سید مهدی حسینی
نام عیسی «11» بار، مسیح «25» بار و مریم «35» مرتبه در قرآن آمده است و قرآن با نامگذاری سورهای به اسم «مریم» حرمت تمام نهاده و محبت افزون ساخته است.
حضرت عیسی(ع) پیامبر اولوالعزم و صاحب کتاب و شریعت است که در فرهنگ ایرانی و اسلامی جایگاهی بس عظیم و بلند دارد. هر چه دشمنان عیسی (برخی یهودیان) به اثبات تهمتهای ناروا به او و مادرش کوشیدند و هرچه برخی مبلغان رسمی و پیروان آئینش در اهانت به پیامبر و کتاب مقدس ما میکوشند، مسلمانان و ایرانیان به تأسّی از قرآن به دفاع از شأن و مقام و نبوت او قیام دارند و چون پیامبر خود، او را عزیز می دارند و ارج میگمارند.
بس دوست دشمن است به انصاف بازبین
س دشمن است دوست به تحقیق درنگر
با هر که دوستی کنی از دل مکن غلو
با هر که دشمنی کنی از جان مکن خطر
کان دوستی و دشمنیی کاین چنین بود
ز عادت یهود و نصارا دهد خبر
کز دوستی مسیح نصارا است در سعیر
وز دشمنی مسیح یهود است در سقر
گرچه مسیح را حذر است از دم یهود
ز گفته ی نصارا هم می کند حذر
طعن حرام زادگی در چه بد است بد
ما خجالت دم ابن الاهی بتر
قرآن کریم با بلاغت تمام، اتفاقات قبل و بعد تولد عیسی را بیان میکند، از لحظهی ظاهر شدن فرشتهی الهی بر مریم و برخورد مریم با فرشته، تا روزی که عیسی به آسمان عروج مینماید.
اندیشمندان، عارفان و عالمان مسلمان نیز به تأسی از قرآن، حکایات و گفتههای آن پیامبر بزرگ الهی و سرگذشت زندگانی او را با همهی وجود پاس میدارند و بهرهها میبرند، مولوی هم با ظرافتی تمام، از زبان فرشته به مریم میسراید؛
از وجودم میگریزی در عدم؟
در عدم من شاهم و صاحب علم
مریما بنگر که نقش مشکلم
هم هلالم هم خیال اندر دلم
هین مکن از لا حول عمران زاده ام
که ز لاحول این طرف افتاده ام
1 - قرآن و تولد مسیح میگوید من راز آلودم، هم در درون توام وهم در بیرون، متعلق به مرز طبیعت و ماوراء طبیعتم، به همین سبب است که تو چنین حیران و متوهم شدهای!
پیشتر گفته شد، قرآن در حمایت، تکریم و تجلیل این بانوی بزرگ و فرزند عزیزش به زیبایی و ظرافت تمام سخن رانده است. در سورهی مبارکه آل عمران از آیات «41» به بعد، از پاکدامنی و پاکیزه بودن مریم «از همهی آلودگیهای ظاهری و باطنی» خبر میدهد و از او به عنوان زن برتر و بانوی برگزیدهی جهانیان نام میبرد. از آنجا که فهم «هدیّت» عیسی بر مریم و جاری شدن معجزهی بزرگ الهی، هم بر مریم و مریدانش و هم بر مخالفانش دشوار بود و گران، خدای متعال او را به طاعت توأم با تسلیم و فروتنی و رکوع و سجود با عابدان سفارش میکرد، یعنی در واقع میخواست علاوه بر پرورش مریم، عظمت روح و پاک سیرتی و پاک دامنی مریم را از همان ابتدا، برای بزرگان معابد و عالمان و عابدان روشن نماید تا به هنگام تحقق وعدهی الهی (تولد مسیح) آنان را از سر درگمی و مهلکه تهمت و گمان های زشت رهایی بخشد.
هرچند چنین امری محقق نشد و همواره حتی با وجود سخن گفتن عیسی در گهواره، بدگویان و مغرضان از حرکات زشت و سخنان ناپسند خود پرهیز نکردند، اما به هر حال خدای متعال به گواهی قرآن کریم هر آنچه زیبندهی مقام و منزلت این مادر و فرزند بوده است را بر قوم یهود نمایان ساخته است.
2 - گفت و گوی خدا و مریم
قرآن کریم حتی، از پیش از تولد مسیح و بروز بزرگترین معجزهی زمانهی مریم، از آمادهسازی و بارور نمودن استعدادهای او، از ناحیهی خداوند سخن گفته و مریم را به فرزندی بشارت داده که از وجاهت و آبرو، مقام و منزلت خاصی در دنیا و آخرت برخوردار خواهد بود.
