پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

هفته وحدت - یادداشتی از حجت الاسلام و المسلمین محمد علی خسروی

نقش وحدت در مدیریت کلان جامعه

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی خسروی

چکیده:
در مـدیریـت و رهبری جامعه مهمترین عنصری که می تواند رمز موفقیت رهبر و مدیر باشد حفظ وحدت و یکپارچگی مردم است. قدرت سازماندهی و یکپارچه کردن مردم در گرو سلسله شرایطی است که اهّم آنها به خصوصیات فردی، علمی، اعتقادی و شخصیتی مدیر و رهبر جامعه بر می گردد.
مصلحان بزرگ و انسانهاى برجسته کسانى بوده‏اند که ابتدا با تسلط بر تمایلات نفسانى و افکار متفرق خود به یک وحدت در ذات خود نایل شده‏اند و آنگاه دیگران را از کشمکش و جدائى به همبستگى، و از اضطراب و نگرانى به آرامش و صلح رسانده‏اند. از زمرۀ مصلحانى که در قرن حاضر تحولى عظیم در جان آدمیان و جوامع مسلمانان پدید آورد امام خمینی(ره) است. او که در جان خویش به عالى‏ترین مراتب از مقامات توحیدى دست یافته بود در عرصه‏هاى اجتماعى نیز عنصر وحدت را در بالاترین حدّ مورد تأکید و توجه قرار داد. خود نیز پیش از همه و بیش از همه، در اندیشه و عمل، به تحکیم آن پرداخت. امام خمینى (ره) «وحدت» را تنها عامل نجات‏بخش ملّت اسلام، و عنصر «تفرقه» را پایه و اساس همۀ عقب ماندگى‏ها و گرفتارى‏هاى کشورهاى اسلامى مى‏دانست. آن رهبر آگاه از هیچ پیشامدى چون به هم خوردن اتحاد جامعه نمى‏آشفت و از هیچ موضوع اجتماعی به اندازة «وحدت» سخن نگفته است ، به طوری که واژة «وحدت و اتحاد» از لحاظ فراوانی در رأس موضوعات کتاب صحیفه امام قرار دارد. در این مقاله مبانی وحدت و تأثیر آن را در هدایت و مدیریت جامعه به اختصار مورد بررسی قرار می دهیم و شواهدی در هر مورد از گفتارهای حضرت امام خمینی (ره) ارائه خواهیم کرد.

جایگاه وحدت در قرآن و سنّت
شاید با قاطعیت بتوان گفت در حوزه مسایل اجتماعى اسلام هیچ موضوعى به اندازه «وحدت امّت» مورد توجه جدّى و تأکید قرار نگرفته است. دستورات صریح حضرت بارى جلّت عظمته و توصیه‏هاى مکرّر پیامبر اکرم(ص) و اهل‏بیت عصمت(ع) و اصحاب آن حضرت بر حفظ اتحاد و پرهیز از تفرّق و دو دستگى جایگاه والا و منحصر به فرد «وحدت» را در آیین اسلام مشخص مى‏سازد. تحقیق و بررسى در منابع دینى جاى هیچ‏گونه شک و شبهه‏اى را در لزوم ایجاد و حفظ وحدت باقى نمى‏گذارد.
ضرورت وحدت به استناد براهین عقلى و ادلّۀ شرعى به روشنى قابل اثبات است. اشاره‏اى گذرا و نگاهى کلى به برخى از دلایل خالى از فایده نیست. این دلایل که نشان مى‏دهد «وحدت» از اصول اساسى و ارکان اسلام است عبارتند از:
1. قرآن کریم
نداى بلند آیات قرآنى همۀ انسان‏ها را به وحدت فرا مى‏خواند. دعوت به توحید و یکتاپرستى که اولین، آخرین و مهمترین دعوت رسول گرامى اسلام است، در واقع بنیان نظام واحد جهانى و وحدت همۀ بشریت را پى‏ریزى مى‏کند. این حقیقت به عنوان روح قرآن کریم در آیه آیه و سوره سورۀ قرآن متجلّى است. قرآن عقل و اندیشۀ افراد را درگیر این سؤال کرده است که: «ءَأَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْواٰحِدُ الْقَهّٰارُ» (یوسف/39) ، آیا خدایان متعدد بهتر است یا خداوند یکتا؟
نتیجۀ چند خدائى تفرّق است و حاصل پرستش خداى واحد اتحاد. در این کتاب آسمانى جائى براى تعدد و تفرقه، نه در «هدف» که خداى واحد است و نه در «مسیر» که صراط مستقیم است، وجود ندارد.
این اندیشه انسان را به مقامى از وحدت مى‏رساند که همۀ جهان را یک واحد منسجم مى‏بیند و به فرمودۀ عارف و عالم بزرگوار مرحوم الهى‏قمشه‏اى:

