آزاد کشورمان عملیات خود را اجرا کنند.
وی تصریح کرد: باید در منطقه مدیریت شود تا سرمایهگذاران انگیزه برای کار در مناطق آزاد داشته باشند. کرمانشاهی معتقد است: مناطق آزاد کشورمان اثربخش نبوده است و باید به جای افزایش کمیت به کیفیت توجه شود.
وی با بیان اینکه باید برای رسیدن به اهداف توسعه مناطق آزاد بسترسازی در همه زمینهها از جمله آموزش صورت گیرد، گفت: به دلیل معضل فرهنگی بسیاری از نمایندگان مجلس از روی چشم و همچشمی درصدد افزایش مناطق آزاد هستند که نیازمند بررسی است.
وی با بیان اینکه در بسیاری از کشورها مناطق آزاد، مناطق پردازش صادرات هستند و از واردات برای تامین مواد مورد نیاز کارخانهها استفاده میکنند، خاطرنشان کرد: مناطقی مانند دوبی و امارات که تولیداتی ندارند و بیشتر برمبنای واردات کالا هستند درآمد آنها از محل صادرات مجدد تامین میشود.
وی گفت: باید با یک رویکرد جدید و طرح نو به ارتقای کیفیت به جای کمیت توجه کنیم و زمینه را برای حضور سرمایهگذاران خارجی مهیا کنیم.
کرمانشاهی با اشاره به وجود بیش از 30 منطقه ویژه و آزاد در داخل کشور افزود: هدف اصلی از ایجاد مناطق آزاد پردازش صادرات بود که این امر عملیاتی نشد و اکنون بیشتر واردات صورت میگیرد.
کالاهای تولیدشده در مناطق آزاد که هماکنون به دلیل تعطیلی اغلب کارخانههای موجود به شدت کاهش یافته است، اکثرا به سرزمین اصلی صادر شده و صادرات به خارج از کشور و ارزآوری اندکی داشتهاند.
این درحالی است که طبق پیشبینی مسوولان با توجه به معافیتهای اعطایی جهت تولید و صادرات در این مناطق باید تولید و صادرات به خارج از کشور رونق میگرفت اما بعد از گذشت بیش از 12 سال شاهد صادرات اندکی از این مناطق هستیم که اغلب آن نیز به کشور خودمان وارد می شود و در اصطلاح به آن صادرات به سرزمین اصلی گویند.
بنا بر این کشور ما به دلیل شرایط خاص مقررات صادرات و واردات و در نتیجه آن منفعت زیاد قاچاق کالاهای هدف، نیازمند شرایط کنترلی خاص در این زمینه است. و در این میان باید توجه داشت که در شرایط فعلی که رکود سایه سنگینی بر اقتصاد و بازار کالاها انداخته و به دلیلی تحریمها تامین مواد اولیه و تجهیزات برای تولیدکنندگان داخلی با سختی همراه است، واردات بیرویه کالاهای خارجی باعث میشود تا تولیدکنندگان داخلی با مشکلات بیشتری روبهرو شده و صنایع کشور به سوی تعطیلی سوق داده شوند.
آخرین خبرها از ایجاد مناطق جدید
گفتنی است جعفر آهنگران، مدیر امور مناطق ویژه دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی از رد شدن کلیات ایجاد هفت منطقه آزاد شامل بوشهر، مهران، بانه و مریوان، اردبیل، اینچهبرون، زابل و جاسک و همچنین ایجاد 80 منطقه ویژه اقتصادی در مجلس شورای اسلامی خبر داد.وی اظهار کرد: دولت لایحه ایجاد 12 منطقه ویژه اقتصادی را بعد از بررسی همراه با ایجاد هفت منطقه آزاد به مجلس ارائه کرد که نمایندگان نیز 68 منطقه ویژه به آن اضافه کردند و دولت نیز با این شرط که این مناطق ویژه بار مالی برای دولت ایجاد نکنند و سازمانهای مسوول آنها سازمانهای غیردولتی و خصوصی باشند، پذیرفت.آهنگران با بیان اینکه طبق قانون برنامه پنجم، لایحه ایجاد مناطق آزاد با توجه به اینکه معافیت مالیاتی دارند باید دو سوم آرای مجلس را به خود اختصاص دهند، افزود: مناطق ویژه و آزاد نتوانستند این میزان رای را به خود اختصاص دهند.
وی در عین حال بیان کرد: البته طبق آییننامه داخلی اگر 50 نماینده دستور بررسی مجدد را بدهند دوباره در دستور کار قرار میگیرد که در حال حاضر 70 نماینده درخواست بررسی مجدد این مناطق را به مجلس ارائه دادهاند.
*** 50 درصد بورس در اختیار 5 شرکت
آخرین اطلاعات دریافتی از بورس نشان میدهد پنج شرکت هلدینگ خلیج فارس، همراه اول، مخابرات، تاپیکو و پتروشیمی جم بیشترین ارزش بازار سهام را به خود اختصاص دادهاند. به گزارش فارس، گزارشهای دریافتی از بورس اوراق بهادار نشان میدهد، هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج فارس با ارزش بازار 26 هزار و 575 میلیارد تومان، بیشترین ارزش بازار سهام را به خود اختصاص داده است. پس از آن شرکت همراه اول با ارزش بازار 11 هزار و 568 میلیارد و 400 میلیون تومان رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. براساس این گزارش، شرکت مخابرات با ارزش بازار 10 هزار و 491 میلیارد و 300 میلیون تومانی رتبه سوم جایگاه بیشترین ارزش بازار را به خود اختصاص داده. این در حالی است که تاپیکو با ارزش بازار 9 هزار و 509 میلیارد و یکصد میلیون تومانی رتبه بعدی این ردهبندی را از آن خود کرده است. در نهایت پتروشیمی جم با هشت هزار و 59 میلیارد و 200 میلیون تومان در جایگاه بیشترین ارزش بازار موجود در بازار سهام ایستاده است. افزونبر این، شرکت سرمایهگذاری غدیر با ارزش بازار 9 هزار و 271 میلیارد و 300 میلیون تومانی و شرکت کشتیرانی ج.ا.ا با هشت هزار و 50 میلیارد و 600 میلیون تومانی در رتبههای بعدی قرار دارند. فولاد مبارکه اصفهان نیز ارزش هشت هزار و 190 میلیارد تومانی را به خود اختصاص داده است. براساس این گزارش، P/E هر سهم هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس تا پایان آذرماه 7/5 مرتبه و سهام شناور این شرکت 73/1 درصد محاسبه شده است. همراه اول اما با P/E، 2/4 مرتبهای به ازای هر سهم از سهام شناوری 5/5 درصدی در بازار برخوردار است. پس از آن P/E، چهار مرتبهای مخابرات ایران در گزارشها درج شده که سهام شناوری 85/1 درصدی را به خود اختصاص داده است. P/E تاپیکو نیز در حالی به 309 مرتبه به ازای هر سهم رسیده که سهام شناور این سهم به چهار درصد در بازار نمیرسد. در نهایت پتروشیمی جم با P/E، 8/4 مرتبهای به ازای هر سهم سهام شناور خود را به کمتر از یک درصد رسانده است. در این ردهبندی کمترین ارزش بازاری سهام به شرکتهای آلومراد با هشت میلیارد و 300 میلیون تومان، جوشکاب یزد با 11 میلیارد و 600 میلیون تومان ، لعابیران با 14 میلیارد و یکصد میلیون تومان، مهندسی نصیر ماشین با 14 میلیارد و 300 میلیون تومان، کشت و صنعت پیاذر با 18 میلیارد و 500 میلیون تومان، کاشی تکسرام با 19 میلیارد و 200 میلیون تومان، لامیران با 20 میلیارد تومان، صنایع شیمیایی سینا با 23 میلیارد تومان، تامین ماسه ریختهگری با 25 میلیارد و 200 میلیون تومان و کاربراتور ایران با ارزش بازار 26 میلیارد و 400 میلیون تومانی اختصاص دارد که به عنوان ارزانترین شرکتهای بورس محسوب میشوند.
تاثیر نفت بر پتروشیمیها
کاهش شدید قیمت نفت در هفتهها و ماههای اخیر و رسیدن قیمت این محصول به کمتر از 35 دلار در هر بشکه موجب شده است تا روند نزولی بازار سرمایه شدیدتر شده و مهمترین صنعت مرتبط با این محصول با کاهش سودآوری مواجه شود. به گزارش ایسنا، کاهش بیسابقه قیمت نفت در هفتههای اخیر موجب شده است تا علاوه بر خنثی شدن اثر اخبار مثبت سیاسی درخصوص بسته شدن پرونده PMD در بازار سرمایه، روند نزولی بورس و نگرانی حاکم در آن تشدید شده و سهام اکثر شرکتها بهخصوص شرکتهای پالایشگاهی با کاهش قیمت مواجه شود. به این ترتیب افت قیمت نفت که ماده اولیه مورد استفاده در شرکتهای پالایشی است نگرانی جدیدی را در بین سهامداران این شرکتها ایجاد کرده و موجب شده است تا علاوه بر مبهم شدن وضعیت آینده این صنعت استراتژیک، نگرانی از تعدیلهای منفی و تشدید زیان پالایشگاهها در گزارشهای 9 ماهه بیشتر شود. بر همین اساس افت بیسابقه قیمت نفت موجب شده است تا قیمت سهام این شرکتها در کنار دیگر سهمها با افت بیشتری مواجه شده و سودآوری و فروش آنها را نیز تحت تاثیر قرار دهد به طوریکه وضعیت نامطلوب صنعت فرآوردههای نفتی سبب رسیدن زیان هفتگی این صنعت به 8/7 درصد شد. از سوی دیگر بررسی وضعیت سود و زیان این صنعت مهم بورسی نشان میدهد که با اتفاقات پیش آمده، این صنعت در طول یکسال اخیر نیز از وضعیت نامناسبی برخوردار بوده است به طوریکه این صنعت در یک ماه اخیر زیان 12 درصدی را ثبت کرده و در سه ماه اخیر زیان 15 درصدی را نصیب سهامداران خود کرده و بعد از صنایع وسایل ارتباطی، سایر مالی و خودرو قرار گرفته است. همچنین این صنعت در شش ماه اخیر با زیان 28 درصدی مواجه شده و جزو سه صنعت زیانده بورس قرار گرفته است اما نکته قابل توجه زیان 55 درصدی این صنعت مهم بورس در یکسال گذشته است که با کسب زیان 55 درصدی بیشترین میزان زیان را در بین گروهها و صنایع مختلف بورسی کسب کرده و در صدر جدول ایستاده است. وضعیت نامطلوب صنعت فرآوردههای نفتی موجب شده است علاوه بر بازدهی منفی این صنعت در یکسال اخیر، سودآوری شرکتهای این گروه نیز به دلایلی همچون کاهش قیمت نفت و کشمکشهای به وجود آمده میان این شرکتها و شرکت ملی نفت در خصوص ابلاغ قیمتهای خوراک نسبت به سال 1392 نیز به شدت تحتتاثیر قرار گیرد به طوریکه شرکت پالایشگاه لاوان در جدیدترین گزارشی که از وضعیت خود در نیمه اول سال به بازار سرمایه ارائه کرده است، از افزایش زیان خبر می دهد. این شرکت که برای هر سهم سال جاری 495 ریال زیان پیشبینی کرده بود، در عملکرد شش ماهه زیان خود را بیش از صددرصد افزایش داده و به 884 ریال برای هر سهم رساند. به این ترتیب گرچه با گذشت دو ماه از مهلت قانونی، صورتهای مالی شش ماهه اکثر شرکتهای پالایشگاهی به دلیل عدم دریافت قیمتها از سوی شرکت ملی پالایش و پخش هنوز اعلام نشده است که روند حرکتی بازار نفت در ماههای اخیر نگرانیها را برای کاهش سودآوری این شرکتها افزایش داده است و موجب روند نزولی قیمتها و افزایش فشار برای فروش شده است. البته در این میان کورسوی امید شرکتهای پالایشگاهی علاوه بر تحرکات قیمت نفت، افزایش قیمت دلار است زیرا صنعت فرآوردههای نفتی از کاهش و افزایش قیمت دلار تاثیر گرفته و افزایش قیمت دلار در سالهای گذشته روند سودآوری این شرکتها را تحتتاثیر قرار داده است بنابراین میتوان پیشبینی کرد با رشد قیمت دلار، تغییراتی در روند قیمت و سودآوری این شرکتها ایجاد شده و سود ناخالص این شرکتها رشد قابل توجهی پیدا کند.
روزنامه خراسان
در ایام ولادت حضرت عیسی مسیح (ع) انجام شد: حضور رهبر انقلاب در منزل خانواده شهدای مسیحی
رهبر معظم انقلاب همزمان با ایام ولادت با سعادت حضرت عیسی مسیح علیهالسلام در منزل خانواده شهدای مسیحی حضور یافتند.
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت ا... خامنه ای (Khamenei.ir) شب گذشته تصویری از این دیدار منتشر کرد که روی آن به نقل از رهبر انقلاب نوشته شده بود: «مجاهدت سربازان از مجاهدت مادران است.» براساس این گزارش روایتی از متن و حاشیههای این دیدار امروز منتشر خواهد شد.
*** سیف: سود بانکی بالای 20 درصد قابل قبول نیست
رئیس کل بانک مرکزی بر افزایش انضباط و شفافیت مالی بانک های ایرانی مطابق با استانداردهای بین المللی و بهبود ساختارهای کنترلی در بانک ها تاکید کرد و گفت: با توجه به اینکه نرخ تورم به دامنه 14 درصد رسیده است، حفظ سود بانکی با نرخ بالاتر از 20 درصد قابل قبول نیست.به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی ، ولی ا... سیف روز گذشته در گردهمایی سراسری مدیران و مسئولان بانک تجارت به عملکرد بانک مرکزی در دوسال گذشته اشاره کرد و گفت: مهمترین دستاورد بانک مرکزی در این مدت بازگشت انضباط و رفع التهاب از اقتصاد کشور بوده است؛ امری که مردم نتایج آن را در کاهش چشمگیر نرخ تورم به خوبی مشاهده می کنند.
