حجت الاسلام و المسلمین محمد علی خسروی
چکیده:
در مـدیریـت و رهبری جامعه مهمترین عنصری که می تواند رمز موفقیت رهبر و مدیر باشد حفظ وحدت و یکپارچگی مردم است. قدرت سازماندهی و یکپارچه کردن مردم در گرو سلسله شرایطی است که اهّم آنها به خصوصیات فردی، علمی، اعتقادی و شخصیتی مدیر و رهبر جامعه بر می گردد.
مصلحان بزرگ و انسانهاى برجسته کسانى بودهاند که ابتدا با تسلط بر تمایلات نفسانى و افکار متفرق خود به یک وحدت در ذات خود نایل شدهاند و آنگاه دیگران را از کشمکش و جدائى به همبستگى، و از اضطراب و نگرانى به آرامش و صلح رساندهاند. از زمرۀ مصلحانى که در قرن حاضر تحولى عظیم در جان آدمیان و جوامع مسلمانان پدید آورد امام خمینی(ره) است. او که در جان خویش به عالىترین مراتب از مقامات توحیدى دست یافته بود در عرصههاى اجتماعى نیز عنصر وحدت را در بالاترین حدّ مورد تأکید و توجه قرار داد. خود نیز پیش از همه و بیش از همه، در اندیشه و عمل، به تحکیم آن پرداخت. امام خمینى (ره) «وحدت» را تنها عامل نجاتبخش ملّت اسلام، و عنصر «تفرقه» را پایه و اساس همۀ عقب ماندگىها و گرفتارىهاى کشورهاى اسلامى مىدانست. آن رهبر آگاه از هیچ پیشامدى چون به هم خوردن اتحاد جامعه نمىآشفت و از هیچ موضوع اجتماعی به اندازة «وحدت» سخن نگفته است ، به طوری که واژة «وحدت و اتحاد» از لحاظ فراوانی در رأس موضوعات کتاب صحیفه امام قرار دارد. در این مقاله مبانی وحدت و تأثیر آن را در هدایت و مدیریت جامعه به اختصار مورد بررسی قرار می دهیم و شواهدی در هر مورد
از گفتارهای حضرت امام خمینی (ره) ارائه خواهیم کرد.
جایگاه وحدت در قرآن و سنّت
شاید با قاطعیت بتوان گفت در حوزه مسایل اجتماعى اسلام هیچ موضوعى به اندازه «وحدت امّت» مورد توجه جدّى و تأکید قرار نگرفته است. دستورات صریح حضرت بارى جلّت عظمته و توصیههاى مکرّر پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت عصمت(ع) و اصحاب آن حضرت بر حفظ اتحاد و پرهیز از تفرّق و دو دستگى جایگاه والا و منحصر به فرد «وحدت» را در آیین اسلام مشخص مىسازد. تحقیق و بررسى در منابع دینى جاى هیچگونه شک و شبههاى را در لزوم ایجاد و حفظ وحدت باقى نمىگذارد.
ضرورت وحدت به استناد براهین عقلى و ادلّۀ شرعى به روشنى قابل اثبات است. اشارهاى گذرا و نگاهى کلى به برخى از دلایل خالى از فایده نیست. این دلایل که نشان مىدهد «وحدت» از اصول اساسى و ارکان اسلام است عبارتند از:
1. قرآن کریم
نداى بلند آیات قرآنى همۀ انسانها را به وحدت فرا مىخواند. دعوت به توحید و یکتاپرستى که اولین، آخرین و مهمترین دعوت رسول گرامى اسلام است، در واقع بنیان نظام واحد جهانى و وحدت همۀ بشریت را پىریزى مىکند. این حقیقت به عنوان روح قرآن کریم در آیه آیه و سوره سورۀ قرآن متجلّى است. قرآن عقل و اندیشۀ افراد را درگیر این سؤال کرده است که: «ءَأَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْواٰحِدُ الْقَهّٰارُ» (یوسف/39) ، آیا خدایان متعدد بهتر است یا خداوند یکتا؟
نتیجۀ چند خدائى تفرّق است و حاصل پرستش خداى واحد اتحاد. در این کتاب آسمانى جائى براى تعدد و تفرقه، نه در «هدف» که خداى واحد است و نه در «مسیر» که صراط مستقیم است، وجود ندارد.
این اندیشه انسان را به مقامى از وحدت مىرساند که همۀ جهان را یک واحد منسجم مىبیند و به فرمودۀ عارف و عالم بزرگوار مرحوم الهىقمشهاى:
جهان کشور من خدا شاه من
نداند جز این قلب آگاه من
در اینجا سه نمونه از آیات فراوانى را که اندیشه وحدت و یکپارچگى را مورد توجه قرار دادهاند یادآورى مىکنیم:
الف. «وَ هُوَ الَّذى أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واٰحِدَةٍ» (انعام / 98) یعنى: او همان کسى است که شما را از یک تن پدید آورد.