جهان کشور من خدا شاه من
نداند جز این قلب آگاه من


در اینجا سه نمونه از آیات فراوانى را که اندیشه وحدت و یکپارچگى را مورد توجه قرار داده‏اند یادآورى مى‏کنیم:
الف. «وَ هُوَ الَّذى أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واٰحِدَةٍ» (انعام / 98) یعنى: او همان کسى است که شما را از یک تن پدید آورد.
قرآن همۀ انسان ها را به عنوان «یک حقیقت» و با تعبیر «یا بنى آدم» مورد خطاب قرار داده است. و با عباراتى مانند «خلقکم من نفس واحدة » اعلام مى‏دارد که همۀ انسان‏ها از یک موجود آفریده شده‏اند و برغم اختلافات ظاهرى، در نهایت، حقیقت همۀ آنها به یک نفس بر مى‏گردد. این خود مهم‏ترین پیام وحدت براى همۀ بشریت است. شیخ مصلح الدین سعدى این پیام قرآنى را چه لطیف و پر مغز بیان کرده‏است:
بنى آدم اعضاى یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بى‏غمى
نشاید که نامت نهـند آدمى

ب. «یٰآ أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثٰى وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوبًا وَقَبٰآئِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقیٰکُمْ».(حجرات / 13) ترجمه: اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بازشناسید؛ بى گمان گرامى‏ترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست.
در این آیه، اولاً همۀ انسان‏ها مخاطب‏اند نه فقط مؤمنین، زیرا با خطاب أَیُّهَا النّاسُ آغاز شده است. ثانیاً هدف از تنوع نژادى و قومى (شعوباً و قبائل) را نه در جهت تفرقه و جدائى بلکه به منظور تعـارف و شناسایى یکـدیگر دانسته است. ثالثاً وسیلۀ امتیاز و برترى را براى انسان ها تنها « تقوى و پرهیزکارى » معرفى کرده است. ویژگى تقوى این است که براى همۀ آحاد بشر از غنى و فقیر، سیاه و سفید، زن و مرد، افراد متمکن و غیر‏متمکن، و هر قشرى از اقشار قابل دسترسى و حصول است و این خود نیز عامل وحدت و یکپارچگى است. قرآن بر روى اصل تقوى که مایۀ وحدت است به عنوان تنها امتیاز بشر تکیه نموده و سایر امتیازهاى تفرقه‏انگیز را ملغى کرده است.
ج. «قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلٰى کَلِمَةٍ سَوٰآءٍ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِکَ بِه شَیْئًا وَ لاٰ یَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضًا أَرْبٰابًا مِنْ دُونِ اللّٰهِ» (آل عمران/64) ترجمه: بگو اى اهل کتاب؛ بیایید بر کلمه‏اى که میان ما و شما برابر است، هم داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزى را شریک او ندانیم و برخى از ما برخى دیگر را به جاى خداوند به خدایى نگیرد.
این آیه صریحاً وجه مشترک همۀ ادیان آسمانى را که همان یکتاپرستى است محور وحدت قرار داده و بدون در نظر گرفتن خصوصیات ادیان مختلف همگان را به اتحاد با محوریت توحید فراخوانده است.
2. حدیث
در موضوع وحدت، احادیث فراوانى در کتب روائى شیعه و سنى از پیامبر اکرم(ص) و اهل‏بیت(ع) نقل شده است. به عنوان نمونه به ذکر یکى از آنها اکتفا مى‏کنیم:
على‏بن ابى‏طالب(ع)، بزرگترین شخصیت عالم انسانیت پس از پیامبر اکرم(ص)، در فرمان جاودانۀ خود به مالک اشتر، والى مصر، نگاه یکسان به همه شهروندان کشور مصر را در دستور کار او قرار داده و فرموده است: اشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم.(اى مالک! مهربانى با مردم را بر سراسر دل خود حاکم گردان، و با آنها با دوستى و محبت برخورد کن) سپس به هنگام استدلال براى علت صدور این دستور فرمودند: فانّهم صنفان، امّا اخ‏لک فى الدّین و امّا نظیر لک فى الخلق (با همۀ مردم مهربان باش، زیرا آنها از‏دو ‏گروه ‏خارج نیستند: یا همکیشان تو هستند یا همنوعان و همانندان تواند در‏آفرینش.)
از تأمل در این کلام حکمت‏آمیز در مى‏یابیم که در مواجهه با انسان‏ها، حتى اگر هم‏عقیده و هم‏دین ما نبودند، همین قدر که هم‏نوع ما هستند کافى است تا مهربانى و محبّت به آن‏ها را شعار دل‏هایمان قرار دهیم و به وحدت انسانى بیندیشیم.
از بررسى مجموعۀ آموزه‏هاى دینى، قرآنى و روائى به این حقیقت مى‏رسیم که حرکت در جهت وحدت جامعه از وظایف اصلى و فرایض حتمى پیروان اسلام است.
3. سیرۀ عملى پیشوایان دین
علاوه بر آموزه‏هاى دینى در قرآن و حدیث، سیرۀ عملى پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز دلیل دیگرى بر ضرورت تلاش جهت تحقق وحدت ملّى و اسلامى است. سیرى در تاریخ زندگانى پیامبر اکرم(ص) و مطالعه در رفتارها، برخوردها، اقدام‏هاى عملى، ازدواج‏ها، ارتباط‏هاى شخصى، خانوادگى و اجتماعى آن حضرت نشان دهندۀ اهتمام خاص ایشان به حفظ وحدت به عنوان پایه و اساس نظام اجتماعى اسلام است. گفتنى است پیروى از اقدام‏هاى عملى و رفتارى پیامبر(ص) همچون اطاعت از دستورهاى شفاهى آن حضرت وظیفه شرعى همگان است. زیرا براساس آیۀ کریمۀ «لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فى رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب / 21) مسلمانان موظفند آن حضرت را الگوى زندگى خود قرار دهند. رفتار و سیرۀ امامان معصوم نیز از چنین اهمیتى برخوردار است و باید معیار عمل مسلمانان قرار گیرد.