وی افزود: اکنون نیز با توجه به اینکه نرخ تورم به دامنه 14 درصد رسیده است، حفظ سود بانکی با نرخ بالاتر از 20 درصد به هیچ وجه قابل قبول نیست و باید حتما به سمت کاهش و دامنه قابل قبول هدایت شود ، البته تدبیر مدیران شبکه بانکی و همکاری بانک ها می تواند این روند را تسریع کند. سیف یادآورشد: بانکها موظفند با پیش بینی منطقی از وضعیت آتی اقتصاد کشور و بازدهی قابل تحقق عقود اسلامی نسبت به تعیین سود علی الحساب پرداختی به سپرده گذاران اقدام کنند.
وی تصریح کرد: قابل قبول نیست که مبلغ سود علی الحساب از سود قطعی سپرده گذاران بیشتر باشد؛ این یعنی اجحاف به یک گروه دیگر از ذینفعان.
روزنامه آرمان
مجلس خبرگانپنجم ومطالبات نسل جدید
نام عمادالدین باقی با دوران روزنامهنگاری دولت اصلاحات گره خورده است. روزهایی که وی به همراه جمعی دیگر از روزنامهنگاران اتفاقاتی را در فضای مدنی ایران رقم زدند که منشأ رخدادهای زیادی در آینده شد. با این وجود عمادالدین باقی این روزها مشغول تحقیق و پژوهش است و از فضای سیاسی کشور فاصله گرفته است. هنگامی که درخواست مصاحبه را با وی در میان گذاشتم عنوان کرد: «بنده را از ورود به مباحث سیاسی جاری معاف کنید». به همین دلیل در یک بعداز ظهر سرد زمستانی به منزلش رفتم و با وی درباره ضرورت و چشمانداز مجلس خبرگان گفتوگو کردم که ماحصل آن را در ادامه از نظر میگذرانید:
ضرورت تشکیل مجلس خبرگان پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال57 چه بود؟ برای این مجلس چه اهداف و چشماندازی در نظر گرفته شد؟
انقلاب اسلامی در سال 57 یک پدیده ناگهانی و پرشتاب بود. بحث تشکیل حکومت اسلامی در زمان اقامت حضرت امام (ره) در پاریس مطرح شده بود و در آن زمان تلاش میشد برای جایگزینی حکومت پهلوی برنامهریزی مناسبی صورت بگیرد. در این مقطع زمانی هیچگونه بحثی درباره ولایت فقیه و مجلس خبرگان مطرح نبود. بحث ولایت فقیه زمانی مطرح شد که حضرت امام(ره) در نجف اشرف حضور داشتند. حضرت امام(ره) در این مقطع زمانی برای نخستین بار با برگزاری سلسله مباحثی در 12 جلسه بحث ولایت فقیه را تشریح کردند. البته هنگامی که متن این جلسات را مطالعه میکنید متوجه میشوید که این متن بیشتر به سخنرانی شباهت دارد. این کتاب به صورت کلی در اثبات اصل ولایت فقیه در حکومت اسلامی است. با این وجود جزئیات دقیق و همچنین مکانیسم و راهبردهای ولایت فقیه در این کتاب موجود نیست و در آینده به جزئیات بیشتر در این زمینه پرداخته شده است. پس از انقلاب آیتا... منتظری خلأ پرداختن به جزئیات اصل ولایت فقیه را پر کردند و به جزئیات این بحث ورود پیدا کردند. ایشان با برگزاری سلسله مباحثی در این زمینه به تشریح و تببین این نظریه پرداختند. مجموعه تلاشهای ایشان در کتابی
هشت جلدی به نام «مبانی فقهی حکومت اسلامی» منتشر شد. در نتیجه در فاصله حضور حضرت امام (ره) در نجف اشرف تا پیروزی انقلاب اسلامی هیچ گونه بحثی در زمینه ولایت فقیه در بین بزرگان انقلاب به صورت جدی مطرح نبود. در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی قرار شد مجلس موسسان برای نگارش قانون اساسی تشکیل شود اما به دلیل اینکه تاسیس این مجلس به زمان زیادی نیاز داشت و ممکن بود انقلاب با چالشهای جدیدی روبهرو شود تصمیم گرفته شد مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل شود. در همین زمان برای نخستین بار بحث ولایت فقیه در این مجلس مطرح میشود. البته گمانهزنیهای مختلفی در این زمینه وجود دارد. برخی اعتقاد دارند آیتا... منتظری برای نخستین بار این بحث را در مجلس خبرگان مطرح کرده است. عدهای دیگر عنوان میکنند حسن آیت نخستین کسی بود که این بحث را مطرح کرد و گروهی دیگر معتقدند که آیتا... منتظری به حسن آیت تاکید کرده بود که این بحث را مطرح کند.
شما در این زمینه از آیتا... منتظری سوال نکردید که چه کسی نخستین بار این بحث را در مجلس خبرگان مطرح کردند؟
آیتا... منتظری بارها به این سوال پاسخ دادند. با این وجود مساله اصلی این نیست که چه کسی برای نخستین بار این بحث را مطرح کرد. مساله مهم این است که چرا و به چه دلیل این بحث مطرح شد. پس از تشکیل مجلس خبرگان جلسات زیادی در زمینه گفتوگو و تبادل نظر درباره بحث ولایت فقیه شکل گرفت و شخصیتهای زیادی در این زمینه صحبت کردند. هنگامی که بحث ولایت فقیه مطرح شد در پیامد آن بحث درباره خبرگان رهبری نیز به وجود آمد. در نتیجه بحث خبرگان رهبری یک موضوع تبعی است که پس از مطرح شدن بحث ولایت فقیه به وجود آمده است. آیتا... منتظری در کتاب خاطرات خود عنوان میکند که هدف ما از مطرح کردن بحث ولایتفقیه در فردای انقلاب اسلامی صیانت از جایگاه حضرت امام (ره) بود. آیتا... منتظری در کتاب خود درباره ولایت فقیه 17 اصل اساسی مانند حاکمیت مردم، رأی مردم و تاکید اسلام بر سرنوشت خود را درباره ولایت فقیه ذکر میکند. البته ایشان نظریات اصلاحی درباره ولایت فقیه داشت که در سالهای بعد مطرح کرد. با این وجود ما باید فلسفه وجودی ولایت فقیه و مجلس خبرگان را مشخص کنیم. دغدغه اصلی واضعان قانون اساسی در ابتدای انقلاب مساله جلوگیری از تکرار روش گذشته در ایران بود. بحث و تبادل نظر درباره این مساله به دفعات در صورت جلسات ابتدائی این مجلس وجود دارد. برای مثال آیتا... طاهری خرمآبادی در یکی از این جلسات عنوان میکند: «ما ولایت فقیه را تصویب کردیم که یک قدرت تخصصی با پشتوانه مردم از دیکتاتوری و استبداد جلوگیری کند». واضعان قانون اساسی به دنبال این بودند که از پایین یعنی از طرف مردم یک نهاد به وجود بیاورند. به همین دلیل بحث تشکیل مجلس خبرگان برای نظارت را مطرح کردند. تصمیم گرفته شد قوه قهریه به کسی فراتر از قوای سه گانه یعنی«ولی فقیه» داده شود که مدیر، مدبر، شجاع و با تقوا باشد. لذا ایده تشکیل مجلس خبرگان شکل گرفت که آنها هم خبره اند و هم نمایندگانیهستند که مستقیما توسط مردم انتخاب میشوند و میتوان گفت مجلس خبرگان تنها نهادیاست که خودش بر خودش نظارت میکند.
آیا تشکیل مجلس خبرگان و چنین سازوکاری در کشورهای اسلامی و حتی کشورهای غربی وجود داشت یا اینکه یک ایده جدید بود که تاکنون تجربه نشده بود؟
مجلس خبرگان یک ایده جدید بود که در هیچ کشور اسلامی تجربه نشده بود. در عربستان سعودی نوعی سیستم سلطنتی وجود داشت که در آن روحانیون دارای قدرت زیادی بودند. قدرت سلطان و روحانیون نیز تا حدودی موازی همدیگر بود. البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی در افغانستان نیز شورایی به نام «لویی جرگه» تاسیس شد که از برخی جهات به خبرگان شباهت داشت اما دارای تفاوتهای معناداری بود. لویی جرگه شباهت زیادی به مجلس«اهل حل و عقد» که در زمان خلفای راشدین به وجود آمده بود داشت. وظیفه اصلی «لویی جرگه» تعیین رهبری نبود بلکه تلاش میکرد اختلافات داخلی را به جای اینکه در خیابانها و با جنگ حل شود با تبادل نظر و مشورت حل کند.
نظریه ولایت فقیه دارای چه پشتوانه فقهی در فرهنگ اسلامی است؟
نظریه ولایت فقیه یکی از ابداعات نظام جمهوری اسلامی است. نظریه ولایت فقیه در فقه اسلامی محدوده کوچکی در نظر گرفته شده بود. با این وجود مرحوم نراقی محدوده ولایت فقیه را توسعه داد و پس از ایشان حضرت امام (ره) نظریات سیاسی را به آن اضافه کردند و شکل اجرایی به آن دادند. در نتیجه مساله
ولایت فقیه که در جمهوری اسلامی شکل گرفت پیشینه زیادی در فقه اسلامی نداشت. این در حالی است که مجلس خبرگان نیز به پیامد نظریه ولایت فقیه به وجود آمد و هیچ نظریه فقهی درباره آن وجود نداشت. نظریه ولایت فقیه تلفیقی از حاکمیت خداوند و مردم به صورت همزمان است.
از مهمترین اقدامات مجلس خبرگان انتخاب آیتا... منتظری به عنوان قائم مقامی حضرت امام (ره) و آیتا... خامنهای به عنوان رهبر آینده نظام سیاسی پس از رحلت حضرت امام (ره) بود. چرا پس از این دو اتفاق مهم و تاثیرگذار مجلس خبرگان بروز شفاف و علنی در عرصه سیاسی کشور نداشت؟
اصل 108 قانون اساسی عنوان میکند: «قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آییننامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهای نخستین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آرای آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است». براساس این قانون خبرگان باید خود بر خود نظارت کند و هیچ نهاد بیرونی حق ندارد بر خبرگان نظارت داشته باشد. قانون اساسی وظیفه نظارت بر مجلس شورای اسلامی را به شورای نگهبان سپرده است اما درباره مجلس خبرگان چنین نظری ندارد و معتقد است وظیفه نظارت بر مجلس خبرگان بر عهده خود خبرگان است. با این وجود مجلس سوم نظارت بر خبرگان رهبری را به شورای نگهبان سپرد و از اینجا بود که چالشهای بعدی به وجود آمد. مجلس اول به دلیل حضور حضرت امام (ره) که از کاریزما و اقتدار منحصر به فردی برخوردار بود هیچگاه با چنین مسائلی روبهرو نشد. نظارت مجلس خبرگان یکی از اصول بدیهی است و به همین دلیل در قانون اساسی درباره آن صحبتی نشده است. فلسفه مجلس خبرگان نظارت است. در نتیجه در قانون اساسی درباره چنین مساله بدیهی، سخنی به میان نیامده است.
سخنان اخیر آیتا... هاشمی با واکنشهای زیادی همراه شده است. دیدگاه شما درباره سخنان ایشان چیست؟
واکنشها به سخنان آیتا... هاشمی بیشتر سیاسی است و فاقد جنبههای تئوریک و نظریهپردازی است. سخنان آیتا... هاشمی سخنان جدید و تازهای نیست. مشابه همین سخنان را یک سال پیش آقای دری نجفآبادی مطرح کردند که بازتاب زیادی نیز در رسانهها پیدا کرد. آقای دری نجفآبادی همچنین عنوان کرده بودند کمیتهای برای انتخاب رهبری آینده تشکیل شده است. سخنان آقای دری نجفآبادی هنگامی که از زبان آیتا... هاشمی و در یک مقطع خاص عنوان میشود با واکنشهای زیادی روبهرو میشود. عدهای نیز به صورت تعمدی سخنان ایشان را بزرگ میکنند تا نوعی ترس و اضطراب در جامعه ایجاد کنند. موضوع اصلی در این زمینه مساله نظارت است و شورایی و رهبری واحد بودن ولایت فقیه در فرع این مساله قرار میگیرد. برخی عنوان میکنند به جز خداوند متعال هیچ موجود نظارتناپذیری وجود ندارد. از نظر قانونی نیز هیچ شخصی فراقانونی نیست. اصل
صد و یازده قانون اساسی عنوان میکند: «هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم شود، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است. در صورت فوت یا کنارهگیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را بهطور موقت به عهده میگیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد دیگری به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقها، در شورا به جای وی منصوب میگردد. هرگاه رهبر بر اثر بیماری یا حداکثر دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهدهدار خواهد بود». این اصل معنای نظارت را روشن میکند. براساس صورت جلسات باقیمانده از جلسات اولیه مجلس خبرگان بیشترین بحثی که درباره بحث ولایت فقیه در بین خبرگان مطرح شده درباره همین مساله نظارت بوده است.
چرا بافت و ترکیب مجلس خبرگان در درازمدت دچار تغییرات اندکی شد و چهرههای جدید کمتر به مجلس خبرگان ورود کردند؟
این اشکال تاحدودی به ترکیب مجلس خبرگان وارد است. برای پاسخ به این سوال در ابتدا باید معنا و مفهوم «خبره» مشخص شود. براساس قانون اساسی، جمهوری اسلامی با آرای مردم اداره میشود و مردم مسئولان خود را انتخاب میکنند. هنگامی که مردم نمایندهای را انتخاب میکنند وی نماینده تمام مردم خواهد بود و نمیتواند نماینده یک قشر یا صنف خاص باشد. یکی از دلایل عدم تغییر بافت مجلس خبرگان در طول زمان پیدا کردن مصداق خبره در بین روحانیون بوده است. این در حالی است که خبره کسی نیست که تنها به اصول و فقه مسلط باشد. اصول پنجم و یکصد و نهم قانون اساسی، دربرگیرنده شرایط و اوصاف رهبری هستند. به موجب اصل پنجم: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهدهدار آن میگردد. اصل یکصد و نهم، شرایط و صفات رهبر را در سه بند بیان نموده است: صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه؛ عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام؛ بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. این اصل همچنین عنوان میکند در صورت تعدد واجدان شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قویتر باشد، مقدم است. در نتیجه اگر قرار بود رهبری تنها دارای اجتهاد در فقه و اصول باشد اعضای خبرگان باید از بین روحانیون انتخاب میشدند. این در حالی است که در این اصل مسائلی مانند عدالت و بینش سیاسی نیز وجود دارد. در نتیجه یک فرد خبره حتما نباید از بین روحانیون باشد و بلکه میتواند از افراد با صلاحیت دیگر نیز انتخاب شود. نکته دیگر اینکه باید بین خبرگان حکومت و خبرگان مردم تفکیک قائل شد. مردم به خبرگان خود رأی میدهند که مدافع حقوق آنها در مجلس خبرگان باشند. در نتیجه نباید بین انتخابشوندگان وانتخابکنندگان در دراز مدت فاصله بیفتد. آیه 159 سوره آلعمران عنوان میکند: «فبِما رحْمه مِنا... لِنْت لهُمْ و لوْ کنْت فظًّا غلیظ الْقلْبِ لانْفضُّوا مِنْ حوْلِک فاعْفُ عنْهُمْ و اسْتغْفِرْ لهُمْ و شاوِرْهُمْ فِی الْأمْرِ فإِذا عزمْت فتوکلْ علىا... إِنا... یحِبُّ الْمُتوکلین». منظور از این آیه این است که یکی از دلایل محبوبیت و مقبولیت حضرت محمد (ص) در بین مردم که سبب جذب آنان به سمت اسلام شد نرمخویی و خوشرویی ایشان بوده است. این آیه به پیامبر اسلام تاکید میکند که در مقابل ناملایمتی و ناسازگاریها مقاومت کن و همچنان نرمخو و خوشرو باش تا مردم از گرد تو پراکنده نشوند. در این آیه همچنین ذکر شده که با مردم در مساله حکومت مشورت کنید و نظر آنها را در تصمیمگیریهای جامعه دخالت بدهید. منظور از «و شاوِرْهُمْ فِی الْأمْرِ» همین مساله است. این آیه به خوبی نقشه راه را نشان میدهد که اگر کسی مسلمان است باید خود را متعهد به این آیه بداند.