نکتهی ظریفی که در این گفت و گوی دو سویه دیده میشود، اذعان مریم به حیاء، عفت و پاک دامنی خود و تأیید و تصدیق آن از طرف خداوند است؛ «پروردگارا من هرگز با هیچ بشری [تماس] نداشتهام، پس چگونه مرا فرزندی این چنینی خواهد بود!» خداوند ضمن تأیید و تصدیق کلام مریم و تکریم از یک چنین ویژگی با گواهی دادن به آن (پاکدامنی)، می فرماید «کذلک اللهُ یخلُقُ ما یشآء اِذا قضیٰ أمراً فأنّما یقول له کن فیکون» «چنین است که میگویی، ولی آگاه باش که کار خدا مقید به اسباب و علل نیست، خدا هر چه را که بخواهد، با مشیت مطلقهی خود میآفریند و چون چیزی را اراده کند همین که فرمان «کُن» را صادر میکند «فیکون» میشود!»
3 - سخن گفتن در گهواره
بر خلاف اناجیل اربعه (متا، مَرقُس، لوقا، یوحنّا) که هیچ سخنی از حکایت پرآوازه و شگفت انگیز تولد و نُطق عیسی(ع) در گهواره نگفتهاند،در قرآن و در سورهی مریم با عظمت و شکوهی وصف ناشدنی به آن اشاره شده است. چنانکه گفته شد، از چگونه ظاهر شدن فرشتهی الهی بر مریم و از اینکه چگونه موجب هراس مریم شده و فرشته او را آرام کرده و به او نوید فرزند داده و عیسی را به او هدیت کرده و چگونه در گهواره سخن رانده است.
در حقیقت این دو اتفاق شگفت انگیز دو معجزه ی بزرگ الهیاند که هر انسان منصف بیدار و با ایمانی را در برابر عظمت پروردگار خویش خاضع و خاشع میسازد:
«قالوا کیف نکلّمُ من کان فی المَهدِ صبیّا، قال انی عبدالله آتینی الکتاب و جعلنی نبیّا»
بیگمان هر معجزهای را، هم تصدیق نبوت است و هم منشور هدایت! آنچه به سخنرانی عیسی در گهواره زیبایی میبخشد، تصدیق نبوت ، شهادت بر عبودیت، و اذعان به کتاب و رسالت و حمایت از پاکدامنی مادرش میباشد که میگوید من بندهی خدا هستم، صاحب کتاب و شریعتم و خداوند مرا پیامبر و نبی قرار داده است.
4 - عیسی روح الله
قرآن در مواردی من جمله «آیه 171 سوره ی نساء» او را سخنی دانسته که به مریم عذرا «ألقا» گردیده و نیز او را روح خدا خوانده است. و لذا عیسی را کلمه و روح الله گفتهاند. در قرآن کریم «غُلو» و افراط ورزی اهل کتاب، مورد مذمت قرار گرفته و میفرماید « ای اهل کتاب در دین خود غلوّ و افراط نورزید و نسبت به خدا جز حق مگوئید، حقیقت غیر از این نیست که مسیح عیسی بن مریم فرستاده خدا و کلمهی اوست که به مریم القاء کرد و این بنده ی «پاک و خالص»، روحی از سوی اوست پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید و مگوئید [خدا] ترکیبی از سه حقیقت [أب، ابن و روح القدس] است.
در حقیقت خداوند بوسیله این سخن، خود را از داشتن فرزند منزّه دانسته و هر گونه فرزند را برای خود نفی میکند.
5 - پیامبری با معجزات فراوان
داشتن معجزه شرط نبوت است و اثبات رسالت و هر کدام از انبیاء بزرگ از معجزات متناسب با زمان خویش، بهرهمند بودهاند، اما حضرت عیسی را می بایست از پیامبران پر معجزهای دانست که پس از پیامبر مکرم اسلام (ص) بیشترین خارق العاده ها را به خود اختصاص داده است، شرح کرامات و معجزات عیسی را هم در «قرآن» مییابیم و هم در «اناجیل» اربعه.
زنده کردن مردگان
در برخی اناجیل (یوهنا) آمده است: «مردی به نام عازر یا ایلعازر با خواهرش در بیت عینا زندگی میکرد، این خانه محل رفت و آمد عیسی بود، وقتی عازر مُرد، چهار روز پس از مرگش عیسا در حضور خانواده اش و جمعی از یهودیان او را زنده گردانید.
خداوند متعال در آیهی «49 آل عمران» از قدرت عیسی در زنده کردن مردگان به مریم بشارت میدهد و میفرماید: «أوحِی المَوتی باذنِ اللهِ» عیسی مردگان را به اذن خداوند زنده میکند.