امام خمینى(ره) در یکى از بیاناتشان اختلاف و تفرقه را انتحار و خودکشى دانسته و در جاى دیگر از آن به عنوان سم مهلک و منشأ تمامى بدبختى‏ها و عقب‏ماندگى‏هاى مسلمانان یاد کرده و فرموده است:
« اختلاف نیندازید هر کسى از یک گوشه‏اى بگیرد. امروز اختلاف، انتحار مسلمین است.» (صحیفه امام ،ج4،ص171)
و نیز فرموده اند :
« اختلافات و تفرقه در داخل هر قشر یا قشرى با اقشار دیگر که ناچار به اقشار ملت نیز سرایت مى‏کند سم مهلکى است که اول خود و در پى آن کشور و ملت و بالاتر از همه اسلام بزرگ را به خطر نابودى مى‏کشاند و در عصر حاضر و وضع موجود گناهى عظیم‏تر و جنایتى هولناک‏تر از آن نخواهید یافت.» (همان،ج18،ص469)
ریشه‏ها و روش‏ها
وحدت ریشه‏هایى دارد و روش‏هایى. ریشه‏هاى آن را باید در عقاید، اخلاق و صفات عالى انسانى جستجو کرد، و روش‏هاى آن را در برنامه‏هاى اجتماعى و شیوه‏هاى اجرائى و عملى آن. هریک را به اختصار بررسى‏مى‏کنیم.
الف. ریشه‏ها
«عقاید» و «اخلاق» دو عنصر اصلى در ایجاد وحدت و توسعۀ آن است.
1. عقاید: عقیده به پروردگار یکتا مهمترین عامل در نزدیک کردن دلها به یکدیگر است.
جان شیران و سگان از هم جداست
متّحـد جـان‏هـاى مردان خداست

ترویج یکتاپرستى و تحکیم بنیانهاى عقیدتى نقش مهمى در رسیدن جامعه به وحدت دارد. تجربه‏هاى تاریخى نشان داده است که «کلمۀ توحید» نزدیک‏ترین راه براى رسیدن به «توحید کلمه» است. پیامبر اکرم(ص) در مدتى کوتاه با شعار «لااله الاّ اللّه‏» مردم پراکندۀ حجاز را به یکپارچگى و برادرى رساند که آوازۀ آن در شرق و غرب عالم پیچید. پرچم توحید و یکتاپرستى قادر است دشمنى‏ها را به دوستى، تفرقه‏ها را به اتحاد، کینه‏ها را به اخوّت و دستجات مختلف را به «امّت واحده» تبدیل نماید. همانگونه که پیشتر گفتیم، قرآن کریم در آیۀ 64 سورۀ آل‏عمران، از مسیحیان، یهودیان، مسلمانان و همۀ پیروان کتابهاى آسمانى دعوت کرده است با گردآمدن زیر پرچم توحید، وحدت ادیان آسمانى را شکل دهند. و در سایۀ «اتحاد ادیان ابراهیمى» و «جبهۀ متحد خداپرستان جهان» به پیشرفت، تعالى و رشد دست‏یابند.
2. اخلاق: پس از عقاید، اخلاق نیز در تداوم وحدت نقش اساسى و زیربنایى دارد. پاى‏بندى به مکارم اخلاقى و رعایت دستورات تربیتى اسلام از عوامل مؤثر در تحقق وحدت و همدلى است. خصلت‏هاى عالى انسانى مانند فداکارى، گذشت، احسان، برادرى، جوانمردى، شجاعت، پاکى، راستگویى، امانت‏دارى، وفاى به عهد و سایر فضایل اخلاقى عناصرى هستند که روابط بین مردم را محکم و زمینه‏هاى اتحاد و همبستگى را فراهم مى‏آورند. در اینجا به یکی از عناصر مهم اخلاقی که نقش اساسی در ایجاد وحدت دارد اشاره می‏کنیم:
محّبت
محبت یکى از ریشه‏هاى اساسى وحدت است. اگر دوستى و ابراز محبت مردم را به یکدیگر خمیر مایۀ اصلى وحدت بدانیم سخنى گزاف نگفته‏ایم. امام باقر(ع) حقیقت دین را دوستى مى‏داند و مى‏فرماید: هل الدین الاّ الحبّ، آیا دین چیزى جز محبت است؟ جوهره دین خلاصه مى‏شود در عشق‏ورزى به خدا و اولیاى خدا و همۀ بندگان خدا.
اتحاد و انسجام بدون عشق و محبت قابل دوام نیست. وحدت‏هاى تاکتیکى و مقطعى هرگز مورد نظر اسلام و اولیاى اسلام نبوده و نتیجه‏اى نیز از آن حاصل نمى‏شود.
در جامعه‏اى که محبت حاکم است اختلافات قومى و مذهبى منجر به تفرقه و نزاع نخواهد شد. امام خمینى(ره) به دنبال تحقق وحدت حقیقى بودند نه صورى و ظاهرى. ایشان مى‏فرماید:
«من امیدوارم که این اجتماعات ابدان منتهى بشود به اجتماع ارواح، و مهم آن است... آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمع‏ها همه قشر اشخاص باشند، از روحانى و از نظامى و از انجمن‏هاى اسلامى. این یک امرى است که آسان است. لکن این امر براى رسیدن به مقصود کافى نیست. باید این اجتماعاتى که مى‏شود، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقى ــ که لازمۀ یک امت مسلمان است و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خداى تبارک و تعالى است ـ آن امر را دنبال کنیم که حاصل ‏بشود.»(همان،ج14،ص152)
بدیهى است که «وحدت حقیقى» و «اجتماع ارواح» بدون دوستى عمیق بین آحاد جامعه امکان‏پذیر نیست. یکى از پیش‏زمینه‏هاى وحدت حقیقى پاشیدن بذر محبت در میان اقشار، مذاهب، اقوام و نژادهاى گوناگون است. البته انتشار چنین اندیشه‏اى تنها به دست مصلحانى قابل اجرا است که همانند امام‏خمینى(ره) خود از یک روح لطیف عرفانى و پشتوانه‏اى از معارف عمیق قرآنى و عرفان اسلامى برخوردار باشند. امام خمینى (ره) حقیقتاً به مردم عشق مى‏ورزید و همین دوست داشتن واقعى و نه ابزارى بود که پیوندى نا گسستنى بین ایشان و دلهاى مردم بر قرار کرده بود، تا به آن حدّ که همگان دیدند پس از ارتحال ملکوتى ایشان چگونه اقشار و اقوام مختلف و همه انسان‏هاى آزادى‏خواه، اعم از شیعه و سنى، مسلمان و مسیحى، ایرانى و غیر ایرانى به شدت متأثر گردیدند و در فراقش گریستند. باید دانست که محبت حقیقى دو طرفه است، مردمى که در رحلت امام اشک مى‏ریختند بدان جهت بود که مى‏دانستند امام نیز آنها را از صمیم قلب دوست مى‏داشت. ایشان دوستى و عشق عمیق خود را به مردم بارها در زبان و عمل ابراز کرده بود.
به هر حال نباید فراموش کنیم که محبت زیربنایى‏ترین عنصر اتحاد است. محبت گرانبهاترین گوهر هستى و شگفت انگیزترین راز آفرینش است که در وجود آدمى تعبیه شده است.