دغدغههای نسل جدید با نسل دهه 60 و 70 تفاوتهای معناداری پیدا کرده است. به نظر شما یک خبره که قرار است برای نسل جدید تصمیمگیری کند باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟
متاسفانه برخی در یک دنیای بسته زندگی میکنند و با تنیدن پیله اطراف خود حاضر نیستند از این پیله خارج شوند. این عده متوجه تغییرات شگرفی که بین نسلها در جامعه ایرانی رخ داده نیستند و دوست ندارند این تغییرات را بپذیرند. برخی نیز به دلیل ناتوانی در تطبیق خود با مطالبات نسل جدید برچسبهایی مانند بزهکاری و انحراف به نسل جدید میزنند. به همین دلیل خبرهای که قرار است برای نسل جدید تصمیمگیری کند در مرحله اول باید جوانتر از خبرگان گذشته باشد. در مرحله دوم باید با دغدغههای نسل جدید آشنایی داشته باشد و جنس مطالبات نسل جدید را درک کند. در نتیجه مجلس خبرگان باید با توجه به دغدغههای نسل جدید تشکیل شود. در قانون اساسی هیچ منعی برای حضور افراد متخصص در مسائل دیگر مانند سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ در مجلس خبرگان وجود ندارد و افراد متخصص در این زمینه و زمینههای دیگر میتوانند در این مجلس حضور داشته باشند. حضرت علی (ع) فرمودند: «کسی میتواند امر خدا را اجرا کند که دارای سه ویژگی باشد. اول اینکه اهل
زد و بند نباشد. دوم اینکه از کسی تقلید کورکورانه نکند و به جای دیگران نقش بازی نکند و شخصیت مستقلی داشته باشد. سوم اینکه مطامع شخصی و اهداف شخصی آنها بر منافع جمع ارجحیت نداشته باشد». آیتا... منتظری از این حدیث در سخنرانیها و کتابهای خود زیاد استفاده کرده و همواره به تفسیر و تبیین این حدیث میپرداختند. به نظر من در شرایط کنونی باید این فرمایش حضرت علی (ع) نصبالعین قرار گیرد.
ورود سید حسن خمینی به انتخابات خبرگان موجی از حضور شخصیتهای معتدل به این انتخابات را در پی داشت. به نظر شما حضور افراد معتدلی مانند آیتا... سید حسن خمینی در مجلس خبرگان آینده چه تاثیری بر رویکرد این مجلس خواهد گذاشت؟
از نظر حقوقی و شرعی همه اعضای خبرگان در برابر مردم مسئولیت دارند. به نظر من جریان اصلاحات درباره مجلس خبرگان بیشتر از آنکه کمیتگرا باشند کیفیتگرا هستند. این در حالی است که سرنوشت نهایی را در مجلس خبرگان کمیت یعنی تعداد آرا مشخص خواهد کرد و کیفیت تنها در تحلیلهای سیاسی کاربرد دارد. به همین دلیل توجه بیش از اندازه اصلاحطلبان به کیفیت ممکن است در درازمدت سبب آسیب به اهداف این جریان شود. انتخابات مجلس خبرگان همیشه دارای اهمیت بوده اما انتخابات پیش رو از یک اهمیت تاریخی برخوردار است. دلیل این مساله نیز این است که مجلس خبرگان رهبری ممکن است در طول دوران خود در معرض یک تصمیم بزرگ تاریخی قرار بگیرد که سایه سنگین خود را بر سرنوشت آینده جامعه خواهد انداخت. به همین دلیل باید شرایطی بر انتخابات آینده حکمفرما شود که گرایشهای مختلف فکری بتوانند در انتخابات حضور داشته باشند. توازن در بین گرایشهای فکری موجود در مجلس خبرگان میتواند قدرت تاثیرگذاری این مجلس را از گذشته بیشتر کند. بنده حضور آیتا... هاشمی و سیدحسن خمینی در انتخابات خبرگان را به فال نیک میگیرم. حضور اینگونه شخصیتها سبب رقابت گفتمانی در درون مجلس خبرگان رهبری خواهد شد. رقابت گفتمانی در مجلس خبرگان نیز سبب بالانس سیاسی و عمق بیشتر این مجلس در تصمیمگیریها خواهد شد.
*** نقش جدید انتخاباتی فائزه هاشمی
نامش در فهرست افرادی از خانواده آیتا... هاشمی بود که قصد ثبتنام برای انتخابات مجلس دهم را داشت یعنی شنیدهها حاکی از آن بود که محسن، فائزه و فاطمه هاشمی در انتخابات مجلس حضور خواهند داشت اما روز جمعه فقط محسن و فاطمه ثبتنام کردند و خبری از فائزه نبود. ظاهرا فائزه مسئولیتی دیگر برای خود در انتخابات مجلس دهم ترسیم کرده است و آن هم آگاهسازی افراد جامعه نسبت به حق سیاسی خودشان و همچنین توجه دادن افکارعمومی به توانایی زنان در عرصههای سیاسی است. او که سابق نمایندگی مجلس را هم در کارنامه دارد به خوبی میداند در چه شرایطی باید به موضوع انتخابات ورود کرده و در چه مقطعی سکوت کند. فائزه هاشمی آگاه بود که ثبتنامش در انتخابات مجلس دهم این امکان را به تندروها که صراحت دختر کوچک آیتا... هاشمی برایشان قابل هضم نیست، میداد که به جوسازی علیه پدر و خواهر و برادرش بپردازند. اما فائزه در جمع اصلاحطلبان استان خوزستان نکاتی را یادآور شد که در ادامه بخشی از آن را میخوانید.
اصلاحات، محدود به سال ۷۶ به بعد نیست
فائزه هاشمی گفت: اصلاحات، محدود به سال۷۶ به بعد نیست، بلکه سابقه آن برمیگردد به قبل از این زمان، و با روی کار آمدن دولت اصلاحات به اوج رسید. وی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی خوزستان به خاطر وجود هماهنگی و انسجام موجود میان احزاب اصلاحطلب استان، به آنان تبریک گفت و افزود: در هیچ کشور توسعهیافتهای، اینهمه حزب وجود ندارد، باید به سمتی برویم که دوحزبی شویم تا جهت ارائه دیدگاهها، بهتر عمل کنیم البته وجود اینهمه حزب، از افتخارات مملکت ماست. وی در ادامه تاکید کرد: احزاب و سمنها محدود شدهاند. این محدودیتها ناشی از قوانین دست و پاگیر است و بعضی از محدودیتها هم خلاف اصل۲۷ قانون اساسی است. احزاب باید برای منابع مالی خود در استانها فکری بکنند. زنان نیز باید ۳۰ درصد سهم در احزاب داشته باشند و در عرصه سیاسی باید زنانی توانمند و رأیآور داشته باشیم. هاشمی بر حضور زنان در توسعه متوازن نیز تاکید کرد و افزود: اصلاح نگاهها درباره کمک به زنان جهت حضور در عرصههای سیاسی، اجتماعی و توسعه اجتماعی و عرصه انتخابات ضروری است. در جامعه ما به زنان درباره نقش آنها در خانواده پرداخته شده است و میپردازند، درصورتیکه باید به نقش زنان در جامعه بیشتر پرداخته شود. او در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: در کشور آلمان، زمانی که بحران اقتصادی تمام اروپا را فراگرفت، تنها کشوری که کمترین آسیب را دید، همین آلمان بود که در رأس آن کشور یک خانم است. وقتی به آموزههای دینی مراجعه میکنیم، میبینیم که در قرآن از یک پادشاه تعریف شده و آن یک زن است بهنام بلقیس به دلیل تدبیر در کارهایش و مشورت با دیگران. هاشمی ادامه داد: اصلاحطلبان و اصولگرایان وقتی به نقش زنان میرسند، فرقی با هم ندارند، امیدوارم برداشت من اشتباه باشد. باید دانست که توسعه متوازن، توسعهای است که زنان و مردان به طور مساوی کنار هم دیگر قرار بگیرند، این موضوع درباره جوانان نیز صادق است و اینها نمیتوانند همیشه پیادهنظام باشند. امیدوارم ما اصلاحطلبان، پیشقدم در این اتفاق باشیم. این عضو ارشدحزب کارگزاران درباره اهمیت دستیابی به کرسیهای بیشتر در مجلس دهم نیز گفت: محافظهکاری وزیران دولت روحانی به خاطر ایرادتراشیهای برخی نمایندگان مجلس است. چنانچه مجلس هماهنگ داشته باشیم، دولت بهتر میتواند در جهت توسعه گام بردارد.
*** قالیبافیها علیه اصولگرایان؟
اصولگرایان بعد از آنکه از علی لاریجانی ناامید شدند به سراغ محمدباقر قالیباف شهردار تهران رفتند اما پیوستن قالیباف به شورای مرکزی ائتلاف اصولگرایان هم شبیه پیوستن لاریجانی شده است. آنطور که از شواهد پیداست قالیباف هم قرار نیست به اصولگرایان اضافه شود. از سوی دیگر حامیان قالیباف و حامیان اصولگرایی در رسانهها به تخریب یکدیگر میپردازند و هر کدام دیگری را در وحدتشکنی گذشته و حال مقصر میدانند.
لاریجانی و قالیباف؛ شباهت حکایتها
اصولگرایان دریافتهاند که محمدباقر قالیباف شهردار تهران و کاندیدای دو دوره انتخابات ریاستجمهوری هرچند نمیتواند با حضور خود در جلسات شورای هماهنگی ائتلاف جای خالی علی لاریجانی را پر کند اما به واسطه جدیتی که طی سالهای گذشته برای حضور در قدرت از خود نشان داده است میتواند کمک کند تا کشتی شکسته وحدت اصولگرایان به ساحل برسد. در شهرداری تهران افراد بسیار زیادی هستند که همواره حاضرند در فعالیتهای سیاسی و تشکیلاتی قالیباف سهیم باشند چرا که امیدوارند با صعود هرچه بیشتر قالیباف در سپهر سیاست، آنان نیز در بازی قدرت سهیم شوند. اصولگرایان علاوه بر اینکه در صدد وحدت هستند پشتوانه حمایتی قالیباف را دریافتهاند. اما حکایت پیوستن قالیباف به اتحاد اصولگرایان کم و بیش به حکایت پیوستن لاریجانی به شورای مرکزی ائتلاف شبیه شده است. پیش از ثبتنام لاریجانی در انتخابات مجلس شورای اسلامی، اصولگرایان سعی داشتند لاریجانی را از آن خود جلوه دهند اما نزدیکان رئیس مجلس معتقد بودند لاریجانی راهش را از اصولگرایان جدا کرده است. آنها اکنون درباره قالیباف که تاکنون در هیچ کدام از جلسات شرکت نکرده مدعی بودند نمایندهای از سوی او در جلسات شرکت دارد و حسن قربانزاده دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی در جلسات شورای مرکزی ائتلاف شرکت میکند اما قربانزاده نه تنها حضور خود در جلسات را تکذیب کرده است بلکه میگوید قالیباف اصلا در جلسات نمایندهای ندارد!
قالیبافیها علیه اصولگرایان
قالیبافیها شکست شهردار تهران در انتخابات سال92 را ناشی از تکثر اصولگرایان در انتخابات میدانند. این درحالی است که قالیباف از اقبال بالاتری نسبت به دیگر کاندیداهای اصولگرا برخوردار بود. هرچند پنج هفتهنامه به نقل از شهردار تهران اعلام کردهاند که قالیباف از ائتلاف اصولگرایان حمایت میکند اما تصمیم نیوز، رسانه نزدیک به محمدباقر قالیباف، میپرسد «اصولگرایان مدعى وحدت چه نفعى براى قالیباف داشتند؟» این سایت مینویسد: «اصولگرایان که اکنون پس از دو سال گذشت از نخستین جلسات وحدت خود که با حلقه محدودى از احزاب تشکیل شد، کار وحدت را آغاز کردند، در حال حاضر توانستهاند احزاب بىعقبه بیشترى را گرد میز خود بنشانند بىآنکه به عقبه اجتماعى آنها توجهى کنند. اما اکنون و در برههای که شاید کمترین زمان را براى به نتیجه رساندن وحدت خود دارند، به یاد دوستانى افتادند که با بىتوجهى در طول دو سال گذشته با آنها رفتار مىکردند. یکى از این افراد محمدباقر قالیباف است که در طول دو سال گذشته مدام مورد بىمهرى مدعیان همین وحدت جریان اصولگرایى بود. پس از آن که قالیباف از بزرگترین ائتلاف اصولگرایى در انتخابات٩٢ ضربه خورد و با بدعهدى ولایتى و انصراف شب آخرى حداد در انتخابات مواجه شد، مجدد بر مسند شهردارى تهران تکیه زد؛ این اتفاق نهتنها باعث نشد قالیباف از حمایت نمایندگان احزاب اصولگرا در شوراى شهر سیاسى چهارم و مدعی ائتلاف بهره مند شود، بلکه بى مهرى و درگیرى بسیارى از اصولگرایان داخل شوراى شهر با وى نیز باعث دلخورى بیش از پیش قالیباف از این گروهها شد. حال در زمانى که ساعت شنى انتخابات به ذرههاى آخر خود رسیده است، اصولگرایان به فکر همافزایى در جریان اصولگرایى افتادهاند. بسیارى از سران احزاب راست کشور بارها با فرستادن نمایندگانى نزد قالیباف و صحبت با وى، در این برهه زمانى به دنبال حضور او در جلسات وحدت بودند و درخواست حضور قالیباف در جلسات وحدت اصولگرایان را مطرح داشتند. اما سوال اصلى که در اینجا مطرح است اینکه اصولگرایان مدعى وحدت چه نفعى براى قالیباف داشتند.»
