انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا» گرچه در راضی کردن منتقدان چندان موفق نبود، اما توانست با گردآوردن شماری از شناخته شده‌ ترین چهره‌های سینمای ترسناک، مخاطبان را به سالن‌های سینما بکشاند.

به گزارش جی پلاس، در انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا» تمام شخصیت های ژانر وحشت یکجا جمع شده‌اند و این اجتماع متفاوت بر مبنای قصه‌ای ساده و شوخی‌های تکراری با پرداختی بصری، مخاطب را به خود جلب می کند.

این انیمیشن با وام گرفتن شخصیت‌های مشهور و اقتباس از داستان‌های معروف و با استفاده از آخرین تکنیک‌های جلوه‌های ویژه و به کارگیری هنرپیشه‌ها و صداپیشگان معروف به همراه چاشنی طنز، فرمول بارز ساخت انیمیشن‌های پولساز را تکرار کرده است.

هتل ترانسیلوانیا

این فیلم به کارگردانی گندی تارتاکفسکی و به نویسندگی پیتر بینهام و با صداپیشگی آدام سندلر، کوین جیمز، سلنا گومز و... با همکاری استودیو آردمن و سونی پیکچرز ساخته شده است. این فیلم نامزد دریافت اسکار و گلدن‌گلوب شد، اما هر دو را به انیمیشن «شجاع» باخت و در نهایت به عنوان شانزدهمین فیلم پرفروش دنیا در سال ۲۰۱۲ شناخته شد.

کاراکتر دراکولا حق بزرگی به گردن صنعت سینما دارد و فیلم‌ها و داستان‌های زیادی از این شخصیت و زندگی‌اش اقتباس شده‌اند. «هتل ترانسیلوانیا» نیز دراکولا و خون‌آشام‌ها را به خدمت خود گرفته و این بار در ژانر کمدی رمانتیک، آنها را خلق کرده است. با این حال منتقدی به میزان کمدی بودن آن نیز شک دارد و نوشته است: میزان کمدی فیلم به طرز مایوس کننده‌ای کم است و باعث ایجاد خستگی می‌شود، اما با استفاده از شوخی و جوک می‌تواند به زیرکی و ملایمت نیشخندهای طبیعی خوبی را به چهره مخاطب بیاورد. تنها زمانی که از ته دلم خندیدم وقتی بود که فیلم «گرگ و میش» را مسخره کرد و حسابی خردش کرد.

فیلم کلیشه‌های بسیار دارد و به همین دلیل به عنوان فیلمی شناخته شده که تمام عناصر یک انیمیشن درجه دو را داراست که به خاطر جشن هالووین در اکتبر به نمایش درآمده تا شاید هالووینی‌ها را به سینما بکشاند. فیلم، کاملاً خوراک بچه هاست. کیفیت داستان و اجراها این اطمینان را می‌دهد که بزرگسالان کمترین علاقه به آن را خواهند داشت و اگر از آن بزرگسالانی باشید که دنبال یک انیمیشن باکیفیت می‌گردید، دیگر اصلاً از آن خوشتان نخواهد آمد.

هتل ترانسیلوانیا

به قول منتقدی، کم‌کاری شدید پیکسار و تصمیم دریم ورکس و فاکس برای اینکه کمتر انیمیشن بسازند، باعث کمبود انیمیشن خوب شده است. «هتل ترانسیلوانیا» هم میزان این کمبود را تغییر نداده است. این فیلم، فقط یک توهین دیگر به خون آشام عزیز دنیای سینما یعنی دراکولاست.

این فیلم که با هزینه ۵۸ میلیون دلار ساخته شد در نهایت در گیشه فروشی نزدیک به ۳۵۰ میلیون دلار را تجربه کرد. موفقیت فیلم اول در گیشه موجب شد تا «هتل ترانسیلوانیا ۲» هم در دست ساخت قرار بگیرد و این بار نوه نیمه‌انسان نیمه خون آشام دراکولا در مرکز قصه جای دارد.

قصه از کجا شروع شد

فیلم با صحنه‌ای که مربوط به ۱۰۰ سال پیش است شروع می شود: دراکولا با نوزادش بازی می‌کند و به او اطمینان می دهد جایی برای او بسازد که دور از انسان‌های خلافکار باشد. او تصمیم می‌گیرد هتلی رویایی برای هیولاها بسازد که در قلعه‌ای گوتیک واقع شده است؛ هتل پنج‌ستاره‌ای که همواره میزبان تمام هیولاهای دنیاست. این هتل در کوه‌های ترانسیلوانیا در رومانی یعنی همانجا که زادگاه واقعی دراکولاست، ساخته شده تا کنت و دخترش میویس برای خلاصی از برخی مشکلات بتوانند به دور از داد و بیداد و جیغ کشیدن از دنیای انسان‌ها، برای استراحت و تمدد اعصاب آنجا زندگی کنند. در یک طرف این قلعه جنگلی پر از روح است و طرف دیگر هم قبرستانی در اشغال زامبی‌هاست.