یک قطره چشیدیم زمیناى محبت
گشتیم فنا در دل دریاى محبت
گر اهل مجازند خراب از مى انگور
ماسرخوش و مستیم ز صهباى محبت
اى دوست اگر در طلب گنج مرادى
سـود دو جهان است زسوداى محبت

وحدت حقیقى نه تاکتیکى
چنانچه اشارت رفت، در دیدگاه امام خمینى(ره) «وحدت مقطعى و موقت» جایى ندارد. هدف ایشان وحدت واقعى و دائمى بود و آن نیز جز با عشق و علاقۀ درونى و محبت واقعى مسلمانان و اهل توحید نسبت به یکدیگر حاصل نمى‏شود. ایشان مى‏فرمایند:

« امیدوارم که خداوند تبارک و تعالى به ملت قهرمان ایران سلامت بدهد و «هفتۀ وحدت» را واقعاً وحدت درست کنند، نه اینکه فقط ما «هفتۀ وحدت» مى‏گیریم. ما محتاج به وحدت هستیم در سالیان دراز، همیشه. قرآن کریم که{به} ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده، براى یک سال و ده سال و صد سال نیست، براى سرتاسر عالم است در سرتاسر تاریخ، و ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم » (همان،ج19،ص436)

ب. روش‏ها
پدیده‏هاى اجتماعى، براى پیدایش و ظهور خود، نیازمند یک سلسله شرایط و روش‏ها هستند تا بتدریج تحقق یافته و جایگاه واقعى خود را در نظام اجتماعى پیدا کنند.وحدت نیز همچون دیگر پدیده‏هاى اجتماعى تنها در بستر مناسب و با اجراى برنامه‏هاى خاص به وجود مى‏آید. براى نهادینه شدن وحدت در جامعه ابزار، روش‏ها و شیوه‏هاى گوناگونى قابل طرح است. مجموعۀ این روش‏ها را می‏توان در چهار برنامۀ کلى و اساسى جمع بندى کرد:
1. تعظیم شعائر دینى
اسلام براى انجام فرایض دینى به صورت «جمعى» اهتمام خاصى قایل است و بسیارى از احکام عبادى را که باید میان فرد و خدا برگزار شود در قالب مراسم جمعى عرضه کرده است. با تجمّع مردم براى انجام عبادت، هم‏بندگى و عبودیت پروردگار حاصل مى‏شود و هم هرچه بیشتر ارتباط مردم با یکدیگر تحکیم یافته و هدف بزرگ وحدت مسلمین متحقق مى‏شود. قرآن کریم این مراسم وحدت‏آفرین را شعائر الهى نامیده و بر بزرگداشت آن تأکید کرده است: «ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰآئِرَ اللّٰهِ فَاِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» (حج / 32) نمونه‏هایى از فرائض جمعى یا به تعبیر قرآن «شعائر اللّه‏» عبارتند از:
الف. نماز جماعت در مساجد، به طور روزانه.
ب. نماز جمعه، که در مقیاس وسیعتر هفتگى برگزار مى‏شود.
ج. مراسم حج، که در گستره‏اى وسیعتر سالى یکبار تکرار مى‏گردد.
د. اعیاد مذهبى و نمازهاى عید فطر و قربان.
ه . بزرگداشت ایام اللّه‏
و. اجتماعات دینى و مراسم مذهبى