اصولگرایان علیه قالیباف
تنها قالیبافیها نیستند که انگشت اتهام را به سوی اصولگرایان نشانه میگیرند. با عدم شرکت قالیباف در جلسات اصولگرایان حالا ورق برگشته است و انگشت اتهام ائتلافشکنی به سوی قالیباف نشانه رفته است. سایت اصولگرای صراطنیوز مینویسد: «شهردار تهران تاکنون در دو انتخابات ریاستجمهوری ۸۴ و ۹۲ شرکت کرده و توفیقی به دست نیاورده است. از طرف دیگر رفتارهای انتخاباتی او نشان میدهد که راضی نگاه داشتن اصلاحطلبان همواره به عنوان یکی از سیاستهای راهبردی، مورد توجه او بوده است. در انتخابات گذشته، این رویه او بارها نمایان شده بود و به نظر میرسد او به آرایی خیالی از میان بدنه اجتماعی اصلاحطلبان دل خوش کرده و هرگز راضی نیست خود را یک اصولگرای صرف قلمداد کند. نتیجه این سیاست حرکت همیشگی قالیباف روی مرز اصلاحطلبی و اصولگرایی بوده و این سیاست باعث شده که شهردار تهران حتی در مواردی مانند فتنه۸۸ نیز موضعگیری صریح نداشته باشد. با این شرایط، معلوم نیست چرا برخی اصولگرایان اصرار دارند نام او نیز در ائتلافهای اینچنینی وجود داشته باشد. قالیباف نه رای قابل توجهی دارد، نه قدرت مدیریت گروههای سیاسی و نه مواضع سیاسی شفافی اتخاذ کرده است. حتی در مواردی هم که او وارد گود ائتلاف شده، هدفش همراه کردن سایر اصولگرایان با خود بوده و به نظر میرسد ائتلافهای شکست خوردهای مانند ائتلاف سه نفره او با ولایتی و حداد عادل هم صرفا با فرض اینکه خود او کاندیدای نهایی خواهد بود، مورد استقبال قالیباف و مشاوران او قرار گرفته است. با این وصف، بودن یا نبودن قالیباف در ائتلاف اصولگرایان نه چیزی به این ائتلاف اضافه میکند و نه از آن میکاهد.»
شکست زودهنگام
جدالهای رسانهای یاران قالیباف و یاران ائتلاف در حالی به راه افتاده است که نیروهای اصولگرا بیش از هرچیزی به دنبال وحدت هستند. جنس این وحدت برای اصولگرایان بسیار اهمیت دارد. آنها با دست یافتن به این وحدت میتوانستند خرق عادت کنند و وحدتی که سالها به دست نمیآمد را محقق کنند اما اکنون به نظر میرسد با از دست رفتن فرصت لاریجانی، اصولگرایان پشتوانه مدیران و طیف قالیباف در انتخابات را هم از دست بدهند. با این وجود آنان بیش از آن که بکوشند قالیباف را به خود نزدیک کنند با فضای رسانهای کنونی شاید او را نیز از همراهی خود پشیمان کنند.
*** زمین خواری مجلسی!
در حالی که هنوز پرونده زمین خواری گردنه حیران در قوه قضائیه باز است و جز تخریب چند واحد مسکونی متعلق به بومیان منطقه اقدام دیگری صورت نگرفته؛ خبر از زمین خواری وسیع دیگری باز هم در شمال کشور
- استان مازندران - و باز هم توسط یک نماینده مجلس میرسد. ایلنا نوشت؛ طبق رای دادگاه یکی از نمایندگان مجلس استان مازندران به زمین خواری 80هزار متر مربعی در استان مازنداران و شهرستان بابلسر محکوم شده است. بر اساس رای شعبه ۱۵ دادگاه تجدید نظر استان مازندران که در تاریخ 3/18/ 93 صادر شده، این نماینده مجلس شورای اسلامی، قطعه زمینی هشت هکتاری را از بنیاد مستضعفان در بلوار ساحلی بابلسر بابت ساخت کتابخانه، زمین بازی و پارک و ایجاد موسسه فرهنگی خانه جوان بابلسر خریداری کرده اما پس از مدتی این اراضی که قرار بود صرف ساخت پروژه های عام المنفعه شود را به اشخاص حقیقی و حقوقی ثالث فروخت. این نماینده مجلس 80 هزار متر مربع از اراضی بابلسر را به قیمت 50 میلیون تومان خریداری و آن را به اشخاص حقوقی فروخته است، البته «م- ن» درخواست واگذاری اراضی 200 هزار مترمربعی را از بنیاد مستضعفان داشته که نهایتا بنیاد با واگذاری 80هزار متر مربع موافقت میکند .
ماجرای زمینخواری «م-ن» از نمایندگان استان مازندران
طبق رای دادگاه، در تاریخ 20/ 3/ 1377 هیات امنای بنیاد مستضعفان با واگذاری یک قطعه زمین معروف به پارکینگ هفتم واقع در بلوار ساحلی بابلسر با درخواست هیات امنای موسسه فرهنگی خانه جوان بابلسر موافقت میکند، که یکی از اعضای هیات امنای این موسسه فرهنگی «م- ن» از نمایندگان استان مازندران است که این شخص نماینده اصولگرای میان دوره دوم پنجمین دوره مجلس و دوره های ششم، هشتم و نهم استان مازندران بوده است. طبق درخواست این شخص بنیاد مستضعفان با واگذاری اراضی برای احداث موسسه فرهنگی و پروژه های عام المنفعه موافقت میکند اما پس از مدتی مشخص میشود که نه تنها موسسه ای به نام خانه فرهنگی جوان بابلسر وجود ندارد بلکه زمین واگذار شده، توسط نماینده مورد نظر به اشخاص ثالث به فروش رسیده است که دادگاه پس از کارشناسی موضوع و استعلام از فرمانداری، شهرداری، اداره ثبت اسناد و املاک و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بابلسر، رای به ابطال قرارداد و خلع ید را صادر میکند. پس از حکم دادگاه تجدیدنظر، بنیاد مستضعفان با اعتراض به رای دادگاه، خواستار اعمال ماده ۱۸ میشود که در نتیجه آن پرونده به دادگاه هم عرض تجدیدنظر در ساری فرستاده شد. در حال حاضر شعبه ۱۵ دادگاه تجدید نظر استان مازنداران درخواست اعاده دادرسی بنیاد را وارد دانسته است.
ماجرای زمینخواری بابلسر
حالا بر اساس رای شعبه ۱۵ دادگاه تجدید نظر استان مازندران که در تاریخ 3/18/ 93 صادر شده، نماینده مزبور، قطعه زمینی هشت هکتاری را که در بلوار ساحلی بابلسر بابت کارهای کتابخانه، زمین بازی و پارک خریداری کرده به اشخاص حقیقی و حقوقی ثالث فروخته و در نتیجه بنیاد حق فسخ قرارداد را دارد. طبق رای دادگاه، مهم ترین تخلفات این نماینده مجلس در پرونده زمین خواری بابلسر تشکیل موسسه موهوم واخذ زمین به نام موسسه موهوم است. همچنین خریدن هشت هکتار زمین (80000 مترمربع)به قیمت 50میلیون تومان طی سه فقره چک که هنوز یک فقره از آنها پرداخت نشده است و اکنون قیمت این زمینها بالغ بر چندین ده میلیارد تومان برآورد میشود از دیگر تخلفات « م- ن» است. از دیگر تخلفات پرونده این است که قرار بوده کاربری زمین برای شهربازی و انجام امور فرهنگی باشد اما پس از تحویل زمین و پس از قطعه بندی برای مسکونی به افراد عادی واگذار شده است. البته این نماینده مجلس در نامه خود به علی لاریجانی مدعی شده بود:«چنانچه ثابت شود که بنده یک سانتی متر از زمین های بنیاد مستضعفان را خودم یا اقوام و دودمانم در سراسر کشور گرفته باشیم، ضمن سلب مالکیت حاضر به تحمل هرگونه مجازات میباشم». همچنین چندی پیش محمد تقوی فرد، رئیس دادگستری استان مازندران در نامهای به دفتر مقام معظم رهبری نگرانی خود مبنی بر تصمیم احتمالی بنیاد مستضعفان به واگذاری دوباره این اراضی به این نماینده مجلس را ابزار کرده است و نامه ای به دفتر مقام معظم رهبری درباره این پرونده ارسال کرده مبنی بر اینکه « در این پرونده حدود هشت هکتار زمین به بنیاد مستضعفان در داخل شهر بابلسر به عنوان موسسه موهوم (بدون وجود خارجی) خریداری و پس از یک اقدام قانونی طولانی و بهرغم فشار حکم به بطلان معامله و خلع ید و قلع و قمع صادر و قسمت زیادی (بالغ بر پنج هکتار)اجرا ولکن صرف نظر از تساهل و تسامح مسئول محترم بنیاد مستضعفان استان مازنداران در اجرای باقیمانده حکم در خصوص زمین مذکور حسب اطلاع جناب آقای سعیدی کیا تصمیم دارد اراضی اجرا شده را به همان محکوم علیهم واگذار کند.
*** خداحافظ «لابیمن»
هفتدوره از 9 دوره را در مجلس حضور داشته است و در حالی که همگان چشم انتظار ثبتنام محمدرضا باهنر برای مجلس دهم بودند او حاضر به نامنویسی برای انتخابات آتی نشد. این غیبت به منزله شوکی به اردوگاه اصولگرایی بود و هنوز از این شوک خارج نشده بودند که با اعلام استقلال علی لاریجانی از اصولگرایان مواجه شدند؛ اما چرا محمدرضا باهنر تمایلی برای حضور در مجلس دهم ندارد، او که رابطه خوبی با رئیس مجلس یعنی علی لاریجانی دارد چه موضوعی موجب انصرافش شده است. محسن کوهکن از اصولگرایان نزدیک به باهنر به آنا گفته است: «آقای باهنر یک شخصیتی است که برای نظام بسیار مفید، نافذ و کارآمد است. ایکاش بسیاری از مسئولان نظام نگاه آقای باهنر را داشتند. شرکت نکردن باهنر در انتخابات مجلس دهم هیچ دلیل خاصی نداشته است. بعد از چند دوره که در مجلس حضور داشتند، احساس کردند که تکلیف شرعی در این دوره ندارند. آقای باهنر هیچکجا منافع ملی را به منافع حزبی ترجیح نداده است. هزاران نفر احساس تکلیف شرعی کرده و در انتخابات ثبتنام کردند بگذارید یک نفر مثل آقای باهنر احساس تکلیف شرعی نکند. مگر ایرادی دارد؟» و جالب تر اینکه اظهار داشته است: «آقای باهنر ویژگیهای چند روسای جمهوری پیشین را در خود دارد. اگر در کشور چند نفر مثل آقای باهنر داشته باشیم، خیلی از مسائل کشور حل میشود.» البته در اواسط سال91 بود که خبر رسید: «محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین یکی از گزینههای انتخاب شده جبهه پیروان خط امام و رهبری برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است و این کاندیدای جبهه پیروان در جوار ملکوتی امام رضا(ع) در میان جمعی از اصولگرایان استان خراسان رضوی رسما اعلام کاندیداتوری کرد.» اما باهنر این شایعات را هنوز تایید نکرده است چنانکه در گفتوگوی کوتاهی با خبرآنلاین اینچنین گفته است:
شما «لابیمن» مجلس هستید. لابیمنها هرچه میگذرد دامنه نفوذشان بیشتر میشود یا آنها هم برای خودشان دورهای دارند و ممکن است دورهشان تمام شود؟
عموما تاریخ مصرف دارد. اما خب تاریخ مصرفها هم با هم فرق میکند. شیر اگر پاستوریزه باشد 24ساعت میماند و استرلیزه باشد یک هفته.
تاریخ مصرف شما که نگذشته است؟
من فکر میکنم خودمان هم کمکم باید فرصت را به جوانان بدهیم البته هنر این است که یک قهرمان قبل از اینکه مدال طلایش را از دست بدهد خودش تشک را ببوسد و کنار بکشد.
یعنی این دوره کاندیدا نمیشوید؟
هنوز نمیدانم. معمولا این قبیل تصمیم گیری ها خیلی کم دست خودم است. گاهی خودم ارادهای میکنم و تصمیم میگیرم ولی مجموعه عواملی که در کشور به وجود میآید تصمیم مارا عوض میکند.
روزنامه رسالت
سرلشکر رحیم صفوی: افرادی به مجلس خبرگان بروند که در فتنه امتحان پس داده باشند
دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا گفت: افرادی به مجلس خبرگان بروند که در فتنه امتحان پس داده باشند.به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، سرلشکر سیدیحیی رحیم صفوی در مراسم دومین سالگرد ارتحال سیدعلی اکبر پرورش با اشاره به ابعاد شخصیتی استاد پرورش، اظهار داشت: استاد پرورش 50 سال از زندگی خود را در راه حکومت اسلامی مبارزه کرد. وی از سال 42 تا سال 92 برای انقلاب اسلامی مبارزه کرد. وی ادامه داد: 50 سال مبارزه بدون انحراف از صراط مستقیم الهی و اندیشه و تفکر اسلامی کار مشکلی است. ایشان یک شخصیت جامع در فقه و اندیشمند به اسلام بوده است. ایشان به هرچه که میدانست عمل میکرد و عملکردشان نیز بر اساس عقلانیت و انقلابیگری بود که در کارنامه 50 سال مبارزات ایشان دیده میشود.دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا افزود: پرورش یک انسان مطلوب، قرآنی و اهل بیتی بود که زندگی خود را در راه تثبیت نظام جمهوری اسلامی قرار داد.رحیم صفوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انتخابات مجالس خبرگان و شورای اسلامی گفت: جوانان و ملت ما باید با یک فهم و بصیرت سیاسی و یک آگاهی افرادی را که عالم، مومن به انقلاب، کارآمد نسبت به اساس انقلاب اسلامی و ولایت فقیه هستند، انتخاب کنند.وی تصریح کرد: افرادی باید به مجلس راه پیدا کنند که برای حل مشکلات کشور و نظارت بر قوای سهگانه توانمند باشند.دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا ادامه داد: در مجلس خبرگان نیز باید افرادی متدین با فهم و درک قانون اساسی و ولایت فقیه راه پیدا کنند. باید افرادی به مجلس خبرگان بروند که در مقابل فتنه 78 و 88 مواضعی مشخص و انقلابی اتخاذ کرده و امتحان خود را در روی صحنه و پشت صحنه به خوبی داده باشند.