قرآن همۀ انسان ها را به عنوان «یک حقیقت» و با تعبیر «یا بنى آدم» مورد خطاب قرار داده است. و با عباراتى مانند «خلقکم من نفس واحدة » اعلام مىدارد که همۀ انسانها از یک موجود آفریده شدهاند و برغم اختلافات ظاهرى، در نهایت، حقیقت همۀ آنها به یک نفس بر مىگردد. این خود مهمترین پیام وحدت براى همۀ بشریت است. شیخ مصلح الدین سعدى این پیام قرآنى را چه لطیف و پر مغز بیان کردهاست:
بنى آدم اعضاى یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بىغمى
نشاید که نامت نهـند آدمى
ب. «یٰآ أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثٰى وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوبًا وَقَبٰآئِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقیٰکُمْ».(حجرات / 13) ترجمه: اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بازشناسید؛ بى گمان گرامىترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست.
در این آیه، اولاً همۀ انسانها مخاطباند نه فقط مؤمنین، زیرا با خطاب أَیُّهَا النّاسُ آغاز شده است. ثانیاً هدف از تنوع نژادى و قومى (شعوباً و قبائل) را نه در جهت تفرقه و جدائى بلکه به منظور تعـارف و شناسایى یکـدیگر دانسته است. ثالثاً وسیلۀ امتیاز و برترى را براى انسان ها تنها « تقوى و پرهیزکارى » معرفى کرده است. ویژگى تقوى این است که براى همۀ آحاد بشر از غنى و فقیر، سیاه و سفید، زن و مرد، افراد متمکن و غیرمتمکن، و هر قشرى از اقشار قابل دسترسى و حصول است و این خود نیز عامل وحدت و یکپارچگى است. قرآن بر روى اصل تقوى که مایۀ وحدت است به عنوان تنها امتیاز بشر تکیه نموده و سایر امتیازهاى تفرقهانگیز را ملغى کرده است.
ج. «قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلٰى کَلِمَةٍ سَوٰآءٍ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِکَ بِه شَیْئًا وَ لاٰ یَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضًا أَرْبٰابًا مِنْ دُونِ اللّٰهِ» (آل عمران/64) ترجمه: بگو اى اهل کتاب؛ بیایید بر کلمهاى که میان ما و شما برابر است، هم داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزى را شریک او ندانیم و برخى از ما برخى دیگر را به جاى خداوند به خدایى نگیرد.
این آیه صریحاً وجه مشترک همۀ ادیان آسمانى را که همان یکتاپرستى است محور وحدت قرار داده و بدون در نظر گرفتن خصوصیات ادیان مختلف همگان را به اتحاد با محوریت توحید فراخوانده است.
2. حدیث
در موضوع وحدت، احادیث فراوانى در کتب روائى شیعه و سنى از پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) نقل شده است. به عنوان نمونه به ذکر یکى از آنها اکتفا مىکنیم:
علىبن ابىطالب(ع)، بزرگترین شخصیت عالم انسانیت پس از پیامبر اکرم(ص)، در فرمان جاودانۀ خود به مالک اشتر، والى مصر، نگاه یکسان به همه شهروندان کشور مصر را در دستور کار او قرار داده و فرموده است: اشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم.(اى مالک! مهربانى با مردم را بر سراسر دل خود حاکم گردان، و با آنها با دوستى و محبت برخورد کن) سپس به هنگام استدلال براى علت صدور این دستور فرمودند: فانّهم صنفان، امّا اخلک فى الدّین و امّا نظیر لک فى الخلق (با همۀ مردم مهربان باش، زیرا آنها ازدو گروه خارج نیستند: یا همکیشان تو هستند یا همنوعان و همانندان تواند درآفرینش.)
از تأمل در این کلام حکمتآمیز در مىیابیم که در مواجهه با انسانها، حتى اگر همعقیده و همدین ما نبودند، همین قدر که همنوع ما هستند کافى است تا مهربانى و محبّت به آنها را شعار دلهایمان قرار دهیم و به وحدت انسانى بیندیشیم.
از بررسى مجموعۀ آموزههاى دینى، قرآنى و روائى به این حقیقت مىرسیم که حرکت در جهت وحدت جامعه از وظایف اصلى و فرایض حتمى پیروان اسلام است.
3. سیرۀ عملى پیشوایان دین
علاوه بر آموزههاى دینى در قرآن و حدیث، سیرۀ عملى پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز دلیل دیگرى بر ضرورت تلاش جهت تحقق وحدت ملّى و اسلامى است. سیرى در تاریخ زندگانى پیامبر اکرم(ص) و مطالعه در رفتارها، برخوردها، اقدامهاى عملى، ازدواجها، ارتباطهاى شخصى، خانوادگى و اجتماعى آن حضرت نشان دهندۀ اهتمام خاص ایشان به حفظ وحدت به عنوان پایه و اساس نظام اجتماعى اسلام است. گفتنى است پیروى از اقدامهاى عملى و رفتارى پیامبر(ص) همچون اطاعت از دستورهاى شفاهى آن حضرت وظیفه شرعى همگان است. زیرا براساس آیۀ کریمۀ «لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فى رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب / 21) مسلمانان موظفند آن حضرت را الگوى زندگى خود قرار دهند. رفتار و سیرۀ امامان معصوم نیز از چنین اهمیتى برخوردار است و باید معیار عمل مسلمانان قرار گیرد.