شفای نابینایان و بیماران
از دیگر معجزات معروف آن حضرت که در قرآن و اناجیل از آن یاد شده شفای بیماران و نابینایان من جمله «کور» و «ابرص» است. قرآن در «آل عمران و مائده» به صراحت از این معجزه ی بزرگ نام می برد و آن را اینگونه توصیف میکند: «و أبرِیُ الأکمَهَ وَ الأبرَص» « و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را شفا و بهبود میبخشد».
سفرهی آسمانی
برخی مفسران در ذیل آیات «115 -111» سورهی مائده، مائده ی آسمانی عیسی را دوازده نان سفید، یک ماهی بزرگ بریان و قدری نمک دانستهاند. داستان از این قرار است که حواریون در راستای ادعای نبوت حضرت عیسی و اطمینان قلب برای تصدیق پیامبری عیسی از او درخواست (مائدهی آسمانی) کردند که؛ آیا پروردگار تو قادر است سفره ای پر از غذا از آسمان برای ما نازل کند. حضرت فرمود از بیایمانی نسبت به خدا پروا کنید، گفتند میخواهیم با خوردن آن به صدق ادعای تو آگاه شویم و بر ادعای رسالت تو گواهی دهیم و از این طریق به یک اطمینان خاطر دست پیدا کنیم. آنگاه حضرت دستشان را به آسمان گشود و اینگونه دعا کرد: «اللهم ربنا انزل علینا مائدةً مِن السّمآءِ تَکونُ لنا عیدا لأوَّلِنا و ءاخِرنا و ءایةً مِنک وارزقنا و أنت خیرُالرازقین». و به این صورت خداوند سفرهای از طعام را بر او یارانش نازل فرمود.
پرنده گلی
هر چند در نوع این پرنده اختلاف نظر است و عده ای او را «خفاش» و برخی آن را مرغ عیسی گفته اند و یا در انجیل «متا» از «مرغ پرنده» نام برده شده اما در قرآن با تصریح معجزه ی مذکور صرفا «کهیةِ الطیر» ذکر شده و در آیات متعددی به آن اشاره فرموده است «اذ تَخلُقُ مِنَ الطّینِ کهیئة الطیر باذنیِ فَتَنفَخُ فیها فتکونُ طیراً باذنی» و هنگامی که به اذن من از گِل، مجسمه ای به شکل پرنده می ساختی، پس در آن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای زنده می شد» این معجزه به قدری دلنشین و با عظمت است که آدمی را به یاد دمیدن روح الهی در کالبد گلی انسان در آغاز خلقت می اندازد. بلند مرتبه و با عظمت است خذای بزرگ!
راه رفتن بر روی آب
در پاره ای احادیث نبوی و اناجیل اربعه از راه رفتن حضرت عیسی علیه السلام بر روی آب سخن به میان آمده که این خود نیز حکایت از عظمت روح و بلندی جایگاه و مقام این پیامبر بزرگ الهی دارد. از وجود گرامی پیامبر اکرم (ص) می پرسند: شنیده شده که عیسی (ع) بر روی آب راه می رفته است، حضرت در جواب می فرمایند، اگر یاران او از یقین بالایی برخوردار بودند، حضرت نه بر آب که بر هوا راه می رفت.
«قیل للنبیّ (ص) إن عیسی علیه السلام قال إنه مشی علی الماء، فقال لو ازدادَ یقیناً لمشی علی الهواء»
صباغت عیسی
در برخی کتب اسلامی نظیر کشف الاسرار و اناجیل از معجزه ی دیگری که از دستان پرکرامت حضرت عیسی(ع) صادر گردیده خبر آمده است و آن در یک رنگ شدن و یکدست شدن لباسهای رنگارنگ در خم رنگ رزی است؛ نقل میکنند حضرت لباسهای رنگارنگی را در یک خُم میریزد که این کار موجب نگرانی عمیق صاحب کار او میشود، اما وقتی لباسها را بیرون میآورد هر لباسی رنگ مخصوص به خود را گرفته بود و هرگز لباسی از لباس دیگر رنگ نگرفته بود و بر دیگری اثر نگذاشته بود!
جامهی صد رنگ از آن خُم صف
ساده و یک رنگ کشتی چون ضیاء
کتاب و حکمت
داشتن کتاب و حکمت از دیگر معجزات حضرت عیسی علیه السلام است که در قرآن در موارد متعددی به آن اشاره شده است. بر پایهی این دو امتیاز، ایشان از کتاب (انجیل) و شریعت و آئین مسیح بهرهمند شدند و از این جهت در جُرگه ی پیامبران اوالعزم قرار دارند. از برخوردها و مطالب حکیمانه آن حضرت داستانهای فراوانی نقل شده است؛ نقل است روزی با عدهای از راهی عبور میکردند که لاشهی گوسفندی را دیدند، عیسی(ع) نظر همراهان خود را درباره ی لاشه پرسید، یکی گفت: بوی متعفن از آن به مشام میرسد، دیگری گفت: پشم و پوستاش کثیف است و خلاصه هر یک عیب و نقصی از آن گفتند اما عیسی(ع) فرمود: «عجب دندانهای سفید و زیبایی دارد!»