*** سردار سلامی: ما در میدان تمرکز و تراکم تهدیدات دشمن به سر می بریم
جانشین فرمانده کل سپاه گفت: ما در میدان تمرکز و تراکم تهدیدات دشمن به سر می بریم.به گزارش خبرنگار مهر، سردار حسین سلامی در نخستین همایش سراسری «حفاظت سپاه، اقتدار و امنیت ملی» اظهار داشت: ما در جهان واقعیت های تلخ و سختی زندگی می کنیم. این واقعیت ها را درک می کنیم و دیده ایم که جهان قدرتمند صلح را به قیمت ظرفیت سازی برای جنگ تصور می کند.وی افزود: در منطق قدرت های بزرگ صلح فاقد اصالت است و آنها باید برای انهدام سیاره زمین قدرت اندوزی کنند، تا در احساس آرامش و صلح باشند.وی با بیان اینکه برای دشمنان ناامنی چیزی است که در منطقه آنها معنا دارد، تصریح کرد: آنها خواهان جهانی هستند که در آن همه در ناامنی، فلاکت و ذلت زندگی کنند اما آنان در نعمت امنیت و آرامش باشند.سلامی ادامه داد: این تصویر جهانی است که آنان ترسیم می کنند و برای رسیدن به این آرمان خطرناک و شوم راهبردی جدی طراحی کرده و اجرا می کنند.وی خاطرنشان کرد: قریب به 40 سال است که نقطه کانونی سیاست های دشمن در جهان اسلام، ایران است و تقریبا همه جنگ های 37 سال گذشته در این منطقه رخ داده است.وی با بیان اینکه محرک همه این جنگ ها آمریکا و شرکای او بوده اند تصریح کرد: صحنه همه این جنگ ها سرزمین های اسلامی بوده اند که بیشترین تعداد راکت، بمب و توپ در قلب این منطقه یعنی کشور ما فرود آمده است.وی ادامه داد: آمریکا و اسرائیل در 40 سال گذشته به 14 کشور اسلامی حمله کرده و آنها را بمباران کردهاند و آمریکا محرک هفت جنگ بزرگ در این منطقه بوده است که هنوز این جنگها ادامه دارد و سرنوشت مسلمانان مشخص نیست.سلامی با بیان اینکه اشغال سرزمینهای اسلامی و دفن ملتها زیر سقف خانههایشان، واقعیت تلخ امروز و شاید فردای این منطقه باشد، افزود: یک نتیجه از این روند بهدست میآید و آن اینکه هر کشوری با کشور دیگر در منطقه از تفاضل قدرت برخوردار باشد، به او حمله خواهند کرد.وی تصریح کرد: در این صورت سازمانها و منشورهای بینالمللی هیچ کدام قادر نیستند از کشورهای صاحب احساس قدرت جلوگیری کنند.وی با تاکید بر اینکه آمریکا احساس قدرت میکند و به پاکستان حمله کرده و مسلمانان را میکُشد و همچنین عراق را اشغال میکند، تصریح کرد: همچنین هرگاه رژیم صهیونیستی احساس قدرت میکند، به فلسطین و لبنان حمله کرده و بلندیهای جولان را در اشغال نگاه میدارد. عربستان، بحرین را اشغال میکند. هیچ منطقی جز قدرت امروز مورد عمل صاحبان قدرت نیست.جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه ما در چنین جهانی زندگی میکنیم که هر کس بخواهد گروهی را مسلح کرده و محیطِ ملتِ دیگری را مورد مخاطره قرار میدهد، افزود: در چنین فضایی امنیت، ارزش بزرگی است.سلامی تصریح کرد: دولتها مدلهای مختلفی را در نظر میگیرند و قدرتهای ضعیف اغلب به قدرتهای بزرگ نگاه میکنند تا صاحب امنیت باشند.وی خاطرنشان کرد: طبیعی است که در چنین فضایی، برقراری امنیت و داشتن اقتدار برای کشوری که بخواهد مستقل اعلام حیات کند و الگوی دیگران باشد، مهم است.جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه دنیای استکبار نمیخواهد نظریه امکان بقای یک دولت مستقل بر پایه اقتدار درونزای خود در جهان اسلام شکل بگیرد، افزود: جهان میداند که یک قطب جدیدی از قدرت برای شکلگیری یک تمدن جدیدی آن هم با مفاهیم جدیدی مانند عدالت، کرامت، آزادی انسان و حاکمیت اخلاق در حال ظهور است.سلامی اظهار داشت: اینکه شما ملاحظه میکنید ما پس از انقلاب، انواع مختلف جنگها و فتنهها را تجربه کردهایم، ناشی از درک این حقیقت است که اگر به مسلمانان اجازه داده شود، همان حرکت شتابان صدر اسلام که اسلام را به سرعت در اقصی نقاط دنیا سرایت داد، در دنیای امروز تجربه و تکرار خواهد شد.وی با تاکید بر اینکه سعادت مسلمانان و دستیابی به شخصیت بالا و هویت دینی و حقیقی و حُریّت آزادی در پرتو جهاد در راه خدا و شمشیرها حاصل خواهد شد، ادامه داد: ما هیچ راهی جز انتخاب جهاد به عنوان راه سعادت نداریم.جانشین فرمانده کل سپاه افزود: هیچ شکی نداریم که در میدان تمرکز و تراکم تهدیدات دشمن به سر میبریم و تاکنون بیش از 17 هزار شهید ترور در این عرصه دادهایم که صحنهگردان تمام آنها، قدرتهای بزرگ بودهاند.سلامی خاطرنشان کرد: جنگهای نیابتی امروز، فضای تقابل راهبردی ما با نظام سلطه را شکل میدهد و قدرتهای بزرگ با هم ائتلاف کرده و وارد این عرصه شده اند.
روزنامه مردم سالاری
وزیر کشور: قانون، تنها ملاک عمل برای مجریان و ناظران
وزیر کشور از افزایش بیشاز دو برابری تعداد داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامیدر این دوره نسبت به دوره قبل خبر داد و گفت: 12 هزار و 123 نفر در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی نامنویسی کردهاند. به گزارش ایرنا، عبدالرضا رحمانی فضلی با اعلام آمار قطعی داوطلبان نمایندگی دهمین دوره مجلس شورای اسلامیافزود: این آمار در مقایسه با انتخابات نهمین دوره مجلس نشان میدهد که تعداد داوطلبان بیش از دو برابر افزایش یافته و برای هر کرسی مجلس 42 نفر با یکدیگر رقابت میکنند.
وی اضافه کرد: هم چنین در انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری، تعداد 801 نفر نام نویسی کردند که در مقایسه با دوره گذشته 62 درصد افزایش نشان میدهد. رحمانی فضلی درباره روند بررسی صلاحیتها نیز گفت: هیئتهای اجرایی بررسیها را برای احراز شرایط انجام میدهند و نتیجه این بررسیها بعدا به هیئتهای نظارت استان اعلام میشود. وی تصریح کرد: به همه کسانی که ثبتنام کردند ،اطمینان میدهیم که هم شورای نگهبان و هم وزارت کشور، هیئتهای اجرایی و هیئتهای نظارت منطبق با قانون بررسیها را نجام خواهند دارد و اگر اشکال، ایراد و اعتراضی هم باشد، طبق قانون میتوانند مراجعه کنند و پیگیر حقوق خودشان باشند. وزیر کشور افزود: امیدواریم در فضای مطلوب و مناسب قانونی، مرحله احراز شرایط داوطلبان عزیز را هم طی کنیم تا وارد مراحل بعدی شویم. رئیس ستاد انتخابات همچنین درباره زمان اعلام نتایج بررسیها گفت:امروز به همه استانداران و فرمانداران ابلاغ کردیم که ساعات کار بررسی را افزایش دهند حتی اگر لازم شد 24 ساعته این کار را انجام دهند. رحمانی فضلی با بیان اینکه برای این کار 10 روز فرصت داریم، افزود: از روز اول که ثبتنامها شروع شده به مراکز چهارگانه اسامیرا اعلام کردیم، مدارک و اسناد را به مرور فرستادند و بررسیها را در موعد مقرر قانونی حتما انجام داده و به شورای نظارت میدهیم. وی یادآور شد: از همه دوستانی که در هیئتهای اجرایی و نظارت و در فرمانداریها بخشداریها در این چند روز تلاش کردند میخواهم با همین صبر، متانت و گشاده رویی این مسیر را ادامه دهند. رئیس ستاد انتخابات ضمن قدردانی از همه کسانی که احساس مسئولیت کرده و در انتخابات ثبتنام کردند، افزود: این نشان دهنده امید و اعتماد مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامیاست و انتقال قدرت در دو حوزه اصلی خبرگان و مجلس شورای اسلامیبا مکانیسم رای صورت میگیرد. وزیر کشور گفت: این استقبال را از ثبتنامها به فال نیک میگیریم و امیدواریم مردم خوب ما هم در مراحل بعدی با همین حضور پرشکوه بتوانند به زبان رای، اقتدار ایران را به دنیا اثبات کنند. انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری همزمان با دهمین دوره مجلس شورای اسلامیهفتم اسفندماه سالجاری برگزار میشود.
*** معاون پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه تشریح کرد: جزئیات فعالیتهای قوه قضائیه در خصوص جرایم انتخاباتی
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه ضمن تشریح جزئیات فعالیتهای قوه قضائیه در خصوص جرایم انتخاباتی گفت: قوه قضائیه در تأیید صلاحیتها دخالت ندارد. به گزارش آنا، محمدباقر الفت، با اشاره به دو انتخابات پیش رو گفت: قوه قضائیه در حوزه پیشگیری و مجرمان انتخاباتی میتواند ورود کند. معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم در پاسخ به این که اگر قوه قضائیه تشخیص داد که جرم انتخاباتی اتفاق افتاده و دیگران گفتند این جرم نیست تکلیف چیست، گفت: تشخیص اینکه جرمی اتفاق افتاده یا نه بر عهده محاکم دادگستری است و قاضی باید تشخیص دهد که جرم واقع شده یا نه سایر دستگاهها در این خصوص نمیتوانند ورود کنند و صلاحیت این امر بر عهده محاکم است. البته باید توضیح دهم ما طبق قانون اجازه ورود به انتخابات نداریم و این صلاحیت شورای نگهبان است. دبیر ستاد پیشگیری از جرائم و تخلفات انتخاباتی در خصوص نحوه رسیدگی به جرایم و مجازات آن گفت: در بخش نامهای که توسط رییس قوه قضائیه صادر شده است اول بر پیشگیری و بعد مقابله تاکید شده است، دستوری که صادر شد و پیگیری میشود راهاندازی شعب دادسرایی و دادگاهی در خصوص رسیدگی به جرایم انتخاباتی است و بر همین اساس در تمام حوزههای انتخابیه شعبی را اختصاص دادیم و بازپرسان و قضات آموزش داده شدهاند و چون مسئله انتخابات حساسیت ویژهای دارد و مشارکت در آن سرمایه های اجتماعی است با دقت به آن رسیدگی میشود. الفت در خصوص بازدارنده بودن مجازات نیز خاطرنشان کرد: مجازاتها که قانونگذار در نظر گرفته بازدارنده نیست وحشت را در مجرمان و افرادی که میخواهند مرتکب جرم انتخاباتی شوند ایجاد نمیکند مجازات بیشتر جزای نقدی است و در بخشی که حبس هم آمده قانون بعد از انتخابات حبس را تبدیل به جزای نقدی کرده است. وی افزود: اما در حال حاضر اینطور نیست مجازاتها باید رعب و وحشت ایجاد کنند تا فرد دست به تخلف نزند البته باید به این نکته هم توجه کرد که افرادی که در حوزه انتخاباتی هستند مجرمین حرفهای و اشرار نیستند محترمین جامعه هستند که تحت شرایطی مرتکب جرم میشوند اگر به دادسرا بروند حتی کمترین مجازات برای آنها تعیین شود سرشکستگی بین مردم برای آنها ایجاد میشود مردم آنها را موجه می دانسته حالا که دادگاه آنها را خاطی اعلام کرده این سرشکستگی خیلی بیشتر از مجازاتهای دیگر و جزای نقدی تاثیر دارد. الفت با اشاره به اینکه موارد تخلف و جرم را در جراید منتشر نمیکنند گفت: جرایم انتخاباتی در سه بخش زمانی قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات اتفاق میافتد. مثلا حالا که در شرایط قبل از برگزاری هستیم تبلیغات پیشاز موعد تخلفی است که ممکن است صورت بگیرد یا مثلا در حین برگزاری انتخابات میتواند به جرایمی از جمله تخریب شخصیت برگزارکنندگان انتخابات توجه کرد که در صورت رخ داد با فرد خاطی برخورد میشود.