امام خمینى(ره) در یکى از بیاناتشان اختلاف و تفرقه را انتحار و خودکشى دانسته و در جاى دیگر از آن به عنوان سم مهلک و منشأ تمامى بدبختىها و عقبماندگىهاى مسلمانان یاد کرده و فرموده است:
« اختلاف نیندازید هر کسى از یک گوشهاى بگیرد. امروز اختلاف، انتحار مسلمین است.» (صحیفه امام ،ج4،ص171)
و نیز فرموده اند :
« اختلافات و تفرقه در داخل هر قشر یا قشرى با اقشار دیگر که ناچار به اقشار ملت نیز سرایت مىکند سم مهلکى است که اول خود و در پى آن کشور و ملت و بالاتر از همه اسلام بزرگ را به خطر نابودى مىکشاند و در عصر حاضر و وضع موجود گناهى عظیمتر و جنایتى هولناکتر از آن نخواهید یافت.» (همان،ج18،ص469)
ریشهها و روشها
وحدت ریشههایى دارد و روشهایى. ریشههاى آن را باید در عقاید، اخلاق و صفات عالى انسانى جستجو کرد، و روشهاى آن را در برنامههاى اجتماعى و شیوههاى اجرائى و عملى آن. هریک را به اختصار بررسىمىکنیم.
الف. ریشهها
«عقاید» و «اخلاق» دو عنصر اصلى در ایجاد وحدت و توسعۀ آن است.
1. عقاید: عقیده به پروردگار یکتا مهمترین عامل در نزدیک کردن دلها به یکدیگر است.
جان شیران و سگان از هم جداست
متّحـد جـانهـاى مردان خداست
ترویج یکتاپرستى و تحکیم بنیانهاى عقیدتى نقش مهمى در رسیدن جامعه به وحدت دارد. تجربههاى تاریخى نشان داده است که «کلمۀ توحید» نزدیکترین راه براى رسیدن به «توحید کلمه» است. پیامبر اکرم(ص) در مدتى کوتاه با شعار «لااله الاّ اللّه» مردم پراکندۀ حجاز را به یکپارچگى و برادرى رساند که آوازۀ آن در شرق و غرب عالم پیچید. پرچم توحید و یکتاپرستى قادر است دشمنىها را به دوستى، تفرقهها را به اتحاد، کینهها را به اخوّت و دستجات مختلف را به «امّت واحده» تبدیل نماید. همانگونه که پیشتر گفتیم، قرآن کریم در آیۀ 64 سورۀ آلعمران، از مسیحیان، یهودیان، مسلمانان و همۀ پیروان کتابهاى آسمانى دعوت کرده است با گردآمدن زیر پرچم توحید، وحدت ادیان آسمانى را شکل دهند. و در سایۀ «اتحاد ادیان ابراهیمى» و «جبهۀ متحد خداپرستان جهان» به پیشرفت، تعالى و رشد دستیابند.
2. اخلاق: پس از عقاید، اخلاق نیز در تداوم وحدت نقش اساسى و زیربنایى دارد. پاىبندى به مکارم اخلاقى و رعایت دستورات تربیتى اسلام از عوامل مؤثر در تحقق وحدت و همدلى است. خصلتهاى عالى انسانى مانند فداکارى، گذشت، احسان، برادرى، جوانمردى، شجاعت، پاکى، راستگویى، امانتدارى، وفاى به عهد و سایر فضایل اخلاقى عناصرى هستند که روابط بین مردم را محکم و زمینههاى اتحاد و همبستگى را فراهم مىآورند. در اینجا به یکی از عناصر مهم اخلاقی که نقش اساسی در ایجاد وحدت دارد اشاره میکنیم:
محّبت
محبت یکى از ریشههاى اساسى وحدت است. اگر دوستى و ابراز محبت مردم را به یکدیگر خمیر مایۀ اصلى وحدت بدانیم سخنى گزاف نگفتهایم. امام باقر(ع) حقیقت دین را دوستى مىداند و مىفرماید: هل الدین الاّ الحبّ، آیا دین چیزى جز محبت است؟ جوهره دین خلاصه مىشود در عشقورزى به خدا و اولیاى خدا و همۀ بندگان خدا.
اتحاد و انسجام بدون عشق و محبت قابل دوام نیست. وحدتهاى تاکتیکى و مقطعى هرگز مورد نظر اسلام و اولیاى اسلام نبوده و نتیجهاى نیز از آن حاصل نمىشود.