و نیز آوردهاند، از کنار فردی یهودی میگذشت که ناگاه آن مرد هر آنچه از زشتی و ناسزا بود را به عیسی حواله کرد. پس از آنکه سخنان مرد یهودی تمام شد حضرت به او سلام داد و او را دعا کرد برخی اعتراض کردند که ای پیامبر خدا در مقابل سخنان زشت این مرد ادب و متانت و حمد و ثنا میگویی فرمود: او هر چه داشت به من داد و من هرچه دارم به او دادم!».
مرگ یا به آسمان رفتن عیسی
رهایی عیسی از دست دشمنان از جمله معجزاتی است که به صراحت قرآن کریم و اذعان روایات اسلامی - بر خلاف نظر اناجیل اربعه - حضرت به دار آویخته نشده و مصلوب نگردیده بلکه با همین جسم بشری به آسمان عروج نموده است. به این معنی که ایشان به آسمان برده شده و فرد دیگری شبیه او گرفتار یهودیان میشود و توسط آنان به طور دلخراشی به صلیب کشیده میشود و کشته میگردد، قرآن کریم در سوره «نساء آیه 157» می فرماید: «و ما قَتَلُوهُ و ما صَلَبُوهُ و لکن شُبِّهَ لَهُم»، « به خاطر کفرشان به نبوت عیسی و گفتار زشت و افترا و بهتانشان به مریم آنان را از رحمت خود محروم ساختیم و به سبب گفتار «سراسر دروغشان» که میگفتند ما عیسی بن مریم فرستادهی خدا را کشتیم، مستحق عذابشان کردیم در صورتی که او را نکشتند و به دار نیاویختند بلکه عیسی بر آنان مشتبه شد [به این خاطر شخصی را به گمان اینکه عیسی است به دار آویختند و کشتند] ... و یقیناً او را نکشتند، بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خدا همواره توانای شکست ناپذیر است!»
عروج عیسی را به روایات تاریخی در سال (29 میلادی) یعنی در 29 سالگی رقم زده اند اما در پارهای روایات دیگر از بردن عیسی به آسمان در سن 37 سالگی خبر دادهاند.
همانطور که بیان شد به استناد ایات و روایات اسلامی حضرت عیسی با همین ترکیب جسمانی بشری به آسمان برده شده است اما در کدام آسمان، محل اختلاف است، بنابر روایات قصص الانبیاء و تفسیر سورآبادی در آسمان چهارم، اما در تفسیر طبری به آسمان سوم و در تاریخ طبری، کشف الاسرار و ابوالفتح رازی آسمان دوم.
رنج عیسی
او نیز چون پیامبران دیگر از غمی و رنجی بیپایان آزرده خاطر و گریزان بود، رنج برخورد با احمقان و جاهلان و بودن در جامعه ی جاهلان و نادانان! غزالی در کتاب «یذکر فیه حماقت اهل الاباحت» مینویسد: از عیسی نقل کردهاند که از معاجلهی اکمه و ابرص، بلکه از زنده کردن مرده عاجز نیامدم ولی از معالجهی احمق عاجز آمدم.
گفت از احمق گریزانم برو
می رهانم خویش را بندم مشو
آری، عیسایی که قرآن (او را روح الله و پاک میخواند و شاعران و نویسندگان و عرفا به دلیل همین صفت، او را «جان انسان» دانستهاند و گفتهاند که منظور از عیسی روح و جان است) از اینهمه جهل وحماقت پارهای از پیروانش رنج میبرد و گریزان است. جاهلان و احمقانی که امروز هم، در لباس تبلیغ از آئین عیسی(ع) به قرآنِ مورد تأیید کتاب عیسی و به پیامبری که عیسی بارها آمدنش را نوید داده بود اهانت می کنند و جسارت می نمایند، قرآن میسوزانند و فیلم موهن می سازند.
کلام آخر
به تعبیر محققی اندیشمند «عیسی انسانی بود مست حق، طبیبی بود بزرگ که روح آلودهی بیمار انسان ها را شفا میبخشید، او از دم جبرئیل بود و شبیه ملک، از این روی هر آنچه با او هم نفس و هم قرین میشد حیات مییافت و زنده میگشت نظیر آب و گل که به وقت هم قرینی با نَفَس عیسی و دستهای او، پرنده میشد و پرواز میکرد. اهل شفاعت بود و صلح و صفا، اهل یک رنگی بود و عطا، او همهی پاکیها و شکوه مریم را به ارث برده بود».