وی در پاسخ به این که آیا حد و حدود ورود قوه قضائیه در بحث بررسی صلاحیتها طوری است که تداخلی با مراکز مسئول ایجاد نشود تصریح کرد: مراکز چهارگانه که قوه قضاییه، نیروی انتظامی، ثبت احوال و وزارت اطلاعات هستند دخالتی در تایید یا رد صلاحیتها ندارند بلکه مدارک و مستندات خود را در اختیار هیاتهای مسئول قرار میدهند و آنها در خصوص تایید یا رد تصمیمگیری میکنند ما سوابق موثر کیفری که سبب محرومیت از حقوق اجتماعی فرد میشود در اختیار مرجع قرار میدهیم. در مواردی هم اگر محکومیت باشد اما بر اساس ماده 25 قانون هنوز این محرومیت از حقوق اجتماعی منقضی نشده باشد آن محکومیت از نظر ما موثر خواهد بود و مدت را منقضی نشده اعلام میکنیم و به مرجع اطلاع میدهیم. معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم در خصوص اینکه آیا سخنرانی و تشکیل محافل خصوصی هم از مصادیق تخلف پیش از موعد است گفت: هرجایی که رنگی از تبلیغات باشد تبلیغات پیش از موعد محسوب میشود مثلا فرد کاندیدا تعداد زیادی سفر ویژه داشته باشد به روستاها و محلات توجه ویژه کند، احتمالا کمک مالی و اجناسی به مردم هدیه بدهد همه از مصادیق تخلف پیش از موعد است. معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم در خصوص حادثه قرچک خاطرنشان کرد: برهم زدن تجمعاتی که با مجوز برگزار میشود رفتار پسندیدهای نیست و نباید تصمیمات قانونی نادیده گرفته شود و رفتارها طوری باشد که قانون فاقد ارزش محسوب شود کسانی که چنین اقداماتی میکنند و این مجالس را متزلزل میکنند جلوی تصمیمات قانونی را میگیرند دستگاه قضایی خودش را مکلف میبیند برخورد کند و مماشاتی نداشته باشد. معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم به تبلیغات زود هنگام در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: همانطور که جرایم در فضای حقیقی قابل تعقیب است در فضای مجازی هم قابل رسیدگی است تغییر فضا تاثیری در وقوع جرم ندارد و مرتکبین جرم مطمئن باشند از سوی پلیس ویژه تحت تعقیب قرار میگیرند و با آنها برخورد میشود. وی خاطرنشان کرد: کاری که ما انجام میدهیم این است که اگر علیه یک فرد کاندیدا اطلاعات انحرافی بدهند ما پرده از انحرافات بر میداریم در مقابل شبکههای منحرف شبکههای سلامت ایجاد میکنیم. دستگاه قضایی با همکاری سایر دستگاهها این کار را انجام میدهد. الفت با تاکید براینکه بیشترین جرایم انتخاباتی مربوط به استفاده از اموال دولتی و عمومی و ورود اشخاص دارای مناصب دولتی به نفع یک نامزد است تصریح کرد: در سازمان بازرسی کل کشور تمهیداتی دیده شده و رییس سازمان به جد تاکید دارند از اموال دولتی نباید استفاده شود و برخورد جدی با آنها میشود. وی در خصوص فعالیت کارمندان دولت در ستادهای انتخاباتی هم تاکید کرد: اگر این اتفاق در خارج از ساعات اداری باشد آن فرد دیگر کارمند دولت نیست و میتواند شرکت کنند. مدیران نیز اگر در خارج از ساعات اداری در ستاد فعال باشند به شرطی که از موقعیت خود استفاده نکنند مانعی برای فعالیت ندارند.
***علیاکبر ولایتی: تنش میان روسیه و ترکیه به نفع هیچکس نیست
رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع گفت: ما خواهان از میان رفتن تنشها و بیثباتی در میان همه کشورها به ویژه دوستان و همسایگانمان هستیم و مسکو و آنکارا نیز از این امر مستثنی نیستند، چرا که اختلاف میان این دو کشور به نفع هیچکس نیست.به گزارش ایسنا، صلاحالدین اوزگوندوز، رییس جمعیت شیعیان ترکیه در دیدار با علیاکبر ولایتی، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پیرامون روابط دوجانبه و مسائل منطقهای گفتوگو کرد. در این دیدار بر لزوم افزایش وحدت میان مسلمانان به ویژه در زمینه مبارزه با جریانات تکفیری افراطی تأکید شد. ولایتی نیز با اشاره به این که تروریستها و افراطیها تلاش میکنند چهرهای خشن از اسلام به جهانیان معرفی کنند، گفت: آنها میخواهند مسلمانان را حامیتروریسم نشان دهند و به همین دلیل به نام اسلام دست به اقدامات تروریستی میزنند و میان مسلمانان تفرقه ایجاد میکنند.
رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر لزوم همکاریهای منطقهای و مبارزه با تروریسم، گفت: باید بدانیم که منطقه با همگرایی کشورهای منطقه و بدون دخالت دیگران میتواند روی آرامش و امنیت را ببیند و تنها با وحدت و همگرایی مسلمانان است که میتوانیم بر توطئههای دشمنان غلبه کنیم.
ولایتی پس از دیدار با رییس جمعیت شیعیان ترکیه در جمع خبرنگاران حضور یافت و تأکید کرد: دو کشور خواهان برقراری رابطه دوستانه با یکدیگر هستند و ملتهای ایران و ترکیه نیز رابطهای طولانی و دوستانه دارند که ریشه آن به قرون متمادی گذشته بازمیگردد.او با تأکید بر این که مسائل موجود میان کشورهای اسلامیباید با گفتوگو حل شود، افزود: کشورهای منطقه نباید در مسائل داخلی یکدیگر دخالت کنند همچنین نباید به بیگانگان نیز اجازه حضور و دخالت در مسائل داخلی خود را بدهند.وی ادامه داد: کشورهای اسلامیبا افزایش همکاری و بدون دخالت در مسائل داخلی هم میتوانند بر توطئههای بیگانگان غلبه کنند.رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به مسائل به وجود آمده میان روسیه و ترکیه، تأکید کرد: اختلاف میان این دو کشور نه تنها به نفع خودشان بلکه به نفع هیچ کشور دیگری نیست و باید هر کاری که برای کاهش تنشها میان روسیه و ترکیه میتوانیم انجام دهیم. ما نیز نمیخواهیم بین همسایگانمان مسأله و تنشی وجود داشته باشد چرا که ما با هر دو کشور روابط خوبی داریم.
نگران وقوع جنگ داخلی در ترکیه هستیم
ترکیه و رفتارهای زیگزاگی رجبطیباردوغان با رویکردی خصمانه به یک مصیبت بزرگ برای خاورمیانه تبدیل شدهاست. حزب عدالت و توسعه به گونهای رفتار میکند که گویی تمام اقدامات دولت ترکیه در مسائل مختلف پیش از وقوع بهار عربی همگی فیلم هالیوودی بودهاست.دواتگری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفتوگو با خانه ملت گفت: اردوغان از روزی که قدرت را در دست خود گرفت تلاش کرد سیستم حکومتی ترکیه را به گونهای تغییر دهد که قدرت برای بازسازی رویاهای عثمانیگرایانه تجمیع شود.
وی درادامه گفت: اردوغان درمرحله اول با طرفداران فتحالله گولن بر علیه کمالیستها متحد شد و زمانی که به اهداف خود دستیافت با آنها که تحت عنوان «جنبش خدمت» فعالیت میکردند وارد منازعه تن به تن شد. نخستوزیر سابق ترکیه که امروز عنوان رئیسجمهوری را یدک میکشد همین استراتژی را در مورد کردها به کار بست که نتیجه آن را امروز مشاهده میکنیم. این نماینده مجلس نهم گفت: عبدالله گل سیاستمدار خردمندی بود که نقش موثری در تعاملات سیاسی ترکیه داشت اما وی نیز از عرصه سیاسی آنکارا حذف گردید. تجمیع قدرت در دست کسی که رویای زندهکردن امپراتوریهای از درون کتابهای تاریخ را دارد نتیجهای جز آنچه که امروز میبینیم، ندارد. دواتگری گفت: بیداری اسلامی اتفاقی بود که منجر به برداشته شدن نقاب از چهره دیپلماسی حزب عدالت و توسعه شد. ترکیه با دمیدن به آشوب داخلی سوریه، سوریه را به محل جنگهای نیابتی و ظهور داعش تبدیل کرد.آنکارا، استانبول را به بندری در جهت ترانزیت تروریستهای چند ملیتی داعش تبدیل کرد. وی همچنین تصریح کرد: براساس اسناد غیر قابل انکاری که وجود دارد که بخشی از آنها توسط رسانههای ترکیه فاش شدهاست در قبال خرید نفت ارزان قیمت تسلیحات و پول در اختیار تروریستهای تکفیری قرار دادهاند. ماجرای ساقط کردن جنگنده روسیه توسط ترکیه در خاک سوریه نیز متاسفانه اقدامیبود که به وخیمتر شدن اوضاع منجر شدهاست.
نگرانی درباره ازسرگیری جنگ با کردها
به گزارش خانه ملت، با گذشت 2 هفته از عملیات گسترده ارتش و نیروهای پلیس در شهرهای کردنشین جنوب شرق ترکیه، این منطقه به صحنه یک جنگ تمامعیار تبدیل شده است. حدود 10هزار نیروی ارتش و پلیس با حمایت ادوات زرهی و دیگر تجهیزات نظامیسنگین از چهارشنبه گذشته در قالب آنچه از سوی دولت ترکیه بزرگترین عملیات نظامیعلیه نیروهای حزب کارگران کردستان (پکک) عنوان شده، به مناطق شهری در جنوب شرق این کشور اعزام شدهاند.به گفته ارتش ترکیه، این عملیات با هدف مقابله با نیروهای مسلح پکک که اخیرا وارد شهرهای این منطقه شده و برخی ساختمانهای دولتی را تصرف کردهاند، دنبال میشود. براساس گزارشهای منتشر شده تاکنون بیش از 800 نیروی کرد کشته شدهاند و درگیریها میان ارتش و نیروهای پکک در شهرهای جزیره، سیلوپی، نصیبین و بزرگترین شهر کردنشین در منطقه جنوب شرق یعنی دیاربکر ادامه دارد. ارتش در جزیره، سیلوپی، نصیبین و همچنین بخشهایی از دیاربکر حکومت نظامیاعلام کرده است.
در تصاویری که از سوی روزنامه حریت و همچنین خبرگزاری آناتولی ترکیه منتشر شده، نیروهای ارتش مشغول تیراندازی در خیابانهای این شهرها و همچنین جستوجوی خانه به خانه هستند.دواتگری گفت: ما معتقدیم که آتش دامن آتشافروز را میگیرد ؛ ما به شدت نگران وقوع آشوب اجتماعی و سیاسی یا جنگ داخلی در ترکیه هستیم. برخلاف تلقی غلط ترکیه تحت عنوان رویکرد خصمانه عثمانیگرایانه، تهران امنیت و آرامش آنکارا را امنیت و آرامش خود میداند و به هیچ عنوان ایران خواهان برهم خوردن امنیت ترکیه به عنوان یک کشور دوست نمیباشد.در میان جنگ خیابانی،اتفاقی که رخ داده این است که نامزدهای حزب دموکرات خلق در انتخابات سراسری امسال توانستند برای نخستین بار با کسب حداقل آرای لازم، وارد پارلمان ترکیه شوند. همین مساله موجب تشدید منازعات سیاسی ترکیه شده است.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: ترکیه امروز از یک آشفتگی بزرگ در عرصه دیپلماسی و عرصه سیاست داخلی رنج میبرد. اردوغان برای جبران شکست خود و ناکامیرویاهای عثمانی در جنگ سوریه وارد چرخه اشتباهات مرگباری شدهاست. وی در ادامه ضمن اشاره به مذاکرات سرّی بین آنکارا و تلآویو گفت: اردوغان که تا دیروز رگ گردن خود را به نشانه خشم باچهرهای افروخته به شیمون پرز نشان میداد امروز خون شهروندان ترکیه در کشتی مرمره را به قیمت 20میلیون دلار فروخته و حرفهای گذشته خود را مبنی بر لزوم لغو محاصره غزه به باد فراموشی سپردهاست.
نماینده مردم مراغه در مجلس گفت: رژیم نامشروع صهیونیستی برای جهان اسلام یک خط قرمز محسوب میشود. امروز با توجه به رویکردهای ترکیه این نگرانی وجود دارد که برای تحکیم پایه های خودشان از ظرفیت های نامشروع تلآویو استفاده کند.دواتگری بابیان این که «اردوغان با اشتباه تلاش میکند اشتباهات و شکستهای خود را جبران کند»، گفت: اشتباه فاحش اردوغان این بود که با سعودیها وارد ائتلاف شد. رئیسجمهوری ترکیه که سودای زندهکردن امپراتوری عثمانی را دارد بهتر است اول اندکی تاریخ بخواند تا بداند که چه کسانی موجب سقوط عثمانی شدند. وی درادامه گفت: سعودیها و شورای همکاری خلیج فارس که با نگاه عرب و عجم در خاورمیانه رفتار میکنند،چشم دیدن ترکیهای مقتدر را ندارند و خیلی زود تروریستهای تکفیری را برای جنگ و خونریزی به ترکیه گسیل خواهند کرد. همین مساله در کنار احتمال وقوع جنگ داخلی وضعیت ترکیه را بغرنجتر خواهد کرد.
*** نقد 2 تیتر وحدت آفرین دلواپسی!
هفته وحدت است. این را از 2 تیتر وحدت بخش یک هفته نامه دلواپس به وضوح میتوان فهمید.
تیتر اول: فتنه اکبر! تیتر دوم: لعن علی عدوک یا حسین/ کروبی و خاتمی و میرحسین
از قدیم چنین بوده و اکنون نیز چنین است که انسانهای کوچک برای جلب توجه و کسب نام و نشان از دیوار بزرگان بالا میروند و بر چهره نامداران چنگ میاندازند تا دیده شوند و بر آنند که دیده شدن به هر قیمتی به مراتب بهتر از دیده نشدن است. لذا تیتر اول را از این منظر میتوان تعبیر و تفسیر کرد که این حضرات پی بردهاند که علیرغم اینهمه داد و فریاد و خود را به در و دیوار کوفتن، عامه مردم آنها را نمیشناسند و فرهیختگان اهل شناخت هم آنها را نمیپسندند و چون دیدهاند که قافیه را به کلی باخته اند میخواهند با کردار و گفتار پوپولیستی و عوامفریبانه بر چهرههای نام آشنایی چون آیتاللههاشمیرفسنجانی- که هر از چندی آماج حملات و بی مهریهای افراطیون شده و میشود - در منظر طیف یا گروهی محدود خود را قهرمان جلوه داده و رأی و نظر آنان را جلب کنند.