در جامعهاى که محبت حاکم است اختلافات قومى و مذهبى منجر به تفرقه و نزاع نخواهد شد. امام خمینى(ره) به دنبال تحقق وحدت حقیقى بودند نه صورى و ظاهرى. ایشان مىفرماید:
«من امیدوارم که این اجتماعات ابدان منتهى بشود به اجتماع ارواح، و مهم آن است... آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمعها همه قشر اشخاص باشند، از روحانى و از نظامى و از انجمنهاى اسلامى. این یک امرى است که آسان است. لکن این امر براى رسیدن به مقصود کافى نیست. باید این اجتماعاتى که مىشود، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقى ــ که لازمۀ یک امت مسلمان است و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خداى تبارک و تعالى است ـ آن امر را دنبال کنیم که حاصل بشود.»(همان،ج14،ص152)
بدیهى است که «وحدت حقیقى» و «اجتماع ارواح» بدون دوستى عمیق بین آحاد جامعه امکانپذیر نیست. یکى از پیشزمینههاى وحدت حقیقى پاشیدن بذر محبت در میان اقشار، مذاهب، اقوام و نژادهاى گوناگون است. البته انتشار چنین اندیشهاى تنها به دست مصلحانى قابل اجرا است که همانند امامخمینى(ره) خود از یک روح لطیف عرفانى و پشتوانهاى از معارف عمیق قرآنى و عرفان اسلامى برخوردار باشند. امام خمینى (ره) حقیقتاً به مردم عشق مىورزید و همین دوست داشتن واقعى و نه ابزارى بود که پیوندى نا گسستنى بین ایشان و دلهاى مردم بر قرار کرده بود، تا به آن حدّ که همگان دیدند پس از ارتحال ملکوتى ایشان چگونه اقشار و اقوام مختلف و همه انسانهاى آزادىخواه، اعم از شیعه و سنى، مسلمان و مسیحى، ایرانى و غیر ایرانى به شدت متأثر گردیدند و در فراقش گریستند. باید دانست که محبت حقیقى دو طرفه است، مردمى که در رحلت امام اشک مىریختند بدان جهت بود که مىدانستند امام نیز آنها را از صمیم قلب دوست مىداشت. ایشان دوستى و عشق عمیق خود را به مردم بارها در زبان و عمل ابراز کرده بود.
به هر حال نباید فراموش کنیم که محبت زیربنایىترین عنصر اتحاد است. محبت گرانبهاترین گوهر هستى و شگفت انگیزترین راز آفرینش است که در وجود آدمى تعبیه شده است.
یک قطره چشیدیم زمیناى محبت
گشتیم فنا در دل دریاى محبت
گر اهل مجازند خراب از مى انگور
ماسرخوش و مستیم ز صهباى محبت
اى دوست اگر در طلب گنج مرادى
سـود دو جهان است زسوداى محبت
وحدت حقیقى نه تاکتیکى
چنانچه اشارت رفت، در دیدگاه امام خمینى(ره) «وحدت مقطعى و موقت» جایى ندارد. هدف ایشان وحدت واقعى و دائمى بود و آن نیز جز با عشق و علاقۀ درونى و محبت واقعى مسلمانان و اهل توحید نسبت به یکدیگر حاصل نمىشود. ایشان مىفرمایند:
« امیدوارم که خداوند تبارک و تعالى به ملت قهرمان ایران سلامت بدهد و «هفتۀ وحدت» را واقعاً وحدت درست کنند، نه اینکه فقط ما «هفتۀ وحدت» مىگیریم. ما محتاج به وحدت هستیم در سالیان دراز، همیشه. قرآن کریم که{به} ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده، براى یک سال و ده سال و صد سال نیست، براى سرتاسر عالم است در سرتاسر تاریخ، و ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم » (همان،ج19،ص436)
ب. روشها
پدیدههاى اجتماعى، براى پیدایش و ظهور خود، نیازمند یک سلسله شرایط و روشها هستند تا بتدریج تحقق یافته و جایگاه واقعى خود را در نظام اجتماعى پیدا کنند.وحدت نیز همچون دیگر پدیدههاى اجتماعى تنها در بستر مناسب و با اجراى برنامههاى خاص به وجود مىآید. براى نهادینه شدن وحدت در جامعه ابزار، روشها و شیوههاى گوناگونى قابل طرح است. مجموعۀ این روشها را میتوان در چهار برنامۀ کلى و اساسى جمع بندى کرد:
1. تعظیم شعائر دینى
اسلام براى انجام فرایض دینى به صورت «جمعى» اهتمام خاصى قایل است و بسیارى از احکام عبادى را که باید میان فرد و خدا برگزار شود در قالب مراسم جمعى عرضه کرده است. با تجمّع مردم براى انجام عبادت، همبندگى و عبودیت پروردگار حاصل مىشود و هم هرچه بیشتر ارتباط مردم با یکدیگر تحکیم یافته و هدف بزرگ وحدت مسلمین متحقق مىشود. قرآن کریم این مراسم وحدتآفرین را شعائر الهى نامیده و بر بزرگداشت آن تأکید کرده است: «ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰآئِرَ اللّٰهِ فَاِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» (حج / 32) نمونههایى از فرائض جمعى یا به تعبیر قرآن «شعائر اللّه» عبارتند از:
الف. نماز جماعت در مساجد، به طور روزانه.