موارد یاد شده نیازمند توضیح نیستند و ارتباط آنها با «تعظیم شعائر دینى» از دید خوانندگان نکته سنج پوشیده نیست. ولى دو مورد اخیر را که ارتباط بیشترى با موضوع مقاله دارند اندکى توضیح مى‏دهیم:

بزرگداشت ایام اللّه‏
یکى از نمونه‏هاى تعظیم شعائر، بزرگداشت ایام اللّه‏ است. واژۀ «ایام اللّه‏» اصطلاح تازه‏اى است که در دهه‏هاى گذشته وارد فرهنگ اجتماعى ما شده است، و داراى ریشۀ قرآنى و سیاسى است.
خداوند در قرآن با فرمان: «و ذکّر هم بایّام اللّه‏» دستور داده است که همواره یاد و خاطرۀ ایام اللّه‏ در جامعه زنده بماند. مراد از ایّام اللّه‏ چیست؟ ایّام اللّه‏، طبق نظر مفسران بزرگ از جمله مرحوم علاّمۀ طباطبایى، روزهایى را گویند که در آن روزها یک حادثۀ بزرگ مسرّت‏بخش یا اندوهبار، تلخ یا شیرین، که ارتباط با سرنوشت جامعه دارد به وقوع پیوسته و عزّت خدایى در آن تجلى کرده و امر خداوند با قدرت و غلبه ظهور یافته باشد.
امام‏خمینى(ره) براى اولین بار واژۀ «یوم اللّه‏» و «ایّام اللّه‏» را در فرهنگ سیاسى وارد کرد و با استفاده از این ادبیات قرآنى روزهاى حساسّ و سرنوشت‏سازى مانند 17 شهریور را که رژیم شاه به قتل عام مردم پرداخته بود به عنوان یوم اللّه‏ معرفى کرد؛ تا آن حادثه را نشانۀ استیصال دشمن، و قیام یکپارچۀ مردم را به عنوان مظهر تجلّى عزت و قدرت خداوندى به جامعه گوشزد کند. به کارگیرى واژۀ «یوم اللّه‏» براى روزهایى چون 15 خرداد، 17 شهریور و 22 بهمن از سوى حضرت امام به منظور توجه دادن مردم به ظهور قدرت خداوند در این ایّام بود. تأثیر فوق‏العادۀ این واژه در جهت‏دهى به حرکت انقلابى مردم و توجه به خدایى بودن اهداف نهضت بسیار حایز اهمیت است. و جا دارد مستقلاً در جاى دیگر به آن پرداخته‏شود.
از جملۀ ایام اللّه‏ «روز قدس» است که مراسم آن همه ساله در آخرین جمعۀ ماه مبارک رمضان، به صورت راهپیمایى و تجمّع، در بسیارى از کشورهاى اسلامى برگزار مى‏شود. اختصاص یک روز در سال براى زنده‏نگهداشتن آرمان فلسطین و آزادى بیت‏المقدس که از یادگارهاى حضرت امام‏خمینى(ره) است شیوه‏اى نو در جهت ایجاد وحدت بین مسلمانان جهان است.