اینان آنچنان در بن بست بی توجهی مردم محصور شدهاند که با آنکه خود به تجربه دریافتهاند چنین اقداماتی نه وجهه آیتالله را مخدوش میکند و نه برای آنان اقبال مردمیمیآورد، اما چارهای جز تکرار خطای «آزموده را آزمودن» ندارند. به هر روی با نیم نگاهی به عمق و وسعت موج امیدِ ناشی از خیزش آیتالله در انتخابات ریاستجمهوری که در نیمروزی تمام آمال و آرزوهای آنان را بر باد داد، میتوان علت اصلی و بجای دلواپسی و آشوب و اضطراب درونی آنان را فهمید. اینان این روزها آزادند که آیتاللههاشمی را فتنه گر و فتنه ساز بخوانند اما بدانند که اگر این کارها ثمر داشت، پس از کشت وسیع و بی امان عناوینی چون «خواص بیبصیرت»، «ساکت فتنه»، «حامیفتنه» و... در گلستانِ زیبای افکار مردم فهیم ایران زمین، شاهد رویش درخت تنومند امید با یک «یاالله» گفتن آیتالله نمیبودیم. پس ای ریزه خواران خوان خودساخته فتنه، همچنان با تمام عِده و عُده خود در پی تعبیر این رؤیای شیرین اما دست نایافتنی خود بتازید و بتازانید اما بدانید که گرد و خاک ناشی از این غوغا جز چشمان کم فروغ خودتان کسی را نمیآزارد.
و اما در خصوص تیتر دوم:
دلواپسان و برآشفتگان از موج امید و بیداری مردم، عقدههای شخصی و سیاسی و مکنونات قلبی خود را در پارچه نوشته ای با این مضمون «لعن علی عدوک یا حسین / کروبی و خاتمیو میرحسین» به همراه تصاویری از این سه شخص، فریاد زده اند و در ذیل آن اظهار داشتهاند که «شعارهای مردم در 9 دی 88 همچنان زنده است». هر چند بر کسی پوشیده نیست که خاستگاه این کارها بجای آنکه مصلحت ملی باشد، همان غرض ورزی سیاسی و شاید شخصی است اما نکات ذیل از باب انتقاد به چنین اقدامات تأسفباری در پی میآید:
اول: چه لزومی دارد در هفته وحدت که باید زمینه ساز اتحاد و انسجام هر چه بیشتر مردم باشد، مستقیما بر خاکستر حوادث سال 88 بنزین تفرقه ریخت؟
دوم: قطعا مردم در روز 9 دی 88 در کنار این شعار، شعارهای دیگری را نیز سر دادند که بسیاری از آنها خواستار اتحاد و انسجام و دفاع از دین و اسلام و انقلاب و نظام بود. چرا از آن شعارها برای یادبود روز 9 دی استفاده نشده است؟
سوم: این عزیزان معتقد به اسلام و مدافع دین و شریعت و رهرو سالار و سرور شهیدان، بر چه مبنایی به درستی این شعار «یعنی دشمن بودن این سه شخص با حسینبنعلی(ع) و سزاوار لعن و نفرین بودن آنان» واقف گشته اند که آن را بر سردر نشریه خود فریاد زدهاند؟!
چهارم: حوادث سال 88 از تبلیغات و سوءاستفادهها در جلب رأی مردم تا مناظرات و برگزاری جشن پیروزی و سخنان تحریک آمیز طرفین تا نحوه اعتراض به نتایج انتخابات و آشوبهای خیابانی و راهپیمایی گسترده 9 دی، هر یک مثنویهای هفتاد منی هستند که تعمق و تدبر در تکتک آنها باعث کسب تجربههای تلخوشیرین اما گرانسنگ و نهایتا بصیرت افزایی در جهت حفظ نظام از چالشهاست؛ اما اینکه این عزیزان از این اقیانوس حکمت به سادگی چشم میپوشند و لعن بر اشخاصی را تبلیغ میکنند که تاکنون - و به هر دلیل- جرم آنها در هیچ دادگاهی ثابت نشده است تا چه رسد به تکفیر آنان و دشمن امام حسین بودن آنها، جای بسی تأسف دارد.
پنجم: محض اطلاع عزیزان متشرع و متدین که در سنگر دفاع از اسلام و امام حسین مستقر شدهاند، باید عرض شود که دشمن خدا و رسول خدا و علی و اولاد علی آنانی هستند که تنها یکی از جرمهایشان این است که در روزگار آنان بیش از 7 میلیون نفر از هموطنانشان زیر خط فقر مطلق بودند و کشورشان بالاترین سطح درآمد در تاریخ خود را داشت اما به جای تأمین رفاه شیعیان علی و دوستداران اولاد علی، بیتالمال در پیش چشمانشان میلیارد میلیارد به چپاول رفت و آنان نه در خواب که احتمالا در حال محاسبه تفاوت بین منافع ناچیز حاصل از دفاع از حقوق مردم و مصالح بیشمار حاصل از دم فرو بستن و خود را به خواب غفلت زدن بودند.
آری؛ «لعن علی عدوک یا رسولالله، لعن علی عدوک یا امیرالمؤمنین، لعن علی عدوک یا حسن، لعن علی عدوک یا حسین».
***وزیر بهداشت: اتباع بیگانه هزینههای گزافی به نظام سلامت تحمیل میکنند
وزیر بهداشت با اشاره به رفت و آمدهای غیرمجاز اتباع بیگانه و انتقال بیماریها از آنسوی مرز به داخل کشور و هزینههای گزافی که به کشور تحمیل میکنند، از وزارت کشور خواست که در زمینه جلوگیری از تردد این افراد در داخل کشور تمهیدات بیشتری اندیشیده شود. به گزارش ایسنا، دکتر سیدحسن هاشمی در ادامه سفر به جنوب سیستان و بلوچستان و در جلسهای با حضور خیران و روسای ادارات و ارگانهای دولتی شهرستان چابهار و نیز فرمانداران چابهار افزود: در دو هفته آینده دو تیم با هدف بررسی امکان ساخت بیمارستان جامع تخصصی زنان و کودکان و نیز افزایش مراکز و امکانات بهداشتی و درمانی، به سیستان و بلوچستان اعزام میشوند.
وی ادامه داد: این دو تیم تمامی امکانات، زیر ساختها و تجهیزات بهداشتی و درمانی مورد نیاز استان و به خصوص امکان ساخت بیمارستان تخصصی و جامع زنان و کودکان را در جنوب استان بررسی میکنند. با توجه به نقش موثر و فعال کارکنان این مراکز در بیماریابی و ارتقای سلامت خانوارها و همچنین با عنایت به شرایط ویژه استان و همسایگی با دو کشور افغانستان و پاکستان، به مراکز سلامت جامعه در استان بیش از تعداد مصوب سایر استانها نیرو تعلق خواهد گرفت.
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی همچنین بر لزوم همراهی و همیاری خیران در تامین زیر ساختهای عرصه بهداشت و درمان تاکید کرد و گفت: مهمترین تصمیمی که هر شخصی باید در زندگی بگیرد از خود گذشتن است و این بالاترین توفیقی است که خداوند به انسان عطا میفرماید.
وی در بخش دیگری از سخنانش به تردد اتباع بیگانه غیرمجاز از مزرها به داخل استان و کشور و تحمیل هزینههای گزاف به نظام سلامت اشاره کرد و افزود: انتقال بیماریهای واگیر از آنسوی مرز به داخل کشور و نیز وقوع تصادفات در اثر سرعت غیر مجاز قاچاقچیان این اتباع و عدم توانایی پرداخت هزینههای درمان توسط اتباع تصادفی در بیمارستانها منجر به صرف اعتبارات مختص خدمت رسانی به هموطنانمان، برای درمان این افراد میشود. وزیر بهداشت از وزارت کشور خواست در زمینه جلوگیری از تردد این افراد در داخل کشور تمهیدات بیشتری اندیشیده شود.
وزیر بهداشت در سفر سه روزه خود به جنوب سیستان و بلوچستان، چندین طرح و پروژه بهداشتی و درمانی را در شهرهای چابهار، قصرقند، ایرانشهر، نیکشهر و سراون مورد بهرهبرداری و کلنگزنی قرار داد.
همچنین وزیر بهداشت با بیان اینکه آمار مرگ و میرهای امسال نسبت به سال گذشته تغییری نکرده، افزایش 20 تا 30 درصدی مراجعات به اورژانسها به دلیل آلودگی هوا را رد کرد.
دکتر سیدحسنهاشمی در حاشیه مراسم کمپین شهروند سالم، در پاسخ به خبرنگار ایسنا درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر افزایش مرگ و میر به دلیل آلودگی هوا گفت: اخبار مربوط به افزایش مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا را دیدم. گزارشاتی که در این زمینه ارائه شده و ادعاهایی که میشود زیاد قابل استناد نیستند. من از مسئول سازمان بهداشت زهرا در این زمینه سوال کردم و پرسیدم آیا تعداد مرگها افزایش داشته است که گفتند تعداد مرگها در طول سال ثابت است و از دی ماه به بعد افزایش مییابد. هاشمی ادامه داد: مسئول سازمان بهشت زهرا میگفتند مثلا ما روزانه بین 140 تا 150 فوتی داریم که در این فصل به 200 نفر افزایش مییابد، اما آمارها نسبت به سال گذشته تفاوتی نکردهاند. بنابراین این یعنی ما باید نگران آلودگی هوا باشیم و برای بهبود آن تلاش کنیم. اما با این موضوع به صورت ابزاری برخورد نکنید. وی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره افزایش مراجعات به اورژانس به دلیل آلودگی هوا گفت: این طور نیست که مراجعه به اورژانس 20 تا 30 درصد افزایش داشته باشد. در این موضوع که هوای آلوده منجر به بیماری میشود، تردیدی وجود ندارد. باز هم در این موضوع که آلودگی هوا بیماریهای تنفسی به ویژه آسم را تشدید میکند، تردیدی نیست اما از طرف دیگر باید در ذکر آمار دقت کنیم؛ چرا که مردم به مرور زمان بیاعتماد میشوند. بنابراین نباید ذهنیات و حدسیات خود را به عنوان آمار قطعی اعلام کنیم. من آنچه را که اطلاع دارم از سوی سازمان بهشت زهرا و اورژانسها و آمار مرگ و میرهای بهشت زهرا نسبت به سال گذشته تغییری نکرده است که ممکن است دلیل آن مراقبت مردم باشد. وزیر بهداشت با بیان اینکه ما میخواهیم هوای شهرمان پاک باشد، گفت: باور داریم که انجام این کار شدنی است، اما یک وزارتخانه یک سازمان و حتی دولت به تنهایی از پس آن بر نمیآید و همه باید کمک کنند و بدانند این کار شدنی است. همانطور که روزی هوای لندن و استانبول بسیار آلودهتر از تهران بود اما طی برنامهای 10 ساله اکنون جزو پاکترین شهرهای دنیا محسوب میشوند؛ چرا که هیچکس مسئولیتش را گردن دیگری نیانداخته است. وی افزود: در این خرابکاری همه مسئولند و نقش دارند و باید متناسب با نقشی که بر عهده دارند، راه آمده را بازگردند و نقش خود را ایفا کنند.
روزنامه شهروند
اقتصاد ایران نیازمند زمان است؛ نه جادو
اقتصاد ایران این روزها به مثابه یک بیابان است که تا چشم آدمیزاد کار میکند، میتوان آثار رکود را در آن دید. به هر گوشه از این بیابان که نگاه میکنیم چیزی جز افت شاخصها، کاهش تولید، کمبود نقدینگی و... به چشم نمیخورد. حالواحوال بازار سرمایه نیز جدا از این وضعیت نیست و اگر امید اندکی به رونق و تحرک بازار وجود داشته باشد، از نگاه سهامداران به منزله فرصتی برای فروش سهام و خروج از بازار بورس تلقی میشود. در مقطع کنونی ابهامهای بزرگی بر بازار سایه افکنده که اعتماد عمومی به بورس را به شدت مخدوش کرده و طبیعی است که وقتی سیاستهای دولت و قوانین و مقررات ابهامبرانگیز باشد، درشرایطی که عوامل داخلی و خارجی نیز اثر نامطلوب بر بازار دارند، به تشدید رکود در بورس تهران دامن بزنند.
ابهام نرخ خوراک پتروشیمی
بسیاری از کارشناسان معتقدند که ابهامات سیاستهای دولت باعث شده که سرمایهگذاران از بورس گریزان شوند. بهطور نمونه برای تعیین قیمت خوراک مجتمعهای پتروشیمی و پالایشگاهی یا قیمت فروش محصولات پالایشگاهی یا تعیین بهره مالکانه معادن سنگآهن هنوز به یک جمعبندی و وحدت رویه مشخصی نرسیدهایم؛ یک موقع بحث زمان اعتبار یا بازپسگیری پروانه بهرهبرداری معادن مطرح میشود و زمانی بحث ابهام خوراک یا موارد مشابه دیگر، بهنظر میرسد بازار بهطور دایم با بلاتکلیفی مواجه است. این ابهامها به طرز غیرقابل قبولی باعث فرسودگی بازار سرمایهمان شده است. تحلیلگران بر نقش بازار سرمایه به عنوان نهادی جهت تامین مالی فعالیت بنگاههای اقتصادی تاکید دارند. در ابتدای دولت یازدهم اگرچه در ابتدا براساس امیدها و انتظارات سرمایهگذاران شاخص بورس مسیر صعودی پیمود ولی وضعیت اقتصادی و سیاسی، آرامآرام دستخوش عوامل مهم دیگری شد که شاخص سهام را کاهش داد. ازجمله افزایش تحریمها، کاهش رشد اقتصادی چین است که اقتصاد ایران را به شدت تحتتاثیر قرار داد. کاهش قیمت نفت، کاهش قیمت فلزات اساسی و مواد معدنی و پتروشیمیها در بورسهای جهان، همه و همه باعث شد که دولت با محدودیتهای زیادی مواجه شود. جدای از اینها، برخی نهادها هم با دولت همراهی نکردند و یکی از عواملی که همواره شاخص بورس را تحتتاثیر قرار میدهد، ریسکهای سیاسی است. اگرچه با مجموعه تصمیماتش توانست روند صعودی تورم را کنترل کند، اما درعوض رکود اقتصادی سنگینتر از قبل شد.