ب. نماز جمعه، که در مقیاس وسیعتر هفتگى برگزار مىشود.
ج. مراسم حج، که در گسترهاى وسیعتر سالى یکبار تکرار مىگردد.
د. اعیاد مذهبى و نمازهاى عید فطر و قربان.
ه . بزرگداشت ایام اللّه
و. اجتماعات دینى و مراسم مذهبى
موارد یاد شده نیازمند توضیح نیستند و ارتباط آنها با «تعظیم شعائر دینى» از دید خوانندگان نکته سنج پوشیده نیست. ولى دو مورد اخیر را که ارتباط بیشترى با موضوع مقاله دارند اندکى توضیح مىدهیم:
بزرگداشت ایام اللّه
یکى از نمونههاى تعظیم شعائر، بزرگداشت ایام اللّه است. واژۀ «ایام اللّه» اصطلاح تازهاى است که در دهههاى گذشته وارد فرهنگ اجتماعى ما شده است، و داراى ریشۀ قرآنى و سیاسى است.
خداوند در قرآن با فرمان: «و ذکّر هم بایّام اللّه» دستور داده است که همواره یاد و خاطرۀ ایام اللّه در جامعه زنده بماند. مراد از ایّام اللّه چیست؟ ایّام اللّه، طبق نظر مفسران بزرگ از جمله مرحوم علاّمۀ طباطبایى، روزهایى را گویند که در آن روزها یک حادثۀ بزرگ مسرّتبخش یا اندوهبار، تلخ یا شیرین، که ارتباط با سرنوشت جامعه دارد به وقوع پیوسته و عزّت خدایى در آن تجلى کرده و امر خداوند با قدرت و غلبه ظهور یافته باشد.
امامخمینى(ره) براى اولین بار واژۀ «یوم اللّه» و «ایّام اللّه» را در فرهنگ سیاسى وارد کرد و با استفاده از این ادبیات قرآنى روزهاى حساسّ و سرنوشتسازى مانند 17 شهریور را که رژیم شاه به قتل عام مردم پرداخته بود به عنوان یوم اللّه معرفى کرد؛ تا آن حادثه را نشانۀ استیصال دشمن، و قیام یکپارچۀ مردم را به عنوان مظهر تجلّى عزت و قدرت خداوندى به جامعه گوشزد کند. به کارگیرى واژۀ «یوم اللّه» براى روزهایى چون 15 خرداد، 17 شهریور و 22 بهمن از سوى حضرت امام به منظور توجه دادن مردم به ظهور قدرت خداوند در این ایّام بود. تأثیر فوقالعادۀ این واژه در جهتدهى به حرکت انقلابى مردم و توجه به خدایى بودن اهداف نهضت بسیار حایز اهمیت است. و جا دارد مستقلاً در جاى دیگر به آن پرداختهشود.
از جملۀ ایام اللّه «روز قدس» است که مراسم آن همه ساله در آخرین جمعۀ ماه مبارک رمضان، به صورت راهپیمایى و تجمّع، در بسیارى از کشورهاى اسلامى برگزار مىشود. اختصاص یک روز در سال براى زندهنگهداشتن آرمان فلسطین و آزادى بیتالمقدس که از یادگارهاى حضرت امامخمینى(ره) است شیوهاى نو در جهت ایجاد وحدت بین مسلمانان جهان است.
اجتماعات دینى و مراسم مذهبى
اجتماعات دینى و مراسمى که به مناسبتهاى مختلف برگزار مىشود در صورتى که با رعایت شرایط و التزام به لوازم آن صورت پذیرد و برگزار کنندگان، خدا و مصالح مسلمین را در نظر بگیرند یکى از عوامل مؤثر در توسعۀ وحدت خواهد بود. مراسمى مانند: عید غدیر، نیمۀ شعبان، عاشورا، بیست و هشتم صفر و غیره که هر کدام به گونهاى مىتوانند دلها را به هم نزدیک کنند. از جملۀ آنها مراسم هفتۀ وحدت است که در روزهاى ولادت با سعادت پیامبر اکرم(ص) از دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول برگزار مىشود و به این مناسبت اجتماعات، همایشها و کنگرهها تشکیل مىگردد.
اینگونه برنامهها سنّتهاى حسنه و روشهاى مطلوبى هستند که مسیر جامعه را براى هدف متعالى وحدت هموار نموده و این حرکت مقدس و الهى را سرعت مىبخشند.