هتل ترانسیلوانیا

در حالی که میویس ۱۱۸ ساله می شود، که معادل ۱۸ سالگی انسانی است، او اشتیاق دیدن جهان را دارد، اما کنت دراکولا که به تنهایی او را بزرگ کرده، نگران است. او به مناسبت تولد ۱۱۸ سالگی دخترش می‌خواهد مهمانی بگیرد.

مادر میویس وقتی او خیلی کوچک بود، به دست انسان ها کشته شده به همین دلیل دراک از انسان‌ها متنفر است و به میویس هم این فکر را تحمیل می‌کند. برخلاف دراک دخترش میویس به رفتن به دنیای انسان ها علاقه زیادی دارد و دراک به او قول داده است که در تولد ١١٨ سالگی اجازه بدهد به دنیای انسانی برود. به مناسبت جشن تولد تمام هیولاها به قصر دراک یا همان امن‌ترین هتل برای هیولاها آمده‌اند. مهمانان همیشگی از جمله فرانکنشتاین و مامی هم آنجا هستند.

میویس از پدرش اجازه می‌گیرد که به دنیای انسان ها برود. دراک برای این که جلوی رابطه او با انسان ها را بگیرد، دهکده کوچکی می‌سازد و زامبی‌هایی که ماسک انسان را زده‌اند در آنجا جمع می‌کند. وقتی میویس به دهکده می‌رسد انسان‌ها که در واقع زامبی‌ها هستند به او حمله می‌کنند و میویس به قصر بازمی‌گردد و حرف های پدرش را درباره انسان ها باور می‌کند.

هتل ترانسیلوانیا

جشن تولد میویس شروع می‌شود ولی ناگهان در وسط جشن یک پسر جوان به نام جاناتان وارد قصر می‌شود. او در حال سیر و سفر، اتفاقی به هتل رسیده است. دراکولا که دیگر کسی را نمی‌کشد، ترجیح می‌دهد تا این پسرک ماجراجوی گمشده را به عنوان پسرخاله فرانکنشتاین جا بزند و به مشتریان هتل معرفی کند. ولی از شانس بد خون آشام، جاناتان با ماویس دیدار می‌کند و جرقه‌های عشق بینشان به پرواز درمی‌آید. جاناتان با طبع خوش‌گذران خود دنیای هیولاها و به خصوص میویس را دگرگون می‌کند، اما خون‌آشام از او می‌خواهد بگذارد دخترش در امنیت پیش خودش بماند. جاناتان هم به او احترام می‌گذارد و دست رد به سینه‌ میویس می‌زند.

سرآشپز قصر یک موش دارد که با آمدن جانی موش او احساس بوی انسان می‌کند و همه می‌فهمند که جانی انسان است و او را از قصر بیرون می کنند ولی میویس از اینکار ناراحت است. وقتی پدر متوجه می‌شود که میویس و جاناتان درگیر رابطه‌ای عشقی شده‌اند و همسرش نیز برای تولد ۱۱۸ سالگی دخترش برای او کتابی با آرزوی عشق به جای گذاشته، به خاطر اینکه میویس را خوشحال کند با هیولاهای دیگر به شهر می‌رود تا جانی را برگرداند.

در شهر استقبال خیلی خوبی از آن ها می‌شود و همه مردم آنها را دوست دارند و دراک موفق می‌شود جانی را به قصر برگرداند و یک کوله‌پشتی بزرگ برای ماجراجویی‌های بزرگ به همراه جاناتان را به دخترش هدیه می‌دهد. او در نهایت شاهد شادی آن‌هاست و در پایان همه شاد و رقصان و آوازخوان جشن می‌گیرند.

هتل ترانسیلوانیا

طراحی انیمیشن

سبک استوار و محکم تارتاکفسکی باعث شده که بتواند شخصیت هیولاهای کلاسیک را تصویر کند و البته فیلم هرگز جاذبه تصویری خود را از دست نمی‌دهد و به قول منتقدی برای کسانی که ترجیح داده‌اند پولشان را دور بریزند و آن را به صورت سه بعدی ببینند چند صحنه معمول خوب سه بعدی هم وجود داد. اما در سبک به تصویر کشیدن کاراکترها هیچ ایده نو و جدیدی به چشم نمی‌آید. با این وجود در رفتارهای دراکولا کمی از خصوصیات سندلر را می‌بینیم و در فرانکنشتاین هم شخصیت جیمز را و کمی هم بوچمی در کاراکتر گرگینه مشاهده می‌شود.