اجتماعات دینى و مراسم مذهبى
اجتماعات دینى و مراسمى که به مناسبت‏هاى مختلف برگزار مى‏شود در صورتى که با رعایت شرایط و التزام به لوازم آن صورت پذیرد و برگزار کنندگان، خدا و مصالح مسلمین را در نظر بگیرند یکى از عوامل مؤثر در توسعۀ وحدت خواهد بود. مراسمى مانند: عید غدیر، نیمۀ شعبان، عاشورا، بیست و هشتم صفر و غیره که هر کدام به گونه‏اى مى‏توانند دلها را به هم نزدیک کنند. از جملۀ آنها مراسم هفتۀ وحدت است که در روزهاى ولادت با سعادت پیامبر اکرم(ص) از دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول برگزار مى‏شود و به این مناسبت اجتماعات، همایش‏ها و کنگره‏ها تشکیل مى‏گردد.
این‏گونه برنامه‏ها سنّت‏هاى حسنه و روش‏هاى مطلوبى هستند که مسیر جامعه را براى هدف متعالى وحدت هموار نموده و این حرکت مقدس و الهى را سرعت مى‏بخشند.
2. تحکیم روابط اجتماعى
اجتماعات بزرگ از چندین واحد کوچک تشکیل مى‏شوند. یکى از روش‏هاى دست‏یابى به تشکّل عظیم «امّت واحده» تقویت واحدهاى کوچکتر مانند واحد خانواده است. امروز یکى از معضلات بزرگ جوامع پیشرفته تزلزلى است که در کیان خانواده پدید آمده است، معضلى که دهها معضل دیگر از آن زائیده مى‏شود. تأکید فوق‏العاده اسلام بر حفظ شؤون خانواده و رعایت احترام والدین، تا جایى که حتى فرزندان از گفتن کوچکترین سخنى که موجب نارضایتى پدر و مادر شود نهى شده‏اند، نشان دهندۀ جایگاه ویژه این نهاد اجتماعى و اهمیت آن است. ارتباط‏هاى خانوادگى، و در محدوده‏اى گسترده‏تر، ارتباط‏هاى فامیلى که در اسلام «صلۀ رحم» نامیده مى‏شود پایه و اساس «وحدت عمومى» را تشکیل مى‏دهند. توجه به این نکته که، چرا در شریعت اسلام صلۀ رحم واجب است و قطع ارتباط با بستگان جزء گناهان کبیره شمرده شده است، ایجاب مى‏کند که در این امر حیاتى تأمل بیشتر بشود . اهمیت صلۀ رحم و سرکشى به بستگان در اسلام تا بدان پایه است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لایدخل الجنة قاطع رحم» یعنى: هیچ یک از کسانى که قطع رحم کرده‏اند داخل بهشت نمى‏شوند بنابراین موفقیت مدیر و رهبر جامعه در تقویت و زمینه سازی تحکیم روابط اجتماعی است.
3. تقویت مناسبات ملّى
هر قوم و ملّتى آداب و رسوم خاص و جشن‏هاى ویژه‏اى دارند که در‏میان اقوام و ملّت‏هاى دیگر مرسوم نیست. این‏گونه مراسم در تحکیم‏ارتباط و پیوند بین مردم بسیار مؤثر است. مانند عید نوروز و‏بسیارى از اعیاد، جشن‏ها و رسوم محلى که در نقاط مختلف جهان به‏شکل‏هاى کاملاً متفاوت مرسوم است، و آثار مثبت آن در توسعۀ همدلى‏و تقویت عواطف انسانى قابل انکار نیست. البته ممکن است برخى افراد در مشروعیت این‏گونه مراسم، که تنها جنبۀ ملى و قومى دارد، از لحاظ شرعى تردید کنند. امّا حکم شرعى آنها روشن است. زیرا برگزارى اعیاد ملى و هرگونه مراسم عمومى و محلّى گرچه‏ریشۀ دینى نداشته باشند، در صورتى که در آن‏ها معصیت خدا ‏نشود، نه تنها نامشروع و ناپسند نیست، بلکه همواره مورد تأیید و تشویق اولیاى اسلام بوده است. به جهت آنکه تأمین کنندۀ مصلحت والا و مهمى چون وحدت ملّى است.
شخصیت‏هاى‏بزرگ دینى مانند آیت اللّه‏ العظمى بروجردى در روز عید نوروز جلوس نموده و با مردم دیدار مى‏کردند. امام خمینى نیز پس از تشکیل حکومت دینى در ایران همه ساله با صدور پیام نوروزى عملاً بر مشروعیت ترویج از چنین اعیاد و مراسم ملّى صحّه گذاشته و مردم را بر بهره‏گیرى از این فرصت و انجام دید و بازدید و احیاى سنت‏هاى نیکوى مردمى تشویق کردند. استفاده صحیح از مناسبت‏هاى ملّى و محلّى روش مناسبى در توسعۀ اندیشه نوع‏دوستى و تقویت روحیه اتحاد و اتفاق در جامعه است.
4. توسعۀ مشارکت‏هاى مردمى
حضور مردم در صحنه‏هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى یکى از شاخص‏هاى وحدت ملّى است. زیرا اگر مردم در عرصه‏هاى اقتصادى و سیاسى و فرهنگى کشور مشارکت فعال و حضور مستقیم داشته باشند بتدریج روحیۀ همگرایى در آنان شکل مى‏گیرد و اندیشۀ وحدت و هم‏اندیشى نهادینه مى‏شود. نمونه‏هاى فراوان تاریخى را در صدر اسلام و پس از آن، در تحولات مختلف مى‏توان یافت. در آغازین روزهاى ظهور اسلام، حضور عاشقانۀ مردم در احداث مسجد قبا و مسجدالنبى، در صحنۀ جنگ‏ها و غزوات به همراه پیامبر اکرم(ص)، در عرصۀ تعلیم و تعلّم و دیگر عرصه‏هاى اجتماعى بسیار کارساز بود و روز به روز بر یکپارچگى و اتحاد مسلمانان مى‏افزود. در دوران‏هاى بعد نیز هرجا مشارکت مردمى بیشتر بود و براى حضور مردم میدان بیشترى باز مى‏شد زمینه‏هاى همبستگى فراهم‏تر