2. تحکیم روابط اجتماعى
اجتماعات بزرگ از چندین واحد کوچک تشکیل مىشوند. یکى از روشهاى دستیابى به تشکّل عظیم «امّت واحده» تقویت واحدهاى کوچکتر مانند واحد خانواده است. امروز یکى از معضلات بزرگ جوامع پیشرفته تزلزلى است که در کیان خانواده پدید آمده است، معضلى که دهها معضل دیگر از آن زائیده مىشود. تأکید فوقالعاده اسلام بر حفظ شؤون خانواده و رعایت احترام والدین، تا جایى که حتى فرزندان از گفتن کوچکترین سخنى که موجب نارضایتى پدر و مادر شود نهى شدهاند، نشان دهندۀ جایگاه ویژه این نهاد اجتماعى و اهمیت آن است. ارتباطهاى خانوادگى، و در محدودهاى گستردهتر، ارتباطهاى فامیلى که در اسلام «صلۀ رحم» نامیده مىشود پایه و اساس «وحدت عمومى» را تشکیل مىدهند. توجه به این نکته که، چرا در شریعت اسلام صلۀ رحم واجب است و قطع ارتباط با بستگان جزء گناهان کبیره شمرده شده است، ایجاب مىکند که در این امر حیاتى تأمل بیشتر بشود . اهمیت صلۀ رحم و سرکشى به بستگان در اسلام تا بدان پایه است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لایدخل الجنة قاطع رحم» یعنى: هیچ یک از کسانى که قطع رحم کردهاند داخل بهشت نمىشوند بنابراین موفقیت مدیر و رهبر جامعه در تقویت و زمینه سازی
تحکیم روابط اجتماعی است.
3. تقویت مناسبات ملّى
هر قوم و ملّتى آداب و رسوم خاص و جشنهاى ویژهاى دارند که درمیان اقوام و ملّتهاى دیگر مرسوم نیست. اینگونه مراسم در تحکیمارتباط و پیوند بین مردم بسیار مؤثر است. مانند عید نوروز وبسیارى از اعیاد، جشنها و رسوم محلى که در نقاط مختلف جهان بهشکلهاى کاملاً متفاوت مرسوم است، و آثار مثبت آن در توسعۀ همدلىو تقویت عواطف انسانى قابل انکار نیست. البته ممکن است برخى افراد در مشروعیت اینگونه مراسم، که تنها جنبۀ ملى و قومى دارد، از لحاظ شرعى تردید کنند. امّا حکم شرعى آنها روشن است. زیرا برگزارى اعیاد ملى و هرگونه مراسم عمومى و محلّى گرچهریشۀ دینى نداشته باشند، در صورتى که در آنها معصیت خدا نشود، نه تنها نامشروع و ناپسند نیست، بلکه همواره مورد تأیید و تشویق اولیاى اسلام بوده است. به جهت آنکه تأمین کنندۀ مصلحت والا و مهمى چون وحدت ملّى است.
شخصیتهاىبزرگ دینى مانند آیت اللّه العظمى بروجردى در روز عید نوروز جلوس نموده و با مردم دیدار مىکردند. امام خمینى نیز پس از تشکیل حکومت دینى در ایران همه ساله با صدور پیام نوروزى عملاً بر مشروعیت ترویج از چنین اعیاد و مراسم ملّى صحّه گذاشته و مردم را بر بهرهگیرى از این فرصت و انجام دید و بازدید و احیاى سنتهاى نیکوى مردمى تشویق کردند. استفاده صحیح از مناسبتهاى ملّى و محلّى روش مناسبى در توسعۀ اندیشه نوعدوستى و تقویت روحیه اتحاد و اتفاق در جامعه است.
4. توسعۀ مشارکتهاى مردمى
حضور مردم در صحنههاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى یکى از شاخصهاى وحدت ملّى است. زیرا اگر مردم در عرصههاى اقتصادى و سیاسى و فرهنگى کشور مشارکت فعال و حضور مستقیم داشته باشند بتدریج روحیۀ همگرایى در آنان شکل مىگیرد و اندیشۀ وحدت و هماندیشى نهادینه مىشود. نمونههاى فراوان تاریخى را در صدر اسلام و پس از آن، در تحولات مختلف مىتوان یافت. در آغازین روزهاى ظهور اسلام، حضور عاشقانۀ مردم در احداث مسجد قبا و مسجدالنبى، در صحنۀ جنگها و غزوات به همراه پیامبر اکرم(ص)، در عرصۀ تعلیم و تعلّم و دیگر عرصههاى اجتماعى بسیار کارساز بود و روز به روز بر یکپارچگى و اتحاد مسلمانان مىافزود. در دورانهاى بعد نیز هرجا مشارکت مردمى بیشتر بود و براى حضور مردم میدان بیشترى باز مىشد زمینههاى همبستگى فراهمتر و اتحاد مردم نمایانتر مىگردید. نمونۀ دیگرى از بازتاب حضور و اتحاد مردم در پیشرفت و ترقى جامعه را مىتوان در عصر ظهور تمّدن اسلامى مشاهده کرد. زیرا رمز شکوه و عظمت قرنهاى چهارم و پنجم هجرى که اوج شکوفایى تمدن اسلامى در تاریخ ایران و اسلام است حضور آزادانۀ مردم در ادارۀ امور جامعه بوده است. عمدۀ پیشرفتهاى حیرتانگیز مسلمانان
در آن دوران طلایى، به اعتراف همۀ مورخان و محققان، مرهون موقوفاتى بوده که درآمد اقتصادى آنها باید صرف احداث مدارس علمى، کتابخانهها، دارالحکمهها و ادارۀ معاش دانشآموختگان و مدرّسان مىشد، و چنانکه مىدانیم نهاد «وقف و موقوفات» یک نهاد صد در صد مردمى است که مردم خود آن را تأسیس و خود آن را اداره مىکردند. داشتن آزادى عمل براى حضور در عرصههاى مختلف اجتماعى و اقتصادى موجب شده بود تا انگیزۀ خدمت بیشتر شود و روحیۀ مشارکت و معاضدت و همدلى تقویتگردد.