منتقدی هم نوشت: کار طراحی تارتاکفسکی مطابق معمول عالی است و تاکید او بر نمایش سایه هایی از شخصیت‌هاست که به راحتی قابل شناسایی هستند. مثلاً صحنه های اشک مخفیانه دراکولا، شخصیت چهارگوش فرانکنشتاین، شخصیت گرد و قلمبه مورای و ترکیب فیلم که چیزی مابین کمیک استریپ و فیلم‌های برایان دی پالما است. اما کار اصلی تارتاکفسکی احساس منعطف بودن کاراکتر است که با خم و راست شدن آنها به نظر می‌رسد شخصیت‌ها از لاستیک ساخته شده اند.

این انیمیشن از نظر رنگی بر رنگ‌های تیره تکیه دارد و در سکانس‌های مختلف، قصر در تاریکی نمایش داده می‌شود چون میویس و دراک و هیولاها از روشنایی بدشان می‌آیند.

هتل ترانسیلوانیا

موسیقی متن فیلم

منتقدی این موسیقی را چنین توصیف کرده است: آراسته و محبوب. برخی از موسیقی‌های فیلم توسط آدام سندلر نوشته شده که شهرت زیادی برای نوشتن شعرهای خنده دار دارد. او با برخی از سبک های مختلف بازی کرده مثل تلفیق صدا به همراه صدای گام گام راه رفتن.

پیام فیلم

شاید فیلم بخواهد با رو در رو قرار دادن انسان‌ها و دیگر موجودات از هیولاها تا زامبی‌ها و ... این پیام را منتقل کند که باید به کنه وجود دیگران توجه کرد و نباید تصور کنیم که تنها خودمان بهترین هستیم و دیگران با ظاهر دیوصفت شاید، موجوداتی خوش قلب و مهربان باشند.

هتل ترانسیلوانیا

در واقع رویکرد انسانی فیلم به موجوداتی به نام هیولا که ظاهراً باید ترسناک و خطرناک‌ باشند، می‌تواند دعوتی به برقراری یک گفتمان دیگرخواهانه با ملل دیگر جهان که گاه دشمن و یا تروریست عنوان می‌شوند، باشد.

اما برای کودکانی که این فیلم آنها را به عنوان مخاطب خود انتخاب کرده، چنین پیامی خیلی اهمیت ندارد. در واقع موضوع فیلم که بر رابطه پدر و دختری متمرکز است، مستقیم به موضوع اشتباه پدر برای کنترل دخترش تمرکز دارد. دراک و دخترش میویس در دو دنیای متفاوت زندگی می‌کنند. دراک در یک دنیای نسبتا سنتی و بسیار کسل کننده زندگی می‌کند که اهل هیچ چیزی از جمله شادی‌های سبکبارانه، بازی‌های امروزی، ورزش‌هایی از قبیل شنا و … نیست و می‌خواهد دخترش در همان دنیای بسیار سنتی زندگی را بشناسد و حتی به دروغ او را از زندگی بیرون از قصر می‌ترساند. از سوی دیگر انسان ها هیچ خطری ندارند و دختر می‌تواند عاشق اولین پسری که دید بشود. جانی هم که نماینده جوانی امروزی است، نه تنها کاملا قابل قبول است بلکه در نهایت می‌تواند لذت زندگی متفاوت را به تمام افراد و هیولاهایی که در قلعه زندگی می کنند، نشان دهد.

هر چند انیمیشن برای کودکان ساخته شده، اما موضوع انگار دارد به پدرها و مادرها هشدار می‌دهد تا مواظب باشند که برای فرزندانشان خسته کننده نباشند و جلوی وارد شدن آنها به زندگی را نگیرند. وارد شدن به زندگی هم به معنی عاشق شدن به اولین پسری است که از راه می‌رسد. هرچند ممکن است این موضوع به مذاق بچه‌ها بیشتر از پدر و مادرهایشان خوش بیاید، اما آیا واقعا پدر و مادرها باید بیاموزند که بی‌خیال باشند و بچه ها باید چنین انتظاری داشته باشند؟

در واقع سخت‌گیری والدین به نوعی زورگویی و تملک‌گرایی محسوب می‌شود و تصورشان از نصیحت و نگرانی، دلسوزی‌هایی بی‌مصرف خوانده می شوند. داستان تأکید می‌کند که این واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است و والدین در نهایت ناگزیرند این رویه را برای آزادی فرزندانشان بپذیرند.

هتل ترانسیلوانیا

هتل ترانسیلوانیا

هتل ترانسیلوانیا

هتل ترانسیلوانیا

هتل ترانسیلوانیا

منبع: خبرگزاری مهر

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.