و اتحاد مردم نمایان‏تر مى‏گردید. نمونۀ دیگرى از بازتاب حضور و اتحاد مردم در پیشرفت و ترقى جامعه را مى‏توان در عصر ظهور تمّدن اسلامى مشاهده کرد. زیرا رمز شکوه و عظمت قرن‏هاى چهارم و پنجم هجرى که اوج شکوفایى تمدن اسلامى در تاریخ ایران و اسلام است حضور آزادانۀ مردم در ادارۀ امور جامعه بوده است. عمدۀ پیشرفت‏هاى حیرت‏انگیز مسلمانان در آن دوران طلایى، به اعتراف همۀ مورخان و محققان، مرهون موقوفاتى بوده که درآمد اقتصادى آنها باید صرف احداث مدارس علمى، کتابخانه‏ها، دارالحکمه‏ها و ادارۀ معاش دانش‏آموختگان و مدرّسان مى‏شد، و چنانکه مى‏دانیم نهاد «وقف و موقوفات» یک نهاد صد در صد مردمى است که مردم خود آن را تأسیس و خود آن را اداره مى‏کردند. داشتن آزادى عمل براى حضور در عرصه‏هاى مختلف اجتماعى و اقتصادى موجب شده بود تا انگیزۀ خدمت بیشتر شود و روحیۀ مشارکت و معاضدت و همدلى تقویت‏گردد.
نمونۀ دیگر آن در دوران معاصر، پدیدۀ انقلاب اسلامى است. این انقلاب فرصتى را فراهم کرد تا مصداق‏هاى عینى و شگفت‏انگیزى از تأثیرگذارى «حضور» مردم در «اتحاد» آنان را تجربه کنیم. اصل پیروزى انقلاب و غلبه بر نظام شاهنشاهى تنها و تنها از طریق حضور مستقیم مردم در صحنه پدید آمد. قطعۀ تاریخى دهۀ فجر 1357 در تاریخ ایران نماد کامل اتحاد ملّى است که بر پایۀ مشارکت آگاهانۀ همۀ ایرانیان از هر دین، مسلک، نژاد و زبان شکل گرفت. پس از انقلاب توطئه‏هاى رنگارنگ دشمنان تنها در سایۀ حضور همه‏جانبه مردم رنگ باخت و خنثى شد. جنگ تمام عیار قدرت‏هاى استکبارى علیه ملت ایران از سال 1359 تا 1367 و حمایت‏هاى بى‏دریغ تسلیحاتى، تبلیغاتى، اطلاعاتى و مالى آنها از رژیم بعث عراق در حمله به کشورمان جز در سایۀ بسیج همگانى و حضور مردم در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها قابل شکست نبود. پیروزى ملّت در جنگ تحمیلى هشت ساله مرهون حضور جدى همۀ مردم بود. شیرینى اتحاد و فداکارى و همدلى در آن هشت سال هنوز در کام مردم باقى است.
یکى دیگر از نمونه‏هاى شاخص در انقلاب اسلامى را مى‏توان برگزارى انتخابات‏هاى متعدد دانست. امام خمینى(ره) پس از آن که سرزمین ایران را از چنگال استبداد رهانید، براى آن‏که کشور دوباره به استبداد برنگردد و آزادى ملّت براى همیشه تضمین شود برگزارى انتخابات‏هاى مکرر را در دستور کار خود و اداره‏کنندگان کشور قرار داد. حتى گاهى تعداد انتخابات‏ها بیش از حد نیاز مى‏نمود. ولى براى ملّتى که تجربۀ حضور در تصمیم‏گیرى‏هاى کلان را نداشت و قرن‏ها با نظام استبدادى خو گرفته بود ضرورت داشت تا در انتخابات‏هاى متعدد شرکت داده شود. شاید این اقدام بهترین تمرین براى ایجاد اعتماد به نفس در یکایک مردم و آمادگى براى پذیرش نظام مردم سالاری دینی محسوب مى‏شد، تا از این طریق روحیۀ فرد پرستى و تحمل نظام دیکتاتورى که طى چندین قرن ریشه در تار و پود افکار اجتماعى مردم تنیده بود بتدریج تضعیف و فراموش شود.
قانون اساسى به گونه‏اى طراحى شده است که بر اساس آن ملّت باید هر از چندگاه‏یکبار به پاى صندوق‏هاى رأى رفته و اظهار نظر کنند. انتخاب رئیس جمهور، انتخاب نمایندگان مجلس، انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا و انتخاب خبرگان رهبرى مواردى است که به طور مداوم ذهن و فکر مردم را درگیر مسایل سرنوشت‏ساز خود نموده و حضور دائمى آنها را در صحنه‏هاى سیاسى تضمین مى‏کند. بدون تردید مشارکت سیاسى مردم پایه‏هاى وحدت امت را تحکیم نموده و یکى از شاخص‏هاى مورد اعتماد براى تعیین میزان همدلى مردم و همبستگى اجتماعى است.
آفات وحدت
آفات و موانعی که موجب از میان رفتن وحدت و ایجاد تشتت و تفرقه می‏شوند و در نتیجه مدیریت و رهبری جامعه را با شکست روبرو می‏کنند بر دو گونه‏اند: برخى درونى و برخى بیرونى. موانع درونى به نفسانیات و علایق شخصى و گروهى انسان‏ها برمى‏گردد. و موانع بیرونى عمدتاً به دست قدرت‏هاى توسعه طلب و سلطه گران متجاوز پدید مى‏آید. پس وحدت همواره از دو ناحیه تهدید مى‏شود:
1) از ناحیه هواهاى نفسانى؛
2) از ناحیه قدرت‏هاى شیطانى.
آفات درونى
براساس فرموده پیامبر گرامى اسلام، حبّ دنیا رأس همه خطاها و ریشۀ گرفتارى‏هاى بشر است. انسان قبل از اینکه از دشمن بیرونى ضربه بخورد از دشمن درونى که نفس اوست ضربه مى‏خورد. نیز پیامبر اکرم(ص) فرمودند: دشمن‏ترین دشمنان تو همان نفس توست که در میان دو پهلوى‏توست.
نفس هر دم از درونت در کمین
از همه مردم بتر از خشم و کین
دشمنى دارى چنین در سرّ خویش
مـانع عقل است وخصم جان و کیش