نمونۀ دیگر آن در دوران معاصر، پدیدۀ انقلاب اسلامى است. این انقلاب فرصتى را فراهم کرد تا مصداقهاى عینى و شگفتانگیزى از تأثیرگذارى «حضور» مردم در «اتحاد» آنان را تجربه کنیم. اصل پیروزى انقلاب و غلبه بر نظام شاهنشاهى تنها و تنها از طریق حضور مستقیم مردم در صحنه پدید آمد. قطعۀ تاریخى دهۀ فجر 1357 در تاریخ ایران نماد کامل اتحاد ملّى است که بر پایۀ مشارکت آگاهانۀ همۀ ایرانیان از هر دین، مسلک، نژاد و زبان شکل گرفت. پس از انقلاب توطئههاى رنگارنگ دشمنان تنها در سایۀ حضور همهجانبه مردم رنگ باخت و خنثى شد. جنگ تمام عیار قدرتهاى استکبارى علیه ملت ایران از سال 1359 تا 1367 و حمایتهاى بىدریغ تسلیحاتى، تبلیغاتى، اطلاعاتى و مالى آنها از رژیم بعث عراق در حمله به کشورمان جز در سایۀ بسیج همگانى و حضور مردم در جبههها و پشت جبههها قابل شکست نبود. پیروزى ملّت در جنگ تحمیلى هشت ساله مرهون حضور جدى همۀ مردم بود. شیرینى اتحاد و فداکارى و همدلى در آن هشت سال هنوز در کام مردم باقى است.
یکى دیگر از نمونههاى شاخص در انقلاب اسلامى را مىتوان برگزارى انتخاباتهاى متعدد دانست. امام خمینى(ره) پس از آن که سرزمین ایران را از چنگال استبداد رهانید، براى آنکه کشور دوباره به استبداد برنگردد و آزادى ملّت براى همیشه تضمین شود برگزارى انتخاباتهاى مکرر را در دستور کار خود و ادارهکنندگان کشور قرار داد. حتى گاهى تعداد انتخاباتها بیش از حد نیاز مىنمود. ولى براى ملّتى که تجربۀ حضور در تصمیمگیرىهاى کلان را نداشت و قرنها با نظام استبدادى خو گرفته بود ضرورت داشت تا در انتخاباتهاى متعدد شرکت داده شود. شاید این اقدام بهترین تمرین براى ایجاد اعتماد به نفس در یکایک مردم و آمادگى براى پذیرش نظام مردم سالاری دینی محسوب مىشد، تا از این طریق روحیۀ فرد پرستى و تحمل نظام دیکتاتورى که طى چندین قرن ریشه در تار و پود افکار اجتماعى مردم تنیده بود بتدریج تضعیف و فراموش شود.
قانون اساسى به گونهاى طراحى شده است که بر اساس آن ملّت باید هر از چندگاهیکبار به پاى صندوقهاى رأى رفته و اظهار نظر کنند. انتخاب رئیس جمهور، انتخاب نمایندگان مجلس، انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا و انتخاب خبرگان رهبرى مواردى است که به طور مداوم ذهن و فکر مردم را درگیر مسایل سرنوشتساز خود نموده و حضور دائمى آنها را در صحنههاى سیاسى تضمین مىکند. بدون تردید مشارکت سیاسى مردم پایههاى وحدت امت را تحکیم نموده و یکى از شاخصهاى مورد اعتماد براى تعیین میزان همدلى مردم و همبستگى اجتماعى است.
آفات وحدت
آفات و موانعی که موجب از میان رفتن وحدت و ایجاد تشتت و تفرقه میشوند و در نتیجه مدیریت و رهبری جامعه را با شکست روبرو میکنند بر دو گونهاند: برخى درونى و برخى بیرونى. موانع درونى به نفسانیات و علایق شخصى و گروهى انسانها برمىگردد. و موانع بیرونى عمدتاً به دست قدرتهاى توسعه طلب و سلطه گران متجاوز پدید مىآید. پس وحدت همواره از دو ناحیه تهدید مىشود:
1) از ناحیه هواهاى نفسانى؛
2) از ناحیه قدرتهاى شیطانى.