رهایی از پدیده دولتی بودن
بخش گستردهای از اقتصاد ایران دراختیار دولت و شبهدولتیها و به تبع آن نیز بازار سرمایه تحتتاثیر دولتیهاست. به سبب ساختار دولتی بازار سرمایه، فقط تعداد کمی از شرکتها دربورس پذیرفته شدهاند. حجم کم معادلات، مقررات دستوپاگیر، محدودیتهای نوسان قیمت و نبود مکانیسمهای معاملات بینالمللی و بروکراسی سنگین باعث شده که مردم کمتر به سمت بازار سرمایه بروند. بسیاری از شرکتهای بورس از داراییهایی مازاد برخوردارند اما درعین حال از کمبود نقدینگی رنج میبرند. درشرایط رکود موجود، دولت باید در قالب یک برنامه بلندمدت تمام تصمیمات خود را درخصوص سیاستهای مالی، پولی، گمرکی و... که در بازار سرمایه تاثیرگذار هستند را زودتر اعلام کند تا سرمایهگذاران بتوانند برنامههایشان را برای بلندمدت و ورود به بازار بورس تهران، تنظیم کنند. از طرف دیگر دولت باید با کمک قوای مقننه و قضائیه، قوانینی را تصویب کند که سرمایه فعالان بخش خصوصی داخلی و خارجی برای ورود به بازار سرمایه کشورمان از امنیت کافی برخوردار شود. ضروریست که درشرایط رکودی امروز دولت، هرچه سریعتر بدهیهایش به بانکها، پیمانکاران و شرکتهای بورس را پرداخت کند. مطمئنا این تصمیم میتواند در تامین نقدینگی بانکها و مراکز اقتصادی کمکهای بسیاری بکند. کاهش نرخ سود بانکی، یکی دیگر از اقدامات دولت برای انتقال منابع سیستم بانکی به بازار سرمایه خواهد بود.
پرهیز از شعارزدگی
مردان اقتصادی دولت باید بدانند و بایستی تمامی برنامههای گفتهشده، عملیاتی شود.اقتصاد ایران و بازار سرمایه برای جذب سرمایهگذاران خارجی نیازمند شفافیت است. البته باید بپذیریم که اصلاح بازار سرمایه، جادوگری نیست و برگرداندن رونق واقعی به بازار بورس تهران نیازمند زمان کافی است. در کل میتوان گفت که اصلاح بازار سرمایه مستلزم عملیاتیشدن برنامههای میانمدت و بلندمدت دولت است که باید هرچه زودتر درعمل به اجرا درآید.
روزنامه قانون
خانه دختر خراب شد
خانه دختر توقیف شد.بار دیگر خبری کوتاه که غیر از نام فیلم تنها دو کلمه دیگر دارد،«توقیف شد».خانه دختر به کارگرانی شهرام شاه حسینی و تهیه کنندگی محمد شایسته محصول سال 1392 بوده است که در جشنواره فیلم فجر سال 93 نمایش داده شد و نماینده ایران در جشنواره توکیو نیز بود. اما در این فاصله زمانی هیچگاه رنگ پرده را در ایران به خود ندیده است.
این فیلم داستان دودختر دانشجوست که به دنبال کشف رازمرگ هم دانشگاهی خود،درست درروزپیش ازمراسم عروسی اش هستند. درهمین بین مرتضی ،نامزددخترقصد داردخانه کوچکشان را زیر قیمت بفروشد تا زودتر از محله و نگاه سنگین مردمانش فرار کند و ... .از جمله بازیگران این فیلم که به معضلات جامعه امروز ایران می پردازد می توان به حامد بهداد ، پگاه آهنگرانی ،باران کوثری و رعنا آزادی و... اشاره کرد.
خانه دختر در جشنواره فیلم فجر سال قبل درردیف فیلم های جنجالی جشنواره فجر قرار گرفت وپس از اکران ویژه منتقدان وخبرنگاران بود که حرف هایی از عدم امکان نمایش این فیلم مطرح شد. همان زمان نیز این موضوع مطرح شد که این فیلم تنها با انجام اصلاحاتی می تواند راهی پرده نمایش شود.
اولین نشانهها از عدم نمایش
در ابتدا حوزه هنری و سینماهای در کنترل آن بود که اعلام کرد این فیلم را اکران نخواهد کرد. زمانی که موضوع اکران سینماها در فروردین 94 مطرح شد،برای نخستین بار از خانه دختر نام برده شد و در تصمیم اول قرار شد که این فیلم برای اردیبهشت 94 بعد از اعمال اصلاحاتی اکران شود اما همان زمان و همزمان با تحریم حوزه هنری، با واکنش های مخالف بسیاری نیز مواجه شد . واکنشهایی که در نهایت وزارت ارشاد را وادار به عقب نشینی کرد و این وزارتخانه از تصمیم خود برای اکران فیلم کوتاه آمدو تعدادی از نمایندگان مجلس نیز در رابطه با این فیلم به اظهار نظر پرداختند . بیژن نوباوه یکی از آن نمایندگان بود که گفت:« من این فیلم را ندیدم و نمیتوانم در مورد اکران آن نظر بدهم و تنها شورای اکران میتواند در مورد نمایش یا عدم نمایش یک فیلم تصمیمگیری کند.» وی در ادامه گفته بود:«متاسفانه گاهی اوقات بعضی از افراد طبق سلیقه شخصی خود با فیلم برخورد میکنند و در مورد آن نظر میدهند اما هر نظری که یک شخص در مورد هر فیلمی بدهد صلاحیت عمومی ندارد و تنها کارشناسانی که در شورای اکران هستند میتوانند در مورد یک فیلم نظر قطعی دهند. متاسفانه بعضی از فیلمها پروانه ساخت میگیرند اما فیلم طبق فیلم نامه ساخته نمیشود و یکی از عوامل اصلی که موجب اکران نشدن یک فیلم میشود همین موضوع است. فیلم خانه دختر نیز باید توسط شورای اکران بررسی و در صورت انطباق با فیلمنامه و دیگر مسائل مجوز اکران بگیرد اما این جمله را دوباره تکرار میکنم که وزارت ارشاد بهتر از دیگر ارگانها میتواند در مورد این مسئله تصمیم بگیرد. » اما گویا ماجراهای خانه دختر را تمامی در کار نبود،فیلمی که بارها برای امکان اکران راهی وزارت ارشاد شد و هر بار با اصلاحاتی مواجه می شد.درنهایت یک هفته قبل بودکه توییتر حامدبهداد بازیگر این فیلم خبر دادکه مشکلات اکران خانه دختر خاتمه یافته است و این فیلم تادو هفته دیگر اکران خواهدشد. پس از آن نیز بود که خبرها حکایت از اکران فیلم در نوبت دی ماه می داد به نظر می رسید بالاخره طلسم اکران تنها فیلم توقیف شده که در دوران دولت تدبیر و امید تولید شده است شکسته خواهد شد که عصر دیروز خبر رسید «خانه دختر» این بار با دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف شده است.
پروانه نمایش اثری ندارد
به این ترتیب فیلم دیگری که دارای پروانه نمایش است نیز به لیست فیلم هایی چون خانه پدری که آن نیز پروانه نمایش داشت اما از اکران باز ماند اضافه شد. توضیحات تهیه کننده فیلم محمدشایسته نیز تنها به ابهامات می افزاید. شایسته میگوید که با اینکه فیلم ۴ بار پروانه نمایش گرفته است اما این بار و متاسفانه با دستور وزیرفرهنگ وارشاداسلامی فیلم توقیف شده و امکان اکران ندارد.
وی ادامه داد:وزیر اعلام کرده؛سازندگان فیلم اصلاحات لازم را انجام ندادهاند، اما واقعیت این است که ما بعد از جشنواره سال گذشته در ۴ مرحله اصلاحات موردنظر را انجام دادیم. شایسته اما تمایلی به صحبت بیش از این نشان نمیدهد و نمیخواهد شاید بیش از این امکان اکران فیلم خود را کمترکند و تنها تاکید می کند که در ۱۰ روز آینده یک نشست مطبوعاتی با حضور اهالی رسانه برگزار میکندودر آن درباره وضعیت فیلم و اتفاقاتی که برای آن رخ داده است؛ مفصل صحبت خواهد کرد.
اصلاحیهها کدام هستند
پیش از این شایعات و گمانهزنیهایی در رابطه با وضعیت اصلاحیههای فیلم «خانه دختر» مطرح شده بود. این که سازندگان «خانه دختر» پذیرفته بودند که در ازای انجام چهار اصلاحیه، فیلم خود را به اکران عمومی برسانند. با طرح این موضوع، گمانهزنیها در مورد این اصلاحیهها آغاز شد. چنانکه برخی رسانهها خبر دادند یکی از موارد اصلاحی مربوط به دیالوگهایی است که میان حامد بهداد و بابک کریمی که به ترتیب نقش داماد و پدرزن را در فیلم بازی میکنند، در خانه پدرزن درمی گیرد؛ در این نما پسر جوان که داغدار از دست دادن نامزدش است پدرزن را تهدید میکند به اینکه نگذارد حرفهایی بزند که آبروی وی را زیر سوال میبرد.به ادعای رسانهها، دیگر مورد اصلاحی مربوط به نمایی است که پدرزن، پسر خردسالش را به بهانه بازی کردن به بیرون از خانه فرستاده و دراز میکشد و نگاههای مشکوکی به دخترش میاندازد. نماهای مربوط به حضور مادر سنتگرای پسر جوان و اجباری که وی به دختر جوان برای حضور نزد پزشک میکند و سکانس مربوط به حضور پدرزن و داماد در پزشکی قانونی،از دیگر مواردی بود که بنابر گمانهزنیها باید تعدیل میشد.هر چند شاهحسینی ، کارگردان جوان فیلم در همان روزها این موضوع را رد کرد و گفت تنها 30 ثانیه مشمول اصلاحیه شده است اما سخنان دیروز محمد شایسته ، تهیه کننده فیلم نشان می دهد که فیلم بارها مورد اصلاح و تعدیل قرار گرفته است.
در هر حال خانه دختر گویا همچنان در مسیرهای منتهی به وزارت فرهنگ و ارشاد در تردد خواهد بود. این بار مسئله تنها اصلاحیه ای بر این فیلم نبوده است و خبری که خود تهیه کننده میدهد توقیف با دستور مستقیم وزیر است.
فشارهای بیرونی به ارشاد
گویا فشارهای گاه و بی گاه از سوی تندروها و برخی نمایندگان مجلس نتیجه داده است و حال وزیر ارشاد که تاکنون سه کارت زرد از مجلس گرفته است قصد ندارد برای بار چهارم و این بار به بهانه فیلم «خانه دختر» راهی مجلس شود. راه سادهتر در این میان هم احتمالا جلوگیری از اکران فیلمی چنین پرحاشیه است. اما شاید یک بار بالاخره باید سوال کرد که چطور میشود از معضلات جامعه سخن گفت آنگاه که تحمل فیلمهایی که از آن معضلات سخن میگویند در جامعه وجود ندارد؟ مصداق سیاه نمایی در جامعه آیا یک فیلم است یا آنچه که زیر گوش و چشم مسئولان می گذرد و ترجیح می دهند بدون دیدن از آن بگذرند. سینمای اجتماعی آینه تمام نمای یک جامعه باید باشد ، بدون توجه به اینکه آیا انچه از آن سخن میگوید سیاه است یا سفید باید کارگردان و نویسنده این ژانر سینمایی بتوانند از معضلات سخن بگویند.
نباید از یاد برد که فیلمی چون «هیس ، دخترها فریاد نمی زنند» تا مدت ها به سیاه نمایی متهم بود اما در نهایت یکی از بهترین فیلم ها در گیشه بود که موفق شد هشدارهای بسیار درستی را به خانوادهها منتقل کند ، همانگونه که خانه دختر تلاش دارد به خانواده ها در رابطه با وضعیت فرزندانشان هشدار بدهد.
اینکه وزارت ارشاد اکنون تسلیم فشار تعدادی از نمایندگان مجلس وهمچنین تندروهایی که نمیخواهند ورای آنچه در جهان اطرافشان میگذرند را ببینند ، شود می تواند زنگ خطری باشد در راه ساخت و تولید فیلم هایی که سعی می کنند در جامعه موثرتر از تنها صنعت سرگرمی باشند.
*** ثبتنام بعد از سوت پایان!
رویانیان که پس از پایان مهلت ثبت نام به فرمانداری آمده بود، به علت ممانعت از ثبت نام با مسئولان حراست فرمانداری درگیری لفظی پیدا کرد.به گزارش ایلنا، با وجود گذشت یک ساعت و نیم از پایان ثبت نام داوطلبان انتخابات دوره مجلس شورای اسلامی، محمد رویانیان با مراجعه به فرمانداری تهران درخواست ثبت نام داشت که با ممانعت حراست فرمانداری روبهرو شد.پس از ممانعت مسئولان حراست، درگیری لفظی ایجاد شد که سرانجام با وساطت اطرافیان رویانیان، درگیری تمام شد و وی که فرمانداری را ترک کرده بود، دوباره به فرمانداری بازگردانده شد.اجازه ورود رویانیان به فرمانداری تهران در حالی انجام شدکه چند داوطلب برای ثبت نام بیرون فرمانداری مانده بودند و اجازه ورود نیافتند. این قانونشکنیها زیبنده جمهوریاسلامی ایران نیست چرا که وقتی مردم عادی و چهرههایی که دارای پشتوانه سیاسی و حاکمیتی نیستند، نمیتوانند از قدرت استفاده کنند و به هدفشان برسند و برخی افراد که به دلیل نفوذ در قدرت توانایی ایجاد فشارهای سیاسی و امنیتی بر نهادها و ارگانها را دارند و به اهدافشان میرسند، موجودیت عدالت را در جامعه اسلامی زیر سوال میبرند.
*** گلستان به احمدینژاد خوشامد نگفت
احمدی نژاد که قرار بود به گرگان برود، سفرش به این شهر لغو شد و دفتر وی برای این اتفاق اطلاعیهای صادر کرد. دربخشی از این بیانیه آمدهاست:« مقرر بود در پاسخ به دعوت جمع کثیری از فرهیختگان، خدمتگزاران و یاران انقلاب، جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محترم سابق در جشن بزرگ میلاد پیامبر اعظم (ص) در گرگان شرکت نمایند.ایشان گرچه در این فرصت توفیق حضور در استان و شرکت در جشن را پیدا نکردند لیکن ضمن تشکر از همه دعوت کنندگان و جمیع مردم باصفای این استان که انتظار این سفر را داشتند، اظهار امیدواری کردند که در آینده برای عرض ارادت خدمت مردم شریف استان به آن خطه زیبا و دوست داشتنی و دلاور پرور سفر نمایند.» به نظر میرسد مشاوران احمدینژاد استقبال کمرنگ مردم این استان را پیشبینی و وی را از سفر پشیمان کردند.