وحدت امت اسلامى و وحدت ملّى آنقدر که تاکنون از عوامل نفسانى افراد لطمه دیده است از توطئه‏هاى بیرونى لطمه نخورده است. امام خمینى(ره) مى‏فرمود:
« شما باید بدانید که هر اختلاف و نزاعى شروع شود، از باطـن خـود انسان است و هر اتحاد و انسجـامى که حاصل شود از‏خداست »(همان ،ج16،ص247)
آفات بیرونى
موانع و آفات بیرونى هم دست‏کمى از موانع درونى ندارند. همان عواملى که به شهادت تاریخ، دست پیدا و ناپیداى آن در اکثر نزاع‏هاى قومى و مذهبى دیده شده و مانع بزرگى بر سر راه اتحاد ملى و اسلامى به شمار مى‏رود. این قضیه به قدرى روشن است که هیچ کس نمى‏تواند منکر تحریکات قدرت‏هاى استعمارگر در میان کشورهاى اسلامى باشد. ایجاد اختلاف و تحریک بین مسلمانان، با استفاده از اختلافهاى زبانى، نژادى، قومى و مذهبى، از اصول استراتژیک استعمار براى چنگ انداختن به منافع کشورهاى اسلامى و غارت ثروت‏هاى خرد و کلان آنها است. مطالعه تاریخ استعمار در کشور هند و شیوه نفوذ و تسلط دولت انگلیس در آن منطقه سخت خواندنى و عبرت‏آموز است. هنوز هم متأسفانه شعار استعمارى «فرّق تسُد» (تفرقه بینداز و آقایى کن) همچنان کاربرد دارد و در دستور کار متجاوزان و ایادى‏شان قرار مى‏گیرد. آنها با به کار بستن این شیوه و استفاده از ناآگاهى و ساده اندیشى برخى از اقشار جامعه همواره به بخشى از اهداف شوم خود دست یافته و از منافع آن بهره مى‏برند. امام خمینى(ره) بیشترین و پرشورترین هشدارهاى خود را در این زمینه داده است. این عالم تیزبین و آگاه، به خوبى دست استعمار را در طرح اکثر مباحث اختلافى و اختلافات قومى مشاهده کرده و ملت‏ها را از افتادن در دام این توطئه بر‏حذر داشته و فرموده است:
« ما سال‏هاى طولانى است که دنبال این هستیم که مسلمین را با هم همقدم و همکلام و مجتمع کنیم؛ براى اینکه تمام گرفتارى‏هایى که مسلمین دارند و به دست قدرت‏هاى اجنبى؛ آنهایى که مى‏خواهند از بلاد مسلمین بهره‏گیرى کنند، آنهایى که مى‏خواهند ذخایر مسلمین را ببرند، آنهایى که مى‏خواهند دولت‏هاى اسلامى را در زیر یوغ سلطنت خودشان قرار بدهند، اینها کوشش کرده‏اند خودشان و عمّالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند. » (همان،ج13،ص339)

امام خمینى(ره) در پیامى بس شیوا و شورانگیز از توطئه شوم جهان‏خواران پرده برمى‏دارد و مسلمین را به اتحاد فرا مى‏خواند و مى‏فرماید:
« هان! اى مسلمانان قدرتمند، به خود آیید و خود را بشناسید و به عالم بشناسانید؛ و اختلافات فرقه‏اى و منطقه‏اى را، که به دست قدرت‏هاى جهانخوار و عمال فاسد آنها براى غارت شما و پایمال کردن شرف انسانى و اسلامى شما بار آمده، به حکم خداى تعالى و قرآن مجید به دور‏افکنید.» (همان،ج19،ص339)

نتیجه:
نتیجه ای که از مجموعه مباحث فوق حاصل می شود این است که «وحدت» عنصر اصلی و شرط اساسی مدیریت صحیح یک جامعه است و امام خمینی(ره) به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی از این عنصرحیاتی بهترین بهره برداری را در جهت پیشرفت کشور و تثبیت انقلاب اسلامی نمودند. باز شناسی این موضوع تأثیر مهمی در پویایی و حرکت اصیل انقلاب اسلامی خواهد داشت.


انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.