آفات درونى
براساس فرموده پیامبر گرامى اسلام، حبّ دنیا رأس همه خطاها و ریشۀ گرفتارىهاى بشر است. انسان قبل از اینکه از دشمن بیرونى ضربه بخورد از دشمن درونى که نفس اوست ضربه مىخورد. نیز پیامبر اکرم(ص) فرمودند: دشمنترین دشمنان تو همان نفس توست که در میان دو پهلوىتوست.
نفس هر دم از درونت در کمین
از همه مردم بتر از خشم و کین
دشمنى دارى چنین در سرّ خویش
مـانع عقل است وخصم جان و کیش
وحدت امت اسلامى و وحدت ملّى آنقدر که تاکنون از عوامل نفسانى افراد لطمه دیده است از توطئههاى بیرونى لطمه نخورده است. امام خمینى(ره) مىفرمود:
« شما باید بدانید که هر اختلاف و نزاعى شروع شود، از باطـن خـود انسان است و هر اتحاد و انسجـامى که حاصل شود ازخداست »(همان ،ج16،ص247)
آفات بیرونى
موانع و آفات بیرونى هم دستکمى از موانع درونى ندارند. همان عواملى که به شهادت تاریخ، دست پیدا و ناپیداى آن در اکثر نزاعهاى قومى و مذهبى دیده شده و مانع بزرگى بر سر راه اتحاد ملى و اسلامى به شمار مىرود. این قضیه به قدرى روشن است که هیچ کس نمىتواند منکر تحریکات قدرتهاى استعمارگر در میان کشورهاى اسلامى باشد. ایجاد اختلاف و تحریک بین مسلمانان، با استفاده از اختلافهاى زبانى، نژادى، قومى و مذهبى، از اصول استراتژیک استعمار براى چنگ انداختن به منافع کشورهاى اسلامى و غارت ثروتهاى خرد و کلان آنها است. مطالعه تاریخ استعمار در کشور هند و شیوه نفوذ و تسلط دولت انگلیس در آن منطقه سخت خواندنى و عبرتآموز است. هنوز هم متأسفانه شعار استعمارى «فرّق تسُد» (تفرقه بینداز و آقایى کن) همچنان کاربرد دارد و در دستور کار متجاوزان و ایادىشان قرار مىگیرد. آنها با به کار بستن این شیوه و استفاده از ناآگاهى و ساده اندیشى برخى از اقشار جامعه همواره به بخشى از اهداف شوم خود دست یافته و از منافع آن بهره مىبرند. امام خمینى(ره) بیشترین و پرشورترین هشدارهاى خود را در این زمینه داده است. این عالم تیزبین و آگاه، به خوبى دست استعمار را
در طرح اکثر مباحث اختلافى و اختلافات قومى مشاهده کرده و ملتها را از افتادن در دام این توطئه برحذر داشته و فرموده است:
« ما سالهاى طولانى است که دنبال این هستیم که مسلمین را با هم همقدم و همکلام و مجتمع کنیم؛ براى اینکه تمام گرفتارىهایى که مسلمین دارند و به دست قدرتهاى اجنبى؛ آنهایى که مىخواهند از بلاد مسلمین بهرهگیرى کنند، آنهایى که مىخواهند ذخایر مسلمین را ببرند، آنهایى که مىخواهند دولتهاى اسلامى را در زیر یوغ سلطنت خودشان قرار بدهند، اینها کوشش کردهاند خودشان و عمّالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند. » (همان،ج13،ص339)
امام خمینى(ره) در پیامى بس شیوا و شورانگیز از توطئه شوم جهانخواران پرده برمىدارد و مسلمین را به اتحاد فرا مىخواند و مىفرماید:
« هان! اى مسلمانان قدرتمند، به خود آیید و خود را بشناسید و به عالم بشناسانید؛ و اختلافات فرقهاى و منطقهاى را، که به دست قدرتهاى جهانخوار و عمال فاسد آنها براى غارت شما و پایمال کردن شرف انسانى و اسلامى شما بار آمده، به حکم خداى تعالى و قرآن مجید به دورافکنید.» (همان،ج19،ص339)
نتیجه:
نتیجه ای که از مجموعه مباحث فوق حاصل می شود این است که «وحدت» عنصر اصلی و شرط اساسی مدیریت صحیح یک جامعه است و امام خمینی(ره) به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی از این عنصرحیاتی بهترین بهره برداری را در جهت پیشرفت کشور و تثبیت انقلاب اسلامی نمودند. باز شناسی این موضوع تأثیر مهمی در پویایی و حرکت اصیل انقلاب اسلامی خواهد داشت.